روش نگهداری فرش

غبارگیری

۱٫غبارگیری دستی

-فرش‌های نوبافت: پهن کردن فرش روی شبکۀ توری فلزی و ضربه زدن با چوب به پشت فرش

-فرش‌های قدیمی: غبارگیری دستی برای فرش‌های کهنه ممنوع است.

استفاده از برس‌های نرم و کشیدن جاروبرقی (حفظ فاصلۀ مناسب بین نوک مکنده با سطح فرش)

۲٫ غبارگیری ماشینی

-دستگاه‌های قدیمی: با برس‌های مخصوص داخل دستگاه پرز فرش شانه می‌شود سپس به وسیلۀ محورهای استوانه‌ای با نوارهای پلاستیکی یا برزنتی ضربات مکرّر به پشت فرش وارد می‌شود.

-دستگاه‌های جدید: شبیه ماشین لباسشویی بزرگ که غبار فرش را با حرکت دورانی خارج می‌کند.

شستشو

۱٫شستشوی نقاط تیره و چرک فرش به وسیلۀ برس‌های بزرگ دستگاه قالیشویی

۲٫رها کردن قالی داخل حوضچه‌های بزرگ برای خارج شدن مواد شوینده

۳٫قرار دادن قالی داخل دستگاهی شبیه سانتریفوژ برای خارج کردن آب

۴٫ خشک کردن قالی در هوای آزاد یا در گرمخانه

نکته‌های مهم برای شستن قالی

۱٫شستشو روی سطح سفت (مانند موزاییک یا سنگ) انجام شود.

۲٫از دوش‌های آب‌فشان برای خیس کردن فرش استفاده شود.

۳٫مواد شوینده باید خنثی باشد (محیط‌های اسیدی یا قلیایی شدید به فرش آسیب می‌رسانند). استفاده از پودرهای شوینده نیز الیاف را خشک و شکننده می‌کند و باعث پوسیدگی آن می‌شود.

۴٫به دلیل ثابت نبودن رنگ برخی فرش‌ها، آنها را در حوضچه‌هایی با مواد مخصوص قرار می‌دهند تا رنگ الیاف نسبتاً ثابت شود.

۵٫پس از استفاده از مواد سنتی برای شستشوی فرش باید آن را به دقت آبکشی کرد تا ناخالصی موجود در مواد با نفوذ به پرز فرش باعث آسیب آن نشود.

۶٫برای آب‌گیری در صورت نبودن دستگاه، به وسیلۀ برس یا پارو آبگیری کنید.(برای قالی‌های قدیمی نباید فشار زیادی وارد کرد)

۷٫برای خشک کردن فرش در هوای آزاد آن را کاملاً پهن کنید چون لوله کردن یا تا کردن باعث کیسی و به مرور پوسیدن آن قسمت می‌شود.

۸٫برای خشک کردن فرش با رنگ غیرثابت آن را آویزان نکنید زیرا:

الف.مقدار آب باقی مانده به سمت پایین حرکت کرده و رنگ‌های ناپایدار را نیز حرکت می‌دهد.

ب.به دلیل فشار زیاد به چلۀ فرش ممکن است باعث پارگی آن شود.

۹٫پساب فرش پس از آبکشی باید کاملاً صاف و تمیز باشد.

۱۰٫در صورت قلیایی بودن فرش(استفادۀ زیاد از مواد قلیایی هنگام رنگرزی) می‌توان با اندکی آب و اسید ۱ تا ۲% آن را خنثی کرد.

۱۱٫برای جلوگیری از رنگ‌پریدگی فرش پس از شستشوآن را در معرض نور مستقیم آفتاب قرار ندهید.

۱۲٫از شوینده‌های موجود در منزل برای شستن فرش استفاده نکنید. در صورت دسترسی نداشتن به کارگاه قالیشویی استفاده از شامپوی کودکان مناسب‌تر است.

۱۳٫برای رنگ‌برداری می‌توان از هیدروسولفیت با غلظت پایین استفاده کرد. موادی مانند سودسوزآور، دوسود یا سایر مواد قلیایی تأثیر نامطلوبی بر الیاف فرش گذاشته و از استحکام آن می‌کاهد.

دواشور کردن

برای کهنه‌نمایی فرش:

-قالی‌های جوان و کاملاً نوبافت را می‌توان دواشور کرد.

-قالی را مدتی را در حوضچه ای با مواد مخصوص (مانند کلروهیدرو همراه کمی شوینده) قرار می‌دهند و سپس آبکشی می‌کنند تا لایه‌ای نازک از رنگ الیاف برداشته شود.

-با استفاده از ماشین‌های مخصوص فرش را ساییده و ریشه‌های سفید آن را با پوست گردو یا پوست انار تیره می‌کنند.

-برخی فرش را به مدت طولانی در معرض نور مستقیم آفتاب قرار می‌دهند.

نگه‌داری از فرش

۱٫قالی را کاملاً مناسب با اندازۀ اتاق تهیه کنید. تا کردن قسمت اضافه باعث ترک خوردن و آسیب دیدن آن می‌شود. (مثلاً برای فضای ۵/۳×۵/۲ از فرش با ابعاد ۳×۲ استفاده کنید)

۲٫فرش را روی زمین آهکی یا گچی پهن نکنید. درزها و شکاف سایر کفپوش‌ها را نیز بپوشانید تا محل زندگی حشراتی مانند بید نشود.

۳٫روی موکت یا کفپوش‌های پلاستیکی فرش پهن نکنید. الیاف موکت در مجاورت فرش محل خوبی برای زندگی حشرات هستند.

۴٫اگر از چند تخته فرش استفاده می‌کنید به نحوی آنها را پهن کنید که لبه‌ها یا قسمتی از آنها روی هم قرار نگیرد چون به مرور زمان باعث کیسی می‌شود.

۵٫هرگز قالی ابریشمی را به دیوار گچی نیاویزید. استمرار مجاورت گچ و ابریشم باعث پوسیدگی ابریشم می‌شود.

۶٫از قرار دادن مستقیم اجسام سنگین مانند مبل و میز و… روی فرش خودداری کنید. برای این کار از زیرپایه‌های مخصوص استفاده کنید.

۷٫فرش را پس از مدتی در محل خود جابجا کنید تا قسمت‌هایی که بیشتر پا می‌خورند ساییده نشوند.

۸٫هر چند وقت یکبار فرش را در هوای آزاد قرار دهید و پشت فرش را، که محل مناسبی برای رشد بید و موریانه و انواع قارچ و کپک است، زیر آفتاب بگذارید.

۹٫برخی از انواع نورها برای فرش مضر هستند. مثلاً الیاف ابریشم به دلیل پروتئینی بودن در برابر اشعۀ فرابنفش تخریب می‌شود.

۱۰٫هنگام گردگیری و نظافت درها و پنجره‌ها را باز بگذارید تا گردوغبار خارج شده و روی فرش ننشیند.

۱۱٫فرش را با جاروی خیس جارو نکنید چون پس از مدتی غبار به صورت تودۀ نازکی از گل میان پرزها باقی می‌ماند.

۱۲٫مکان‌های رطوبت‌گیر محل مناسبی برای نگه‌داری فرش یا مفروش کردن نیستند. رطوبت باعث کپک و پوسیدگی فرش می‌شود. توصیه شده پس از ۳ یا ۶ سال فرش‌ها تعویض شوند.

۱۳٫پشت فرش‌های با ارزشی که به عنوان تابلو به دیوار است باید به جهت وجود بید و موریانه و…بررسی و با برس نرم گردگیری کرد.

۱۴٫برای آویختن فرش به دیوار از میخ و وسایل نوک تیز استفاده نکنید:

الف. استفاده از قاب‌هایی که با دیوار فاصله دارند.

ب.استفاده از گیره‌های مخصوص

ج.قرار دادن فرش بین دو شیشه (به نحوی که به پرزها فشار وارد نشود.)

۱۵٫به محض آسیب فرش برای ترمیم آن اقدام کنید تا محل صدمه دیده بیشتر نشود.

۱۶٫برای نگه‌داری فرش در انباری آن لوله کرده و نفتالین یا تنباکو لای آن قرار دهید و میان پارچۀ نخی یا کتانی ضدعفونی شده پیچیده و با طنابی ببندید.

انواع طرح و نقش فرش دستبافت

طرح شاه عباسی

طرح‌های شاه‌عباسی بر پایه گل و بوته‌های ویژه‌ای که به نام «گلهای شاه‌عباسی» مشهورند شکل گرفته‌اند.

این گل‌ها همراه با اسلیمی‌ها، ختایی‌ها و دیگر نقشمایه‌های رایج در نقوش فرش، نگاره‌های اصلی را در حاشیه و متن فرش به وجود می‌آورند.

طرحهای شاه‌عباسی گونه‌های مختلفی دارند که برخی از آنها عبارتند از: شاه عباسی لچک و ترنج، شاه‌ عباسی تصرفی، شاه ‌عباسی افشان و شاه‌عباسی طره‌ای.

شاه عباسی لچک و ترنج:

این طرح از دیرباز برای تزیین جلدهای چرمی و کتابهای قدیمی به کار می‌رفته و از اصالت ویژه‌ای برخوردار است.

فرشهایی که با این طرح بافته می‌شوند دارای ترنجی میانی به شکل دایره یا لوزی هستند که دو «سرترنج» در بالا و پایین و گاه طرفین نیز آنرا احاطه می‌کند. چهار گوشه زمینه میانی و متن فرش را نیز چهار نقش یکسان به نام «لچک» که معمولاً یک چهارم ترنج میانی است، تزیین می‌کند.

پاره‌ای از طرحهای شاه‌عباسی لچکهای ۴ گوشه را ندارند که به آنها «شاه‌ عباسی ترنج دار» گفته می‌شود.

شاه عباسی افشان:

طرح شاه‌عباسی افشان، ترنج‌ میانی و لچکهای ۴ گوشه را ندارد و سراسر متن فرش را برگها و گل‌های اسلیمی و ختایی به همراه خطوط مدور و کمانی پر می‌کند.

شاه عباسی طره‌دار:

این طرح دارای ترنجی ظریف در وسط است و ویژگی این نقش، طره‌ای است که به صورت سلسله ای گرداگرد متن آمده است.

به بیانی دیگر در این گونه طرحها، لچک برخلاف معمول از یک چهارم ترنج تشکیل نشده بلکه به صورت طره سراسر متن را دور زده است.

شاه عباسی تصرفی:

این طرح با دخل و تصرف‌هایی در ساختار کلی طرح شاه عباسی به وجود می‌آید. برای نمونه حذف لچکها و استفاده از نیم ترنجهایی در اضلاع متن فرش و برخورداری از قابها و کتیبه‌های تزیینی به طور قرینه در اضلاع جانبی و تغییراتی از این دست، از جمله ابداعاتی است که در طرح به وجود آمده و آنرا به نام تصرفی موسوم می‌سازد.

طرح اسلیمی

در طراحی فرش به مجموعه‌ای از اشکال تزیینی ویژه‌ که شبیه دهان باز مار هستند، «اسلیمی» گفته می‌شود.

اسلیمی را ریشه‌گرفته از واژه «اسلیم» به معنی «جوانه» دانسته‌اند که چندان دور از ذهن نیست و گروهی نیز ریشه این واژه را از کلمه «اسلام» می‌دانند هرچند که طرحهای اسلیمی پیش از ورود اسلام به ایران نیز به کار می‌رفته است.

طرحهای اسلیمی که بیشتر در مناطق مرکزی ایران مانند اصفهان استفاده می‌شود، خود انواع مختلفی دارد که اسلیمی دهان اژدری، اسلیمی ماری و اسلیمی شکسته از آن دسته‌اند.

طرح گلدانی

در این طرح، شکل گلدانی مزین به شاخه‌های گل، عنصر اصلی و غالب را تشکیل می‌دهد که در اندازه‌های مختلف (گاهی بزرگ و به صورت واحد و گاهی کوچک و در ردیفهای موازی) تمامی زمینه‌ فرش را پوشش می‌دهند.

طرح گلدانی از دیرباز در میان فرشبافان قم، تبریز، کاشان، آباده و کردستان مقبولیت فراوانی داشته و خود انواعی دارد که گلدانی محرابی، گلدانی ظل السلطان، گلدانی حاج خانمی و گلدانی تکراری از آن جمله‌اند.

گلدانی ظل السلطان:

طرحی است گلدانی که در دو طرف آن به جای دسته‌گلدان، نقش پرنده کار می‌شود و از درون گلدان نیز گلهای فراوان روییده است.

گلدانی حاج خانمی:

ـ طرحی گلدانی است که بیشتر در میان قشقایی‌ها رایج است و درشیراز به آن «نقش ناظم» می‌گویند و قالیچه‌های دارای این طرح را «ناظم کشکولی» می‌خوانند. از ویژگی‌های مهم این طرح رعایت دقیق تناسبها و نیز اندازه و ابعاد نگاره‌های مشابه و مکرر در سراسر طرح است.

گویا اصطلاح حاج خانمی از نام «حاج خانم جهان آرا بی بی» گرفته شده است که تلاشی ارزنده در احیای هنر فرشبافی قشقایی داشته است.

طرح بته:

درباره ریشه تقشمایه بته نظرات گوناگونی مطرح شده است. شباهت این نقش با شعله مقدس آتش زرتشتیان، میوه کاج، قطره‌آب، سرو، شاخه نخل، پرنده مهر و… دیدگاههای متفاوتی را درباره منشاء بته ایجاد کرده است.

نقشمایه بته در طرحهای فرش در اندازه‌ها و شکلهای گوناگونی به چشم می‌خورد. گاهی چنان بزرگ است که چند بته برای پوشش سطح فرش کفایت می کند اما در بیشتر موارد به اندازه‌های کوچک در ردیفهای موازی در متن فرش و یا به دنبال هم در حاشیه آن دیده می‌شود که گاهی در سبک شکسته نیز استفاده می‌شود.

طرح بته معمولاً در فرشهای کرمان، سسندج، همدان، کاشان، سرابند و قم دیده می‌شود و معروفترین گونه‌های آن عبارتند از: بته‌جقه، بته ترمه، بته مادر و فرزند، بته سرابندی، بته قلمکار اصفهانی، بته کردستانی یا هشت‌پر.

طرح ماهی درهم (هراتی):

از آنجا که نخستین نمونه‌‌های این طرح در هرات به دست آمده است، به این طرح «هراتی» نیز می‌گویند. طرح ماهی درهم از دو نگاره ماهی و یک گل در میان آنها تشکیل شده است. در برخی مناطق غربی ایران، گل میانی در وسط یک لوزی قرار دارد و چهار ماهی یا چهار برگ خمیده همانند خمیدگی کمرماهی در کناره بیرونی چهار ضلعی لوزی بافته می‌شود.

استان مرکزی، خراسان، همدان، بیجار و سنندج جایگاه اصلی طرح ماهی درهم به شمار می‌آیند.

طرح درختی

نقش گیاهان و درختان به دلیل مقدس بودن آنها نزد ایرانیان باستان، همواره مورد توجه قالیبافان بوده است و امرزه نیز نقش درختی همچنان در بسیاری از نقاط ایران بافته می‌شود اما کارشناسان ریشه اصلی این طرح را در راور کرمان می‌دانند.

طرح درختی برپایه عنصرهای مورد استفاده در آن به نقشهای گوناگونی تقسیم می‌شود که طرح حیوان‌دار (جانوری)، سبزیکار (آب نما)، ترنج‌دار، سروی، سراسری و لچک‌وترنج از آن جمله‌اند.

درختی حیوان‌دار

در این طرح در میان شاخ و برگهای درختان، پرندگانی به چشم می‌خورند و در پای درختان نیز حیواناتی در حال چرا و استراحت دیده می‌شوند.

درختی شکارگاه

اگر در متن و حاشیه طرح درختی، شکارچیانی سوار بر اسب و یا پیاده در حال صید دیده ‌شوند، طرح درختی به شکارگاه موسوم می‌شود.

درختی سبزیکار

اگر در میان فرش، برکه آبی که معمولاً با رنگ فیروزه‌ای مشخص شده‌است دیده شود، طرح فرش را درختی سبزیکار یا آب نما می‌خوانند. در این طرح شکل کلی درخت ترسیم نشده و شاخه‌ها و ساقه‌های پرگل درختان هستند که عناصر غالب و اصلی طرح را تشکیل می‌دهند.

طرح درختی سبزیکار از طرحهای معروفی است که حدود ۶۰سال پیش از راور کرمان به مجموعه طرحهای زیبای فرش ایران راه یافت و امروزه بافندگان کاشان، اصفهان، تبریز، قم و تهران به بافت این طرح علاقه‌مند هستند.

گفتنی است بسیاری از اروپاییان نقش درخت در فرش را به فال نیک گرفته و آن را نشانه‌ای از تداوم عمر و خوشبختی و سعادت می‌دانند.

طرح‌بندی:

اگر نقشمایه‌ یا نقش کوچکی از طرح در متن فرش در جهتهای طولی و عرضی تکرار شده باشد، طرح را بندی می‌نامند.

معروفترین طرحهای بندی عبارتنداز: بندی ورامین (میناخانی)، بندی اسلیمی، بندی بازوبندی (شیرشکری)، بندی کتیبه‌ای و بندی شاخ گوزن حیوان‌دار

بندی میناخانی

نمونه‌های قدیمی این طرح در نقشه‌های دیرسال منطقه کردستان، بیجار و ساوجبلاغ دیده شده است.

طرح میناخانی از جمله طرحهای یکنواختی است که تمام متن فرش را می‌پوشاند و در بسیاری از مناطق ایران از جمله همدان، چهارمحال و بختیاری، هریس و قائنات بافته می‌شود.

 

بندی اسلیمی:

در این طرح نگاره‌ها و خطوط اسلیمی به هم پیوسته و با ترکیب گلهایی همچون ختایی و یا شاه‌‌عباسی زمینه فرش را پر می‌کند.

بندی بازوبندی

نام این طرح از تزیینات بازوبندها و کمربندهایی می‌آید که ایرانیان در گذشته به پهلوانان و ورزشکاران هدیه می‌کردند. نقش قابها و نقاشی‌های این هدیه‌ها منبع الهام طراحان فرش بوده و با تکرار این نقش‌ها، فرشهایی زیبا عرضه شده‌است.

بندی کتیبه‌ای:

در این طرح قابهای هندسی شکل چند ضلعی مزین به گلهایی به چشم می‌خورند که گاه دو قاب با یک گل چندپر و گاه با یک پاره‌خط به هم پیوسته‌اند.

بندی شاخ گوزن حیوان‌دار:

شاخ پرپیچ و خم گوزن از پایه‌های اصلی تشکیل دهنده طرح بندی شاخ گوزنی است. در متن این گونه طرحها، گلهای طراحی شده با برگ‌ها و غنچه‌هایشان به وسیله نقشی که بی‌شباهت به شاخ پرپیچ و خم گوزن نیست، محدود می‌شوند و گلهای طراحی شده به تناوب در سرتاسر متن وبه طور قرینه قرار می‌گیرند.

در طرح‌بندی شاخ گوزن حیوان‌دار، حیوانات بسیار کوچک و ظریفی مانند آهو و گوزن در جای‌جای متن و کنار گلها دیده می‌شوند. حواشی اینگونه نقشها را اغلب با خطوط پیچان و اسلیمی‌‌های ظریف گه گلهال ریزی را در بر گرفته‌اند تزیین می‌کنند.

طرح محرابی

شکل محراب، الهام بخش طراحان فرش در به وجود آوردن این طرح بوده است. فرشهایی که با برخورداری از طرح این طاقهای هلالی بافته می‌شوند، معمولاً صحنه‌های شکار ندارند چرا که در طرح آنها کوشش می‌شود قداست محراب عبادت به بیننده القا شود و با برخورداری از درختها و گلها، بهشت موعود را در چشم بیننده تداعی کند.

طرح محرابی براین پایه که در تزیین آن ستونهای نگهدارنده طاقها مورد استفاده قرار گرفته باشند و یا قندیلی از طاق محراب آویخته باشد و یا از درختها و گلدانهایی برای تزیین متن استفاده شده باشد، به ترتیب به طرح محرابی ستوندار، قندیلی، درختی، و گلدانی تقسیم می‌شود.

طرح محرابی بیشتر در میان بافندگان قم، کاشان، اصفهان و بلوچی رایج است.

 

طرح محرمات

در صورتی که متن فرش به نوارهایی با عرض مساوی و با رنگهای مختلف و مزین به نقشمایه‌های کوچکی تقسیم شود به طوری که زمینه فرش به صورت راه راه به نظر آید، به آن طرح محرمات می‌گویند.

این طرح که در برخی نقاط به آن «قلمدانی» نیز گویند، در کردستان، تبریز وقم مورد توجه بافندگان قرار دارد.

طرح افشان

در طرح افشان خبری از قالبهای مرسوم برای جداسازی نقوش در فرش نیست و لچک و ترنج و بند و… وجود ندارد و اجزای تشکیل دهنده طرح به صورت پراکنده ولی با فواصل منظم از هم قرار دارند.

طرح افشان بنا بر استفاده از گلها و گیاهان و حیوانات به انواع مختلفی تقسیم می‌شود که از آن جمله‌اند: افشان اسلیمی، افشان ختایی، افشان بندی، افشان شاه ‌عباسی و….

طرح شخصیتها و آثار تاریخی

شکل اساسی این طرح‌ها را همانگونه که از نام آنها برمی‌آید، مناظری از ابنیه و تصاویری از شخصیتهای معروف تشکیل می دهد.

تصاویر پادشاهان افسانه‌ای، پهلوانان باستانی، شخصیتهای سیاسی دنیا، بناهای کهن همچون تخت جمشید و… از اینگونه طرحها هستند که در فرش نقش بسته‌اند.

طرح گلفرنگ

عناصر تشکیل دهنده این طرح، گلهای سرخ با گلبرگهای منظم پنج تا هشت‌پر به صورت دسته گل هستند که در سراسر زمینه فرش تکرار شده‌اند.

گلفرنگ گاهی درون گلدان و گاهی بدون آن طراحی می‌شود و گلفرنگ بیجار، ترنج ‌دار، بازوبندی، دسته‌ گل و مستوفی و… از گونه‌های آن هستند.

گلفرنگ مستوفی

واژه مستوفی، لقبی بوده است که شاهان قاجار به منشی‌ها و کارگزاران خود اعطا می کرده‌اند.

بافت اینگونه طرحها که در اراک، تبریز و بیجار متداول است، به یکی از مستوفیان دوره قاجاریه که احتمالاً سفارش دهنده آن بوده نسبت داده می‌شود. پایه این طرح را لوزی‌هایی در ترکیب گلفرنگ‌ها و شاخه‌های زینتی تشکیل می‌دهند و گاهی نیز خطوط اسلیمی را برای آرایش مضاعف دسته گلها به کار می‌برند به گونه‌ای که دسته‌ گلهای فرنگ را به هم پیوند می‌دهند.

گلفرنگ لچک و ترنج:

در این طرح گرداگرد ترنج مرکزی را اغلب دسته‌ای از گلهای سرخ و گلدانهای گلفرنگ فرا می‌گیرد. تمایز کامل نقش و رنگ لچکها از طرح و متن، فضایی بیضی شکل را به وجود می‌آورد که ترنج میانی در آن خودنمایی می‌کند.

حاشیه‌های بزرگ در این طرح، کمابیش نقوش و رنگهای متن اصلی را بازتاب می‌دهد.

طرح اقتباس.

در این گونه از طرحها، طرحهایی از مناطق فرشبافی مجاور ایران که روزگاری جزیی از خاک ایران بوده‌اند همچون ترکیه، قفقاز، افغانستان و… گرفته شده و با تغییراتی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

اقتباسی قفقاز

نقش اینگونه طرحها با اقتباس از نقوش سنتی قفقازی، در زمره دسته فرشهای ذهنی بافت ایلیاتی است که بیشتر در شمال شرقی ایران و در منطقه ترکمن صحرا تولید می‌شود.

اقتباسی گوبلن

نقش‌های این طرح پر از گلهای پنج پر و هشت پر (گلفرنگ) است وبی شباهت به گوبلنهای فرانسوی نیست.

معمولاً کف این طرحها ساده است و حاشیه اصلی همیشه از خطوط صاف و مستقیم پیروی نمی‌کند.

این طرح نخستین بار در راور کرمان بافته شد.

طرح تلفیقی

هنرمندان با الهام از نقوش گوناگون و تلفیق نقشمایه‌های موزون آنها با یکدیگر، نقشهای بدیعی را می‌آفرینند که به طرحهای تلفیقی موسومند.

این طرحها از الگو و رنگهای خاصی پیروی نمی‌کنند و انتخاب آنها به سلیقه طراح و نقاشی بستگی دارد به گونه‌ای که گاه طرحهای بته‌جقه، گلفرنگ، قابها، کتیبه‌ها و گلدانها در یک فرش گردهم می‌آیند.

طرحهای تلفیقی انواع گوناگونی دارند که شاخه پیچ ترنجدار، سلسه‌ای ترنجدار، لچک ترنج گلدانی، بند اسلیمی، ترنجی دسته‌گل، ترنجی کف ساده و…. از آن جمله‌اند.

ابزارهای قالیبافی

ابزار وسایلى هستند که به کمک آنها قالى بافته مى شود و به دو گروه ابزار بافت فارسى و ابزار ترکى تقسیم مى شوند.

ابزار فارسى بافت:

چاقو (کارتک): وسیله اى است داراى لبه تیز که از دو قسمت تیغه و دسته تشکیل شده است و براى بریدن سر اضافى ریشه ها استفاده مى شود و داراى اندازه هاى متفاوت است ولى معمولا طول آن حدود ٢٠ سانتیمتر است. چاقو در بعضى مناطق حالت مستقیم و راست دارد و در بعضى مناطق حالت کمانى دارد و تیغه پهنى دارد که علاوه بر بریدن پرزها براى کوبیدن و جلو کشیدن ریشه ها از آن استفاده مى شود که به نوع اخیر پاکى گویند.

قیچى فارسى بافت: همان قیچى خیاطى است که تیغه اى به قطر ارتفاع پرزها در یکى از لبه هاى آن لحیم مى شود و در مناطق مرکزى از آن استفاده مى شود. البته در مناطقى چون اصفهان از قیچى اصفهانى استفاده مى شود که عبارتست از نوعى قیچى که مانند قیچى ترکى بافت سطح تیغه ها با دسته آن در یک سطح نیست و لبه هاى آن با ضخامت اضافى ساخته مى شود که ضخامت آن با توجه به رج شمار و ظرافت فرش متفاوت است و این ضخامت بین ٣ تا ١٢ میلى متر مى باشد.

دفتین (شانه – کرکیت): ابزارى است که براى کوبیدن پود و ریشه هاى زده شده از آنها استفاده مى شود که داراى بدنه اى چوبى و سنگین و دسته اى برآمده مى باشد و دندانه هاى فلزى دارد و حدود ٢ کیلوگرم وزن دارد و زدن آن نیاز به مهارتى ویژه دارد چون هرگونه بى دقتى در استفاده از دفتین باعث پارگى و آسیب به تارها مى شود.

ابزار بافت ترکى

قلاب: این وسیله از دسته و تیغه و قلاب تشکیل شده است که از قلاب براى گرفتن تارها و از تیغه براى بریدن پرزها استفاده مى شود. از نکات مهم این است که قلاب را باید موازى چله ها نگاه داشت تا تیغه آن با چله ها تماس نداشته باشد و آنها را پاره نکند.

سیخ: وسیله اى فلزى است که براى کشیدن پودها استفاده مى شود و حالت فنرى دارد طول آن از ۴٠ تا ٨٠ سانتیمتر متفاوت است. پهناى سیخ معمولا ٢ سانتیمتر مى باشد، نوک آن داراى قلاب مى باشد که از قلاب آن براى گرفتن پودها استفاده مى شود.

 

دفه (دف): ابزارى است فلزى که براى کوبیدن و محکم کردن پود و گره ها استفاده مى شود. دفه از دندانه هاى فلزى تشکیل شده که در انتها به هم متصل شده و دسته را تشکیل مى دهند.

قیچى (مقراض): وسیله اى است فلزى که از دو قسمت دسته ها و تیغه ها تشکیل شده است که دسته ها و تیغه ها در یک سطح قرار ندارند و تیغه ها در سطح پایین ترى قرار دارند و از آن براى چیدن اضافى سر ریشه ها استفاده مى شود و استفاده از آن نیاز به مهارت فراوان دارد چون هر گونه بى دقتى در استفاده از آن باعث بره بره شدن و یا ذرتى شدن فرش مى شود.

قشو (شانه – اره): وسیله اى است اره مانند که براى سرکشى پرزها در مناطق ترک بافت استفاده مى شود.

هنر فرش و گلیم آذربایجان شرقی

آذربایجان شرقی به عنوان بخشی کهن و تاریخی از سرزمین ایران دارای رشته‌های گوناگون و متنوع صنایع دستی است.
از مهمترین صنایع دستی استان آذربایجان شرقی می‌توان به قالی و گلیم بافی اشاره کرد که از شهرتی جهانی برخوردار است .

جاجیم بافی، رنگرزی سنتی و چاپ کلاقه‌ای، سوزن دوزی، سفالگری و سرامیک سازی، فرآورده‌های پوست و چرم، هنرهای مرتبط با چوب، حصیربافی، طراحی سنتی و نگارگری، صحافی و جلدسازی سنتی و گیوه دوزی و چاروق دوزی از جمله دیگر رشته‌های صنایع دستی این استان است.

قالی بافی:

منطقه آذربایجان و به‌ویژه شهر تبریز از دیرباز در خلق قالی‌های نفیس، نقش عمده‌ای داشته است.
سابقه تاریخی هنری این مردم به دوران مادها می‌رسد. طراحی فرش در این مرز و بوم، سابقه طولانی دارد و طراحان بزرگی در این منطقه وجود داشته‌اند که با خلق آثار گرانبها و باارزش، خدمات ارزنده‌ای به فرش ایران کرده‌اند.

تبریز

تبریز یکی از مراکز بافندگی بسیار با اهمیت ایران در زمینه قالی بافی است.
امروزه فرش‌های تبریز زینت بخش موزه‌های معتبر جهان و یا در مجموعه کلکسیونرهای مشتاق جای گرفته است .
از هنرمندان این رشته می‌توان به میر منصور، رسام ارژنگی، عبدالله باقری، احمد عماد، حبیب‌الله امین افشار، میرزا تقی خیابانی، جعفر پاکدست، عباسعلی اعلاباف، اکبر برگی، قلی نامی، محمد حسن نجف زاده معروف به “بنام تبریزی”، ایپکچی، اهرابی، جوان، سلماسی، ممقانی، تهرانچی، آنتیکچی و طباطبایی اشاره کرد.
اولین عناصر و نقشمایه‌های سنتی ایران نظیر اسلیمی‌ها و ختایی‌ها قبل از آن که از طریق مکتب اصفهان و فرهنگ دوره صفوی ابعاد جهانی یابند، از طریق نگاره‌ها و تذهیب و مرقعات بر روی فرش‌های شمال غربی ایران و تبریز ظاهر شدند.
نقشه‌های این فرش‌ها اگر چه نام و نشانی برخود ندارند ولی در آن حدی از کمالند که طرح و رنگ آنها را می‌توان با آثار بهزاد و سلطان محمد و دیگر هنرمندان عصر مقایسه کرد.
به دنبال رکود پس از عصر صفوی، تبریز در اواخر قاجاریه، از اولین شهرهایی است که تجارت فرش به طور گسترده در آن رواج می‌یابد و بازار پررونقی برای شرکت‌های اروپایی می‌شود.
فرش‌های تبریز در هفتاد سال اخیر اغلب با طرح‌های گلدانی، محرابی، شکارگاه ، هراتی گل فرنگ، شاه عباسی، بندی، خشتی یا قابقابی، منظره بافی، قاب قرآنی، افشان، اسلیمی و بعضی از آثار و ابنیه اسلامی از کوچکترین تا بزرگترین اندازه‌های ممکن بافته شده اند. از دیگر طرح‌های رایج در تبریز می توان به ریز ماهی، لچک ترنج و بته اشاره کرد.
بافت انواع فرش‌های سنتی با طرح‌ها و رنگهای بدیع و زیبا نمایشگر اوج تسلط طراحان و بافندگان بر فن بافت فرش است. چنین است تلفیق رنگهای سنتی و رنگهای متنوع دیگر که به طور هنرمندانه صورت می‌گیرد، هر چند که ارزش رنگرزی گیاهی قابل مقایسه با رنگرزی شیمیایی نیست.
مورد دیگری که به عنوان طراحی تابلو و عموما تحت تاثیر طراحی اروپایی در تبریز رایج شده است و ظاهرا بازار گرمی نیز دارد، جای بحث دارد. این تصاویر همراه بافتی نفیس و درخشان نتایج حیرت باری را به ارمغان آورده است.
مسأله دیگری که در طراحی امروز نقشه‌های فرش در تبریز وجود دارد آن است که به ظاهر طراحی و رنگ تا حدودی جنبه ذوق آزمایی شخصی پیدا کرده است و بر اساس ذوق و استعداد و توانایی تعدادی هنرمند و یا تحت تاثیر عوامل بیرونی طراحی می‌شود.
با اطمینان می‌توان گفت اگر تبریز آسیب‌های ناشی از بحران تورم و کمبود مواد مورد نیاز را از عرصه تولیدات دور سازد، تا سالیان طولانی فرش تبریز فرش غیر قابل رقابت در جهان باقی خواهد ماند و فرش‌های زیبا و نفیس آن کماکان در آن سوی مرزها فاتح بی رقیب بازارهای فرش خواهد بود.

شهرستان هریس

شهرستان هریس در استان آذربایجان شرقی ازنظر قالی بافی شهرت زیادی دارد و فرش‌های ابریشمی و پشمی و خوش آب و رنگ آن از قدیم مطلوب بازارهای داخل و خارج بوده است.
فرشهای هریس با وجود آن که همگی دریک سبک بافته می‌شود ولی کمتر مشابه یکدیگر هستند.
قالی بافان هریس در گذشته از به کاربردن نقشه، پرهیز می‌کردند و اغلب فرش‌های خود را به کمک حافظه می‌بافتند. بافندگان محلی پیش از این پشم‌های مورد مصرف خود را از گوسفندان ایل شاهسون تامین می‌کردند.
اسامی نقشه‌هایی که از قدیم در هریس بافته می‌شد، راحله، افشان، حیات، تاجری، صمدخانی، پیشیکلی، چلینگری، علی اصلان، سیل آپادان یا صبوری، قره قاش، خاتون نقشه، ماری، اشرف، کف ساده، اسماعیل بگ، یدی گل، حافضعلی و دستمال نقشه هستند.
البته امروز بیشتر طرح‌های صمد خان، تاجری، صبوری، یدی گل، علی اصلان، اسماعیل بیک، چلینگر، افشان و تلفیقی هریس بافته می‌شود.

گلیم بافی:

گلیم بافی نیز در آذربایجان شرقی بسیار رایج است و یکی از رشته‌های اصلی صنایع دستی در منطقه به حساب می‌آید.

گلیم شاهسون ها

از مهمترین گلیم‌های منطقه می‌توان به بافت گلیم‌های شاهسون اشاره کرد.
شاهسون‌ها یکی از مهمترین طوایف شمال غربی‌ایران هستند که اکثریت آنها ترک و اقلیتی دارای اصلیت کرد، تاجیک و گرجی هستند.
شاهسون به معنای دوست دار و وفادار به شاه است که توسط شاه عباس برای مقابله با سپاه شیعه یعنی قزل باش‌ها به وجود آمد.
گلیم رایج‌ترین کف پوش شاهسون‌ها است و به همین علت تعداد زیادی از آنها توسط این طایفه بافته شده است. شاهسون‌ها مردمی بسیار سنتی هستند و در طرح و بافت گلیم‌های آنان نوعی محدودیت به چشم می‌خورد.
در تمام گلیم‌های شاهسون‌ها از نگاره‌های بزرگ و برجسته استفاده شده است.
این نگاره‌ها به صورت ردیفی در گلیم‌ها بافته شده و توسط نوارهایی باریک با طرح‌های ظریف تر و پیچیده تر از یکدیگر جدا شده اند.
شاهسون‌های منطقه هشترود که زمستان را داخل و یا اطراف هشترود سپری می کنند و تابستان به دامنه‌های کوه سهند کوچ می‌کنند، از رنگهای ملایم به خصوص سبز و صورتی و کمی آبی تیره و قهوه‌ای در بافت گلیم هایشان استفاده می کنند.
حاشیه‌ها معمولا ساده و تحت تاثیر همسایگان کرد بر شیوه بافت آنها بیش از دیگر قبایل بوده است.
باوجود اینکه شاهسون‌های میانه و هشترود از لحاظ فرهنگی با هم اختلافی ندارند ولی در بافت گلیم تفاوت‌هایی دیده می‌شود.

 

گلیم‌های شاهسون میانه بزرگتر از گلیم‌های شاهسون‌های هشترود است و طرحهای نواری سنتی و ترنج‌های بزرگ کنگره دار از جمله نگاره‌های آنها است. تارها معمولا پشمین یا نخی بوده و ریسمان‌های خود رنگ در متن گلیم به چشم می‌خورد.
بافت چاک دار و خطوط حاشیه‌ای پیچ باف به وسیله رنگهای متضاد از دیگر قسمت‌های آن متمایز می‌شود.
زرد پرتقالی، قرمز گیلاسی، آبی روشن و قهوه‌ای ملایم از جمله رنگهای این منطقه است.
در استان آذربایجان شرقی هم گلیم‌های ساده(دورو) و هم گلیم‌های سوماک که به “ورنی” معروف است، بافته می‌شود.
گلیم‌های ساده یا دورو دارای تار از نوع پنبه‌ای و پود پشمی بوده و ورنی دارای تارو پود نازک از نخ پنبه‌ای و نیز پود پشمی است.
بافت ورنی به شیوه پود پیچی است و بر روی این نوع گلیم، طرحها و نقوش حیوانات اهلی و وحشی مشاهده می‌شود.
گلیم‌های آذربایجان شرقی، ذهنی‌باف است و هرگزاز نقشه برای بافت استفاده نمی‌شود از این رو طرح و نقش حاصل ذوق و خلاقیت بافنده گلیم است.

آشنایی کامل با چله کشی و کجوبندی

چله کشی
چله کشی به دو روش ترکی و فارسی انجام می شود که در اینجا به توضیح روش چله کشی ترکی که نسبت به چله کشی فارسی ساده تر می باشد پرداخته می شود.

چله کشی ترکی: چله کشی مهم ترین مرحله قبل از بافت گلیم می باشد.
معمولاً جنس نخ چله از پنبه و به رنگ سفید می باشد. در بعضی مناطق از پشم ( در میان عشایر ) و به ندرت ابریشم به عنوان چله استفاده می شود.
نخ پنبه ای دارای استقامت، تاب و قدرت کششی بیشتری به عنوان چله یا تار است.قبل از شروع چله کشی دو رشته نخ ( با قطر بیشتر از چله – یا چند لا از نخ چله ) به فواصل دلخواه ( حدود ۲۰ سانتی متر ) و به موازات سر دار و زیر دار به پایه های عمودی دار ( راست روها ) می بندیم.در اصطلاح به این دو رشته نخ ، نخ زهوار گفته می شود. نخ زهوار بالا، جای قرار گرفتن چوب هاف و نخ زهوار پایین جای قرار گرفتن تسمه مهار ( از جنس چوب یا فلز به عرضcm 3-2 و قطر mm 5-3) می باشد.

در ابتدا سردار و زیردار را اندازه گیری می کنیم و نقطه میانی را به دست می آوریم.سپس طرفین این نقطه میانی را در سردار و زیردار به واحدهای cm10 تقسیم می کنیم.این عمل برای دقت و سرعت در شمارش نخ های تار ( چله ) انجام می شود و به آن تقسیم بندی و سیه بندی گفته می شود.

سپس نخ چله را که از روی دوک یا کلاف به صورت گلوله در آورده ایم را در دست می گیریم و سر آن را به زیر دار می بندیم.برای انجام چله کشی ترکی به همکاری ۲ نفر نیاز است.یک نفر در پایین نزدیک زیردار می نشیند و دیگری مسلط بر دار می ایستد. نفر نشسته گلوله نخ را از زیر زهوار پایین و روی زهوار بالا رد می کند و به نفر دوم می دهد و او گلوله را از روی سردار عبور داده و به صورت مستقیم به سمت پایین هدایت می کند تا نفر نشسته آن را بگیرد.سپس نفر نشسته این بار گلوله را از روی نخ زهوار پایین وزیر نخ زهوار بالا رد می کند و مجدداً به نفر دوم می دهد.یعنی عکس دفعه قبل عمل می کند و به همین ترتیب گلوله نخ به صورت یک در میان از زیر و روی زهوارها رد می شود تا چله کشی به تعداد مورد نیاز انجام شود.

به طور معمول پودها هنگام بافت کشیده می شوند و موجب کاسته شدن عرض گلیم می شوند برای رفع این مشکل معمولاً چند جفت تار بیشتر از اندازه مورد نیاز کشیده می شود.بعد از اتمام چله کشی انتهای نخ چله مجدداً به زیر دار گره می خورد و محکم می شود.

نکات مهم چله کشی:

۱- قبل از انجام عمل چله کشی دار گلیم را مورد بررسی قرار دهیم تا از سالم بودن آن مطمئن شویم.سردار و زیردار باید موازی هم و کاملاً عمود بر راست روها باشند و دارای هیچ گونه عیب و برآمدگی زائد نباشد.

۲- عمل چله کشی باید کاملاً در وسط دار به صورتی که دو طرف متقارن باشند انجام شود و سنگینی چله ها به یک سمت منتقل نشود.

۳- با توجه به ظرافت و درشتی طرح اقدام به تهیه نخ چله مناسب می کنیم.

۴- کشش نخ های تار در تمام عرض دار به صورت یکنواخت و مساوی باشد و بهتر است چله کشی در یک زمان انجام شود و بین آن وقفه نیفتد.

۵- عرض مورد نظر برای گلیم را باید از قبل مشخص کنیم و تعداد نخ تار را با توجه به عرض کار محاسبه و تعیین کنیم.

۶- فاصله بین تارها معمولاً به اندازه قطر چله مصرفی می باشد.به این ترتیب در هر یک سانتی متر بین ۴ تا ۵ تار به طور معمول کشیده می شود.

۷- تعداد تارهای کشیده شده زوج می باشد.برای اطمینان از درستی این امر اگر نخ چله را در ابتدا از زیر زهوار پایین عبور داده ایم،در انتها باید نخ چله را از روی زهوار پایین عبور دهیم تا چله ها به صورت زوج یا جفت باشند.

۸- عمل چله کشی را به صورت سفت و با کشش زیاد انجام نمی دهیم، زیرا بافت گلیم احتیاج به کشش زیاد در چله ها ندارد. ذکر این نکته به این معنی نیست که باید کشش کم باشد یا چله کشی شل انجام شود، بلکه باید کشش چله ها متوسط و متناسب صورت گیرد.

بعد از رعایت این نکات و انجام چله کشی به کارهای بعد می پردازیم.در ادامه به جای نخ زهوار پایین تسمه مهار چوبی یا فلزی را در لابلای تارها قرار می دهیم و به سمت پایین هدایت می کنیم.پس از عبور تسمه می توانیم نخ زهوار پایین را قطع کنیم یا آن را به سمت پایین و زیر کار هدایت کنیم.سپس به جای نخ زهوار بالا چوب هاف را قرار می دهیم که دارای طولی معادل عرض دار و قطر تقریبیcm 3 می باشد.لازم به ذکر است که نخ زهوار بالا را قطع نمی کنیم تا اگر به هر دلیلی چوب هاف را از محل آن برداشتیم بتوانیم به کمک نخ زهوار مجدداً چوب هاف را به مکان خود هدایت کنیم.

کجوبندی

برای کجوبندی ابتدا به دو سر چوب کجو میخ می زنیم و نخی را به صورت چند لا تاب می دهیم و به وسیله اتصال به این میخ ها آن را روی چوب کجو محکم می کنیم، که به آن نخ کجو یا نخ نیره نیز گفته می شود.چوب کجو را به راست روها می بندیم.سپس به وسیله نخی دیگر که قطر آن با قطر چله برابر است و به آن نخ کجوبندی یا نیره پیچی گفته می شود ، شروع به مهار چله های زیر هاف می کنیم.

به این ترتیب که نخ کجوبندی را به نخ کجو گره می زنیم و برای استحکام دور کجو و نخ کجو قلاب می کنیم و گره می زنیم.سپس اولین چله روی هاف را کنار زده و نخ کجوبندی را دور اولین چله پشت هاف می گردانیم و دوباره روی کجو و نخ کجو قلاب می کنیم.به همین ترتیب یکی یکی نخ های روی هاف را کنار زده و با گرفتن نخ های زیر هاف بوسیله نخ کجوبندی آنها را مهار می کنیم و در نهایت چله های زیر و رو به صورت تفکیک شده از هم قرار می گیرند.

طراحان قالی

تکمیل و تعالی نقشه قالی ایرانی به مرور زمان صورت گرفته است. بنابر شواهد تاریخی، قالی‎های ایران تا حدود ۴۵۰ سال پیش مقارن سلطنت شاه طهماسب با طرح‎های هندسی بافته می‎شدند و شاید تا حدودی به تحقیق بتوان گفت تنها بعد از این زمان بود که طرح‎هایی با خطوط منحنی و دوار در نقش قالی ایران وارد شد و در این زمان، هنر قالی مانند دیگر هنرهای زیبا به حد کمال خود رسید.

هنگام بحث درباره طراحان نقش قالی ایران اگر از گذشته‎های بسیار دور عهد صفوی که تنها نام انگشت شمار تنی چند از این هنرمندان از جمله رضا عباسی، میرک و سلطان محمد تبریزی بر صفحات تاریخ هنر ایران باقیمانده است بگذریم و ادامه مبحث را با گذشتن از یک فضای خالی تاریخی به دوره پایانی عهد قاجاریه کشانده و تاریخ نقش قالی را از زمان نقاش بزرگ کرمان محسن خان شروع کرده و به زمان حال برسانیم، به نام بسیاری از هنرمندان نقش قالی و تذهیب بر می‏خوریم که حاصل تخیل و قدرت نقش آفرینی هنر قالی بافی ایران جلوه ابدی بخشیده‎اند.

طراحان بزرگ نقش قالی ایران در ۱۵۰ سال اخیر در پنج مرکز مهم قالی بافی ایران به شرح زیر دسته بندی میشود:

کرمان

سر سلسله نقاشان بزرگ ایران، محسن خان نقاش معروف کرمانی است متولد سال ۱۲۱۱ شمسی و متوفی سال ۱۲۹۰ شمسی؛ فرزند این هنرمند بزرگ حسن‎خان یکی از طراحان نام آور و برجسته نقش قالی است. شاگردان حسن‎خان به ترتیب عبارتند از زمان‏خان، احمد علی‎خان کربلایی، اکبر فدایی، کاشی نقاش، حاج محمد جعفر، عزیز الله بهارستانی، رضا بهره‎مند و حسین رسولی راوری که هر کدام از آنها با ابداع نقشهای جدید و دلفریب هنر نقش قالی را در خطه کرمان به اوج کمال خود رسانیدند.

در نسل سوم نقاشان کرمانی به نام‏های محمد علی شاهرخی پسر حسن‎خان،اکبر بهارستانی فرزند عزیزالله بهارستانی، عباس سروری،احمد کیوان، علی صوتی و حسین واعظی بر می‏خوریم.

اصفهان

در طراحی قالی اصفهان بی‎تردید باید ابتدا به نام عیسی بهادری اشاره شود. او پس از اتمام مدرسه کمال الملک، سال ۱۳۱۵ به سرپرستی هنرستان هنرهای زیبا اصفهان برگزیده شد؛ به مدت ۳۰ سال در این سمت شاگردان زیادی را در همه رشته‎های هنرهای تزئینی بویژه در نقاشی و تذهیب و نقش قالی تربیت کرد و طرح‎های بسیار جالبی را به مجموعه طرح‎های ایرانی افزود؛ جواد رستم شیرازی، پورصفا، هوشنگ جزی‎زاده، محمود فرشچیان و جعفرقلی دادخواه همگی از دانش آموختگان این هنرستان و از شاگردان و همکاران او بودند.

احمد ارچنگ متولد ۱۲۹۳ شمسی هنرمند برجسته دیگری است که از او طرح‎های چشم نواز و زیبایی در نقش قالی‎بافی مانده است؛ شاگردان با استعداد این هنرمند به نام‎های عباس کرباسیون و رحمت الله شادمان در ادامه کار استاد هم اکنون به کار طراحی در اصفهان اشتغال دارند؛ جعفر رشتیان، طراح معروف دیگری درا صفهان که تا چندی پیش در قید حیات بود در زمینه طرح‎های منظره‎ای نمونه‎های بسیار با ارزشی از خود بر جای گذاشت. نمیتوان از نقش قالی اصفهان صحبت کرد و به نام حسین مصور الملکی متولد ۱۲۷۰ شمسی از نقاشان مشهور نقش قالی اصفهان اشاره نکرد.

کاشان

در دفتر طراحان بزرگ و صاحب سبک کاشان در ۱۱۰ سال اخیر ابتدا به نام رضا صانعی می‎رسید رضاخان که از پیشکسوتان هنرمند نقش قالی است بر می‎خوریم. این هنرمند نامدار سال ۱۲۶۵ شمسی در شهر کاشان متولد شد. او مانند سایر هنرمندان همعصر خود، نقاشی و طراحی را نزد میرزا احمد و برادرش میرزا علی اکبر آموخت و خیلی زود خود به مرحله استادی رسید. آثار او بیشتر بصورت دورنما و پرتره است. همکار و داماد او میرزا نصرالله صانعی نقاش زاده نیز از استادان فن نقش قالی است که بیشتر در سبک کلاسیک کار میکرده است.

دبیرالصنایع، آقا رضا وفا و میرزا عباس صنیعی نیز از استادان فن هستند و هنر نقاشی قالی کاشان به مقیاس زیاد، مدیون ذوق و نوآوری و خلاقیت هنری آنان است؛ محمد و نظام افسری، دو تن از اعضای خانواده هنرمند افسری در کاشان هستند که در رشته نقش قالی به مرحله استادی رسیدند؛کارهای این دو نقاش چیره دست بیشتر در مایه طرح‎های طبیعت و صورت سازی است.

در یادآوری سایر هنرمندان صاحب شهرت این رشته باید به نام‎های محمد صنیعی، فرزند میرزا عباس صنیعی و مرتضی درویش و بالاخره سید محسن صانعی فرزند رضا صانعی که در شهر مشهد به کار طراحی قالی اشتغال دارد اشاره شود.

تبریز

شهر تبریز میراث‎دار نگارگری مکتب تبریز است که خود همواره به عنوان نوآورترین شهر در طراحی قالی جهان مطرح بوده است. تبریز از سویی به واسطه قرار گرفتن در مسیر جاده ابریشم و ارتباط با کشورهای اروپایی و از سویی جسارت طراحان در ابداع فرم‎ها و رنگ آمیزی‎های جدید از ویژگی‎های منحصر به فردی برخوردار است. از قدیمی‎ها رسام ارژنگی و میر مصور، مینیاتوریست و نقاش قالی و از بنیانگذاران مدرسه صنایع مستظرفه تبریز بوده‎اند.

همچنین از استادان درگذشته می‎توان به حبیب الله امین افشار و محمد تقی خیابانی،ابراهیم رضایی،ابوالقاسم اماقانی، قلی نامی و اکبر برگی اشاره کرد و از هنرمندان دوران معاصر رضا اسکندری، غلامحسین خیابانی و محمد حسین بنام را می‎توان نام برد که هر کدام با ذوق و کوشش فراوان سعی دارند برگ جدیدی بر دفتر طرح‎های جاودانی قالی ایران بیفزایند.

مشهد

از طراحان مشهور و قدیمی مشهد میتوان از عبدالحمید صنعت نگار متولد ۱۲۸۷ شمسى نام برد که طراح نقشه بسیاری از قالی‎های بافته شده در کارگاه عمو اوغلی بوده است، علی اکبر طرحچی، فرزند عباس طرحچی معروف به نگارنده نیز از طراحان قدیمی و پر سابقه مشهد است؛ از نسل جوانتر محمد حسین فخرالواعظین مهدوی متولد ۱۳۱۰ شمسی فرزند شیخ عبدالکریم فخرالواعظین مهدوی، طراح و نقاش قدیمی کرمانی و احمد بهبودی و حسین شهیدی‎نژاد هستند که در گروه هنرمندان کارگاه‎های قالی‎بافی آستان قدس رضوی و شرکت سهامی فرش ایران قرار دارند.

تأثیر هنر فرش بافى بر نقاشى اوریانتالیسم

اوریانتالیست ها (شرقى سازان) عنوانى است که به شمارى از نقاشان آکادمیک اروپایى سده ى نوزدهم داده اند. که در پى روابط تجارى و رقابت استعمارى بین دولت هاى اروپایى به کشورهایى چون تونس، مراکش، لبنان، عثمانى، ایران و… وارد شدند.
اینان، بنابر سلیقه ى باب روز، موضوع هاى شرقى مآب مثلا سلاطین و کاخ هاى پر زرق و برق و آراسته با انواع کاشى ها و فرش هاى ایرانى، زنان حرمسرا، بازارها و مردمى با لباس هاى سنتى و غیره را با برداشتى رمانتیک تصویر مى کردند.
در میان آثار نقاشى هنرمندان رمانتیست و به ویژه اوریانتالیست به موارى از فرش ایرانى برخورد مى کنیم که با مهارت بسیارى ترسیم شده اند و نشان از علاقه و دقت هنرمندان غرب به این هنر اصیل ایرانى دارد.
دقت در ترسیم این فرش ها تا حدى است که به وضوح مى توان در این نقاشى ها شیوه و سبک و نیز نقوش موجود در این فرش ها را تشخیص داد. این دقت زیاد نشان دهنده ى اهمیت این هنر در میان هنرمندان رمانتیست و اوریانتالیست بوده است، به طورى که شاید بتوان گفت در بیش از نیمى از آثار این هنرمندان فرش ایرانى مشاهده مى شود که یا به عنوان زیرانداز، یا عامل تزیینى دیوار از آن استفاده شده است.

 

نگاهى کوتاه بر تاریخچه ى فرش در ایران

قالى هاى ایرانى از دیرباز تاکنون شهرتى بسیار داشته اند و برخى از آن ها مانند قالى بهارستان که در بارگاه تیسفون قرار داشت، و با عرض بیست و شش متر، از بزرگ ترین فرش هاى افسانه اى دوران باستان محسوب مى شود. گفته شده است که این شاهکار ساسانى به جواهر آراسته بود .
منابع یونانى نیز همگى از قالى هاى زربفت ایرانى سخن گفته اند و اوستا هم به کف پوش هاى شکوهمند زرین اشاره هایى کرده است.
نخستین جغرافى دانان عرب هم اطلاعات دقیق و بسیارى درباره ى جایگاه قالى بافى و اوضع کلى داد و ستد قالى در ایران داده اند و، بنا به گفته هاى آنان، در دوران اسلامى کمابیش در همه ى شهرهاى ایران صنعت قالى بافى گسترش یافته بود .
از دیگر نمونه هایى که بى تردید مى توان از آن به عنوان یکى از مستندات اصالت هنر قالى بافى در میان ایرانیان یاد کرد، قالى معروف «پازیریک» است. بنا به گفته ى محققان، این قالى که در خلال کاوش هاى باستان شناسان شوروى (سابق) در تپه هاى پازیریک، در کوه هاى آلتایى سیبرى، کشف شده است،به دوره ى هخامنشى تعلق دارد.

جایگاه فرش در غرب

با توجه به آنچه نویسندگان و پژوهشگران غربى گفته اند، مى توان به این مهم پى برد که فرش ایرانى از دیرباز در همه جا داراى شهرت و اعتبار خاصى بوده و از این رو، نظر بسیارى از محققان، هنرمندان و نیز تجار غرب را به خود جلب کرده است. طرح و نقش، بافت، رنگ، استحکام، لطافت و نرمى و شیوه هاى متفاوت بافت این فرش ها از جمله عواملى است که باعث رواج و شهرت فرش ایرانى در میان دیگر کشورها شده است. قالى هاى ایرانى علاوه بر اینکه خانه ها و کاخ هاى ایرانیان را فرش مى کرد، براى هدیه دادن به سلاطین و امراى خارجى نیز به کار مى رفت که همین امر سبب شده است تا همراه با اشتهار نام ایران در این هنر، آثارى نیز در موزه هاى سلطنتى خارجى باقى مانده باشد؛ در نتیجه، بتوان وضعیت قالى بافى در آن عهد را بررسى کرد و نظر داد .

همچنین جهانگردان، بازرگانان و مجموعه داران اروپایى که به ایران رفت وآمد داشتند، قالى هاى بى نظیر ایرانى را خریدارى و جمع آورى کرده و سفارش هاى فراوانى به بافندگان ایرانى مى دادند. از آن جمله در سال ۱۶۰۱ م سیگیسموند (۳) سوم (۱۶۳۲ – ۱۵۸۷ م)، شاه لهستان، به بازرگانى مسیحى به نام «موراتویچ» مأموریت داد تا سفرى به ایران کرده و چند تخته فرش براى کاخ هاى سلطنتى لهستان خریدارى کند. بازرگان نام برده نیز این فرش ها را به بافندگان کاشانى که در آن زمان در بافت فرش هاى ابریشمى داراى تجربه و شهرت فراوانى بودند سفارش مى دهد. از این فرش ها حدود ۳۰۰ تخته بافته شده است که رنگ غالب آن ها صورتى، سبز و زرد کمرنگ است.

از سویى دیگر، نخستین مهاجمان غرب نیز که فرش را به مثابه ى اثاثى تجملى و به دیده ى تحقیر مى نگریستند، به زودى دل بسته آن شدند و نه تنها کاخ ها و خانه هاى خود را با انواع قالى ایرانى، در طرح ها و رنگ هاى متفاوت و زیبا، آراستند، بلکه آن را به عنوان تحفه اى گران بها به بسیارى از کشورهاى غربى ارسال کردند (ذکاء، ۱۳۷۱).

تأثیر هنر فرش بافى بر نقاشى غربى

آغاز رویکرد نقاشان غرب به عرصه ى هنر شرق

هنرمندان پیش از رنسانس به شرق توجه داشته اند، اما تا قرن هجدهم میلادى این توجه در میان عامه جایى باز نکرده بود. در این قرن، گسترش و توسعه ى تجارت، و مهم تر از آن، شکل گیرى قدرت هاى استعمارى و رقابت بین دولت هاى اروپایى پاى شرق شناسان و هیئت هاى اقتصادى، مذهبى و سیاسى را به کشورهایى چون مراکش، الجزایر، تونس، مصر، سوریه، لبنان، عثمانى و ایران باز مى کند (حاصلى، «تأثیرپذیرى هنرى در دوره ى جدید»).
با این حال، از قرن نوزدهم میلادى گسترش ادبیات رمانتیک عامل مؤثر و تعیین کننده اى بود که سبب شد هنرمندان غربى عجایب شبه گون مشرق زمین و راز و رمز نهفته در این سرزمین ها را موضوع کار هنرى خود قرار دهند؛ هنرمندان غربى مى توانستند همه ى مقاصد خیال پردازانه ى خود را در آن بیابند (فنایى، تأثیر هنر ایرانى – اسلامى…).

فرش در آثار نقاشان غرب

در بررسى آثار هنرمندان غرب به آثارى بر مى خوریم که در آن ها به نحوى مى توان نشانه هایى از فرش را مشاهده کرد از آن جمله در آثار نقاشان غربى و از قرون سیزدهم و چهاردهم میلادى این توجه به فرش شرقى بیشتر دیده مى شود. به طور مثال، نقش فرشى با شکل پرنده با نام «ازدواج عذرا»، اثر نیکولودا بواونا کورسو، نقاش قرن چهاردهم میلادى، که هم اکنون در گالرى ملى لندن نگهدارى مى شود، یا نقاشى معروف «بشارت تولد مسیح» که بر دیوار کلیساى سانتیسیا آنونزیاتا در فلورانس (ایتالیا) قرار دارد.

در آثار دومنیکو دیبارتلو، نقاش قرن پانزدهم میلادى، نیز نقش فرش مشاهده مى شود که در آن به وضوح مى توان تأثیر هنر شرقى و جنگ بین اژدها و پرنده ى سیمرغ را مشاهده کرد. حتى جوتو، (۴) نقاش شناخته شده ى رنسانس،پیش از قرن سیزدهم میلادى تصاویرى را به نقش کشیده است که در آن نقشه ى فرش به وضوح قابل مشاهده است .

یان وان آیک (۵)، مملینگ(۶) ، مابوز (۷)، مورانى، گیرلاندایو(۸)، آندره سولاریو (۹)، اواریستو باشینس، ویلیان لارکین، رافائل دلگاربو، لورنستو لوتو(۱۰) ، یان ورمیر(۱۱)، رامبراند (۱۲)، جان استین، ویلیام کالف، پول روبنس(۱۳)، و هانس هولباین (۱۴) از جمله هنرمندان نقاشى هستند که در قرون پانزدهم، شانزدهم و هفدهم میلادى در آثار خود تصاویر و کاربردهایى مختلف از فرش را نشان داده اند.

 ازدواج عذرا، نیکولا دا بواونا کورسو، قرن چهاردهم میلادی


نقاشی، اورایستو باشینس

 

 آثار نقاشی، جوتو، پیش از قرن سیزدهم میلادی و نقشه ی فرش بر روی آن

نحوه ى نگرش نقاشان غربى به هنر مشرق زمین در قرن نوزدهم میلادى

گرایش نقاشان و هنرمندان اروپایى به هنر مشرق زمین به طور مشخص از قرن نوزدهم به دو صورت عمده بوده است: یکى به لحاظ موضوع و مضمون و دیگرى از نظر امکانات و ساختار و موضوعات هنر شرق؛ زمانى مردم، لباس، و آداب و رسوم در شمال افریقا و شرق نزدیک مورد توجه نقاشان غربى بوده، و زمانى دیگر، به دلیل آشنایى اروپاییان با آثار هنرى شرق دور، به هند و ایران گرایش داشتند و از عناصر تصویرى و امکانات و ساختار و موضوعات هنر شرق در نقاشى ها و دیگر آثار هنرى خود استفاده مى کردند (کلانى، بررسى تأثیرات شرق به هنر اروپا…).

جذابیت هاى مشرق زمین چون شهرهاى قدیمى، کاشى هاى معرق مساجد، تزیینات کاخ ها و نیز فرش هاى ایرانى، دشت ها و بیابان هاى پهناور و سوزان و… هنرمندان و، به تبع ایشان، مردم اروپا را مجذوب ساخته بود. این نقاشان که هیچ گاه مکتب خاص و مستقلى را تشکیل نمى دادند از ملیت هاى مختلف بودند. اما فرانسوى بودن اکثر آنان و نیز اشتیاق و استقبال مردم فرانسه، سرانجام در سال ۱۸۹۳ م به تأسیس سالن نقاشان شرق گرا یا «اوریانتالیست» در پاریس منجر گردید .

اوریانتالیست ها (شرقى سازان)

اوریانتالیست ها (شرقى سازان) عنوانى است که به شمارى از نقاشان آکادمیک اروپایى سده ى نوزدهم داده شده است. اینان، بنابر سلیقه ى باب روز، موضوع هاى شرقى مآب مثلا سلاطین، زنان حرمسرا، بازارها و غیره را با برداشتى رمانتیک به تصویر مى کشیدند. برخى نیز از صحنه هاى زندگى واقعى اعراب و ترکان عثمانى مایه مى گرفتند و آن را به طرزى غریب و افسانه اى نشان مى دادند.

اوریانتالیست ها شاخه اى از رومانتیست ها هستند که از اواخر قرن هجدهم، هم زمان با نخستین انقلاب هاى اجتماعى و سیاسى عصر جدید در اروپا، پا به عرصه ى هنر گذاشتند. رومانتیست ها اصولا کیفیت هاى عاطفى و تخیلى در هنر و زندگى را مورد تأکید قرار مى دادند و روش هنرى کاملا متضادى با کلاسیسیست ها و رئالیست ها داشتند.

طبیعت در قالى هاى خودرنگ

سرزمین ایران یکى از خاستگاه هاى دیرینه ى هنر و تمدن بشرى است و ایرانیان در طول تاریخ تمدن خویش، با آگاهى و دقت عمل خاص خود، توانسته اند در تولیدات هنرى خویش آثارى منحصر به فرد پدید آورند که ملهم از شرایط اقلیمى و فرهنگى و زندگى آنان است.

یکى از پدیده هاى هنرى که در خراسان و در نواحى فردوس و طبس و نیز بیرجند تحت تأثیر شرایط یاد شده به وجود آمده قالى هاى خودرنگ است که با استفاده از پشم هایى بافته مى شود که رنگ نشده است و در تداول محلى، آن را «خودرنگ» مى گویند، زیرا در آن از پشم هاى رنگین به صورت خودرنگ استفاده مى شود و هرگز از رنگ هاى گیاهى یا شیمیایى براى رنگرزى پشم استفاده نشده است، بلکه، به قول حافظ، از هرگونه رنگ تعلقى آزادند و، در حقیقت، مادر طبیعت، زمین، خامه هاى آن قالى ها و قالیچه ها را با الوانى مناسب که الفتى هم با طبیعت محیط دارد ملون کرده است و این خودرنگى ثابت تا زمانى که تاروپود قالى ها از هم نگسسته باشد تغییرى نمى کند.

در طول تاریخ، هنرمندان قالى هاى خودرنگ، با بهره گیرى از انوع پشم هاى خودرنگ گوسفندان سفید و سیاه و اشتران قهوه اى و سفید و قهوه اى تیره و بچه اشترانى به رنگ هاى سفید و گل بهى و پشم و کرک بزها و بزغاله هاى خاکسترى و سفید و سیاه، بزم آرایان مجلسى از قالى هاى خودرنگ شده اند که چون جامه هاى ساده و بى رنگ پارسایان عارى از هرگونه زرق و ریا و رنگ است و خلوص آن ها چون طبیعت کویر است. آنان به پشم رشته ها و نخ هاى پشمى سفید و خالص صوف مى گویند که مانند دل صوفیان پاک و بى آلایش است و به سفید شکرى و گل بهى هم پشمى مى گویند که از شتربچه هاى کم سن و سال به دست مى آید.

بدین ترتیب، پشم هاى خودرنگ عبارت اند از پشم هایى به رنگ سفید، سفید شکرى، سفید مایل به خاکسترى، گل بهى، قهوه اى روشن، قهوه اى مایل به زرد، قهوه اى و قهوه اى مایل به مشکى، مشکى و خاکسترى و خاکسترى پررنگ.
هنرمندان قالى هاى خودرنگ، طى سال ها و به تدریج، با دقت انواع پشم هاى خودرنگ را، با توجه به میزان رنگ بندى ها، جمع آورى مى کنند و، با مقایسه ى هر کدام، آن ها را دسته بندى مى کنند. انتخاب پشم ها به تناسب فصل تنوع رنگى آن ها را بیشتر مى کند. پس از دسته بندى و استفاده از روش سنتى حلاجى، با شانه زدن، الیاف حلاجى شده ى خودرنگ را تقسیم بندى مى کنند.

 

در بعضى موارد، براى تهیه ى رنگ هاى خاصى از سایه روشن هاى مورد نیاز، چون نقاشان، زمینه ى مخلوط کردن پشم ها را فراهم و با روش ریسندگى سعى مى کنند نخ هایى با رنگ هایى روشن تر یا تیره تر و خامه هایى رنگین تر یا ملایم ترى به دست آورند که کارى بسیار پرزحمت و وقت گیر است.

نقش هایى که از خامه هاى خودرنگ آفریده مى شود، بزم آراى مجلسیانى مى شود که بین صفاى باطن و صفاى ظاهر آنان نوعى پیوستگى عمیق وجود دارد، که طبیعت به آن ها عنایت فرموده تا، با شکیبایى تمام، توازنى بین داشتن و نداشتن هاى خود پدید آورند تا آنگاه که از تابش بى امان آفتاب کویرى و گرماى جهنمى کویر در زیر تاق هاى گنبدى شکل کاشانه ى خویش، در دنیاى خاکى و خاکسترى آکنده از شن و ماسه، با همان خامه هاى خودرنگ تصاویرى نمادین از باغ هاى بهشتى را پدید آورند، که به جاى سبزه زاران آکنده از گل هاى رنگین و رنگ هاى گوناگون، با تک گل ها و تک رنگ هایى از خامه هاى خودرنگ، باغ هایى خاکسترى یا قهوه اى سوخته را در دل صحراهاى تفتیده ى خاکى رنگ شکل بدهند تا آن هنگام که از حرارت طاقت فرساى آتش بى دود کویر به دامان گنبدهاى کاهگلى خویش پناه مى برند.

زخم آن صحراى بى رحم را در سایه ساى گل هاى سفید و نقش و نگارها و درختان و گل بته هاى خاکى رنگ التیامى زودگذر و کوتاه بخشند و احساسى رضایتمندانه به وجود آورند تا غم نداشتن گل ها و گیاهان و باغ هاى بهشتى سرزمین دیگر را از یاد ببرند و در جشنواره اى از گل هاى سفید و خاکسترى و قهوه اى و سیاه زیبایى آرام بخش و قناعت گرانه اى به وجود آورند و آن همه نداشتن ها و محرومیت را جایگزین داشتن هاى محال کنند. آن وقت است که آنان در جشن ها و شادمانى هایشان قالى هاى خودرنگ را، با همان گل ها و درخت هاى قهوه اى سوخته، جایگزین سبزه زاران مى کنند و بر دیوارها مى آویزند تا عطر گل هاى باغچه را به مشام برسانند و خود را در محاصره ى گل ها و گیاهان بهشتى و نقش و نگارهاى زنده و سفید و سیاه و قهوه اى ببینند.

این چنین است که در قالى هاى خودرنگ سرزمین هاى داغ کویر «قالى هاى باغ» نقش غالب است که با انواع سروها و صنوبرها با درختان و درختچه هاى دیگر و گل ها و سبزه زاران خرم و باصفا و چراگاه آهوان و گردشگاه دیگر حیوانات و جایگاه پرواز پرندگان مى شوند. در این باغ ها ماهى هاى کوچک سفید و خاکسترى را مى بینیم که در جویبارانى باصفا بر حرکت امواج خاکسترى آب هایى چشم دوخته اند که در قنات ها و کاریزها از دل زمین جوشیده اند تا، با همت مردانه ى مردمانى سخت کوش و قناعت پیشه، حماسه ساز حکایت هاى نامور شده و آن آب هاى خاکسترى جویباران قالى هاى خودرنگ را تبدیل به نهرهایى از آب کوثر کنند که «من الماء کل شى ء حى…».

 

 

بدین ترتیب، هنرمند، با بهره گیرى از استعدادهاى هنرى و همت و قناعت و دقت عمل خویش، گنجینه اى از نقوش افسونگر را با جوهر ذوق خویش درآمیخته و گلشنى از خاطره ى رنگ هاى الوان را در بهارستانى دیگر پدید آورده که نه از رنگ هاى گرم بهره اى برده اند و نه از رنگ هاى سرد، بلکه گرماى سوزان و شرایط اقلیمى سخت را در تناسبى دلپذیر از شکوفه هاى سفید و سیاه به هم آمیخته و نسیم دلنواز حاصل از لرزش هاى بید مجنون را در خاکسترى آب ها و قهوه اى هاى تفتیده و سوخته ى درختان بلند و درختچه هاى انبوه با سبزه زارانى که حاصل هم نشینى صبورانه ى خاکسترى ها و خاکى هاى اخرایى است پیوند زده و ترکیبى از حوض هایى چندگوشه و گاه هندسى را با جویبارانى چرخان در فضاهاى قالى چنان تعبیه کرده که گویى خسته دلان را به جرعه اى آب از چشمه ى زمزم دعوت مى کند.

تا خاطره ى ترنج هاى پرگل و ریحان قالى هاى بلاد همسایه را در فواره هاى جوشان و زلال چشمه هاى روشن، کم رنگ کرده و آن همه قهوه اى هاى سوخته ى ماسه هاى پرحماسه را جایگزین ترنج هاى سرزمین شکوفه ها کند تا باور کنى که زیبایى هاى قالى هاى خودرنگ چون هنرهاى طبیعت باشکوه و زیباست همان گونه که کرت بندى هاى باغ ابعاد متناسب آن ها بیانگر همسویى با طبیعت است؛ و درختان سایه گستر و بى بر و سروها و سرونازها در آغوش درختچه ها، در کنار گذرگاه ها و جوى هاى آب، گذر خرچنگ ها را نظاره مى کردند که در تکاپوى صید ماهیان کوچک جویبار بودند، قالى بافان خودرنگ هم سعى داشتند، در تقابل با ناسازگارى هاى محیطى، سایه و گل و میوه و آب روان و صفاى طبیعت را یادآور باشند.

تار و پود فرش ایران

در روزگاری نه چندان دور صادرات فرش ایران رتبه اول در دنیا را به خود اختصاص می داد. در حالی که امروزه به سختی می تواند در کنار ۱۰ کالای اول صادراتی باشد. فرش ۶/۱ درصد از کل صادرات غیرنفتی دو ماه نخست امسال را به خود اختصاص داده و در رتبه بندی اداره گمرک به جایگاه نهم تنزل پیدا کرده است.از سال ۷۸ تاکنون صادرات فرش کاهش شدیدی داشته است، در حالی که در یک دهه قبل صادرات فرش یک سوم صادرات غیرنفتی ایران را به خود اختصاص می داد. طبق آمار در سال ۷۴ بیش از یک میلیارد و ۶۷۰ میلیون دلار سهم صادرات فرش ایران بوده که این رقم معادل ۳۱ درصد از صادرات غیرنفتی کشور بوده است.

اما از سال ۷۹ تاکنون روند نزولی صادرات فرش کشور ثابت بوده و همچنان ادامه دارد. چین، هند و پاکستان در تولید صادرات فرش با ایران رقابتی تنگاتنگ دارند. درحالی که در سال ۸۵ بیش از ۵/۱۲ درصد در صادرات فرش با کاهش مواجه شده است، هند ۸/۲۵ درصد و پاکستان ۳/۲۳ درصد رشد صادراتی داشته اند.هر چند که از لحاظ کیفیت همچنان هیچ کدام از کشورها نتوانسته اند جایگاه ایران را تصرف کنند. هم اکنون فرش دستبافت ایران به ۱۰۰ کشور جهان صادر می شود که بیشترین حجم صادرات به کشورهای امریکا، آلمان، ایتالیا، فرانسه و سوئیس تعلق دارد اما عدم وجود تبلیغات مناسب، سهم فرش دستبافت ایرانی را در بازارهای جهانی کاهش داده است.

کارشناسان معتقدند، فرش دستبافت از مشخص نبودن هویت ایرانی در برابر فرش های جعلی رقبای ایران رنج می برد و بیش از این توان کاهش صادرات را ندارد. به گفته حاصلی کارشناس رسمی دادگستری در حوزه فرش، یکی از عوامل عقب افتادگی صنعت فرش ایران در دوران پس از انقلاب نداشتن مدیریت صحیح در این بخش است که گریبان فرش ایرانی را گرفته است.

از حدود ۱۹ کشور تولیدکننده فرش در جهان کشورهای چین، پاکستان، افغانستان، هند و دیگر کشور های تازه وارد شده در بازار فرش با کپی از طرح و بافت فرش ایران گوی سبقت را از ایران ربوده اند. یکی از فروشندگان بازار فرش تهران در زمینه صادرات فرش می گوید: نسل جدید اروپا در پی طر ح های جدید است. هر کشوری با توجه به شرایط و اقلیم خود طرح خاصی می پسندد. به طور مثال، در ابتدا گبه حتی در ایران هم شناخته شده نبود.
اما امروزه در بازار های جهانی طرفداران بسیاری دارد. طراحان فرش ایران برای صادرات باید سلیقه جهانی را در نظر بگیرند و شروع به نوآوری در این زمینه نکند.وی در خصوص کم شدن خرید فرش ایرانی ادامه می دهد: نحوه زندگی در ایران تغییر کرده است.

جایگزین فرش های بزرگ و پشتی در خانه ها، مبلمان با یک قالیچه کوچک شده است. در گذشته در خانواده ایرانی فرش دستبافت نقش مهمی داشت اما امروزه دیگر جزء ضروریات نیست همچنین با وجود فرش ماشینی و قیمت کمتر آن نسبت به فرش دستی بسیاری از مردم توانایی خرید آن را ندارند.در حال حاضر سهم ایران در بازارهای جهانی ۴۱ درصد است. بیش از یک میلیون و ۳۰۰ هزار نفر بافنده روی دار قالی کار می کنند که ۸۵ درصد آن زنان هستند.

هر چند که در اواخر سال گذشته از سوی مسوولان مرکز ملی اعلام شد که طی دو سال اخیر تولید فرش دستبافت از ۵/۷ میلیون مترمربع به ۵ میلیون مترمربع کاهش پیدا کرده است که نزدیک به ۹۰۰ هزار نفر از این موضوع از نظر اجتماعی و اقتصادی خسارت جبران ناپذیری دیدند. صنعت فرش بافی ایرانی در طی قرون از نسلی به نسل دیگر انتقال پیدا کرده است. این سیر تاریخی نمادی از سیر فرهنگی ایران نیز است. کاربردهای مختلف فرش ایرانی ازجمله پوشاندن کف ها و رودری ها بوده تا علاوه بر تزئین در خانه ها عایقی حرارتی برای آنان یا چادرنشینان باشد.

قدیمی ترین فرش بافته شده را در پازیرک بصری یافتند. قدمت این فرش به قرن ۵ قبل از میلاد می رسد که زیبایی و تکنیکی بدیع را از خود نشان می دهد. این فرش هم اکنون در موزه هرمیتاژ سن پترزبورگ یافت می شود و قدیمی ترین منابع کتبی راجع به فرش کتاب های چینی هستند که مربوط به دوران ساسانی می شدند. به تاراج بردن فرش نفیس «بهار خسرو» توسط عرب ها در سال ۶۳۷ میلادی، نابودی نفیس ترین فرش همه اعصار را به دنبال خود داشت.

این فرش که در زمان خسرو اول بافته شده بود توسط مورخان عرب اینگونه یاد آور شده است: فرش دارای زمینه یی از گل ها با سنگ های گران قیمت آبی، قرمز، سبز و زرد است، سنگ طلایی زمینه فرش اشاره یی به خاک دارد، سنگ های شفاف و دیگر اشیا نمادی از آب را می نمایانند و گیاهان با ابریشم و میوه ها با سنگ های رنگی نشان داده شده اند.در دوران صفویان فرش ایرانی به نهایت زیبایی خود رسید. تقریبا ۱۵۰۰ قطعه در موزه های مختلف یا در مجموعه های شخصی در گوشه و کنار دنیا از فرش های این دوران وجود دارد.

اکثر این فرش ها با ابریشم، طلا، نخ های نقره بافته می شدند. دو تخته از نفیس ترین فرش های این دوره در موزه ویکتوریا در لندن و دیگری در موزه لس آنجلس نگهداری می شوند.در تمامی نقاط ایران فرش ها با اصالت و زیبایی خاص خودشان بافته می شوند. از این میان اما فرش های اصفهان، تبریز، کاشان، کرمان، نائین، شیراز و قم از محبوبیت بیشتری برخوردارند.

تثبیت فرش در طراحی صحنه فیلم ها

نشست با طراحان صحنه برگزیده بخش تجلی اراده ملی سی و ششمین جشنواره فیلم فجر برگزار شد.

به منظور همسو کردن حوزه های گوناگون هنری با هنر بومی و ملی فرش دستباف ایران، مرکز ملی فرش ایران در مجالی ویژه با طراحان صحنه چهار فیلم «دارکوب»، «مصادره»، «جاده قدیم» و «شعله ور» که در بخش تجلی اراده ملی؛ سی و ششمین جشنواره فیلم فجر برگزیده شده بودن از لزوم تقویت پیوند این دو هنر گفت.

در این نشست که به میزبانی موزه فرش ایران تشکیل شد، حمید کارگر رییس مرکز ملی فرش ایران با تاکید بر اینکه قدرت و توان رسانه و هنر بی‌مثال است، گفت: اگر بخواهیم ارزش‌های فرش ایرانی را به عنوان هنری ملی و بومی معرفی کنیم، باید از ابزارهای مختلفی که وجود دارد، استفاده کنیم و هنر سینما یکی از قدرتمندترین این راه‌ها به حساب می‌آید.

رییس مرکز ملی فرش ایران با اشاره به اینکه این مرکز در همه دوره‌های مدیریتی به دنبال ایجاد ارتباط میان هنر و صنعت سینما بوده است با ابراز امیدواری از توجه سینماگران به فرش ایرانی به عنوان هویت ملی ایران گفت: معرفی ویژگی‌های فرش دست‌باف ایرانی که خودش پر از طرح و رنگ است و جذابیت‌های بصری خوبی دارد، به ابزاری نیاز دارد که بتواند این زیبایی‌ها را به خوبی به تصویر بکشد و سینما به عنوان رسانه‌ای فراگیر و اثرگذار می‌تواند بسیار موثر باشد.

طراحان صحنه فیلم های یادشده در این نشست عنوان کردند: فرش هنر شناخته شده ای در دنیاست و سابقه ای چند هزار ساله در ایران دارد اما تاکنون در طراحی صحنه فیلم ها کمتر شاهد نگاه ویژه و پرجاذبه به آن بوده ایم.

درادامه این نشست دغدغه های طراحان صحنه و چگونگی استفاده بیشتر و هدفمند از فرش دستباف در فیلم های سینمایی مورد بحث و بررسی قرار گرفت و از جمله آن که چگونگی تهیه فرش های دستباف مناسب بر اساس نیاز فیلم ها مطرح شد که مرکز ملی فرش ایران آمادگی خود را برای تهیه فرش های مناسب به مقتضای فیلمنامه و درخواست عوامل تولید در سراسر ایران اعلام کرد.

افزون بر این، امکان برگزاری تور ویژه طراحان صحنه سینمای ایران در موزه فرش ایران و بیست و هفتمین نمایشگاه فرش دستباف ایران در سال ۹۷ و نیز بررسی فیلمنامه های مصوب وزارت ارشاد برای گرایش دهی به تولید فرش هایی در خدمت فرش ایرانی مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

شایان ذکر است در این نشست که در موزه فرش ایران برگزار شد آیدین ظریف طراح صحنه فیلم دارکوب، اصغر نژاد ایمانی طراح صحنه فیلم مصادره، محمد رضا شجاعی طراح صحنه شعله ور برای آشنایی هرچه بیشتر با گنجینه دستبافته های ایرانی به بازدید تخصصی از موزه فرش ایران پرداختند.

گفتنی است؛ مرکز ملی فرش ایران در آیین پایانى بخش تجلی اراده ملی سی و ششمین جشنواره فیلم فجر از چهار فیلم جشنواره که در طراحی صحنه از فرش دستباف و نمادهای مرتبط با آن استفاده کرده بودند تقدیر کرد.