لباس قدیمی را بپوشید ولی کتاب نو بخرید.
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۷
خانه » اطلاعات فرش

اطلاعات فرش

خرید فرش در کرج

خرید فرش در کرج یکی از سخت ترین کارهای هر فردی در زندگی می تواند باشد، از طرفی عمل راحتی می تواند تلقی شود در صورتی که با انواع فرش آشنا و اطلاعات کافی داشته باشید،در اینصورت خیلی راحت و در مدت زمان کمی می توانید خرید فرش مورد نظر خود را انجام دهید.

همانطور که می دانید فرش ایرانی در دنیا قدمت طولانی دارد و تقریباً در خانه هر ایرانی فرش وجود دارد.

اما برای اینکه بتوانید در کرج فرش خرید کنید و پول زیادی هم ندهید باید چه کار کرد؟

توصیه ما به شما خرید فرش ماشینی از فروشگاه اینترنتی ما هست!

شهر زیادی در ایران زبانزد تولید فرش های دستباف هستند، اما بهترین فرش ماشینی را می توان فرش کاشان و شهر مشهد نامید.

به دلیل فاصله شهر کرج  به شهرهای تولیدکننده فرش ماشینی، در خرید فرش ماشینی ممکن است شما دچار ضرر مالی شوید؛

از یک سو در کرج قیمت فرش بالاتر است و از طرف دیگر هزینه مسافرت برای خریدفرش در کاشان و مشهد نیز زیاد است.

راهکار شما خرید اینترنتی فرش از فروشگاه فرش ماشینی اینترنتی می باشد.

Related image

شما با خرید اینترنتی ضمن آنکه می توانید با کمترین قیمت فرش مورد نظر خود را خرید کنید، آن را به صورت رایگان درب منزل خود تحویل بگیرید.

همچنین می توانید وجه فرش خریداری شده را درب منزل در شهر خود پرداخت کنید.

مسلما شناخت تکنیکی فرش ماشینی، کار هرکسی نیست و نیازمند این است که حتما یک کارشناس فرش در هنگام خرید نیز با شما باشد.

ما این کار را نیز برای شما راحت کرده ایم!

با ضمانت نامه کتبی فرش، شما می توانید با خیالی آسوده به خرید فرش مورد نظر خود بپردازید و هیچ ترسی از بابت جنس و الیاف به کار رفته در فرش نداشته باشید.

لذا می توانیم به این سوال همیشگی که از کجا فرش خود را خریداری کنیم می توانیم جواب دهیم!

مکان های خرید فرش در کرج

با شرح حالی که داده ایم، مسلما اولین مکانی که به ذهن هرکسی می رسد، بازار فرش ایران یعنی ایران کارپت است.

ایران کارپت بازار یکی از قدیمی ترین و ارزانترین وب سایت های اینترنتی برای خرید فرش می باشد.

برای دسترسی به بازار فرش ایران کافی است به آدرس https://irancarpet.org مراجعه کنید.

برای دسترسی راحت تر شما ما فرش ها را در انواع دسته بندی ها بر اساس رنگ زمینه و شانه تقسیم کرده ایم.

یکی از مزیت های ایران کارپت این است که انواع فرش ماشینی را می توانید با قیمت های متنوع و حتی ارزانتر از فروشگاه های بیرونی تهیه کنید.

ممکن است تصمیم گیری در هنگام خرید فرش به خاطر تنوع سخت باشد، پس کاملا دقت کنید.

Related image

شهر فرش کرج

بخاطر تنوع بسیار فرش ها وب سایت ایران کارپت را با نام شهر فرش کرج نامیده اند.

شهر فرش ماشینی کرج یکی از بزرگترین فروشگاه های بزرگ فرش در کرج می باشد.

در این فروشگاه شما مانند بازار می توانید انواع فرش ماشینی و دستباف و تابلوفرش، فرش کودک، گلیم، گبه، مدرن، کلاسیک و غیره را پیدا کنید و همچنین یک کارشناس آنلاین همیشه در سایت ما حضور دارد و شما را از اول تا آخر کاملا راهنمایی میکند.

آقای فرش کرج

آقای فرش ماشینی کرج لقب دیگر سایت ایران کارپت است.

آقای فرش کرج همانند نام شهر فرش کرج ، نامی است که مشتریان ایران کارپت به ما داده اند.

انواع فرش ماشینی و دستباف و همچنین تابلو فرش در طرح ها و اندازه های مختلف در سایت ما به فروش می رسد.

 

چند مورد را باید درباره خرید فرش در کرج فراموش نکنید:

اول اینکه اگر قصد خرید از فروشگاه ایران کارپت را دارید و تصور می کنید که به منزل شما دور است و هزینه ارسال گران است، خیالتان راحت؛ ارسال به سراسر کشور در سفارشات اینترنتی رایگان است.

دوم اینکه کلیه محصولات ما دارای ضمانت نامه کتبی هستند و شما هیچ دغدغه در خرید فرش نباید داشته باشید.

قیمت فرش ماشینی در یزد

قیمت فرش ماشینی در یزد نسبت به قیمت فرش در شهرهای تولیدکننده فرش مثل کاشان و مشهد بالاتر است.

فرش ماشینی از جمله کالاهایی است که در خانه اکثر ایرانی‌ها دیده می‌شود.

فرش ماشینی گونه‌ای مصنوعی از قالی است که بر خلاف فرش دستباف توسط ماشین الآت صنعتی بافته می‌شود.

البته به دلیل سرعت تولید و همچنین ارزان بودن مواد اولیه نسبت به فرش دستباف قیمت ارزانتری دارد.

فرش هنر ایرانیان است و مردم ما نیز به شدت با آن مانوسند.

تاریخچه پیدایش فرش ماشینی در ایران نشان می‌دهد که این محصول در ایران عمری تقریباً ۴۰ ساله دارد.

در ابتدای دهه ۵۰ اولین فرش ماشینی تولید داخل در کارخانجات مخمل و ابریشم کاشان توسط ماشین‌های مخمل بافی ژاکارد و با الیاف مصنوعی براق و پرز نسبتاً کوتاه و وزن سبک، بافته و روانه بازار گردید.

همزمان با آن عده‌ای از تجار، فرش‌هایی با همین مشخصات و تا حدی مرغوب‌تر از کشور بلژیک وارد بازار ایران نمودند و سلیقه ایرانی را با پدیده فرش ماشینی آشنا کردند.

قیمت فرش ماشینی نسبت به قیمت فرش دستباف ارزان تر است.

 

قیمت فرش ماشینی در یزد

 

همچنین معمولا قیمت فرش ماشینی درب کارخانجات تولیدی فرش ماشینی، از شهرستان ها ارزانتر است.

علت گران بودن قیمت فرش ماشینی در یزد می‌تواند دلایل مختلفی مثل به قیمت حمل و نقل فرش به یزد، هزینه‌های انبارداری فرش در یزد، هزینه‌های خواب سرمایه و دیگر هزینه‌های احتمالی است.

ولی ما می توانیم به شما پیشنهاد بدهیم تا بتوانید شما نیز به قیمت فرش ماشینی درب کارخانه فرش، محصولات دلخواه خود را خریداری کرده و به صورت رایگان درب منزل تحویل بگیرید.

کافی است قیمت فرش در شهر یزد را با قیمت های فرش ارائه شده در سایت ما مقایسه بفرمایید.

فراموش نکنید ارسال به سراسر کشور رایگان است.

همین طور می توانید برای اطلاعات بیشتر با شماره های زیر تماس بگیرید:

۵۵۳۴۰۰۳۸-۰۳۱ و ۲۸۴۲۱۲۲۵-۰۲۱

فرشهای تاریخی ایران

قالی‌ها و قالیچه‌های رنگارنگی که زینت بخش اغلب خانه‌ها است عموماً با پنجه‌های ظریف و هنرمند زنان و مردان جوان این کشور گره گره بافته شده و بسیاری از جهانیان در پرتو وجود این صنعت باستانی ظریف، ایران را می‌شناسد.

تصویر مرتبط

آقای ژان پوزی J. Pozzi رئیس اطاق تجارت ایران وفرانسه راجع به مقام این هنرمندان اینطور اظهار عقیده می‌نماید:«در نظر من هیچیک از کارگران و صنعتگران جهان مرتبه و مقام زنان و کودکان خردسالی را که در مقابل کارگاه چوبی خود چندین ساعت نشسته و با انگشتان ظریف خویش با مهارتی خاص گره بر پشمهای رنگین ـ درون نسوج پنبه‌ای می‌زنند، ندارند.»
از آنجاییکه بافتن قالی مستلزم وجود کارگران صبور و بردبار می‌باشد از دیر زمانی قالی بافی هم نوعی صنعت تجملی محسوب شده است و به همین مناسبت در ادوار قدیمی ـ این صنعت همه جا توسط مورخین و نویسندگان یونانی معرف تجمل مشرق زمین قلمداد گردیده و استعمال کلمه Tapetes یونانی بمعنی تجمل و در فرانسهTapisمخصوص قالی شده است.
واژه قالی بنا به اعتقاد آقای پروفسور پوپ مقتبس از نام شهر قالی قلعه ارمنستان می‌باشد که از روزگار گذشته قالی بافی آن مشهور بوده لیکن بعد‌ها این صنعت در سراسر ایران عمومیت پیدا نموده است. پروفسور پوپ دانشمند فوق الذکر بر آن است که قدیمی‌ترین قالی مکشوف در جهان قالیهائی است که به سال ۱۹۲۴ ـ۱۹۲۰ هیئت علمی موزه ارمیتاژ لنین گراد در نوین اولا Noin Ulaمغولستان یافته‌اند. اما باید دانست که این اظهار دانشمند آمریکائی پیش از کشفیات جالبی بوده که در محل پازیریک Paziric صورت گرفته است.
دره پازیریک در مسافت قریب دویست کیلو متری جنوب بی‌ئیسک (از شهرهای جنوبی قسمت مرکزی سیبریه) و بفاصله تقریبی ۷۹ کیلومتری مرز مغولستان خارجی (که سابقاً جزء خاک چنین بود) نزدیک محل التقای رودخانه‌های اولاگان و بالیکتیول واقع شده ارتفاع آن از سطح دریا در حدود ۱۵۰۰ متر است.
دانشمند شوروی بنام س. ا. رود نکو ضمن دومین مرحله کاوشهای خود که در دره پازیریک انجام می‌داد در سالهای ۱۳۲۷ و۱۳۲۸ شمسی درون آرامگاه یخ زده یکی از شاهان سکا‌ها آثار جالب توجهی از صنایع ایران دوره هخامنشی کشف نمود که مهم‌ترین آن‌ها یک قطعه فرش تقریباً کامل و قطعاتی از فرش‌ها و پارچه‌های دیگر ایران عهد هخامنشی است.
طی مقاله‌ای که در مجله اخبار لندن مورخ ۱۱ ژوئیه ۱۹۵۳ (۲۰ تیر ماه ۱۳۳۲) در باره آثار مکشوفه در پازیریک درج گردیده بود فرش مکشوفه فوق را تحت عنوان قدیمی‌ترین فرش ایران در دنیا که مدت ۲۴۰۰ سال در یخهای دائمی سیبری [۱۷] مرکزی محفوظ مانده است، معرفی نمود و درباره آن چنین توضیح داده‌اند:
مهم‌ترین اشیاء مکشوف در پازیریک قطعه فرشی است با نقش‌های مختلف که کرک آن را از پشت گره زده و از سمت رو چیده و صاف نموده بودند. این فرش ضمن زین و برگهائی که همراه جسد اسب‌ها در دل خاک مجاور آرامگاه نهاده بودند بدست آمده برای زین یکی از اسب‌ها بکار می‌رفته است. ابعاد فرش مزبور۸۳/۱ متر در دو مترـ در ۲ میلیم‌تر می‌باشد و به قراری که به کاشف فرش تشخیص داده است در هر دسیم‌تر مربع آن ۳۶۰۰ گره زده‌اند. کار آن ظریف و زیباست و نقشه روی فرش عبارتست از حاشیه‌ای مشتمل بر تصویر حیوانات افسانه بالدارـ پس از آن ردیف سواران ایرانی که به ترتیب یکنفر بر اسب سوار و پشت سر او یکنفر دهانه اسب را گرفته است و می‌برد ـ سواران مزبور کلاه مخصوص ایرانیان را بر سر نهاده‌اند. انتهای زیرین کلاه از زیر چانه کج شده به پائین دهان منتهی می‌گردد نوک طرف دیگر آن هم باریک است … پس از آن ردیف گوزنهای خط و خالدار و بعد از آن حاشیه مجددی مشتمل بر تصاویر حیوانات افسانه بالدار و در وسط فرش نوعی نقوش چهار برگی که از گل و بو ته‌های آشوری اقتباس شده است. آقای رود نکو دانشمند شوروی که کاوشهای پازیریک را انجام داده و می‌توان گفت قطعه فرش فوق شگفت انگیز‌ترین چیزی است که در کاوشهای متمادی و دشوار این دانشمند در پازیریک بدست آمده است، کتاب مفصلی به زبان روسی تحت عنوان تمدن مردم ناحیه کوهستانی آلتائی در عهد سکا‌ها (چاپ مسکو ـ لنینگراد ۱۹۵۳) منتشر نموده است و طی آن درباره فرش مزبور توضیحات مفصلی می‌دهد که برخی نکات آن بشرح زیر در اینجا نقل می‌گردد:
«……نقوش حیوانات بالدار در حاشیه کنار فرش کمی بزرگ‌تر از نقوش‌‌ همان حیوانات در اطراف قسمت وسط فرش بوده، جهت آن‌ها هم مخالفجهت نقوش اخیر الذکر می‌باشد و هر پنج حاشیه و نقش وسط فرش دارای حاشیه باریک، مشتمل بر نقوش مثلثهای ریز است (به اصطلاح معمول و مصطلح فارسی دالبر) این قالی چند رنگ داشت که بیشتر آن قرمز، آبی، سبز، زرد کمرنگ، نارنجی می‌باشد (آنچه از روی گراور [۱۸] رنگی فرش مزبور در کتاب آقای رودتکو تشخیص داده می‌شود زمینه قرمز و نقوش زرد رنگ می‌باشد. م) … تاریخ این قالی از روی شکل اسب سواران معلوم می‌شود. طرز نشان دادن اسبهای جنگی که بجای زین، قالی بر پشت آن‌ها گسترده‌اند و پارچه روی سینه اسب از مشخصات آشوری‌ها می‌باشد. لکن در روی فرشپازیریک ریزه‌کاریهای مختلف و طرز گره زدن دم اسب و چگونگی گره مزبور آشوری نیست بلکه مربوط و متعلق به دوران پارسیان است. گرهای دم اسبهای روی فرش را در نقوش برجسته تخت جمشید نیز می‌بینیم.»
در جای دیگر کتاب فوق دانشمند مزبور صراحتاً فرش مزبور را کار ایران می‌داند منتها در تشخیص اینکه در کدام قسمت ایران عهد هخامنشی بافته شده است اظهار تردید می‌نماید.
نگارنده با آشنائی و بررسی‌های که سالیان متمادی از نزدیک یا دور درباره آثار هخامنشی مخصوصاً در تخت جمشیدنموده، به خود جرئت می‌دهد که در باره فرش محل مزبور و محل بافت آن نقاط ذیل را مذکور دارد:
با دقت در آثار تخت جمشید بخوبی می‌توان استنباط نمود [۱۹] که همه جا استادان حجار مقید بوده و سعی نموده‌اند موضوع نقش برجسته و چگونگی آن را با اوضاع و احوال محلی که نقشدر آنجا جلوه‌گری می‌نموده و زینت بخش بوده است ارتباط بدهند ـ چنانکه در کاخهای آپادانا و صد ستون که محل برگزاری جشنهای رسمی و انجام مراسم سلام بوده صف لشگریان و نمایندگان اقوام ساکن قسمتهای مختلف کشور به صورتهای گوناگون نموده شده است و در آستانه‌های مختلف کاخهای کوچک داریوش و خشایارشا در هر اطاق نقش مربوط به چگونگی استفاده از آن محل حجاری گردیده است. مثلا در اطاقهای کوچک شاهنشاه سر و صورت صفا می‌داده نقش گماشتگان شاهی با شمعدان و عطر‌دان و حوله و ظرف آب دیده می‌شود.
آنجا که شاهنشاه وارد تالار کاخ می‌شود تصویر خدمتگزاران پشت سر او با در دست داشتن حوله و اسبابی که برای راندن حشرات بالای سر شهریار حرکت می‌داده‌اند حجاری گردیده است و در آستانه بزرگ تالار که شاهنشاه از آنجا به بیرون کاخ می‌خرامد علاوه بر حوله و اسباب مزبور چ‌تر آفتابی مخصوص بالای سر شاه حجاری کرده‌اند. همچنین تصویر درباریان و جدال شاهنشاه با مظاهر اهریمن که در آستانه‌های اطاقهای مجاور تالارهای بزرگ نموده [۲۰] شده است و قس علیهذا. در حاشیه بزرگ‌تر فرش مکشوف در پا زیریک دیده می‌شود که نقش مردمان یکی سوار بر اسب و پشت سر او یکی پیاده پهلوی اسب که افسار آن را از پشت گرفته، تکرار شده است و در برخی موارد هم دو نفر سوار پشت سر هم یا دو پیاده به ترتیب فوق پشت سر هم قرار دارند.
به عقیده اینجانب نقش حاشیه مزبور نشانه و اشاره به سوار و پیاده شدن از اسب و حرکات معروف به سوارخوبی است که هنوز هم در جشن‌ها و نمایشهای اسب دوانی در ایران مرسوم می‌باشد و در دوران امپراتوری روسیه در ارتش امپراتوری کشور مزبور بسیار معمول بود و در عهد قاجاریه این رسم مجدداً به پیروی از مراسم دیگر لشگری روسیه در ایران متداول گردیده است و بنابر این می‌توان تشخیص داد که رسم سوار کوبی و شیرینکاریهای اسب سواران از دوران باستان و لااقل از عهد هخامنشی در کشور شاهنشاهی ایران معمول بوده و عمل می‌شده است ـ آقای رود نکو که حقاً با دقت و بررسی هر چه تمام‌تر در کتاب جامع خود اظهار نظر کرده‌اند فرش مکشوف در پا زیریک را بافت یکی از سه قسمت کشور هخامنشی یعنی ماد ـ پارت یا خراسان قدیم ـ پارس می‌داند. هر چند اسب‌های پارس مشهور بوده و داریوش کبیر در کتیبه‌های خود مکرر از اسبهای پارس نام می‌برد اما چون نقش گوزن ارتباط با پارس ندارد و از طرفی لباس مردانی که سوار بر اسب‌ها هستند یا افسار آن‌ها را در دست دارند لباس مردم ماد و اهالی شمال ایران است احتمال اینکه فرش مزبور بافت پارس باشد تقریباً از میان می‌رود و چون سواران پارتی مشهور‌تر از سواران مادی بوده‌اند و لباس ماد‌ها با سایر قسمتهای ایران شمالی در بسیاری موارد شباهت دارد بخصوص کلاهی که در روی فرش بر سر ردیف مردان دیده می‌شود منحصر به مردم ماد نیست و اقوام دیگر شمال ایران از جمله پارت‌ها هم از این کلاه داشته‌اند (نقوش برجسته تخت جمشید مطلب را معلوم و اثبات می‌نماید) و از طرفی گوزن در دشتهای شمالی سرزمین پارت بوده است و بالاخره چون پارت نزدیک‌ترین قسمت ایران عهد هخامنشی به پازیریک می‌باشد و از هر بابت می‌توان احتمال داد و اظهار نظر نمود که فرش مکشوف در پازیریک در سرزمین پارت یعنی خراسان قدیم تهیه شده، ضمن مبادلات تجارتی و داد و ستدهای معمولی بین مردم شمال ایران به پادشاه سکا‌ها تعلق یافته و در پازیریک همراه جسد اسب پادشاه دفن شده است.
آنچه مناسب به نظر می‌آمد در باره مهم‌ترین کشف آرامگاههای پازیریک یعنی قطعه فرش فوق توضیح داده شد و جا دارد کار‌شناسان فنی، بخصوص استادان نقشه کش و بافنده فرش به هر نحو عملی و می‌سر باشد این یگانه نمونه فرش هخامنشی یعنی محصول و یادگار استادان فرش عهد هخامنشی را مورد بررسی بیشتر قرار دهند و نکات هنری این صنعت ظریف باستانی را در یادگار ذیقیمت مزبور مشاهده و درک نمایند.
علاوه بر فرش فوق قطعه کوچک فرش دیگری در پازیریک پیدا شده که نقش آن مشتمل بر مربعهای کوچک است و بر روی هر مربع تصاویر بانوان عهد هخامنشی را در طرفین آتشدان نشان می‌دهد. بافت این فرش دو رو بوده است بدین طریق که تار آنرا از پشم ظریف تابیده درست می‌کرده‌اند و پود آنرا از پشم ظریف به رنگهای مختلف گره می‌زدند و بدین طریق طرح‌ها و نقوش فرش را از دو طرف نمایان می‌ساختند. در هر سانتی‌متر مربع این فرش از یک طرف ۲۲ و از طرف دیگر ۲۴ گره زده‌اند. نقوش مربعهای مزبور هیچ کدام بطور کامل و از هر جهت به دیگریشباهت ندارد در صورتی که در صنعت بافندگی چنین امری عادتاً پیش می‌آمد.
از توضیحات آقای رودنکو در باره قطعه فرش مزبور بر می‌آید که بافت آن تقریباً به گلیمهای بسیار ظریفی که مخصوصاً عشایر فارس می‌بافند شباهت داشته است. قطعه فرش دیگری هم در پازیریک پیدا شده که از لحاظ طرز بافت عیناً مانند قطعه فوق بوده تنها نقش آن به عوض خانه‌های مربع و تصاویر بانوان هخامنشی، مشتمل بر ردیف نقش شیر‌ها نظیر ردیف نقوش شیر‌ها در حجاری‌های تخت جمشید است.
بنابر این با کشف نمونه‌های فرشهای ایران هخامنشی در پازیریک عنوان قدیم‌ترین و مهم‌ترین فرشهای ایران که تا کنون شناخته شده است شامل قطعه فرش سابق الذکر می‌گردد و پس از آن از فرشهای ساسانی می‌توان بحث نمود که مهم‌تر و معروف‌تر از همه قالی معروف بهارستاناست و بنابر گفته مورخین، قالی بهارستان در هنگام فتح ایران بدست مسلمین قطعه قطعه شده و بین فاتحین تقسیم گشته است.
طبری نخستین مورخی است که از این فرش توصیف نموده است بنا به گفته وی موادی که در این فرش بکار رفته عبارت بوده از ابریشم و طلا و نقره، رنگ سبز درختان از زمرد و رنگ و متن از نسوج زرین انتخاب شده است. بجای آب، نگینهای نفیس شفاف و عوض سنگریزه‌ها مروارید و عوض شاخه‌های درختان زر و سیم بکار برده بودند.
هشام بن عبدالملک (۱۲۰ هجری) قالی ابریشمین و زرینی به طول ۹۰ و عرض ۳۲ متر داشته که با قالی بهارستان رقابت می‌کرده است. از آنجا که بافندگان فرش مرغوب ایرانیان بوده‌اند می‌توان یقین داشت که قالی مزبور در ایران بافته شده بوده است.
مسعودی می‌نویسد «المستنصر» خلیفه عباسی قالی مصوری به صور ایرانی با کتیبه‌های پارسی داشته است. یکی از صور مربوط به تاجگذاری سلطانی بوده که کتیبه مربوط وی را شیرویه پسر خسرو پرویز معرفی می‌نموده است در این قالی [۲۱] صور شاهان و خلفای دیگر هم بوده من جمله یزید بن ولید بن عبدالملک.
بنابر آنچه گفته شد بافت این قالی در ایران بوده و بطور کلی در دوره خلفای اموی و عباسی مانند سایر رشته‌های صنعتی، قالی بافی دنباله رونق دوره ساسانی را طی می‌کرده است.
در اعصار سلجوقی و ایلخانی این صنعت کماکان رواج کامل داشته است چنانکه غازان خان، مسجدی ساخته است کهبه قالیهای اعلی مفروش می‌شده است. همچنین وی برای شنب معروف خود تعدادی قالی سفارش داد که در فارس ببافند. ابن بطوطه در این عصر از قالیهای سبز فام حدود ایذه و مال امیر سخن می‌راند.
از جمله شواهد و دلائل پیشرفته این صنعت در دوره تیموریان وجود صحنه‌های قالی است که در مینیاتورهای این زمان دیده می‌شود. چنانکه در ضمن تصاویر نسخه خطی خمسه جامی کار قاسم علی که متعلق به مجموعه قصر گلستان است این حقیقت را می‌توان یافت. همچنین مینیاتورهای دیگری از این زمان دردست است که طرز بافت قالی را نشان می‌دهد. نقوش و طرحهای قالی در زمان تیموریان و بعداً در دوران صفویه عموماً توسط هنرمندان بنام این عصر از قبیل کمال الدین بهزاد، سلطان محمد، میر سید علی و محمدی انجام گرفته است و می‌توان گفت که تا هم امروز طرح‌ها و نقوش قالیهای ممتاز و معروف ایران از تأثیر و نفوذ کار این استادان جلیل بر کنار نیست.
قالیهای مشهور ایران که جزء مفاخر هنری ما محسوب می‌شود و در خارج از ایران وجود دارد بالغ بر صد‌ها پارچه می‌باشد. مانند مجموعه قالیهای نفیس موزه وین، مجموعه قالیهای معروف موزه برلین، قالی مشهور موزه لوور که سابق بر این کلیسای نتردام را زینت می‌داده است، قالی شکار موزه پولدی پوزولی میلان بافت غیاث الدین جامی به اندازه ۳۶۰× ۶۹۲ سانتی‌متر مورخ به سال ۹۲۹.
قالی مشجر متعلق به مجموعه ویلیام که هم اکنون در موزه پنسیلوانیای امریکا حفظ می‌شود و به نقوش باغ و صور حیوانی مزین است. قالی مشهور گراکو در پاریس و بالاخره مجموعه قالی‌های موزه ویکتوریا و آلبرت و قالی چهار فصل ژانسن اندریا که مزین به گل و گیاه فصل مربوط، درون ترنج‌ها صورتهای تزئینی است. همچنین باید قالی تاریخ دار بافت مقصود کاشانی متعلق به برادران دووین را نام برد.
در عصر صفویه به طور‌یکه قبلاً نیز گذشت صنعت قالی بافی مورد توجه شاهان این سلسه قرار گرفت چنانکه هنگامیکه نصیر الدین محمد همایون پادشاه هند به واسطه اختلافات داخلی به دربار شاهطهماسب صفوی پناهنده شد (۹۵۱) شاه ایران مقدمش را گرامی داشت و پسر خود مراد میرزا را مأمور پذیرائی او نمود در این مسافرت قالی بافی ایران به قدری مورد علاقه همایون قرار گرفت که در مراجعت به هندوستان تنی چند از استادان قالی و مینیاتور ایران را برای رواج هنر و صنعت ایرانی به هندوستان برد. این صنعتگران که از شهرهای اردبیل و جوشقان و کاشان و خراسان به هندوستان رفتند مکتبی در قالی بافی به وجود آوردند که بنام قالی بافی ایران و هند خوانده می‌شود. از جمله آثار این زمان تعداد یازده قطعه قالی نفیس است که هم اکنون جزء مجموعه آستان قدس رضوی در خزانه مبارک حضرت رضا (ع) نگاهداری می‌شود و متأسفانه چون در حفظ و حراست آن‌ها در گذشته آن طوری که باید توجهی نشده است. جملگی وضع خوبی ندارد و امید می‌رود با مراقبت و علاقمندی و ایمان اولیای محترم آستان قدس رضوی نسبت به مرمت وصیانت آن‌ها توجه مخصوص معمول شود.
این قالی‌ها که در لاهور توسط استادان ایرانی بافته شده کرک آن بسیار ظریف و تار و پود آن از ابریشم است و از حیث رنگ آمیزی و ظرافت در جهان بی‌مانند می‌باشد و بطوریکه حساب شده است در هر دسیم‌تر مربع از این قالی‌ها بیش از یازده هزار گره زده‌اند. شاه عباس کبیر به واسطه عشق و علاقه خاصی که به صنعت قالی داشت می‌توان گفت موجد مکتب بخصوصی در قالی بافی شده است.

فرش سنندج

کردستان ایران از نقطه نظر قالیبافی دارای دو قطب فعال است که یکی از آنها شهر سنندج و دیگری بیجار می باشد. قالیبافی و پیشرفت آن در سنندج را تا حد زیادی باید مرهون خوانینی بود که در سده های قبل در آنجا حکومت می کرده اند و از این هنر و سایر هنرها حمایت می کرده اند.

تصویر مرتبط

بنابراین می توان برای آن حداقل سابقه ای حدود ۱۰۰ سال را در نظر گرفت. ولی شهرت سنندج بیشتر بواسطه گلیم های بسیار نفیس آن است که دارای آوازه جهانی است.

– ساختار
دشتها و کوهپایه های کردستان یکی از مناطق مهم گله داری در ایران است که گوسفندان آن نیز معمولاً از نژادهای “کردی” و “مریوانی” می باشد. پشم مصرفی در قالی بافی سنندج بیشتر از نوع دستریس و بسیار نازک می باشد. تا حدی که گاهی اوقات تفکیک و تشخیص نخهای دستریس و کارخانه ای مشکل می شود. قالیهای سنندج به روش ترکی چله کشی می شوند. و چله ها امروزه از جنس پنبه می باشند. قالی های اصیل کردستان بویژه سنندج از نوع یک پود ضخیم بوده است. که بنظر می رسد. استفاده از یک پود در بافت قالی متأثر از دستبافته های چون گلیم، گبه و … باشد. ولی امروزه در بافت قالی ها از هر نوع پود استفاده می شود. دارهای مورد استفاده در مناطق شهری عمودی و از نوع ثابت است. رجشمار فرشهای قدیمی سنندج بین ۱۵ و حداکثر ۲۵ متغییر بوده اند. اگر چه در معدود نمونه های نفیس و منحصر بفرد رجشمارهای بالاتر نیز دیده شده است. اما قالی های امروز سنندج دارای رجشماری بین ۲۵ و تا ۳۵ هستند. یکی از ویژگی های بارز قالیهایی سنندج، پرزهای کوتاه آن است که معمولاً پرداخت و قیچی آن در زمان بافت صورت می گیرد.
با وجود آنکه گره نا متقارن در میان اهل فن به “گره فارسی” و یا “گره سنه” (نام قدیمی آن شهر) معروف است. با این حال فرشهای سنندج با گره ای از نوع متقارن و یا به عبارتی گره ترکی بافته می شوند. بکارگیری الیاف کاملاً تابیده شده توسط قالیبافان موجب شده است که گره های فرش آنان در پشت فرش بخوبی دیده شوند. . تمایل بافندگان در نوع بافت بیشتر به قالی های “لول بافت” است.

– طرحهای رایج
طرح ماهی درهم عمده ترین طرح مورد استفاده قالی سنندج می باشد. هر چند که در گذشته طرحهای بسیار متنوعی در این شهر بافته می شد، ولی امروزه، بخش اعظم قالی های دستباف این شهر، طرح ماهی درهم (هراتی) است که در قالبهای گوناگون لچک ترنج (که در زبان محلی آن را کلاه فرنگ می گویند)، سه ترنج و … بافته می شود.
اگر چه نمی توان طرحهای گسترده را دسته بندی کرد ولی می توان آنها را تحت عنوانهای ذیل بررسی کرد:
-طرح بته جقه: جقه های کردستان با بته جقه های مناطق دیگر چون کرمان، قم و … تفاوت دارد مثل: جقه چارکی، جقه توپی، جقه بادامی و …
-طرح گل فرنگ: با ورود پارچه های خارجی به ایران، کاربرد طرح گل فرنگ، در بسیاری از صنایع دستی ایران رایج شد، که از آن جمله گل فرنگهای متداول صنایع دستی در کردستان است. مثل “گل جرسه” که از پارچه های ژرسه فرانسوی گرفته شده است. “دسته گل” (گل محمدی) که شامل دسته های گل رز است و یا “گل میرزا علی ” و …
-طرح گل و بلبل: همانطور که از نام آن مشخص است شامل دسته هایی از گلها است همراه با شاخه هایی که بر روی آن پرندگان قرار دارند. در طرحی موسوم به “عروس و داماد”، علاوه بر این گلها و پرنده ها، آدمکهایی نیز اضافه می شوند.
-گل وکیلی: شامل زمینه ای پر از گلهای تجریدی می باشد که در میان آنها نگاره های دیگری نیز نقش شده اند.
همانگونه که ذکر شد امروزه بافت این طرحهای متنوع بسیار کم شده است و می توان گفت در پایان جنگ جهانی دوم، بافندگان سنندج این طرحها را به کنار گذاشتند و اینک “ماهی سنه” از نقشه های رایج سنندج است.

– رنگبندی
قالی های قدیمی سنندج دارای رنگ آمیزی بدیع و شفافی بودند که متأسفانه امروزه جای خود را به رنگهای بی ثبات و خام شیمیایی داده اند. استفاده از رنگهای لاکی سیر، سرمه ای و آبی در رنگ آمیزی فرشهای قدیمی سنندج اهمیت دارد. فرشهای امروز سنندج علاوه بر رنگهای مذکور، با کاربرد رنگهای نسبتاً ملایم تری مانند: کرم، آبی روشن و لاکی روشن از تنوع بیشتری برخوردار شده است.

– رنگرزی
رنگرزی در سنندج و سایر مناطق کردستان نیز چون بیشتر نواحی ایران ابتدا با رنگرزی گیاهی شروع شد و سپس با سهل الوصول بودن رنگهای شیمیایی، رنگرزی شیمیایی در آنها رواج گرفت. که این امر لطمه زیادی به کیفیت قالی های بافته شده در این شهر زده است.

– ابعاد
بنظر می رسد که بافت قالی هایی با ابعاد کوچک در سنندج متداول است، که تحت تأثیر بافته های عشایری آن منطقه باشد. فرشها در ابعاد مختلفی مانند پشتی، ذرع و نیم، دو ذرع، کناره، شش مترمربعی و حداکثر نه مترمربعی بافته می شوند، ابعاد بزرگتر کمتر مورد توجه بوده اند.
– وضعیت فعلی
بافتهای امروزی سنندج اغلب یکنواخت بوده و مهارت بافندگان و طراحان آن در دهه های اخیر تغییر چندانی نکرده است. با مشاهده فرش های زیبا و مرغوب گذشته سنندج می توان به جرئت ادعا کرد که مرغوبیت فرشهای کنونی سنندج تا حدودی کاهش یافته است. از طرف دیگر عدم همخوانی طرحهای ظریف، اصیل و قدیمی سنندج با رنگهای شیمیایی (که امروزه مصرف می شوند) و بافت دو پود، موجب افت کیفیت قالی سنندج شده است.
از آنجائیکه بخش اصلی بافندگان و رنگرزان استان کردستان را زنان و دختران تشکیل می دهند و عمدتاً بخش عظیمی از کار قالیبافی در تمامی مراحلش در منزل انجام می گیرد لذا تعداد کارگاه هایی که در زمینه قالی سنندج فعالیت دارند نسبت به اکثر مناطق دیگر کمتر می باشد به طوری که طبق آمار وزارت جهاد کشاورزی در تابستان ۱۳۸۰ در سراسر استان کردستان فقط ۲ کارگاه ریسندگی و ۷ کارگاه رنگرزی به ثبت رسیده، وجود داشته است.

نگاهی به قالی ایرانی از دیروز تا امروز

تاریخچه ایی مختصر از قالی ایرانی هوشنگ پادشاه ایران اولین کسی بود کهدر ملک خویش آهن آورد و برای صناعات از آن ابزار ساخت و بفرمود تا حیوانات درنده را بکشند و از پوست آنان لباس و فرش تهیه کنند.

تصویر مرتبط

حسب روایات تاریخی، زندگی « هوشنگ» پادشاه ایران زمین به بیش از دو هزار سال پیش از میلات مسیح باز می‌گردد و در آنها به استفاده از پوست حیوانات به عنوان فرش اشاره شده است. می‌توان چنین نتیجه گرفت که از پوست حیوانات به عنوان فرش استفاده می‌شد یا اینکه از پشم و موی آنها فرش می‌بافتند.این تأکید تاریخی می‌تواند مؤید تاریخ چهار هزار ساله فرش در ایران باشد.

 

در متون تاریخی آمده است: از سال پنجاهم تا صدم بگفت تا ابریشم، پنبه و کتان و دیگر رستنی‌ها را بریسند و ببافند و رنگ کنند. همان گونه که از این متون برمی‌آید هنگامی که ایرانیان عهد جمشید با مفاهیمی چون عدالت، ظلم، سلاح، کاشت، برداشت، پرورش کرم ابریشم و بافت و رنگرزی آشنا می‌شوند، به یقین در فرشبافی به مرحله‌ای از رشد رسیده‌اند که آن را با شکلی مشخص ببافند و بر اساس علائق، سلیقه‌ها، آروزها و تفاوت‌های قومی، رنگ آن را تعیین کنند. فرش ایران همواره یکی از مهم‌ترین مسائل مورد علاقه شرق شناسان بوده است. اولین کشفیاتی که دال بر وجود هنر قالیبافی در عهد مفرع است. یافتن کارد قالیبافی از گورهای عصر مفرغ در ترکمنستان و شمال ایران است.
دوره هخامنشی
با اطمینان می‌توان گفت آنچه که در سال ۱۹۴۹ میلادی کشف شد. تنها نادره فرشی از دوران هخامنشیان است که تا به امروز به عنوان یگانه سند موجود از قالیبافی آن عهد، مورد توجه فرش شناسان و محققان شرقی قرار گرفته است. در سال ۱۹۴۹ میلادی سرگئی رودنکو، باستان شناس روس، هنگام کاوش در گروهای اقوام سکائی در منطقه پازیریک در دامنه جنوبی کوه‌های آلتای سیبری، دستبافته‌ای یافت که تاریخ فرشبافی را یک باره دگرگون کرد. دره پازیریک، که از نظر باستان شناسی بسیار غنی است
در دهه ۱۹۲۰ میلادی کشف شد و متعاقباً در ادامه کشفیات، پنج تپه در این دوره شناسائی و مورد اکتشاف قرار گرفت و فعالیت‌های اکتشافی بار دیگر در سال ۱۹۴۷ با حمایت آکادمی علوم روسیه و موزه آرمیتاژ آغاز شد و حفاری‌ها به چهار سرزمین دیگر بسط یافت. مدارک کشف شده از زیر تپه‌ها حاوی برخی یافته‌های اساسی مربوط به سال ۴۳۰ قبل از میلاد است و حکایت از زمانی دارد که این قبایل از دره پازیریک به عنوان گورستان استفاده می‌کرده‌اند نوشته به دست آمده روی چوب حاکی است که پنج گورستان طی دوره زمانی هشت ساله ساخته شده است.
یافته‌های به دست آمده در این پنج گور عبارتند از: ده‌ها وسیله زندگی، ابزار شکار، لباس، زیور آلات و . . . که در بازسازی روش زندگی این جوامع، یعنی قبایل بیابانگرد سکائی، نقش بنیادی دارند. اما مسحورکننده‌‌ترین عبارت است از فرشی به شکل تقریباً مربع به ابعاد ۸۹/۱ در ۹۸/۱ متر و از آنجا که همراه این فرش ابزار و وسایل دیگری همچون یک دستگاه گاری نیز پیدا شده عده‌ای نظرات خاصی در مورد کاربرد این قالیچه‌ داده‌اند و حتی فرض بر این است که از آن برای مفروش کردن سطح روی گاری استفاده می‌شده است. این فرش کاملاً از پشم به طور شل، سه بار بین هر دو ردیف گره پیچیده شده است.
رج شمار این فرش تقریباً برابر با ۳۶۰۰ گروه در هر دسیمتر مربع است و تعداد ۳۹ گره در هر ۵/۶ سانتی‌متر در مقایسه با فرش‌های امروزی در رده فرش‌های خوب و نسبتاً نفیس قرار می‌گیرد. نوع گره مورد استفاده در این فرش از نوع گره معروف به ترکی است. رنگ این فرش در طول زمان تعییر یافته و رنگ اصلی به سایه‌های صورتی روشن و سبز کم رنگ تبدیل شده و احتمالاً در اصل، رنگ بسیار روشنی داشته است. اگر چه زمستان‌
های پر از یخ سیبری باعث سالم ماندن این فرش شد، تابستان به اندازه کافی گرم بود تا اجازه دفن روسای قبایل و جادوگران در گذشته را به قبایلشان بدهد.
هوای گرم تابستان همچنین به باستان‌شناسان قرن بیستم اجازه داد که با گروه خود به این منطقه کوچ کرده و تخته سنگ‌های این گورها را جابه‌جا کنند و با کار تهورآمیز خود به کشف این دفینه‌ها بپردازند. آنها یخ‌ها را به کمک آب جوش آب کردند. پروفسور سرگئی رودنکو اولین کسی نبود که به سراغ این قبرها می‌رفت. دزدان زمان کوتاهی پس از دفن برای غارت طلاهائی که همراه مردگان دفن می‌شد به این مقبره‌ها دستبرد می‌زدند. خوشبختانه این دزدها اعتنائی به دیگر اشیای این مقبره‌ها از قبیل نمد و منسوجات نداشته‌اند.
دزدان به طور ناخواسته و به واسطه کار خویش، بزرگ‌ترین لطف را در حق آیندگان انجام دادند، شکافی که آنها ایجاد کرده بودند باعث ورود آب به این مقبره‌ها شد که در سرمان زمستان این مقبره را به گورستان همیشگی از یخ تبدیل کرد و همین قطعات یخی سبب شد تا دو هزار و پانصد سال بعد از دفن این اشیا ما بتوانیم آنها را تقریباً سالم کشف کنیم و از مطالعه آنها لذت ببریم. رودنکو پس از مشاهده این قالیچه افسانه‌ای که از گور پنجم بازیریک به دست آمد. به جهت شباهت بسیاری از تصاویر آن با شاهکارهای هنر هخامنشی، بی‌درنگ گفت: تخت جمشید را به یاد می‌آورد.
دوران ابهام
دوران حکومت طولانی و مهم پادشاهان اشکانی، که حدود پانصد سال دوام یافت. از مبهم‌ترین روزگاران تاریخ ایران به ویژه در ابعاد هنری آن است و مهم‌ترین دلیل آن معدود بودن اسناد لازم در خصوص موقعیت آن روز ایران و در نهایت هنر بافندگی و قالیبافی است. تنها سندی که با تردید می‌توان به دوران حکومت اشکانیان نسبت داد، بافته‌هائی است که در کاوش‌های سال ۱۹۶۷ در شهر قومس انجام شد. این کاوش‌ها، توسط دو تن از باستان شناسان غیر ایرانی به نام‌های دیوید استروناخ و جان هانسمان، بین سال‌های ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۰ انجام شد. تا قبل از این کشفیات، عمده نظرات در مورد فرشبافی در زمان اشکانیان و ساسانیان منحصر به نوشت‌های مورخان عرب زبان بود. شهر قومس در صحرای خشک شمال شرقی ایران، نزدیک دامغان کنونی قرار داشت. باستان‌شناسان اعتقاد دارند.
شهر قومس در کنار شهر صد دروازه، که یونانیان فاتح بعد از اسکندر آن را ساختند. بنا شده بود. این شهر در سال‌های بین قرن سوم قبل از میلاد و قرن سوم بعد از میلاد در دوران پارتی‌ها (اشکانیان)، که یونانی‌ها و رومی‌ها تلاش زیادی برای تصرف ایران به عمل آوردند. رو به آبادانی گذاشت. منطقه اطراف شهر قومس توسط جاده ابریشم قطع می‌شد و تجارت پرمنفعتی که از این طریق انجام می‌شد، ابریشم و ادویه‌جات شرق را به غرب و شیشه‌های رومی و اسب را به مشرق زمین می‌رساند و این امر منطقه را تبدیل به ناحیه‌ای ثروتمند کرده بود.
منسوجات شهر قومس در مکان‌های سه طبقه‌ای که از خشت ساخته شده بودند، کشف شد در اواخر دوران پارتی‌ها این گونه بناها به عنوان گورستان استفاده می‌شد. دفن مردگان در این گونه بناها به جای دفن آنها در گورستان‌های زیرزمینی به یک سنت زرتشتی بازمی‌گردد که باعث آلودگی کمتر زمین می‌شد. باستان‌شناسان از یمان این کشفیات، قدیمی‌ترین نمونه را به نیمه اول قرن یکم قبل از میلاد نسبت می‌دهند این قطعه نمدی پشمی و قهوه‌ای رنگ و قسمتی از یک جلیقه دارای آستین است. اندازه این جلیقه نمدی که با بندی ابریشمی به اندازه دور گردن همراه است. آن را متعلق به یک بچه معرفی می‌کند و این قدیمی‌ترین لباسی است که تا به حال در ایران پیدا شده است.
همچنین بند ابریشمی به اندازه دور گردن همراه است، آن را متعلق به یک بچه معرفی می‌کند و این قدیمی‌ترین لباسی است که تا به حال در ایران پیدا شده است. همچنین بند ابریشمی، این جلیقه قدیمی‌ترین تکه ابریشم ایرانی است. رنگ این بند ابریشمی آبی مایل به سبز است تکه‌های دیگر منسوجات از گورستان دومی به دست آمده است که متعلق به قرن ششم میلادی است و این تاریخ براساس سکه‌های دوره ساسانی مربوط به هرمز چهارم، پادشاه ساسانی(۸-۵۸۷ میلادی) تخمین زده می‌شود. این قطعه‌ها به واسطه تنوع گوناگونی که دارند شگفت‌آور هستند.
یکی از این تکه‌های پشمی دارای رنگ قهوه‌‌ای سیر همراه با نوار سفید است.اما برجسته‌ترین و ناب‌ترین قطعه‌ای که از حفاری‌های شهر قومس به دست آمده قطعه منسوجی است پرزدار به صورت پرزهای فرفری شکل که اگرچه به عقیده عده‌ای خیلی بد شکل به نظر می‌رسد، شاید قدیمی‌ترین قرش پرزدار ایرانی باشد که پیدا شده ‌است، البته تکه پرزدار و فردار دیگری که از حفاری‌های منطقه حسنلوی ایران به دست آمده است و در موزه دانشگاه پنسیلوانیا نگهداری می‌شود، خیلی قدیمی‌تر و متعلق به ۸۰۰ سال قبل از میلاد مسیح است، ولی شاید نتوان آن را نوعی فرش قلمداد کرد از لحاظ ساختار و اسلوب بافندگی تکه فرش شهر قومس دارای پرزهائی است که به طور ساده تارها را در میان گرفته‌اند، پرز این تکه فرش از پشم رنگ نشده‌ای است که به رنگ کرم است.
قطعه فرش مذکور پس از کشف بلافاصله‌ از گل و لای زدوده شد و نگهداری و آزمایش‌های مذکور در موزه متروپولیتن نیویورک بر آن آغاز شد. این تکه برای نمایش در کنفرانس بین المللی فرش‌های شرقی (ICOC) به موزه انسان‌شناسی لووی دانشگاه کالیفرنیا در برکلی قرض داده شد. در مورد دوران پادشاهی ساسانیان اطلاعات بیشتری از مورخان و تاریخ نگاران باقی مانده است. گفته می‌شود که در تخت طاووس، ۳۰ قطعه فرش وجود داشته که هر یک مخصوص ۳۰ روز ماه بوده و نیز چهار نوع فرش که هر یک گویای یک فصل سال بوده است. اما مهم‌ترین فرش ساسانی که اطلاعات کاملی از آن توسط مورخان بر جای مانده فرش بهارستان معروف به بهار خسرو است. گفته شده که این قالی را خسرو انوشیروان برای سرسرای کاخ ساسانی در تیسفون سفارش داده بود. بر اساس اطلاعات گزارش شده توسط مورخان پس از حمله اعراب و تسخیر غنیمت بین سپاهیان تقسیم شد.
فرش، پس از ورود اعراب
منابع تاریخی که از قرون اولیه هجری بر جای مانده حکایت از آن دارد که در قرون اولیه اسلامی و در فاصله سال‌های قرن ۱و ۵ هجری قمری، که سلسله‌های مختلف ایرانی همچون طاهریان، سامانیان، آل بویه و . . . در مناطق مختلف ایران و تحت امر خلفای عرب حکومت می‌کردند، در بسیاری از مناطق ایران قالیبافی وجود داشته است. از مهم‌ترین این منابع کتاب حدود‌العالم است که در سال ۳۷۲ هـ . ق تألیف شده است.
مؤلف این کتاب در بخش‌های مختلف و متعدد در وصف شهرها به محصولات هر شهر اشاره می‌کند، از جمله می‌نویسد: آمل شهر عظیم و قصبه طبرستان است. از وی جامه کتاب و دستار خیش و فرش طبری و حصیر طبری خیزد. که به همه جهان، جای دیگر نبود و گلیم سه گوش و گلیم دیلمی زربافت و دستارچه زربافت. پارس ناحیتی است که مشرق آن کرمان است و از آن جامه‌های گوناگون از کتان و پشم و پنبه و . . . بساط و فرش‌ها و زیلوها و گلیم‌های با قیمت خیزد. و جهرم شهری است خرم و از وی زیلو مصلای نماز، نیکو خیزد. نویسنده این کتاب از دیگر شهرها و ولایات ایران که قالیبافی در آنها رواج داشته نیز نام برده که از جمله آنها سیستان، آذربایجان و فارس است.
اوج دوران فرش به شهادت تاریخ، اوج هنر فرشبافی ایران را باید در دوران حکومت سلسله صفویان جست و جود کرد. در واقع برخی از عالی‌ترین قالی‌های ایران، که تنها نمونه‌های باقی مانده از دوران عظمت این هنر است، متعلق به دوران حکومت پادشاهی صفوی است. در دوره حاکمیت سلسله صفویان و در زمان حکومت شاه اسماعیل (۹۳۱-۹۰۸ هـ . ق) و شاه طهماسب (۹۸۴- ۹۳۱ هـ . ق) شهر تبریز یکی از بزرگ‌ترین مراکز هنر از جمله قالیبافی شد. مراکز مهم دیگر عبارت بودند از: کاشان، همدان، شوشتر و هرات. در زمان سلطنت طولانی شاه طهماسب، قالیبافی رشد قابل توجهی کرد وی علاقه وافری به فرش داشت و آن را تا مقام یک هنر ارتقا داد. فرش معروف اردبیل که از بزرگ‌ترین گنجینه‌های موزه ویکتوریا و آلبرت در لندن است و در سال ۹۴۲ ، یعنی ۱۲ سال پس از به سلطنت رسیدن شاه طهماسب بافته شده و فرش شکارگاه در میلان که حتی از آن هم قدیمی‌تر است و به سال ۹۲۹ یعنی سال‌های آخر سلطنت پدر طهماسب (اسماعیل اول) تعلق دارد. بر این امر صحه می‌گذارند. گفته می‌شود فرش اردبیل به سفارش شاه طهماسب و برای هدیه به مقبره اجدادش که در شهر اردبیل قرار داشت بافته شد.
در مورد بافندگی فرش در دوران شاهان صفوی، اطلاعات تا به‌ آن حد است که حتی موقعیت یکی از کارگاه‌های شاهی در میدان با شکوه نقش جهان (میدان امام امروز) حد فاصل عمارت هشت بهشت و مسجد شاه بوده است. به هر تقدیر توجه و التفات شاهان صفوی به انواع هنر، باعث شکوفائی هنر ایرانی در آن عهد شد. نقاشی، تذهیب، خطاطی، صحافی، کتاب‌سازی، معماری، قالیبافی، نساجی و قلمزنی از مهم‌ترین آنها بودند که قالیبافی در میانشان از اهمیت بالائی برخوردار است. خوشبختانه تعداد نسبتاً زیادی از قالی‌های عهد صفوی باقی مانده و نمونه‌هائی نیز در موزه فرش ایران موجود است.
قالی ایران پس از صفویه

پس از حمله افغان‌ها به سال ۱۱۳۵ هـ ق سلسله صفوی به طور کامل فروپاشید و کشور دچار هرج و مرج و آشفتگی شد. از وضع قالیبافی دوره مذکور اطلاع دقیقی در دست نیست. چرا که به جز اندک شماری قالی چیزی بر جا نمانده است. نادر شاه که در سال ۱۱۴۸ هـ .ق قدرت را به دست گرفت و تا سال ۱۱۶۰ هـ . ق پادشاهی کرد، چنان در تلاش برای توسعه کشور پهنانورش بود که کمترین توجهی به ترویج امور هنری از خود نشان نداد. وی تنها به بر پا کردن کلات نادری در شمال خراسان همت گماشت و نیز در ضمن اجرای آن برنامه ساختمانی، دستور داد دیوارهای کوشک نوبنیادی را به سلیقه او بانگاره یک بوته گلدار، مقتبس از شیوه نگارگری هند بیارایند. چنان که مشهور است نادرشاه در بازگشت از نبرد پیروزمندانه هند، بسیاری از هنرمندان از جمله نگارگران آن سامان را در التزام رکابش به ایران آورد.
یک پرده چهره‌سازی از نادر شاه کشیده شده که وی را به زانو نشسته بر روی یک تخته قالی زعفرانی رنگ نشان می‌دهد و حاشیه‌اش با نقش گل‌هائی ملهم از نگارنگری هندی تزیین شده است. در زمان نادر به رغم بسیاری از ناآرامی‌های ناشی از نبردها و لشکرکشی‌های او، بر اساس آثار باقی مانده می‌توان بر تداوم سنت قالیبافی در برخی مناطق تاکید بیشتری داشت. کرمان از جمله این مناطق است که در آن تا اواسط قرن دوازدهم، به روال دوره صفوی قالی‌های بزرگ و مرغوب بافته می‌شد. حتی شمار دیگری از قالی‌های کرمان که تاکنون محفوظ مانده است، گواه آن است که قالیبافی به رغم آشفتگی‌های همچنان به فعالیت‌ خود ادامه می‌داده است.
در سال ۱۱۷۲ بود که صلح و آرامش دست کم در جنوب کشور برقرار شد و این مهم به دست کریمخان زند انجام گرفت که شیراز را پایتخت پادشاهی خود قرار داد و در اندک مدت آن را تبدیل به شهری زیبا و دلگشا کرد. قاب‌‌بندی‌های از سنگ کنده‌کاری و کاشی‌های منقوش به گل و گیاه، که بازتابی بود از تزئینات شیوه هوندی به کار رفته در کلات نادری، هر چه بیشتر زینت بخش مساجد و کاخ‌ها شدند
قاجاریان در اوایل قرن سیزدهم بیرحمانه زندیان را از صفحه تاریخ حذف کردند و دست به کار وحدت کشور شدند (۱۲۱۰- ۱۳۴۳ هـ ق). آنها تهران را پایتخت خود قرار دادند و دوره قدرت و رونق تازه‌ای را به وجود آوردند. هنرها تحت سرپرستی بهتری قرار گرفتند و قالیبافی نیز به تدریج جان تازه‌ای یافت. زندگی پر شور و تجمل دربار قاجاری در پرده‌های رنگارنگ بزرگ بازتاب یافت و در نقوش قالی‌ها به تصویر درآمد. در این دوره قالی‌های خراسان خوش درخشیدند و توجه بسیاری به آنها جلب شد. قاین و بیرجند از مراکز عمده و معروف قالیبافی در سده سیزدهم هجری به شمار می‌آمدند.
طبق گزارش، کمپانی هند شرقی در سال ۱۷۹۰ میلادی (۱۲۰۵ هـ . ق) می‌کوشید تا پس از چند دهه متارکه معاملات، از نو روابط تجاری خود را با ایران برقرار کند قالی خراسان که به خاطر تابناکی رنگ‌ها و برتری بافتش به حق در سراسر جهان مقامی شامخ یافته، اکنون هر چه بیشتر مورد تقاضای اروپائیان قرار گرفته است. البته به نظر می‌رسد قاجاریان در اوایل توجهی به قالیبافی نشان نمی‌دادند. حتی مراکز بزرگ قالیبافی شهرهائی همچون کاشان و اصفهان که از این بابت در دوره صفوی رونق شایان یافته بودند، آن زمان دچار انحطاط شدند.
فقط خراسان در مقام معتبر باقی ماند و کرمان نیز در سطحی هر چند اندک و نازل‌تر، به بافتن قالی‌های خود ادامه داد. اما در پایان سده سیزدهم افزایش ناگهانی تقاضای اروپائیان برای قالی‌های ایران، آن هم به مقدار زیاد، باعث شد تا فرش ایران احیا شده و در همه جا مقدمات تولید انبوه و در پی آن توجه دولتمردان به آن فراهم شود. در واقع از آن هنگام که صادرات فرش ایران بنا به تقاضای غرب برای اولین بار از تبریز آغاز شد، فرش ایران به مرحله دیگری قدم نهاد که اهمیت آن در تجارت و درآمد ارزی امروز ایران انکارناپذیر است. از همان زمان که اولین محموله‌های فرش ایران در زمان ناصرالدین شاه از طریق تبریز به ترکیه صادر شد.
وقوع این حادثه آنچنان مهم بود که در اولین کارت پستال‌های ایرانی در دوران قاجار، لحظه شکوهمند عدل بندی و حمل فرش توسط تجار تبریزی منعکس و به عنوان اخباری مهم به اقصی نقاط دنیا ارسال شد. فرش در زندگی و فرهنگ اجتماعی ایرانیان در اواخر دوره قاجار چنان اهمیت و حرمتی یافت که بازتاب آن را در نقاشی‌ها و مهم‌تر از آن در عکس‌های قاجاری می توان دید، آن‌گونه که فرش عنصر تزئینی و در تمام مجالس و اجتماعات از ضروریات شد. به همین روال بر روی عکس‌های قاجار می‌توان تعداد بی‌شماری از فرش‌های آن عهد را دید در تعداد زیادی از عکس‌های دوران قاجار که مربوط به اجتماعات و حتی شخصیت‌ها است. فرش دستباف دیده می‌شود حتی اگر عکسی از اشرار و محکومان درالخلافه گرفته می‌شد.
در زیر پای آنان فرشی گسترده بود در اواخر دوران قاجار و دو دهه اول قرن چهاردهم هجری، تقاضای زیادی برای فرش ایران و تجارت موفق آن باعث شد تعداد زیادی از شرکت‌های خارجی از کشورهای چون انگلیس، آمریکا، سوئیس، یونان و . . . به سرمایه گذاری در فرش ایران و تولید انبوه آن ترغیب شوند و فصل دیگری به تاریخ فرش ایران، خاصه تاریخ معاصر آن اضافه شود. بخشی از مهم‌ترین و نفیس‌ترین فرش‌های ایران در همین ایام و به دستور همین شرکت‌ها در شهرهائی چون کرمان، اراک، همدان، تبریز و مشهد بافته شد. شرکت تولیدکنندگان قالی شرق (O.C.M) عطیه بورس و زیگلر از بزرگ‌ترین این شرکت‌ها بودند.

واژه قالی از دیدگاه دهخدا

قسمی از گلیم پرزدار منقش گرانب‌ها که خالی نیز گویند. (ناظم الاطباء). مهم‌ترین محصول صنعتی ایران حاضر قالی و قالیچه دست بافت است. قالی بافی از صنایع بسیار قدیم ایران است.

تصویر مرتبط

می‌گویند که اسکندر کبیر وقتی برای اولین بار مقبره کوروش بزرگ را بازدید نمود مشاهده کرد که آن با قالی خیلی خوب پوشیده شده و نیز می‌گویند که در قصر تیسفون یا طاق کسری در زمان ساسانیان یک قطعه قالی وجود داشته که با جواهر و فلزات قیمتی پوشیده شده بود، ولی شرح این قالی آنقدر با افسانه آمیخته شده که نمی‌توان آن را کاملاً باور کرد. در آسیای وسطی تکه‌های قالی قدیمی پیدا می‌شود که متعلق به ادوار قبل از اسلام است.در نقاشیهای بعضی از نقاشان قرون وسطی در اروپا قالی هائی نشان داده شده که می‌بایست ساخت ایران باشد. نمونه‌های اولیه قالی و قالیچه که در موزه‌ها و گنجینه‌های شخصی است و محققاً می‌توان آن‌ها را به ایران نسبت داد متعلق بزمان قبل از دوره صفویه است.

علت اینکه از زمان قدیم‌تر از آن نمونه قالی بدست نیامده آن است که اغلب اشیاء صنعتی برای نگاه داشتن ساخته می‌شدند و قالی برای استعمال، و اگرچه قالی نسبتاً بادوام است، در نتیجه استعمال زیاد پس از مدتی کهنه شده از بین می‌رود. در قالیهای قدیمی کمتر نوشته‌ای دیده می‌شودکه تاریخ و محل ساخت آن را بطور تحقیق بتوان معین کرد. گمان می‌رود که بعضی از این قالی‌ها در تبریز در زمان حکمرانی سلاطین ترکمان و مغول که قبل از صفویه سلطنت می‌کردند ساخته شده باشد.

بعضی از قالیهای قدیمی را به اواخر قرن نهم هجری (اواخر قرن پانزدهم میلادی) نسبت می‌دهند، زیرا نقشه‌های آن‌ها خیالیتر و رنگ آمیزی آن‌ها با قالی‌های اوائل دوره صفویه فرق دارد. احتمال می‌رود که قالیبافی در زمان سلطنت طویل شاه طهماسب به اعلی درجه ترقی رسیده باشد. درجه تکامل صنعت دراین زمان می‌رساند که قالی بافی تاریخ قدیمی داشته و با اینکه نمونه هائی از ترقی آن در دست نیست معهذا ثابت می‌کند که دوره مدیدی طول کشیده تا به این درجه رسیده. چون محل ساخت اغلب قالی‌های اوائل این عصر معلوم نیست، معمولاً قالی‌های دوره صفوی را از روی نقشه آن‌ها طبقه بندی می‌نمایند. در میان نقشه‌های مختلف و مهم‌تر از همه طرحی است که در وسط ترنجی دارد. نمونه بسیار مشهور این قسم نقشه قالی مسجد اردبیل فعلاً در موزه ویکتوریا و البرت در لندن می‌باشد.

آن فرش قالی بزرگی است که طول آن ده متر و نیم و عرض آن قدری کمتر از ۵ متر و نیم است (۵/۳۴ فیت و ۵/۱۷ فیت). از روی تخمین معین کرده‌اند که این قالی تقریباً ۳۲ ملیون گره دارد! دور ترنج مرکزی را نقشهای کوچکی که به گل شاه عباسی موسوم است احاطه نموده و آن عبارت از نقش مدور یا بیضی شکلی است که وسط آن گل و دور آن را حلقه‌ای از گل با برگ گرفته در هر گوشه متن قالی یک چهارم ترنجی کشیده شده. یکی از خصائص این قالی بزرگ نمایش قندیل مسجد می‌باشد که در دو سر ترنج کشیده مثل اینکه از آن آویزان است. متن قالی از نقش گل و برگ پوشیده شده و آن‌ها نقش تاک مشبک و پرکاری را با نظم کامل تشکیل می‌دهند. گل‌ها با رنگهای گوناگون خودروی زمینه سرمه‌ای رنگ برجسته بنظر می‌آید. رنگ قرمز که با زمینه سرمه‌ای تباین دارد زیاد شفاف نیست و مایل برنگ قندیل است.

رنگ سبز نیز در این نقشه از رنگهای برجسته است. در حاشیه قالی نقشهای کتیبه‌ای است که بین آن‌ها گل شاه عباسی می‌باشد. مسئله قابل توجه آنکه نقش حاشیه این قالی روی کاشیهای دیوار صحن مسجد اردبیل دیده می‌شود. در حاشیه این قالی اسم مقصود کاشانی برده شده است، ولی معلوم نیست که این شخص سازنده و بافنده قالی بوده یا تقدیم کننده آن. تاریخ این قالی بر طبق این نوشته ۹۴۲ ه. ق. (۱۵۳۶ م.) است. این قالی ازشاهکارهای صنعت زمان شاه طهماسب می‌باشد و تصور می‌شود که در تبریز بافته شده باشد زیرا جنس پشم آن این مطلب را تایید می‌نماید. قالیهای معروف دیگر این عصر که دارای طرح ترنج هستند در موزه‌ها و مجموعه‌های شخصی در تمام دنیا دیده می‌شود. از طرحهای مهم دیگر این دوره چندین ترنج متصل بهم است و متن قالی را بچندین قسمت منقسم می‌نماید. در موزه ویکتوریا و البرت در لندن قالی‌ای به این طرح موجود است که از بهترین نمونه‌های این صنعت محسوب می‌گردد. نمونه عالی دیگری در موزه متروپولیتان نیویورک است که حتی از قالی مسجد اردبیل نیز ریز‌تر بافته شده است.

بسیاری از قالیهای خوب این دوره مظهر استادی و مهارت نقاشان آن عصر است. در مجموعه شخصی بارون هتوانی یک پارچه قالی وجود دارد و طرح آن بقدری عالی است که اگر عکسی از آن برداشته شود کپیه مینیاتور می‌نماید و با آن مشتبه می‌شود. نظیر آن قالی بزرگ دیگری است که نصف آن در موزه صنایع تزیینی پاریس و نصف دیگر در کلیسای بزرگ کراکو در لهستان می‌باشد. بعضی از قالی و قالیچه‌های اوائل عصر صفوی با نخهای طلا و نقره بافته شده، رنگ اصلی حاشیه معمولاً با رنگ زمینه آن تباین دارد. در بسیاری از قالیهائی که طرح ترنجی دارند تصویر حیوانات نیز نقش شده است و این طرح حیوانات در بعضی قالی‌ها آنقدر اهمیت پیدا کرده که آن‌ها مشهور به نقش حیوان شده‌اند.
یکی از قالی‌های مشهور نقش حیوان که اکنون در موزه متروپلیتان نیویورک است در مقبره شیخ صفی الدین در اردبیل بوده است. یکی از اقسام دیگر قالی آنهایی است که به شکاری معروفند زیرا مناظر شکارگاه و صید روی آن‌ها نقش شده است یکی از مشهور‌ترین این قالی‌ها در موزه پولدی پزولی در میلان ایتالیا می‌باشد.

بافنده آن غیاث الدین جامی است که اسم وی روی آن نوشته شده و تاریخ آن ۹۴۹ ه.. ق. (۱۵۴۳ م.) است. شاید مشهور‌ترین قالی‌های بافت ایران قالی شکاری متعلق بدولت اطریش باشد که از ابریشم بافته شده و با نخهای طلا و نقره زینت یافته است و بر روی هم این قالی نماینده استادی نقاش آن است نه بافنده، بعضی از تصاویر آن بقدری به نقاشی‌های سلطان محمد شباهت دارد که جمعی از اهل فن معتقدند که او نقشه این قالی را تهیه کرده است. قالی‌های ابریشمی دیگر نیز از این زمان موجود است که معمولاً آن را از کاشان می‌دانند. در موزه ملی تهران قالی ابریشمی سفید بسیار عالی است که ترنج آن سیاه رنگ می‌باشد. روی این زمینه روشن درختان انار برنگ سفید کرم رنگ یا برنگ عاج دارد. پرندگان مختلف قشنگی در میان شاخهای درختان نقش شده است. این قالی قشنگ بعقیده پروفسور پوپ در ربع سوم قرن دهم هجری (ربع آخر قرن ۱۶ میلادی) بافته شده و سابقاً در مقبره اردبیل بوده است. قالی نامبرده ببزرگی قالیهائی که شرح دادیم نیست و قالی‌های این دوره را با قالیچه‌های عصر بعد مربوط می‌سازد.

از قالیهائی که به هرات نسبت داده شده عده‌ای است که نقشه آن‌ها گل و مو پیچ پیچ می‌باشد که در اطراف گل شاه عباسی بزرگ کشیده شده و آن عبارت است از طرح گلی که دور آن حلقه مدور یا بیضی شکل از برگ دارد. نقشهای اسلیمی که شبیه به نواری است که عرض آن مختلف می‌باشد در این نوع قالی و قالی‌های بسیار دیگر این عصر نیز دیده می‌شود. در قالی‌های هرات نقش ماهی نیز دیده می‌شود که ببرگ بلند تاشده‌ای شباهت دارد. یک قالی که به این سبک بافته شده و احتمال می‌رود که از زمان شاه عباس باشد در خزینه امام رضا در مشهدمحفوط است. از اوائل دوره صفوی تا آخر سلطنت شاه عباس ببافتن این قبیل قالی‌ها مبادرت می‌شد. هرچه زمان می‌گذرد، نقشه گل شاه عباسی بزرگ‌تر می‌شود. قالی‌های هرات در طرح قالی‌های هند نفوذ مهمی داشته. اولیاریوس آلمانی که در زمان شاه عباس به ایران مسافرت نموده می‌نویسد که بهترین قالیهای ایران در هرات بافته می‌شد. دردوره صفویه قالی‌های ابریشمی که نقش گل و برگ تیره رنگ داشت و در بافتن آن‌ها نخهای طلا و نقره بکار می‌رفت تهیه و بعنوان تحف هدایا جهت بعضی از سلاطین اروپا فرستاده می‌شد. عده‌ای از این قالی‌ها در لهستان پیدا شده و تا چندی قبل بنام قالی‌های لهستانی معروف بود تا اینکه در مقایسه با قالیهای نظیر آن ثابت شد که آن قالی‌ها بافت ایران است. یک قطعه قالی نظیر قالیهای فوقالذکر که نقش درخت سرو و بوته گل دارد در مقبره شاه عباس ثانی در قم هست و زیر آن اسم نعمت اللّه جوشقانی بافنده آن نوشته شده است با تاریخ ۱۰۸۲ ه.. ق. (۱۶۷۱ م.). قسم دیگری به نام قالیهای باغی معروف است.

عموماً طرح این قالی‌ها عبارت است از نقشه‌ای که حوضی در وسط دارد. اطراف آن بوسیله جوی‌ها بقسمتهای مربع مستطیل تقسیم شده و این قسمت‌ها با نقش گل و گیاه تزیین یافته. یک قسم دیگر قالی‌هایی است که به اسم شاه عباسی یا طرح اصفهان معروف است. در اروپا و آمریکا آن‌ها را به نام قالی‌های گلدانی می‌خوانند زیرا نقشه بعضی از آن‌ها گلدانی است که از آن شاخ و برگ بیرون می‌آید. از خصائص مخصوص این قسم قالی آن است که از خطوط متوازی که سراسر قالی را گرفته اشکال گل و برگ منشعب می‌شود. گلهای شاه عباسی و اشکال گل و برگ که در این نوع قالی دیده می‌شود شبیه به نقشه بعضی از قالیهای هرات است. بعضی از این قالی‌ها به کرمان نسبت داده می‌شوند ولی احتمال می‌رود که‌‌ همان نقشه در جوشقان که از قالی‌های طرح اصفهان در آنجا بافته شده بکار رفته باشد.

پروفسور پوپ می‌گوید: شاید مطالعه دقیق قالیهای اولیه بهترین مقدمه برای آگاهی از صنایع ایران باشد زیرا این صنعت بیش از تمام صنایع خصائص مخصوص و رسوم متنوع قدیمی را در بر داشته و مراحل مختلف زندگی و فرهنگ ایران را نشان می‌دهد. قالیهای عالی ایران را شعرا مدح گفته و سیاحان تمجید و تعریف کرده‌اند. سلاطین کشور‌ها بر آن حسد برده و کشورهای دیگر از آن تقلید کرده‌اند. قالی‌های ایران روح حقیقی صنعت این کشور را مجسم می‌سازد. در زمان قاجاریه قالی و قالیچه ایران در خارجه اهمیت بسزائی یافت. بزرگ‌ترین مرکز قالیبافی ایران در زمان قاجاریه اراک و نواحی اطراف آن بوده است. قالیهای این منطقه را تجار قالی به چهار طبقه تقسیم کرده‌اند. بهترین آن‌ها ساروق نام داشت، درجه دوم را محال (محل) و سوم را مشیرآباد و آخرین قسم به نام لیلاهان معروف بود که کرک بلند داشت و اغلب در دهستان ارمنی نشین بافته می‌شد. قالی‌های قدیم ساروق از محکمترین قالی‌های ایران بشمار می‌رود نقشه آن عبارت است از ترنجی در وسط و زمینه باز که فقط از چند تصویر پوشیده می‌شد. رنگهای آن خوب و به رنگ سرمه‌ای و قرمز بیشتر اهمیت داده شده است. قالی هائی که معمولاً قالی محال نامیده می‌شود خیلی ریز بافته نشده ولی منظم و مرتب است. نقشه این‌ها عموماً گل و برگ است و رنگهای آن بیشتر به رنگهای تیره متمایل است.

رنگ قرمز متن برجسته و متباین با رنگ سرمه‌ای حاشیه بوده. قالیهائی که به قالی میر معروف هستند قدیم‌ترین و خوش جنس‌ترین قالی هائی هستند که در سربند بافته می‌شده‌اند، نقشه آن بوته‌های ترمه‌ای است. این بوته‌ها متن قالی را گرفته و از جهت شباهت به اسم گلابی و بادامی معروف است. حاشیه آن نقشه‌ای از خطوط راه راه و نقش مو دارد. قالی‌های فراهان کرک کوتاه داشته و اغلب زمینه سرمه‌ای دارند دو قسم نقشه در آن‌ها دیده می‌شود یکی نقشه ماهی که از ماهی‌های کوچکی که گاهی بشکل برگ پیچیده بنظر می‌آید تشکیل یافته و دیگری نقش گلخانه است که از دسته‌های گل مرتب تشکیل شده است. در دوره صفویه کاشان برای قالی‌های ابریشمی معروف بود ولی پس از صفویه تا مدتی صنعت قالیبافی در این شهر متروک شده بود تا در عصر حاضر قالیبافی در آنجا دوباره برقرار شده رواج یافت قالی‌های کاشان از حیث بافت از بهترین قالی‌های ایران است. کرک آن کوتاه و معمولاً دارای نقش ترنجی در وسط ولچکهائی در گوشه می‌باشد و از پشم و ابریشم بافته شده است. جوشقان در دوره قاجاریه برای یک نوع نقشه مخصوص ترنج وسط و اشکال مستطیل معروف می‌باشد. اصفهان مرکز قالیبافی مهمی نبوده ولی دستگاه‌های قالیبافی آنجا چند قالی جنس عالی بافته است. و قالیهای آنجا معمولاً نقش شاه عباسی دارند که ترنج و گل شاه عباسی باشد. قالی‌های قدیم کرمان معمولاً زمینه روشن داشته و رنگهای آن طوری است که منظره روشن به قالی می‌دهد. طرح و نقشه آن اغلب عبارت است از درخت زندگی که گاهی درگلدان قرار داده شده و درختان سرو و نقشه گل و برگو تاک پیچ پیچ. بعضی از قالیهای اعلا در نقشه خود اشکال حیوانات دارند.

در رفسنجان و سایر نقاط کرمان نیز قالی بافته می‌شد. قالی‌های معروف به شیراز اغلب بوسیله قبائل قشقائی و چادرنشینهای دیگر بافته می‌شود و خیلی نرم و شل است و معمولاً ترنجهای لوزی شکلی در وسط مکرر شده و رنگهای آن اغلب جالب است. در همدان و دهستان‌های اطراف آن قالی‌های زیادی بافته می‌شود. قالی‌های قدیم این ناحیه خصائص مخصوص داشته و با پشم ش‌تر بافته می‌شده است. در ملایر قالی هائی بافته می‌شد که شبیه قالیهای همدان و مخصوصاً اراک است. قالی‌های خراسان یا مشهد از حیث جنس خیلی عالی است و سطح آن‌ها از گلهای مناسب پوشیده شده و طرح ترنجی در وسط دارند و در نقشه بعضی از آن‌ها تصویر حیوانات دیده می‌شود. قبائل چادرنشین نواحی خراسان قالیهائی می‌بافند که بنام قالی ترکمن یا بخارا معروف است. زمینه این قالی‌ها قرمز تیره و نقش آن‌ها از یک سلسله کثیرالاضلاع تشکیل یافته و به اسم نقشه پای فیل موسوم است. قالیهای بلوچ نیز بوسیله چادرنشینان بافته می‌شود و مانند قالی‌های ترکمن ولی از آن‌ها شل‌تر و نرم‌تر است. آذربایجان از قرن‌ها پیش برای صنعت قالیبافی مشهور است.

در تبریزهمه جور قالی بافته می‌شود. قالی‌های کهنه تبریز اغلب دارای رنگ قرمز و نقشه ترنجی هستند ولی نقشه مخصوصی نیست که بتوان آن را نقشه تبریز گفت. قالی‌های هریس از بهترین قالیهای تبریز است. قالیهای گوراوان در قریه گوراوان و اطراف هریس بافته می‌شود. قالیهای قره جه در ناحیه قره داغ در شمال تبریز بافته می‌شود ومعمولاً کوچک و بشکل کناره هستند. در زنجان در دوره قاجاریه قالیهای کوچک بافته می‌شد که بواسطه بکار رفتن رنگهای جوهری در آن‌ها مرغوب نبود. استعمال این گونه رنگهای مصنوعی و شیمیائی که در دوره قاجاریه مرسوم گردید ضرر و لطمه بزرگی بشهرت قالی‌های ایران دردنیا وارد آورد خوشبختانه استعمال رنگهای جوهری قدغن شده است. از حیث تنوع در نقشه، رنگآمیزی و مهارت در بافتن، قالی و قالیچه ایران حتی در دوره قاجاریه که صنعت رو به پستی رفته بود در دنیا نظیر نداشت. قالی خوب ایران مانند قطعه شعر زیبائی است که بافنده آن مانند شاعر جمال طبیعت را ترجمه و بصورت شی زیبائی درآورده که هم قشنگ و هم قابل استفاده است. (ازترجمه تاریخ صنایع ایران تالیف ویلسن صص ۱۸۸ – ۲۱۷). سینگر سارجنت نقاش معروف آمریکائی گفته: تمام نقاشی‌های دوره تجدد (رنسانس) ایطالیا ارزش یک تخته قالی ایرانی را ندارد:
نه پرد بلبل اندر باغ جز بر بسد و می‌نا
نه پوید آهو اندر دشت جز بر قالی پرنون.
رودکی.

‌ای زهدفروشنده تو از قال و مقالی
با مرکب و با ضیعت و با سندس و قالی.
ناصرخسرو.

هرچند که پشم است اصل هر دو
بسیار به است از پلاس، قالی.
ناصرخسرو.

آن کل عفریت روی با همه زشتی
قالی بافد همی و ایضاً محفور.
سوزنی.

چون مرا سندس است و استبرق
شاید ار قالی مرندی نیست.
خاقانی.

خونت برای قالی سلطان بریختند
ابله چرا نخفتی بر بوریای خویش.
سعدی.

گر آزاده‌ای بر زمین خسب و بس
مکن بهرقالی زمین بوس کس.
سعدی (بوستان).

نگاهی به «قالی» از دوران ناصرالدین‌شاه تا امروز

هنگامی که ناصرالدین شاه به حکومت رسید، در ایام حکومت این به اصطلاح قبله عالم، هیچ کس فکر نمی‌کرد چگونه فرش به داد ایران برسد و چرخه روزگار برای آینده مردم ایران از راهی دیگر بچرخد.

تصویر مرتبط
وام‌ها و قروض بی‌حد و حصر ناصرالدین شاه برای سفرهای فرنگ و…از دولت‌های دوست و همسایه نظیر روسیه و انگلیس پس ازوی نیز ادامه یافت.
در این حال چیزی به سقوط و سرنگونی قاجار نمانده بود که ‌یکباره با آغاز صدور اولین محموله‌های فرش از تبریز سپس همدان و کرمان و درآمد قابل توجه حاصل از عوارض و مالیات آن، شاه و دولت متوجه اهمیت این محصول شدند.
درآمدی که می‌توانست اوضاع اقتصادی دولت را متحول و از سقوط قاجار جلوگیری کند و چنین نیز شد. به این ترتیب بود که ارزش حیاتی و بقایی این کالا بویژه صادرات آن بر شاه آشکار شد واین بود که صدور قوانین و دستورالعمل‌های مختلف که می‌توانست بقای فرش و درآمد آن را تضمین کند، آغاز شد.

 

در واقع اگر فرش ایران نبود، پایه‌های متزلزل حکومت قاجار خیلی زود از هم می‌پاشید و شاید تاریخ به شکلی دیگر برای ایران رقم می‌خورد.
در پی صادرات چشمگیر و رونق روزافزون فرش دستباف و از حدود سال‌های ۱۲۸۰ توجه شرکت‌های اروپایی و آمریکایی به این محصول آنان را به سرمایه‌گذاری و حضور در این عرصه چنان تشویق کرد که بتدریج اما مستمر طی حدود ۴۰ سال نزدیک به ۶۰ شرکت بزرگ و کوچک که مالکیت خارجی و گاه مشترک داشتند، در ایران تاسیس شد و تقریبا عمده فعالیت تولیدی و اقتصادی این محصول در ید قدرت آنان قرار گرفت.
از میان این شرکت‌ها ، بزرگ‌ترین و ثروتمندترین آنها عبارت بودند از‌ شرکت آمریکایی عطیه بوروس، شرکت سوئیسی‌‌/ ‌‌انگلیسی زیگلر، کمپانی ایتالیایی برادران نیرکوکاستلی، تاوسهند چیان، پتاک، قازان کارپت و شرکا و بزرگ‌ترین و ثروتمندترین آنها ‌کمپانی تولیدکنندگان قالی شرقی‌ مشهور به OCM که در ایران به شرکت شرق لندن نیز شهرت دارد و مالکیت انگلیسی داشت و صاحب آن کسی نبود جز سیسیل ادواردز ، فرش‌شناس مشهور که کتاب وی به نام قالی ایران اوایل دهه ۵۰ توسط خانم مهین دُخت صبا به فارسی ترجمه و تا اواخر دهه ۶۰ بارها در ایران چاپ و منتشر شد.

 

اما حضور این شرکت‌ها و اوضاع نابسامان کارگاه‌های تولید فرش که با توجه به سرمایه‌گذاران هیچ هدفی جز سوددهی نداشتند، چنان شرایطی را در کارگاه‌های فرشبافی حاکم کرد که سرانجام مسئولان و دولتمردان کشور برای اولین بار در تاریخ بافندگی، عکس‌العمل مناسبی ‌ نشان دادند و در بیست‌وپنجم آذرماه ۱۳۰۲ از سوی رضا شاه که در آن ایام در مقام نخست وزیری کشور قرار داشت، دستوری به والی کرمان و بلوچستان که در آن روزگار بزرگ‌ترین مرکز بافندگی کشور و تجمع شرکت‌های خارجی بود، صادر شد که عینا در نشریه بین‌المللی کار نیز به چاپ رسید.
این دستور بی‌هیچ چون و چرا اولین اقدام رسمی و مهم در اصلاح امور قالیبافی بخصوص شرایط کار تا آن زمان محسوب می‌شود.
در متن این فرمان آمده بود ‌ساعات کار تمام کارگران کارگاه‌های قالیباف روزی هشت ساعت است و کارفرمایان این کارگاه‌ها حق ندارند بیشتر از هشت ساعت در روز کارگران را به کار وادارند.
همچنین در روز جمعه و ایام تعطیل رسمی، کارگران کار نخواهند کرد ولی دستمزد آن را مطابق یک روز کار دریافت می‌کنند. در این متن آمده بود که پسران کمتر از هشت سال و دختران کمتر از ده سال نمی‌توانند در این کارگاه‌ها به کار مشغول شوند و کارگاه پسران از کارگاه دختران باید مجزا باشد. تشکیل کارگاه مختلط اکیدا ممنوع است.
همچنین در ماده دیگری از این آیین‌نامه آمده بود که کارگاه (دار قالی) نباید در زیرزمین یا اتاق‌های مرطوب و نمناک قرارگیرد. ضمنا باید دارای دریچه‌ای رو به آفتاب باشد تا نور خورشید از آنجا به درون بتابد. همچنین کارگاه (دار قالی) باید حدود یک ذرع از کف اتاق بالاتر باشد و جایگاه کارگران به نحوی تعبیه شود که همه بتوانند براحتی کار کنند.
کارفرمایی که مفاد موارد بالا را رعایت نکند به پرداخت جریمه‌ای بین ده تا ۵۰ تومان محکوم می‌شود.
همچنین در جهت سامان بخشیدن به اوضاع تولید، بویژه تهیه نقشه‌های مناسب و رسیدگی به اموری این چنین، سال ۱۳۰۹ موسسه قالی ایران تاسیس شد که ریاست آن به عهده طاهرزاده بهزاد نقاش و طراح نامی آن زمان گذاشته شد.
اما به دلایل مختلف این موسسه نتوانست بیش از دو سال به فعالیت خود ادامه دهد و تعطیل شد.
سرانجام اوضاع حاکم بر تمامی امور فرش و مهم‌تر از آن رونق و درآمد حاصل از صادرات آن و حضور جدی و قدرتمندانه شرکت‌های خارجی و درآمدهای آنها به حدی رسید که دولت تصمیم جدی و بزرگی برای تعطیلی آنها اتخاذ کرد و در نهایت با تصویب هیات وزیران فعالیت تمامی شرکت‌های خارجی در عرصه فرش ایران ممنوع و مقرر شد اموال و دارایی‌های بزرگ‌ترین آنها خریداری و به تملک دولت درآید.
متعاقبا به دستور دولت در بهمن ۱۳۱۴، شرکتی جدید و دولتی به نام «شرکت سهامی فرش ایران» تاسیس و تمام‌ اموال و دارایی‌های «کمپانی تولیدکنندگان قالی شرقی» خریداری و به این شرکت جدید واگذار شد.
شرکتی که هم‌اکنون نیز پس از نزدیک به ۸۰ سال فعالیت مستمر هنوز به فعالیت خود ادامه می‌دهد و اوج و حضیض‌های مختلفی را پشت سر گذاشته است اما هنوز معلوم نیست چرا مقامات مختلف دولتی و حتی مقامات این شرکت پس از گذشت نزدیک به ۸۰سال از تاسیس آن، در گفت‌وگوها، نام عجیب «کمپانی هند شرقی» را که هیچ ربطی به این ماجرا ندارد به زبان می‌آورند و خود را وارث چنین کمپانی می‌دانند؟ حتما حکمتی در آن است که هیچ کس نمی‌داند! به هر ترتیب شرکت سهامی فرش ایران تاسیس شد و مسئولیت‌های بزرگی نظیر نظارت و رسیدگی بر صادرات فرش دستباف و تهیه و توزیع مواد اولیه مناسب در فرشبافی و ترویج نقشه‌های مناسب و خلاصه ساماندهی به اوضاع فرش مملکت، با حمایت دولت و به طور انحصاری به‌عهده آن گذاشته شد.
باید به خاطر داشت بررسی موضوعی همچون فرش که برخاسته از توده‌هاست و به قولی مردمی‌ترین و عام‌ترین هنر این سرزمین شناخته می‌شود، موضوعی است چند وجهی که نیاز به مطالعات جانبی دیگری نیز دارد. مهم‌ترین آن، تحلیل‌های جامعه‌شناسانه و مردم‌شناسانه‌ای است که اصلی‌ترین چالش پژوهش‌ها و بررسی‌های این چنینی است. به همین دلیل در همین جا به نکته‌ای مهم که مطالعه فرش ایران بدون آن مبهم و ناشناخته باقی خواهد ماند، اشاره می‌کنیم.
در طول تاریخ ایران همواره اقوام، طوایف و عشایر نقطه اتکای دولت‌ها و حکومت‌های مرکزی بوده‌اند و به همین دلیل می‌بینیم در تصدی مقامات و مسئولیت‌های مختلف کشوری نظیر تعیین حاکمان شهر‌ها و حتی حاکمان ایلات، ریاست فوج‌های نظامی و…، سران ایلات همواره نقش مهم بلکه کلیدی داشته‌اند و این موضوع از ایام حکومت صفویان و حتی پیش از آن بخوبی قابل بررسی است و تا پایان دوره قاجار همچنان ادامه داشت.
اما با به قدرت رسیدن پهلوی و برای اولین بار به دلیل بی‌اعتمادی شاه به عشایر، بتدریج دست بزرگان و سران طوایف و ایلات مختلف از مناصب حکومتی کوتاه و حتی برای کنترل بیشتر عشایر و جلوگیری از تحرکات احتمالی آنها ضمن قلع و قمع تعداد زیادی از سران عشایر و مخالف، سال ۱۳۰۹ طرح اسکان عشایر برای اولین بار در کشور به اجرا درآمد که در اصطلاح جامعه‌شناسی به تخته قاپو شدن مشهور است.
بیان این موضوع از آن جهت اهمیت و نیاز به تحلیل‌های بیشتر و جانبی دارد که با اجرای تدریجی این قانون و طرح‌های دیگری که بعد‌ها تحت عناوینی نظیر رسیدگی به بهداشت بیشتر، خدمت‌رسانی و… به اجرا درآمد، پایه‌های نابودی یک سنت و تمام‌ عوامل و دستاوردهای چنین سنتی پی‌ریزی شد.
در واقع با از بین رفتن زندگی عشایری و هرآنچه محصول چنین زندگی بود، مهم‌ترین محصول این جامعه تاریخی و کهن یعنی سنت بافندگی عشایری بتدریج از میان رفت و این رخداد چنان ادامه یافت که می‌توان مدعی بود در این زمان از میان ده‌ها سبک بافندگی عشایری در ایران، تنها دو یا سه سبک با شیوه و رسم تاریخی پابرجاست و الباقی یا از میان رفته‌اند یا چنان تغییر یافته‌اند که جز اسم، چیزی به عنوان بافندگی عشایری قابل شناسایی نیست.
متعاقبا با به قدرت رسیدن پهلوی دوم، اقدامات و مصوبات دیگری به کاربسته شد که تیشه دیگری بود بر پیکر گروهی دیگر از سبک‌های فرش ایران.
با به اجرا گذاشته شدن طرح اصلاحات ارضی در اواخر دهه ۴۰ پایه‌های نابودی روستا و فرهنگ روستانشینی گذاشته شد.
با اجرای این فرمان و تبعات آن که به تحلیل و بررسی‌های جامعه‌شناسانه از سوی متخصصان ذی‌ربط نیاز دارد، پایه‌های مهاجرت از روستا به شهر و حاشیه‌نشینی چنان گذاشته شد که از پی آن هر آنچه می‌توانست محصول روستا و فرهنگ مستقل روستانشینی باشد از جمله قالیبافی ، همه از میان رفت.
البته عشایر و روستانشینان هنوز هم پابرجایند و هنوز هم می‌بافند و خواهند بافت، اما جای تعجب ندارد که مثلا کردهای شمال خراسان و لرهای جنوب چهار‌‌محال و بختیاری قالی نائین ببافند!‌ یا چه اهمیتی دارد روستاییان جیرفت قالی افشار ببافند یا کرمانی؟ چه اهمیتی دارد گبه فارس در تهران بافته شود؟ یا بافندگان نجیب مراغه نقشه فرش قم را ببافند و …
با پیروزی انقلاب اسلامی و راه‌اندازی نمایشگاه بین‌المللی فرش در تهران و ده‌ها نمایشگاه منطقه‌ای، تاسیس رشته فرش در دبیرستان و دانشگاه تا مقطع کارشناسی ارشد و مهم‌تر از همه تاسیس مرکز ملی فرش ایران در وزارت بازرگانی و گماشتن افراد متعهد و متخصص در راس امور فرش ـ که حقیقتا در تعهد برخی از آنها تردیدی نیست ـ و دستاوردهای این اقدامات، نیاز به بررسی و تحلیل‌های ویژه و مهمی دارد که شرح آن طولانی است و ان‌شاءالله در جایی دیگر به آن خواهیم پرداخت.
بی‌تردید همان گونه که شرح آن رفت، دولت‌ها در توسعه، سقوط یا نزول فرش ایران نقش تعیین‌کننده‌ای داشته و دارند، در این زمان تحلیل اقدامات و تاثیرات آنها برای آیندگان از ضروریات است.
نه نگارنده این سطور و نه هیچ کس دیگر در دلسوزی و توجهات دولتمردان امروز کشور در موضوع فرش تردیدی ندارد. اما اقدامات و دستاوردهای دولت و مدیران آن در امور فرش باید بررسی و مورد توجه قرار گیرد تا برای آینده و خروج از شرایط فعلی که فقط آگاهان برآن واقفند، چاره‌اندیشی مناسب اندیشیده شود.
تورج ژوله ‌- پژوهشگر فرش
جام‌جم

نگاهی به تاریخچه فرش ترکمن

در دنیای کشفیات پیشرفته هنر دست بشریت، تکنیک تولید فرش جایگاه ویژه ای دارد. در گستره تاریخ، تکامل و توسعه فرش یکی از نشانه های هنر دست شرق شد. در شرق هیچ فرآورده دیگری جز فرش این چنین با این شدت بر غرب تسلط نیافت.

 

تصویر مرتبط

امروزه این فرش در محیط جغرافیایی گسترده ای بافته می شود. دراین عرصه اگر شرق آسیا را مستثنی کنیم، تولید آن از آسیای صغیر شروع و تا سمرقند و مرزهای چین پایان می یابد. تعیین دقیق اینکه تولید فرش در شرق در چه زمانی، کجا و به دست چه کسی برای نخستین بار بافته شده یا در حقیقت اختراع شده، معلوم نیست.
تاریخ آشکار و روشن فرش دستباف در پانصد سال پیش از میلاد آغاز می شود. فرش پازیریک که کهن ترین فرش بافته شده از نخ و پشم شتر است، به این دوره تعلق دارد. این فرش در گور پادشاه اسکیت ها، مردم منطقه بخش جنوبی سیبری یافت شد. طرح و نقش و نگار این فرش سنجیده شده و دارای تنوع رنگ و تراکم گره ها در هر متر مربع سه هزار و دویست گره بوده است. ساختمان طرح و نقش این فرش آن علامت مشخصه ای را نشان می دهد که خود را پیش از هر چیز دیرتر در فرش ایرانی پیدا شدند. زمینه این فرش سرخ و حاشیه های باریک دور تا دور آن باطرح هندسی هشت ضلعی پر شده که دیرتر در فرش های ترکمنی به طرح گؤل (Göl) ترکمن شبیه است. در این حاشیه های باریک که با جانوران افسانه ای بالدار در چهارضلعی های کوچک و گل های ستاره مانند کوچک نیز نقش بسته، به یک حاشیه عریض با طرح گوزن های پشت سر هم و در حال حرکت ختم می شود. حاشیه اصلی را سوارکاران سوار براسب پرکرده و زیر زین های اسب این سوارکاران در رنگ های متنوع طرح شده و کناره های بیرونی فرش با حاشیه بافت باریک شبیه میانه فرش نقش شده است. رنگ های به کاربرده شده دراین فرش، سرخ، آبی روشن، زرد متمایل به سبز و نارنجی است. نوع گره آن گره ترکی است. عقیده بر این است که اسب و سوارکاران آن یادآور نقش های تخته سنگ نینوا و تخت جمشید ایران قدیم است. اما شماری از پژوهشگران در این فرش ارتباط بلافصلی را بین کورگانِ پازیریک با فرهنگ ترکی کهن می بینند.
تاریخ بافت فرش به دلیل اینکه به گونه ای ناکامل برای ما از نسلی به نسل دیگر رسیده، برای همین نمی توان داده های دقیق درباره آن گفت. البته برای تعدادی گروه خاص از فرش ها می توان تقریبا به طور مطمئن منشاء و تکامل نقش ها را تعیین کرد. بدون شک منشاء فرش در مشرق زمین است. احتمالا پیدایش آن از ضرورت گرم کردن چادر (یورت) که ازسوی شبانان چادرنشین اختراع شده، سرچشمه می گیرد.
درباره این مسئله که فرش پازیریک در کجا بافته شده،‌ نظر واحدی بین پژوهشگران نیست و تا به امروز هم بطور قطع و یقین روشن نشده است. پژوهشگر م. دیماند (M.Dimand) در این فرش محصول و فرآورده های ایران را می بیند، که در آن موتیف های آشوری های بابل، هخامنشی و اسکیت های منطقه جنوب سیبری آمیخته شده اند.
پژوهشگر یو. شورمان (U. Schürman) بر این عقیده است که این فرش در مناطق آذربایجان و ایران آن زمان بافته شده است. عقیده دیگری را ج. بنت (J.Bennet) نمایندگی می کند. وی در فرش پازیریک کار و محصول اسکیت های مغول را می بیند که در آن هنر سبک حیوانات نقش بسته است. وی معتقد نیست که این فرش در ایران تولید شده باشد و عقیده خود را چنین مدلل می سازد که اسکیت ها خود یکی از خلق هایی بودند که خود را دایم در مهاجرت به سوی غرب می دیدند. به نظر می رسد چنین چیزی غیر ممکن است که این خلق فرشی را بیش از سه هزار کیلو متر به منطقه خود حمل کرده باشند تا با آن بخواهد گورِ یک حکمران یا اشراف را زینت بخشد. برخی از پژوهشگران آن را اثر ترک های قدیمی آسیای مرکزی به حساب می آورند. ج. بِنِت(J.Bennet) با این تزکه مهد و گهواره فرش شرق در ترکستان شرقی و مغولستان قرار داشتند به برهان می نشاند.
در بافت فرش پازیریک هیچ اشاره ای به محل تولید آن نیست. گره این فرش گرچه گره فرش ( Ghiord یکی از شهرهای ترکیه) را نشان می دهد، اما در گور شبیه آن باقی مانده های فرشی یافت شدند که گره های آن به صورت گره های Senneh بافت (در کردستان ) هستند. به هر حال این قدیمی ترین فرش شناخته شده، نشان می دهد که چگونه تعیین محل دقیق باقی مانده های منسوجات آن دوران که کجا و یا در چه زمانی بافته شده اند دشوار است.
آخرین نظر و عقیده درباره منطقه پیدایش بافت فرش توسط اکتشافات سِرآورل شتاین (Sir Aurel Stei ) ارائه می شود. وی درسال ۱۹۲۰ در کاوش های خود در شهر کهن و قدیمی تجاری لولان در ترکستان شرقی باقیمانده های فراوان فرشی را پیدا می کند که در گره های Ghiord و اسپانیایی بافته شده بودند. این فرش ها متعلق به دویست تا سیصد سال پیش از میلاد بودند. همین جا این پرسش پیش می آید که آیا این فرش ها در ترکستان شرقی بافته شده یا اینکه از غرب ایران بمثابه کالای تجاری آورده شده بوده اند.
پژوهشگر روسی رودنکو در کورگانِ باسادای، واقع در۱۸۰ کیلومتری غرب پازیریک، زین اسبی را که از یک قطعه فرش درست شده است، پیدا می کند. گره موجود دراین قطعه فرش به صورت گره Senneh بوده که در یک مترمربع هفت هزار و پانصد گره وجود داشت. برخی کشف فرش و باقیمانده زین اسب در پازیریک را تاییدی بر سنت نه اتفاقی هنر اسکیت ها دراین منطقه می دانند، که زین اسب بمثابه کالای صادراتی می توانسته باشد.
باقی مانده های کوچکی از پانصد تا ششصد سال پیش از میلاد توسط آلمانی ها درسال ۱۹۰۶ میلادی کشف شد، که درآن طرح «سگی در حال حرکت» و اشکال لوزی های کوچک ردیف شده قابل شناخت است. این فرش پانصد گره در یک مترمربع دارد. برای سده های متعاقب تا کنون دلایل و مدارک روشن تکامل سپسین و گسترش فرش شرق وجود ندارد. بجز منابع نوشتاری و گزارش تاریخی درمورد فرش دوران ساسانیان (۶۴۲- ۲۲۴ ) پیش ازمیلاد وجود ندارد که در قصر خسروشاه وجود داشته است.
تاریخ نویس ایرانی خواجه رشیدالدین (۱۳۱۸- ۱۲۴۷) در کتاب تاریخ جهان گزارش می دهد که در شش زیر گروه قبایل اوغوز، هر قبیله توتم حیوانی خود را داشته است. وی از شتر، سگ، گرگ، گوسفند، گوزن و روباه نام می برد. تقسیم به شش گروه یک معیار گیتی شناسی (Kosmologie) را به دنبال دارد. زیرا خورشید، ماه، آسمان، ستاره ها، دریا و کوه وجود دارند.
مدارک و دلایل آشکاری برای وجود فرش مربوط به دوران دودمان سلجوقیان است. سلجوق ها در ترکستان غربی ساکن بودند. در مهاجرت خود به سمت غرب، درسال ۱۰۳۸ میلادی بر ایران حاکم شدند. در این دوره بود که قبایل ترک مهاجرت خود را به سمت ایران آغاز کردند و در نواحی آذربایجان و همدان سکنی گزیدند و به همراه خود نقش و نگار فرش های خود را آوردند. اما اینکه گفته شود، نوع گره های فرش را هم در همین زمان با خود به همراه آورده اند، می توان گفت که این سخن خلاف واقع است. زیرا گره ( Ghiordترکیه) در این منطقه از سیصد سال پیش از میلاد شناخته شده بود. تحت سلطه سلجوقیان فرش بافی یا تولید فرش در تمامی آسیای صغیر گسترش یافت. در فرش های سلجوقیان موتیف های ترکمنی با شرق دور یکی می شوند. در قرن دوازدهم میلادی نخستین فرش سلجوق از ترکیه به شهر ونیز ایتالیا وارد می شود. این فرش در اصل دارای طرح و نقش گول (Göl ) ترکمنی را داشت. بعدا به این طرح و نقش موتیف حیوانات نیز وارد می شوند. می توان گفت که درموزه های کنونی اروپا تاریخ فرش نخست از قرن سیزده است، مانند فرش های سلجوق قرن سیزده از قونیه یا Beyshehr ترکیه یا فرش هایی که از قرن چهارده شناخته شده اند. با تشکیل امپراطوری عثمانی در سال ۱۴۵۳ میلادی تصرف کنستانتینپول بیزانس و ۱۵۱۷ میلادی فتح مملوک قاهره، فرش ترکی با تولید در مانوفاکتور های بزرگ ظاهر می شود. ترکیه دارای یک سنت فرش به ارث رسیده از دوران سلجوق ها، ازقرن یازده تا سیزده است که تا امروز نیز محسوس است.
از سوی دیگر در ترکیه در فرش منطقه برگاما (Bergama) که در موزه لندن قراردارد، می توان تاثیر موتیف های فرش ترکمن را به ویژه در فرش Kiz- Bergama از سده هیجده مشاهده کرد. فرش دیگری از این منطقه از قرن نوزده در موزه شهر مونیخ وجود دارد، که می توان آن را نوعی اثر ترک- ترکمنی نامید. فرش مشهور ابریشمی مملوک های قاهره، که مربوط به نیمه اول قرن شانزده و در گره ایرانی و به رنگ قرمز، سبز و آبی است، در موزه وین قراردارد. در این فرش طرح اشکال هندسی فرش ترکمن را می توان دید.
در قرن سیزده پس از حمله مغول به ایران و تسلط بر آن، مغول ها تاثیر خود را به صورت هنر نو بر ایران به جا می گذارند که آن را می توان ناتورالیسم شرق دور نامید که بعد ها هنر ایرانی آن را بسیار غنی کرد. فرش ایرانی که بی شک از صدها سال پیش تولید می شده، نخست در قرن شانزده است که ظاهر می شود. یعنی تکامل و توسعه جامع فرش ایرانی نخست با آغاز دوران صفویان شروع و با مرگ شاه عباس دوم در سال ۱۶۷۴ میلادی دوران طلایی هنر ایرانی و با آن دوران شکوفایی فرش ایرانی افول می کند. ( فرش شرق. نویسنده هاینس اِ . و ر. مارتین .) دردوران نوین فرش ایران بمثابه مرغوب ترین و مشهورترین فرش شرق به حساب می آید.
تحت حکومت صفویان بود که کارگاه های سلطنتی تولید فرش در شهرهای تبریز، کاشان، کرمان، اصفهان، شیراز و هرات به وجود آمدند. کمی دیرتر نخستین فرش مناطق چند خلقی قفقاز ظاهر می شود، که در آن تاثیر فرهنگ فرش جنوب ایران، شرق دور و ترک آشکار و این سبک شناسی قالب است. دین اسلام پس از تسلط بر ایران و آسیای مرکزی، نه تنها تاثیر خود را بر فرهنگ و هنر ایران گذاشت، بلکه در طرح برخی فرش های ترکمن مانند، نمازلیق (سجاده) برای عبادت و اجرای نماز البته با طرح و نقش خاص هندسی، نیز گذاشت. در قرن های بعدی که منطقه آسیای مرکزی منطقه تحولات سیاسی خلق ها شد، همچنان طرح و نقش و نگار فرش های ایرانی، ترکمنی و چینی تاثیرات خود را بر فرش های تولید شده می گذاشتند. مثلا فرش آنتیک سمرقند که در آن طرح و نقش ها ی فرش مربوط به موتیف های شرق نزدیک است، اسلوب و طرازی شکوفه های گل با زمینه سرخ، سمبول خوشبختی چینی است. درحاشیه آن موتیف شاخ قوچ ترکمنی وجود دارد.
چادرنشینان ترکمن در طرح و نقش و نگار فرش های خود به دو سمبول اصلی گول Gül و گول Göl که به نادرست اغلب به یک معنی و مفهوم بکار می روند، اکتفاء می کردند. گول Gül ، واژه ای است فارسی و به معنای گُل است. فرش های ترکمن گرچه می توانند گول (گُل) شبیه هم داشته باشند، اما در سمبول گول Göl ، مشخصه ویژه و اصلی فرش قبایل ترکمن، تفاوت خود را نشان می دهند که هر فرش از سوی قبیله خاصی بافته شده است. مانند، تکه، یموت، ساریق، قیزیل آیاق ،پنده/ سالور و کِرکی.
فرش ترکمن
چادرنشینان ترکمن از گذشته های دور در منطقه ای از افغانستان تا مرزهای ایران و در امتداد ترکستان که تا دریای مازندران وسعت داشت، سکنی گزیدند. هسته اصلی این خلق در دوران نوین در جمهوری ترکمنستان، ازبکستان، جمهوری های خود مختار سابق قاراقالپاق، منطقه جنوبی دریای آرال و بخش دیگری درایران زندگی می کنند.
ترکمن ها در منطقه بسیار گسترده آرال زیست داشتند. این منطقه شامل فلات وسیع و مناطق کوهستانی که ارتفاع آن تا هشتصد متر نیز می رسیده بود. در این دوران تنها در کناره های رودخانه ها وجود یک اقتصاد ساده شبانی امکان پذیر بود که با مهاجرت از چراگاهی به چراگاه دیگر عملی می شد. پایه و زمینه تغذیه ترکمن ها را، که گوسفندان دنبه دار و در کنار آنها تعدادی شتر و اسب تشکیل می داد، اما زیست آنان با یک جنگ مداوم با طبیعت و قهر آن تعیین شده بودند.
ترکمن ها نه تنها می بایست خود را علیه تاثیر و قهر طبیعت حفظ می کردند، بلکه همچنین بر اثر این عوامل از مناطقی که به عنوان چراگاه آنان بود، باید همواره دفاع کرده و گسترش داده می شد. به این صورت شد که این خلق چادرنشین به یک خلق جنگجو تبدیل گشت، که تا آغاز سده بیستم می بایست اشکال زندگی خود را حفظ و از آن دفاع کند. اما بعدها برخی از آنان به کشاورزی روی آورده و از یورت نشینی بیرون آمده و در شهرها و دهات اسکان یافتند و با شهرهای بزرگ و مناطق وسیع چون بخارا، مرو، پنده و خیوه که مراکز تجاری بودند، ارتباط پیدا کردند و شروع به تبادل کالای خود یعنی فرش در برابر نمک، غله، شکر، چای و . . . کردند.
این فرش های تعویض شده از طریق کاروان ها به شهرهای قدیمی و بزرگ روسیه و از آنجا به اروپا نفوذ می کردند. در مناطق دیگر شرق که بافت فرش توسط مردان و زنان انجام می شد، در نزد ترکمنها تنها زنان بودند که به تولید فرش می پرداختند. مردان ترکمن به گله و رمه ها رسیدگی می کردند و زنان بمثابه حاکمان یورت (چادر) به امور یورت، خانه داری و رسیدگی به فرزندان و درکنار آن به تولید فرش پرداخته و تمام کارهای اولیه فرش اعم از تهیه و تدارک پشم و افکندن طرح فرش را انجام می دادند. فرش بافی در نزد ترکمن ها که توسط زنان انجام می گرفت، فاکتور مرکزی و عمده زندگی اجتماعی- اقتصادی آنان بود، که از اهمیت بسیاری برخوردار بوده است. بویژه در این عرصه برای بافت زین اسب که بمثابه سمبول قدرت ارزش داشت، دقت بیشتری به کار برده می شد. کار زنان در این راستا تنها به تولید فرش پایان نمی یافت، بلکه آنان بایستی نمد هم تولید می کردند، که در برابر سرما مقاومت و هم کف پوشی داشته باشند.
در شرق نزد هیچ خلق دیگری بجز ترکمن ها ، فرش و سایر موارد نساجی چنین هدفمند به گونه ای سنتی تولید نشده است. اینکه ترکمن ها چه زمانی آغاز به بافتن فرش کرده اند، تعیین دقیق دوره آن دشوار است و نقطه نظر کاوشگران در این مورد نیز بسیار متفاوت است. واقعیت این است که کهن ترین فرش ترکمنِ شناخته شده کمتر از هزار و هشتصد سال نیست، اما این به آن معنی نیست که پیش از این زمان هم نزد ترکمن ها فرش وجود نداشته است. زیرا دلیل آن وجود موتیف ها و طرح فرش هایی مانند، هشت ضلعی های ترکمنی است که خود را در فرش های صدها سال پیش از میلاد نشان می دهند.
نظریه ای که مدتها است تایید شده این است که ترکمن ها در آغاز به فرش های خود بمثابه اشیایی دارای کاربرد ناب، بدون ارزش هنری می نگریستند. اما بعدها در این نگرش تجدید نظر شد. دوره ای آغاز شد که ترکمن ها به ارزش هنری کار دست خود آگاه شدند و آنگاه این هنر ارزشمند بمثابه کالای قابل تعویض شناخته شد. اینکه چرا هیچ فرش آنتیک مخصوص ترکمن وجود ندارد، پیش از هر چیز به این دلیل است که منطقه زیستگاه ترکمن ها، نخست در قرن نوزده میلادی بود که در ارتباط تنگاتنگ با دنیای مدرن قرارگرفت.
پس از اینکه روسیه تزاری این منطقه را غصب کرد، به همراه آن نیز ساختمان راه آهن آسیای مرکزی آغاز بکار کرد، که مسیر آن از راه کاروانی قدیم تاشکند به دریای خزر بود. فرش های ترکمن که در حکومت تزار مورد استفاده گرفت، اشرافیت روس را به سرعت شیفته خود کرد. فرش ترکمن توسط تجار روس که اکنون به این منطقه رفت و آمد می کردند به روسیه برده شد. اروپایی ها نیز که این فرش را در روسیه شناخته بودند، کمتر از اشراف روس شیفته فرش ترکمن نبودند. در این منطقه بزودی فرش ترکمن تبدیل به یک مسئله سیاسی شد. روسیه امکاناتی را می شناخت که این فرش را بصورت درجه یک با کیفیت بالا صادر کند و بخاطر مسائل سیاسی با ایران در آن دوران، مرز ایران و هند را بست.
آنچه که ترکمن ها با سرزمین های همجوار خود معاوضه می کردند، ماده رنگی بود که خود تولید نمی کردند. اما بعدها دولت روسیه از طریق راه حل دولتی، رنگ های مورد کاربرد فرش را از اروپا به روسیه وارد کرد و تجار روس این رنگ ها را در قبال تعداد معین فرش ترکمن تعویض می کردند. قبل از این پدیده، ترکمن ها رنگ های مورد نیاز خود را از گیاهان می گرفتند. پس از انقلاب اکتبر در روسیه و سال های پس از آن، تحول بزرگی در فرش بافی ترکمن رخ داد. این تحول به نقش و نگار و کیفیت آن لطمه ای نزد. در این دوران مانوفاکتورها و صنایع فرش بافی ایجاد شد که در آن فرش ترکمن با هدف صادر کردن آن بافته شد. تنها تفاوتی که این فرش های جدید داشت، اندازه آنها بود که با فرش های قدیمی ترکمن، آنهم به علت تقاضای بازار فرش،اختلاف داشت. نام فرش های ترکمن، نام قبایلی است که در آنجا بافته می شود. البته فرش هایی هم وجود داشت که خارج از این چارچوب بود، مانند فرش بخارا که آنهم می بایست به صورت استاندارد بافته می شد. در فرش ترکمن مشخصه های ویژه ای وجود دارند که برای کاربرد مخصوص فرش خوانده می شوند مانند، اِنگسی (Engsi ) یا اِنِسی (Enessy ) و یا تکه اِنگسی جهت پرده در ورودی یورت (چادر) به کار می رود، یا اُسمولدوق (Osmolduk ) فرش پنج ضلعی زینتی که در عروسی ها روی شتر انداخته می شد، یا اینکه وارد یورت (چادر) می شدی اِنگسی آویزان بود یا هاچلو (هاچلی- خاج لی ) روی زمین قرار داشت. گِرمِچ که برای پادری بود یا گهواره کودک که از فرش به این منظور تهیه شده بود.
ترکمن ها که از قبایل گوناگون متشکل شده بودند، هر کدام موتیف های فرش خود را داشتند که از ذوق و استعداد آنان بر می آمد. بزرگترین قبیله ترکمن، تکه های یورت نشین (چادرنشین ) بودند که درجنوب ترکستان و در ایالت خراسان زیست داشتند، سپس یمود ها که در گروه های کوچک در چراگاه های وسیع زندگی می کردند. به قبایل کوچک دیگر سالورها، پنده ها، آراباچی ها، بوساچلی ها، چوودور ها و ساریق ها و همچنین قیزیل آیاق، اُغورچلی، بشیر، ایگدر، گوگلان، جعفر بای و … تعلق داشتند. ارساری خود یک قبیله بود. فرش های ارساری همواره دارای علامتی است که نشانگر ممیزه ویژه ارساری ها هست. مانند، بافت بشیر که دارای موتیف اصلی هشت ضلعی نیست. ولی چیزی که می توان گفت این است که همه فرش های ترکمن دارای رنگ استاندارد سرخ هستند، گرچه در آن رنگ قهوه ای یا آبی به کاربرده باشند. رنگ شنی و قهوه ای تیره برای گوُل و موتیف های گول به کار می روند. در شهر لندن در House of Perez Ltd نیز فرشی کوچک از واحه پنده که متعلق به طایفه آراباچی (یمود) مربوط به پایان قرن نوزده است، وجود دارد.
و.گ. موشکووا پژوهشگر و فرش شناس روس در رده بندی فرش های ترکمن، وجود دو مفهوم گوُلGül و گول Göl را کشف کرد. گول Göl نشان قبیله و بمثابه نوعی آرم برای ارزش گذاری است، کاربرد و سنت آن برای وابستگان این قبیله حفظ می شود. گول Göl به موتیف هایی گفته می شود که در طرح هندسی هشت ضلعی تمرکز یافته و تا قرن پانزده نیز به خلق های ترک تعلق داشت.
گوُل (گُل) که خود واژه ای فارسی است، طرح هندسی ای است برای شکوفه های گل. گوُل Gül درفرش های مختلف قبایل گوناگون ترکمن به کاربرده می شود.
زنان ترکمن چنان که گفته شد، نه تنها فرش بافان با ذوق و هنرمندان ماهر بودند، بلکه گلیم نیز می بافتند. گلیم در نزد ترکمن ها برای برپا داشتن یورت (چادر)، برای شتر و زین و برگ اسب نقش برزگی را داشت.
سالور ها، که گرچه درباره این قبیله منابع کتبی مدللی نیست، تقریبا قدیمی ترین و سابقا با اهمیت ترین قبیله ترکمن بود، کاربرد موتیف گول Göl خود را دوباره سازی کرد. گول Göl سالورها شناخته شده ترین و مشهورترین نشان قبیله ترکمن ها است. این موتیف تورم گول (Turmgöl ) نیز قلمداد می شود و در درون همین گول ها که به صورت قلاب های دندانه دار ستاره ای شکل هستند، موتیف خاج شکل وجود دارد که آن را آینا قوشاق می خوانند. اما موتیف گول Göl سالور متعلق به اواسط قرن نوزده توسط قبیله تکه بافته شده اند و آنهم به این دلیل که به لحاظ تاریخی چنین گزارش می شود که سالورها در سال ۱۸۳۱ ازسوی تکه ها تحت رهبری عباس میرزا بصورت گسترده ای قلع و قمع شدند و باقی مانده قبیله سالور جزو قبیله تکه شدند و از این افراد باقی مانده موتیف سالورگول پیشین از سوی تکه ها گرفته شد. به لحاظ تئوریک همه فرش های نشان شده با سالور گول که پس از ۱۸۳۱ تولید شده اند، باید به حساب تکه ها گذاشت. البته این گونه حوادث نباید حالت استثناء بوده باشد. در روند تکامل فرش ترکمن، این گونه اکتساب ها وجود داشته است. بهر حال فرش سالوری که از قرن نوزده باشد بسیار کمیاب است، تنها جوال هایی هر از گاهی در معاملات و داد و ستدها یافت شده است.
ساریق ها نیز در امتداد مرز افغانستان در همسایگی سالور ها زیست داشتند و فرش آنها نیز در رابطه بسیار تنگ با قبیله همجوار بزرگ بود. در فرش ساریق ها اغلب سالور گول به کار می رود، که مکمل و ضمیمه ای برای گول Göl قبیله خود بود. در فرش های ساریق حاشیه بافت هایی باریک که در شکل موتیف تیر (کمان) مانند است در بافت سفید رنگ یافت می شود که سمبول زندگی طولانی و پیروزمند است. در کنار فرش یمود که ظریف ترین فرش ترکمن است، فرش قبیله تکه دارای اهمیت است.
گول Göl اصلی فرش تکه از یک هشت ضلعی دایره وار تشکیل می شود. این گول را همچنین می توان در تکه- توبره مشاهده کرد.
بخارا یکی از شهرهای مرکز تجمع فرش های ترکمن بود که بعدها این فرش ها به این خاطر بخارا نامیده شد. فرش های بزرگ بخارا «رویال بخارا» و هاچلو های کوچک « پرنس بخارا » خوانده شد. در پاکستان نیز در کارگاه های فرش بافی، فرش های ترکمن با کیفیت مرغوب و کمتر مرغوب بافته شدند.
اُرغوچلی قبیله ای بود که در کناره های شرق دریای خزر زندگی می کرد و قدیمی ترین قبیله گروه یمود است. فرش های آنتیک کمی وجود دارد که گول Göl اُرغوچلی را نشان می دهد. دونوع گول اُرغوچلی در فرش های یمود به نام های کِپسه گول (Kepse-Göl) و تاوق- نوسقا گول وجود دارد. اُسمولدوق یمود ها از زیبایی خاصی برخوردار است که در عروسی ها روی شتر عروس انداخته می شده است. فرش های یمود در نشانه های گول، رنگ های بشاشی نسبت به دیگر قبایل دارد مانند، سبز روشن و آبی.
چاودور، قبیله ای کوچک که درشمال ترکمنستان کنونی زیست داشتند. گول (موتیف) این قبیله نیز درفرش چاودور طرح هشت ضلعی دایره وار است. به لحاظ سبک و استیل به فرش ساریق ها و یموت شبیه است. یکی از مشخصه های فرش های نادر این قبیله بکارگیری رنگ زرد روشن است. نام گولGöl چاودور اِرتمن (Ertmen ) خوانده می شود.
ارساری که قدیمی ترین و آخرین قبیله بزرگ ترکمن را در آغاز قرن بیستم تشکیل می داد، در بخش جنوبی جمهوری ترکمنستان کنونی و در شمال افغانستان زندگی می کردند. از ارساری ها چهارنوع فرش متنوع وجود دارد. نخستین آن ارساری- بشیر است، که اکثرا به نام بشیر خوانده می شود و دیگری خود فرش خالص ارساری و فرش سوم قیزیل آیاق (Kizil-Ayak )، که بخشی از طایفه ارساری است و به نام زیستگاه آنان در کنار مرز افغانستان، خوانده می شود.
تفاوت فرش این طایفه به سختی با قبیله اصلی (ارساری) قابل تشخیص و شکل گول (نشانه) آن مانند گول ارساری است. در کنار این سه فرش با طایفه های آن که در ترکمنستان کنونی زندگی می کنند، قبیله ی دیگر ترکمن منجمله ارساری، تکه و یمود در افغانستان ساکن هستند و نام فرش خود را در سرزمینی که زیست دارند، می خوانند. در فرش های بشیر در موتیف گول آنها تاثیر فرش ایرانی مشاهده می شود. بشیر- چوال نمونه خوبی برای این آمیختگی فرهنگ ترکی و فارسی است. فرش بشیر که دارای طرح هایی ابر مانند و میانه آن با مدال آراسته شده، ییلان بشیر خوانده می شود. به دلیل اینکه طرح ابرها از مجموعه خطوطی مانند مار است، به این جهت ییلان (مار) گفته می شود. فرشی به این نام از قرن نوزده موجود است. شروع فرش بافی ترکمن های افغانستان مربوط به سال ۱۸۸۴ میلادی است.
زمان تولید و بافت فرش ترکمن، آنچه که به منطقه پیدایش خود مربوط است، بسیار طولانی است. اما بعدها در پاره ای مناطق به غلط مسیر خود را طی کرد. این فرش به ناگاه اما به غلط، میهن و سرزمین خود را در بلوچستان در ایالت شرقی ایران یافت. فرش هایی با موتیف های ترکمنی به نام بلوچ بافته شد، که از سوی چادرنشینان بلوچ که در خراسان، بخش غرب افغانستان و بلوچ هایی که بین مرز ایران و ترکمنستان زیست دارند، تولید می شد.
فرش های چادرنشینان بلوچ که دارای کیفیت بسیار پایین است، عرب- بلوچ و نوع ظریف و مرغوب آن، کودانی نامیده می شود. در کنار این ها فرش افغان بلوچ نیز وجود دارد که شبیه بشیر- افغان است. در این نوع، فرش های بسیار ظریف و با ارزش مشهد- بلوچ خوانده می شود. در پاکستان نیز فرش افغان- ترکمن بافته یا درست گفته شود، کُپیه می شود. مانند، طرح هایی از نوع هاچلو (هاچلی- خاج لی)، پاکستان- بخارا.
فرم و شکل ظاهری و سبک طرح فرش افغان به روشنی نشان می دهد که شکل ساده شده و تقلید خشن نمونه فرش ترکمن بخارا و تکه- ترکمن است.
برخی نام های گوُل Gül فرش در ترکمن ها
۱- ساریق ۲- سالور ۳- تکه ۴- یمود ۵- کِپسه، یمود ۶- دیرناق، یمود ۷- ارساری ۸- تاوق نوسقا ۹- بوخارا ( بخارا).
نام های ترکمن گول Göl در فرش ترکمن
۱- تکه ۲- یمود ۳- ساریق ۴- پنده / سالور ۵- قیزل- آیاق ۶- کِرکی ۷- در ترکمن های افغانستان، افغان گول.
برخی مفاهیم در فرش های ترکمن
آینه قاپ: جلد یا پوشش آینه
آیات لیق: فرشی برای مراسم تدفین
آیاق لیق : فرش عبادت و نملز
آق سو : فرش چادرنشینان ترکستان شرقی
آراب ( عرب ) : نشان فرش ترکمنی برای فرش های بلوچ
اُسمولدوق یا آسمالدیق: فرش زینتی پنج ضلعی برای شتر عروس درمراسم ازدواج (یمود)
اوقوچی: پوشش بافته شده برای نگهداری چوب یا میله چادر ترکمنی
اُنِقون (Oneghun) : توتم و نشان ترکمنی ( آسیای مرکزی).
اُجاق باشی: به شکل حرف لاتین U
بِل یوپ: نوار و تسمه چادر
بو (Bou) : بند زینتی چادر یا یورت ترکمنی
طرح شکل T : طرح تزیینی در فرش نشانه حاشیه فرش های ترکستانی و چینی همچنین در شکل دو تاT .
توتاش (Tutash ) : برای دستگیره (وسیله آشپزخانه) بکار می رود.
توربا (Torba ) : کیف یا کیسه کوچک در یورت ترکمن، مانند (تکه توربا).
تایناق چا: پوششی برای اسب.
چالیق: در جشن عروسی ترکمنی بر روی سینه شتر زینت می شود.
چرلیک: پوشش کمیاب زین اسب.
چوول: کیسه یا کیف یورت (چادر) ترکمن ها. واژه ای است ترکمنی.
سالاچاق: بمثابه ننو برای کودکان به کار می رود.
سواستیقا: طرح خاج تزیینی، اغلب در فرش های ترکمن.
قوشمن (Ghoshmen) : واژه ترکمنی برای نمد ترکمنی، چینی و تبت است.
گول (Göl) : علامت و نشان قبیله ای ترکمن و عنصر طرح عمده فرش ترکمن.
گوُل (Gül) : واژه فارسی گُل.
گوُلایدی (Gülaidi) : طرح و نقش کوچک ترکمنی با کاراکتری جادویی.
هاچ (خاج): ضمیمه طرح درشکل خاج در فرش ترکمن.
هاچ لی (خاج لی) : فرشی با موتیف خاج برای پرده در ورودی یورت (چادر) به کار می رود.
هالی: واژه ای ترکی که به فرش گفته می شود.
کیبیتاک (Kibitak) : بند زینتی یورت ترکمنی.
یولامی (Yolami) : واژه ترکمنی. برای نوار و تسمه یورت (چادر) بکار می رود. مترادف، بو (Bou)، کیبیتکه- کیبیتاک (Kibitke) و یوپ (Yup) است.
مملوک: خاندان ترک- چرکز در قاهره. (۱۵۱۷- ۱۲۵۰)

تاریخچه گلیم و فرش در ایران

در طول تاریخ فرش و تابلو فرشهای ایرانی از نظر زیبایی و هنر نقش مهمی در اقتصاد کشورو خانواده ها داشته که شایسته است بیشترتوجه به این هنر ارزشمند که یادگار نیاکان ما میباشد و برای خلق آن رنجهای زیاد و راههای بسیار طی شده است داشته باشیم 

 

تصویر مرتبط

باید پذیرفت که پیدایش هنر ارزنده قالیبافی به یکباره و خلق الساعه نبوده بلکه به تدریج و بنا به اصول علمی و روند قدم بقدم روبه رشد حسب قواعد سنت تمدنهاو میزان علاقه واحتیاجات مردم آن روزگار بوده که راه تکامل در بافت وسایر عواعل تولید را پیموده است تا به زمان خشایارشا حدود ۲۴۸۹سال قبل رسیده است . پس قدمت و پیشینه فرش را در ایران باید در سده های پیشین تر جستجو کرد و مسائل اجتماعی مردم هر عصر مدیون جامعه پیش از خود بوده که تجربیات هنری خود را به نسل جوان تر آموخته است.

درست است که یک تخته فرش و یک روانداز اسب در منطقه پازیریک بخش جنوبی سیبری بدست آمده و تاریخ بافت آن را حدود سده پنجم قبل از میلاد می دانند ولی آراء و عقاید فرش شناسان و پژوهشگران بطور پراکنده بر آن است که قدمت فرشبافی به تمدنهای پیش تر ایران می رسد ادله این تفکر با توجه به زیبایی بافت و نقش و نگار موجود در فرش مضمون رشد تمدن و پیشرفت هنر بافندگی و صنایع دستی آن روز ایران بوده است .

نکته مستند تر آنکه در ۴۸۰ سال قبل از میلاد مسیح هنگامی که تمیستوکل ( Temistocle )سردار آتنی بعلت رشگ برخی از رجال آتن به او تهمت خیانت زدند و مورد مذمت و اتهام قرار گرفت و حتی جان وی در معرض خطربود بنابراین برای نجات جان خود به ایران گریخت . چون کشور یونان در آن زمان در حال اهتزاز با کشور بزرگ ایران قرار داشت خشایارشا که پادشاه ایران بود با نگرش کسب اطلاعات نظامی و اوضاع واحوال اقتصادی و اجتماعی یونان با مهربانی با وی رفتار کرد و حتی هدایای ارزنده ای از جمله چند قطعه قالی وگلیم های زیبایی که دارای نقش و نگار دلفریب و گیرا که با دستهای هنرآفرین فرزندان ایران بافته شده بود به وی داد . سردار آتنی که از قبل به زیبایی گلیم وفرش ایران آگاه بود تا هدایای فرش و گلیم را دید مورد پسند قرار داد و تعریف و تمجید از آن کرد که این امر در تاریخ فرشبافی ایران یک سند قطعی و مورد اطمینان بایستی در نظر گرفته شود .

یا گزنفون در کتاب بازگشت ده هزار یونانی می نویسد :در یک مهمانی که سوتس (Seuthes ) امیر تراکیه حضور داشت بعنوان هدیه یک تخته فرش ایرانی به وی داده می شود بدیهی است آنچه را که به امیر کشوری هدیه می دهند چیزی نفیس و ارزنده ای باید باشد پس نتیجه می گیریم که فرشهای ایرانی در آن زمان چنان زیبا و دلفریب بوده که شایستگی پیشکشی به پیشویان کشور ویا ملتی را داشته است .

 

 

(نقل از زندگانی مردان نامی پلوتارک )

حبیب ابن صهبان نقل می کنند هنگامی که سپاه سعد در جنگ با ایرانیان ظفر آمد آنها به کاخ مدائن رسیدند غنایم فراوان بدست آوردند مثل جامه ها زیورآلات شمشیر خسروپرویز و ده ها قلم دیگر از جمله یک تخته فرش شصت ذرع در شصت ذرع یکپارچه به اندازه یک جریب که همچون کشتزار و سبزه زار بهاران بود و متن فرش چون نهرها و لابه به لای آن همانند مروارید بود ومتن از حریر بر پودهای طلا که گلهای طلاو نقره و امثال آن داشت چشم همگان را خیره می کرد آنها خمس همه غنایم را بین خود تقسیم کردند و فرش بماند چون تقسیم آن میسر نبود سعد مسلمانان را خواند و گفت خداوند دستهای شمارا پر کرده است تقسیم این فرش مشکل است رای من این است که آن را به امیر مومنان عمر واگذاریم که هر چه خواهد کند چنان کردند گویند چون فرش به مدینه نزد عمر بردند شب خوابی دید و کسان را فراهم آورد و حمد ثنای خدارا کرد و در باره فرش رای خواست نظرهای متفاوت دادند در آن جلسه که امام علی (ع) نیز حضور داشت به عمر فرمود : ای عمرکار چنانست که گفتید اما تامل باید کرد که اگر اکنون آن را بپذیرید فردا کسانی به دستاویز آن به ناحق چیزهای بگیرند: عمر گفت راست گفتی و اندارز دادی فرش را پاره پاره کردند و تا بین کسان تقسیم نمایند که یک تکه از فرش که از بقیه تکه ها بهتر نبود به حضرت رسید امام تکه فرش را در بازار به بیست هزار دینار فروخت ( نقل از تاریخ طبری جلد پنجم )

نظر عزیزان را به سه نکته مهم معطوف میدارم:

۱-پیدایش قالی و گلیم به یکباره نبوده وبه تدریج در سده پنجم قبل از میلاد به تکامل رسیده است و حصول نتیجه می گردد خلق این هنر خیلی پیشین تر بوده است.

۲-خلق اولیه فرش در ایران بوده وبعدها از طروق مختلف به سایر نقاط انتقال یافته است .

۳-فرش ایران در طول تاریخ اعتبار جهانی داشته و همیشه بعنوان یک کالای ارزنده و سرمایه ای ایفای نقش کرده است.

فرازی از سروده شاعر خوش ذوق تقدیم به همه هنرمندان وبافندگان رنج دیده و همه کسانی که در این راه قدمهای مفیدی برداشته اند:

چو استاد دستش قلم بر رقم برگرفت بیکباره آن برگ بیمایه جان بر گرفت

چو نقشی برنگ لب لعل شیرین یار بنرمی بزد سرخیش جان گرفت

گل و بلبل سرو قامت بلندی نشاند بدین چیرگی هم غزالی دویدن گرفت

ترنجی بچند وسپس طره ای درکنار توگویی که یکباره باع عدن جان گرفت

گره از یی هم زد و رج نشاند ضخیمش یکی پودو نازک دگر جا گرفت

همه روزها را بدینگونه اش پیش برد چنین از سحر تا که شب پا گرفت

نگاهی گذرا به تاریخچه فرش لرستان

لرستان نام استانی است در بخش غربی ایران با وسعت ۲۸۰۶۴ کیلومتر مربع معادل ۷/۱ درصد از کل مساحت کشور که به نام ساکنین آن یعنی طوایف مختلف لر نامیده شده است.

تصویر مرتبط

این منطقه بواسطه مراتع فراوان از دیرباز مورد توجه دامداران بوده و شواهد تاریخی حاکی از گسترش و رونق شغل دامپروری در این منطقه دارد. بطوریکه امروزه نیز عشایر مختلفی در این منطقه از طریق دامپروری که شغل اصلی آنها محسوب می شود امرار معاش می کنند.
پرورش دام برای عشایر منافع چند گانه ای دارد که علاوه بر تأمین هزینه های زندگی از گوشت، شیر، پشم، مو و …آنها نیز استفاده می کنند برای مثال سیاه چادرهای آنها از موی بز تابیده شده بافته می شوند که در واقع نوعی بافت بدون گره است.
از شواهد تاریخی چنین بر می آید که در این خطه پشم گوسفند، موی بز و پنبه مواد خام بافندگی بوده است. اما به نظر می رسد به دلیل آنکه به ندرت پنبه در این منطقه کشت می شده آن را از مناطق دیگری تهیه می کردند.
با وجود آنکه به نظر می رسد سابقه بافت زیر اندازهای گوناگون از قرن ها پیش در میان عشایر رواج داشته ، اما اطلاعات ما در این زمینه بسیار اندک است. بطوریکه برخی منابع سابقه قالی بافی را در میان عشایر لر بیشتر از یکصد و پنجاه سال نمی دانند. برخی از اقلیت های لر به نواحی دیگر مهاجرت کرده اند، مثل حیات داوودی ها که در جنوب فارس و نزدیک خلیج فارس زندگی می کنند و بافندگان خوب قالی و گبه هستند.
سنت های موجود در بین لرها، یادآور تاریخ بافته های ایشان است، مثلاً آنان ابزار کوچک چوبی (سک) را برای بافت فرش به کار می برند که در واقع مادر ابزاری فلزی در عهد مفرغ و متعلق به دوره ای است که همه ابزارها چوبی بود، یعنی پیش از کشف فلز. حتی اکنون در برخی از سرزمین های اصلی لرها، پیشاب گاو را به عنوان دندانه به کار می برند که معروفترین جای آن روستای زرامین نزدیک روستای مشهور اشوند در شمال نهاوند است. این ها شواهد کهنه گی بافته های لری است و می تواند به شناختن سنت های کهن و مستقل ایشان در زمینه فنون، مواد اولیه، ابزارها و حتی طرح ها کمک کند.
از سوی دیگر بایستی در نظر داشت هنگامی که از بافته های لری سخن به میان می آید منظور تنها جغرافیای امروزی لرستان نیست چرا که بسیاری از تیره های گوناگون این قوم در مناطق مختلف از جمله چهارمحال و بختیاری، بخشی از استان فارس، بخشی از ایلام، بخشی از همدان و خوزستان و همچنین استان کهکیلویه و بویراحمد را در بر می گیرد.
بدین ترتیب می توان چهار گروه لر در ایران را شناسایی کرد که همه آنها قالی عشایری می بافته اند:
لرهائی که در بختیاری و چهار محال زندگی می کنند و در قالی بافی معروفند. آنها قالی، گلیم و انواع دیگری از بافته های عشایری را تولید می کرده اند که وریس (مالبند) معروفترین آنها است.
مردمی که در لرستان و ایلام زندگی می کنند و قالی، گلیم وجاجیم و غیره می بافتند، اما اکنون تنها در بخش شمالی آن، اطراف بروجرد، الشتر و روستاهای شمال آنها قالی می بافند. با توجه به اینکه آنها همسایه نهاوند، ملایر و سرابند هستند، قالی آنان به هم شبیه است. در قسمت جنوبی لرستان نیز تنها نوعی جاجیم تولید می شود که باشته نام دارد. ایلام اکنون قالی قم می بافد.
جمعیت سرزمینی که کهکیلویه و بویر احمد نامیده می شود و بیش از همه گبه و همچنین انواع دیگر فرش می بافته اند، اما کنون تنها به بافت گبه می پردازند.
مردمی که در غرب فارس و همسایگی بویراحمد زندگی می کنند، قالی، گبه، گلیم وریس و انواع دیگر می بافته اند که اکنون با قشقایی ها و مردم بومی منطقه در آمیخته اند.
بنابراین فرش لری مفهوم عام دارد که به طور عمده در غرب و مرکز ایران تولید می شده و با تحولات جدید جمعیتی و روال زندگی بخشی متحول و بخشی متروک شده است. همین امر به پیچیدگی وضع بافته های لری کمک کرده است به طوری که بخشی از فرهنگ فرش لری را باید در میان عشایر همسایه و از جمله قشقائی ها یافت.
از سوی دیگر بسیاری از فرش های ایرانی در منابع علمی موجود به عشایر زاگرس مرکزی منسوب و لری نامیده شده اند و به وضوح، بسیاری از آنها را بافته های بختیاری شناخته اند. بخش کوچکی هم به لرهای فارس نسبت داده شده است.
از بافته های قدیمی اقوام در قرون گذشته آثار چندانی در دست نیست اما آنچه مسلم است در حدود جنگ دوم جهانی؛ همه مناطق لرنشین بافنده نبوده اند و برخی نیز بافته های بسیار محدودی داشته اند، مثلاً تیره بهمئی ازلرهای بویر احمدی صرفاً سیاه چادر، پلاس و بند (طناب) می بافته است. از سیاه چادر و بند برای برپا داشتن چادر استفاده می کرده و از پلاس هم برای فرش و هم برای ساختن خورجین، تاچه، گاله و امثال آن. متقابلاً عده ای از لرها مثل لرهای غرب فارس، شمال لرستان و جنوب شرق استان همدان (ملایر تا نهاوند) نه تنها قالی های خوب، بلکه انواع دیگری از بافته ها، مثل گلیم، گلیم دو پود (سوماخ)، گبه، و ریس و پلاس هم داشته اند که بخش عمده آن متروک شده است.
از میان بافته های لری، قالی، گبه، گلیم چاکدار، گلیم بی چاک (رند)، گلیم بند، و ریس ، سوماخ (گلیم دو پود) شش درمه، جاجیم و پلاس معروفتر است و از همین بافته ها بوده است که انواع خورجین، خور نمکدان، تاچه، گاله و امثال آن را درست می کرده اند. نکته دیگری که باید به آن توجه کرد، از بین رفتن عده ای از بافته های لری در اثر فعالیت شرکت های خارجی است. عده ای از شرکت های خارجی در سرزمین های لرنشین (ملایر، بروجرد، سرابند یا مالمیر، چهار محال و بختیاری ) فعالیت داشته و از آنجا که به طور عمده به قالی علاقه داشته و عمده نیروی کار منطقه را متوجه قالی بافی کرده اند، باعث فراموش شدن انواع دیگر فرش ها از جمله گلیم، شش درمه، سوماخ (گلیم دوپود) و دیگر بافته ها می شده اند که در خود ایل هم کم مصرف بوده و به ندرت بافته می شده است.
ساختار قالی های دست بافت لری نه تنها در مرکز استان لرستان بلکه در بازارهای مناطق همجوار همچون همدان، اراک، اصفهان و کرمانشاه نیز عرضه می شود. این قالی ها با وجود طرح های ساده و بی بدیل زمخت تر و ابتدائی تر از طرح های قالی های دیگر مناطق هستند برای مثال طرح های کردی و لری با وجود شباهت های فراوان از نظر کیفیت با هم متفاوتند، در مناطق عشایری با وجود تولیدات اندک نمی توان ظرافت فرشهای شهری باف را در آنها مشاهده کرد. ولی در عوض با طرحهای ساده و اکثراً زیبایی که غالباً درسبک های هندسی و شاخه شکسته مجسم می شوند طرفداران پر و پا قرصی در میان معماران و دکوراتیوهای اروپائی برای خود پیدا کرده اند.
از سوی دیگر روشهای بافت و طرحهای قالی در میان تیره های متعدد اقوام لر در کلیه این مناطق کم و بیش یکسان بوده و فرش های آنها اغلب با کاربرد رنگهای طبیعی و به صورت ضخیم بافته می شوند. بافت قالیچه های مخصوصی بنام گبه از ویژگیهای قالی بافی این ایلات است. لرها اکثراً در اندازه های کوچک می بافند که البته در بعضی مناطق نمونه هایی با ابعاد بزرگتر نیز دیده می شود. به عنوان مثال در میان لرهای ساکن نصرآباد اصفهان می توان به اندازه هایی اشاره کرد که در ابعاد پرده ای بافته می شوند.
تار و پود فرش های لری از مخلوط پشمهای گوسفند و بز و گره فرش ها نیز با توجه به سنتهای بافندگی تیره های مختلف از نوع فارسی و گاهی ترکی می باشد.
از سوی دیگر بایستی توجه کرد که بافندگان لر براساس سنتهای محلی بمانند برخی از بافندگان مناطق غربی و شمال غربی ایران ریشه فرش های خود را در قسمت پائینی فرش به صورت بسته و متصل بهم در می آورند و بعضاً نیز لبه های فرش های خود را با سلیقه های ایلیاتی خود منگوله دار می نمایند که خالی از لطف و زیبائی نیست. تجزیه و تحلیل برخی از یافته های لری اصالت و وسعت بافت گونه هائی در فرش را در بین آنها تأیید می کند، مثلاً تصور این که بافته مستقلی به نام گبه در میان لرها وجود داشت که به صورت قالیچه (سه تا پنج متر مربع) تولید می شده و مصرف خارجی هم داشته است، درست نیست، زیرا مثلا بخش هائی از خورجین های لری که قاعدتاً باید به شکل قالی بافته می شد. گاه به همان شکل گبه بافته شده است. وجود چنین نمونه هائی نشانه آن است که گبه بیش از آن کالای خاص باشد، بافت ویژه ای است و کاربرد محدود و معینی هم نداشته است.
این واقعیت می تواند به روشن شدن جنبه خاصی از بافته های لری و فنون بافت آنان کمک کند و در عین حال نشان دهد که فرض های نادرست پیشین از هر لحاظ می تواند به گمراه کردن محقق بیانجامد . فرشهای بافته شده در این مناطق معمولاً تخت بافت بوده که با دار افقی بافته می شوند. بافته ها در این استان محدود به فرش و سیاه چادر نمی باشد، بلکه ریسمان، فلاخن (از موی بز)، دام (تله) ، نوار تزئین چادر ، خورجین و … از دیگر دستبافته ها هستند که اکثراً برای زندگی روزمره و به ندرت برای تزئین به کار برده می شوند. – طرحهای رایج
طرحهای لری از تنوع زیادی برخوردارند که بافنده ها آنها را با کمک ذهن خلاق خود می آفریدند و با رنگهای متنوع و مناسبی که انتخاب می کردند، دنیایی از زیبایی را خلق می کردند.
خطوط مستقیم نقشهای هندسی بمدد پرزهای بلند حالتی منحنی را بخود می گیرند. و با درهم شدن طرح علیرغم رنگهای درخشان قالی حالتی شور رفته را بخود می گیرد.
– رنگبندی
به طور خلاصه می توان گفت که پشم ها در مناطق ذکر شده بیشتر به رنگ هایی مانند قرمز روناسی، آبی نیلی، سرمه ای، بژ، سفید نخودی، زرد ارغوانی و سبز دیده می شوند.
– رنگرزی
اطلاعات ما در مورد شیوه رنگرزی در لرستان ناچیز است، اما فیلبرگ (۱۹۵۲)می نویسد، در آغاز تابستان نخهای پشمی را در دوغ می خواباندند تا برای رنگرزی آماده شود. لرها از برگ درختان، اوره و نیل (نیل را از درختچه نیل که رنگ آبی می دهد، می گرفتند) به عنوان مواد رنگی استفاده می کردند. در قالیها و بافته های لرستان که به دانمارک برده شده اند، در بسیاری از سایه ها رنگهای قرمز و آبی و زرد به کار رفته است. این رنگها را از منابعی چون قرمز دانه برای رنگ قرمز و روناس که رنگ قرمز زنگ نما از آن به دست می آمد، کلاله بته زعفران یا پوست انار، برای رنگ زعفرانی یا زرد و از میوه های انگور یا توت ایرانی رنگ سبز می ساختند. در این راستا، رنگ سبز درخشان و بسیار زیبا و جذابی بخصوص در قالیهای بافت نیمه اول سده بیستم لرستان، جلب توجه می کند که احتمال می رود این رنگ را از دو بار رنگ کردن یا خواباندن مجدد نخ زرد در نیل به دست آورده باشند. در گذشته رنگرزی به صورت کاملاً گیاهی و طبیعی بوده و از رواج و رونق هم برخوردار بوده است.
– ابعاد
عشایر لر به تبعیت از رسوم و سنتهای ایلی و رفع احتیاجات روزمره و یا سردرگمی به بافت قالیچه های گره دار بسیار کوچک و رو اسبی و خورجین و کیسه نمکی و غیره علاقه وافری نشان می دهند. آنها به گلیم بافی نیز اهمیت فراوانی می دهند. گلیم های آنها چه از نظر شکل و اندازه و چه از نظر روشهای بافندگی مشابهت زیادی با بافتهای ایل قشقائی دارند. معمولاً اندازه قالیچه ها به ندرت از ۵/۱۲۰/۲ متر تجاوز می کند توزیع جغرافیائی
بایستی متذکر شد که جمعیت یا قومی که در ایران لر نامیده می شود، اساساً در منطقه جغرافیایی ویژه ای زندگی می کرده و به علل سیاسی و اجتماعی اندک اندک ساکن و آنگاه به سرزمین های دیگری مهاجرت کرده است.
از این جمعیت به جز آن دسته که به ورامین مهاجرت داده شده اند، بقیه در نواحی جدید، بافندگی اصیل خود را فراموش کردند یا با بافت محل جدید تطبیق دادند. حتی این امر در ورامین نیز صورت گرفته است، طوریکه بافته های لری ورامین را نمی توان بافته اصیل لری انگاشت.
گذشته از این مجاورت با اقوام و فرهنگهای دیگر، در بافته های لری اثر گذاشته و در برخی موارد همچون جنوب همدان و اراک آنها را به گونه هائی دیگر تبدیل کرده است.
شمالی ترین منطقه ای که دارای جمعیت لر بافنده است، ملایر می باشد. می دانیم که ملایر خاستگاه یک ایل مهم لر (ایل زند) و یکی از روستاهای آن (پری) زادگاه کریم خان زند پایه گذار سلسله زندیه بوده است و هنوز هم عده زیادی از زندها یا زندیها در ملایر و اطراف آن زندگی می کنند.
هر گاه بخواهیم بصورت خاص قالی بافی لرستان را مورد بررسی قرار دهیم می بایستی از دو مرکز عمده و با اهمیت یاد کنیم.
خرم آباد:
خرم آباد مرکز استان لرستان واقع در سر راه تهران به اهواز یک مرکز مهم برای
داد و ستد بافته های ایلات مستقر در این منطقه است. از مشخصات ویژه فرش های خرم آباد بافت ضخیم و پشمالو و رنگهای تیره آنها درمایه های آبی، قهوه ائی، قرمز، ارغوانی و خاکستری است.
بافندگان لرستان در بافت فرش های خود به طرح بته ای سر تا سری تمایل زیادی نشان می دهند. دراین طرح متن فرش با ردیفهای بته دو سویه (نوک بته ها در هر ردیف در جهت مخالف قبلی نشانه گرفته اند.) تزئین شده است. حاشیه این فرش ها متفاوت بوده و با نقش بته های پشت سر هم و یا تیغه های اره مانند که متناوباً یکی به رنگ قرمز و دیگری به رنگ آبی است تزئین شده اند.
برخی دیگر از فرش های خرم آباد به صورت موزائیکی طراحی شده اند بدین گونه که متن فرش با اشکال شش ضلعی تقسیم شده اند و در داخل هر کدام ازاین خانه های هندسی به تناوب نقشی از درختان بید و خوشه های انگور و کله گوسفند عناصر مورد علاقه آنها بافته شده است.
تنه درختی با نقشی تلفیقی از شکل درخت سرو و بید مجنون، متن برخی از گبه های خرم آبادی را بدو قسمت مساوی تقسیم می کند. حاشیه ها اغلب بسیار باریک و با متابعت از زمینه ساده و بی تکلف این دست بافتهای ایلیاتی با عناصر و اشکالی بسیار ابتدائی تزئین شده اند.
در فرش های ترنجدار این شهر ترنج و یا ترنجهای میانی به صورتی کم و بیش غیر متعارف و با سر ترنجهای بزرگ و چند طبقه طراحی شده اند. در چهار گوشه زمینه این فرش ها و در مجاورت لچکها گاهی نقش خوشه های انگور را وارد می کنند.
بروجرد: بروجرد نیز یکی از مراکز عمده و فعال معاملات فرش های دست باف ایلات لر و همچنین فرش های همدان است. قالی بافی در این شهر سابقه ای نسبتاً طولانی دارد. در قرن گذشته علاوه بر کارگاههای بافندگی فعال این منطقه واحدهای تهیه رنگهای طبیعی نیز در بروجرد فعالیت می نمودند که در آنها روناس، اسپرک، پوست و گل انار و سایر مواد رنگدار طبیعی را به صورت پودر در میآوردند و ضمن تأمین مصرف داخلی مقداری را نیز به کشورهای اروپایی صادر می کردند کاربرد رنگهای متعدد در فرشهای بروجرد بسیار محدود است و همان تعداد محدود نیز اغلب با یکدیگر حالت تضاد و یا به عبارت مصطلح تر درکنتراست کامل هستند. فرشهای بروجرد در سبکهای گلدار منحنی و شاخه شکسته و با استفاده از موتیفها و نقوش شاه عباسی و هراتی و بته ای بافته شده و اغلب با بافت ضخیم با پودهای تیره رنگ و پرزهای بلند در رنگهای قرمز و آبی تیره و بالاخره دراندازه های ذرع و نیم و دو ذرعی و کناره های معمولی به بازار عرضه می شود. همانطور که در بالا اشاره شد یکی از طرحهای متداول در قالیبافی بروجرد طرح بته ای سرتاسری است در مقایسه با سایر طرحهای بته ای رایج در لرستان این اختلاف در آن بچشم می خورد که اندازه بته ها در این طرح بسیار بزرگ می باشد بگونه ای که تمامی زمینه یک دو ذرعی حدوداً با ۱۶ تا ۱۸ نقش بته پوشانده می شود. اندازه های مورد علاقه بافندگان بروجرد ذرع و نیم و دو ذرعی است.
– وضعیت فعلی با تمام توصیفی که از فرش لری ارائه شد، امروزه فرشهایی که در لرستان بافته می شود، از نوع فرشهای رایج در سراسر کشور است. اکثراً نقشه، مواد و ابزار آن از شهرستانهای همجوار به خصوص اراک، اصفهان و کاشان تهیه می شود. اما در مناطق خاصی از استان، یعنی اطراف بروجرد و الشتر و بعضی روستاهای شمال لرستان، گاهی فرشهای بومی بافته می شود، اما تعداد آنها بسیار کم و حتی انگشت شمار است.

000-017   000-080   000-089   000-104   000-105   000-106   070-461   100-101   100-105  , 100-105  , 101   101-400   102-400   1V0-601   1Y0-201   1Z0-051   1Z0-060   1Z0-061   1Z0-144   1z0-434   1Z0-803   1Z0-804   1z0-808   200-101   200-120   200-125  , 200-125  , 200-310   200-355   210-060   210-065   210-260   220-801   220-802   220-901   220-902   2V0-620   2V0-621   2V0-621D   300-070   300-075   300-101   300-115   300-135   3002   300-206   300-208   300-209   300-320   350-001   350-018   350-029   350-030   350-050   350-060   350-080   352-001   400-051   400-101   400-201   500-260   640-692   640-911   640-916   642-732   642-999   700-501   70-177   70-178   70-243   70-246   70-270   70-346   70-347   70-410   70-411   70-412   70-413   70-417   70-461   70-462   70-463   70-480   70-483   70-486   70-487   70-488   70-532   70-533   70-534   70-980   74-678   810-403   9A0-385   9L0-012   9L0-066   ADM-201   AWS-SYSOPS   C_TFIN52_66   c2010-652   c2010-657   CAP   CAS-002   CCA-500   CISM   CISSP   CRISC   EX200   EX300   HP0-S42   ICBB   ICGB   ITILFND   JK0-022   JN0-102   JN0-360   LX0-103   LX0-104   M70-101   MB2-704   MB2-707   MB5-705   MB6-703   N10-006   NS0-157   NSE4   OG0-091   OG0-093   PEGACPBA71V1   PMP   PR000041   SSCP   SY0-401   VCP550  

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است