اسایش و راحتی امروز حاصل رنج و زحمت دیروز است.(کوروش کبیر)
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۷
خانه » اطلاعات فرش (صفحه ی 3)

اطلاعات فرش

تاریخچه موزه فرش ایران

مجسمه‌ها و حجاری‌های باستانی، گوهرهای گرانبهای قدیمی و وسایل زندگی و لباس مردم قرنهای گذشته، اسکلت و حیوانات غول آسای دورانهای پیش از تاریخ، بسیاری از نمونه‌های پیشرفتهای علمی و اجتماعی امروزی، و هزاران چیز دیگر را در بناهای مخصوصی نگهداری می‌کنند، که نام آنها «موزه» می‌باشد.

تاریخچه فرش

موزه‌ها جایگاهی هستند برای نمایش و مطالعه آثار و اشیاء مربوط به گذشته که به طریق علمی و فنی تنظیم و تربیت یافته‌اند تا سیر تحولات تاریخی و انحطاط آنها را نشان دهند. منظور از ایجاد این محل‌ها در وحله‌ی نخست ترتیب دادن مخازنی است از آثار گرانبهای گذشتگان برای آیندگان و در مرحله‌ی دوم برقرار داشتن مقیاس و معیاریست که مردم هر عصر و زمان، بتوانند هنر و طرز زندگانی خود را به وسیله آن نسبت به گذشته مورد سنجش قرار دهند.

پژوهندگان تاریخ وهنر، و تاریخ صنایع نیز ناچارند که برای بررسی هنر و صنعت، اشیاء و آثار موزه‌ها را به دقت مورد بررسی و مطالعه قرار دهند. زیرا اسناد و مدارک قطعی سیر تحولات هنری را نیز تنها در موزه‌ها می‌توان جستجو کرد؛ موزه‌ها اگر بطرز صحیح و علمی تنظیم و اراده شوند، در واقع واحدهای آموزشی مهمی هستند که اطلاعات و دانش مردم در زمینه‌های گوناگون و آموختن تاریخ و برانگیختن غرور ملی و دانش مردم در زمینه‌های گوناگون و آموختن تاریخ و برانگیختن غرور ملی و حس افتخار سهم بسزائی دارند.

مردمان و نژادهای اقوام گوناگون جهان با دیدن موزه‌ها و مطالعه آثار هنری و فرهنگی دوران‌های گذشته و درک ارتباطات مادی و معنوی مردم سرزمین‌های مختلف جهان در طول تاریخ، خود بخود به دادوستدهای فرهنگی و چگونگی بوجود آمدن تمدن و علوم و فنون بشری پی می‌برند، و همین موضوع بدون شک درتعدیل خودخواهی‌ها و خود پرستی‌ها و ایجاد تفاهم‌های بین‌المللی و تلطیف احساسات و حفظ صلح جهانی بی‌اندازه مفید و موثر است. بنابراین می‌توان گفت موزه‌ها امن‌ترین و اطمینان‌بخش‌ترین اماکن برای حفاظت آثار ملی هر قوم وملتی است، اینجاست که مردم باید این مراکز تعلیم و تربیت و این آرشیو ملیت و تمدن خود را تا سر حد امکان حمایت کنند و در یاری آنها بکوشند.

فرشبافی از نظر کلی نوعی هنر تلفیقی است و از نظر اختصاصی یکی از قدیمی‌ترین هنرهای بومی این آب و خاک است. با توجه به ارزش این هنر اصیل، موزه‌ی فرش ایران، تنها موزه‌ی ایران است که صرفاً به نمایش قالی پرداخته و نمونه‌های ارزشمندی از قالیبافی ایران را گردآورده است.

موزه‌ی فرش ایران، در تهران، تقاطع خیابان دکتر فاطمی و کارگر درکنار پارک لاله بنا شده است، ساختمان موزه با معماری سنتی شکیل و چشمگیری که نمای بیرونی آن شبیه به دار قالی است، با مساحتی برابر ۲۴ هزار متر مربع و زیر بنای نمایشی ۳۴۰۰ متر مربع بنا شده است. موزه دارای دو تالار بزرگ می‌باشد، ‌تالار همکف به نمایشگاه دائمی موزه اختصاص دارد و تالار فوقانی جهت برگزاری نمایشگاههای موقت قالی و گلیم مورد استفاده قرار می‌گیرد.

موزه در ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۶ در تهران گشایش یافت، در بدو تاسیس زیر نظر دفتر مخصوص فرح پهلوی اداره می‌شد و اکنون یکی از واحدهای تحت پوشش سازمان میراث فرهنگی کشور است، که زیر نظر وزارت فرهنگ و آموزش عالی اداره می‌شود. سرپرستی موزه در حال حاضر بر عهده‌ی آقای پرویز اسکندر پور خرمی که با همکاری تعدادی کارشناس، موزه‌دار و راهنما به کار خود ادامه می‌دهد.

موزه‌ی فرش در سال ۱۳۵۶ کار خود را با ارائه ۱۷۶ تخته قالی نفیس آغاز نمود که از این ۱۷۶ تخته فرش، ۴۰ تخته از آن به نمایش درآمد که همه از مجموعه کاخ گلستان به موزه آورده شده بود. پس از پیروزی انقلاب، این مجموعه از طریق خرید از بازارهای بین‌المللی و داخلی و همچنین گردآوری آنها از موزه‌ها و کاخ موزه گلستان تشکیل گردید. این مجموعه شامل با ارزشترین نمونه‌های قالی ایران از سده‌ی دهم هجری قمری تا دوره معاصر است که امروزه نیز از منابع غنی تحقیقی به شمار می‌رود.

غرفه نشریات موزه در قسمت شمال پاسیو قرار دارد و به منظور دسترسی علاقمندان کتا‌ب‌های تخصصی فرش، پوسترها و نشریات مختلف را در رابطه با برپایی نمایشگاه‌ها، کتابهای مربوط به هنرهای سنتی و همچنین کارت پستال‌های از آثار موجود در موزه را جهت فروش عرضه می‌دارد. موزه‌ی فرش دارای کتابخانه‌ای است که حدود ۷۵۰۰ جلد کتاب را در بر می‌گیرد، این کتابها موضوعاتی در زمینه‌های تاریخ فرهنگ و تاریخ هنر را در برمی‌گیرد. بخشهای اداری موزه که وظیفه آنها حفظ و نگهداری آثار موجود در موزه است، نقش عمده‌ای نیز در برنامه‌ریزی نمایشگاه‌ها و برنامه‌های آموزشی و فرهنگی برعهده دارد.

موزه دارای یک کارگاه رفوگری نیز می‌باشد که یکی از قسمت‌های اصلی آن به شمار می‌آید. چنانچه موزه به سبک سنتی ساخته شده و یک سماور ورشوی بزرگ ساخت کارخانه‌ی «تولا» در روسیه (با تاشف) مربوط به سال ۱۸۹۸ میلادی در آن قرار دارد، که نیکای دوم امپراطور روسیه به مظفر الدین شاه قاجار هدیه کرده است. هر بار تعداد مشخصی قالی در نمایشگاه دائمی موزه فرش ایران به معرض نمایش گذاشته می‌شود و جهت حفظ و نگهداری بقیه قالی‌ها، در قسمت زیر بنای نمایشی موزه، انباری جهت نگهداری قالی‌ها بنا شده است. در این انبار تعداد جعبه‌های فلزی استوانه‌ای شکل قرار دارد، که قالی‌ها را معمولاً دور مقوائی پیچیده (‌لوله) می‌کنند و در داخل جعبه‌های مذکور که ضد حریق، رطوبت و آفات مختلف است، نگهداری می‌‌نمایند. این انبار در ایران در نوع خود منحصر به فرد است.

البته باید توجه کرد که بعضی از قالیهای قدیمی را که آسیب دیده اند و یا در تار و پود آنها از فلزاتی مانند زر و نقره استفاده شده ، نمی‌‌توان لوله کرد زیرا آسیب می‌بینند؛ به همین جهت آنها را باز کرده در جعبه‌های مخصوص قرار می‌دهند.

«یکی از جالب‌ترین و با شکوه‌ترین قالی‌های موجود در مجموعه موزه فرش ایران قدیمی‌ترین قالی این مجموعه، قالی سنکشگو است. این قالی یکی از چهارده قالی مشابهی بود که در نمایشگاه هنر اسلامی ایران در لندن، در سال ۱۹۳۱ به نمایش گذاشته شده بود،‌ این قالی که زیباترین قالی از مجموعه‌ای است متعلق به شاهزاده لهستانی به نام Prince Roman Sanguszko، از این رو تمامی قالی‌های این مجموعه با عنوان «شنکشگو» یاد می‌شود. (قالی لچک ترنج شکارگاه حیواندار، قرن ۱۰ هجری، ۳ پود).»

ترنج هشت ضلعی نماد قالی های جهان اسلام

قالی یا به عبارتی فرش های گره دار از دیرباز در سرزمین های اسلامی بافته و استفاده می شد. تاریخ آن به ۳۰۰۰ سال قبل برمی گردد؛ اما از دوره سلجوقی است که به صورت گسترده در ایران و آناتولی به وفور تولید می¬شود. ترنج به عنوان شاخصترین بخش قالی از همان دوران در قالی ها دیده می شود. ترنج عموماً به تنهایی در مرکز قالی به صورت شمسه بازنمایی می شود. برخی وقتها سه ترنج در امتداد هم بافته می¬شود که بدانها قالی سه¬ترنجی گفته میشود. اگر ترنجها درکنارهم به صورت موزاییکی بافته شود به آن ترنج درترنج اطلاق می¬گردد که نمونه بارز آن قالی های ستاره¬دار اوشاک عثمانیاست.

تاریخچه فرش

ترنج ها در دوره سلجوقیان به صورت هشت ضلعی بوده و از طرف بافندگان زن آسیای مرکزی در اندازه¬های کوچک بافته می شد، هم چنان که امروزه نیز ترنج های هشت ضلعی در بین ترکمن¬های آسیای میانه و ایران با تغییرات کوچک مورد اقبال است. ترنج های هشت ضلعی در  ایران و شرق آناتولی به صورت موزاییکی بافته شده و قالی های بزرگی را شکل می دهد. نمونه بارز آن قالی سلجوقی موجود در مسجد علاءالدین قونیه با ترنج های هشت ضلعی و دارای خطوط به هم بافته شده است که اصطلاحاً بدان گره گفته می¬شود. این نوع از ترنج¬ها بعداً در سده ۱۵٫ هـدر هرات دوره تیموری و در تبریز ترکمانی کاربرد وسیعی پیدا میکند و در سده ۱۱٫ هـ در عثمانی بافته شده و از طرف مستشرقین به نام قالی¬های هولباین معروف می گردد. قالی های ترنج در ترنج نه تنها در ایران و عثمانی بل در قالی¬های مصر مملوکی نیز به چشم می¬خورد؛ و از طریق مصر به مراکش راه پیدا می¬کند.

ترنج های هشت ضلعی از شمال غرب چین از سرزمین اویغور¬ها شروع شده، قالی¬های هند گورکانی، ایران، آسیای میانه، قفقاز و آناتولی را تحت تأثیر قرار داده تا تا غربی¬ترین نقطه جهان اسلام، شمال آفریقا را درمی¬نوردد. هنوز هم قالی-های مناطق یاد شده، وام¬دار ترنج¬هایی است که در سده ۷٫ هـ سامان گرفت و با اندکی تغییرات بافته می¬شود.

ترنج که نقطه ثقل و عامل تعادل در طراحی قالی است، به عنوان یک ابژه، نماد قالی¬های اسلامی نیز محسوب می¬شود. وقتی سخن از قالی می¬شود اولین عنصر تصویری ترنجی است که در آن بازآفرینی شده است. قالی¬ ترنج¬دار نمونه مثالی فرش اسلامی است. ترنج همان¬طور که قوام بخش دیگر عناصر قالی است به همان نسبت انسجام فرهنگی جهان اسلام و ارتباطات تاریخی آن¬ها را می¬نمایاند. قالی¬های ترنج¬دار زبان بصریِ واحدِ مسلمانانی است که به زیبایی آن پی¬برده و سال¬ها در قالی¬هایشان بکار بردند. تبدیل ترنج به یک ابژه واحد اسلامی چیزی¬است که ریشه در تاریخ این امت دارد. بر ماست که این عنصر غالب را مطالعه و به سایرین معرفی کنیم.

قالیچه‌های ترنج دار صفویه

«گروهی از قالی‌های صفویه که دارای ترنج و در حواشی آنها به ویژه در حاشیه‌ی اصلی اشعاری بافته شده ، از مهمترین قالیهای ایرانی به جامانده در جهان به شمار می‌روند این قالیچه‌ها در اواسط قرن ۱۰ هجری ، در کارگاههای سلطنتی صفویه ، احتمالاً شاه طهماسب در تبریز بافته شده‌اند.”

تاریخچه فرش

۴ نمونه از این قالی‌ها در موزه‌ی فرش ایران و یک نمونه در موزه‌ی دوران اسلامی نگهداری می‌شود که به دلیل تعداد اندکشان در جهان، از اهمیت بسیاری برخوردارند.

چهار نمونه‌ی موزه‌ی فرش ایران بر اثر اشتباهی که در دهه‌ی ۱۳۶۰ شمسی صورت گرفته بود ، سالها به قالیهای قرن نوزدهم عثمانی «سالتینگ» معروف بودند. ولی در اواسط سال ۱۳۷۱ شمسی زیر نویس آنها اصلاح و از آنها به عنوان بافته‌های تبریز در قرن ۱۱ هجری قمری نام برده شد، که البته تاریخ صحیح‌تر، اواسط قرن دهم هجری قمری است.»

در دیگر نمونه‌های دیده شده در موزه فرش، این قالیها لچک ترنج حیواندار می‌باشند که در حاشیه اصلی دارای کتیبه می‌باشد و زربفت و ۳ پود می‌باشند.

و شاید به خاطر پیشرفت بافت آن تا آن زمان،‌ داخل قاب کتیبه خط نستعلیق به صورت ابتدائی نوشته و بافته شده است.

فاکتورهای مهم در ارزیابی اصالت و محل بافت فرش

چگونه یک فرش دستبافت را ارز یابی کنیم
فرش به عنوان یکی از دستاوردهای مهم بشری درعین سادگی ظاهرش دارای پیچیدگی های ظریفی است که باشناخت ظرافت های ان می توان به ارزیابی صحیح فنی , اقتصادی ,هنر وفرهنگی ان دست یافت وهر چه دقیقتر وصحیح تر فرش رابشناسیم. می توانیم کامل تر ان را معرفی کنیم

امروزه علم برتصورات و فرضیه ها ویا سلیقه ها غالب شده.  واین هنر دیرین درقالب علمی وفرهنگی قرار گرفته. وموقع تعریف فرش هرکس انچه که درشان ان است تعریف می کند من با انچه که درک کردم تعریف می کنم ودیگری با درک خود

برای کارشناسی علمی وارزیابی از کجا باید شروع کرد می توان از تاریخچه. فرش دستبافت وزمان پیدایش. در دوران سیاست ها. اوج وشکوفایش.  صادرات.  مواد ومصالح و ووووزمان استفاده ان را بیان نمود

برای ارزیابی یکی از دقیق ترین روش ها یعنی روش تجزیه فنی وهنری فرش است و ملاک قرار داد وانتخاب نمود که دراین روش نکات بسیار مهمی اشاره می شود که به شرح ذیل می باشد

۱- نوع موادی که در فرش بکار رفته
یعنی نوع جنس تار وپود وپرز (ابریشم , پشم  , نخ )

۲-نوع رنگ تارو پود , یعنی نخ های پود خود رنگ است یاخیر ?
چون بیشتر نقاط کشور پودنازک ویا پود کلفت را با رنگ های گونا گون بکار می برند که یکی از مشخصه های منطقه بافت می باشد مثل کاشان پود یا رنگ قرمز یا ابی است. یا جای دیگر

۳-جهت ریسیدن وتابیدن تار وپود وخامه فرش. که با حرف انگلیسی sیاzخوانده می شود. یعنی راست تاب ویا چپ تاب بودن نخ مورد نظر است.

۴-ضخامت وظرافت الیاف تارها وپودها وپرزها , که درریز یا درشت بافی فرش نقش موثر دارد وانتخاب هر یک از مواد بستگی به هر بافت منطقه دارد یعنی دریک منطقه به. لحاظ نوع ابزار کاربردی بافنده قادر به ریزبافی نیست ودرمنطقه ای دیگر برعکس می بافند.

۵-نوع گره ,درهمه مناطق ایران دو نوع گره اصلی متداول است گره متقارن وگره نامتقارن. اما گره های فرعی دیگری نیز است که با تغییر جهت پیچش وکم یا زیاد کردن تعداد تارهایی که برای هرگره بکار می گیرند مثل جفتی., تک تار وغیره.

۶-نوع قیچی کاری سطح فرش به عبارت دیگر صافی یا ناصافی پرزهای فرش
معمولا قیچی کاری هنگام بافت  نقوش فرش را واضح نشان می دهد بخصوص شانه کردن گره یاریشه هاکه هر رنگ سرجای خود قرار می گیرد.

۷-بلندی پرز فرش. در میلیمتر
دربرخی مناطق پرزرا ۵ میلیمتر دربرخی دیگر تا۳سانت هم درنظرمی گیرند.

۸- نوع مهر بکار رفته در بالا و پایین فرش که در مناطق مختلف به شکلهای گوناگون عمل می کنند
منظور از مهر , مارک ها یا   برندها یا هرچیزی که مشخصه ان باشد

۹-نوع شیرازه ها. یعنی انواع شیرازه هایی که درمناطق مختلف در دستبافته ها بکار می گیرند.

(گرد یاموازی.  حصیری یا متقاطع. بی شیرازه وصوف بافی ) در این شیرازه ها از مواد مختلف مثل پشم یا مو وووبکار می رود.

۱۰-تعداد رنگ هاو نوع رنگ های بکار گرفته در فرش (مصنوعی یا طبیعی )

با این طبقه بندی می توان به تولید دستبافته ها در مناطق مختلف. که هریک دارای ویژگی خاص خود هستند پی برد.

این نوع یک تجزیه فنی است  برای هنرجو.  که  از چند پود وچه نوع گره ای بکار رفته ورنگ ان که از چه نوع است ( طبیعی یا مصنوعی )مشخص شده رنگ مصنوعی است. باشور رنگ پس داده
همه بافت ها از این روش صحیح نیست

چند نمونه از دستبافته های معروف نقاط مختلف کشور را خدمت عزیزان ارسال می نمایم

قالیچه قدیمی گل ابریشم قم. اولین طرح شکارگاه که درکرمان برروی کاغذ امده

قالیچه ساروق قدمت ۱۰۰ساله. طرح لیلیان

قالی قدیمی قدمت ۱۰۰ساله بافت ملایر

قالیچه قدیمی بلوچی طرح ایلیاتی درناحیه سرخس

قالیچه تابلویی قدمت ۱۵۰ ساله بافت کرمان قدیم. صحنه نمایشی تاج بخشی به ادشیر وشاپور بابکان

قالیچه ابریشمی طرح گلدانی قدمت ۹۰ ساله. بافت قدیم کاشان

قالیچه قدیمی هریس طرح لچک وترنج

قالیچه قدیمی طرح محرابی تمام ابریشم بلوچی سرخس

قالیچه قدیمی طرح گلدانی (حاج خانمی ) بافت کاشان

قالیچه. قدیمی طرح میناخانی یا بندی ورامین

قالیچه قدیمی بلوچی طرح ایلیاتی درناحیه سرخس

قالیچه قدیمی. بافت تفرش  ترنج ساعتی
معرف به عقربه ساعت

قالیچه چهار گوش ۶لای نایین

قالیچه قدیمی طرح بته نقشه سراسری. بافت قدیم کاشان

قالیچه قدیمی. قدمت ۱۰۰سال به بالا طرح قاب قابی تصاویری از جنگهای رستم

معرفی فرش‌های سالتینگ

ایرلند یکی از پیشروترین محققین در زمینه مطالعه‌ فرش‌ های شرقی (آسیایی) و نویسنده آثار بی شماری‌ است که از شهرت جهانی برخوردار است،از جمله‌ کتاب‌های وی،کتاب «قالیچه‌های شرقی،یک‌ راهنمای جدید و جامع» یکی از کتب پر فروش در زمینه‌ فرش است.

 

هشتمین کنفرانس بین المللی در زمینه فرش‌های‌ شرقی(آسیایی) و در ارتباط با فرش‌های سالتینگ در سال ۱۹۹۶ برگزار شد. شش سخنران در مورد اینکه آیا این فرش‌ها متعلق به قرون شانزدهم یا هفدهم یعنی‌ دوره صفویه هستند (که اصولا مارتین Martin و پوپ Pope به آن متعقدند) و یا متعلق به قرن نوزدهم‌ ترکیه واقتباسی از طرح‌های ایرانی هستند (این تئوری‌ توسط اردمان Erdmann ،الیس Ellis ،و بیتی Beatiee ارائه شد) سخنرانی کردند. ظاهرا عجیب به نظر می‌رسد که این فرش‌ها با چنین بافت ظریفی در طرح‌ کلاسیک ایرانی، ترک در نظر گرفته شود. ولی این‌ تئوری در سال‌های ۱۹۷۰ به قدری نافذ بود که فروش‌ فرش‌های سالتینگ را غیر ممکن ساخت و حتی موزه‌ها بر چسب‌های خود را تغییر دادند تا نسبت به دیدگاهی‌ که ظاهرا بی عیب و نقص به نظر می‌رسید عکس العمل‌ نشان دهند. این فرش‌ها پس از اینکه جرج سالتینگ‌ (۱۹۰۹-۱۸۳۵)نمونه‌ای از آن را به موزه ویکتوریا آلبرت اهدا کرد،به نام او خوانده شد.

فرش‌های این مجموعه بافت بسیار ظریفی دارند (معمولا بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ گره در هر اینچ مربع) تارهای‌ ابریشمین و پودی از کرک نرم، زمینه با بافتی یکنواخت‌ از نخی با پوشش فلزی شکل گرفته است. حداقل ۲۷ نمونه از فرش‌های ترنجی با طراحی‌های استادانه به‌ شکل شاخ و برگ تاک،نخل،پرندگان و دیگر حیوانات و نقش‌هایی به سبک اسلیمی نقش شده‌اند. حاشیه‌های اصلی عموما شامل قاب کتیبه‌ای و خوشنویسی شده‌ای است که اغلب کمی از حاشیه فراتر می‌رود، و گاهی نیز این نقش خطاطی در حاشیه داخلی‌ باقی می‌ماند. حدود ۷۰ قالیچه از این مجموعه به شکل‌ سجاده است و کتیبه‌های آن،شعارهای مذهبی و آیاتی‌ از قرآن می‌باشد. نقش‌های گل با فرش‌های دیگر مشترک است ولی نقش پرندگان و حیوانات در آنها متفاوت است. تعداد زیادی از این قالیچه‌ها در موزه‌ توپ کاپی (topkapi) در استانبول نگهداری می‌شود. و تعدادی نیز در مجموعه‌های غربی، همتای نمونه‌های‌ توپ کاپی است و یا اینکه در حدود سال‌های ۱۸۸۰ از آن موزه به دست آمده است. تعداد کمی نیز در موزه‌های‌ ایران یافت می‌شود.

اف.آر.مارتین F.R.Martin در کتاب«تاریخ» اشاره می‌کند که این قالیچه‌ها متعلق به قرن شانزده‌ تبریز است و پوپ Pope نیز در کتاب «مروری بر هنر ایران» عمیقا همین نظریه را تأیید می‌کند.در کتاب‌ راهنمای فرش‌های موزه ویکتوریا و آلبرت، نویسنده بر ماهیت ایرانی فرش‌ها تأکید کرده و می‌گوید: «مدارک‌ بی‌شماری این احتمال را تأیید می‌نماید که فرش‌ها در مجاورت قسطنطنیه (استانبول فعلی) و در حدود قرن‌ هجدهم بافته شده‌اند. وی اضافه می‌کند که فرش‌های‌ سالتینگ در ترکیه مشاهده شده‌اند، در حالی که مدرکی‌ ارائه نمی‌شود. اف.سار ( Sarre)نظری مشابه را در مورد فرش لوبانف روستووسکی در نمایشگاه لنینگراد در سال‌ ۱۹۳۹ درباره هنر ایرانی ارائه می‌کند. اما پوپ قویا با این‌ دیدگاه‌ها در کتاب «مروری بر هنر ایرانی» مخالفت‌ می‌نماید، و با هیجان عجیبی اهمیت یافتن هویت واقعی‌ این فرش‌ها یادآور می‌شود . پوپ می‌افزاید نمونه‌هایی از این‌ فرش‌ها از عهد صفویه از طریق استانبول به‌ بازارهای غربی رسیده است.و به خصوص یادآور می‌شود که نخ فلزی بسیار شبیه فرش‌های زرباف قدیم‌ ایرانی بوده و پشم به کار رفته در آنها مشابه فرش‌های‌ اردبیل است.

اردمان،در سال ۱۹۴۱ در پاسخ به کتاب «مروری به‌ هنر ایرانی» کتاب «اسلامیکا» را می‌نویسد و بدون‌ اینکه دلایل خود را توضیح دهد فرش‌های سالتینگ را تقسیم بندی می‌کند. گروهی که فرش‌های ایرانی به‌ نظر می‌رسند، شامل فرش بیکر Baker در موزه هنر متروپولیتن Metropolitan ، دو قالیچه که سابقا در مجموعه یرکز Yerkes و قالیچه‌ای نیز که در Von Pannwitz بوده،اکنون همه آنها در مجموعه‌  thysson-Bornemisza نگهداری می‌شوند.

گروه دوم که به اعتقاد اردمان منشا قدیمی ترکیه‌ای‌ دارند،شامل خود فرش سالتینگ و نیز فرش مارکاند Marquand در فیلادلفیا، فرش لوبانف روستووسکی‌ LobonofRostovski در سن پطرزبورگ، و نمونه‌ای در لیون Lyon و در مجموعه‌ای از سی سجاده در موزه‌ توپ کاپی می‌باشد.وی به خصوص برای مجموعه‌ فرش‌های توپ کاپی اهمیتی خاص قائل است.چرا که‌ بسیاری از آنها از لحاظ جنس، ساختار، رنگ، طرح، و همچنین کتیبه‌های متعدد آن به قالیچه‌های ترنجی‌ شباهت دارند. همچنین همان نخ‌های فلزی در بافت‌ همه آنها به کار رفته است.

قالیچه‌های این گروه به دلیل درخشندگی‌ رنگ‌هایشان مورد تردید قرار گرفت و اردمان‌ نتیجه گیری کرد که تمامی سجاده‌های توپ کاپی از همان گروه بوده و در دوره کوتاهی در یک کارگاه بافته‌ شده‌اند. وی دو نمونه غیر ایرانی را مجزا کرد، یکی شبیه‌ به اصل طرح‌های مملوکیان و دیگری فقط با دو رنگ. از آن جایی که این دو قالیچه ایرانی به نظر نمی‌رسیدند، او عقیده داشت که تمام قالیچه‌های توپ کاپی ایرانی‌ نیستند و پیشنهاد کرد که آنها متعلق به قرون هجدهم‌ می‌باشند. اردمان اظهار داشت که قالیچه‌ها در میان‌ اولین فرش‌های کارگاه سلطنتی ترکیه در هرک Herek بافته شده‌اند.سپس تاریخ بافت آنها را به اوایل قرن‌ نوزدهم تغییر داد.این تئوری تا سال‌های جنگ در دهه‌ ۱۹۶۰ راکد ماندند.گر چه در کاتولوگ مجموعه Thyssen در سال ۱۹۷۲،ام-اچ بیتی تئوری‌های‌ اردمان را احیا کرده و ماهرانه آن‌ها را پرداخته است.وی‌ فرش VonPannwitz از آن مجموعه را به عنوان فرش‌ سلطنتی ترکیه در قرن نوزدهم توصیف می‌کند.

در آن زمان چارلز گرنت الیس CharlesGrant Ellis حامی نظریات اردمان بود و در سراسر عمر قالیچه‌های دیگری را به گروه فرش‌های سالتینگ‌ اضافه کرد. تاریخ بافت آنها را نیز قدری بیشتر به زمان‌ حاضر نزدیک نمود با علم به اینکه کارگاه هرک تا نیمه‌ قرن نوزدهم تأسیس نشده بود.هنگامی که اطلاعات‌ موثق نشان داد که فرش‌ها تا سال ۱۸۹۱ در هرک بافته‌ نشده‌اند، الیس فرش‌های سالتینگ را بافته اواخر قرن‌ نوزدهم نامید. وی در مصاحبه‌ای که بعدها انجام داد، فرش چلسی Chelsea را که در موزه ویکتوریا و آلبرت‌ موجود است،از گروه سالتینگ خواند و عاقبت نمونه‌ فرش‌هایی بدون نخ‌های زری، بدون کتیبه و بدون طرح‌ ترنجی و طرح محراب گونه به این مجموعه اضافه کرد و البته این دیدگاه‌ها عمیقا تأثیر گذار بود . در سال ۱۹۸۷ کاتالوگ توپ کاپی که کار مشترک راجرز Rodgers و تزکان Tezkan بود، سجاده‌های نوع سالتینگ را متعلق‌ به بافته‌های اواخر قرن نوزدهم ترکیه اعلام نمود. و مجددا همچون اردمان، تمام سجاده‌ها را در یک‌ طبقه بندی و زمان و مکان بافت آنها را مشترک تصور نمود.

تفکرات اصلاح گرایانه در سال‌های ۱۹۸۰ شکل‌ گرفت و نوین انز NevinEnez به ویژه آزمایش‌هایی بر روی رنگ قالیچه‌های توپ کاپی انجام داد. وی‌ به خصوص اثبات کرد که رنگ زرد در دو نمونه از ۹ فرش‌ آزمایش شده شامل موادی است که از گیاه‌ DelphiniumSemibatum مشتق می‌شود. این گیاه‌ به طور خودرو در ایران می‌روید ولی در ترکیه وجود ندارد. انز متعاقبا وجود لاک را در چهار قالیچه (شماره‌های‌ ۲۰۳۵/۱۳،۲۰۴۰/۱۳،۲۰۲۹/۱۳،۲۰۱۵/۱۳ توپ‌ کاپی) گزارش داد که بر خلاف فرضیه منشاء فرش‌های‌ قرن نوزده ترکیه می‌باشد. در یکی از این فرش‌ها از Juglon که از پوست گردو به دست می‌آید استفاده شده‌ است. طبق ادعای انز در هیچ فرش ترکیه‌ای آزمایش‌ شده،از Juglon استفاده نشده ولی در عموم فرش‌های‌ ایرانی یافت می‌شود.

در حالی که طبق تصور اردمان تمامی ۳۷ سجاده‌ موجود در توپ کاپی در یک محل و تقریبا یک زمان‌ بافته شده‌اند. انز دریافت که یکی از قالیچه‌ها (۲۰۲۴/۱۳ توپ کاپی)حاوی اسید پیکریک و گره‌های متقارن داشت.این دو قالیچه که‌ اختصاصا توسط اردمان با منشأ ترکیه‌ای قلمداد شده‌ بود اکنون مشخص می‌کرد که جزء مجموعه سالتینگ‌ نیستند.یکی از این دو،تنها نمونه با رنگ مصنوعی و دیگری تنها نمونه با گروه‌های متقارن بود. نظریه اردمان‌ به طور منطقی بر پایه شباهت‌های طراحی استوار نبود، و یافته‌های علمی در مورد رنگ و ساختار فرش‌ها، نظریه ترکیه‌ای بودن فرش‌های سالتینگ را تضعیف‌ کرد. کسانی که هنوز به تعلق  داشتن فرش‌های‌ سالتینگ به منشأ ترکیه‌ای اواخر قرن نوزدهم اعتقاد دارند، ادعا می‌کنند که این نظریه با عدم وجود فرش گونه سالتینگ در مجموعه‌های متعلق به پیش از اواخر قرن نوزدهم تقویت می‌شود و همچنین کیفیت‌ نگهداری خوب بسیاری از آنها مورد ظن می‌باشد. فرشی در موزه چارتوریسکی Czartoryski در کراکو Cracow یک مورد استثنا به شمار می‌رود.

هنگامی که من این فرش را در سال ۱۹۹۶ در کراکو آزمایش می‌کردم،دریافتم که با دیگر فرش‌های‌ مجموعه سالتینگ سازگار است. فرش زمینه سبز تیره‌ شبیه به قالیچه مارکاند فیلادلفیا داشت و نخ فلزی‌ شاخص گونه سالتینگ در متن آن به کار رفته بود. از آن جایی که هیچ کس در موزه نمی‌توانست ظاهر آن را به فرش‌های اوایل قرن نوزدهم شبیه بداند،آشکارا همراه با صدها شی‌ء دیگر شامل چادرهای عثمانی که‌ از چادرهای پراکنده پس از شکست حصر وین در سال‌ ۱۶۸۳ به دست آمده، در یک گروه قرار می‌گیرد. هزاران‌ شی‌ء ترکیه‌ای از این گونه در خانه‌های اشراف مختلف، تا زمانی که موزه آنها را بیابد،نگهداری می‌شد. فرش‌هایی از گونه سالتینگ در سال‌های اولیه ۱۹۹۰ توسط نویسنده‌ای در موزه ایران باستان در تهران‌ آزمایش شد که متعلق به شاه بود. بنابراین احتمال‌ ترکیه‌ای بودن آن ضعیف می‌باشد.

جان میلز JahnMills به نحوی قانع کننده مشکل‌ یافتن یک فرش سالتینگ را در فهرست اموال اولیه حل‌ کرده است. او توانست یک فرش معاصر را در موزه هنر اسلامی قاهره بیابد که متعلق به تاجری پاریسی به نام‌ ام.چپی Chappey بوده و در میان اموالش در سال ۱۹۰۷ به فروش رفته است. میلز دریافت که این تاجر فرش‌ها را از کلیسای پالنسیا Palencia در اسپانیا خریداری کرده‌ بود. میلز این کلیسا را در سال ۱۹۹۶ بازدید کرد و دریافت که فهرست اموال سال‌های ۱۶۲۳ ،۱۶۴۹، ۱۷۵۲ و ۱۷۸۳ هنوز موجود است.شرح یک فرش در فهرست سال ۱۶۴۹ به قدری با طرح غیر متعارف فرش‌ چپی سازگار است که به سختی می‌توان به نحوه ورود آن به قاهره شک داشت. این فرش که در کتاب «مرور» چاپ شده است، اولین مدرک مستندی است که نشان‌ می‌دهد فرش گونه سالتینگ در فهرست اموال قرن‌ هفدهم وجود داشته است.میلز اظهار داشت که کتیبه‌ روی فرش چار توریسکی توسط شرق شناس فرانسوی‌ ژوربرت Jourbert کمی پس از سال ۱۸۰۹ ترجمه شده‌ است.

همچنین میلز دریافت که فرش ترنجی رینود Reinaud نمونه دیگری از فرش‌های ترنجی گونه‌ سالتینگ توسط مارتین توصیف شده است. این فرش‌ در ابتدای قرن نوزدهم در میان دارایی‌های مارکی‌ دولاگوی MarquisdeIagoy یکی از اعضاء کابینه‌ نمایندگان وجود داشته و در کتابی از مجموعه مارکی‌ توسط رینود توصیف و در سال ۱۸۲۸ به چاپ رسیده‌ است. ضمنا میلز فرش دیگری را که هم اکنون در گالری‌ و الترز Walters در بالتیمور موجود است معرفی می‌کند که در مجموعه گوپیل Goupil بوده و در حراجی سال‌ ۱۸۸۸ فروخته شده است. این فرش نه تنها به طور وسیعی مرمت شده و در سر آن کاملا از نو بافته شده‌ است، بلکه مرمت آن به طور قطع پیش از اینکه در مجموعه گوپیل قرار گیرد، انجام شده است. چنین‌ فرشی با چنین مرمتی که قبل از سال ۱۸۸۰ انجام‌ یافته، قطعا تنها چند دهه قبل بافته نشده است.

میلز علاوه بر تهیه چنین مدارکی،گزارشی موثق در مورد چگونگی رسیدن فرش‌های نوع سالتنیگ به دست‌ خریداران غربی را در سال‌های ۱۸۸۰ ارائه می‌نماید. در جنگ میان روسیه و ترکیه در سال‌های ۸-۱۸۷۷ در اوایل سال ۱۸۷۸ روس‌ها در کنار دروازه‌های قسطنطنیه‌ (استانبول) بودند و استانبول در حالت آنارشی قرار داشت‌ و جمعیت آن مملو از پناهندگان و بیماران بود. شهر در یأس و نومیدی به سر می‌برد و شواهد بسیاری در این‌ مورد توسط میلز ذکر شده است که مردم به ناچار خود را در زمستان ۱۸۷۸ در بازارها می‌فروختند.

مدارکی از توپ کاپی (فرش‌های سالتینگ)

اگر بسیاری از این فرش‌هایی که ظاهر ایرانی‌ دارند، در ترکیه بافته نشده‌اند، پس چگونه است که در موزه توپ کاپی جای گرفته‌اند؟ این مطلب با مدارکی‌ مستند قابل تفسیر است. شاه ایران هدایایی ارزشمند براس سلطان عثمانی می‌فرستاد که فرش از نمونه‌های‌ ویژه آن است. ورود هدایایی ارزشمند در سال ۱۵۶۷ به‌ دربار عثمانی توسط سفیر مجارستان مشاهده شده‌ است وی به خصوص به «فرش‌های ابریشمین همدان و درگزان…بیست فرش بزرگ و بسیاری فرش‌های‌ کوچک‌تر با طرح و نقش گل، پرنده، و حیوانات و طلا… که توسط ۷۰۰ بافنده ماهر مرد بافته شده و نوزده هزار بسته شامل تجملات به وسیله حیوانات حمل می‌شد. فرش‌های پشمی به قدری سنگین بود که هفت مرد به‌ سختی می‌توانستند آنها را حمل کنند» اشاره کرده است. در توپ کاپی به نظر می‌رسد که بسیاری از فرش‌ها هرگز مورد استفاده قرار نگرفته است و به همین سبب‌ تقریبا نو به نظر می‌رسند.به این دلیل فرش‌های گونه‌ سالتینگ وضعیت مناسبی داشته و از دیگر فرش‌هایقرون شانزده و هفده سالم‌تر هستند.

تاریخچه‌ای از این فرش‌ها در توپ کاپی ثبت شده‌ و هولیا تزکان از کارمندان موزه، مجموعه‌ای از فرش‌های ایرانی که در فهرست اموال‌ سال‌های ۱۶۸۰ هستند،خاطر نشان کرده است‌ سجاده‌های ایران(۹۸ سجاده)هم در لیست قرار دارند و توضیحی در مورد روش به کار رفتن نخ‌های فلزی در آنها موجود است. در این توصیف آمده است:فرش‌های‌ ایرانی با نقش و کتیبه.

نخ‌های پوشیده با فلز (فرش‌های سالتینگ)

حل معمای نخ‌های‌ پوشیده با فلز، بافته شده در متن فرش‌های سالتینگ‌ ، سهم نویسنده می‌باشد توضیحات پوپ در این مورد روشنگر نیست. آزمایش میکروسکوپیک بر روی نقره‌ای که از قسمت‌های کوچکی از چند نمونه این فرش‌ها بیرون‌ کشیده شده،مدرک موثقی در مورد قدمت زیاد آنهاست. به نظر می‌رسد که روش صحیح بافت رشته‌های فلز و پیچیدن آن به دور تار ابریشم در استانبول ناشناخته‌ بوده است. چرا که تمامی نمونه‌های فرشی که نخ فلزی‌ در آن به کار رفته و ریشه آن به استانبول می‌رسد، نشانگر خطاهای زیادی در آنهاست. و ضمنا هیچ نخ‌ نقره جدیدی در آنجا یافت نشده که در برابر کدر شدن‌ مقاومت داشته باشد.

پوپ آشکارا تصور می‌کرد که این نخ از پوشش نوار نقره‌ی خالص بر روی رشته‌ای ابریشمین ساخته شده‌ است.در حالی که نمونه‌های آزمایش شده در این‌ مطالعه نشانگر آن است که جنس آن از نقره زراندود است.عجیب نیست که هیچ نخ نقره‌ای جدیدی یافت‌ نشده که در مقابل کدر شدن مقاومت کند. فرش‌های‌ سالتینگ از نخ‌هایی بافته شده بود که روکش طلا داشته‌ و تیره نمی‌شدند. که البته خطایی قابل درک است، زیرا بدون آزمایش میکروسکوپیک تحت فشار زیاد و پاکسازی لایه جرم گرفته و اکسیده شده سطحی،نخ به‌ نظر نقره می‌آید.

چهار نمونه از نخ‌های به کار رفته در فرش‌های‌ مختلف سالتینگ توسط مایکل فرانس Michael Franses در تجزیه میکروسکوپی شده‌اند.

در آزمایش‌ها مشخص شد که تمام نمونه‌ها از یک‌ گونه واحد هستند. نخ‌ها از پیچیده شدن فلز به دور یک‌ تار ابریشمین تهیه شده و نقره به کار رفته در آن بسیار خالص و با درجه خلوص ۹۸% بوده و ناخالصی آن از طلا و سرب می‌باشد.وجود این ناخالصی به طور طبیعی در همجواری نقره وجود داشته و جداسازی آن بسیار مشکل است وجود آلیاژ طلا و ترکیب نقره،طلا و جیوه‌ امکان ارزیابی دقیق‌تر را مشکل ساخت.

اما چرا در قسمت‌های زری‌دار فرش‌های نازک که‌ مقدرا کرک آن کم است، طلای کمی مشخص است؟ مطالعات اخیر در زمینه مواد قدیمی نشان می‌دهد که‌ طلا در صورت قرار گرفتن در مجاورت مواد فاسد کننده، تحلیل می‌رود. امکان دارد این مواد، اسیدی بوده و یا وجود باکتری‌ها به تدریج سبب تحلیل رفتن طلا شود. این امکان هم وجود دارد که پشم به کار رفته در فرش‌ها حاوی گازهای کدر کننده باشد که به نقره حمله می‌کند.

همچنین نخ‌های فلزی فرش‌های سالتینگ به خوبی‌ تارهای ابریشمین آن را نپوشانده است.این فرش‌ها به‌ احتمال زیاد برای استفاده بر روی کف زمین نبوده‌اند. اولین سؤالی که پس از درک چگونگی ساختن نخ به‌ ذهن می‌رسد، این است که آیا این تکنیک،خاص ایران‌ بوده یا در ترکیه هم مورد استفاده قرار می‌گرفته است. از آن جایی که هیچ سابقه کافی موجود نیست، نمی‌توان‌ اثبات کرد که چنین تکنیکی هرگز در ترکیه به کار نمی‌رفته است. به همین علت یکی از نمونه نخ‌های به‌ کار رفته در فرش‌هایی که به طور مسلم در ایران بافته‌ شده و مورد مطالعه میکروسکوپیک قرار گرفته بود، محور بررسی قرار گرفت. این فرش‌ها از نوع فرش‌های‌ زرباف صفویه بودند و با نخ‌های فلزی به کار رفته در فرش‌هایی که تصور می‌شد در کارگاه عثمانی هرک در قرن نوزدهم بافته شده‌اند،مورد مقایسه قرار گرفت.

نمونه فرش‌های هرک به آسانی از فرش‌های‌ سالتینگ تمیز داده می‌شد.زیرا نخ‌های فلزی‌ فرش‌های هرک روکش نقره داشته و فلز پایه آن به‌ جای نقره مس بوده و فلز تقریبا با بی دقتی به دور تار ابریشمین پیچیده شده است به طوری که تار ابریشمین‌ گاهی بدون روکش مانده است.در هیچ کدام از فرش‌های سالتینگ مس به این گونه استفاده نشده ولی‌ در فرش‌هایی که با نخ‌های فلزی در هند یا چین بافته‌ شده‌اند،دیده می‌شود.

نمونه نخ‌های فلزی فرش‌های سالتینگ و فرش‌های زرباف صفویه یکسان بودند.تنها تفاوت آنها این بود که نخ‌های فلزی فرش‌های زرباف در وضعیت‌ مطلوب‌تری قرار داشتند.حدود سی درصد سطح نوار فلز،هنوز پوشیده از طلا بود و از آنجا که روش کاملا مطمئنی برای تخمین دقیق سرعت فرسودگی وجود ندارد،می‌توان برآورد نمود که فلز به کار رفته در فرش‌های زرباف صفویه حدود ۵۰ تا ۱۰۰ سال پس از فرش‌های سالتینگ بافته شده‌اند.

با نتیجه‌گیری حاصل از آزمایش بر روی نخ‌های‌ صفویه،اطمینان بیشتری می‌یابیم که فرش‌ها اصلیت‌ ایرانی دارند،زیرا الف-نخ‌های فلزی به روشی که‌ نخ‌های فلزی بکار رفته در قالیچه‌های زرباف صفویه‌ تهیه شده‌اند،به دست آمده‌اند ب-فلز پایه در نخ‌های‌ فرش‌های منسوب به هرک به جای نقره،مس بوده‌ است.ج-هنگامی که آلیاژ جیوه و طلا در اروپا در قرن‌ نوزدهم متداول بوده،این شیوه همزمان مشخصه‌ کارهای فلزی ایران در آن ایام می‌باشد.البته هنوز سوال‌ در زمینه تجارت این نخ‌ها به قوت خود باقی است.

کتیبه‌ها (فرش‌های سالتینگ)

برای اعلام صریح اصلیت و ریشه فرش‌های‌ سالتینگ مطلب بیان شده توسط مایکل فرانسس‌ درباره کتیبه‌های سجاده‌ها را مورد مطالعه قرار می‌دهیم. برای درک معنای کتیبه‌ها می‌بایست در مورد تفاوت و تمایز میان شیعه و سنی و نقش داماد حضرت‌ رسول(ص) یعنی حضرت علی(ع) آگاهی داشته باشیم، با رحلت حضرت رسول(ص) در سال ۶۳۲ میلادی‌ گفت و گو بر سر این بود که چه کسی می‌باید نقش وی را به عنوان رهبر امت ادامه دهد. ابوبکر دوست حضرت‌ محمد و یکی از اولین اسلام آورندگان به عنوان خلیفه‌ انتخاب شد.گر چه عقیده بر این است حضرت رسول‌ خود حضرت علی را به عنوان نایب خود برگزیده بود. نه تنها حضرت علی(ع)همسر دختر حضرت‌ رسول(ص) یعنی حضرت فاطمه(ع) بوده، بلکه حضرت‌ محمد(ص) پس از رحلت والدینشان در سن ۶ سالگی‌ در خانه پدر حضرت علی(ع)بزرگ شدند، با وجود اختلاف سن زیاد حضرت علی(ع) و حضرت محمد(ص) بیشتر به برادر شبیه بودند تا به پسر عمو.

با وجود این،حضرت علی(ع) در مقابل خلیفگی‌ ابوبکر به طور جدی مقاومت نکرد و حتی با مرگ ابوبکر وی خود را برای خلیفگی همچون عمر تحمیل نکرد (گر چه حضرت علی خود عضو شورا بود) پس از عمر، عثمان که خانواده‌اش و نیز خود بدوا مخالف حضرت‌ محمد(ص)بودند به خلیفگی برگزیده شده خلافت‌ عثمان با قتل او توسط یکی از مخالفان پایان یافت و سرانجام پس از بیست و چهار سال حضرت علی(ع)به‌ خلافت رسیدند.

گر چه خلافت حضرت علی(ع)با خجستگی آغاز شد،ولی وقایع سیاسی بر علیه او گردید و مقر ایشان در شهر کوفه عراق مورد تهاجم سپاه معاویه قرار گرفت و پس از جنگی،ناتمام ایشان در توطئه‌ای به شهادت‌ رسیدند.حضرت علی(ع)اولین امام شیعیان به شمار می‌رود.فرزندان ایشان امام حسن(ع)و امام حسین(ع) دومین و سومین امام شیعیان می‌باشند.حرم ایشان در شهر نجف عراق محل دفن حضرت علی(ع)بوده و بدن‌ امام حسین که در کربلا به شهادت رسیدند،در آنجا مدفون است.

خلفای پس از حضرت علی(ع)بنیانگزاران مذهب‌ تسنن هستند و در اکثر خاور نزدیک این مذهب‌ حکمفرما شد. با وجود این در برخی نواحی تعداد شیعیان‌ بیش از سنی‌هاست و طوایف آذربایجان که سلسله‌ صفویه را پایه ریزی کردند و مذهب تشیع را به عنوان‌ مذهب حاکم اعلام کردند. همین مسئله موجب نزاع‌ آن‌ها با عثمانی‌ها در اوایل قرن شانزدهم شد. سلطان‌ عثمانی رهبر مذهب سنی بود و شاه ایران رهبر بی چون و چرای تشیع به شمار می‌رفت. آیات قرآن که بر روی فرش‌ها یافته شده الزاما مشخص کننده گروه‌ خاصی نیست ولی برخی دعاهای خاص، اختصاص به‌ شیعه دارند. ترجمه کتیبه‌های بسیاری از فرش‌های‌ گونه سالتینگ و سجاده‌ها توسط فرانسس بیانگر اصلیت و وابستگی به مذهب تشیع است. در چهار مورد خاص از فرش‌ها نام حضرت علی(ع)آورده شده. در شش نمونه دیگر دعاهایی در مورد رحمت خداوند بر چهارده امام معصوم که مرکزیت تشیع هستند، بافته‌ شده است. در چهار فرش دیگر حاشیه‌هایی منقوش به‌ طرح‌های کوفی که شیعیان به آن معتقدند دیده می‌شود و در بسیاری دیگر قسمت‌هایی از ادعیه شیعه به کار رفته است.

اینها نشانگر آن است که سجاده‌های گونه‌ سالتنیگ که تعداد ۳۵ تای آنها در توپ کاپی مانده‌ است،در قرن نوزدهم و در کشور ترکیه بافته نشده‌اند. آنها به عنوان هدایایی از جانب شاه نگهداری شده و در واقع استفاده کم از آنها به علت عبارات کتیبه‌ها و آیات‌ است. غیر از کتیبه‌های گروه سالتینگ-طرح‌های‌ ترنجی-کتیبه‌ها با عبارات غیر مذهبی و بیشتر شعر گونه دارند.شعرها از منابعی است که هیچ کدام به‌ پس از قرن هفدهم مربوط نمی‌شود.اینها مدارک کافی‌ برای مشخص کردن بافت فرش‌ها در ایران یا ترکیه‌ نیستند.کتیبه‌هایی نیز به زبان فارسی قابل دستیابی در دربار عثمانی بوده‌اند زیرا در قرن شانزدهم و هفدهم‌ فارسی اولین زبان دربار بوده است.

نتیجه گیری (فرش‌های سالتینگ)

هنگامی که محققین مهم فرش،به ویژه الیس و اردمان اظهار می‌دارند که فرش‌های سالتینگ متعلق به‌ اواخر قرن نوزدهم بوده و در ترکیه بافته شده‌اند، از شأن‌ و ارزش این آثار هنری می‌کاهند، به نحوی که این آثار در حد یک تقلید هنری، آن هم به صورت درکی ناقص‌ از هنر ایرانی توسط طراحان عثمانی معرفی شده و فرش‌های سالتینگ کتیبه‌ای نارسا به نظر می‌آیند. در سال‌های ۱۹۷۰ قیمت آنها بسیار تنزل می‌نماید در حالی که ارزش فرش‌های صفویه بسیار بالا است. با تلفیق تاریخ و روش‌های علمی در هنر، واضح است که‌ نتیجه گیری و انتساب فرش‌های سالتینگ بر پایه‌ احساس، به تنهایی کافی نیست. با تعیین کربن ۱۴ در ده فرش- اعم از سجاده و غیر آن – مدرک مهمی در مورد قدمت و انتساب فرش‌های گروه سالتینگ به قرون‌ نوزدهم، چیزی بیش از یک خطای تحقیقاتی نیست، مجددا ارزش آنها به عنوان آثار تاریخی برجسته معلوم‌ می‌شود، و می‌توانیم با بررسی فرش‌هایی که در وضعیت‌ اولیه خود باقی مانده‌اند، فرش‌ها را در زمان بافته شدن‌ در کارگاههای فرش بافی دوران صفویه تجسم و تحسین نماییم.

 

 

نماد شناسی در فرش

نمادی که امروز میخوام در موردش مطالبی رو عنوان کنم نماد پرنده است

پرنده به این دلیل که با آسمان ار تباط داره نسبت به سایر حیوانات متمایز  است

از گذشته های دور آسمان جایگاهی برای خدایان بوده  و ارتباط پرنده با آسمان سبب شده تا این نماد جنبه ی تقدس پیدا کنه

این ارتباط میان زمین آسمان سبب شده که وظیفه ی پیغام رسانی میان زمین و آسمان رو بر عهده داشته باشه

و  این تفکر در میان مردم شکل بگیره که پرنده می تواند حاجت ها منتقل کند و درخواستهای انان را برساند

یکی از بزرگترین آرزوی انسان پرواز بوده به همین دلیل هم در تصاویر اسطوره ای انسان های بالدار زیادی دیده می شود

و یا در تصاویر حیوانات اسطوره ای(گریفن،گریفون) داشتن بال یکی از ویژگی های مهم آن ها بوده است

“گریفن ها حیوانات افسانه تصویر شده یا ساخته شده ی دست انسان بودند که اندام های مهم و برجسته ی حیوانات مختلف را به صورت تلفیقی دارا بودند ”

به این دلیل که نماد قدرت هستند اغلب  به عنوان محافظ و نگهبان در ورودی قصر ها  و یا آرامگاه ها تصویر شده اند.

اسفنکس- سر انسان و بدن حیوان

گریفن-گریفون

این نوع حیوانات بالدار را نیز در انواع ریتون ها (جام ها) دوره هخامنشی می توان دید

ریتون هخامنشی

در گذشته معتقد بودند که اگر در این ظروف نوشیدنی بنوشند قدرت این حیوانات به آن ها منتقل می شود

آسمان غیر از این که جایگاه خدایان هست منبع باروری و زندگی نیز محسوب می شود چرا که باران از آسمان به زمین می بارد

به این ترتیب پرنده با ارتباطی که با آسمان دارد به عنوان نماد باران نیز در نظر گرفته می شود و می تواند پیک باران باشد

انواع پرندگان به عنوان نماد انتخاب شده اند که هر یک با توجه به توانایی ها و ارتباط هایی  که دارند در جایگاه های مختلف به عنوان نماد های مختلفی شناخته میشدند

برای مثال انواع پرندگان شکاری مانند عقاب و شاهین و باز  و … به عنوان نماد قدرت محسوب می شدند و در اغلب نگاره ها در کنار پادشاهان و شاهزادگان تصویر شده اند.

انواع پرندگان آبزی رو داریم که در کنار نمادهای آب استفاده شده اند و به عنوان نماد باروری و برکت هستند.

برای مثال در جام(لیوان آبخوری) شوش که مربوط است به هزاره ی چهارم قبل میلاد پرندگان گردن کشیده ای تصویر شده اند که به صورت خاصی دورتادور لبه ی بالایی جام تکرار شده اند

حضور نمادهای دیگر مرتبط با آب ” مثل بز کوهی” بر روی این ظرف نشان می دهد که این جام برای مراسم آیینی استفاده میشده است. و همه ی نمادهای تصویر شده نشانی از باروری و زندگی اند.

همنشینی نماد پرنده با حیواناتی که نماد ماه بودند از جمله  بز و گوزن ارتباط آن را به عنوان نماد ماه و باران تقویت می کند.

حضور تصویری از پرنده که بالهای آن به صورتی تصویر شده که می تواند نشانه ای از باران باشد گویای این ارتباط است.

بر روی قالی های روستایی و عشایری نقشمایه ی پرنده هم به صورت شمایلی دیده می شود و هم به صورت نمادین.

در جایی در دو طرف درخت زندگی قرار گرفته به عنوان نگهبان

و در برخی از نمونه ها در کنار سایر نقشمایه های اشکالی تصویر شده است.

طاووس یکی از پرندگانی است که در اغلب دستبافته های روستایی و عشایری دیده می شود

اگر چه این پرنده بومی ایران نیست

و از هندوستان به ایران آمده است اما توانسته با فرهنگ ایرانی ارتباط برقرار کند و به عنوان یکی از نماد های ایرانی مورد استفاده قرار گیرد

به دلیل دم زیبایی که دارد و هنگام باز شدن شباهت به خورشید دارد در ایران به عنوان نماد خورشید مورد استفاده قرار می گیرد

در برخی از تصاویر دیده شده که در منقار طاووس مار قرار دارد

و به همین دلیل هم معتقداند که طاووس می تواند نیروهای شر را ازبین ببرد

و حتی معتقد بودند گوشت او دارای خاصیت درمانی و پادزهر است

به همین دلیل هم می تواند نماد باروری و برکت و حاصلخیزی باشد

داستان های زیادی درباره ی زشتی پاهای طاووس وجود دارد

در یکی از آن ها آمده که طاووس سبب شد تا مار به بهشت راه پیدا کند و آدم و حوا را فریب دهد

و به دلیل این خطا پاهای او زشت شده است

از این دیدگاه برخی این حیوان را به فال بد می گیرند

در دوره ی ساسانی این حیوان بیشتر تصویر شده است و در قبل از این دوره تصویری از طاووس دیده نشده

گفته شده در دوره هخامنشیان اولین طاووس ها به عنوان هدیه به ایران آورده شده اند!!!

در دوره ی اسلامی این نشانه به عنوان نمادی از پیامبر مورد استفاده قرار گرفته است

تنوع نقشمایه این پرنده در انواع دستبافته های عشایری بسیار زیاد است

و بسیار انتزاعی و تجریدی هستند

در برخی از دستبافته ها نقش طاووس سراسرمتن را پوشانده اند و به همین دلیل به نام طاووسی نامیده می شوند

بلوچ

مکاتب قالی ایران

انسان بر اثر نیاز از دیرباز در اندیشه آن بود که زیراندازی مناسب و پوششی درخور برای خود آماده سازد که هم او را از گزند باد و باران مصون دارد و هم بستری نرم برایش فراهم آورد و عایقی در برابر گرما و سرما باشد. آشیانه پرندگان و ساقه های در هم تنیده گیاهان یکی از الگوهایی بود که انسان را به سوی بافته ها سوق می داد. انسان نخستین در طی قرنها به روش درهم تنیدن الیاف گیاهی و پوست درختان، به صنایعی نظیر سبد بافی آشنا شده بود، واکنون با بهره‌گیری از پشم حیواناتی که قابلیت زیست در جوامع اولیه راداشتند، می‌توانست زیر اندازهایی نه چندان نرم ارایه دهد. زنان از جمله کسانی بودند که از آغاز در این فن کوشش بسیار داشتند و به بافت دست بافتهای پوششی و زیراندازی و روپوش حیوانات و کیسه حمل مواد دست می یازیدند.

تصویر مرتبط

زیراندازهای نخستین متشکل از پوست نرم حیوانات و الیاف نرم گیاهی و بوریا بود اما به دلیل گسترش جوامع اجتماعی و کاهش شکار، نیاز به تولید بیشتر زیراندازهای دست بافته روز به روز بیشتر شد و بافت این گونه زیراندازها تکامل یافت.
کاوشهای باستانشناسی نشان می‌دهد استفاده از بوریاهای بافته شده از نی‌های منطقه میان رودان، از هزاره چهارم و پنجم متداول بوده و بافت گلیم تا سده پانزده قبل از میلاد، به مرحله بالایی از تکامل رسیده است.
کهن‌ترین دستبافته ای که باستانشناسان به آن دست یافته‌اند، قالیچه‌ای است که به علت دستیابی به آن در گور یخ زده یکی از فرمانروایان سکایی در دره ‌پازیریک در سیبری، به نام قالیچه پازیریک نامیده شده است. این فرش که به عنوان پوشش اسب به کار می‌رفته هم اکنون در موزه ارمیتاژ لنینگرادنگهداری می شود و صاحب نظران با توجه به نقشهای روی این قالی که شبیه نقوش اصیل هخامنشی است آن را ایرانی می‌دانند و بر این باورند که فرش پازیریک از دست بافتهای مادها و پارت‌ها (خراسان بزرگ قدیم) است رنگهای مورد استفاده در این قالی قرمزاخرایی، زرد، سبز کمرنگ و نارنجی است. تشابه نقوش سواران و مردان پیاده که در کنار اسبان خود راه می‌پیمایند، و جانواران بالدار در این قالی با نقوش تخت جمشید، درستی نظر این پژوهشگران را قویتر می‌سازد. صاحبنظران همچنین معتقدند بافت قالیچه‌ای با چنین ویژگیها، مستلزم دارا بودن پشتوانه‌ای فرهنگی و هنری در ارتباط با بافت فرش، کمینه برای چندین قرن خواهد بود و مبین این نکته است که در سده های متمادی، پیش از بافت فرش معروف پازیریک، این حرفه در فلات ایران رواج داشته و ایرانیان به رمز آن پی‌برده بودند.
گفتار مورخان نیز، حاکی از تایید همین نکته است. به طوری که گزنفون مورخ یونانی در کتاب خود موسوم به «سیرت کوروش» می‌گوید: «ایرانیان برای اینکه بسترشان نرم باشد، قالیچه زیر بستر خود می‌گستردند».این عبارت نشان دهنده آن است که قالیبافی در این زمان عمومیت داشته و در زندگی روزمره جایگاه خود را یافته و از ملزومات زندگی به شمارمی‌آمده است.
گرچه از دوران ساسانیان نمونه مشخصی موجود نیست، اما آن چنان که از قراین پیدا است، فرش ایران در دوران ساسانی، از شهرت و اعتبار جهانی برخوردار بوده است. چنان‌ که سالنامه چینی «سوئی سو» (sui-su) در این دوران از فرش پشمی ایران به عنوان کالای وارداتی به چین نام می‌برد. در ادبیات فارسی نیز، بارها فرش معروف “بهارستان” متعلق به خسروپرویز پادشاه ساسانی یاد شده است. اوصافی که از فرش بزرگ بهارستان آمده است، نشانه‌هایی از توان و برتری هنرمندان ایرانی و پیشتازی آنان درهنر فرش بافی است.
با ظهور دین اسلام و فروپاشی نظام پرشکوه ساسانیان، هنر فرشبافی که پیشتر توسط اشراف حمایت می‌شد دچار رکود شد و در پی آن ظهور سلسله‌های مختلف و عدم ثبات سیاسی در قلمرو پهناور ایران، توان رشد و نمورا از آن بازستاند. به ویژه آن که اعراب به تجملات زندگی توجهی نداشتند، و کاخهای رفیع برای در میان گرفتن آنان که به زندگی در صحرا و بیابان و آسمان پرستاره و چادرهای حصیری خو گرفته بودند، توان فرسا می‌نمود، و به منظور مبارزه با شرک و بت‌پرستی نقش پردازی ازانسان و حیوان را مکروه می‌دانست.
با پراکنده شدن هنرمندان در شهرهای دور و نزدیک، هنر فرشبافی بی‌نمودی آشکار، به بقای خود ادامه داد، اما این روند دیری نپایید و خلفای بین‌امیه و بنی‌عباس برخلاف خلفای گذشته، در تقلید از شاهان گذشته، به این هنر توجه کردند و موجبات شکوفایی این هنر را پدید آوردند. ذکر دویست خانه قالی در تاریخ بیهقی متعلق به نیمه اول قرن پنجم هجری در شرح هدایای ارسالی از خراسان توسط علی‌بن عیسی برای هارون الرشید، خود گواهی براین نکته است و اخبار و شواهدی که مورخان و جغرافی نگاران اسلامی از این و آن در کتب خود درج کرده‌اند، خود دلیل غیر قابل انکاری از وجود فرهنگ پیشرفته قالیبافی ایران است.
مولف «حدودالعالم» که در تاریخ ۸۱۲ م آن را به رشته تحریر درآورده به قالیبافی فارس اشارت دارد، و یک قرن بعد مقدسی به وجود قالیهای سجاده‌ای در اراضی مرتفع قائنات،اعتراف می‌کند.
یاقوت حموی (۱۱۷۹ میلادی، قرن ششم هجری) از وجود قالیبافی آذربایجان خبر می‌دهد، و ابن‌بطوطه جهانگرد عرب (۱۳۰۴ ـ ۱۳۷۸میلادی) در راه خود از خورموسی در خلیج فارس به اصفهان، هنگام بازدید از ایذه در منطقه بختیاری از فرش سبز رنگی از در جلو وی گسترانیدند یاد می‌کند.
ادبیات فارسی نیز از این نشانه‌ها خالی نیست. خاقانی شروانی شهرت قالیهای مرندی را در قرن ششم چنین بازگو می‌کند:
چون مرا سندس است و استبرق شاید ارقالی مرندی نیست
یورش قوم مغول آنچه را که دستاورد پادشاهان گذشته بود، نابود ساخت. آنان مردانی جنگجو بودند که دنیا را برپشت اسبانشان فتح کرده بودند و در مصافشان با دشمنان، زنانشان را همراه نمی‌بردند، و قالی که زاده دستان هنرمند زنان است، با حمله آنان، نه تنها به ایران راه پیدا نکرد، بلکه باعث شد تا کارگاههای کوچک بافت قالی نیز ازبین رفته و طراحان و نقاشان به نقاط دوردست و روستاهای دور افتاده بگریزند.
مغولها گرچه سرزمین ایران را فتح کردند، اما به سرعت مقهور فرهنگ غنی ایرانیان شده و به آن تن دادند. جانشینان مغولان با برخورداری از این فرهنگ، رفته‌رفته به ترمیم خرابیها همت گماشتند و هنرمندان را بزرگ داشته اکرام کردند و موجبات پیشرفته زمینه‌های هنری را فراهم آوردند. در اخبار آمده است که غازان خان اولین ایلخانی بود که به دین اسلام گروید و فرشهایی برای آرامگاه خالد ابن ولید سردار صدر اسلام به دمشق گسیل داشت. وی برای تزیین صحن کاخهای خود نیز قالیهایی از خطه فارس را فراهم آورد
جانشینان تیموریان برخلاف اعقابشان افرادی هنر دوست و هنرپرور بودند و بعضی‌شان در برخی از رشته‌های هنر دست داشتند. آنان با بزرگداشت نقاشان و هنرمندانی چون بهزاد هراتی و ایجاد کانونهای هنری در اعتلای این هنرگامهای موثری برداشتند. نقاشیهایی که از دوره تیموری باقی مانده نشان دهنده علاقه شاهان تیموری به هنر فرشبافی است.
دوران صفوی عصر درخشان و پرشکوه احیای هنر در تمام زمینه‌هاست. نمونه‌های ارزنده موجود در موزه‌های مشهور جهان همچون قالی مشهوراردبیل که جهت مقبره شیخ صفی الدین اردبیلی جد بزرگ صفویان بافته شده و اکنون در موزه ویکتوریا و آلبرت نگهداری می شود، حاصل کارگاههای قالیبافی شاهی در این دوران بوده اند. حمایت شاهان صفوی و ابراز علاقه آنان به این حرفه سبب شد تا صنعت فرشبافی از درجه یک پیشه و حرفه روستایی تا مقام یکی از هنرهای زیبا ارتقا یابد. شاه عباس در این مهم سهم به سزایی داشت، زیرا وی با تاسیس کارگاه قالیبافی در جوار کاخهای سلطنتی خود بین چهل ستون تا میدان شاه، بافندگان را مستقیماً زیر نظر داشت تا از کیفیت بافت و ظرافت آنها مطمئن شود. یادداشتهای گردشگرانی چون تاورنیه، شاردن و رابرت شرلی تاییدی براین گفتار است.
ایجاد روابط تجاری با کشورهای اروپایی و ورود جهانگردان، گردشگران و سفرا به ایران، زمینه گسترش روابط فرهنگی، تجاری را با دیگر کشورهافراهم ساخت و استقبال از قالیهای نفیس ایرانی در اروپا براهمیت دستبافته ها ورونق سفارشها افزود.
از این زمان کاشان به واسطه مرغوبیت و ظرافت قالیهای تولیدی خود پذیرای سفارشات بسیار شد و تولید فرشهای زربفت که حاصل بافت با نخهای طلا و نقره بود، بنا به سفارش دربار لهستان بر رونق آن شهر افزود. این فرشها که بعدها به فرشهای لهستانی یا پولونزی Polonaisa معروف شدند، یادگارهای این دورانند و اکنون مایه فخر و مباهات موزه‌های مالک آنند.
شاه عباس با گردآوردن بهترین نقاشان و طراحان و بافندگان از سراسر کشور و تجمع آنها در کارگاههای سلطنتی، شاهکارهای بی‌مانندی را در هنر فرشبافی سبب شد و نقشهای قالی با الهام از نقوش نگارگری و تذهیب توسط هنرمندان دگرگون شد. با انقراض صفویان افول هنر فرشبافی نیز آغاز شد. تاخت و تاز افغانها در ایران، همه چیز را به ناگهان از بین برد و خاطره دردناک حمله مغولان را در اذهان همگان زنده کرد.
نادرشاه جهت حفظ انسجام و یک پارچگی کشور فرصت آن را نیافت تا به مسایل هنری بپردازد اما دوباره و رفته رفته با حفظ امنیت و آرامش ایجاد شده در سایه شجاعت و دلاوری ایرانیان، هنری که در خفا به حیاتش ادامه می‌داد در دوره زندیه اعتبار بیشتری یافت و مورد توجه فرمانروایان قرار گرفت.
در دوره قاجاریه نیز با رونق بازارهای اروپا که از دوره صفویه آغاز شده بود و در طی قرون متمادی افت و خیز فراوانی را پشت سر نهاده بود، سیر عادی خود را در پیش گرفت. بازرگانان تبریزی به تاسیس کارگاههای فراوان قالیبافی نه تنها در تبریز بلکه در کرمان، مشهد، کاشان و سایر شهرهای ایران همت گماشته و قالیهای بافته شده از طریق استانبول به اروپا راه می‌یافتند.
با رونق روزافزون بازار فرش ایران بازرگانان خارجی خود به فکر سرمایه گذاری در ایران افتادند و با ایجاد کارگاههای بافت قالی در شهرهایی مانند کاشان، اراک و کرمان، هدایت این هنر و صنعت را به عهده گرفتند.
اکنون نیز فرش دستباف ایران در گذر سالها و قرنها و بلکه هزاره ها با تکیه بر اصالتهای گذشته، هنرمندی ایرانیان، خلاقیت تولید کنندگان و پیشینه پر افتخار خود همچنان راه کمال را می پیماید و در تمامی کره خاک شهرتی بی مانند دارد.

آذربایجان شرقی

آذربایجان:
آذربایجان در حال حاضر در شمال غرب ایران قرار دارد و از شمال به جمهوری آذربایجان و از مغرب با کشور ترکیه هم مرز است. منطقه آذربایجان به دلیل وسعت واقع، زمینهای کشاورزی، آب و هوای مناسب و طبیعی کوهستانی همواره در تولید قالی از موقعیتی ممتاز برخوردار بوده است . شهر تبریز از مراکز مهم قالیبافی در این خطه می‌باشد و از زمان صفویان با ایجاد کارگاههای بزرگ قالیبافی فرشهای بسیار زیبایی در آن بافته شد که در موزه‌های بزرگ جهان دیده می‌شود.
از نیمه دوم قرن نوزدهم توسط بازرگانان این شهر امر صادرات فرش رواج داشته است. صادرات قالی ایران از طریق تبریز تا آن حد برای دولت ایران مهم بود که تصاویری از این رویداد بر روی اولین کارت پستالهای زیبای اواخر دوره قاجار چاپ شد و به اقصی نقاط جهان فرستاده شد.

مرکز مهم قالیبافی آذربایجان:
الف: قالی‌های شهری در مرکز و غرب استان قرار دارد و مهمترین‌ آنها عبارتند از: ۱ـ تبریز و اطراف آن ۲ـ مرند ۳ـ مراغه۴ ـ خوی
ب: فرشهای روستایی: ۱ـ هریس ۲ـ گراوان ۳ـ بخشایش ۴ـ شربیان ۵ـ مهربان همچنین شهرهای اردبیل، سراب، مشکین‌شهر و کلیبر که عمده قالیهای اصیل آنها به لحاظ طرح، رنگ و بافت در کنار قالیهای محلی و روستایی با نقوش ساده‌تر و هندسی قرار می‌گیرد.
ج: فرشهای عشایری آذربایجان که در رأس آنها فرشهای عشایری شاهسون قرار دارد. عشایر ارسباران نیز به تولید انواع دستبافها و زیراندازهای زیبا نظیر گلیم و ورنی می‌پردازند.

رنگها و طرحهای مورد استفاده در قالی آذربایجان:
لچک‌ترنج، درختی،گلدانی، بته‌جقه‌ای با ترکیبی از رنگهای مختلف از مشخصات قالی آذربایجان است. در حال حاضر تبریز به عنوان کانون بزرگ تولید کنندگان نامور بر سایر مراکز آذربایجان تأثیر گذاشته است. فرشهای تبریز از شادابی و طراوت زیادی از لحاظ رنگ برخوردار است. تبریز از جمله کانون‌هایی است که بافندگان آن در بافت فرش ابریشمی مهارت دارند.
طرحهای لچک و ترنج هندسی هریس از زیبایی خاصی برخوردار است و نقشه قدیمی هریس ضمن حفظ نقوش لچک و ترنج شاه‌عباسی از ترکیبی هندسی نیز برخوردار است. نقشه هریس دارای حاشیه معروف سماوری و دارای گونه‌های مختلف، قاچ خاتون، ترنجی کف‌ساده، حاج عظیمی، ترنج‌لوزی، صمدخانی و تاجری می‌باشد و با استفاده از خطوط زاویه‌دار هویتی کاملاً مستقل از قالی‌های شهری بوجود آورده است. لچک و ترنج شاخه شکسته از معروفترین این طرح‌هاست به نقشه قالی هریس گوراوان نیز می‌گویند: قالیهای ابریشمی هریس نیز از اهمیت زیادی برخوردار است بطوریکه در بسیاری از فروشگاههای قالیهای ایرانی  در اروپا و آمریکا دارای طرفداران زیادی است. اغلب قالیهای بافته شده هریس از رجشمار پایینی برخوردار می‌باشد. قالی‌های هریس از جمله قالی‌های پردوام نواحی تبریز است و بر روی رنگ سرخ روناسی تکیه زیادی می‌شود و رنگهای دیگر آن بیشتر در مایه‌های تلخ‌مانند قهوه‌ای سیر، سبز تند و سرمه‌ای تیره است.
قالی‌های عشایری شاهسون نیز مشابهت‌هایی با قالیهای روستایی آذربایجان دارد. حسن نجاری طرح معروف خود رنگ مرند است. قالیهای اردبیل هندسی و یکنواخت است و در آن گل و بته کمتر دیده می‌شود.
فرشهای سرانداز با طرح هراتی و مایه‌هایی از رنگهای آبی، نخودی، ارغوانی روشن و قرمز از گذشته در بخشایش از توابع اردبیل بافته می‌شد ولی در حال حاضر قالی‌های این ناحیه ساده و با طرح شکسته بافته می‌شود. از جمله طرحهای این روستا هراتی شکسته است.
طرحهای ماهی‌درهم و شاه‌عباسی بیجار و ترکیبی از نقشه‌های ترکی افشار و کردی در مناطق میاندواب، تکاب و بیجار دیده می‌شود و رنگهای زمینه در این مناطق بیشتر لاکی قرمز، سرمه‌ای، کرم و گاهی آبی فیروزه‌ای است.
(تبریز- افشان)،(تبریز)،(تبری۲)(تبرییز۳)(تبریز-لچک و ترنج)(تبریز- لچک و ترنج گل فرنگ)

ویژگی بافت ، دار و ابعاد فرش در قالیهای آذربایجان:
گره ترکی در بین قالیهای آذربایجان بیشتر مورد استفاده دارد. دارهای قالی در آذربایجان عمودی است.
مهمترین ابعاد قالیهای جدید شهری باف در آذربایجان   ۳×۲ و ۵/۳×۵/۲ و ۴×۳ ابعاد دایره و چند ضلعی نیز جدیداً رواج یافته است.
قالی روستایی آذربایجان ابعاد مختلفی دارد. قالی هریس عموماً دارای ابعاد ۳×۲ و ۵/۳×۵/۲ است در بخشایش فرشهای کناره بافته می‌شود که حداکثر طول آنها ۴×۳ متر است.
بافندگان اردبیل در ابعاد ۵/۳×۵/۲ و ۳×۲ متر فعالیت دارند و اندازه‌های پرده‌ای هم در آنجا رواج دارد.

طراحان و تولیدکنندگان مشهور قالیهای آذربایجان:
از تولیدکنندگان بزرگ فرش آذربایجان حاج‌جلیلی در مرند، حاج‌حسن اعلا‌باف،صدقیانی، برادران عالی‌نسب و نظامی‌‌دوست را می‌توان نام برد. فرشهای طباطبایی تبریز نیز از فرشهای معروف قدیم آذربایجان می‌باشد.
از میان طراحان مشهور رسام‌ارژنگی، حبیب‌الله‌ امین‌افشار، احمد عماد، عباسعلی اعلاباف، تقی‌ خیابانی، غلامحسین خیابانی، اکبر برگی، محمد حسین‌بنام، علی‌پور حلاجی، ابراهیم رضایی، غلامحسین حبیبی، شیرفرد و بسیاری دیگر می‌توان نام برد. استاد خوبان‌فر از بنیان‌گذاران بافت فرشهای حجمی است که در شهرت قالیهای جدید تبریز نقش عمده‌ای داشته است.

ترکمن

تاریخ قوم ترکمن و فرش آن :
ترکمن‌ها قبیله‌ای ترک می باشند که هم اکنون در شمال ایران ، شمال افغانستان و شرق دریای خزر در جمهوری‌های تازه مستقل ترکمنستان و ازبکستان زندگی می‌کنند. این مردم اگر چه اصالت خود را حفظ کرده‌اند، سنتهای فراوانی را از دست داده‌اند. قالی ترکمن از اواخر قرن سیزدهم هجری توجه اهل تحقیق را برانگیخته است و آنچه مسلم است آن است که فرش ترکمن از دلبستگی‌های جاودانه این قوم بوده است. مهمترین قبایل ترکمن که بافت فرش در آنها رواج داسته است عبارتند از: ایل تکه، ساریک، ایل چدر، ایل اساری، ایل بزرگ یموت. در حال حاضر سه گروه از ترکمنهای مستقر در ایران به قالی بافی اشتغال دارند. دو طایفه از ایل بزرگتر یموت به نامهای آتابای، جعفربای و دیگری بخشی از ایل تکه که گفته می‌شود در شمالغرب خراسان ـ شمال بجنورد و غرب آن قراردارد و در حال حاضر بهترین فرش ترکمن در ایران را تولید می‌کنند و مرکز اصلی آن در مراوه تپه است. از نظر حجم تولید مقدار بافته‌های ایل تکه کمتر از دو طایفه‌ یموت است. مرکز عرضه فرشهای آتابای در گنبد قابوس است و فرشهای جعفربای در شهر کوچک آق‌قلعه و گرگان بفروش می‌رسد.

رنگها و طرحهای بکار رفته در قالی ترکمن:
یکی از نقشمایه‌هایی که اکنون در قالی ترکمن دارای بیست شکل مختلف و مخصوص هر ایل و طایفه خاص است، همان چیزی است  که به آن گل می گویند و در بین عشایر و روستاییان فارس زبان حوض نامیده می‌شود. گل ترکمن همان ترنج ایرانی است و در نقشه‌های قالی ترکمن تکراری می‌شود.
محدودترین طرحهای آنها با نامهایی همچون غزال، گز، ساریک گل، ارساری گل، سالور گل و آخال، ارساری، بشیر، جعفربای، چدر، ساریک، سالور، کرکی و یموت و…می‌باشند. رنگ قرمز سیر در کنار قهوه‌ای و شتری عمده رنگهای قالی ترکمن هستند.

ویژگیهای بافت، دار و ابعاد در قالی ترکمن:
گره‌مورد استفاده، هم ترکی و هم فارسی است. رجشمار فرش اصیل ترکمن در محدوده‌فرشهای نسبتاً درشت باف بوده‌است اما گاه گرایش به ریزبافی بویژه در فرشهای ایل تکه که از ابریشم استفاده می کنند، تا حد فرشهای ۴۰ تا۵۰ رج دیده شده می‌شود. نوع دارهای بافندگی فقط از نوع زمینی است.

خراسان

خراسان:
استان خراسان در حال حاضر با مساحتی در حدود ۲/۳۱۳۳۳۷ کیلومتر تقریباً یک پنجم سطح کشور در شرق ایران قرار گرفته است. این استان از شمال به کشورهای شوروی و از مشرق به افغانستان و شوروی و از جنوب به استانهای سیستان و بلوچستان و کرمان و از مغرب به استانهای یزد اصفهان، سمنان و مازندران محدود است شهرهای عمده استان خراسان شامل: مشهد، درگز، بجنورد، اسفراین، نیشابور، سبزوار، تربت‌حیدریه، تربت‌جام، کاشمر، فردوس، طبس، تایباد، سرخس، قاین و نهبندان می‌باشد.

سابقه قالیبافی در خراسان:
با توجه به قراین و برخی اسناد موجود و تصاویر باقی‌مانده از نقاشی‌های قرون ۹ و ۸ هجری تصاویر زیادی از انواع قالی‌ها با نقوش متعدد اعم از هندسی و حتی نقوش لچک و ترنج و اسلیمی دیده می‌شود. بدون شک قالیبافی در آن زمان جزو صناعات مهم شهر هرات بود که جزو خراسان به حساب می‌آمد.
قدیمی‌ترین قالی خراسان مربوط به ۱۶۰ سال پیش(که قالی‌بافی مشهد دارای همین سابقه است) با ابعاد ۴×۳ متر با طرح زیبای اسلیمی دوره صفوی می‌باشد ، متن آن قرمز لاکی و حاشیه ای به رنگ آبی دارد.

مهمترین مراکز قالیبافی:
مراکز مهم قالیبافی استان خراسان در حال حاضر عبارتند از:
خراسان رضوی، مشهد، نیشابور، سبزوار، کاشمر
خراسان شمالی: قوچان، شیروان، بجنورد
خراسان رضوی، تربت جام و تربت حیدریه، طبس، بیرجند، گناباد

سابقه قالیبافی در مشهد:
مشهد مرکز استان خراسان و یکی از کانونهای قالیبافی ایران است. این شهر به خاطر وجود آرامگاه هشتمین پیشوای شیعیان حضرت رضا دارای شهرت زیادی است. تعیین تاریخ دقیق برای شروع قالیبافی در مشهد امکان پذیر نیست اما طبق نوشته‌ها و مدارک موجود، قدیمی‌ترین قالی موجود منسوب به این شهر متعلق به دوره شاه‌عباس صفوی طی سالهای ۱۰۳۸ ـ ۹۹۹ هجری قمری است. مراکز مهم قالیبافی در مشهد: طرقبه، شاندیز، جاغرق، زشک و نوغنداست.

رنگ و طرحهای مورد استفاده در قالی مشهد:
گلهای بزرگ شاه‌عباسی شبیه طرحهای اصیل هراتی، طرحهای افشان لچک و ترنج با حاشیه‌های کتیبه‌ای ،انواع طرحهای گل فرنگ، طرح لچک و ترنج سعدی ( از طرحهای جنوب خراسان «بیرجند» است) نیز اخیراً در مشهد دیده می‌شود. رنگ‌های قرمز سیر (قرمزدانه)، عنابی، کرم، انواع سبز، آبی و سرمه‌ای و قهوه‌ای از عمده رنگ‌های مورد استفاده در قالی‌های امروز مشهد است.
(مشهد – عمو اوغلی)،(مشهد – علیخان- عمو اوغلی)

ویژگی بافت، دار و ابعاد قالیهای مشهد:
در قالی مشهد دو نوع بافت فارسی و ترکی باف دیده می‌شود. دارهای قالی‌بافی همگی از نوع عمودی و ثابت هستند. پشم به عنوان پرز قالی و نخ پنبه به عنوان تاروپود تنها مواد اولیه مورد مصرف می‌باشد در نمونه‌های قدیمی و مشهور قالی مشهد استفاده از ابریشم نیز دیده می‌شود. ابعاد متداول قالی مشهد ۶ متری، ۱۲ متری، ۱۵ متری و حتی ابعاد متغیر دیده می‌شود.

طراحان و تولیدکنندگان قالی مشهد:
محمود عمواوغلی، عبدالمجید عمواوغلی، علیخان عمواوغلی، محمد ابراهیم مخملباف، حاج علی آقا خامنه‌ای، عباسقلی صابر، حاج غلامرضا اخوان نساج، حاج علی مدد، شیخ پورنگی، حاج عبدل مومنی، خلیل خدیوی، حیدر حیدرپورکافی، کاظم شش‌کلانی، قاضی خانی، محمد مهدی مخلباف و محمد رضا مخملباف از تولید کنندگان قالی مشهد هستند.
از طراحان معروف علیپور، میرزاحسن زرین کلک، میرزا حسن طرحچی، عبدااحمید صنعتکار، حاج سید مهدی جواهر قلم، حاج سید مهدی یزدی و محمد حسین فخرالواعظین مهدوی را می‌توان نام برد که از قدیم تا به امروز در کار طراحی مشغول می‌باشند.

سابقه قالیبافی در بیرجند:
بیرجند از شهرستانهای جنوب شرقی خراسان و دومین کانون مهم قالیبافی خراسان پس از مشهد می‌باشد.
براساس مطالعات انجام شده می‌توان سابقه‌ای حداقل ۲۰۰ ساله برای قالی بیرجند در نظر گرفت.درخش و مود  قدیمی‌ترین و مشهورترین مناطق قالیبافی حومه بیرجند میباشند.
درخش سومین کانون مهم بافندگی در خراسان است. از دیگر مراکز مهم قالیبافی در بیرجند:  چاج آسیابان، مک ، موز خاص، کوشکک، دره عباس، دژنوک، سرچاه، فصل‌آباد، تکاب، نوفرست، می‌باشند.
طرحها و رنگهای مورد استفاده در قالیهای بیرجند:
انواع طرحهای ماهی درهم سبکهای لچک و ترنج و سرتاسری و طرح بته امیری و لچک ترنج سعدی . همچنین استفاده از یک ترنج بزرگ و گاهی نقوش پرندگان با نگاره‌ای از بته در قالی‌های بافت درخش.عمده رنگهای به کار رفته  در قالی‌های بیرجندعبارتند از :لاکی سیر و روشن،کرم ،نخودی ، سرمه ای
(بیرجند)

ویژگیهای دار ،بافت وابعاد در قالیهای بیرجند:
در قالی بیرجند، گره فارسی و به صورت جفتی رایج است. ابعاد قالیهای بیرجند عبارتند از ۶ و ۹ و ۱۲متر مربع و ابعاد کوچکتر قالیچه یا ذرع و نیم در حال حاضر رواج ندارد. رجشمار قالیهای بیرجند ۳۰ تا ۴۰ و حداکثر ۴۵ است و دارهای قالیبافی عمودی و متحرک می باشند.

طراحان و تولیدکنندگان قالی بیرجند:
تولیدکنندگان مشهور: میرزاعلی درخش، شرکت شرق بیرجند، دکتر عبدالعلی احمد، عبدالمجید جمشیدی، حاج قاسم خامنه‌ای، غلامحسین کامیابی، ابوالقاسم ملک، غلامرضا بازرگان، فرسات و حاج حسین امینی است.
طراحان مشهور فرش: محمد علی صمیمی در حال حاضر و محمود کریم کرمانی و محمد حسن لطفی از طراحان قدیمی هستند.

کاشمر:
یکی از شهرهای خراسان رضوی است. نام پیشین  آن ترشینه بوده است. این شهر از شمال به سبزوار و نیشابور از مشرق به تربت حیدریه از جنوب به گناباد و فردوس و طبس و از مغرب به شاهرود محدود است. کاشمر تا مرکز استان خراسان ۲۳۰ کیلو فاصله دارد.

سابقه قالیبافی در کاشمر:
طبق اسناد و مدارک شروع بافت در کاشمر به سالهای ۱۲۶۰ تا ۱۲۸۰ هجری شمسی باز می‌گردد.  محمد کرمانی اولین استادکار قالیباف در منطقه کاشمر و از روستای فروتقه آغاز گردید.
مراکز مهم قالیبافی در کاشمر: روستای فروتقه، کاژخانه، فداخن، فرگ، تربقان، رزق‌آباد، خلیل آباد و بردسکن می‌باشد.

رنگها و طرحهای مورد استفاده در قالی کاشمر:
انواع طرحهای زیر خاکی، افشان شاه‌عباسی، لچک و ترنج به سبک مشهد، انواع طرحهای نایین کل فرنگ همچنین طرحهای تصویری، نقوش قالیهای معاصر کاشمر را تشکیل می‌دهد.
رنگ‌های مورد استفاده در قالی کاشمر عموماً روشن و به لاکی گل خاری معروف است.

ویژگی بافت، دار و ابعاد در قالیهای کاشمر:
در قالی کاشمر هم از گره ترکی و هم از گره فارسی استفاده می‌شود. دارهای قالی بافی عمودی و ثابت هستند در قالیهای کاشمر همیشه از نخ پنبه برای تار و پود و پشم برای پرز فرش استفاده می‌شود و همچنین ابریشم به صورت بسیار محدود کاربرد دارد. رجشمار قالی کاشمر بین ۳۰ و حداکثر ۴۰ رج است، مهمترین ابعاد قالی کاشمر ۳×۲ و ۵/۳×۵/۲ متر مربع و بعضاً بزرگتر است.

 طراحان و تولید کنندگان فرش در کاشمر:
عزیزاله خانی، احمد ترک، حاج عباس گلستانی، محمد حسین وزان، غلامرضا عابدینی، محمد مشتاقی و علی اصغر مسافر از مهمترین تولید کنندگان قالی‌های کاشمر در طی ۷۰ سال اخیر بوده و هستند.

بلوچ نشین خراسان:
منطقه‌ای در خراسان پیرامون تربت حیدریه، خواف ، رشخوار، محلات، زواره، کاشمر، سرخس تربت جام و قائن محل استقرار بخشی از عشایر ایرانی بلوچ است که در بین این نقاط تربت حیدریه، تایباد و سرخس و حتی مشهد مرکز تجمع آنها به شمار می‌آید.

 طرح هاورنگ‌های مورد استفاده در قالی‌های بلوچ:
طرح‌هایهای قاسم آبادی سالار خانی ، گلدانی، سجاده‌ای سه برگی، سه قابی ، کلاه‌دراز ، سه خشتی ، گاو و برج، سنگ چولی، گل شفتالو، فتح‌اله‌خانی، یعقوب خانی، مددخانی، علی‌اکبرخانی، گوزنی، چشمه گل، دخترقاطی، کله فندقی یا کل شیفی، طاووسی ، گل بادامی، برگ تاکی، گل اشرفی، گل‌ستاره، تیسمنگ، چهار مرغ، عبدالسرخ کاشمر، پرجکلی کشمیراز مهمترین طرح‌های قالیچه‌های بلوچ هستند که به صورت ذهنی بافته می‌شوند.
رنگ قالیچه‌های بلوچ تیره است و از ترکیب مایه‌های قرمز وسیاه همچنین قهوه‌ای سیر، شتری و سرمه‌ای سیر به دست‌ می‌آید، در سالهای اخیر با افزایش مهاجرت اخانمنه به داخل ایران بسیاری از طرح‌ها در هم آمیخته و در بسیاری از موارد باعث ایجاد مشکلات در تشخیص بافته‌ها می‌‌گردد.

(قالیچه بلوچ خراسان)،(قالیچه بلوچ خراسان ۱)

ویژگی بافت دار و ابعاد فرش در قالی‌های بلوچ خراسان :
شیوه بافت یک پود ( یک پود نازک) مهمترین ویژگی قالیچه‌های بلوچی می‌باشد هم چنین گره فارسی در بین بافت قالیهای بلوچ این مناطق رایج است. استفاده از موی بز در کنار پیچ فرش‌ها از ویژگی قالیچه‌های قدیمی بلوچ می‌باشد. و حال کاربرد پشم بجای موی بز افزایش می‌یابد.

طبس:
این شهر در فاصله ۶۰۰ کیلومتری جنوب مشهد و یکی از شهرهای کویری استان خراسان است، که در جنوب غربی آن قراردارد سابقاً به آن دروازه خراسان می‌گفتند از شمال به کویر نمک و از شرق به بیرجند وفردوس، از جنوب به کویر لوت و استان کرمان از مغرب به کویر لوت و یزد محدود است. این شهر در کنار کویر بزرگ ایران قرار گرفته و اکثر راههایی که از کویر عبور می‌کرد و به این شهر منتهی می‌شود.

سابقه قالیبافی در طبس:
سابقه قالیبافی در طبس به قرن اخیر باز می‌گردد استان نجدشیبانی اولین تولید کننده فرش‌های  طبس بود مراکز مهم قالیبافی در طبس در خود طبس در روستاهای آن از جمله کریت، عشق آباد حلوان بافته می‌شود.

رنگ‌های طرح‌های مورد استفاده در قالی طبس:
طرح‌های لچک و ترنج ساده، طرح‌های نائین نیز در طبس بافته می‌شوند. رنگ‌های بکار رفته در قالیبافی سفید، خاکی روشن، خاکی سیر، آبی روشن، آبی سیر، کرم، لاجوردی ، قهوه‌ای ، یشمی، فیروزه‌ای عنابی و لاکی می‌باشند.

ویژگی بافت، دار و ابعاد در قالی‌های طبس:
نوع گره مورد استفاده در کاشمر به صورت فارسی و جفتی فارسی است ، رجشمار قالی‌های طرح نائین ۳۰، ۴۰ ودر برخی موارد رجشمارهای بالاترنیز دیده می‌شود. ابعاد رایج در فرش‌های امروز طبس عموماً۲×۳ و ۵/۳ × ۵/۲ متر مربع می‌باشد.

طراحان و تولید کنندگان قالی طبس:
مهدی عطاری، محمد نخعی، قاسم نیا، محمد علی مقداری، عباس علی غلامی، محمد حسن نصیری و جلال رسولوف از مشهورترین تولید کنندگان قالی‌های معاصر طبس هستند. همچنین توکل‌فتحی، عبداله‌فتحی، محمدصفرزاده، محمد رضا شیبانی، ماشاءالله هادی، حسن سلطانی، حسین فتحی از طراحان دهه اخیر و امروز قالی طبس می‌باشد.

سبزوار:
شهرستان سبزوار تا تهران ۶۵۴ کیلومتر فاصله دارد از شمال به میان آباد از مشرق به شهرستان نیشابور و از جنوب به شهرستان کاشمر و از مغرب به شهرستان شاهرود محدود است، این شهر در دوره‌های اسلامی ولایت بیهق و دارای دو شهر سبزوار و خسروگرد بود که بیش از یک فرسنگ با یکدیگر فاصله نداشتند این شهر در حمله مغول ویران شد و در سال ۷۳۷ هجری قمری پایتخت سلسله سربداران شد.

سابقه قالیبافی در سبزوار:
تاریخ معاصر قالی سبزوار مربوط به قرن اخیر ‌می‌باشد. قالیبافی توسط دو برادر از اهالی آذربایجان به سبزوار وارد شد ولی به طور کلی می‌توان سابقه ۷۰ و حداکثر ۹۰ سال برای قالی سبزوارمتصور شد.
مراکز مهم قالیبافی در سبزوار، روستاهای فعال در قالیبافی این استان عبارتند از میج، البلاغ، حسین آباد، مهری شنی، حصار سرخ، چاه‌سوخته، سنگرد، حسین آباد، شامکان، ده حسینی و احچنگ

طرح‌ها و مواد رنگ‌های مورد استفاده در قالی سبزوار:
انواع طرح‌های لچک و ترنج شاه عباسی، افشان و دسته‌گلی به همراه طرح معروف زیر خاکی از مهمترین طرح‌های مورد استفاده در قالی‌های قدیم و امروز سبزوار است.انواع طرحهای نائین و مینا خانی و طرح‌هاو نقش‌های متداول استان به ویژه مشهد و نیشابور مورد استفاده قرار می‌گیرد.
(سبزوار)

ویژگی‌های بافت دار، ابعاد در قالی‌های سبزوار:
گره مورد استفاده اغلب ترکی است. دارهای قالیبافی از نوع عمودی و ثابت است. قالی‌های سبزوار بیشتر ابعاد بزرگ مانند ۶ و۹ و ۱۲ متر مربع است رجشمار قالی‌های قدیم و جدید سبزوار از ۲۵ تا ۳۵ رج متغیر است.

 طراحان و تولید کنندگان قالی سبزوار :
غلامرضاچشمی، حسن فیض آبادی و حسین فیض ‌آبادی، حاج حسن چشمی، جاج حسن تقدسی، حاج حسن صوفیان از معروفترین تولید کنندگان قالی قدیم و امروز سبزوار هستند از لحاظ طراحی شهر سبزوار هیچگاه دارای طراح  معروفی نبوده و طرح‌های مورد نیاز عموماًً از شهرهای نیشابور، مشهد و کاشمر تهیه شده است.

گناباد:
گناباد در فاصله تقریبی ۲۷۰ کیلومتری جنوب مشهد قراردارد از شمال به کاشمر و تربت حیدریه ، از جنوب به فردوس و قاین، از غرب به بجستان و کویر نمک و از شرق به دشتهای شرقی تا افغانستان محدود می‌شود .گناباد از شهرهای قدیمی است و بنای آن را به شاهان هخامنشی نسبت می‌دهند.

سابقه قالیبافی در گناباد:
سابقه قالیبافی به سالهای قبل از جنگ جهانی دوم (۱۳۱۸) باز می‌گردد. قالیبافی در سالهای گذشته نسبت به امروز از رونق زیادی برخوردار بوده است .مراکز مهم قالیبافی در گناباد ،روستاهای باغ آسیاب و بیلند می‌باشد.

رنگ و طرحهای مورد استفاده در قالی‌های گناباد:
طرحهای لچک و ترنج شاه‌عباسی و افشان شاه عباسی با رجشمار پائین از ویژگیهای قالی‌های این منطقه هستند و در حال حاضر بزرگترین کارخانه‌ی رنگرزی گیاهی در گناباد فعالیت خود را آغاز کرده است. بافت قالیبافی نائین با طرح و رنگ آمیزی آن در گناباد رواج دارد.
(درخش)

ویژگی بافت دار و ابعاد در قالی‌های گناباد:
گره مورد استفاده ترکی و فارسی به صورت توأمان می‌باشد. ابعاد قالی‌ها عمدتاً ۳ × ۲ و ۵/۳×۵/۲ می‌باشد رجشمار فرش‌ها ۳۰ و ۳۵ می‌باشد و ندرتاً از ۴۰ رج تجاوز می‌نماید.

قوچان، شیروان ، بجنورد، درگز:
عمده مناطق مذکور محل زندگی کردانی است که در طی سد ه های اخیر توسط حکومت‌های مرکزی از غرب کشور به این مناطق کوچ داده شده‌اند. البته امروز گرایش به قالیبافی سبک نائین و کاشان و حتی کرمان دیده شده است.

نیشابور
نیشابور در فاصله‌ی ۱۴۰ کیلومتری غرب مشهد قرار دارد از مشرق به مشهد، از شمال به قوچان و اسفراین ، از غرب به سبزوار و از جنوب به کاشمر محدود است. این شهر در طول تاریخ پر حادثه خود بارها مورد هجوم اقوام بیگانه قرار گرفت و به شدت آسیب دید. این شهر موطن تعدادی از بزرگان و عالمان به ویژه شاعران بزرگی همچون عمرخیام و عطار نیشابوری و همچنین نقاش برجسته کمال الملک می‌باشد.

سابقه قالیبافی در نیشابور:
بر اساس مطالعات موجود تاریخ شروع قالیبافی و گسترش آن در نیشابور به سالهای پس از جنگ دوم جهانی باز می‌گردد. و کارگاههای قالیبافی در کاروانسرایی که حال ساختمان فعلی دارایی است دایر بود. استاد کاران ماهر از شهرهای مجاور نظیر سبزوار و کاشمر به نیشابور دعوت شدند. حبیب الله فکور و حسین گلابتونی از پیشکسوتان قالیبافی معاصر می‌باشند.
مهمترین مناطق قالیبافی حومه نیشابور در روستاهای گرینه، دررود، باغ شن، خردعلیا، بزغان، سید آباد ، سرچاه، معدن و سلیمانی، اسحاق آباد و سلطان آباد از مهمترین مراکز قالیبافی نیشابور هستند همچنین روستاهای بزرگ صفی آباد و بام نیز از مراکز عمده تولید قالی نیشابور هستند.

رنگ و طرح‌های مورداستفاده در قالی نیشابور:
از گذشته طرحهای قالی مشهد در قالیبافی نیشابور مورد استفاده قرار می‌گرفت. استفاده از طرح‌های افشان سراسری با استفاده از گلهای بزرگ شاه عباسی و طرح‌های زیر خاکی از متداول‌ترین طرح‌های قالی‌های این دوره محسوب می‌شود در حال حاضر طرح‌های میناخانی ورامین، کاشان و نائین در نیشابور بافته می‌شود استفاده از رنگ‌های شیمیایی در حال حاضر باب شده است.

ویژگی بافت، دار و ابعاد فرش در قالیبافی نیشابور:
گره فارسی و جفتی بافی در فرش نیشابور رواج دارد ابعاد فرش نیشابور ۶ و ۹ متر مربع است. دارها از نوع عمودی و ثابت هستند رجشمار  اغلب قالی‌های امروز نیشابور بین ۲۵ و حداکثر ۳۵ رج می‌باشد ولی در مواردی فرشهایی با رجشمار ریزترنیز دیده می‌شود.

طراحان و تولید کنندگان فرشهای نیشابور:
حسین گلابتونی، حبیب الله فکور، غلامرضامزدوکار مشهورترین تولید کنندگان قدیمی قالیبافی نفیس و معروف نیشابور بوده اند اما درخصوص طرحهای قالی شهر نیشابور، هم اکنون از طراحان شهر مجاورکمک می گیرند.

قم

قم:
استان قم در جنوب استان تهران قرار گرفته است. این استان دارای آب و هوای متنوعی بوده است و ازوضعیت آب و هوای کویری و بیابانی تا آب و هوای سرد و کوهستانی برخوردار است. قم بخاطر وجود بارگاه حضرت معصومه از اهمیت زیادی برخوردار است. در شهرستان قم بازار معروفی وجود دارد که از قدمت زیاد و معماری زیبایی برخوردار است.

سابقه قالیبافی در قم:
صنعت قالیبافی از دیر باز بین عشایر و روستائیان قم رایج بوده است ولیکن سابقه قالیبافی در قم با شیوه فعلی به اواخر دهه دوم قرن بیستم می‌رسد که مقارن با سالهای قبل از شروع جنگ جهانی دوم بوده است. اساتید قالیباف از شهرستان کاشان حرفه قالیبافی را در این شهر گسترش دادند. صنعت قالیبافی در بین عشایر شاهسون به شیوه ذهنی معمول بوده است. فرشهای امروز قم بسیار نفیس هستند و باغهای پشمی ظریف و ابریشمی به نام گل ابریشم معروف می‌باشند.
ذهنی معمول بوده‌است. فرشهای امروز قم بسیار نفیس هستند و باغهای پشمی ظریف و ابریشمی به نام گل ابریشم معروف می‌باشند.

رنگ و طرحهای مورد استفاده در قالیهای قم:
طرحهای فرش قم شامل: شاه عباسی، افشان، قابی یا بندی، بته‌ای، درختی، اسلیمی، هندسی، شکارگاه گلدانی، تلفیقی، گل فرنگ، محرابی، محرمات و طرحهای تابلویی می‌باشند. همچنین افزایش تنوع در طرحهای فرش قم و تحولاتی که اخیراً در طراحی فرش این استان بوقوع پیوسته، تعداد رنگهای مصرفی در فرشهای قم را به میزان قابل توجهی افزایش داده است به گونه‌ای که در حال حاضر فرشهایی با بیشتر از ۴۰ رنگ مشخص و متمایز طراحی و بافته می‌شوند. این رنگها عبارتند از: سفید برفی، سفید شیری، مشکی، سرمه‌ای، بژ روشن و سیر خاکستری، آبی (نفتی و روشن و فیروزه‌ای) و الماسی، سبز (یشمی، سیدی، ساق چناری، سدری) سوخته‌ای، دارچینی روشن و سیر،‌ مله‌ای‌شتری و زیتونی، گوجه‌ای، طوسی سیر و روشن، کرم کاهی و شتر، مسی سیر و روشن و پوست پیازی، قهوه‌ای سیر و روشن.

ویژگیهای بافت، دار و ابعاد در قالیهای قم:
در بافت فرش دو نوع گره فارسی و ترکی استفاده می‌گردد. دارهای قالیبافی ازنوع عمودی و ثابت و گردان ترکی و گردان فارسی هستند.
ابعاد معمول فرش قم: قالی ۳×۲ ، ۵/۳×۵/۲، ۴×۳ می باشد. قالیچه در اندازه‌های ۵/۲×۵/۱ و۲۰/۲×۴۰/۱ متر و قالیچه ذرع و نیم ۵۶/۱×۰۴/۱،۶ و /۱×۱۰/۱ متر و قالیچه ذرع ونیم ۲/۱×۸/۰ متر و قالیچه مربع در اندازه‌های ۱×۱ و ۵/۱×۵/۱ و ۲×۲ می‌باشد. متداول‌ترین اندازه‌های پشتی ۲۰×۶۰ سانتیمتر است.
رجشمار فرشهای قم بیشتر ۴۰، ۴۵،۵۰،۶۰و۷۰ می‌باشد.

همدان

همدان:
استان همدان در غرب ایران قرار گرفته است. یکی از مناطق ایران که تنوع قومیت‌ها و اختلاط نژادها و اقوام گوناگون را می‌توان به خوبی در آن احساس کرد همدان است. همانطور که تاریخ نشان می‌دهد شهر همدان از زمان دیااکو که موسس سلسله‌ماد بود به عنوان پایتخت ایران انتخاب شد. اولین باری که اسم این محل را بردند در حدود ۱۱۰۰ بیش از میلاد که نام هگمتانه را «امدائه» ذکر کرده‌اند. این شهر در برابر حملات آشوریان، یونانیان، رومی‌ها و عثمانیان ایستادگی و مقاومت کرده است. این شهر دارای آثار باستانی از جمله تپه هگمتانه، تپه‌ گیان و غارعلی صدر می‌باشد صنایع دستی در این شهر فعال بوده و همچنین گروهی از اهل ادب و دانش در آنجا می‌زیسته‌اند. همدان تا شهر تهران ۳۳۸ کیلومتر فاصله دارد از شمال به قزوین و زنجان و از مغرب به کرمانشاه و از مشرق به ساوه و زرند و از جنوب به اراک و ملایر محدود است.

سابقه قالیبافی در همدان:
استان همدان منطقه‌ای تقریباً کوهستانی و سردسیر است. وجود مراتع سرسبز و آب نسبتاً فراوان از رونق دام‌داری و پرورش گوسفند حکایت دارد، به طور طبیعی این مشخصات اقلیمی ساکنان روستاها را که دارای زمستان طولانی است به استفاده از صنایع و حرفه‌های دستی به ویژه فرش هدایت می‌کند. گفته می‌شود شاه طهماسب به سلطان سلیمان نامه نوشت که برای مسجد جامع سلیمانیه قالی بفرستد. سفیر مجارستان می‌گوید که در بین قالیهای مزبور چند تخته قالی متعلق به همدان وجود داشت. در این شهر فرشبافی پررونقی جریان داشته است. از نظر سبک‌شناسی فرش اصیل همدان یک فرش روستایی است. تجارت فرش همدان در دست عده‌ای از تجار انگلیسی و ارمنی بوده است.
امروز قالی بافی در تمام جلگه همدان از یک سو در ارتباط با استان مرکزی و از یک سو در ارتباط با مراکز قالی‌بافی قروه و بیجار کردستان، نشان از حرفه‌ای می‌دهد که به دلیل تنوع نقوش ورنگ‌آمیزی پشتوانه‌ای با ارزش در تولید فرش ایران است. مراکز مهم قالیبافی در همدان شامل روستایی در جزین از توابع رزن، روستای  سوزن، سایان، کاج و سلیک و همچنین روستاهای زاغه و تاج‌آباد در میانه راه همدان به اسدآباد و روستای آنجلاس در ۱۵ کیلومتری جنوب شرقی همدان قرار دارند.

 رنگ‌ها و طرح‌های استفاده در قالی همدان:
طرح زیبای هراتی به رنگ سرخ یا نخودی در منطقه جزین نقش ماهی درهم‎، طرح گل و بوته با زمینه شتری یا قرمز با ترنج به رنگ آبی سیر، که گاهی با گلهای آبی متن هماهنگ است. همچنین طرحهای افشان شاه‌عباس،لچک و ترنج شاه‌عباسی ،شکارگاه محرابی، حاج خانمی، بته ترمه‌ای، بازوبندی سنندج، نقشه مستوفی.
دو طرح معروف پرطاووسی و خوشه انگوری که در دهه‌های اخیر رواج یافته است. دیگر رنگهای رایج در قالی همدان عبارت است از: سبز،زرد، نارنجی، سرمه‌ای، کرم و فیروزه‌ای.
(قالیچه همدان-انجلاس)-(قالیچه همدان)

ویژگی بافت، دار و ابعاد در فرشهای همدان:
دارها همگی عمودی و ثابت هستند. رجشمارقالی محلی همدان بین ۱۵ و حداکثر ۲۵ می‌باشد ولی قالی شهری آن دارای رجشمارهای بین ۳۰ و حداکثر ۴۰رج است. ابعاد فرشهای محلی عمدتاً در اندازه کوچک و حداکثر دو زرع می باشد. اما فرشهای شهری باف معاصر همدان دارای ابعاد ۶ و ۹و ۱۲متری و حتی در نمونه‌هایی با ابعاد بزرگتر هستند. کناره‌های این منطقه نیز عموماً در روستاها بافته می‌شود. گره مورد استفاده در بافت فرشهای این منطقه نیز ترکی است.

طراحان مشهور فرش همدان:
شهاب‌الدین کوثری، اسحاق میرزاپور، میرزا رضایگانه، علی اصغر حسنخانی، احمد غفاری، حسن شهیدی، محمود احمد شهیدی، اسدالله شاخصی، محمد گیلانی از معروفترین طراحان معاصر قالی شهری بافت همدان می‌باشند.

ملایر:
ملایر در جنوب همدان قرار گرفته است، درمشرق آن اراک و در جنوب آن استان لرستان قرار دارد، تپه ‌ نوشیجان (منسوب به ماد)، ده‌چانه (سفالهای هزاره‌ی اول قبل از میلاد) تپه‌ جوراب (سفالای دوره ساسانی) تپه چغانی (دوره‌های اشکانی تا سلجوقی)، تپه‌ انوج( سفال‌های مربوط به هزاره‌های پنجم یا ششم ق.م)، تپه کوه، یا تپه قلاع (سفال‌های بعد از اسلام تا سال ۶۰۰۰ ق.م و دوران زندیه و قاجاریه) تپه‌ی میش (دوره‌ی ساسانی تا بعد از اسلام) در ملایر منبت چوب سفال‌ سازی و سایر صنایع دستی دیده می‌شود.

سابقه قالیبافی در ملایر:
ملایر از جمله مراکز مهم فرشبافی در سبک روستایی ایران است، سیمای قالیبافی ملایر شباهت بسیار به قالیبافی حوزه‌ ساروق و اراک دارد. قالیبافان از شهرهای مختلف اراک و ساروق به این شهر آمدند. ملایر در اصل مرکز عمده‌‌ عرضه و تولید فرشهای لری در غرب ایران بوده است. مراکز عمده‌ی فرشبافی ملایر به دو گروه روستایی شمال ملایر نظیر حسین‌آباد، ازندریان، کسب و ننج که به شیوه قدیم و روستایی ملایر به تولید اشتغال دارند. این روستاها از مهمترین مراکز تولید قالیچه‌های روستایی غرب ایران بودند.از مهمترین روستاهای شرق و جنوب شرق ملایر که شهری باف بودند جوزان، مانیزان، میشن، پری، ترسک سفلی و علیا، زنگنه، طایمه و بیغش می باشند.

رنگ ها و طرح‌ها در قالی ملایر:
نقشه‌های متداول منطقه عبارتند از: پیچ جوزانی، چگینی، حاج خانمی، اقدسی، حسن‌آبادی، گلدانی، شکارگاهی، چهارفصل، خشتی، مستوفی، ماهی  چهارچنگ، لیلی، شال بافی، شاه‌عباسی، طرح گل سرخی تحت تأثیر بیجاروطرح ماهی در هم . استفاده از رنگهای شاد و زیبا و استفاده‌ بیش از حد رنگ قرمزدربافت فرشها از ویژگیهای دیگر فرش ملایر است.
(ملایر- بیغش) ، (ملایر-جوزان-لچک وترنج تلفییقی)، (ملایر- میشن)

ویژگی دار، بافت و ابعاد در قالی‌های ملایر:
نوع گره بکار رفته ترکی است، رج شمار قالی قدیم بین ۲۰ و حداکثر ۳۰ رج بوده است اما در حال حاضر تا رجشمارهای ۴۰ نیز دیده می‌شود. گرایش به ابعاد کوچک نظیر قالیچه‌های زرع و نیم و دو زرع بیشتر است. کناره نیز از ابعاد بسیار مشهور قدیم بویژه در روستای معروف حسین آباد است.

نهاوند:
نام و قدمت این شهر یادآور یکی از وقایع تاریخی در ایران است. از آثار موجود در منطقه، معبد تاریخی سلوکی معروف به معبد آناهیتا است که در این معبد کتیبه‌ای به خط یونانی وجود دارد. مناطق تاریخی آن عبارتند از، تپه گیان دره فراخ، شریف آباد سگلی، کهریز و باباقاسم و همچنین مسجد جامع نهاوند متعلق به دوره‌ی سلجوقی، حمام حاج آقا تراب (دوره قاجاریه) از نقاط دیدنی این منطقه است.
نهاوند از شمال به تویسرکان و کنگاور در کرمانشاهان، از مشرق به ملایر و از جنوب به آلشتر (لرستان) و از مغرب به دلفان و هریس محدود می‌باشد.

سابقه قالیبافی در نهاوند:
شیوه بافت فرش‌های نهاوند شبیه همدان است. مراکز مهم قالیبافی در نهاوند در خود نهاوند و روستا‌های عشوند و زرامین در شرق و جنوب نهاوند، کبوتر آهنگ و روستاهای اطراف آن شامل دهستان مهربان که متأثر از حضور دو گروه ترک نشین است. همچنین روستاهای سوباشی، علیصدر، کیتو، داقداق آباد، رامیشان، خان آباد و نوآباد همچنین اسدآباد که از نظر طرح و رنگ تحت تأثیر قالی کردی است.

رنگ‌ها و طرح‌های بکاررفته در قالی نهاوند:
نقوش کله‌گی عشوند، برگ بته‌ای، تاریخی، گل دستمالی ، برچک، سه گل یا سه کله است. متن فرشها عمدتاً سیاه است و رنگهای نارنجی و سرخ در آن به کاررفته است. این منطقه به ویژه از نظر طرح و رنگ تحت تأثیر قالی کردی است.

ویژگی دار و بافت و ابعاد دار قالی‌های نهاوند:
گره فرش‌ها عمدتاُ ترکی و در برخی موارد فارسی و بروی دارهای عمودی بافته می‌شود. حداکثر رجشمارفرشهای نهاوند ۳۰ می‌باشد. ابعاد تولیدی عمدتاً ذرع و نیم و دو ذرع و حداکثر ۶ متری و ابعاد بزرگتر نادر است.

تویسرکان:
تویسرکان شهری کوچک با زیبایی دل‌انگیز است، در شمال این شهر همدان، در مشرق ملایر و در مغرب کرمانشاه و در جنوب آن شهرستان نهاوند قرار گرفته است، شواهد تاریخی و آثاری که از مناطق مختلف تویسرکان به دست آمده از قدمت چهار هزار ساله آن حکایت می‌کند. آرامگاه حیقوق نبی ( مربوط به ۲۵۰۰ سال بیش) پل قدیم فرسفخ، تپه‌ی بابا کمال ( که خشت‌های دوران ماد از آن به دست آمده) می‌باشد.

سابقه قالیبافی در تویسرکان:
بنابربعضی اقوال حمزه اردلان از خان‌های بزرگ تویسرکان، استاد یوسف نامی را از تبریز برای بافت فرش می‌آورد. فرش‌بافی در تویسرکان عمدتاً روستایی است. در شمال این شهر همدان، در شرق آن ملایر و در غرب استان کرمانشاه و در جنوب آن شهرستان نهاوند قرار گرفته است. مهمترین مراکز قالیبافی در تویسرکان عبارتند: روستای نیرده، اشترمله، سیادره، بیرپازول، شهرستانه، گل زرد، تخته گلی، تخته سفید، بابا کمال و یعقوب شاه می‌باشد.

رنگ ها وطرح‌ها در فرشهای تویسرکان:
فرشهای‌روستایی دارای اشکال ساده و ابتدایی می‌باشند که در آنها پرنده و حیوانان نیز دیده می‌شود. معروفترین نقشه‌های تویسرکان که همگی محلی هستند با نامهای آقا صادقی یا دارایی، مالیچه (اژدر) وزاغه می‌باشند. زمانی قالیچه‌های این شهر از پشم محلی و رنگ گیاهی بود ولی این سنت از بین رفته است.

ویژگی‌های بافت، دار و ابعاد در قالی‌های تویسرکان:
گره فرش از نوع ترکی و با دست زده می‌شود. فرشهای بافته شده دارای ابعاد مختلفی هستند اما اندازه‌ها ذرع ونیم و حداکثر ۶متری متداول‌تر است.

کردستان

کردستان:
استان کردستان در غرب ایران قرارداد از شمال به آذربایجان‌غربی و قسمتی از زنجان و از جنوب به همدان و کرمانشاه و از غرب به کشور عراق محدود است. مرکز استان کردستان شهر سنندج است و دیگر شهرهای این استان عبارتند از بیجار، قروه ، مریوان، سقزو بانه. به استناد تاریخی، کردها مردمانی آریایی نژاد می‌باشند که در چند هزار سال قبل از میلاد مسیح به سرزمینهایی که در حال حاضر در آن سکونت دارند آمده‌اند.

سابقه قالیبافی در استان کردستان:
از قدمت قالیبافی در استان کردستان اطلاع دقیقی در دست نیست. اما به اعتبار قالی اصیل و عشایری آن می‌توان قدمت فرشبافی کردستان را به سده‌های طولانی نسبت داد. قالی امروز کردستان بیشترین شهرت خود را مدیون بافندگان شهرهای بیجار و سنندج است. براساس مطالعات انجام شده مراکز شمالی استان کردستان دارای سوابق طولانی‌تری در قالیبافی هستند که مضمون برخی از نقوش آنها، تاریخی بیش از هزار سال دارد. نقوش گلستان یا باغی از این گونه نقوش‌اند. قالیچه‌های عشایری کردهای کردستان نیز از ارزشهای خاصی برخوردار هستند. این قالیچه‌ها هم توسط کردهای غرب ایران و هم کردهای عراق و ترکیه بافته شده‌اند.
مهمترین مراکز قالیبافی شهرهای سنندج، بیجار، قروه و بانه می‌باشند همچنین قالیچه‌های عشایری کردستان نیز که هم اکنون توسط عشایر کوچ ‌نشین مناطق سقز، بانه، مریوان، دیوان دره و ادارامانات بافته می‌‌شوند از مهمترین بافته‌های اصیل استانی کردستان به شمار می‌روند.

سنندج:
این شهر در فاصله ۵۷۸ کیلومتری تهران قراردارند طبق اسناد تاریخی قلعه دژ ( نه دژ) در زمان شاه صفی ساخته شده است.
این شهر از شمال به میاندوآب از مشرق به بیجار و قروه از جنوب به باختران و از مغرب به شهرستانهای مریوان و سقز محدود است. آب و هوای آن معتدل و کوهستانی است و زمستانهای بسیار سرد دارد.

قالیبافی در سنندج:
قالیهای سنندج که به سنه معروفند از نفیس ترین قالیچه‌های ایران به شمار می‌رود جنس تاروپود قالیچه‌های سنه از نخ است که به علت فشردگی بافت ناچاراً آن را نازک می‌گیرند و برای جلوه دادن بیشتر طرح پشم اضافی قالی را کوتاهتر می‌کنند. پشم ماده اصلی فرشهای سنندج است و نخ پنبه بیشترین ماده بکار گرفته شده در فرش محسوب می‌شود.
رنگها و طرحهای قالی در سنندج:
طرح اصیل منطقه سنندج از قدیم دارای ساختار متنوع و متحول در نگاره‌ها و فرم شناسی نبوده است. انواع طرحهای ماهی درهم جقه چارکی، جقه هشت پر، جقه چهارپر، گل وکیلی، بیدمجنون، گل و بلبل، گل میرزاعلی که شباهت خاص به گل فرنگ دارد. نقش وکیلی و گل و بلبل و گل محمدی و گل میرزاعلی از جمله طرحهایی بودند که موجبات شهرت قالی نه را فراهم آوردند.
استفاده از رنگهای لاکی سیر، سرمه‌ای و آبی در رنگ‌آمیزی فرشهای قدیمی سنندج رایج بود اما امروزه فرشهای سنندج، علاوه بر رنگهای مذکور با کاربرد نسبتاً ملایمتری مانند کرم، آبی روشن و لاکی روشن از تنوع بیشتری برخوردارند.

ویژگی دار، بافت و ابعاد در قالیهای سنندج:
گره مورد استفاده ترکی و در برخی از مناطق بدون استفاده از قلاب است. اما گره قدیم قالیهای سنندج مرسوم به گره سنه شبیه گره فارسی است. رجشمار قدیم فرش سنندج ۱۵ و حداکثر ۲۵ رج است. اما قالی امروز سنندج دارای رجشمار ۲۵ و حداکثر ۳۵ هستند. ابعاد فرشهای سنندج از قدیم تا امروز بسیار متنوع بوده و فرشها در ابعاد مختلفی مانند پشتی ، ذرع و نیم کناره، شش متری و حداکثر نه متری بافته می‌شود ابعاد بزرگتر کمتر مورد توجه قرار می گیرد.

بیجار:
شهرستان بیجار در ۴۷۴ کیلومتری تهران قرار دارد. طبق نوشته‌های مورخان، بیجار مرکز منطقه‌ای به نام گروس است که از کردهای چاردنشین بوده‌اند. بیجار از شمار و شمالشرقی و مشرق به استان زنجام ، از جنوب به شهرستانهای قروه و همدان از مغرب به شهرستان سنندج محدود است . این شهر به جهت ارتفاع زیاد آن از سطح دریا پس از شهر کرد از مرتفع ترین شهرهای ایران است.

سابقه قالیبافی در بیجار:
قالیهای بیجار به واسطه نظارت نهادهای مختلف از کیفیت بالایی در بافت و اصول بافندگی برخوردار بوده است. مهمترین مراکز قالیبافی در روستاهای حومه‌ی بیجار شامل: چشمه و شیرکش و همچنین خود بیجار است. بیجار از جمله کانونهای سجاده‌بافی و رواسی هم به شمار می‌آید.

رنگها و طرحهای بکار رفته در قالیهای بیجار:
رنگهای مورد استفاده در قالی بیجار عبارتند از: انواع رنگهای لاکی، آبی ، نیلی، سبز و سرمه‌ای. در قالی امروز رنگهای مورد استفاده اغلب بسیار شاد بوده و از تنوع زیادی برخودار می‌باشد، طرح مورد استفاده شامل انواع نقوش ماهی در هم (هراتی)، لچک و ترنج زرد عباسی، انواع گل فرنگ مستوفی، گل وکیلی و گل سرخی است. همچنین انواع مختلف لچک و ترنجهای هندسی حتی بصورت کف ساده در قالیهای قدیم بیجار بسیار دیده شده است. طرح زیبای سمن بر خانم و طرح زیبایی اسلیمی دهان اژدر از طرحهای معروف مورد استفاده قالی بیجار هستند.

ویژگی بافت، دار و ابعاد قالیهای بیجار:
نوع گره مورد استفاده در قالی بیجار، ترکی است. رجشمار اغلب قالیهای بیجار بین ۳۰ و حداکثر ۳۵ رج است. در نمونه‌های قدیمی از رجشمار ۱۵ و۲۰ و در اندک قالیچه‌های نفیس که ابریشمی است رجشمار بیشتر از ۴۰ نیز دیده می‌شود. ابعاد فرش بیجار به ویژه در سالهای اخیر ۶ و۹ متر مربعی است ولی در گذشته و فرشهای قدیمی ابعاد کوچکتر ، پرده‌ای و قالیچه‌های دو ذرع هم دیده می‌شود.

فارس

فارس:
فارس منطقه‌ای است در جنوب فلات ایران مرکب از جلگه ها و دشتهای مرتفع و محصور در میان کوههای بلند از شرق به کرمان و از شمال به اصفهان و از غرب به خوزستان می‌رسد.
فارس یکی از قدیمی ترین تمدنهای ایرانی است. در کتیبه‌های هخامنشی به صورت پارسه و در یونانی پریس که معرب آن فارسی است آمده است. پارسها مردمانی آریایی‌نژاد بودند مادها در حدود سال ۷۰۰ هجری قمری رهسپار نواحی جنوبی ایران شدند و در فارس اقامت گزیدند. طبق نوشته‌های آشوریان مرکز حکومت آنها پارسوماش نامیده شد و دست نشانده آشور بودند بس از تبعیت آشور خارج شده تابع مادیها شدند. طبق گفته هردوت پارسیها به نش طائفه‌ی شهرنشین و ده‌نشین و چهار طائفه‌ی چادرنشین تقسیم می‌شدند و خانواده‌ی هخامنشی از نجیب‌ترین طائفه پارسی یعنی طائفه‌ی پارسارگادیها بودند. در سال ۱۷ هجری قمری مقارن با خلافت عمر خلیفه‌ی دوم علاء بن حضرمی حاکم بحرین از سرداران خود را مامور فتح فارس گردانید ولی از حاکم ایرانی فارس شکست خورد ولی بعدها به فارس لشکر کشیدند و بر آن استیلا یافتند. مرکز استان فارس در حال حاضر شهر شیراز است. شیراز در زمان کریم خان زند پایتخت ایران بود. آرامگاه دو شاعر بزرگ ایران سعدی و حافظ در این شهر است. آثار و ابنیه مختلفی در اطراف شیراز وجود دارد عبارتند از تل باکون در نزدیکی تخت جمشید که به دوران قبل از تاریخ هخامنشی است. ویرانه‌های شهر استخر قدیم و همنین پاساردگاد شامل آثار دوران هخامنشی و خرابه‌های معروف تخت جمشید در ۵۷ کیلومتری شیراز قرار دارد.

سابقه قالیبافی:
قدیمی‌ترین فرش باقی مانده از فارس بیش از سیصد سال قدمت ندارد. شواهد تاریخی از عمر چندین صد ساله‌این هنر در فارس خبر می‌دهد فرشبافی پس از اسلام در فارس آنچنان رواج و رونق داشته که می توان تاریخی دیرین،برای آن متصور شد. براساس شواهدی که موجود است می توان پیش از اسلام سه منطقه وسیع فرشبافی را در فارس استنباط نمود که شامل: شهرهای بزرگ دارابگرد در داراب،بسا(فسا)و جهرم بوده است. ناحیه دوم کوه بیشابور که تا کهکیلویه امتداد داشته و شاپور و کازرون و توج و شهر گمشده غندجاف جزو آن بوده‌اند. منطقه سوم بوانات و  قونقری که دژخرمه حصار آن بوده است. قدیمی‌ترین نوشته‌ تاریخی که بصورت صریح و دقیق از رونق کارگاههای فرشبافی فارس بیش از یک هزار سال پیش حکایت می‌کند، مالک و ممالک اصطخری است. از نیمه‌ نخست سده‌ چهارم هجری قمری هنر بافندگی فارس هنری عشایری، روستایی است که وابستگی به ایلات و عشایری دارد، که در یک منطقه وسیع پراکنده‌اند. سرزمینی که از جنوب و شمال و مشرق و مغرب همچون چهار اقلیم و چهار فصل جداگانه آب و هوای متفاوت و متمایز دارد. نی‌ریز، دهستان بوامات و کردشول در منطقه خسمه،دهستانهای خنگشت و شهر میان و روستاهای بازیچه و حسن‌آباد سرحدات چهار ناحیه و شش ناحیه در منطقه‌ی قشقایی،لر و باصری،‌آباده و فراغه و هینه‌گان در جوار سرحد قشقایی، راشک در منطقه‌های لرهای ممسنی، دهستان حیات داود در نزدیکی بوشهر، دهکده‌ ابوالوردی در حومه‌ی شیراز از مناطق مهم بافندگی در فارس هستند.

عشایر فارس:
در فارس ساکنان کوچ رو و چادرنشین وجود داشته که با گله و رمه و دامهای خود در هر سال از چراگاههای زمستانی ـ قشلاق و یا گرمسیر ـ در مناطق جنوبی فارس به چراگاههای تابستانی ییلاق یا سرحد ـ در مناطق شمالی و مرتفع‌تر فارس می‌روند و باز می‌گردند. ریشه دارترین عشایر فارس لرها هستند. زبانشان فارسی است و خویشاوندانی هم در لرستان ودر جمع بختیاریها دارند. در فارس به لرهای بویراحمدی و لرهای ممسنی تقسیم می‌شوند. قشقایی‌ها ترک زبان هستند و نزدیک به شش قرن است که به فارس کوچ کرده‌اند. قشقایی‌ها نامشان را از قشقا گرفته‌اند، که در ترکی به معنی اسب پیشانی سفید است. آنها ازاجتماع شش ایل بزرگ پدید آمده‌اند که عبارتند از: شش بلوکی، کشکولی بزرگ، کشکولی کوچک، دره شوی، عمله و فارسی هدان.
در میان عشایر، بافندگی کار زنان است. پشم مورد نیاز بافندگی از گوسفندان ایل چیده و به دست زنان ایل ریسیده می‌شود و با رنگهای گیاهی سنتی موجود در محل رنگرزی و سپس تبدیل به قالیچه ، گبه، گلیم یا جاجیم یا جل اسب و یا دستبافهای دیگری از این قبیل می‌گردد. البته امروزه به شکل روز افزونی از پشمهای صنعتی و رنگ شده با موادشیمیایی استفاده می‌شود. در میان دستبافهای عشایری قالی، مهم‌ترین  جایگاه را دارد.

رنگها و طرحهای بکار رفته در فرشهای عشایر:
در یک طبقه‌بندی کلی این طرحها به دو گروه تقسیم می‌شوند: گروه اول، طرحها و نقش و نگاره‌های سنتی و عشایری است که کمتر دستخوش تغییرات زمان قرار گرفته است. این طرحها و نقوش هندسی وذهنی باف هستند. پیروی نکردن از یک الگوی معین و نداشتن نظم خاص و اجتناب از قرینه سازی جز در طراحی ترنج‌ها و حاشیه‌هااین شیوه‌ی نقش پردازی را، سبک اشکالی یا نقوش اشکالی نیز می‌نامند.
گرروه دوم،طرح‌ها و نقشهای منظم و پیوسته و منسجم و متقارن است که بیشتر آنها منشاء عشایری و روستایی ندارد و طراحی آنها عمدتاً از فرشهای شهری باف و سایر هنرهای تمدن شهرنشینی مانند: پارچه و ترمه و… الهام گرفته است منتهی به سبک و شیوه‌‌ی خاص بافندگان عشایری، ساده شده و شیوه گرفته است. در این شیوه بجای نگاره‌های لوزی و چهارگوش و شش گوش و هشت گوش و خطهای راست و شکسته بیشتر از گل و گیاه و شاخ و برگ و خطوط گردان استفاده می‌شود و امکان ذهنی باف بسیار کم است. رایجترین و معروفترین نقوش این گروه عبارتند از: نقش محرمات ماهی درهم، بته‌ای. گیاهی و افشان.
از دو گروه نقشهای گفته شده که بگذریم، نقش قالیهای دیگری هم است که کاربرد آنها محدود به یک تیره‌ معین یا یک گروه بافنده در یک دوره خاص نیست و شاید هم بیش از این بافته نشده است. این دسته را نقشهای خاص می‌نامند که معروفترین آنها عبارتند از: طرح وزیر مخصوص قالیهای عکسی و تخت جمشیدی. رنگهای  بکار رفته عبارتند از:انواع لاکی و صورتی و سرخابی و ارغوانی، دوغی و طلایی، آبی، سرمه‌ای و انواع سبز و زرد و قهوه‌ای و سفید.

یژگیهای بافت، دار و ابعاد در قالیهای فارس:
نوع گره هم فارسی و هم ترکی است. که شیوه نخست بیشتر در ایل قشقایی و ایل باصری و روستاهای خنگشت و نی‌ریز مرسوم است و شیوه دوم میان ایلات عرب و بخارلو و روستاهای بوانات و بلوردی. نوع دارها همگی “افقی در زمینی” بوده و در حال حاصر محدود دارهای عمودی نیز رواج یافته است. رجشمار قالیهای فارس متفاوت و از ۱۵ تا ۲۰ در قالیها نوع گبه و ۴۰ تا ۵۰ در قالیهای نفیس متغیر می‌باشد.
ابعاد قالی فارس اغلب کوچک و از خورجین و چنته و فرشهای کوچکتر از ذرع و نیم است و در موارد نادر شش و هشت متر مربعی بیشتر است. بافت قالیهای بزرگتر از هشت متر مربعی منحصر است به روستاهای بوانات و سروستان بخصوص شورجه و مهارلو که در موارد استثنایی قالیهای بیست و سی متری هم به طور سفارشی بافته می‌شود.
(خمسه فارس-لچک وترنج) ، (طرح ناظم- قشقایی- فارس) ، (طرح محرمات-قشقایی-فارس) ، (فارس – دره شوری)، (فارس-محرمات)

نایین

مقدمه
نائین در حاشیه جنوب کویر مرکز و در ۱۴۵ کیلومتری شرق اصفهان قرار گرفته و منطقه‌ای کویری است ولی به علت وجود کوهستانی نسبتاً مرتفع در جنوب غربی آن آن و هوایی معتدل دارد.
نائین در قرون وسطی جزو ایالت فارسی محسوب می‌شد.
حمدالله مستوفی و خواند میر، آن را از توابع یزد شمرده‌اند اما در زمان ناصر الدین شاه این شهر جزو توابع اصفهان قرار گرفت.
تاریخ دقیق ایجاد شهر روشن نیست اما حضور بنایی به نام تاریخ قلعه (نارین قلعه) که مربوط به دوران ساسانیان است و گویش مردمان شهر که متاثر  از حضور زرتشتیان در زمانهای پیشین در این شهر است به قدمت شهر گواهی می‌دهد. مسجد جامع نائین که متعلق به قرن چهارم هجری می‌باشد و از بناهای مشهور تاریخی است گواه دیگری بر این ادعاست.
تولید سفال و سرامیک در نائین قدمت دیرینه دارد و تولیدات مراکز سفالگری و چینی سازی در قرن هفدهم و هجدهم صادر می‌شده است و نمونه‌هایی از آنها در موزه ویکتوریا و آلبرت بریتانیا موجود می‌باشد.
تولید پارچه‌های پنبه‌ای نظیر کرباس و متقال زیلوبافی، گلیم بافی، نمد مالی و برگ بافی از مشاغل دیگری است کهد نائین رایج بوده است اما معروفترین کالای تولیدی نائین در گذشته عبا بوده که در تمام کشورهای اسلامی مشهور است. قالیبافی در نائین بدنبال کسادی بازار عبا بافی در این منطقه که حرفه‌ی اصلی مردم بود پیش از جنگ دوم جهانی رواج یافت با ورود پارچه‌های خارجی و تغییر لباس مردم عبا بافی که برای سالها حرفه‌ای سنتی مردم نائین به شمار می‌رفت رونق خود را از دست داد و تبحر در ریسیدن کلافهای ظریف برای تهیه پارچه‌های نازک این بار در بافت قالیچه‌های ریز بافت به کار گرفته شده و سبب شد تا این تولیدات بابرخورداری از پشمی ظریف و نرمتر از سایر نقاط، علیرغم مقدار اندک تولید به سرعت بازارهای داخل و خارج از ایران را از آن خود کند.
امروزه در طبقه‌بندی فرشهای ایران قالی نائین به دلیل ظرافت و رنگ‌آمیزی خاص آن جزء نفیس‌ترین قالی‌های ایرانی محسوب می‌شود.

مواد اولیه، رنگرزی و بافت
مواد اولیه در بافت قالی و قالیچه‌های معمولی نائین عباتند از خامه بسیار ظریف و ابریشم، که از ابریشم برای دور گل و برگها استفاده می‌کنند و در اصطلاح به آنها گرده ابریشم می‌گویند اسلیمی‌ها و لچک‌ها و شاخ و برگها با یک ردیف ابریشم سفید مشخص می‌شود و این کار از تداخل رنگها در هم جلوگیری می‌کند و جذابیت طرحها بیشتر می‌گردد.
چله‌کشی از نوع مشهور به فارسی است و همچنین شیرازه بافی آنها حین بافت انجام می‌شود.
معیار خرید و فروش و ارزش فرشهای نائین را عموماً از تعداد لای نخ چله آن مشخص می‌نمایند.
قالی‌های نائین همگی یا از نوع ۴ لا یا ۶ لا و یا ۹ لا هستند.
ابعاد قالی نائین متنوع است و اندازه‌های ۶ و ۹ متری متداول‌تر است.
شیوه‌های رنگرزی سنتی و رنگزاها عموماً طبیعی هستند.
آنها برای بدست آوردن رنگ از پوست انار، پوست گردو، روناس، اسپرک، برگ مو و قرمز دانه استفاده می‌کنند و برای بدست آوردن آبی و لاجوردی از نیل استفاده می‌شود.
رجشمار اغلب فرشهای نائین بین ۵۰ تا ۷۰ گره در هر ۵/۶ سانتیمتر می‌باشد.

طرح و نقش و رنگ
اصلی‌ترین طرحهای مورد استفاده در فرش نائین انواع لچک و ترنج با استفاده از ترکیبات اسلیمی و ختایی و طرحهای افشان است و از طرحهای سنتی دیگر که می‌توان در فرش نائین دید می‌توان به گلدانی، درختی، محرابی و محرمات اشاره کرد.
رنگهای کرم، سرمه‌ای و سبز، زمینه اغلب قالی‌های نائین را تشکیل می‌دهد که به همراه رنگهای عنابی،قهوه‌ای روشن، زرشکی، نخودی، آبی، سفید وقرمز، مورد استفاده قرار می‌گیرند.
استاد فتح الله حبیبیان نائینی، برادران مفیدی، حاجی رضا قنبری و جلال بنده علی، از مهمترین تولید کنندگان معاصر نائینی می‌باشند.
از طراحان قدیم و جدید قالی نائین می‌توان شیخ حسن متولی، اخوان مفیدی، جهان مفیدی، رضا یوسف پور، محمد علی رهنیان محمدی، حسن طحافی و جهانگیر طلایی را نام برد.

کاشان

مقدمه
شهر کاشان در فاصله ۲۵۸ کیلومتری تهران می‌باشد. کاشان در منابع اسلامی قاشان یا قاسان نامیده شده است. کاشان از شهرهای بسیار قدیمی و به استناد تحقیقات باستاشناسی در تپه‌های سیلک واقع در ۴ کیلومتری غرب کاشان، این ناحیه یکی از نخستین مراکز تمدن و محل سکونت بشر ما قبل تاریخ شناخته شده است. کاشان در زمان ساسانیان نیز وجود داشته و در دوره‌ اسلامی یکی از شهرهای معروف عراق عجم بوده است که استناد تاریخ جهانگشای جوینی، قوم مغول در سال ۶۲۱ هجری قمری اهالی کاشان در قتل عام کردند کاشان همیشه از مراکز مهم پیرامون مذهب تشیع بوده است.
به همین جهت در دروه صفویه‌ به علت علاق‌مندی آنان نسبت به این مذهب شهر پیشرفت زیادی کرد.
بافندگان کاشان را می‌باید وارث بافندگان پارچه‌ها و منسوجات کلابتون و انواع مخمل و اطلس و زری و تافته‌هایی دانست که سالها با نام پارچه‌های هرمزی نام ایران را بر سر زبانها نجاری ساختند. شاردن سیاح فرانسوی نیز در سفرنامه خود می‌نویسد:
در هیچ نقطه‌ای از ایران بیش از این شهر و اطراف آن اطلس و حریر و زری ساده و مخمل موج‌د ار و گلدار و یا ابریشم مخلوط به زر و سیم بافته نمی‌شود.
کاشان با بافت قالیهایی که امروزه مایه افتخار موزه‌هاست نقش زیادی در تجدید حیات حیات هنر قالیبافی ایرلان داشته است. خشکسالی‌های مکرر زمین و کاهش کشاورزی به قالیبافی کاشان وسعت بخشیده است.
قالیبافی در کاشان به طور کلی شامل شهر کاشان و حومه آن، نطنز و جوشقان می‌باشد. شهر کاشان به عنوان محور اصلی نقش بسیار مهمی را در ارتباط با دیگر نقاط به عهده‌دارد.
سوابق تاریخی فرشبافی کاشان به زمانهای دور برمی‌گردد. قالیهای اواخر قرن سیزدهم هجری شمسی در کاشان بواسطه بافت بسیار ظریف و پشم لطیف آن بسیارمشهور و قابل تشخیص است. این لطافت مرهون پشم مرینوسی است که بوسیله صاحبان کارگاهها برای بافت سفارشات مخصوص وارد می‌شده است.

مواد اولیه، رنگرزی و بافت
نوع گره فرشهاسی کاشان و روستاهای حومه آن متقارن و سبک چله کشی آنها از نوع مشهور به فارسی است.
دارهای آنها عمودی ثابت و عموماً از جنس چوب می‌باشد. رجشمارفرش‌های آنها از ۳۵ تا ۶۰ و حتی از ۷۰ گره در ۵/۶ سانتیمتر در نمونه‌های نفیس دیده می‌شود.
البته در این زمان رجشمار ۳۰ الی ۴۰ عمده‌ترین رجشمار قالیهای کاشان است.
شیرازه بافی فرشها نیز حین بافت انجام می‌شود مواد مورد استفاده برای پرزفرش علاوه برپشم، در قالیهای ظریف ابریشم نیز می‌باشد.
برای تار و پود، از نخ پنبه، و  ابریشم در فرشهای ریز بافت استفاده می‌شود.
ابعاد قالی کاشان از پشتی و ذرع و نیم تا ۴×۳ و ۳×۴ و موارد نادر تا ۱۵ متر مربع و بزرگتر نیز مشاهده می‌شود. بیدگل، آران، قمصر و گلستانه از مهمترین مراکز قالیبافی کاشان می‌باشند.

طرح و نقش و رنگ
از نظر نقش و طرح می‌توان گفت انواع لچک و ترنج‌های شاه‌عباسی و گل و بوتهء‌های زیبا در زمینه‌لاکی برای مدتها طرح اصلی قالیهای قدیمی کاشان بوده است.
انواع طرحهای افشان شاه‌عباسی گلدانی، لچک و ترنج اسلیمی، شکارگاهی، شیخ‌ صفی و گل فرنگ امروزه بخش مهمی از نقوش فرشهای کاشان بوده و انواع گلهای شاه‌عباسی در سبکهای گوناگون زینت بخش فرشهای منطقه‌ کاشان می‌باشند.
رنگهای لاکی سیر و روشن، آبی، سبز، زرد، مشکی، کرم، صورتی، نیلی، سرمه‌ای و از عمده‌ترین رنگهای مورد استفاده در قالیهای کاشان هستند. می‌توان گفت رنگ کرم و لاکی بویژه کرم، زمینه اغلب قالیهای جدید کاشان را تشکیل می‌دهد.
حاج ملامحسن محتشم، سید محمد میرعلوی و محمد علی فرشچی برادران عطایی، محمد دبیر الصنایع، ملامحمودف محمد توکلی، حاج حسن فرشجی، حاج محمد جعفر اصفهانیانف استاد حسین کاشی، حسین اطمینان و رضا صدقیانی از تولیدکنندگان مشهور قالی‌های کاشان هستند.

کرمان

کرمان:
کرمان از شهرهای قدیمی و تاریخی ایران است. کرمان در دوره‌های قبل از اسلام بونیا و کارامانیا بوده و در قدیم گوایشر و بروشرمی خواندند. مرکز آن در دوره‌ ساسانیان، سیرجان بوده است.
استان کرمان از شمال به خراسان،از شرق به بلوچستان،از مغرب به یزد و فارس واز جنوب به استان هرمزگان محدود می‌شود. دیگر شهرستانهای این استان عبارت است: جیرفت، رفسنجان، بم، سیرجان، مشیز، بافت، زرند، راورو رفسنجان از جمله جزو مناطق شهری بافت به شمار می‌آید و سیرجان، بافت و شهربابک جزو مناطق روستایی‌باف محسوب می‌شوند. آثار تاریخی شهر کرمان عبارتنداز: گنبد جبلیه که بنای آن را به دوران سلجوقیان نسبت می‌دهند. مسجد جامع یا مظفری که از بناهای تاریخی قرن هشتم هجری می‌باشد. همچنین مزار مشتاق علی‌شاه و حمام و بازار ابراهیم‌خان (ظهیرالدوله) که متعلق به دوره قاجاریه می‌باشد.

سابقه قالیبافی در کرمان:
کرمان جزو نفیسترین و معروفترین قالیبافی در جهان است و این شهرت بیشتر برای ترکیب زیبای طرح و رنگ در فرش است . برای قدمت قالیبافی تا قبل از ۹هـ دلیلی محکمی در دست نیست. مارکوپولو که در قرن سیزدهم میلادی از این شهر بازدید کرده سخن از قالیبافی این منطقه نگفته است ولی در تاریخ عالم آرای عباسی که بوسیله منشی شاه عباس نوشته شده است،به قالی کرمان اشاره شداست. در زمان اکبرشاه، پادشاه هندوستان معاصر شاه عباس،قالیهایی از کرمان به هندوستان صادر می شده است و این نشان می دهد که قالیبافی در کرمان در زمان صفویه رواج فراوان داشته است.از مراکز مهم شهری باف قالی کرمان، راور است. روستاهای فیض آباد طراز از مهمترین روستاهای حومه راور می باشد و به همراه روستاهای اسماعیل آباد، یوسف‌آباد، جلال‌آباد و تقی‌آباد و همچنین روستاهای ریجان تاشک، بقیجان، خورند در جنوب از مهمترین مراکز قالیبافی حوزه راور می‌باشند. ناحیه گلباف با روستاهای فندقا و تیرکان از مراکز قالیبافی می باشند بخش ماهان به همراه روستاهای محی‌آباد، غنات غستان، کند، جوپار، دستجرد از دیگر مناطق قالیبافی حوزه شهرستان کرمان بشمار میروند. شهررفسنجان نیز از مراکز خوشنام فرشبافی شهری استان کرمان است که از دیرباز شرکتهای خارجی نیز فعالیتهای فرشبافی را در آن گسترش داده بودند. فرش امروز رفسنجان،از نظر طرح و رنگ تفاوت چندانی با سایر مراکز شهری باف استان ندارد. اما  رواج طرحهای سبک نایین خاصه در شمال و شمال شرقی آن در روستاهایی نظیر داوران، دره در، دره تاج و… قابل ذکر است که تا این لحظه ادامه دارد. قالیهای شهر برد سیر خاصه منطقه مشهور قریه‌العرب ،از مشهورترین قالیهای قدیم شهری باف این استان بوده است.

رنگها و طرحها در قالیهای کرمان:
مهمترین طرحهای مورد استفاده در قالیهای کرمان از گذشته تا به امروز عبارتند از:
۱ـ طرح سبزی کار
۲ـ طرحهای تصویر که اغلب بهترین آنها در حوزه قالیبافی راور بافته شده و میشوند.مهمترین آنها عبارتند از:طرح حافظ، لیلی و مجنون ، خیام ، منظره‌و بطور کلی مضامین عارفانه و عاشقانه که عمدتاً در ترکیب با طرح زیبای بری‌کا می‌باشند.
۳ـ طرحهای افشان به ویژه افشان شاه عباسی که شاید بدترین آنها در دوره‌ی معاصر  حاصل دست قلم توانای طراحان خاندان شاهرخی بوده باشد.
از دیگر طرحهای معروف کرمان نقوش قاب قرآنی ، انواع درختی و گلدانی تلفیقی و همچنین انواع گل فرنگ می‌باشد، طرحهای گوبلنی در اوایل سده سیزده هجری شمسی بخش مهمی از طرحهای منطقه کرمان را به خود اختصاص داد که بر گرفته از هنرهای تزیینی غیر ایرانی بود. طرحهای شکارگاه، بازوبندی، خشتی، لوزی خاتم از دیگر طرحهای این منطقه هستند. لاکی سیر و روشن، بژ، عنابی، مسی، آبی سیر و روشن، سرمه‌ای، صورتی و سبز سیروروشن از مهمترین رنگهای مورد استفاده در قالی کرمان می‌باشند.
(گلدانی بافت – کرمان) ، (راور کرمان) ، (راور کرمان۲) ، (کرمان – درختی)، (کرمان – درختی سبزیکار)

ویژگی بافت، دار و ابعاد در قالیهای کرمان:
ابعاد فرش کرمان چندان متنوع نیست وگرایش به بافت فرشهای کوچک مانند ذرع و نیم و دو ذرع کمتراست.اما ابعاد ۳×۲ و ۵/۳×۵/۲ و ۴×۳ مترمربعی و بزرگتر در میان قالیهای قدیم و جدید کرمان بسیار زیاد است. در سالهای اخیر ابعادی همچون خرک(۶۰×۱۲۰) و همچنین پشتی و روکش صندلی و مبل نیز رواج زیادی یافته است. رجشمار فرشهای کرمان متغیر و از ۳۵ تا ۸۰ رج می‌باشد. نوع گره مورد فارسی است. نوع دار قالی بصورت عمودی و از نوع متحرک و چرخان میباشد.

طراحان و تولیدکنندگان قالی در کرمان:
خاندان شاهرخی از پیشکسوتان طراحی فرش در کرمان هستند.کاظم راد، شکراله پاک‌گوهر، رضاخان زند، محمود ارجمند، محمد سام، حسن رسولی، میرزا علیرضا مایل و… از دیگر طراحان مشهورومعاصرکرمان بودهاند.ازمیان تولیدکنندگان فرش کرمان احمدیزدان‌پناه ( دیلمقانی) محمدارجمند کرمانی (ملقب به سلطان قالی کرمان) برادران رشید فرخی، برادران اژدری وژان تیمویاناکی از بزرگترین تولیدکنندگان فرشهای قدیم کرمان بوده‌اند. ابوالهادی، فتحی نصیری و وزیری از مهمترین تولیدکنندگان فعلی فرش شهری باف استان کرمان می‌باشند.

بافته‌های عشایری استان کرمان:
در کرمان ایلات مهمی وجود دارد که شهرت قالیچه‌های آنان از شهرت زیادی در داخل و خارج از کشور برخوردار است. این ایلات عبارتنداز: ۱ـ ایل افشار ۲ـ ایلات پیچا قچی
۳ـ ایل جبال بارزی ۴ـ ایل منهی ۵ـ لرها ۶ـ اعراب  ایل افشار طایفه‌هایی از ایل ترک زبان هستند که در بیشتر خاک ایران از محله در آذربایجان و کرمان پراکنده‌اند افشاریهای کرمان از طایفه‌ افشاریهای آذربایجان هستند که در زمان شاه طهماسب صفوی به عنوان مجازات به نواحی کرمان کوچ داده شدند. مهمترین مراکز بافت قالیچه‌های افشار عبارتند از: شهربابک، سیرجان، بافت، رابر نواحی غرب جیرفت، بیلوردی، اسعدی، بیلری، کوتلو، سرآباد، دشتاب، پاریزی، ده‌شتران، دحلج.

رنگها و طرحهای بکار رفته در قالیهای افشار:
طرح قالیچه افشار بطور کلی شکسته است.زیباترین نگاره‌ای که بکار می‌برند نقش مرغ است که به آن نقشه مرغی نیز می‌گویند و یا نقش ترنج بر متن ساده و درختانی که گاه از گلدان سربرآورده‌اند و پرندگانی که برروی این درختان نشسته‌اند. بافندگان تیره‌های لک و عمو ساربانی نقشه‌هایی به نام نقشه لک یا لکی و یا نقشه عمو ساربانی دارند.در تیره شولی‌ها از طایفه‌ بوچاقچی نقشه  شولی سه کله بافته می‌شود، بطور کلی طرحهای افشار عبارتند از:انواع ترنجی نظیر سه کله، چهارکله، پنج گل، گلدانی و موسی‌خانی، گل سماور، کتری و مکه‌ای، گل حشمتی و بابابگی، درختی و صورتی، طرح ابری، منبری.
کاربرد رنگهای لاکی، قهو‌ه‌ای، کرم، مشکی، سرمه‌‌ای در انواع مختلف، ویژگیهای خاص این گروه از فرشهای استان است.
(افشار- سیرجان)،(خورجین افشار سیرجان)

ویژگی بافت،دار و ابعاد در قالیچه‌های اصیل افشار:
رجشمار اغلب قالیچه‌های اصیل افشار بین ۱۵ تا ۲۵ رج متغیر است. نوع گره مورد استفاده ترکی می‌باشد، بر خلاف عشایر،بافندگان دیگری از طوایف غیر افشار هستند که در قالیچه‌های خود از گره فارسی استفاده می‌کنند. در حال حاضر برخی از قالیچه‌هایی که با نام افشار در روستاهای حومه سیرجان بافته می‌شوند دارای گره‌ی فارسی هستند. نوع دار قالی، زمینی است که یکی از مهمترین ویژگیهای فرشهای عشایری استان کرمان می‌باشد. ابعاد فرشهای عشایری استان عموماً در ۳ اندازه پشتی،ذرع ونیم و حداکثر دو ذرع میباشد. در سالهای اخیر ابعاد بزرگتر مثل ۳*۲ توسط برخی از بافندگان سیرجان وراج یافته است

چهار محال و بختیاری

چهارمحال وبختیاری:
چهارمحال وبختیاری ناحیه‌ای است کوهستانی، زردکوه محل سکونت ایل بختیاری است، این استان در جنوب غربی ایران واقع شده است از شمال و شرق به اصفهان از جنوب به کهگیلویه و از شمال غربی به ایذه محدود است.بختیاری‌ها شاخه‌ای از ایل الوار هستند که در تاریخ ایران به لر بزرگ مشهورند. استان شامل شهرهای شهرکرد، بروجن، فارسان و لردگان است. ایل بختیاری به دو دسته بزرگ هفت ‌لنگ و چهارلنگ تقسیم می‌شوند.

سابقه قالیبافی در چهارمحال و بختیاری :
در حال حاضر کلیه فرش‌های استان چهارمحال وبختیاری مطابق بافت و به ویژه بافندگان آنها می‌توان به دو گروه عمده تقسیم کرد:
۱ـ قالی بختیاری : به دست عشایر بختیاری بافته می‌شود.
۲ـ قالی قشقایی : ماحصل دست عشایر ترک قالیباف می‌باشد که گروه مهاجرین ترک قشقایی هستند که از ایل قشقایی انشعاب شده و به صورت مهاجر به ایل بختیاری آمده اند و در محدوده‌ بروجن و چند روستای آن ساکن شدند و در حال حاضراین فرشها توسط این گروه بافته می‌شود.
مهمترین مراکز قالیبافی در استان چهارمحال وبختیاری عبارتند از: چالشتر، سامان، اشکفنگ، پیربلوط ارجنگ، وردنجان، فرخ شهر، بروجن، بلداچی، فرادنبه، هیرگان، باباحیدر، اردل، شلمزار.

رنگ‌ها و طرح‌های قالی چهارمحال وبختیاری:
کلیه طرح‌های رایج و مرسوم در این استان را می‌توان به ترتیب ذیل طبقه بندی کرد:
الف ـ قالیهای قشقایی (یلمه):
۱ـ ترنجی (یا یک حوض)
۲ـ شکرلو ( یا دو حوض)
۳ـ بندی الوان
ب ـ قالیهای بختیاری:
۱ـ خشتی شامل: خشتی جانواری و گل و گیاه
۲ـ ترنجی (کچک و ترنج)
۳ـ سرو و کاج
۴ـ قالی سماوری (جقه‌ای)
۵ـ گل مینا (گل اشرافی)
۶ـ گلدانی (گل پتو ـ گلدانی خمره‌ای)
۸ـ گلدانی درختی
نقش بیشتر قالی‌های بختیاری نگاره‌های لوزی و مربع است که صورت شکسته و در رنگ‌های گوناگون تکرارمی‌شود که به آن نقشه بختیاری یا خشتی بختیاری می‌گویند. در چهار محال و بختیاری همچون کانونهای بافندگی قشقایی رنگ مورد نظر زرد است.
در بسیاری از روستاها همچون چالشتر بافندگان سعی می‌کنند تا رنگهای مورد نیاز خود را با استفاده از مواد اولیه گیاهی تهیه ‌کنند. شادابی و زنده بودن از ویژگیهای طرحها و علی‌الخصوص رنگهای بکاررفته در این استان می‌باشد.
طرح حوض و طوطی از جمله نقشه هایی است که سابقاً در روستاهای فرادبنه‌ و بروجن تولید می‌شد ولی در حال حاضر اهمیت خود را از دست داده است.
(چهار محال) ، (قالی چهار محال) ، (چهار محال- بی بی باف) ، (چهار محال – خشتی)، (چهار محال- لچک وترنج) ، (چهار محال –گل پتویی)

چالشتر:
چالشتر در ۸ کیلومتری شمال شرقی شهرکرد یکی از قدیمی ترین و فعالترین مناطق قالیبافی در استان چهارمحال و بختیاری است. مهمترین ویژگی قالی چالشتر استفاده از مواد اولیه مرغوب و رنگرزی مناسب به همراه بافت ممتاز و منحصر به فرد می‌باشد شادابی و زنده بودن رنگ‌های به کار رفته باعث بوجود آوردن یکی از زیباترین قالی‌های این استان شده است.

رنگ و طرح‌های بکاررفته در قالیهای چالشتر:
طرحهای گلدانی، گل مینا، سرو و کاج و قابی سماوری از دیگر طرحهای رایج و شاخص این روستا می‌باشد طرح گل مینا به واسطه رنگ سبز سیری که در متن خود به همراه دارد یکی از زیباترین طرحهای اصیل چهارمحال و بختیاری می‌باشد.
رنگهای بکاررفته در بافته‌های این روستا عبارتند از:
۱ـ آبی سیر و روشن ۲ـ لاکی سیرو روشن۳ـ کرم ۴ـ سفید ۵ـ قهوه‌ای ۶ـ سبز سیر و روشن ۷ـ چهره‌ای ۸ـ نارنجی

ویژگیهای بافت دار و ابعاد در فرشهای چالشتر:
گره مورد استفاده در این روستا از نوع ترکی بدون استفاده از قلاب می‌باشد. نوع دار قالی مورد استفاده به جز موارد انگشت شمار اغلب به صورت ایستاده و عمودی است. رجشمارها قالی‌ها بین ۲۵ الی ۳۰ رج و گاه تا رجشمار ۴۰ رج می‌باشد. ابعاد متداول عمومماً دوذرع و ۶ و ۹ و ۱۲ مترمربع می باشند و در موارد معدودی ابعاد بزرگتر نیز دیده می‌شود.

سامان:
درشمال شهر کرد در فاصله ۲۱ کیلومتری آن قرار دارد. در زبان فارسی به معنی سر حد است.چرا که این شهر مرز شمالی بین استان‌های چهارمحال و بختیاری و اصفهان است. قالی امروز سامان، به لحاظ رنگ و طرح با تولیدات چالشتر قابل مقایسه می‌باشد. طرحهای بکاررفته: خشتی، ترنجی، سرو کاج و… می‌باشد. نوع گره مورد استفاده در بافت قالیهای سامان ترکی است و گره فارسی به صورت محدود به کار می‌رود. رجشمار اغلب بافته‌ها بین ۲۵ و حداکثر ۳۵ رج می‌باشد. نوع دار قالی مورد استفاده به هر دو صورت زمینی و عمودی می‌باشد. ابعاد قالی‌های به کار رفته بیشتر ۶ و ۹ متر مربعی می‌باشد.

بروجن:
دومین شهر استان از نظر وسعت و جمعیت است که از سال ۱۲۸۰ پذیرای عشایر ترک قشقایی ‌شد. قالی‌های این عشایراز نوع مشهور یلمه است. فرشهای یلمه بروجن دارای طرحهای ترنجی یا یک حوض، طرح شکرلو یادوحوض و طرح بندی الوان می‌باشد.
از نظر ظاهری کلیه طرحهای ترنجی دارای یک ردیف ترنج لوزی در متن فرش است که در مرکز فرش و در امتداد طولی آن قرار گرفته‌اند. طرحهای نوع دوم یا شکرلو دارای همان ویژگی می‌باشند ولی در متن کلیه فرش‌هاحداقل دوردیف ترنجهای لوزی شکل موازی به چشم می‌خورد. ترنج ها به شکل لوزی است و بر روی لبه‌آنها نقوش کنگره‌ای شکل به چشم می‌خورد.
مهاجرین قشقایی پس از رسیدن به سرزمین بختیاری،طرح‌های متعلق به خود ( ترنجی و شکرلو) را با طرح‌های اصیل بخیتاری به ویژه خشتی ادغام نمودند و با قرار دادن ترنجهای لوزی در درون قابهای فرشهای خشتی طرح جدیدی ارائه نمودند که بندی الوان نام گرفت.رجشمار قالی‌های یلمه ۲۵ تا ۳۵ می‌باشد، نوع دار مورد استفاده زمینی است. ابعاد تولیدی در حال حاضر ذرع و نیم و دو ذرع و ۶ و ۹ و ۱۲ متری و همچنین کناره می‌باشد.
رنگهای بکاررفته عبارتند از: لاکی سیروروشن، سرمه‌ای سیر و روشن، آبی، زرد، کرم، سفید و سیاه.

شهربن:
بن در فاصله ۳۱ کیلومتری شهر کرد قرار دارد و از نواحی کشاورزی و دامپروری استان محسوب می‌شود. مردم این شهر به زبان ترکی تکلم می‌کنند. قالی‌های این شهر به صورت ذهنی باف است و با استفاده از گره ترکی بافته می‌شود. رجشمارهای آنها اغلب پائین و بین ۱۵ تا ۲۰ می‌باشد. طرح خشتی از طرحهای رایج در این شهر می‌باشد که به صورت ذهنی و با رجشمارهای پایین بافته می‌شود. نوع دار قالی مورد استفاده به صورت زمینی و عمودی می‌باشد.

وردنجان، پیربلوط، ارجنگ:
این روستاها در فاصله چالشتر و بن قرار گرفته است. روستای وردنجان به سبب فاصله کمتر با بن از جهت طرح و رنگ،تا حدودی سبک بافتشان متأثر از آنجا می‌باشد. لیکن روستاهای پیربلوط و ارجنگ از هر حیث دارای بافته‌های نسبتاً زیبا و مشابه به قالی‌های چالشتر می‌باشند. رجشمارهای قالی در ارجنگ بین ۲۵ الی ۳۵ رج می‌باشد که از نظر رنگ و طرح سخت تأثیر چالشتر می‌باشد ابعاد تولیدی نیز عموماً به صورت ۶ و ۹و ۱۲ متر مربع می‌باشد. نوع گره مورد استفاده ترکی و رجشماربافته‌های روستایی پیربلوط بین ۲۵ الی ۳۵ رج است.

بلداچی:
این شهر در ۳۵ کیلومتری جنوب غربی بروجن قرار دارد. ذهنی بافی و استفاده از رجشمار پائین (۲۵ الی ۳۰) از مشخصات بارز تولیدات بومی و اصیل این روستا است. طرحهای لچک و ترنج و خشتی سهم عمده‌ای را در قالی امروز بلداچی به خود اختصاص می‌دهد. نوع گره مورد استفاده ترکی و دارهای قالی بیشتر از نوع زمینی است.
فرادبنه در بخش مرکزی بروجن قرار دارد و به واسطه نوع طرح منحصر به فرد قالی‌های آن معروف است. طرح معروف شرابه در انواع گل پتویی، گلدانی و… طرح ویژه قالیهای این روستا است. رجشمارهای فرشها بین ۲۵ الی ۳۰ و حتی ۳۵ رج می‌باشد. اغلب دارها به صورت زمینی و نوع گره ترکی می‌باشد. رنگهای اصلی به کار برده شده فرادبنه عموماً شاد و عبارتند از:آبی، لاکی روشن، سبز سیر و روشن، صورتی، مسی، کرم، زرد و به ویژه رنگ سرخ در نمونه‌های قدیمی.

اردل:
اردل در ۹۶ کیلومتری جنوب شهر کرد قرار دارد.طرحهای مورد استفاده در این ناحیه شامل طرحهای خشتی و لچک و ترنج و همچنین طرحهای هندسی دیگر می‌باشد.فرشهای اولاد(اولاد حاج علی) از طوایف ایل دنیا رانی که در مناطق جنوب استان ساکن هستند. ساده ترین ودر عین حال پایین ترین نوع کیفیت قالیهای این استان را تشکیل می‌دهند طرح آن هندسی و در متن دارای یک یا چند ردیف ترنج‌های لوزی شکل می‌باشد. نوع گره مورد استفاده آنها ترکی و رجشمار این گروه از فرشها بین ۱۵ تا ۲۰ رج است. و تنوع زیادی در طرح و رنگ آنها دیده می‌شود.
قالی بی‌بی باف در میان فرشهای بختیاری از اهمیت زیادی برخوردارند.در گذشته به زنان و دختران خوانین‌ بی‌بی گفته می‌شد آنان قالیبافان ماهررادرکارگاههای قالی‌بافی خود بکار وا می‌داشتند.

چگونه رد وسایل را از روی فرش از بین ببریم؟

هنگام تغییر دکوراسیون و تعویض اثاثیه منزل ، احتمالا دیده اید که پایه ها و لبه های وسایل ردی از خود بر روی فرش می گذارند و یک گودی کوچک روی فرش به جا می گذارند. در این مطلب چند ایده در خصوص نحوه از بین بردن رد وسایل از روی فرش ارائه می دهیم.

بخارشوی

یکی از ساده ترین و موثرترین روش ها برای از بین بردن رد وسایل از روی فرش، استفاده از بخارشوی است. اگر بر طبق دستورالعمل این ماشین عمل کنید و بخارشویی را با اسپری آب انجام دهید، به راحتی رد وسایل از روی فرش از بین می رود.

اتو

 

اگر بخارشوی ندارید و یا نمی توانید کرایه کنید، خودتان عمل بخارشوی را به وسیله یک حوله مرطوب و یک اتو انجام دهید. حوله تمیز و مرطوب را روی قسمت آسیب دیده فرش بگذارید و به آرامی اتو را روی حوله قرار دهید. بگذارید یک دقیقه بماند سپس حوله را بردارید. رد وسایل از روی فرش بلافاصله از بین می رود. اگر بار اول نتیجه نداد، دوباره این کار را تکرار کنید.

یخ

یک راه آسان و ساده برای محو کردن رد اثاثیه منزل از روی فرش، استفاده از یخ بر روی قسمت آسیب دیده است. یک تکه یخ را بر روی قسمت آسیب دیده فرش برای مدتی طولانی مثلا یک شب بگذارید و صبح روز بعد یک قلم مو روی آن بزنید (مسواک یا قلم مو نرم یا ضخیم بسته به جنس فرش انتخاب کنید). با اندکی فشار قلم مو رد به جا مانده سریعا و به راحتی از بین می رود.

دست

یک راه حل دیگر برای از بین بردن اثر وسایل از روی فرش، استفاده از انگشتان دست است. پس از ۵ تا ۱۰ دقیقه قسمت آسیب دیده فرش راجارو برقی بکشید. جارو را به آرامی در اطراف آن حرکت دهید تا رشته های فرش بالا آمده و صاف شوند.

پیشنهاداتی در نحوه استفاده از قالی مدرن

قالی ایرانی از قدیمی‌ترین و کلاسیک‌ترین قالی‌هاست به خصوص عتیقه آن. ارزش این قالی‌ها بر اساس کار انجام شده بر آن، الگوی آن، محل تولید و مواد به کار رفته در بافت آن تعیین می‌شود. ابعاد نیز حائز اهمیت هستند به خصوص در قالی‌های آنتیک.

در این مطلب پیشنهاداتی در نحوه استفاده از قالی مدرن ارائه می‌گردد:

قالی راه راه

قالی راه راه

قالی راه راه طول یا عرض فضا را بیشتر از آنچه هست نشان می‌دهند و درنتیجه فضا را بزرگتر نشان می‌دهند. قالی‌های راه راه جدید جلوه زیبایی به اتاق می‌دهند و آن را بزرگتر نشان می‌دهند.

قالی‌های طرحدار

قالی طرحدار

قالی طرحدار جلوه و نقش و نگار به اتاق می‌بخشد. استفاده از رنگ‌هایی که با رنگ اثاث خانه هماهنگ باشد، جلوه مدرن و شیک به خانه می‌دهد و احساس راحتی و گرمی می‌بخشد.

قالی مستطیلی کناره

قالی مستطیل

قالی مستطیلی برای ایجاد فاصله بین دو قسمت مختلف اتاق مناسب است. مثلا این قالی برای ورودی خانه استفاده می‌شود. قالی‌های بافت ضخیم نرم هستند و در عین حال بادوام.

قالی بافت

قالی بافت

قالی‌های ابریشمی بهترین انتخاب برای مبلمان نرم همچون صندلی‌های پشمی هستند. رنگ روشن آنها می‌تواند دیوار تاکیدی را بیشتر نشان دهد و می‌تواند تم اتاق را برجسته سازد. قالی‌های پشم و پنبه بسیار نرم هستند و گزینه مناسبی برای اتاق نشیمن است.

فرش شرقی

قالی و فرش ایرانی

دکور کردن خانه با قالی‌های مدرن و ساده کار بسیار آسانی است اما دکور خانه با فرش‌های ایرانی و شرقی تجربه و خلاقیت زیادی می‌طلبد. برای مثال بهترین جا برای قالی ایرانی به منظور جلوه بیشتر، قرار دادن آن زیر کاناپه است. سپس صندلی و میزها را مجاور یا در مقابل آن قرار دهید. رنگ‌های طبیعی مانند نارنجی، نیلی و فیروزه‌ای می‌توانند به اتاق جلوه بیشتری بدهند.

می‌توانید از گلیم‌های قابل انعطاف نیز استفاده کنید. گلیم‌ها رنگ‌های قوی دارند و طرح و نقش منظمی دارند که آنها را قابل استفاده چندگانه می‌سازد. از گلیم برای تزیین روی دیوار یا روی کاناپه نیز استفاده می‌شود.

فرش‌های شرقی که از پشم ساخته شده، برای هماهنگی با رنگ‌های تیره بسیار مناسب هستند. این فرش‌ها بسیار لوکس هستند و گزینه مناسبی برای اتاق نشیمن هستند. فرش‌های شرقی به اتاق خنثی نقش و جلوه می‌دهد و موجب درخشش اتمسفر اتاق می‌شود.

000-017   000-080   000-089   000-104   000-105   000-106   070-461   100-101   100-105  , 100-105  , 101   101-400   102-400   1V0-601   1Y0-201   1Z0-051   1Z0-060   1Z0-061   1Z0-144   1z0-434   1Z0-803   1Z0-804   1z0-808   200-101   200-120   200-125  , 200-125  , 200-310   200-355   210-060   210-065   210-260   220-801   220-802   220-901   220-902   2V0-620   2V0-621   2V0-621D   300-070   300-075   300-101   300-115   300-135   3002   300-206   300-208   300-209   300-320   350-001   350-018   350-029   350-030   350-050   350-060   350-080   352-001   400-051   400-101   400-201   500-260   640-692   640-911   640-916   642-732   642-999   700-501   70-177   70-178   70-243   70-246   70-270   70-346   70-347   70-410   70-411   70-412   70-413   70-417   70-461   70-462   70-463   70-480   70-483   70-486   70-487   70-488   70-532   70-533   70-534   70-980   74-678   810-403   9A0-385   9L0-012   9L0-066   ADM-201   AWS-SYSOPS   C_TFIN52_66   c2010-652   c2010-657   CAP   CAS-002   CCA-500   CISM   CISSP   CRISC   EX200   EX300   HP0-S42   ICBB   ICGB   ITILFND   JK0-022   JN0-102   JN0-360   LX0-103   LX0-104   M70-101   MB2-704   MB2-707   MB5-705   MB6-703   N10-006   NS0-157   NSE4   OG0-091   OG0-093   PEGACPBA71V1   PMP   PR000041   SSCP   SY0-401   VCP550  

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است