مقایسه سبک فرش قم با فرش ابریشم

از زمان های خیلی قدیم عشایری ها و روستایی های قم به کار «قالی»بافی اشتغال داشته اند ولی کارشان به گونه و شیوه امروزی نبوده است .

صنعت «قالی»بافی در قم حدود ۸۰ سال است که به شیوه امروزی در حال انجام شدن است .

یا به عبارت دیگر می توان گفت که صنعت «قالی»بافی به شیوه امروزی در قم از زمانی آغاز گردید که بازرگان های کاشان دارهای «قالی» را به این شهر بردند و کارشان را در اندازه ای محدود آغاز نمودند .

پس از آن که کار «قالی»بافی به شیوه امروزی در قم آغاز شد تنها ۲۰ سال گذشته بود که این صنعت به صورت تجارتی و در ابعاد وسیع به صورت پیشرفته درآمد.

ذکر این نکته در اینجا حائز اهمیت است که صنعت «قالی»بافی در میان مردم عشایر شاهسون از قبل وجود داشته است و آن ها به صورت ذهنی بافی به بافت «قالی» مشغول بوده اند .

این صنعت بسرعت در شهر قم رونق یافت و به مرور زمان به روستاهای اطراف کشیده شد.

«فرش» قم در شروع با استفاده از پشمهای نه چندان ظریف وارد بازار شدند. و عموماً با رجشمار۴۰ انجام می گرفتند.

در سالهای بعد هنرمندان قالیباف قم دگرگونی قالیبافی را به حد تکامل رسانیده و با فنون و قابلیت خاصی اقدام به بافت فرشهای تمام ابریشم با رجشمار بسیار بالایی نمودند.

قالی های نفیس که بدین ترتیب و با این نخهای ظریف ابریشمی به بازار ارائه شد نیز تحت عنوان فرش گل ابریشم و فرش ابریشم مرسوم شدند.
طرحهای قالی قم همانند رنگهای مورد استفاده از تنوع و گستردگی خاصی برخوردار است.

نقشه های قالی های قدیمی قم را طرح های مشهور به لچک و ترنج شاه عباسی – محرمات- محرابی و شکارگاه تشکیل می دادند این طرح ها که با اقتباس از نقشه های کاشان و اصفهان تهیه شده بود بسرعت با خلاقیت طراحان قم دچار تحول شده و سبک جدیدی در صنعت قالیبافی ایران شکل گرفت.

این سبک با ویژگی هایی نظیر طراحی آستادانه و هماهنگی نقوش و رنگ آمیزی بدیع و کم نظیر به “سبک فرش قم” و “سبک فرش ابریشم” مشهور گردید.

 

فرش دستباف نماد ملت ایران

هرکشور وهر ملت و قومیتی یک کالایی را به عنوان کالای نمادین کشورش دارد . کشورما هم فرش دستباف را به عنوان نماد کشورش در اختیار دارد .
همه کارشناسان فرش در سراسر دنیا بر این عقیده هستند که بهترین و زیباترین فرش ها در جهان فرش های دستباف ایرانی است .

«فرش» دستباف نماد ملت ایران است . همان طور که هر کشوری برای خود نمادی دارد کشور ما هم دارای نماد است و این نماد را «فرش» دستباف مشخص نموده است .

همه جای دنیا زمانی که نام «فرش» دستباف به میان می آید کشور ایران در ذهن ها تداعی می شود در واقع می توان این گونه گفت که کالای نمادین کشورما «فرش» دستباف آن است .

سراسر دنیا کشور ما را با «فرش» دستبافتش می شناسند .

بر اساس عقیده و نظر کارشناسان «فرش» در همه کشورها «فرش» های دستباف کشور ما از همه «فرش»های دنیا زیباتر است . در حقیقت کارشناسان «فرش» بهترین و زیباترین «فرش»های دنیا را «فرش» های دستبافت ایرانی می دانند .

باستان شناسان و متخصصان اعتقاد دارند تاریخچه بافت و تولید «فرش» در ایران به دوران صفویه (۱۷۳۶ ۱۵۰۱ میلادی) برمی گردد. پژوهشگران معتقدند که قرن ۱۶ و ۱۷، آغاز شکوفایی هنر «فرش»بافی در ایران بوده است.

حدود یک سوم فرش دستباف کل دنیا در ایران بافته می شود و ۳۰ درصد از بازار صادرات فرش دستباف در دنیا، در دست کشور ماست. اگر می خواهید فرش دستباف بخرید یا تصمیم دارید فرش دستباف تان را عوض کنید، بهتر است قبل از این کار نکته هایی را که برای خرید یک فرش دستباف خوب لازم است، بدانید.

از ویژگی های یک فرش دستباف این است که در فرش دستباف، چند سانتی متر اختلاف در ابعاد فرش در قسمت های بالا و پایین وجود دارد که در واقع این یکی از ویژگیهای فرش دستباف است و عیب به شمار نمی رود. یک فرش‌ دستباف ایرانی در سه قالب اصلی ترنج، خشتی و افشان بافته می‌شود.

بشر از زمانی که خود را شناخت و ضرورت وجود ملزومات زندگی را احساس نمود، به فکر داشتن منسوجی بود تا او را در برابر سرما و سختی زمین محافظت نماید. پشم و موی حیواناتی نظیر گوسفند و بز، اولین یافته‌های بشر برای برآوردن این نیاز بود و متعاقباً پوست این حیوانات اولین زیرانداز یا به عبارت دیگر، فرش منسوج بود.

 

به دنبال تحول و پیشرفت در زندگی، بشر آموخت که می‌تواند با در هم نمودن و فشردن الیاف پشم، زیراندازی ضخیم‌تر و گرم‌تر به نام نمد تهیه نماید. متعاقباً با فراگیری فنون ریسندگی و تابندگی، نخ‌های پشمی را تولید نمود و برای اولین بار با ادغام رشته نخ‌های افقی و عمودی نخ‌های پشم، گلیم را ابداع کرد و این سرآغازی بود برای ابداع فرش گره‌دار یا پرزدار که هنر و فنی پیشرفته‌تر بود.

 

فرش واژه ای عربی است که به معنای زمین است و در زبان فارسی دارای مفاهیمی چون گسترده شدن، زیرانداز و کفپوش می باشد. با توجه به تعریف فوق مفاهیمی چون گلیم، نمد، زیلو، فرش ماشینی و دستباف را می توان فرش دانست.

 

دستباف بخرید

فرش دستباف در میان همه کفپوشهای دیگر از جایگاه ویژه ای برخوردار است و ویژه گیهای این هنر ارزنده ایرانی برای همه ملل و اقوام شناخته شده است

با این حال همگان در خصوص ترویج استفاده از قالی دستباف در بین خانوارها وظیفه مندیم و باید از هر فرصتی برای طرح وجوه تمایز آن با سایر کفپوشها استفاده نماییم.

فرش دستباف
با انجام این مهم علاوه بر تامین سلامت روحی و جسمی دوستانمان منافع مادی انان را هم حفظ نموده به رونق هنری که در ابعاد مختلفی برای جامعه مفید است کمک نموده ایم

برخی مزایای محوری فرش دستباف به سایر کفپوشها را یادآوری می نمایم :

۱- یقین داشته باشید که چون مواد تشکیل دهنده فرش دستباف از طبیعت گرفته شده و به هیچ وجه از الیاف مصنوعی استفاده نمی شود به تامین سلامت جسمانی شما کمک خواهد کرد.پرزهای پشمی قالی با خاصیت الاستیک و فنری خو د حتی نقش یک تشک استاندارد را ایفا می نمایند

۲- طرح ها و رنگ های متنوع قالی دستباف آرامش روحی و روانی شما را تامین و موجبات لذت بردن در زندگی را برای شما فراهم می نماید. شما میتوانید از میان هزاران طرح و نقشه رایج در قالی دستباف ایرانی و با رنگبندی های بسیار متنوع آنچه را که باب طبع شماست و از دیدن آن لذت می برید انتخاب نمایید

۳- قالی دستباف تنها کف پوشی است که بر اثر پا خوردن، نور و شست و شو زیبایی های آن مضاعف گردیده و هیچ گاه چشم نوازی خود را از دست نمیدهد. بالاخص اگر که این قالی با استفاده از مواد رنگزای طبیعی رنگ شده باشد.

۴- با توجه به استفاده از پشم و ابریشم و پنبه به عنوان مواد اولیه در قالی دستباف هیچگاه شاهد تولید الکتریسیته ی ساکن از این کفپوش نخواهید بود، مزیتی که نسبت به بسیاری از کف پوش های دیگر ملموس و قابل توجه است.

۵- با خرید فرش های دستباف نفیس کمک قابل توجهی به حفظ میراث فرهنگی کشورمان نموده و باعث ترویج فرهنگ ایرانی اسلامی، آرزوها، آرمان ها و علایق بافندگان و طراحان فرش خواهید گردید.

۶- با آراستن خانه های خود به فرش دستباف موجبات زندگی بهتر قریب به ۶ میلیون نفر که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم از هنر صنعت فرش دستباف ارتزاق می نمایند فراهم خواهید ساخت.

۷- قالی دست باف نسبت به همه ی کف پوش های دیگر از عمر چند برابری برخوردار بوده و قابلیت بسیار بالایی برای پاکیزگی و تنظیف دارد.

۸- خرید فرش دستباف هزینه نیست بلکه سرمایه گذاری است، با خرید فرشهای نفیس دستباف در جشنواره ی فروش فرش (۲۲ بهمن لغایت ۲۲ اسفند ۸۹) وجوه نقد خود را تبدیل به سرمایه گذاری مطمئن نمایید.

۹- اطمینان داشته باشید که فرش دستباف ایرانی روند افزایشی در قیمت داشته لذا از فرصت استفاده نموده و همین امروز قالی مورد نیاز خود را با قیمت مناسب تهیه نمایید

۱۰-قالی ایرانی باعث رونق بخش کشاورزی و دامپروری و حتی صنعت بالاخص صنعت نساجی است با خرید قالی دستباف عملا” این بخشها هم رونق خواهند یافت

۱۱-هر ملتی یک کالای نمادین دارد که دنیا آن ملت را با ذکر آن کالا بیاد میآورد فرش دستباف نماد ملت ایران در بین اقوام است و جهان ایران را با قالی آن و قالی را با ایران می شناسد

 

۱۲-به هنگام خرید فرش دستباف تمام تلاشتان این باشد که از هر سبک و طرحی میخواهید انتخاب نمایید مرغوبترین و نفیس ترین باشد.با انتخاب کالای نفیس سرمایه گذاری خود را تضمین نمایید.

فرش ایران و چگونگی طبقه بندی آن

نقوش فرش ایران و نگاره های تزیینی آن و از همه مهمتر مفاهیم بنیادی و شاید هم راز آمیز آنها ، از جمله مباحث تخصصی فرش ایران می باشد که در طی چند دهه ی اخیر بسیار مورد توجه فرار گرفته است .

در خصوص طبقه بندی صحیح و اصولی طر ح های فرش ایران و همچنین مبانی بنیادی آن تا چند سال اخیر کار چندانی صورت نگرفته بود ، امل به تدریج مطالعات انجام شذه به ویژه توسط کارشناسان و محققین ایرانی که متاسفانه هنوز از طرفداران زیادی برخوردار نیست ، می رود تا دنیای جدیدی را از طبقه بندی علمی – هنری – طر ح های فرش ایران را ارائه دهد .

نتیجه تصویری برای فرش

از برکت بسیاری از این مطالعات در برخی موارد رمز پردازی و نماد گرایی نقوش فرش ایران نیز آشکار گشته و نتایج حاصله افزون بر سایر دلایل ، بر ارزشهای هنری فرش ایرانی افزوده است ، قبل از پرداختن به مباحث جدیدی که در طی سالهای اخیر برای طبقه بندی فرشهای ایران مورد توجه قرار گرفته و همچنین مروری بر نظریات کارشناسان غربی در مورد نقشه های فرش ایران ، به معرفی یک طبقه بندی قدیمی از طرحهای فرش ایران می پردازیم که بیش از دو دهه از عمر آن می گذرد و می توان گفت امروزه مورد توجه و استفاده اغلب طراحان و تولید کنندگان فرش قرار گرفته و در ومدارس و دانشگاهها نیز به عنوان طبقه بندی اصلی طرحهای فرش ایران معرفی می گردد .

در این طبقه بندی بدون توجه به دلایل شکل گیری و پیدایش طرحها و نقش ها و حتی ریز نقش های مورد استفاده در فرش ، فقط با توجه به نوع آرایه ها و تزیینات طرح و همچنین اشکال تقلیدی به کار رفته و حتی با توجه به نوع تقسیم بندی متن فرش و جای گیری اشکال و تصاویر در آنها به دسته بندی طرحهای فرش ایران پرداخته اند و سپس با قیاس کلیه ی طرحهای سایر فرشها و توجه به وجوح مشترک طرح در هر فرش با طبقه بندی مذکور ، به اصطلاح تمامی طرحهای فرش ایران را در این فهرست گنجانیده اند. در اینجا با این طبقه بندی آشنا می شویم .

بر اساس این طبقه بندی کبیه طرحهای فرش ایران به ۱۹ گروه اصلی طبقه بندی و هر یک نیز به چند شاخه ی کوچکتر تقسیم می گردند که عبارتند از:

گروه ۱ – طرحهای آثار باستانی و ابنیه اسلامی
کلیه ی طرحهایی که ملهم از نقوش و اشکال تزیینی بناها ، عمارات و کاشیکاریهای آنها می باشند در این گروه جای دارند . البته طراحان فرش در برخی از طرحهای اصلی نقوش این بناها حسب سلیقه ی خود تغییراتی را وارد نموده اند اما ساختار و تشابه اصلی طرح فرش با طرح اصلی بنا کاملا حفظ گردیده است .
معروفترین طرحهای این گروه عبارتند از :
گنبد مسجد شیخ لطف الله ، سردر امامزاده محروق ، گنبد مسجد امام ، تخت جمشید ،‌ طاق بستان مسجد جامع اصفهان و …

گروه ۲ – طرحهای شاه عباسی
اساس کلیه طرحهای شاه عباسی بر مبنای کاربرد گل معروف شاه عباسی در این طرح است . در این طرحها گل های شاه عباسی به همراه بندهای ختایی و گاه تلفیق آنها با اسلیمی ها ، انواع مختلفی از نقوش فرش را ارائه می دهند . انواع طرحهای این گروه عبارتند از : لچک و ترنج شاه عباسی ، افشان شاه عباسی ، شاه عباسی درختی ، شاه عباسی شیخ صفی ، شاه عباسی جانوری و …

گروه ۳- طرحهای اسلیمی
قالب اصلی این طرح بر مبنای گردش های منظم و بغایت سنجیده ی بند های اسلیمی است . از آنجایی که اسلیمی خود دارای انواعی است اذا با توجه به نوع و شکل آن نیز می توان طرحهای اسلیمی را طبقه بندی نمود . معرئفترین طرح آن ، اسلیمی جهان اژدر است . در این نوع اسلیمی به دو شاخه تقسیم شده و حالتی شبیه به فکین اژد ها را به وجود می آورد . انواع مختلف طرحهای اسلیمی عبارتند ار : اسلیمی بندی ، اسلیمی افشان ، اسلسمی لچک و ترنج

گروه ۴- طرحهای اقتباسی
گفته می شود اغلب طرحهای این گروه شباهت زیادی با طرحهای فرش مناطق مرزی ایران و کشورهای همسایه و حتی سایر کشورها دارد و به همین دلیل آنها اقتباسی می نامند مانند طرخهای معروف به قفقازی و گوبلنی

گروه ۵- طرحهای افشان
در این طرح کلیه ی بند ها و نگاره های فرش پیوستگی و ارتباط کاملی دارند به نحوی که به نظر می رسد نقاش از هنگام شروع طرح تا پایان آن قلم از کاغذ بر نداشته و یک ارتباط مداوم بین قسمتهای مختلف نقش بوجود آورده ، به عبارت ساده تر همان گونه که از نام نقوش این گروه پیداست ، تمامی گل و برگها و بند های موجود در طرح ، در متن فرش پراکنده و افشان شده اند . طرحهای افشان اصولاً به گونه ای طراحی می شوند که هیچ یک از گل و برگها قرینه نداشته و اصول قرینه نگاری در آن وجود ندارد . انواع مختلف طرحهای افشان عبارتند از :
افشان دسته گلی ، افشان حیوان دار ، افشان ختایی و …

گروه ۶ – طرحهای واگیره ای (بندی)
طرح اصلی آن به گونه ای است که سراسر فرش هم از جهت طول و هم از جهت عرض به قطعات منظم ثقسیم شده و هر قسمت توسط خطوط و یا بند هایی به قسمت همجوار می پیوندد و به این ترتیب از به هم پیوستن این قسمتها و بند های آنها کل طرح بوجود می آید . طرخهای اصلی این گروه عبارتند از : بندی اسلیمی ، بندی خشتی ، بندی ترنجدار ، بندی شیر و شکری ، بندی شاخه گوزنی ، بندی دسته گلی ، بندی مینا خانی و…

گروه ۷ – طرحهای بته ای(بته جقه)
کلیه طرحهای این گروه بر مبنای کاربرد بته جقه است و به انواع و اقسام مختلف به تزیین متن و حاشیه فرش با بته جقه ها می پردازد . انواع مختلف طرحهای بته جقه ای که هر یک به گونه ای شیوه یافته اند عبارتند از : بته میری ، بته خرقه ای ، بته قلمکار، بته کردستانی و …

گروه ۸ – طرحهای درختی
در طرحهای این گروه درخت و درخچه های کوچک و بزرگ به ویژه به صورت انفرادی ترکیب اصلی را تشکیل داده اند و با اجزای دیگری ترکیب شده اند .معروفترین طرحهای این گروه عبارتند از : درختی سبزیکار ، و درحتی حیواندار.

گروه ۹ – طرحهای ترکمن
طرحهای ترکمن همگی در گروه نقوش هندسی قرار دارند و به صورت ذهنی بافته شده اند . معروفترین طرحهای ترکمن در ایران که در این گروه نام برده می شوند ،عبارتند از : غزال گز، قاشقی، آخال و …

گروه ۱۰ – طرحهای شکار گاهی
بنیاد اصلی این گروه از طرحها نمایش صحنه های شکار و شکار گاه است . به نحوی که در قسمتهای مختلف طرح یک سوار کار با وسیله ای همانند تیر و کمان یا نیزه مشغول شکار آهو و یا سایر جانوران است .

گروه ۱۱- طرحهای گل فرنگ
کلیه طرحهای این گروه بر مبنای گلهای طبیعی بویژه گل رز با رنگهای بسیار روشن نظیر زرد ، آبی و سرخ می باشد . انواع طرحهای گل فرنگ عبارتند از: گل فرنگ بیجار ، گل فرنگ دسته گلی گل فرنگ گل و بلبل ، لچک و ترنج گل فرنگ ، افشان گل فرنگ و …

فرش ایران, طرحهای اسلیمی

گروه ۱۲- طرحهای قابی (خشتی)
متن فرش در این طرحها به قسمتها یا قابهای مختلفی تقسیم گشته که به طور منظم در کنار هم قرار دارند و در داخل هر قاب با گل و برگهای مختلفی تزیین شده است . معروفترین طرحهای قابی عبارتند از: قابی بختیار و قاب قرانی

گروه ۱۳- طرحهای گلدانی
ویژگی اصلی این طرح وجود یک یا چند گلدان در اندازه های مختلف است که تمام متن فرش را می پوشاند . اما اغلب طرحهای گلدانی دارای گلدانی بزرگ در یک طرف فرش هستند که شاخه های گلهای آن تمام متن فرش را می پوشاند . معروفترین طرحهای گلدانی عبارتند از :
گلدانی هزار گل ، گلدانی محرابی ، گلدانی ظل السطانی

گروه ۱۴- طرحهای ماهی در هم
طرح ماهی در هم از قدیمی ترین و رایج ترین طرحهای فرش ایران است . این طرح اغلب به صورت یک واگیره می باشد و بافنده همان واگیره را در طول و عرض فرش تکرار می کند . در این طرح یا واگیره یک حوض به صورت لوزی با چهار برگ – ماهی در اطراف آن مشاهده می شود .

طرح ماهی در هم در نقاط مختلف ایران به نامهای مختلفی مشهور است . مهمترین انواع آن عبارتند از :
ماهی فراهان ، ماهی زنبوری ، ماهی کردستان و ریزه ماهی

گروه ۱۵- طرحهای محرابی
طرح اصلی در این گروه بر مبنای محراب است . همان مکانی که در مساجد ، مکان نمازگذاران امام جماعت است . در این طرحها معمولا محراب را با تزییناتی از قبیل قندیل ، گلدان ، و حتی درخچه های کوچک می پوشانند و گاه دو طرف محراب را با ستونهای بزرگی که سقف محراب بر روی آن قرار دارد نشان می دهند انواع طرحهای این گروه عبارتند از :
محرابی قندیلی ، محرابی گلدانی ، محرابی درختی

گروه ۱۶- طرحهای محرمات
در این طرح کل متن فرش از جهت طولی به چند ردیف موازی تقسیم میگردد و درون این ردیفها با نگاره هایی همچون بته جقه ، انواع اسلیمی و یا ختایی و گل و برگهای دیگر تزیین می گردد . به عبارت دیگر متن فرش به صورت راه راه می باشد ، محرمات بته جقه ای معروفترین طرح این گروه است.

گروه ۱۷- طرحهای هندسی
همان گونه که از نام طرحهای این گروه پیداست ، کلیه نقوش این گروه به صورت هندسی و با استفاده از خطوط زاویه دار به وجود می آیند . مهمترین انواع طرحهای هندسی عبارتند از :
هندسی کف ساده ، هندسی جوشقان ، هندسی خاتم شیراز ، هندسی لچک و ترنج و هندسی قابی

گروه ۱۸- طرحهای ایلی و عشایری
این طرحها عموما توسط عشایر ایران بافته می شوند و اغلب نگاره ها و تزیینات طرح ملهم از ذهن قالیبافان است . در این طرحها قرینه بودن چندان معنا ندارد و ختی همین ویژگی و سادگی نقوش از عوامل اصلی زیبایی طر حهای این گروه است . طرحهای فرش عشایر قشقایی ، شاهسون ، بلوچ و … در این گروه جای می گیرند .

گروه ۱۹- طرحهای تلفیقی
طرحهای این گروه به مرور زمان و با ادغام شدن طرحهای مختلف بوجود آمده است و دهها وبلکه صدها نوع از آن را می توان در میان مناطق مختلف ایران مشاهده کرد . برخی از طرحهای تلفیقی به جهت تلفیق زیبا و صحیح نقوش مختلف از جذابیت بالایی برخوردارند . اما برخی از آنها ناشی از تلفیق نابهنجار چند طرح می باشند . گونه های مختلفی از طرحهای تلفیقی را می توان نام برد مانند لچک و ترنج تلفیقی ، تلفیقی دسته گلی ،تلفیقی گل فرنگ ، تلفیقی هندسی و …

آنچه که شرح آن رفت در واقع یک طبقه بندی ساده و قدیمی از طرحهای فرش ایران بود که هم اکنون نیز مورد استفاده بسیاری از طراحان و حتی کارشناسان فرش قرار می گیرد . عده ای تغییرات خاصی در این طبقه بندی به وجود آورده اند و تعداد این گروه را به ۲۰ الی ۲۵ گروه گسترش داده اند .

نتیجه تصویری برای فرش

عده ای دیگر شیوه ی به اصطلاح علمی تری را در پیش گفته اند و گروههای اصلی را به دو یا سه طرح اصلی تقسیم نموده اند .

یک گروه را را طرحهای الهام یافته از طبیعت دانسته اند و گروه دوم را طرحهایی می دانند که علت اصلی بوجود آمدن آنها خلاقیت هنری بوده ، به اصطلاح عامل خلق آنها بشر بوده است مانند طرحهای مشهور به ابنیه تاریخی ، طرحهای ذهنی عشایری ، طرحهایی که به نام شهر ها شهرت یافته اند و طرحهای تلفیقی ، سپس کلیه طرحهایی را که قبلا نام برده شد در ذیل هر یک از این دو گروه قرار می دهند .

اما صرف نظر از نحوه ی تقسیم بندی ، اغلب اینان تحت تاثیر همان گروهای اصلی نام برده شده قرار داشته و هر یک به شیوه ی دیگری سعی داشته اند همان طبقه بندی قدیمی را به شکل جدیدی ارائه نمایند و به همین دلیل است که در نام گذاری طرحهای اصلی و گروهای فرعی هر یک ، تفاوت خاصی مشاهده نمی شود .

بدون تردید ریشه یابی و یررسی دلایل تولد و گسترش و ختی تغییرات طرحهای فرش ایران ، چه از نظر فرم بندی و چه از نظر ریز نقشها و نگاره ها بهترین راه برای طبقه بندی و همچنین نام گذاری تمامی طرحهای فرش است .

در این راستا تاکنون مطالعات معدودی توسط کارشناسان مختلف اعم از ایرانی و غیر ایرانی انجام یافته ، اما بدلایلی برخی از این مطالعات از نتایج قابل قبولی برخوردار نبوده اند . عمده ی این مطالعات نیز توسط افراد غیر ایرانی انجام یافته که اصولا با فرهنگ و تاریخ ایران زمین آشنایی چندانی ندارند و لذا نتایج مطالعات آنها در بسیاری موارد به خطا رفته است .

عده ای نیز که از دنباله روان نظریه منشاً ترکی و کلاً غیر ایرانی فرش هستند نیز در این راه به مطالعات و استنتاجاتی دست زده اند که به تمامی هویت واقعی طرحهای فرش ایران را سراسر مخدوش می سازد . چند سالی است که در مورد زادگان طرح های فرش اظهار نظرهای عجیب دیگری نیز شنیده می شود . اکثر نظرات متوجه دو ایده اصلی است یکی به نظریه «شرق به غرب » معروف است که بر آن اساس الفبای اولیه طراحی به وسیله ی ترکمن های آسیای مرکزی به زنان ایران ، آناتولی و قفقاز انتقال یافته است . عقیده ی دوم در جهت مخالف نظریه ی اول است .

یعنی از «غرب به شرق » بر اساس این عقیده ، طرخ ها از آناتولی سرچشمه گرفته و به سرعت در سراسر شرق گسترش یافته اند . بر این اساس حتی گروهی از محققان که طرفدار نظریه ی منشاً ترکی فرش هستند ، در اصل و منشاً ترکی نقوش فرش ایران و سایر دستبافها نظیر گلیم به مطالعات خاصی دست زده اند . آنها شروع مطالعات خود را از آثار دوران های بسیار دور انتخاب کرده اند تا به اصطلاح هیچ خدشه ای بر نظرات آنان وارد نگردد .

یکی از این آثار ما قبل تاریخ مربوط به قرن نو سنگی در منطقه ی «شتل هویوگ» ترکیه واقع در جنوب قونیه است و طرفداران منشا ترکی قرش بر روی این آثار بسیار کار نموده اند . یک گروه کاملا مجهز ، متشکل از باستان شناس ، فرش شناس ، پژوهشگران و استادان دانشگاه به سرپرستی جیمز ملارت در مورد آثار مذکور مدتها مطالعه کردند و نتایج دستاورد خود را به طور مفصل در چهار جلد کتاب منشر ساختند و در نهایت ترکیه را گهواره ای فرش بافی نامیدند و سر منشا بسیاری از نقوش را نیز به آن مرتبط نمودند و حتی «شتل هویوگ » را اولین مرکز فرش بافی در ترکیه معرفی نمودند و در این میان حتی اشاره ای به ایران نگردید و نویسندگان کتب مذکور برای بسیاری از موارد دلایل پیش پا افتاده ای را بیان نمودند . به عنوان مثال برای اثبات منشا ترکی دستبافها کلمه گلیم را بررسی نمودند . میدانیم که ترکها به گلیم «کیلیم » می گویند .

آنان این واژه را در ادبیات خود پی گرفتند و چون ادبیات ترک د راین مورد خالی بود از ادبیات فارسی کمک گرفتند . آنان به شعر فردوسی استناد کردند و دیگر شاعران عصر غزنوی و استنباط نمودند که منظور این شاعران از گلیم ، کیلیم بوده است و در نتیجه ی ریشخ ی این لغت ترکی است و بنابراین اصل و منشا این دستباف نیز ترکیه بوده است . اما مهمترین از آن اینکه نقوش دیوار های شتل هویوگ را به نحوی دندانه باز سازی کردند و شباهت هایی تحمیلی میان آن نقوش و گلیم های امروزی ترکیه ) به دست داده اند و نتایج مطلوب خود را به دست آورده اند .

به طور کلی تا قبل از دهه ی هشتاد وشاید هم دهه ی ۷۰ میلادی علاقه زیادی به بررسی منشا طرحها وجود نداشت و اغلب مطالعات انجام شده سابقه ای بیشتر از صدر اسلام را در بر نمی گیرد و بسیاری نیز بر این عقیده اند که منشا همه ی طرح ها را باید از زمان اسلام مورد بررسی قرار داد و عبارت هنر اسلامی را معرفی می کنند . تنها در طی ۲۰سال گذشته است که برخی از فرش شناسان با مطالعات خود به نتایج دیگری دست یافته اند . دکتر سیروس پرهام در مقاله ای انتقاد گونه چنین به تجربه و تحلیل عملکرد غربیان پرداخته است .

« جهد شتابزده ی بیشترین فرش شناسان باختری در رمزگشایی نقشهای قالی ایرانی و گشودن طلسم ترکیب خطوط در هم پیچیده ی اسلیمی و ختایی ( که به ظاهر از هر گونه معنا و مفهوم تهی است و به گفته ی هاکسی « زندگی چون طرح و نقش قالی ایرانی است : زیبا ، ولی بی معنی »)، قصه ای است دراز که به چند دلیل عمده تاکنون راه به جایی نبرده و جز یکی دو تن همه در این راه پر پیچ و خم به بیراهه افتاده اند .

اساسی ترین علت ناکامی ، بیگانگی اکثریت عظیم فرش شناسان غربی است از تمدن و فرهنگ ایرانی که نقوش قالی نیز چون دیگرهنر ها ، در طول سده ها و بسا که هزار ها ، از تار و پود پیدا و نهانی همین تمدن و فرهنگ پدید آمده است . تلاش در سنجیدن و باز نمودن نقشمایه های نگارین ناآشنا با ساده اندیشی آغاز گشت که از جهتی زاده ی اعتقاد به برتری تمدن و جهان نگری غرب بود .

از پس این پندار ، کلید های رمز قالی شرقی به جای آنکه در ژرفنای تمدن کهن خاور زمین جستجوگردد در لا به لای اندیشه های نو یافته ی باختری کاویده شد . پژوهش در سیر تحولی نماد پردازی مغرب زمین ، جایگزین کند و کاو در اندیشه های رمزی و نمادی و اساطیری مشرق زمین گردید و نمادهای شرقی به قیاس مفاهیم نمادی غربی به سنجش در آمد .

چنین بود که نقشمایه ی بید مجنون ، که در نزد بیشتر مردم غرب «بیدگریان» خوانده می شود ، نقشمایه ای پنداشته شد مالامال غم و اندوه و قالیهایی را که این نقشمایه بر آن بود « فرش عزا » خواندند و حقنه کردند که برای پوشش قبر و مراسم سوگواری بافته شده است ! هم در این مرحله ی آغازی بود که نگاره های سه گوش سر و گردن تجرید یافته ی جانوران ، «کلید یونانی » و «قلاب » نام گرفت و نقشمایه ی چهار بازویی میانه ی ترنج های قالیهای فارس «خرچنگ»و «رتیل» پنداشته گشت !

مرحله دوم کندو کاو را پژوهندگانی آغاز نهاده اند که سرانجام در یافته بودند که کلید رمز نقشمایه های شرق را نمی توان در فضای فرهنگ غرب جستجو کرد . اما به مصداق حکایت ملانصرالدین که کلید خانه اش را در جای تاریک کوچه گم می کند ولیکن در گوشه ی روشن دنبال آن می گردد « چون روشنتر است

اینان نیز راه نزدیکترو آسانترو روشنتر را پیش گرفتند و آسیای صغیر و سپس آسیای میانه را نه همان خواستگاه قالیبافی که مهد نقش مایه های قالی بافی پیش از روزگار صفویان بر شمرده اند . ( اصحاب پان تورکیسم البته در این میان دستی داشته اند ) .

مرحله سوم هنگامی اغاز گشت که تنی چند پژوهش ، ژرفتر و گسترده تر در فرهنگ مشرق زمین را واجب دانستند تا به اصل و منشأ این نقوش معمایی نزدیکتر شوند . چون سرزمین هند به سابقه استعمارگری اروپائیان به غرب نزدیکتر بود و آشناتر ، ابتدا شبه قاره هند را در نور دیدند و به وجد آمدند و در سیر و سفر سر مستانه چندان دور رفتند که به چین و آئین بودا هم رسیدند ، بسیاری طرح و نقش ها که هنرمندان و صنعت گران ایرانی به روزگار سلاطین مسلمان کشمیر در طول سده ی نهم هجری و سپس به همراه همایون پادشاه گورکانی در نیمه های سده ی دهم به هند برده و ترویج کرده بودند ، مغولی خوانده شد و دست پرورده ی پادشاهان گورکانی .

اما مرحله چهارم « طلسم گشایی » در فضای پژوهشی خاصی بنیان گرفت که به واقعیت های تاریخی نزدیکتر بود ، چون تکیه بر پژوهش های گسترده اسلامی داشت . از آنجا که جز قالی پازیریک ، هخامنشی ، تمامی نمونه های به دسترس افتاده ، پس از اسلام بافته شده بود ، همگی طرح و نقش های قالی بافی در پرتو اندیشه های و تعالیم اسلامی به بوته سنجش نهاده شد . دست آورد پژوهشی این مرحله بسیار پر بار بود ، و لیکن ان عیب را داشت که همه چیز را در تاریخ پس از اسلام می جست ، تو گفتی که قالی بافی پس از اسلام پدیدار گشته و پیش از آن هیچ نبوده است .

نویسنده در ادامه اضافه می نماید که در ترتیب این مراحل چهار گانه بنا بر تقدم زمانی نیست و گاه دو یا سه مرحله همزمان تحقق یافته و مرحله آغازی نیز از اوایل سده ی مسیحی حاضر تا به امروز در محافل و نشریه هایی همچنان بر دوام مانده است .»

سیروس پرهام در بررسی کتاب قالی های ایرانی ، اثر مایکل هیلمن که آن را پنجمین کتابی می داند که تا کنون فرش شناسان مغرب زمین به استقلال و بطور أخص درباره قالی ایرانی به چاپ رسانده اند در بررسی فصول چهارم و پنجم کتاب مذکور که به ترتیب با عنوان های «سمبولسیم در طرح و نقش قالی ایرانی معاصر »‌ و «قالیهای ایران و جامعه ی ایرانی » می باشد چنین می نویسد :
« مایکل هیلمن در سر آغاز فصل چهارم ، این نظریه کهنه را که تا چند دهه ی پیش قالی شرقی را در زمره ی صنایع دستی تزیینی و مصرفی قرار می داد و جایگاهش را فروتر از آثار هنری می دانست ، بار دیگر مردود می شمارد .

او با استدلال منطقی و با شاهد آوردن نظریه پردازانی چون اریک شرودر و سید حسین نصر ثابت می کند که طرحهای قالی ایرانی هر چند به قیاس ماهیت انتزاعی خود در بردارنده و بر انگیزنده ی خاصیت های زینتی و آ ذینی است ، «بیان و نمایش یک فرهنگ خاص و جهان گری خاص » هست که پس از اسلام بیش از پیش ماهیت رمزی و نمادی یافته و لاجرم پیچیدگی خطوط طراحی و فراوانی نقشمایه ها را غایتی نیست بلکه آنچه از «آشفتگی منظم » تکرار نقشمایه ها خواسته شده ، رسیدن به وحدت است از کثرت .

سپس با تکیه بر نظریه ای که ایران شناس مشهور ریچارد اتینگهاوزن درباره ی هنرهای ایرانی پرداخته ، سنت طراحی قالی ایران را بر اساس سه ویژگی «قوت رنگ آمیزی » و «تجرید گرایی » و «آرمان خواهی » توصیف و تعریف می کند . غلبه ی رنگهای فروزان و گل و گیاه را در طراحی قالیهای ایرانی نشانه ای می داند از «آرمانخواهی » مردمانی که محیط زیست بیشترینشان خشک است و خالی از خرمی . به درستی می گوید که قالی ایرانی خواه ایلیاتی و روستایی و خواه شهری ، اثر از تلاش پایان ناپذیر مردمانی دارد که می خواهند « واقعیت زود گذر و گریزان بهار خرم رنگارنگ را تسخیر کنند » و جاویدان سازند .

این نیز هست که مخلد گشتن نظم و عقل گرایی و ارامش در طرح و نقش قالیهای ایران چه بسا اشاره داشته باشد به قدر و اهمیت این صفات در نزد مردمانی که زندگیشان در طول تاریخ دستخوش بیقراری و نابسامانی و آشفتگی و هرج و مرج ادواری بوده است . چنین است که سمبولسیم و نماد پردازی قالی ایرانی از دیدگاه هیلمن بیشتر جنبه ی سمبولسیم انسانی می یابد تا نماد گرایی یکایک نقشمایه ها . هیلمن در ادامه ی مباحث فصل چهارم کتاب خود یافته های خود درباره ی نماد پردازی و نماد گرایی قالی ایرانی را اندک اندک در حجم تاریخی بسط می دهد و همه ی ابعاد تمدن و فرهنگ اسلامی و بیش از همه معماری را دربر می گیرد .

دومین مدخل این فصل پیوند طرح و نقش قالیها و نقوش تزیینی معماری اسلامی است که در پرتو آن پاسخی می توان یافت به پرسش چگونگی نماد پردازی نقوش برخی قالیها . پاسخ را نویسنده در رمز گشایی نقشمایه های رمزی و نمادینی نهفته می داند که معماری بناهای مذهبی ( مساجد و بقعه ها و زیارتگها ) مالامال آنها است و «الهام بخش بسیاری طرح و نقشمایه های قالیبافی بوده است ». چون در مسجد و صحن و شبستان و منارهایش اثری از شبیه سازی صورت و قامت انسانی نیست « یا چیزی که در چشم مردم مغرب زین از شبیه سازی مذهبی اثر داشته باشد »

نماد پردازی بناهای اسلامی ممکن است در بادی امر برای کسانی که جویای نماد های بارز و گونه ای «سمبولسیم گویا و صریح » هستند مبهم و بلکه نامفهوم باشد .

امل آن گاه که از قید و بند زبان صریح سمبولسیم کلیسایی و سنت شمایل سازی مسیحیت رها شویم در مییابیم که گلها و شاخ و برگهای اسلیمی و ختایی کاشیکاریهای بناهای اسلامی و قالیهای اسلامی را زبانی دیگر و غایتی دیگر است که همان تجسم فردوس برین است .

چنین است که نگرنده ی عامی در گسترش پیچان اسلیمی کاشیها و قالیها بهشت برین و عالم ملکوت را در برابر خود می بیند . نویسنده این نتیجه را حاصل می آورد که بسیاری از قالیهای ایرانی چیزی جز تلاش برای شکوفا داشتن گلزارها و بوستانها نیستند و همه را مقصود آن است که آن باغ آرمانی ملکوتی را بر زمین و عالم خاکی شکوفا سازند »

در خصوص چگونگی شکل یافتن نقشه های فرش ایران به ویژه آنچه که در سطور پیش به نقل از هیلمن در بیان نماد باغ آرمانی بر روی زمین و در میان فرش ایرانی گفته شد ، مباحثی نیز توسط کورت اردمان در کتاب مشهور وی «هفتصد سال قالی شرق » عنوان شده است .
اما برای اولین بار دکتر علی حصوری به بررسی دقیقتر این قبیل نقوش در قالی ایران پرداخت و از همانجا توانست ماهیت نقشه های لچک و ترنج و شکار گاه را که از طرحهای بنیادی فرش ایران می باشند اشکار سازد وی می نوسید :
« دسته ای از قالی های تاریخی ایران به طور مشخص و به طور مشخص و با وضوح و دسته ای دیگر تلویحا نقشه ی باغی را تصور می کنند ، نام اصیل ایرانی برای این نقش ها گلستان است که به علت رواج آن در قدیم ، در ترکیه هم به همین نام (gulistan) معروف است .

در دوره ی صفوی ظاهرا آن را گلزار هم می نامیده اند . در روی این فرش صفوی کتیبه ای وجود دارد که یک مصراح آن چنین است :نقش گلزلر ز رویش خجل است . متاسفانه عمده ی مترجمان و مولفان معاصر ، یه ترجمه از انگلیسی ، فرانسه و آلمانی آن را نقشه ی باغی می نامند ، که زیبا هم نیست . چنان که خواهیم دید می توان ؟آن را فردوس ، پالیز و امثال آن هم نامید . . از نخستین دانشمندانی که به این نکته توجه جدی کردند ، باید از آرتور آپهام پوپ نام برد که در جستجوی زمینه ها یا بنیاد های طرح ایرانی ، پیش از هر چیز به نقشه ی باغ ها و تصور ایرانی از باغ فردوس ( Pardise ) که گلستان مینوی است توجه کرد .

فکر باغ را نمی توان از مفهوم فردوس جدا کرد ، زیرا فردوس باغی است عظیم تر ، با زیبایی های پایدار و با جذابیت های گوناگون و فراوانتر . این باغ فردوس یکی از اساسی ترین مفاهیم در تمام فرهنگ ایرانی است و همیشه موقعیتی مرکزی در اندیشه و احساسات ایرانیان داشته است .

فردوس ، چنان که از معنی ریشه آن بر می آید باغی است محصور ، با چند حصار پشت سر هم که یک حصار آن از همه بلند تر و پهن تر ( کلفت تر) است . ( معمولاً هفت حصار ) به طوریکه اهریمن نتواند به آن راه پیدا کند . حاشیه های مکرر مخصوصاً یک حاشیه ی پهن و مشخص میانی در فرش ایران همین دیوار های مکرر فردوس است . فردوس دارای سرچشمه آبی است .

ازلی – ابدی به طوری که همیشه آب در آن جریان دارد و هیچ گاه قطع نمی شود در فردوس انواع حیوانات اهلی و وحشی و گیاهان ، از بهترین انواع وجود دارند و بدون داشتن نیاز ، بدون آسیب اهریمن و مرگ ،‌زندگی شاد و جاودانه ای را می گذرانند . به همین دلیل جای جای آن دارای آبگیر هایی است و در آن ماهی ها و پرندگان آبی زندگی می کنند .

حرکت آب در فردوس و اصولاً طرح این باغ دارای دارای نظم هندسی بوده است ، به این معنی که شبکه های مستطیل یا مربعی با جوی های آب بوجود می آمد . در عمده آنها چهار جوی و آبگیر هایی وجود داشت به طوریکه جریان آب شبکه ای از چهر گوش ها ( مربع یا مستطیل ) و آب گیرهایی به همین شکل و احتمالاً گرد پدید می آورد که آگر آبگیرها را مرکز الگو قرار دهیم ، باغچه های شش قسمتی پدید می آمد ، به طوری که در چهر طرف هر آبگیر بیست و چهار باغچه مشترک با چهار آبگیر دیگر پدید می آمد .

این نشان می دهد که احتمالاً الگوی دوازده قسمتی که از مبانی تقسیم های ایرانی است در باغ رعایت می شده است . در کنار نخستین دیوار درونی باغ هم جوی آبی ( جزو شبکه ) قرار داشت و در واقع تمام سطح باغ تحت پوشش شبکه های جوی ها بود . مردم نواحی مذکور تا حدود دریاچه ی وان امروز در شمال و تا نزدیکی های دریای مدیترانه در غرب برای تجسم این گلستان مینوی ، نه تنها محیط زندگی خود یعنی آبادی ها و شهرها ، بلکه باغ هایی شبیه فردوس متصورخود ساخته بودند که چشمه ای مهم یا شعبه ای از رود بزرگی به آن راه داشت و به طور عمه هفت حصار داشت که یکی از همه استوارتر یعنی پهن تر و بلند تر بود و پهنای آن گاه غیر قابل باور ، مثلاً شصت ارش ( گز ) ، اما دیواره های پنج تا ده گزی عادی بود . این حصار نه برای جلوگیری از نفوذ دشمن که هیچ دشمنی حتی دیواری با پهنای ده گز نمی توانست ، بلکه همان برای دور ماندن از گزند اهریمن بود .

آب چشمه یا رود درون فردوس شبکه ای می ساخت که توصیف شد . در این فردوس از انو.اع حیوانات ، مخصوصاً حیوانات وحشی ، ماهی و پرندگان می انداختند .

البته ماهی همراه آب و پرندگان هم خود به درون چنین محوطه ی امن وآسوده ای می آمدند ، زیرا فردوس های زمینی هم مقدس بودند و از آنها سخت نگهداری می شد . انواع درختان و گیاهان ، مخصوصاً گل ها را در آن می کاشتند و دقیقاً شکل گلستان یا باغی را می یافت که دارای گل کاری و درخت کاری منظم و مرتب و سنجیده ، با شبکه آبیاری و راه هایی برای عبور و گام زدن داشت . توصیف فردوس ها وآبادی هایی با برخی از این مشخصات در آثار فراوانی آمده است » .
تا به این لحظه با جزیی از اثار و تفکرات برخی از اندیشمندان غربی در مورد ماهیت نقش های فرش ایران آشنا شدیم و در کنار آن با نظرات محققانه پژوهندگان ایرانی آشنا گردیدیم .
در اینجا با توجه به آنچه از باغ های مینوی و فردوس گفته شد به بررسی این باغ ها بر روی فرش ایران و چگونگی بوجود آمدن نقوش دیگر از آن می پردازیم .

در ادامه با معرفی و بررسی چند جستار جدید در نقش های فرش ایران که توسط پژوهندگان ایرانی انجام یافته ، به اختصار با بیان نماد گونه و رمز پردازانه ی تعدادی از نقش مایه ها نیز اشنا می شویم . هر چند در این مختصر امکان ارائه همه ی این نظرات نیست .

فرش ایران, طرحهای اسلیمی

نقوش گلستان
در مورد این نقش دکتر علی حصوری چنین می گوید : « یکی از نقشه های فرش ایران ، باغی را تصویر می کند که اساساً با نقشه ی فردوس ها که شرح آن در سطور قبل رفت مطابقت می کند . قدیم ترین توصیف از چنین نقشه ای در تاریخ های اسلامی آمده و توصیف فرشی است که برای کاخ تیفسون بافته شده بود و گلستانی را تصور می کرد . در این فرش انواع گوهر ها و زر و سیم هم بکار رفته بود .

عمده قالی های گلستان باقی مانده از دوره صفوی به بعد بافته شده ، مخصوصاً نوعی از آن که جزو دسته فرش های شمال غربی ایران به شمار می رود و به طور مشخص دارای نقشه ی گلستان است و دارای چند ( در حدود هفت ) حاشیه ی گل دار و از جمله دارای حاشیه ی پهنی است ،‌ معمولاً پر گل ، درختی با گل و بلبل و متنی که شبکه ابیاری و چند استخر ( آبگیر ) آن را به چند قسنت اساسی ( چهار ،‌ شش ، هشت و امثال آن ) تقسیم کرده و هر قسمت خود دارای شش و گاه چهار قسمت است ، به طوریکه تقسیم بندی با مضارب شش ( یا دوازده یا بیست و چهار ) در آن رعایت شده است .

حرکت آب در جوی ها با خط های موجی و رنگ ابی نشان داده می شود و در جوی ها ماهی و پرنده وجود دارد . ملاحظه می شود که چگونه نقش باغ مینوی به روی فرش آمده است . بدیهی است که این نقشه در طی تاریخ متحول شده و مخصوصاً از قرن دوازدهم هجری قمری ( هیجدهم میلادی ) روایت های جدید و متفاوتی از آن پدید آمده است .
اکنون در کنار فرش ایرانی ( و تحت تأثیر آن در عمئه فرش های جهان ) و در حد فاصل حاشیه ها ، نوار ها یا خط های باریکی ،‌گاه تنها با یک ردیف گره وجود دارد که قالی بافان غرب ایران به آنها آب یا راه می گویند که یادگاری از کناری ترین جوی آب شبکه ی آبیاری فردوس ها و راهی که ظاهراً در کنار تمام باغ ها وجود داشته است . تعداد فرش های گلستان باقی مانده در موزه های ،‌مجموعه ها و بازار های جهان که تا به حال شناسایی گردیده اند در حدود بیست عدد است .

نقشه ی گلستان ، چنان که گفته شد تصویری از فردوس ها و در نتیجه دست کم متعلق به هزاره ی دوم پیش از میلاد است ،‌چیزی که در تصور هیچ یک از محققان قدیم ، از جمله آرتو پوپ نمی گنجید زیرا آنان باور نداشتند که قالی بافی هنر عهد مفرغ است .

همچنان که حتی امروز بسیارند محققانی که آم را ابتکار کوچ نشینان می دانند و تا پیش از کشف پازیریک به پیش از میلاد توجهی نداشتند . اگر فرش پازیریک که در شمال آلتایی کشف شده و متعلق به حدود چهارصد سال قبل از میلاد است ، دارای چند حاشیه و از جمله یک حاشیه ی پهن است ، این تنها تحت تأثیر فرهنگ ایرانی توانسته است شکل گیرد ، چنان که نقش های آن ( نیلوفر آبی ،‌سوار پارسی و گریفین ) هم ایرانی و به قول مکتشف آن یکی رودنکو ، یاد آور تخت جمشید است .

اگر شبکه ی باغچه های گلستان را کاملاً منظم و خلاصه کنیم به چه می رسیم ؟ باید هر باغچه بصورت یک مربع یا مستطیل در آید و با حاشیه ای مشخص شود . چنین نقشه ای را در ایران خشتی یا قبقابی می نامند . مخصوصاً نوعی که در چهار محال و سپس بختیاری رایج شده ، می تواند خلاصهی مستقیمی از نقشه گلستان باشد . باقی ماندن این نقشه به طور شایع در غرب ایران که گهواره های تمدن کهن ایرانی و سنت ویژه ای در بافندگی است ، عجیب نیست . خشتی های قدیم چهار محال ، به شیواترین وجهی حکایت از آن دارد که یادگار نقشهی گلستان است و همراه تغییر اعتقادات ، کاملاً رنگ تزیینی و بومی گرفته است . حتی نقشه ی معروف سبزیکار در کرمان نیز به شیوه ای دیگر یادآور فردوس های آسمانی است و باغهای زمینی . »

به این ترتیب گروه زیادی از طرح های فرش ایران را می توان در گروه نقشه های گلستان قرار داد . از جمله برخی از طرح های قالیچه های بلوچ خراسات ،‌انواع طرح های یلمه در فارس و چهار محال و بختیاری و حتی نقش معروف لچک و ترمج ، خود زاده ی نقش گلستان است که از پی و از میان یافته های علمی حصوری به آن می پردازیم .

نقوش لچک و ترنج
چنان که از طرح قالی های کهنه پیداست ، باغ های قدیمی ایران و طرح آن بر روی قلی ، دارای چند حوض بوده که این حوض ها به وسیله ی جوی های اب مرتبط بوده اند . باغ یا طرح آن با اشکال منظم هندسی چهار گوش ، شش ضلغی ، لوزی و امثال آن مشخص می شده که بین آنها رابطه وجود داشته است . در تعداد زیادی از فرش های ایران مثلاً ترکمنی ع سیستانی ، بلوچی ، کردی و لری متن فرش را تعداد زیادی حوض ، خشت و قاب که همه یادگار همان حوش ها هستند ، گرفته اند .

این نقشه در تعداد زیادی از نقشه های فرش شهری نیز دیده می شود که به آم طرح ها معمولاً نام هایی مثل قابقابی ، کتیبه ای ، ترنج بندی و … می دهند . اما دیگر در این حوض ها ، گل و برگ ، اسلیمی ، شاه عباسی ، پرنده ، شکار و امثال آن دیده نمی شود . در واقع حوض های باستانی جای خود را به باغچه های متعدد داده است و این تحول مهمی در قالی ایران بوده است که حوض ساده ای را به باغچه تبدیک کرده اند که می تواند بسیارآراسته تر باشد . در فرش های عشایری و روستایی برای بزرگتر کردن حوضها و نیز آراسته تر کردن آنها از تعدادشان کاسته اند و طول فرش را در طرح ها ی کهنه تر با دو یا سه ردیف حوض و در طرح های جدید با یک ردیف حوض پر کرده اند .

در اثر این کار ، نقشمایه هایی پدید آمده است که گاه تا هفت ترنج ( حوض ) دنبال هم و به هم پیوسته دارد . معروفترین این نقشه ها سه ترنج است که تقریباً در سرتاسر ایران دیده می شود . در عده ای از این نقشه ها از جمله در منطقه خمسه ، چند ماهی که از نقشه معروف ماهی در هم اقتباس شده ، به درون این حوض ها راه یافته است . احتمال دارد که همان ماهی ها ی باستانی درون حوض ها را با ماهی های ویژه طرح ماهی در هم ادغام کرده باشند . هم چنین انواع دیگری از آرایه های فرش ایران نثل گل هشت پر ع گل سرخ و … را هم در این حوض ها جا داده اند که جنبه ارایشی دارد و مثل ماهی جنبه نمادین ( سمبولیک ) ندارد .

به مرور آرایه های درو ن حوض ها عوض شده تا آنجا که در میان بافته های عشایر به نشانی درون آن ، رسیده است . این نشانه ها ممکن است از نشانه های کهن و دست کم دوره ساسانی یاشد یا نشانه های قومی که بی تأ ثیر از نشانه های کهن نیست .

برای خالی نبودن یا به منظور انباشتن و زیبا تر کردن حوض ها نقش های فراوان دیگری را هم در اطراف نشانه های گذاشته اند که تعداد آنها بسیار زیاد است . در نقشه های شهری تحول دیگری رخ داده است. در این نقشه های همانند فرش های روستایی، از تعداد حوض ها کاسته شده اما این کار به شکل دیگری صورت گرفته است .

گذشته از این ، تحول یک شکل ثابت نداشته ، بلکه به چند شکل اتفاق افتاده است . در قسنتی از ایران یعنی آذربایجان ، مانند فرش های روستایی و عشایری ، تنها سه حوض ( ترنج ) باقی مانده و این حوض ها از هم فاصله گرفته است . کم کم دو حوض طرفین چنان به سوی حاشیه رفته اند که ناچار نصف شده اند ، یعنی از دو ترنج دو طرف ، فقط دو نیم ترنج باقی مانده است . در مرحله بعدی تحول ، هر یک از دو نیم ترنج هم به دو قسمت شده و هر یک به گوشه ای رفته و. چهار لچک را ساخته اسنت و از این راه نقشه لچک ترنج پیدا شده است . که در قالی ایران بسیار شایع است .

در تحول دیگری در نقشه های شهری و روستایی ، تنها یک حوض یا ترنج مانده و این حوض تنها ، چنان بزرگ شده که بخش مهمی از متن قالی را گرفته و تنها چهار لچک باقی گذاشته است . در بخشی از ایران این حوض بزرگ سراسری را سلسله نامیده اند . از آنجا که این حوض بزرگ متن قالی را بسیار ساده می کرد ، می بایست به فکر آرایش آن می بودند .

در یک بازگشت به عقب دوباره سه حوض کوچک و بعداً دو حوش و بابلاخره یک حوض بزرگ در آن جای دادند .و به این ترتیب از این راه هم نقشه لچک و ترنج فراهم آمده است . این کار ناگهان و حتی در طول پنجاه یا صد سال صورت نگرفته ، بلکه نتیجه تجربه و ذوق آزمایی نسل هاست . با این وصف نقشه معروف لچک و ترنج در ایران در زمانی پیدا شده که دست ما به آن نمی رسد ، زیرا کهنه ترین نمونه موجود آن متعلق به دوره صفوی است .

طراحان دوره صفوی نقشه لچک و ترنج را به شکل های گوناگون آراسته اند به حدی که میراس آنان و ذوق ازمایی استادان دوره های بعدی بر روی کار آنها ، به صورت گنجینه ای برای ما باقی مانه است و اکنون انواع لچک و ترنج وجود دارد که با عناوین دیگری مثل لچک و ترنج اسلیمی ، لچک و ترنج شاه عباسی ،‌لچک و ترنج حیوان دار و … معروف .

به این ترتیب لا اقل در نقشه های گلستان و سایر منشعبات آن با پدیده هایی از هنر ایران آشنا می شویم که پیش از میلاد مسیح شکل گرفته اند و بنابراین نظریه ی نسبتاً کهنه و معروف تأثیر جلد کتاب بر نقشه لچک و ترنج پایه ی چندان درستی ندارد .

در واقع داستان ، عکس نظر بالاست بعنی پس از آنکه لچک و ترنج بر روی بافته ها پدید آمد بعد ها در آرایش جلد کتاب و حتی روی چوب ، فلز و در دیگر هنر ها بکار رفت . باید گفت اگر ترکیب لچک و ترنج بر روی جلد های کتاب بیشتر دیده می شوند و از نمونه های قدیمی آن نیز بسیار موجود است ، احتمالاً به دلیل وجود نمونه های متعدد و پراکنده از جلد کتب هم در ایران و هم در سایر کشورهای همجوار است .

شاید دلیل کاربرد بیشتر این طرح بر روی جلد کتاب و سایر موارد متشابه نیز از آنجا نتد ثر است که اجرای آن توسط قلم مو و سایر وسایل به صورت نقاشی یا برجسته بودن بر روی هر سطحی به مراتب آسان تر از پیاده کردن ان بر روی فرش است و لذا انتقال این نقش بر روی فرش گره دار الزاماتی را داشته که به مرور و با پیشرفت فنون بافت میسر گردیده و در هر حال الگوی اولیه بی تردید از همان نقشه های گلستان بوده است .

فرش ایران, طرحهای اسلیمی

نقوش شکار گاه (شکار گاهی)
بر اساس اطلاعات تاریخی فردوسی ها تا دوره هخامنشی بر قرار و همچنان مقدس ، آباد و محفوظ بودند . در قرن ششم پیش از میلاد ، خاندانی در غرب ایران به قدرت رسید که از نظر اعتقادی به شرق ایران تمایل بیشتری داشت و همان خدایی را برتر می دانست که در آیین زردشتی ، خدای متعال است . هخامنشیان به آنچنان فردوسی ، خصوصا نمونه ی زمینی آن ،‌اعتقاد نداشتند و فردوسی های زمینی را که بسیار یزرگ ، انباشته از گل و گیاه ، درخت و جانوران بود ، مناسبترین جا برای شکار یافتند . آنان باغهای مقدس را شکار گاه خود قرار دادند . نقشه های شکار گاه نیز از اینجا پیدا شده است و اشاره ی آرتور پوپ به شکار گاه بودن فردوسی ها در کتاب خود از دریافت ناقص همین داستان است .

در نقشه های کهن و اصیل شکار گاه ، مثلا درشکار گاه های صفوی صحنه ی شکار چنان است که در آن آشکارا پادشاهی مشغول شکار است ، یعنی شاه دارای تاج و دیگرزیور هایی است که معمولا شاهان روزگار کهن داشته اند . شکار بانان ، خدمتکاران و حتی زنان ، آشپزها همه همان عناصری هستند که در یک شکار گاه شاهانه می بایست حضور می داشتند . در شکار گاه های جدید شاید تحت تاثیر مینیاتور ، شکار گاه صحنه ای است کوهستانی ، گرچه چنین صحنه ای خود می توانست جزیی از فردوس های کهن باشد . شکار گاه های صفوی ، مثلا فرش بافت غیاث الدین جامی در موزه ی میلان

صحنه ی شکار را در الگوی لچک و ترنج نشان می دهد و این خود حاکی از آن است که لچک و ترنج هم چنان که گفتیم تحولی از نقشه های گلستان باستانی است و همان تحولی را پذیرفته که نقشه ی مادر (گلستان)پذیرفته است . (تصویر ۸۵)در شکار گاه های کهن آثار دقیقی از نقشه های گلستان باستانی یا انعکاسی از واقعیات فردوس های کهن وجود دارد که به یکی ـ دو تای آنها اشاره می گردد :
نقش حمله ی شیر به گاو را در تخت جمشید و دیگر آثار باستانی ایران دیده اید . بر روی شکار گاه های اصیل نقشی وجود دارد که در آن معمولا شیری به گاوی حمله کرده است . در نمونه های جدید تر ، شیر به پلنگ یا ببر تغییر یافته است .

شاید این کار به قصد ایجاد تنوع صورت گرفته است . این نقش که «گرفت و گیر » نام یافته هم یاد آور یک نقشه ی کهن باستانی معروف و هم وجود انواع حیوانات در فردوس های باستانی است و در واقع اصالت هخامنشی نفش ی شکار گاه را تایید می کند .

دیگر این که در این شکار گاه ها معمولا شاهی را در صحنه ی شکار می بینیم ، اما اگر تعداد شکار چیان بیش از یک نفر باشد ، ضمن اینکه همه ی آنها جامه ها ، زیور ها و کلاه یا تاج شاهانه در بر می گیرد ، معمولا یکی درشت تر ، در وسط صحنه و با آرایش بیشتر و آشکار تر تصویر می شود که نشان دهنده ی شاه و شاهزادگان یا درباریان و نزدیکان خاندان شاهی در صحنه ی شکار گاه است . در حال حاضر هیچ یک از فرش های شکار گاهی شباهت چندانی با نمونه های اصیل خود ندارند و همراه با زوال و پسرفت صنعت فرش ،‌از اصالت افتاده اند .

نگاهی به سوابق و تاریخ شکار وشکار گاه در ایران هخامنشی و ساسانی (با تاکید بر نقوش شکار گاهی ) می توان گفت عمر شکار ، به درازای عمر بشر است و این تنها حرفه ای است که بشر از بدو پیدایش تا امروز دلبسته ی آن بوده و بدون شک از عواملی است کخ موجب بقای انسان و رساندن او به مراحل دیگر شده است .

انسان شکار گر که همه جا به دنبال شکار بود ، در هزاره ی دهم پیش از میلاد پا به فلات ایران گذاشت . او در این سرزمین با دشت های سر سبز و حیئوانات متنوع مواجه گشت ، پس اقامت گزید و ساکن شد . علاقه ایرانیان به شکار و شکار گری ریشه ای دیرینه دارد .

جستجو در این وادی ما را به پیش از تاریخ می کشاند . گرچه مستندات این زمینه محدود به پاره ای اشارات کتب و رسالات است یا آثاری که از حجاری ها و حکاکی های ادوار گذشته به دست آمده ، اما برای یک بررسی تحقیقی و تحلیلی کافی نیست .به همین دلیل به دست دادن تصویری روشن و شکار گری در ایران به منابع و ماخذ وسیعی نیاز دارد . با این وجود می توان به جرات گفت که علاقه و دلبستگی ایرانیان به شکار و شکار گری نقش تعیین کننده در زندگی و فرهنگ ایرانی داشته است .

علاقه ایرانیان به شکار در آن حد بود که کوشیدند مثل بسیاری از امور اساسی چون کشت و زرع ، برای آن مبدا و آغازی بیابند و آن را به شخصیتی نسبت دهند . بر این مبنا معتقد بودند که «کیومرث» نخستین بشری است که با جانوران الفت داشت و سپاهیان او را از انوع حیوانات درنده چون گرگ ، ببر،پلنگ و شیر همراهی می کردند و وی در نبرد با دشمنان از آنها استفاده می کرد .

« فردوسی می وید : تا زمان ضحاک ساختن خورش های گوشتین چندان معلوم نبود . در این زمان اهریمن ، برای آشنا کردن « ضحاک» با لذت خوردن و آماده کردن او برای کشتار های بعدی ، از گوشت کبک و تذرو و بره و مرغ و راسته ی گوساله ، برای نخستین بار خورش های دلپذیر با چاشنی هایی اززعفران و گلاب و مشک ناب ساخت که سخت مطبوع واقع شد .

فراوان نبود آن زمان پرورش
که کمتر بد از کشتنی ها خورش
خورش های کبک و تذور سپید
بسازید و آمد دلی پر امید

بدون تردید شاهنامه ی فردوسی ، در میان تمام مستنداتی که مبین علاقه ایرانیان به شکار و شکار گری است ، از موثق ترین و غنی ترین آثار به شمار می آید . دراین اثر فناناپذیر در قالب داستان های پر کشش ، نحوه شکار ، فنون شکارگری و آداب و رسوم آن زمان و آلات و ادواتی که برای شکار مورد استفاده قرار می گیرند به نظم در آمده است .

همچنین هخامنشیان شکار را مناسب ترین مکتب برای تعلیم و تربیت و آموزگار حقیقی برای آموختن فنون جنگ ، سحر خیزی ، بردباری ، تحمل سختی ها ، آموختن نظم وترتیب به کودکان و جوانان می دانستند و فرزندانشان را از کودکی در این مکتب می پروراندند . اینان نبر با جانوران را مقدس می شمردند و معتقد بودند که شکار حیوان نیرومندی مانند شیر ، موجب انتقال قدرت و نیروی آن حیوان به شکار گر می شود .

اصولاً ، شکار جزء افتخارات پادشاه بود و دلیل اقتدار و عظمت او به شمار می آمد و به قول فردوسی « از کارهای شایسته شهریاران بود » و شاه می بایست برای ادامه پادشا هی ، هر سال به طرق مختلف ، از جمله شکار و پهلوانی درت خود را به اثبات برساند . شواهد بسیاری موثق بودن این قول را تأیید می کند . مهر غلطان مخصوص داریوش که در موزه بریتانیا محفوظ است ، او را سوار بر اراده ای در حال شکار شیری نشان می دهد . شاه با کمان ، در چشم یک شیر که روبروی ارابه ایستاده دو تیر نشانده و شیر دیگری که شکار شده زیر پای اسب ارابه افتاده است . بالای مهر تصویر فروهر و در طرفین آن درخت خرما که درخت سلطنتی بوده ، دیده می شود .

در تخت جمشید ، نقشی از شاه را در حال خفته کردن شیری یافته اند درفش پادشاهی هخامنشیان شاهینی بوده است از زر که بر نیزه افراشته بودند .

این اشیاء و اشیاء دیگر که بر قالب آنها تصویر حیوانی نقش گردیده نه تنها دلیل سرو کار داشتن پادشاهان هخامنشی با جانوران است . بلکه علاقه و وابستگی آنان به این جانوران را می رساند . این علاقه و دلبستگی بعد از۵۰۰ سال به ساسانیان که خود را وارث هخامنشیان می دانستند منتقل شد و تا آنجا گسترش یافت که فعالیت عمده و تفریح پادشاهان و بزرگان ساسانی را شکل داد .

« کریستین سن » می گوید : « در جامعه ی پارت ، مرد نجیب و آزاده ، جنگجو و سواری بود که وقت خود را در جنگ با شکار می گزرانید . »
علاوه بر شاهان و بزرگان ، شکار نزد سایر طبقات نیز دارای اهمیت خاصی بود . « هورودوت » در این باره می نویسد : « پارسیان به اولاد از سن ۵ سالگی تا سن ۲۰ فقط سه چیز می آموزند ، اسب سواری ، تیر اندازی و راست گویی . »
« گزنفون » در این خصوص می گوید : « کودکان به دبستان می روند تا خواندن فراگیرند . آنها اجرای عدالت ، حق شناسی ، میانه روی ، اطاعت از رؤسا و نظم و ترتیب در خوردن ، آشامیدن ، قناعت کردن ، نیزه و زوبین اندازی را می آموزند . در جوانی به آنها انجام کارهای عام المنفعه و پاسداری از قصر پادشاه آموخته . …»

هنگام خرید فرش دستباف، یک کارشناس فرش باشید

فرش دستباف یکى از عمده ترین صنایع دستى ایران به شمار مى آید. فرش دستباف فرشى است که عامل انسانى در شکل گیری آن دخالت دارد. فرش دستباف انواع و اقسام مختلفی دارد.

فرش ها و قالى هاى ایرانى انواع مختلفى دارند که برخى از آن ها عبارتند از:
قالى، فرش دستباف، فرش ماشینى، فرش شهرى، فرش روستایى و…

 

قالى:
قالى هاى کوچک و یا متوسط غالبا داراى نام گذارى خاص ترى هستند. در تمام مشرق زمین مسلمان نشین از جمله هند، کلمه “قالى” به طور کلى بیانگر قالى هاى گره اى است.
خرید فرش دستباف ایرانی,خرید فرش و قالى دستباف,فرش دستباف

فرش دستباف انواع و اقسام مختلفی دارد

فرش دستباف:
به فرشى گفته مى شود که در شکل گیرى نهایى یعنى بافت، عامل انسانى، یعنى دست دخالت مطلق دارد.
فرش دستباف,خرید فرش دستباف,مشخصات فرش دستباف

به فرشى که تار و پود آن از جنس پنبه و پرز باشد فرش دستباف پشمى میگویند

 مشخصات فرش دستباف:
فرش دستباف داراى سه مشخصه زیر مى باشد:
•  داراى تار و پود مى باشد.
•  پرز داشته باشد.
•  پرزها دور تارها گره خورده باشد.

انواع فرش دستباف:
• فرش دستباف پشمى: به فرشى که تار و پود آن از جنس پنبه و پرز آن پشمى باشد مى گویند. لازم به ذکر است که در میان ایلات و عشایر به جاى نخ پنبه از پشم استفاده مى شود.

• فرش تمام ابریشم: به فرش هایى که پرز و چله آن از ابریشم باشد، تمام ابریشم مى گویند.

• فرش گل ابریشم: در این گونه فرش ها در نقش ها و دور حاشیه ها به جاى پرز پشمى از ابریشمى استفاده مى شود و معمولا چله این گونه فرش ها از ابریشم است.

• فرش دستباف کف ابریشم: در زمینه این گونه فرش ها به جاى پرز پشمى از پرز ابریشمى استفاده مى شود.

 

• قالی دستباف سوف: نوعى قالى است که زمینه آن از پود ضخیم و نازک تشکیل شده و نقش گل و بوته ها پرزدار مى باشد.

فرش ماشینى:
به فرشى گفته مى شود که علاوه بر مراحل اولیه تولید( تهیه نخ، رنگ و نقشه) شکل گیرى نهایى آن به وسیله ماشین است.

 

راهنمای خرید فرش دستباف ایرانی,فرش دستباف,فرش ماشینی

فرش ماشینی به مرور زمان ارزش خود را از دست می‌دهد ولی فرش دستباف ارزش پیدا می‌کند

فرش شهرى:
فرشى است که در کارگاه هاى جمعى و با نظارت تولید کننده و یا استاد کار و امکانات تولید انبوه ( کارگاه هاى رنگرزى، نقشه کشى، پرداخت و تکمیل و یا بخشى از آنها) بافته شده باشد. استفاده از نخ هاى ظریف و ابعاد بزرگ و نقشه هاى پرکارو دقیق و کثرت رنگ از مشخصات این فرش هاست.

 

فرش دستباف,خرید فرش دستباف,فرش روستایی

فرش دستباف روستایی به وسیله روستاییان یا عشایر با نقشه هاى ذهنى و یا سنتى بافته میشوند

فرش روستایى:
عمدتا در روستاها و به وسیله روستاییان یا عشایر با نقشه هاى ذهنى و یا سنتى و با استفاده از پشم ها و رنگ هاى محلى و در محل بافته مى شود. تعداد کم گره، استفاده از نخ هاى نسبتا ضخیم و پشمى، محدودیت رنگ و ابعاد تقریبا یکنواخت و معمولا کوچک پارچگى از مشخصات این فرش هاست.
نکات مهم خرید فرش دستباف,خرید فرش و قالى دستباف,فرش دستباف

گلیم داراى پرز نمى باشد

گلیم:
نوعى بافت پشمى تار و پودى است. از خصوصیات این نوع بافت این است که داراى پرز نمى باشد.
فرش دستباف,انواع فرش دستباف,نکات مهم در خرید فرش دستباف

استفاده صحیح از فرش دستباف باعث خواهد که با گذشت زمان به ارزشهای هنری آن افزوده شود

مراقب زینت زمین خانه هایمان باشیم!
فرش ها تابلو هایى هستند که به جاى دیوارها، زینت بخش زمین خانه ما مى شوند. براى اینکه بتوانیم مدت زیادى از آن ها استفاده کنیم باید به چند نکته دقت کنیم!

o  تا جایى که امکان دارد از فرش ها در جاهاى مرطوب و یا فضا هایى که در مقابل نور مستقیم خورشید هستند استفاده نکنید. این کار به بافت فرش آسیب مى زند.

o سطوح زیر فرش را با مواد شوینده اسیدى یا مواد شوینده اى که خاصیت قلیایى دارند تمیز نکنید.

o گذاشتن اجسام داغ وگرما زا (اتو و بخارى) روى فرش مى توانند به فرش آسیب بزنند و باعث تغییر رنگ در فرش شوند.

o بهترین روش براى شست وشوى فرش ها این است که آن ها را به شرکت هاى معتبر قالیشویى بسپارید.

 

خرید فرش و قالى دستباف,فرش دستباف,خرید فرش دستباف

فرش دستباف یکى از عمده ترین صنایع دستى ایران به شمار مى آید

هنری به مساحت خاک وطن
بیشترین مساحت ایران را فرش های دستباف و قالى هاى رنگارنگ پوشانده است:
 آذربایجان شرقى و غربى و اردبیل:
•  شهرهاى مهم قالیبافى: تبریز، هریس، قراچه، اردبیل و تکاپ.
•  نمونه اى از طرح های فرش دستباف: لچک و ترنج شاخه شکسته، لچک و ترنج شاه عباسى و…

 کردستان
•    شهرهاى مهم قالیبافى: سنندج و بیجار
•    نمونه اى از طرح ها: جقه چارکى، ماهى، بید مجنون و…

 زنجان
•    شهرهاى مهم قالیبافى: افشار، بیدگینه و قلتوق
•    نمونه اى از طرح های فرش: ماهى در هم، گل سیب و…

 

 همدان
•    شهرهاى مهم قالیبافى: ملایر، اسد آباد، نهاوند
•    نمونه اى از طرح ها: گل و بوته، دسته گلى و…

مرکزى
•    شهرهاى مهم قالیبافى: اراک، سرابند، محال، مشک آباد
•    نمونه اى از طرح های قالی: ماهى در هم، گل حنایى، گل بته و…

قم
•    شهرهاى مهم قالیبافى: کهک، مرکزى، جعفر آباد
•    نمونه اى از طرح های فرش دستباف: محرابى، شکارگاه، اسلیمى و…

 اصفهان
•    شهرهاى مهم قالیبافى: کاشان، جوشقان و نائین
•    نمونه اى از طرح ها: گلدانى، گل فرنگ، ترنج لوزى و…

 کرمان
•    شهرمهم قالیبافى: راور
•    نمونه اى از طرح ها: گلشنى، ترنج و حیوان، گلشنى و تصویرى

جایگاه صنعت فرش در ایران:
فرش دستباف یکى از عمده ترین صنایع دستى ایران به شمار مى آید و از گذشته هاى دور همواره در صدر سبد کالاهاى صادراتى غیر نفتى ایران جاى داشته است. فرش از نقش مهم و قابل توجهى از منظر اقتصادى و معشیتى برخوردار بوده و به نوبه خود جایگاه ویژه اى در اقتصاد برخى خانوارها ایفا مى کند.

فرش ایران از لحاظ طراحى، نقاشى و ابعاد تجارى در بازارهاى جهانى در جایگاه ممتاز قرار داشته است. این صنعت از لحاظ اشتغال زایى، ایجاد ارزش افزوده و ارزآورى سهم قابل توجهى در اقتصاد ایران دارد. این صنعت ما که قدمتى چند هزار ساله در فرهنگ جامعه ایرانى دارد به غیر از بعد اقتصادى نشانه فرهنگ و هنر کشورمان به جهانیان نیز بوده است.

 

مشخصات فرش دستباف,فرش دستباف,نکات خرید فرش دستباف ایرانی

تابلو فرش دستباف ایرانی

تابلو فرش دستباف هدیه اى تصویرى:
اگر قصد هدیه دادن به عزیزانتان را دارید بهترین هدیه تابلویى از بهترین تصویرها با دست رنج هنر ایرانى است این را هرگز فراموش نکنید!

 

 

ویژگی های فرش دستباف خوب

فرش دستباف

از ویژگی های یک فرش دستباف این است که در فرش دستباف، چند سانتی متر اختلاف در ابعاد فرش در قسمت های بالا و پایین وجود دارد که در واقع این یکی از ویژگیهای فرش دستباف است و عیب به شمار نمی رود. یک فرش‌ دستباف ایرانی در سه قالب اصلی ترنج، خشتی و افشان بافته می‌شود.

فرش دستباف نماد ملت ایران

هر ملتی یک کالای نمادین دارد که دنیا آن ملت را با ذکر آن کالا بیاد می آورد؛ فرش دستباف نماد ملت ایران در بین اقوام است و جهان ایران را با فرش دستباف آن و فرش دست باف را با ایران می‌شناسد.

کارشناسان فرش سراسر دنیا می گویند فرش دستباف ایرانی بهترین و زیباترین نوع فرش در دنیاست. باستان شناسان و متخصصان اعتقاد دارند تاریخچه بافت و تولید فرش در ایران به دوران صفویه (۱۷۳۶ ۱۵۰۱ میلادی) برمی گردد. پژوهشگران معتقدند که قرن ۱۶ و ۱۷، آغاز شکوفایی هنر فرشبافی در ایران بوده است.

 

حدود یک سوم فرش دستباف کل دنیا در ایران بافته می شود و ۳۰ درصد از بازار صادرات فرش دستباف در دنیا، در دست کشور ماست. اگر می خواهید فرش دستباف بخرید یا تصمیم دارید فرش دستباف تان را عوض کنید، بهتر است قبل از این کار نکته هایی را که برای خرید یک فرش دستباف خوب لازم است، بدانید.

 

ویژگی های یک فرش دستباف خوب

۱٫ یک فرش‌ دستباف ایرانی در سه قالب اصلی ترنج، خشتی و افشان بافته می‌شود که لچک ترنج بیش از همه طرفدار دارد و اکثر فرش‌هایی که در خانه‌های ایرانیان می‌بینید طرح ترنج است که حاشیه‌هایی پهن در اطراف و طرح‌های بیضی و دایره‌ای در میانه دارد و این طرح در فرش های دستباف، از معماری دوره اشکانیان الهام‌گیری شده است.

 

۲٫ فرش دستباف علاوه‌ بر ارزش هنری والاتری که نسبت به فرش ماشینی دارد ویژگی‌های برتر دیگری هم دارا است. به طور کلی یک فرش دستباف، از دور و نزدیک جلوه خوبی دارد و درخشنده‌ است.

 

۳٫ از ویژگی های یک فرش دستباف این است که در فرش دستباف، چند سانتی متر اختلاف در ابعاد فرش در قسمت های بالا و پایین وجود دارد که در واقع این یکی از مشخصات فرش دستباف است و عیب به شمار نمی رود، اما در صورتی که در قالیچه های کوچک به چشم می آید. با تا کردن فرش دستباف از قسمت میانی می توانید از تقارن آن اطمینان پیدا کنید.

 

۴٫ تقارن رنگ از دیگر ویژگی های یک فرش دستباف است که باید به آن توجه کرد. هنگام خرید فرش دستباف به تقارن رنگ در قسمت های متقارن توجه کنید و حتما در نور طبیعی آن را بررسی کنید، این نکته را در نظر بگیرید که رنگ فرش دستباف در جهت خواب آن تیره تر به نظر می رسد. حواستان باشد که اشکال و هندسه طرح جایی ناتمام نمانده باشد.

 

یکی از ویژگی‌های یک فرش دستباف این است که در تابستان سرد است و در زمستان گرم.

 

۵٫ از دیگر ویژگی های یک فرش دستباف که می توان به آن اشاره کرد این است که پرز فرش دستباف باید درخشان و انعطاف پذیر باشد. اگر قسمت انتهایی پرز با رنگ سطح فرش دستباف اختلاف داشته باشد، نشانه این است که با رنگ های جوهری فرش را رنگ کرده اند و ممکن است رنگ بدهد. یک فرش دستباف با پرز خشن سخت تر تمیز می شود.

 

۶٫ فرش دستباف تنها کف پوشی است که بر اثر پا خوردن، نور و شست و شو زیبایی های آن مضاعف گردیده و هیچ گاه چشم نوازی خود را از دست نمی‌دهد که این یکی از ویژگی های فرش دستباف است. بالاخص اگر که فرش دستباف با استفاده از مواد رنگزای طبیعی رنگ شده باشد. فرش دستباف هر چه بیشتر پا بخورد و هرچه بیشتر بماند ارزش مالی و هنری‌اش بیشتر می‌شود.

 

۷٫ یکی از ویژگی‌های یک فرش دستباف این است که در تابستان سرد است و در زمستان گرم، اما فرش ماشینی به خاطر مواد پلاستیکی‌اش این ویژگی را ندارد.

 

۸٫ مساله دیگر در مورد رنگ فرش دستباف است. برای اینکه خیالتان راحت شود که یک فرش دستباف مرغوبی خواهید خرید قبل از پرداخت وجه به فروشنده با یک دستمال نمدار روی قسمتی از فرش دستباف بکشید، اگر رنگ فرش دستباف مصنوعی باشد فرش به دستمال رنگ می‌دهد.

 

۹٫ از ویژگی های یک فرش دستباف این است که در بافت آن از  الیاف طبیعی استفاده شده است. یقین داشته باشید که چون مواد تشکیل دهنده فرش دستباف از طبیعت گرفته شده و به هیچ وجه از الیاف مصنوعی استفاده نمی شود به تامین سلامت جسمانی شما کمک خواهد کرد. باید گفت برخی الیاف مصنوعی برای بیماری‌هایی مانند آسم خطرناک اند، حساسیت بر انگیز بوده و برای کودکان نیز زیان آورند. اما الیاف طبیعی در فرش دستباف هیچگونه حساسیتی بوجود نمی‌آورند.

 

۱۰٫ طرح‌ها و رنگ‌های متنوع فرش دستباف آرامش روحی و روانی شما را تامین و موجبات لذت بردن در زندگی را برای شما فراهم می نماید که این خود از ویژگی های یک فرش دستباف است. شما می‌توانید از میان هزاران طرح و نقشه رایج در فرش دستباف ایرانی و با رنگبندی‌های بسیار متنوع آنچه را که باب طبع شماست و از دیدن آن لذت می‌برید انتخاب نمایید.

 

۱۱٫ با توجه به استفاده از پشم و ابریشم و پنبه به عنوان مواد اولیه در قالی دستباف هیچگاه شاهد تولید الکتریسیته‌ی ساکن از فرش دستباف نخواهید بود، که این از ویژگی های یک فرش دستباف است و مزیتی است که نسبت به بسیاری از کف پوش های دیگر ملموس و قابل توجه است.

 

۱۲٫ از دیگر ویژگی های یک فرش دستباف عمر و ماندگاری آن است.  فرش دست باف نسبت به همه ی کف پوش‌های دیگر از عمر چند برابری برخوردار بوده و قابلیت بسیار بالایی برای پاکیزگی و تنظیف دارد.

 

با خرید فرش‌های دستباف نفیس کمک قابل توجهی به حفظ میراث فرهنگی کشورمان نموده و باعث ترویج فرهنگ خود، آرزوها، آرمان‌ها و علایق بافندگان و طراحان فرش خواهید گردید. همواره به یاد داشته باشید که بافندگان بسیاری از این راه امرار معاش می‌کنند.

طرحها و نقوش فرش دستباف

در این مقاله در مورد نقوش فرش دستباف ارائه شده است ، همچنین در زبان فارسی، واژه هنر معادل ”‌ فن ”‌ و گاه ”‌ صنعت ”‌ به کار رفته است .به غیر از آن این واژه به معانی مختلف نظیر : علم ، کمال ، فضل ، زیرکی ، شجاعت ، عدالت ، شهامت و تقوی نیز یاد شده است .هنر فرش دستباف ، کاشیکاری ،خوشنویسی و معماری ایرانی بیش از همه چشم گیر است و در دنیا شهره آفاق است .

Image result for ‫نقوش فرش دستباف‬‎

عمر فرش ایرانی به تاریخ کهن هنر و فرهنگ ایرانی بر می گردد. تحسین جهانیان از هنر ایران به خصوص قالی ایران ناشی از تلاش ، عشق و ذوق هنری مردم ایران همراه با فرهنگ ملی و پر رمز و راز ایرانیان می باشد .

حدیث فرش ایران ، حدیث عاشقان ناشناخته ایست که هنر خود را که تنها خودشان به مفهوم آن آشنا هستند ، با پیچیدگی نقش و نگاری که با رنگ به آن معنی داده اند فروتنی و اخلاص هنرمندان فرش ایران ستودنی است طوری که آنان حتی از به جا گذاشتن نام و نشان و زمان خویش بر روی آفریده خود پرهیز داشته اند. تاریخ پر فراز و نشیب ایران ، بخشی از سرگذشت ما ایرانیان ، در اساطیر ، افسانه ها و داستانهای تاریخی سیر می کند .حماسه پرداز بزرگ ایران ، حکیم ابوالقاسم فردوسی طوسی در ابتدای اثر ماندگار و بی مانند خود ،« شاهنامه» درباره تاریخچه گستردنی و رشتن در ایران اشاره دارد و علاوه بر آن بافتن فرش را نیز به طهمورث نسبت می دهد.

نقوش فرش دستباف گاهی پیام دار نوع فرهنگ جاری ،تاریخ،معماری،اقلیم و زمان بافت آن می باشد . طرح و نقشه در فرش نشانگر نوع نگاه هنرمندان به محیط و اقلیم و طبیعت پیرامون است ، نقوش فرش دستباف ایرانی مملو از جهان بینی فلسفی و معنویت صاحب اثر در نهایت سادگی جلوه می نماید.

هنرمندان علاوه بر بکارگیری عناصر طبیعی و یا خیالی ، عوامل و پدیده های موثر در زندگی بشری را اعم از وقایع تاریخی ، حوادث طبیعی ، معماری و غیره را به زبان نقش و نگار با مهارت و چیره دستی خاصی به تصویر می کشد .نقوش و طرح های فرش هر کدام نماد و پیام دار معنویت و عرفان می باشند . از انواع طرح های موجود در فرش دستباف می توان طرح اسلیمی ، افشان ، بته ، درختی ، شکارگاه و غیره را نام برد که هر کدام پیامی را می رسانند .

هنر اسلیمی الهام گرفته از پیچ و خم گیاهان و جانوران و درختان و نقشو نگار طبیعی است . از انواع طرح های اسلیمی می توان دهان اژدری و ماری را ذکر کرد . چون آرایش و شکل ظاهری خطوط این نقوش همچون اندام اژدهای افسانه ای و مار است ، به همین نام نیز معروفند .

طرح افشان ، برگرفته از گلها و گیاهان و شاخ و برگ درختان و حیوانات می باشد . نقش بته ، نشانه درخت سرو است . سرو مظهر و نماد سبزی و شادابی بوده که این طرح در خاتم ها ، شال ها ، قالی ، گلیم و حتی در کاشیکاری بناها دیده می شود .در طرح درختی ، بیشتر از درختان سرو ، بید مجنون که نماد حزن و اندوه را تداعی می کند استفاده می شود .

نقوش فرش دستباف

نقش درخت در زندگی آدمی همیشه دارای اهمیت بوده زیرا از درخت سرو می توانستند نیازهای خود را تامین کنند . در جاهایی که درخت نبوده مانند اقلیم کویری و خشک ، افراد آن مرز و بوم تصویر آن را بر روی صنایع دستی و دست بافته ها می آفریدند .نقشه شکارگاه متشکل از انواع حیوانات از جمله غزال ، گرگ ، شیر ، آهو ، پلنگ و انواع پرندگان است همچنین از شاخه های درخت و گل نیز بهره جسته که به نقش شکارگاهی حالتی زیبا و دلنشین می دهد .

در بخش های زمینه و حاشیه فرش تصاویر انسانها در حال صید و شکار حیوانات وحشی دیده می شود .گاهی در بعضی از نقوش فرش نقش سیمرغ دیده می شود که سیمرغ پرنده ای افسانه ایست که مظهر ذوب و حل شدگی است ; مظهر پرداخت تمام عیار و وابستگی مطلق است که به کبوتر صلح نیز معروف است . وجود سیمرغ در ادبیات فارسی و عرفانی و تاملات متفکران ما و نیز /یش از اسلام سابقه دارد . در شاهنامه بنا بر قراین نقش مربی و راهنما یا حضرت جبرییل (ع) را بازی می کند ، زال را بزرگ کرده و تربیت می کند و در هنگام نیاز به کمک قهرمانان می شتاید .

در ادبیات فارسی ، ماه مظهری از روی زیبا ، نرگس نماینده چشم ،بنفشه مظهر زلف ، باران نشانی از اشک ، گیسو حکایتی از آبشار ، شب نشانی از گرفتگی ، بهر تاکیدی بر باروری و شادابی و نمادهای دیگر است که هر یک دلالت بر امری دارد. باغ با اوصاف خاص ظاهری ، نماد بارزی از بهشت موعود است به نحوی که تفسیر لفظی و کلامی آن در قرآن کریم و نهج البلاغه و بعد از آن در حدیث ها و روایت های اسلامی و سپس در دیوانهای شعرای معروف معاصر و متاخر ایران است .نقوش هندسی موجود در فرش ایرانی در عین سادگی شاید بیان کننده یک بیت شعر، آیه یا سوره ای از قرآن کریم ، داستانی افسانه ای ، تاریخی و یا حدیثی از انبیا باشد. هنر ایرانی سخن و حدیث عشق و معرفت و روحانیت است و ایران را می توان مهد تمدن و فرهنگ و هنر به شمار آورد .

 

چرا باید از فرش دستباف استفاده نماییم؟

در این مقاله در مورد چرا باید از فرش دستباف استفاده نماییم؟ ارائه شده است، همچنین فرش دستباف در میان همه کفپوشهای دیگر از جایگاه ویژه ای برخوردار است و ویژه گیهای این هنر ارزنده ایرانی برای همه ملل و اقوام شناخته شده است. با این حال همگان در خصوص ترویج استفاده از قالی دستباف در بین خانوارها وظیفه مندیم و باید از هر فرصتی برای طرح وجوه تمایز آن با سایر کفپوشها استفاده نماییم.

Image result for ‫فرش دستباف‬‎

برخی مزایای محوری فرش دستباف به سایر کفپوشها را یادآوری می نمایم :

۱- یقین داشته باشید که چون مواد تشکیل دهنده فرش دستباف از طبیعت گرفته شده و به هیچ وجه از الیاف مصنوعی استفاده نمی شود به تامین سلامت جسمانی شما کمک خواهد کرد.پرزهای پشمی قالی با خاصیت الاستیک و فنری خو د حتی نقش یک تشک استاندارد را ایفا می نمایند

۲- طرح ها و رنگ های متنوع قالی دستباف آرامش روحی و روانی شما را تامین و موجبات لذت بردن در زندگی را برای شما فراهم می نماید. شما میتوانید از میان هزاران طرح و نقشه رایج در قالی دستباف ایرانی و با رنگبندی های بسیار متنوع آنچه را که باب طبع شماست و از دیدن آن لذت می برید انتخاب نمایید

۳- قالی دستباف تنها کف پوشی است که بر اثر پا خوردن، نور و شست و شو زیبایی های آن مضاعف گردیده و هیچ گاه چشم نوازی خود را از دست نمیدهد. بالاخص اگر که این قالی با استفاده از مواد رنگزای طبیعی رنگ شده باشد.

۴- با توجه به استفاده از پشم و ابریشم و پنبه به عنوان مواد اولیه در قالی دستباف هیچگاه شاهد تولید الکتریسیته ی ساکن از این کفپوش نخواهید بود، مزیتی که نسبت به بسیاری از کف پوش های دیگر ملموس و قابل توجه است.

۵- با خرید فرش های دستباف نفیس کمک قابل توجهی به حفظ میراث فرهنگی کشورمان نموده و باعث ترویج فرهنگ ایرانی اسلامی، آرزوها، آرمان ها و علایق بافندگان و طراحان فرش خواهید گردید.

۶- با آراستن خانه های خود به فرش دستباف موجبات زندگی بهتر قریب به ۶ میلیون نفر که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم از هنر صنعت فرش دستباف ارتزاق می نمایند فراهم خواهید ساخت.

۷- قالی دست باف نسبت به همه ی کف پوش های دیگر از عمر چند برابری برخوردار بوده و قابلیت بسیار بالایی برای پاکیزگی و تنظیف دارد.

۸- خرید فرش دستباف هزینه نیست بلکه سرمایه گذاری است، با خرید فرشهای نفیس دستباف در جشنواره ی فروش فرش (۲۲ بهمن لغایت ۲۲ اسفند ۸۹) وجوه نقد خود را تبدیل به سرمایه گذاری مطمئن نمایید.

۹- اطمینان داشته باشید که فرش دستباف ایرانی روند افزایشی در قیمت داشته لذا از فرصت استفاده نموده و همین امروز قالی مورد نیاز خود را با قیمت مناسب تهیه نمایید

۱۰-قالی ایرانی باعث رونق بخش کشاورزی و دامپروری و حتی صنعت بالاخص صنعت نساجی است با خرید قالی دستباف عملا” این بخشها هم رونق خواهند یافت

۱۱-هر ملتی یک کالای نمادین دارد که دنیا آن ملت را با ذکر آن کالا بیاد میآورد فرش دستباف نماد ملت ایران در بین اقوام است و جهان ایران را با قالی آن و قالی را با ایران می شناسد

۱۲-به هنگام خرید فرش دستباف تمام تلاشتان این باشد که از هر سبک و طرحی میخواهید انتخاب نمایید مرغوبترین و نفیس ترین باشد.با انتخاب کالای نفیس سرمایه گذاری خود را تضمین نمایید

انواع فرش دستباف ایران

در این مقاله در مورد فرش دستباف و انواع آن ارائه شده است، همچنین بشر از زمانی که خود را شناخت و ضرورت وجود ملزومات زندگی را احساس نمود، به فکر داشتن منسوجی بود تا او را در برابر سرما و سختی زمین محافظت نماید. پشم و موی حیواناتی نظیر گوسفند و بز، اولین یافته‌های بشر برای برآوردن این نیاز بود و متعاقباً پوست این حیوانات اولین زیرانداز یا به عبارت دیگر، فرش منسوج بود.

Image result for ‫فرش دستباف‬‎

به دنبال تحول و پیشرفت در زندگی، بشر آموخت که می‌تواند با در هم نمودن و فشردن الیاف پشم، زیراندازی ضخیم‌تر و گرم‌تر به نام نمد تهیه نماید. متعاقباً با فراگیری فنون ریسندگی و تابندگی، نخ‌های پشمی را تولید نمود و برای اولین بار با ادغام رشته نخ‌های افقی و عمودی نخ‌های پشم، گلیم را ابداع کرد و این سرآغازی بود برای ابداع فرش گره‌دار یا پرزدار که هنر و فنی پیشرفته‌تر بود.

فرش واژه ای عربی است که به معنای زمین است و در زبان فارسی دارای مفاهیمی چون گسترده شدن، زیرانداز و کفپوش می باشد. با توجه به تعریف فوق مفاهیمی چون گلیم، نمد، زیلو، فرش ماشینی و دستباف را می توان فرش دانست.

مشخصات قالی دستباف

فرش دستباف دارای سه مشخصه زیر می باشد:

۱- دارای تار و پود می باشد.
۲- پرز داشته باشد.
۳- پرزها دور تارها گره خورده باشد.

انواع قالی

از لحاظ مواد مصرف شده در می توان قالی دستباف را در ۵ گروه زیر طبقه بندی کرد:

۱- پشمی: به فرشی که تار و پود آن از جنس پنبه و پرز آن پشمی باشد می گویند. لازم به ذکر است که در میان ایلات و عشایر به جای نخ پنبه از پشم استفاده می شود.

۲- تمام ابریشم: به فرشهایی که پرز و چله آن از ابریشم باشد، تمام ابریشم می گویند.

۳- گل ابریشم: در این گونه فرشها در نقش ها و دور حاشیه ها به جای پرز پشمی از ابریشمی استفاده می شود و معمولاً چله اینگونه فرشها از ابریشم است.

۴- کف ابریشم: در زمینه اینگونه فرشها به جای پرز پشمی از پرز ابریشمی استفاده می شود.

۵- سوف: نوعی قالی است که زمینه آن از پود ضخیم و نازک تشکیل شده و نقش گل و بوته ها پرز دار می باشد.

انواع فرش دستباف از لحاظ ابعاد:

فرش دستباف را از لحاظ انداز به ۷ نوع تقسیم می کنند که انواع آن عبارتند از:

۱- قالی: به فرشهایی که در اندازه های ۳×۲ متر،۵/۳×۵/۲ متر،۴×۳ متر،۴×۶ متر باشد، گفته می شود که به چهار دسته زیر تقسیم می شود:
الف) قالی های کوچک که ابعاد ۳×۲ متر،۵/۳×۳/۲ متر را شامل می شود.
ب) قالی های متوسط که ابعاد ۴×۳ متر و ۸/۲× ۸/۲ متر را شامل می شود.
ج) قالی های بزرگ که ابعاد ۵/۴× ۵/۳ متر و ۸/۴×۷/۳ متر را شامل می شود.
د) قالی های بسیار بزرگ با ابعاد ۵×۴ و۶×۴ متر و بالاتر از این ابعاد را شامل می شود.

۲- قالیچه: به فرشهایی گفته می شود که مساحت آن از ۴ متر مربع کمتر باشد. اندازه قالیچه های متعارف شامل ۲۰/۲×۴۰/۱ و ۵/۲×۵/۱ متر می باشد.
به قالیچه های با اندازه ۲۰/۲×۴۰/۱ سجاده ای و یا دو ذرعی گفته می شود.
همچنین لازم به ذکر است که به قالیچه هایی با ابعاد ۵/۲×۵/۱ را که ریز باف باشند پرده ای گویند.

۳- کلّگی: به فرش هایی می گویند که از نظر عرض از قالی کم عرض تر و از نظر درازا از ۴ متر کمتر باشد که در اندازه های ۳×۵/۱ متر،۳×۷/۱ متر و ۷/۳×۲ متر بافته می شود.

۴- کناره: فرشی است که برای مفرش کردن راهروها و راه پله ها استفاده می شود و پهنای آن از ۷۰/۱ تا ۵/۰ متر و طول آنها از ۱۰-۳ متر متفاوت است و در بعضی از موارد استثنائی نیز تا ۱۵ متر و بیشتر بافته شده است.

۵- ذرع و نیم و ذرع چارک: به فرشهایی که ابعاد آن ۵/۱×۰۴/۱ و ۶۰/۱×۱۰/۱ متر باشد ذرع و نیم گفته می شود.
همچنین به فرشهایی که ۳۰/۱×۸۰/۰ متر باشد ذرع و چارک اطلاق می شود.

۶- پشتی: به قالیچه هایی که مساحت آنها کمتر از یک متر مربع باشد. متداولترین اندازه پشتی ۹۰×۶۰ سانتی متر می باشد.
البته در منطقه گرگان و بجنورد به طور جداگانه برای پشت پشتی ها نوعی گلیم می بافند و داخل آنها را با پر مرغ و ابر پر می کنند که به این گونه پشتی، قارچین می گویند.

۷- پادری: به قالیچه های کوچکی که اندازه پاگرد در بافته می شود پادری می گویند.

فرشهای پرده ای خراسان جنوبی

ایران سرزمین قالی است در هر گوشه ای از آن ، گونه ای فرش می بافند که دلپذیر و دلپسند است. طراحان نقش می زنند و از ترکیب خطوط و اشکال ، انواع نقش مایه ها را پدید می آورند. و دست ها گره در گره نقوش و طرح های بی مانند و متنوع می آفرینند. نقش مایه ها اغلب زیر پای زنان و مردان بال ادب می گشایند اما تعدادی از این دست بافته های زیبا نیز بعنوان پرده در مبادی ورودی قرار می گیرند تا حائلی برای ورود و خروج گرما و سرما یا حجابی میان زنان و مردان باشند.

 

 

 

این قالی ها را که معمولا شکافی برای ورود و خروج دارند قالی پرده ای می گویند. قالی های پرده ای از سالهای دور در خانه های مردم ، چادرهای عشایر ، مساجد و تکایا و البته حرم امامان و امام زادگان پر نقش و رنگار و رنگارنگ حضور داشته اند. خیال انگیزی و زیبایی این دست بافته ها زمانی دو چندان می شود که بصورت دو رو بافته شده باشند.

دو رو با دو نقش و طرح و رنگ بندی متفاوت است. در رواق ها و شبستانها نقش هایی برای نشست و سجود و گذر زائران بال گسترده اند و نقش هایی نیز بر قالی های پرده ای نشسته اند و درب های حرم را مزین می کنند. بیشتر قالی های پرده ای در حرم مطهر طرح های محرابی است. الهام بخش طراحان نقش قالی در پیدایش این طرح ها ، محراب مساجد است. گاهی نیز قندیلی و کتیبه ای و یا نوشته ای در بالای محراب طرح می شوند.

 

طرح محرابی درختی نیز از طرح های زیبا و جذاب در قالی های پرده ای است. یکی از قالی های پرده ای دو رو گنجینه آستان قدس ، قالی پرده ای با طرح محرابی درختی است محل بافت این قالی مشهد است و طراحان و بافندگان آن استادانی چون محمد نقاش مشهدی و محمد کرمانی هستند. زائران حریم رضوی قالی های ورودی را کنار می زنند و به آستان حضرت سلام می دهند. طرح و نقش دو طرف مشابه یکدیگرند اما رنگ بندی طرف دیگر قالی با طرف روبروی ما متفاوت است. قالی ها با طرح ها و رنگهایشان ، با گره های امید و نقش مایه های بدیع خود ، حرم را پوشانیده اند. تاریخ بافت آن ۱۳۲۰ هجری قمری ثبت شده است و ابعادش ۳۰۰ در ۴۱۰ سانتی متر می باشد.