آینده را قضا و قدر می سازد و امید و تلاش تو آن را می گذراند.
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۷
خانه » خبرهای فرش دستباف

خبرهای فرش دستباف

نگاهی به تاریخچه فرش ترکمن

در دنیای کشفیات پیشرفته هنر دست بشریت، تکنیک تولید فرش جایگاه ویژه ای دارد. در گستره تاریخ، تکامل و توسعه فرش یکی از نشانه های هنر دست شرق شد. در شرق هیچ فرآورده دیگری جز فرش این چنین با این شدت بر غرب تسلط نیافت.

 

تصویر مرتبط

امروزه این فرش در محیط جغرافیایی گسترده ای بافته می شود. دراین عرصه اگر شرق آسیا را مستثنی کنیم، تولید آن از آسیای صغیر شروع و تا سمرقند و مرزهای چین پایان می یابد. تعیین دقیق اینکه تولید فرش در شرق در چه زمانی، کجا و به دست چه کسی برای نخستین بار بافته شده یا در حقیقت اختراع شده، معلوم نیست.
تاریخ آشکار و روشن فرش دستباف در پانصد سال پیش از میلاد آغاز می شود. فرش پازیریک که کهن ترین فرش بافته شده از نخ و پشم شتر است، به این دوره تعلق دارد. این فرش در گور پادشاه اسکیت ها، مردم منطقه بخش جنوبی سیبری یافت شد. طرح و نقش و نگار این فرش سنجیده شده و دارای تنوع رنگ و تراکم گره ها در هر متر مربع سه هزار و دویست گره بوده است. ساختمان طرح و نقش این فرش آن علامت مشخصه ای را نشان می دهد که خود را پیش از هر چیز دیرتر در فرش ایرانی پیدا شدند. زمینه این فرش سرخ و حاشیه های باریک دور تا دور آن باطرح هندسی هشت ضلعی پر شده که دیرتر در فرش های ترکمنی به طرح گؤل (Göl) ترکمن شبیه است. در این حاشیه های باریک که با جانوران افسانه ای بالدار در چهارضلعی های کوچک و گل های ستاره مانند کوچک نیز نقش بسته، به یک حاشیه عریض با طرح گوزن های پشت سر هم و در حال حرکت ختم می شود. حاشیه اصلی را سوارکاران سوار براسب پرکرده و زیر زین های اسب این سوارکاران در رنگ های متنوع طرح شده و کناره های بیرونی فرش با حاشیه بافت باریک شبیه میانه فرش نقش شده است. رنگ های به کاربرده شده دراین فرش، سرخ، آبی روشن، زرد متمایل به سبز و نارنجی است. نوع گره آن گره ترکی است. عقیده بر این است که اسب و سوارکاران آن یادآور نقش های تخته سنگ نینوا و تخت جمشید ایران قدیم است. اما شماری از پژوهشگران در این فرش ارتباط بلافصلی را بین کورگانِ پازیریک با فرهنگ ترکی کهن می بینند.
تاریخ بافت فرش به دلیل اینکه به گونه ای ناکامل برای ما از نسلی به نسل دیگر رسیده، برای همین نمی توان داده های دقیق درباره آن گفت. البته برای تعدادی گروه خاص از فرش ها می توان تقریبا به طور مطمئن منشاء و تکامل نقش ها را تعیین کرد. بدون شک منشاء فرش در مشرق زمین است. احتمالا پیدایش آن از ضرورت گرم کردن چادر (یورت) که ازسوی شبانان چادرنشین اختراع شده، سرچشمه می گیرد.
درباره این مسئله که فرش پازیریک در کجا بافته شده،‌ نظر واحدی بین پژوهشگران نیست و تا به امروز هم بطور قطع و یقین روشن نشده است. پژوهشگر م. دیماند (M.Dimand) در این فرش محصول و فرآورده های ایران را می بیند، که در آن موتیف های آشوری های بابل، هخامنشی و اسکیت های منطقه جنوب سیبری آمیخته شده اند.
پژوهشگر یو. شورمان (U. Schürman) بر این عقیده است که این فرش در مناطق آذربایجان و ایران آن زمان بافته شده است. عقیده دیگری را ج. بنت (J.Bennet) نمایندگی می کند. وی در فرش پازیریک کار و محصول اسکیت های مغول را می بیند که در آن هنر سبک حیوانات نقش بسته است. وی معتقد نیست که این فرش در ایران تولید شده باشد و عقیده خود را چنین مدلل می سازد که اسکیت ها خود یکی از خلق هایی بودند که خود را دایم در مهاجرت به سوی غرب می دیدند. به نظر می رسد چنین چیزی غیر ممکن است که این خلق فرشی را بیش از سه هزار کیلو متر به منطقه خود حمل کرده باشند تا با آن بخواهد گورِ یک حکمران یا اشراف را زینت بخشد. برخی از پژوهشگران آن را اثر ترک های قدیمی آسیای مرکزی به حساب می آورند. ج. بِنِت(J.Bennet) با این تزکه مهد و گهواره فرش شرق در ترکستان شرقی و مغولستان قرار داشتند به برهان می نشاند.
در بافت فرش پازیریک هیچ اشاره ای به محل تولید آن نیست. گره این فرش گرچه گره فرش ( Ghiord یکی از شهرهای ترکیه) را نشان می دهد، اما در گور شبیه آن باقی مانده های فرشی یافت شدند که گره های آن به صورت گره های Senneh بافت (در کردستان ) هستند. به هر حال این قدیمی ترین فرش شناخته شده، نشان می دهد که چگونه تعیین محل دقیق باقی مانده های منسوجات آن دوران که کجا و یا در چه زمانی بافته شده اند دشوار است.
آخرین نظر و عقیده درباره منطقه پیدایش بافت فرش توسط اکتشافات سِرآورل شتاین (Sir Aurel Stei ) ارائه می شود. وی درسال ۱۹۲۰ در کاوش های خود در شهر کهن و قدیمی تجاری لولان در ترکستان شرقی باقیمانده های فراوان فرشی را پیدا می کند که در گره های Ghiord و اسپانیایی بافته شده بودند. این فرش ها متعلق به دویست تا سیصد سال پیش از میلاد بودند. همین جا این پرسش پیش می آید که آیا این فرش ها در ترکستان شرقی بافته شده یا اینکه از غرب ایران بمثابه کالای تجاری آورده شده بوده اند.
پژوهشگر روسی رودنکو در کورگانِ باسادای، واقع در۱۸۰ کیلومتری غرب پازیریک، زین اسبی را که از یک قطعه فرش درست شده است، پیدا می کند. گره موجود دراین قطعه فرش به صورت گره Senneh بوده که در یک مترمربع هفت هزار و پانصد گره وجود داشت. برخی کشف فرش و باقیمانده زین اسب در پازیریک را تاییدی بر سنت نه اتفاقی هنر اسکیت ها دراین منطقه می دانند، که زین اسب بمثابه کالای صادراتی می توانسته باشد.
باقی مانده های کوچکی از پانصد تا ششصد سال پیش از میلاد توسط آلمانی ها درسال ۱۹۰۶ میلادی کشف شد، که درآن طرح «سگی در حال حرکت» و اشکال لوزی های کوچک ردیف شده قابل شناخت است. این فرش پانصد گره در یک مترمربع دارد. برای سده های متعاقب تا کنون دلایل و مدارک روشن تکامل سپسین و گسترش فرش شرق وجود ندارد. بجز منابع نوشتاری و گزارش تاریخی درمورد فرش دوران ساسانیان (۶۴۲- ۲۲۴ ) پیش ازمیلاد وجود ندارد که در قصر خسروشاه وجود داشته است.
تاریخ نویس ایرانی خواجه رشیدالدین (۱۳۱۸- ۱۲۴۷) در کتاب تاریخ جهان گزارش می دهد که در شش زیر گروه قبایل اوغوز، هر قبیله توتم حیوانی خود را داشته است. وی از شتر، سگ، گرگ، گوسفند، گوزن و روباه نام می برد. تقسیم به شش گروه یک معیار گیتی شناسی (Kosmologie) را به دنبال دارد. زیرا خورشید، ماه، آسمان، ستاره ها، دریا و کوه وجود دارند.
مدارک و دلایل آشکاری برای وجود فرش مربوط به دوران دودمان سلجوقیان است. سلجوق ها در ترکستان غربی ساکن بودند. در مهاجرت خود به سمت غرب، درسال ۱۰۳۸ میلادی بر ایران حاکم شدند. در این دوره بود که قبایل ترک مهاجرت خود را به سمت ایران آغاز کردند و در نواحی آذربایجان و همدان سکنی گزیدند و به همراه خود نقش و نگار فرش های خود را آوردند. اما اینکه گفته شود، نوع گره های فرش را هم در همین زمان با خود به همراه آورده اند، می توان گفت که این سخن خلاف واقع است. زیرا گره ( Ghiordترکیه) در این منطقه از سیصد سال پیش از میلاد شناخته شده بود. تحت سلطه سلجوقیان فرش بافی یا تولید فرش در تمامی آسیای صغیر گسترش یافت. در فرش های سلجوقیان موتیف های ترکمنی با شرق دور یکی می شوند. در قرن دوازدهم میلادی نخستین فرش سلجوق از ترکیه به شهر ونیز ایتالیا وارد می شود. این فرش در اصل دارای طرح و نقش گول (Göl ) ترکمنی را داشت. بعدا به این طرح و نقش موتیف حیوانات نیز وارد می شوند. می توان گفت که درموزه های کنونی اروپا تاریخ فرش نخست از قرن سیزده است، مانند فرش های سلجوق قرن سیزده از قونیه یا Beyshehr ترکیه یا فرش هایی که از قرن چهارده شناخته شده اند. با تشکیل امپراطوری عثمانی در سال ۱۴۵۳ میلادی تصرف کنستانتینپول بیزانس و ۱۵۱۷ میلادی فتح مملوک قاهره، فرش ترکی با تولید در مانوفاکتور های بزرگ ظاهر می شود. ترکیه دارای یک سنت فرش به ارث رسیده از دوران سلجوق ها، ازقرن یازده تا سیزده است که تا امروز نیز محسوس است.
از سوی دیگر در ترکیه در فرش منطقه برگاما (Bergama) که در موزه لندن قراردارد، می توان تاثیر موتیف های فرش ترکمن را به ویژه در فرش Kiz- Bergama از سده هیجده مشاهده کرد. فرش دیگری از این منطقه از قرن نوزده در موزه شهر مونیخ وجود دارد، که می توان آن را نوعی اثر ترک- ترکمنی نامید. فرش مشهور ابریشمی مملوک های قاهره، که مربوط به نیمه اول قرن شانزده و در گره ایرانی و به رنگ قرمز، سبز و آبی است، در موزه وین قراردارد. در این فرش طرح اشکال هندسی فرش ترکمن را می توان دید.
در قرن سیزده پس از حمله مغول به ایران و تسلط بر آن، مغول ها تاثیر خود را به صورت هنر نو بر ایران به جا می گذارند که آن را می توان ناتورالیسم شرق دور نامید که بعد ها هنر ایرانی آن را بسیار غنی کرد. فرش ایرانی که بی شک از صدها سال پیش تولید می شده، نخست در قرن شانزده است که ظاهر می شود. یعنی تکامل و توسعه جامع فرش ایرانی نخست با آغاز دوران صفویان شروع و با مرگ شاه عباس دوم در سال ۱۶۷۴ میلادی دوران طلایی هنر ایرانی و با آن دوران شکوفایی فرش ایرانی افول می کند. ( فرش شرق. نویسنده هاینس اِ . و ر. مارتین .) دردوران نوین فرش ایران بمثابه مرغوب ترین و مشهورترین فرش شرق به حساب می آید.
تحت حکومت صفویان بود که کارگاه های سلطنتی تولید فرش در شهرهای تبریز، کاشان، کرمان، اصفهان، شیراز و هرات به وجود آمدند. کمی دیرتر نخستین فرش مناطق چند خلقی قفقاز ظاهر می شود، که در آن تاثیر فرهنگ فرش جنوب ایران، شرق دور و ترک آشکار و این سبک شناسی قالب است. دین اسلام پس از تسلط بر ایران و آسیای مرکزی، نه تنها تاثیر خود را بر فرهنگ و هنر ایران گذاشت، بلکه در طرح برخی فرش های ترکمن مانند، نمازلیق (سجاده) برای عبادت و اجرای نماز البته با طرح و نقش خاص هندسی، نیز گذاشت. در قرن های بعدی که منطقه آسیای مرکزی منطقه تحولات سیاسی خلق ها شد، همچنان طرح و نقش و نگار فرش های ایرانی، ترکمنی و چینی تاثیرات خود را بر فرش های تولید شده می گذاشتند. مثلا فرش آنتیک سمرقند که در آن طرح و نقش ها ی فرش مربوط به موتیف های شرق نزدیک است، اسلوب و طرازی شکوفه های گل با زمینه سرخ، سمبول خوشبختی چینی است. درحاشیه آن موتیف شاخ قوچ ترکمنی وجود دارد.
چادرنشینان ترکمن در طرح و نقش و نگار فرش های خود به دو سمبول اصلی گول Gül و گول Göl که به نادرست اغلب به یک معنی و مفهوم بکار می روند، اکتفاء می کردند. گول Gül ، واژه ای است فارسی و به معنای گُل است. فرش های ترکمن گرچه می توانند گول (گُل) شبیه هم داشته باشند، اما در سمبول گول Göl ، مشخصه ویژه و اصلی فرش قبایل ترکمن، تفاوت خود را نشان می دهند که هر فرش از سوی قبیله خاصی بافته شده است. مانند، تکه، یموت، ساریق، قیزیل آیاق ،پنده/ سالور و کِرکی.
فرش ترکمن
چادرنشینان ترکمن از گذشته های دور در منطقه ای از افغانستان تا مرزهای ایران و در امتداد ترکستان که تا دریای مازندران وسعت داشت، سکنی گزیدند. هسته اصلی این خلق در دوران نوین در جمهوری ترکمنستان، ازبکستان، جمهوری های خود مختار سابق قاراقالپاق، منطقه جنوبی دریای آرال و بخش دیگری درایران زندگی می کنند.
ترکمن ها در منطقه بسیار گسترده آرال زیست داشتند. این منطقه شامل فلات وسیع و مناطق کوهستانی که ارتفاع آن تا هشتصد متر نیز می رسیده بود. در این دوران تنها در کناره های رودخانه ها وجود یک اقتصاد ساده شبانی امکان پذیر بود که با مهاجرت از چراگاهی به چراگاه دیگر عملی می شد. پایه و زمینه تغذیه ترکمن ها را، که گوسفندان دنبه دار و در کنار آنها تعدادی شتر و اسب تشکیل می داد، اما زیست آنان با یک جنگ مداوم با طبیعت و قهر آن تعیین شده بودند.
ترکمن ها نه تنها می بایست خود را علیه تاثیر و قهر طبیعت حفظ می کردند، بلکه همچنین بر اثر این عوامل از مناطقی که به عنوان چراگاه آنان بود، باید همواره دفاع کرده و گسترش داده می شد. به این صورت شد که این خلق چادرنشین به یک خلق جنگجو تبدیل گشت، که تا آغاز سده بیستم می بایست اشکال زندگی خود را حفظ و از آن دفاع کند. اما بعدها برخی از آنان به کشاورزی روی آورده و از یورت نشینی بیرون آمده و در شهرها و دهات اسکان یافتند و با شهرهای بزرگ و مناطق وسیع چون بخارا، مرو، پنده و خیوه که مراکز تجاری بودند، ارتباط پیدا کردند و شروع به تبادل کالای خود یعنی فرش در برابر نمک، غله، شکر، چای و . . . کردند.
این فرش های تعویض شده از طریق کاروان ها به شهرهای قدیمی و بزرگ روسیه و از آنجا به اروپا نفوذ می کردند. در مناطق دیگر شرق که بافت فرش توسط مردان و زنان انجام می شد، در نزد ترکمنها تنها زنان بودند که به تولید فرش می پرداختند. مردان ترکمن به گله و رمه ها رسیدگی می کردند و زنان بمثابه حاکمان یورت (چادر) به امور یورت، خانه داری و رسیدگی به فرزندان و درکنار آن به تولید فرش پرداخته و تمام کارهای اولیه فرش اعم از تهیه و تدارک پشم و افکندن طرح فرش را انجام می دادند. فرش بافی در نزد ترکمن ها که توسط زنان انجام می گرفت، فاکتور مرکزی و عمده زندگی اجتماعی- اقتصادی آنان بود، که از اهمیت بسیاری برخوردار بوده است. بویژه در این عرصه برای بافت زین اسب که بمثابه سمبول قدرت ارزش داشت، دقت بیشتری به کار برده می شد. کار زنان در این راستا تنها به تولید فرش پایان نمی یافت، بلکه آنان بایستی نمد هم تولید می کردند، که در برابر سرما مقاومت و هم کف پوشی داشته باشند.
در شرق نزد هیچ خلق دیگری بجز ترکمن ها ، فرش و سایر موارد نساجی چنین هدفمند به گونه ای سنتی تولید نشده است. اینکه ترکمن ها چه زمانی آغاز به بافتن فرش کرده اند، تعیین دقیق دوره آن دشوار است و نقطه نظر کاوشگران در این مورد نیز بسیار متفاوت است. واقعیت این است که کهن ترین فرش ترکمنِ شناخته شده کمتر از هزار و هشتصد سال نیست، اما این به آن معنی نیست که پیش از این زمان هم نزد ترکمن ها فرش وجود نداشته است. زیرا دلیل آن وجود موتیف ها و طرح فرش هایی مانند، هشت ضلعی های ترکمنی است که خود را در فرش های صدها سال پیش از میلاد نشان می دهند.
نظریه ای که مدتها است تایید شده این است که ترکمن ها در آغاز به فرش های خود بمثابه اشیایی دارای کاربرد ناب، بدون ارزش هنری می نگریستند. اما بعدها در این نگرش تجدید نظر شد. دوره ای آغاز شد که ترکمن ها به ارزش هنری کار دست خود آگاه شدند و آنگاه این هنر ارزشمند بمثابه کالای قابل تعویض شناخته شد. اینکه چرا هیچ فرش آنتیک مخصوص ترکمن وجود ندارد، پیش از هر چیز به این دلیل است که منطقه زیستگاه ترکمن ها، نخست در قرن نوزده میلادی بود که در ارتباط تنگاتنگ با دنیای مدرن قرارگرفت.
پس از اینکه روسیه تزاری این منطقه را غصب کرد، به همراه آن نیز ساختمان راه آهن آسیای مرکزی آغاز بکار کرد، که مسیر آن از راه کاروانی قدیم تاشکند به دریای خزر بود. فرش های ترکمن که در حکومت تزار مورد استفاده گرفت، اشرافیت روس را به سرعت شیفته خود کرد. فرش ترکمن توسط تجار روس که اکنون به این منطقه رفت و آمد می کردند به روسیه برده شد. اروپایی ها نیز که این فرش را در روسیه شناخته بودند، کمتر از اشراف روس شیفته فرش ترکمن نبودند. در این منطقه بزودی فرش ترکمن تبدیل به یک مسئله سیاسی شد. روسیه امکاناتی را می شناخت که این فرش را بصورت درجه یک با کیفیت بالا صادر کند و بخاطر مسائل سیاسی با ایران در آن دوران، مرز ایران و هند را بست.
آنچه که ترکمن ها با سرزمین های همجوار خود معاوضه می کردند، ماده رنگی بود که خود تولید نمی کردند. اما بعدها دولت روسیه از طریق راه حل دولتی، رنگ های مورد کاربرد فرش را از اروپا به روسیه وارد کرد و تجار روس این رنگ ها را در قبال تعداد معین فرش ترکمن تعویض می کردند. قبل از این پدیده، ترکمن ها رنگ های مورد نیاز خود را از گیاهان می گرفتند. پس از انقلاب اکتبر در روسیه و سال های پس از آن، تحول بزرگی در فرش بافی ترکمن رخ داد. این تحول به نقش و نگار و کیفیت آن لطمه ای نزد. در این دوران مانوفاکتورها و صنایع فرش بافی ایجاد شد که در آن فرش ترکمن با هدف صادر کردن آن بافته شد. تنها تفاوتی که این فرش های جدید داشت، اندازه آنها بود که با فرش های قدیمی ترکمن، آنهم به علت تقاضای بازار فرش،اختلاف داشت. نام فرش های ترکمن، نام قبایلی است که در آنجا بافته می شود. البته فرش هایی هم وجود داشت که خارج از این چارچوب بود، مانند فرش بخارا که آنهم می بایست به صورت استاندارد بافته می شد. در فرش ترکمن مشخصه های ویژه ای وجود دارند که برای کاربرد مخصوص فرش خوانده می شوند مانند، اِنگسی (Engsi ) یا اِنِسی (Enessy ) و یا تکه اِنگسی جهت پرده در ورودی یورت (چادر) به کار می رود، یا اُسمولدوق (Osmolduk ) فرش پنج ضلعی زینتی که در عروسی ها روی شتر انداخته می شد، یا اینکه وارد یورت (چادر) می شدی اِنگسی آویزان بود یا هاچلو (هاچلی- خاج لی ) روی زمین قرار داشت. گِرمِچ که برای پادری بود یا گهواره کودک که از فرش به این منظور تهیه شده بود.
ترکمن ها که از قبایل گوناگون متشکل شده بودند، هر کدام موتیف های فرش خود را داشتند که از ذوق و استعداد آنان بر می آمد. بزرگترین قبیله ترکمن، تکه های یورت نشین (چادرنشین ) بودند که درجنوب ترکستان و در ایالت خراسان زیست داشتند، سپس یمود ها که در گروه های کوچک در چراگاه های وسیع زندگی می کردند. به قبایل کوچک دیگر سالورها، پنده ها، آراباچی ها، بوساچلی ها، چوودور ها و ساریق ها و همچنین قیزیل آیاق، اُغورچلی، بشیر، ایگدر، گوگلان، جعفر بای و … تعلق داشتند. ارساری خود یک قبیله بود. فرش های ارساری همواره دارای علامتی است که نشانگر ممیزه ویژه ارساری ها هست. مانند، بافت بشیر که دارای موتیف اصلی هشت ضلعی نیست. ولی چیزی که می توان گفت این است که همه فرش های ترکمن دارای رنگ استاندارد سرخ هستند، گرچه در آن رنگ قهوه ای یا آبی به کاربرده باشند. رنگ شنی و قهوه ای تیره برای گوُل و موتیف های گول به کار می روند. در شهر لندن در House of Perez Ltd نیز فرشی کوچک از واحه پنده که متعلق به طایفه آراباچی (یمود) مربوط به پایان قرن نوزده است، وجود دارد.
و.گ. موشکووا پژوهشگر و فرش شناس روس در رده بندی فرش های ترکمن، وجود دو مفهوم گوُلGül و گول Göl را کشف کرد. گول Göl نشان قبیله و بمثابه نوعی آرم برای ارزش گذاری است، کاربرد و سنت آن برای وابستگان این قبیله حفظ می شود. گول Göl به موتیف هایی گفته می شود که در طرح هندسی هشت ضلعی تمرکز یافته و تا قرن پانزده نیز به خلق های ترک تعلق داشت.
گوُل (گُل) که خود واژه ای فارسی است، طرح هندسی ای است برای شکوفه های گل. گوُل Gül درفرش های مختلف قبایل گوناگون ترکمن به کاربرده می شود.
زنان ترکمن چنان که گفته شد، نه تنها فرش بافان با ذوق و هنرمندان ماهر بودند، بلکه گلیم نیز می بافتند. گلیم در نزد ترکمن ها برای برپا داشتن یورت (چادر)، برای شتر و زین و برگ اسب نقش برزگی را داشت.
سالور ها، که گرچه درباره این قبیله منابع کتبی مدللی نیست، تقریبا قدیمی ترین و سابقا با اهمیت ترین قبیله ترکمن بود، کاربرد موتیف گول Göl خود را دوباره سازی کرد. گول Göl سالورها شناخته شده ترین و مشهورترین نشان قبیله ترکمن ها است. این موتیف تورم گول (Turmgöl ) نیز قلمداد می شود و در درون همین گول ها که به صورت قلاب های دندانه دار ستاره ای شکل هستند، موتیف خاج شکل وجود دارد که آن را آینا قوشاق می خوانند. اما موتیف گول Göl سالور متعلق به اواسط قرن نوزده توسط قبیله تکه بافته شده اند و آنهم به این دلیل که به لحاظ تاریخی چنین گزارش می شود که سالورها در سال ۱۸۳۱ ازسوی تکه ها تحت رهبری عباس میرزا بصورت گسترده ای قلع و قمع شدند و باقی مانده قبیله سالور جزو قبیله تکه شدند و از این افراد باقی مانده موتیف سالورگول پیشین از سوی تکه ها گرفته شد. به لحاظ تئوریک همه فرش های نشان شده با سالور گول که پس از ۱۸۳۱ تولید شده اند، باید به حساب تکه ها گذاشت. البته این گونه حوادث نباید حالت استثناء بوده باشد. در روند تکامل فرش ترکمن، این گونه اکتساب ها وجود داشته است. بهر حال فرش سالوری که از قرن نوزده باشد بسیار کمیاب است، تنها جوال هایی هر از گاهی در معاملات و داد و ستدها یافت شده است.
ساریق ها نیز در امتداد مرز افغانستان در همسایگی سالور ها زیست داشتند و فرش آنها نیز در رابطه بسیار تنگ با قبیله همجوار بزرگ بود. در فرش ساریق ها اغلب سالور گول به کار می رود، که مکمل و ضمیمه ای برای گول Göl قبیله خود بود. در فرش های ساریق حاشیه بافت هایی باریک که در شکل موتیف تیر (کمان) مانند است در بافت سفید رنگ یافت می شود که سمبول زندگی طولانی و پیروزمند است. در کنار فرش یمود که ظریف ترین فرش ترکمن است، فرش قبیله تکه دارای اهمیت است.
گول Göl اصلی فرش تکه از یک هشت ضلعی دایره وار تشکیل می شود. این گول را همچنین می توان در تکه- توبره مشاهده کرد.
بخارا یکی از شهرهای مرکز تجمع فرش های ترکمن بود که بعدها این فرش ها به این خاطر بخارا نامیده شد. فرش های بزرگ بخارا «رویال بخارا» و هاچلو های کوچک « پرنس بخارا » خوانده شد. در پاکستان نیز در کارگاه های فرش بافی، فرش های ترکمن با کیفیت مرغوب و کمتر مرغوب بافته شدند.
اُرغوچلی قبیله ای بود که در کناره های شرق دریای خزر زندگی می کرد و قدیمی ترین قبیله گروه یمود است. فرش های آنتیک کمی وجود دارد که گول Göl اُرغوچلی را نشان می دهد. دونوع گول اُرغوچلی در فرش های یمود به نام های کِپسه گول (Kepse-Göl) و تاوق- نوسقا گول وجود دارد. اُسمولدوق یمود ها از زیبایی خاصی برخوردار است که در عروسی ها روی شتر عروس انداخته می شده است. فرش های یمود در نشانه های گول، رنگ های بشاشی نسبت به دیگر قبایل دارد مانند، سبز روشن و آبی.
چاودور، قبیله ای کوچک که درشمال ترکمنستان کنونی زیست داشتند. گول (موتیف) این قبیله نیز درفرش چاودور طرح هشت ضلعی دایره وار است. به لحاظ سبک و استیل به فرش ساریق ها و یموت شبیه است. یکی از مشخصه های فرش های نادر این قبیله بکارگیری رنگ زرد روشن است. نام گولGöl چاودور اِرتمن (Ertmen ) خوانده می شود.
ارساری که قدیمی ترین و آخرین قبیله بزرگ ترکمن را در آغاز قرن بیستم تشکیل می داد، در بخش جنوبی جمهوری ترکمنستان کنونی و در شمال افغانستان زندگی می کردند. از ارساری ها چهارنوع فرش متنوع وجود دارد. نخستین آن ارساری- بشیر است، که اکثرا به نام بشیر خوانده می شود و دیگری خود فرش خالص ارساری و فرش سوم قیزیل آیاق (Kizil-Ayak )، که بخشی از طایفه ارساری است و به نام زیستگاه آنان در کنار مرز افغانستان، خوانده می شود.
تفاوت فرش این طایفه به سختی با قبیله اصلی (ارساری) قابل تشخیص و شکل گول (نشانه) آن مانند گول ارساری است. در کنار این سه فرش با طایفه های آن که در ترکمنستان کنونی زندگی می کنند، قبیله ی دیگر ترکمن منجمله ارساری، تکه و یمود در افغانستان ساکن هستند و نام فرش خود را در سرزمینی که زیست دارند، می خوانند. در فرش های بشیر در موتیف گول آنها تاثیر فرش ایرانی مشاهده می شود. بشیر- چوال نمونه خوبی برای این آمیختگی فرهنگ ترکی و فارسی است. فرش بشیر که دارای طرح هایی ابر مانند و میانه آن با مدال آراسته شده، ییلان بشیر خوانده می شود. به دلیل اینکه طرح ابرها از مجموعه خطوطی مانند مار است، به این جهت ییلان (مار) گفته می شود. فرشی به این نام از قرن نوزده موجود است. شروع فرش بافی ترکمن های افغانستان مربوط به سال ۱۸۸۴ میلادی است.
زمان تولید و بافت فرش ترکمن، آنچه که به منطقه پیدایش خود مربوط است، بسیار طولانی است. اما بعدها در پاره ای مناطق به غلط مسیر خود را طی کرد. این فرش به ناگاه اما به غلط، میهن و سرزمین خود را در بلوچستان در ایالت شرقی ایران یافت. فرش هایی با موتیف های ترکمنی به نام بلوچ بافته شد، که از سوی چادرنشینان بلوچ که در خراسان، بخش غرب افغانستان و بلوچ هایی که بین مرز ایران و ترکمنستان زیست دارند، تولید می شد.
فرش های چادرنشینان بلوچ که دارای کیفیت بسیار پایین است، عرب- بلوچ و نوع ظریف و مرغوب آن، کودانی نامیده می شود. در کنار این ها فرش افغان بلوچ نیز وجود دارد که شبیه بشیر- افغان است. در این نوع، فرش های بسیار ظریف و با ارزش مشهد- بلوچ خوانده می شود. در پاکستان نیز فرش افغان- ترکمن بافته یا درست گفته شود، کُپیه می شود. مانند، طرح هایی از نوع هاچلو (هاچلی- خاج لی)، پاکستان- بخارا.
فرم و شکل ظاهری و سبک طرح فرش افغان به روشنی نشان می دهد که شکل ساده شده و تقلید خشن نمونه فرش ترکمن بخارا و تکه- ترکمن است.
برخی نام های گوُل Gül فرش در ترکمن ها
۱- ساریق ۲- سالور ۳- تکه ۴- یمود ۵- کِپسه، یمود ۶- دیرناق، یمود ۷- ارساری ۸- تاوق نوسقا ۹- بوخارا ( بخارا).
نام های ترکمن گول Göl در فرش ترکمن
۱- تکه ۲- یمود ۳- ساریق ۴- پنده / سالور ۵- قیزل- آیاق ۶- کِرکی ۷- در ترکمن های افغانستان، افغان گول.
برخی مفاهیم در فرش های ترکمن
آینه قاپ: جلد یا پوشش آینه
آیات لیق: فرشی برای مراسم تدفین
آیاق لیق : فرش عبادت و نملز
آق سو : فرش چادرنشینان ترکستان شرقی
آراب ( عرب ) : نشان فرش ترکمنی برای فرش های بلوچ
اُسمولدوق یا آسمالدیق: فرش زینتی پنج ضلعی برای شتر عروس درمراسم ازدواج (یمود)
اوقوچی: پوشش بافته شده برای نگهداری چوب یا میله چادر ترکمنی
اُنِقون (Oneghun) : توتم و نشان ترکمنی ( آسیای مرکزی).
اُجاق باشی: به شکل حرف لاتین U
بِل یوپ: نوار و تسمه چادر
بو (Bou) : بند زینتی چادر یا یورت ترکمنی
طرح شکل T : طرح تزیینی در فرش نشانه حاشیه فرش های ترکستانی و چینی همچنین در شکل دو تاT .
توتاش (Tutash ) : برای دستگیره (وسیله آشپزخانه) بکار می رود.
توربا (Torba ) : کیف یا کیسه کوچک در یورت ترکمن، مانند (تکه توربا).
تایناق چا: پوششی برای اسب.
چالیق: در جشن عروسی ترکمنی بر روی سینه شتر زینت می شود.
چرلیک: پوشش کمیاب زین اسب.
چوول: کیسه یا کیف یورت (چادر) ترکمن ها. واژه ای است ترکمنی.
سالاچاق: بمثابه ننو برای کودکان به کار می رود.
سواستیقا: طرح خاج تزیینی، اغلب در فرش های ترکمن.
قوشمن (Ghoshmen) : واژه ترکمنی برای نمد ترکمنی، چینی و تبت است.
گول (Göl) : علامت و نشان قبیله ای ترکمن و عنصر طرح عمده فرش ترکمن.
گوُل (Gül) : واژه فارسی گُل.
گوُلایدی (Gülaidi) : طرح و نقش کوچک ترکمنی با کاراکتری جادویی.
هاچ (خاج): ضمیمه طرح درشکل خاج در فرش ترکمن.
هاچ لی (خاج لی) : فرشی با موتیف خاج برای پرده در ورودی یورت (چادر) به کار می رود.
هالی: واژه ای ترکی که به فرش گفته می شود.
کیبیتاک (Kibitak) : بند زینتی یورت ترکمنی.
یولامی (Yolami) : واژه ترکمنی. برای نوار و تسمه یورت (چادر) بکار می رود. مترادف، بو (Bou)، کیبیتکه- کیبیتاک (Kibitke) و یوپ (Yup) است.
مملوک: خاندان ترک- چرکز در قاهره. (۱۵۱۷- ۱۲۵۰)

تاریخچه گلیم و فرش در ایران

در طول تاریخ فرش و تابلو فرشهای ایرانی از نظر زیبایی و هنر نقش مهمی در اقتصاد کشورو خانواده ها داشته که شایسته است بیشترتوجه به این هنر ارزشمند که یادگار نیاکان ما میباشد و برای خلق آن رنجهای زیاد و راههای بسیار طی شده است داشته باشیم 

 

تصویر مرتبط

باید پذیرفت که پیدایش هنر ارزنده قالیبافی به یکباره و خلق الساعه نبوده بلکه به تدریج و بنا به اصول علمی و روند قدم بقدم روبه رشد حسب قواعد سنت تمدنهاو میزان علاقه واحتیاجات مردم آن روزگار بوده که راه تکامل در بافت وسایر عواعل تولید را پیموده است تا به زمان خشایارشا حدود ۲۴۸۹سال قبل رسیده است . پس قدمت و پیشینه فرش را در ایران باید در سده های پیشین تر جستجو کرد و مسائل اجتماعی مردم هر عصر مدیون جامعه پیش از خود بوده که تجربیات هنری خود را به نسل جوان تر آموخته است.

درست است که یک تخته فرش و یک روانداز اسب در منطقه پازیریک بخش جنوبی سیبری بدست آمده و تاریخ بافت آن را حدود سده پنجم قبل از میلاد می دانند ولی آراء و عقاید فرش شناسان و پژوهشگران بطور پراکنده بر آن است که قدمت فرشبافی به تمدنهای پیش تر ایران می رسد ادله این تفکر با توجه به زیبایی بافت و نقش و نگار موجود در فرش مضمون رشد تمدن و پیشرفت هنر بافندگی و صنایع دستی آن روز ایران بوده است .

نکته مستند تر آنکه در ۴۸۰ سال قبل از میلاد مسیح هنگامی که تمیستوکل ( Temistocle )سردار آتنی بعلت رشگ برخی از رجال آتن به او تهمت خیانت زدند و مورد مذمت و اتهام قرار گرفت و حتی جان وی در معرض خطربود بنابراین برای نجات جان خود به ایران گریخت . چون کشور یونان در آن زمان در حال اهتزاز با کشور بزرگ ایران قرار داشت خشایارشا که پادشاه ایران بود با نگرش کسب اطلاعات نظامی و اوضاع واحوال اقتصادی و اجتماعی یونان با مهربانی با وی رفتار کرد و حتی هدایای ارزنده ای از جمله چند قطعه قالی وگلیم های زیبایی که دارای نقش و نگار دلفریب و گیرا که با دستهای هنرآفرین فرزندان ایران بافته شده بود به وی داد . سردار آتنی که از قبل به زیبایی گلیم وفرش ایران آگاه بود تا هدایای فرش و گلیم را دید مورد پسند قرار داد و تعریف و تمجید از آن کرد که این امر در تاریخ فرشبافی ایران یک سند قطعی و مورد اطمینان بایستی در نظر گرفته شود .

یا گزنفون در کتاب بازگشت ده هزار یونانی می نویسد :در یک مهمانی که سوتس (Seuthes ) امیر تراکیه حضور داشت بعنوان هدیه یک تخته فرش ایرانی به وی داده می شود بدیهی است آنچه را که به امیر کشوری هدیه می دهند چیزی نفیس و ارزنده ای باید باشد پس نتیجه می گیریم که فرشهای ایرانی در آن زمان چنان زیبا و دلفریب بوده که شایستگی پیشکشی به پیشویان کشور ویا ملتی را داشته است .

 

 

(نقل از زندگانی مردان نامی پلوتارک )

حبیب ابن صهبان نقل می کنند هنگامی که سپاه سعد در جنگ با ایرانیان ظفر آمد آنها به کاخ مدائن رسیدند غنایم فراوان بدست آوردند مثل جامه ها زیورآلات شمشیر خسروپرویز و ده ها قلم دیگر از جمله یک تخته فرش شصت ذرع در شصت ذرع یکپارچه به اندازه یک جریب که همچون کشتزار و سبزه زار بهاران بود و متن فرش چون نهرها و لابه به لای آن همانند مروارید بود ومتن از حریر بر پودهای طلا که گلهای طلاو نقره و امثال آن داشت چشم همگان را خیره می کرد آنها خمس همه غنایم را بین خود تقسیم کردند و فرش بماند چون تقسیم آن میسر نبود سعد مسلمانان را خواند و گفت خداوند دستهای شمارا پر کرده است تقسیم این فرش مشکل است رای من این است که آن را به امیر مومنان عمر واگذاریم که هر چه خواهد کند چنان کردند گویند چون فرش به مدینه نزد عمر بردند شب خوابی دید و کسان را فراهم آورد و حمد ثنای خدارا کرد و در باره فرش رای خواست نظرهای متفاوت دادند در آن جلسه که امام علی (ع) نیز حضور داشت به عمر فرمود : ای عمرکار چنانست که گفتید اما تامل باید کرد که اگر اکنون آن را بپذیرید فردا کسانی به دستاویز آن به ناحق چیزهای بگیرند: عمر گفت راست گفتی و اندارز دادی فرش را پاره پاره کردند و تا بین کسان تقسیم نمایند که یک تکه از فرش که از بقیه تکه ها بهتر نبود به حضرت رسید امام تکه فرش را در بازار به بیست هزار دینار فروخت ( نقل از تاریخ طبری جلد پنجم )

نظر عزیزان را به سه نکته مهم معطوف میدارم:

۱-پیدایش قالی و گلیم به یکباره نبوده وبه تدریج در سده پنجم قبل از میلاد به تکامل رسیده است و حصول نتیجه می گردد خلق این هنر خیلی پیشین تر بوده است.

۲-خلق اولیه فرش در ایران بوده وبعدها از طروق مختلف به سایر نقاط انتقال یافته است .

۳-فرش ایران در طول تاریخ اعتبار جهانی داشته و همیشه بعنوان یک کالای ارزنده و سرمایه ای ایفای نقش کرده است.

فرازی از سروده شاعر خوش ذوق تقدیم به همه هنرمندان وبافندگان رنج دیده و همه کسانی که در این راه قدمهای مفیدی برداشته اند:

چو استاد دستش قلم بر رقم برگرفت بیکباره آن برگ بیمایه جان بر گرفت

چو نقشی برنگ لب لعل شیرین یار بنرمی بزد سرخیش جان گرفت

گل و بلبل سرو قامت بلندی نشاند بدین چیرگی هم غزالی دویدن گرفت

ترنجی بچند وسپس طره ای درکنار توگویی که یکباره باع عدن جان گرفت

گره از یی هم زد و رج نشاند ضخیمش یکی پودو نازک دگر جا گرفت

همه روزها را بدینگونه اش پیش برد چنین از سحر تا که شب پا گرفت

نگاهی گذرا به تاریخچه فرش لرستان

لرستان نام استانی است در بخش غربی ایران با وسعت ۲۸۰۶۴ کیلومتر مربع معادل ۷/۱ درصد از کل مساحت کشور که به نام ساکنین آن یعنی طوایف مختلف لر نامیده شده است.

تصویر مرتبط

این منطقه بواسطه مراتع فراوان از دیرباز مورد توجه دامداران بوده و شواهد تاریخی حاکی از گسترش و رونق شغل دامپروری در این منطقه دارد. بطوریکه امروزه نیز عشایر مختلفی در این منطقه از طریق دامپروری که شغل اصلی آنها محسوب می شود امرار معاش می کنند.
پرورش دام برای عشایر منافع چند گانه ای دارد که علاوه بر تأمین هزینه های زندگی از گوشت، شیر، پشم، مو و …آنها نیز استفاده می کنند برای مثال سیاه چادرهای آنها از موی بز تابیده شده بافته می شوند که در واقع نوعی بافت بدون گره است.
از شواهد تاریخی چنین بر می آید که در این خطه پشم گوسفند، موی بز و پنبه مواد خام بافندگی بوده است. اما به نظر می رسد به دلیل آنکه به ندرت پنبه در این منطقه کشت می شده آن را از مناطق دیگری تهیه می کردند.
با وجود آنکه به نظر می رسد سابقه بافت زیر اندازهای گوناگون از قرن ها پیش در میان عشایر رواج داشته ، اما اطلاعات ما در این زمینه بسیار اندک است. بطوریکه برخی منابع سابقه قالی بافی را در میان عشایر لر بیشتر از یکصد و پنجاه سال نمی دانند. برخی از اقلیت های لر به نواحی دیگر مهاجرت کرده اند، مثل حیات داوودی ها که در جنوب فارس و نزدیک خلیج فارس زندگی می کنند و بافندگان خوب قالی و گبه هستند.
سنت های موجود در بین لرها، یادآور تاریخ بافته های ایشان است، مثلاً آنان ابزار کوچک چوبی (سک) را برای بافت فرش به کار می برند که در واقع مادر ابزاری فلزی در عهد مفرغ و متعلق به دوره ای است که همه ابزارها چوبی بود، یعنی پیش از کشف فلز. حتی اکنون در برخی از سرزمین های اصلی لرها، پیشاب گاو را به عنوان دندانه به کار می برند که معروفترین جای آن روستای زرامین نزدیک روستای مشهور اشوند در شمال نهاوند است. این ها شواهد کهنه گی بافته های لری است و می تواند به شناختن سنت های کهن و مستقل ایشان در زمینه فنون، مواد اولیه، ابزارها و حتی طرح ها کمک کند.
از سوی دیگر بایستی در نظر داشت هنگامی که از بافته های لری سخن به میان می آید منظور تنها جغرافیای امروزی لرستان نیست چرا که بسیاری از تیره های گوناگون این قوم در مناطق مختلف از جمله چهارمحال و بختیاری، بخشی از استان فارس، بخشی از ایلام، بخشی از همدان و خوزستان و همچنین استان کهکیلویه و بویراحمد را در بر می گیرد.
بدین ترتیب می توان چهار گروه لر در ایران را شناسایی کرد که همه آنها قالی عشایری می بافته اند:
لرهائی که در بختیاری و چهار محال زندگی می کنند و در قالی بافی معروفند. آنها قالی، گلیم و انواع دیگری از بافته های عشایری را تولید می کرده اند که وریس (مالبند) معروفترین آنها است.
مردمی که در لرستان و ایلام زندگی می کنند و قالی، گلیم وجاجیم و غیره می بافتند، اما اکنون تنها در بخش شمالی آن، اطراف بروجرد، الشتر و روستاهای شمال آنها قالی می بافند. با توجه به اینکه آنها همسایه نهاوند، ملایر و سرابند هستند، قالی آنان به هم شبیه است. در قسمت جنوبی لرستان نیز تنها نوعی جاجیم تولید می شود که باشته نام دارد. ایلام اکنون قالی قم می بافد.
جمعیت سرزمینی که کهکیلویه و بویر احمد نامیده می شود و بیش از همه گبه و همچنین انواع دیگر فرش می بافته اند، اما کنون تنها به بافت گبه می پردازند.
مردمی که در غرب فارس و همسایگی بویراحمد زندگی می کنند، قالی، گبه، گلیم وریس و انواع دیگر می بافته اند که اکنون با قشقایی ها و مردم بومی منطقه در آمیخته اند.
بنابراین فرش لری مفهوم عام دارد که به طور عمده در غرب و مرکز ایران تولید می شده و با تحولات جدید جمعیتی و روال زندگی بخشی متحول و بخشی متروک شده است. همین امر به پیچیدگی وضع بافته های لری کمک کرده است به طوری که بخشی از فرهنگ فرش لری را باید در میان عشایر همسایه و از جمله قشقائی ها یافت.
از سوی دیگر بسیاری از فرش های ایرانی در منابع علمی موجود به عشایر زاگرس مرکزی منسوب و لری نامیده شده اند و به وضوح، بسیاری از آنها را بافته های بختیاری شناخته اند. بخش کوچکی هم به لرهای فارس نسبت داده شده است.
از بافته های قدیمی اقوام در قرون گذشته آثار چندانی در دست نیست اما آنچه مسلم است در حدود جنگ دوم جهانی؛ همه مناطق لرنشین بافنده نبوده اند و برخی نیز بافته های بسیار محدودی داشته اند، مثلاً تیره بهمئی ازلرهای بویر احمدی صرفاً سیاه چادر، پلاس و بند (طناب) می بافته است. از سیاه چادر و بند برای برپا داشتن چادر استفاده می کرده و از پلاس هم برای فرش و هم برای ساختن خورجین، تاچه، گاله و امثال آن. متقابلاً عده ای از لرها مثل لرهای غرب فارس، شمال لرستان و جنوب شرق استان همدان (ملایر تا نهاوند) نه تنها قالی های خوب، بلکه انواع دیگری از بافته ها، مثل گلیم، گلیم دو پود (سوماخ)، گبه، و ریس و پلاس هم داشته اند که بخش عمده آن متروک شده است.
از میان بافته های لری، قالی، گبه، گلیم چاکدار، گلیم بی چاک (رند)، گلیم بند، و ریس ، سوماخ (گلیم دو پود) شش درمه، جاجیم و پلاس معروفتر است و از همین بافته ها بوده است که انواع خورجین، خور نمکدان، تاچه، گاله و امثال آن را درست می کرده اند. نکته دیگری که باید به آن توجه کرد، از بین رفتن عده ای از بافته های لری در اثر فعالیت شرکت های خارجی است. عده ای از شرکت های خارجی در سرزمین های لرنشین (ملایر، بروجرد، سرابند یا مالمیر، چهار محال و بختیاری ) فعالیت داشته و از آنجا که به طور عمده به قالی علاقه داشته و عمده نیروی کار منطقه را متوجه قالی بافی کرده اند، باعث فراموش شدن انواع دیگر فرش ها از جمله گلیم، شش درمه، سوماخ (گلیم دوپود) و دیگر بافته ها می شده اند که در خود ایل هم کم مصرف بوده و به ندرت بافته می شده است.
ساختار قالی های دست بافت لری نه تنها در مرکز استان لرستان بلکه در بازارهای مناطق همجوار همچون همدان، اراک، اصفهان و کرمانشاه نیز عرضه می شود. این قالی ها با وجود طرح های ساده و بی بدیل زمخت تر و ابتدائی تر از طرح های قالی های دیگر مناطق هستند برای مثال طرح های کردی و لری با وجود شباهت های فراوان از نظر کیفیت با هم متفاوتند، در مناطق عشایری با وجود تولیدات اندک نمی توان ظرافت فرشهای شهری باف را در آنها مشاهده کرد. ولی در عوض با طرحهای ساده و اکثراً زیبایی که غالباً درسبک های هندسی و شاخه شکسته مجسم می شوند طرفداران پر و پا قرصی در میان معماران و دکوراتیوهای اروپائی برای خود پیدا کرده اند.
از سوی دیگر روشهای بافت و طرحهای قالی در میان تیره های متعدد اقوام لر در کلیه این مناطق کم و بیش یکسان بوده و فرش های آنها اغلب با کاربرد رنگهای طبیعی و به صورت ضخیم بافته می شوند. بافت قالیچه های مخصوصی بنام گبه از ویژگیهای قالی بافی این ایلات است. لرها اکثراً در اندازه های کوچک می بافند که البته در بعضی مناطق نمونه هایی با ابعاد بزرگتر نیز دیده می شود. به عنوان مثال در میان لرهای ساکن نصرآباد اصفهان می توان به اندازه هایی اشاره کرد که در ابعاد پرده ای بافته می شوند.
تار و پود فرش های لری از مخلوط پشمهای گوسفند و بز و گره فرش ها نیز با توجه به سنتهای بافندگی تیره های مختلف از نوع فارسی و گاهی ترکی می باشد.
از سوی دیگر بایستی توجه کرد که بافندگان لر براساس سنتهای محلی بمانند برخی از بافندگان مناطق غربی و شمال غربی ایران ریشه فرش های خود را در قسمت پائینی فرش به صورت بسته و متصل بهم در می آورند و بعضاً نیز لبه های فرش های خود را با سلیقه های ایلیاتی خود منگوله دار می نمایند که خالی از لطف و زیبائی نیست. تجزیه و تحلیل برخی از یافته های لری اصالت و وسعت بافت گونه هائی در فرش را در بین آنها تأیید می کند، مثلاً تصور این که بافته مستقلی به نام گبه در میان لرها وجود داشت که به صورت قالیچه (سه تا پنج متر مربع) تولید می شده و مصرف خارجی هم داشته است، درست نیست، زیرا مثلا بخش هائی از خورجین های لری که قاعدتاً باید به شکل قالی بافته می شد. گاه به همان شکل گبه بافته شده است. وجود چنین نمونه هائی نشانه آن است که گبه بیش از آن کالای خاص باشد، بافت ویژه ای است و کاربرد محدود و معینی هم نداشته است.
این واقعیت می تواند به روشن شدن جنبه خاصی از بافته های لری و فنون بافت آنان کمک کند و در عین حال نشان دهد که فرض های نادرست پیشین از هر لحاظ می تواند به گمراه کردن محقق بیانجامد . فرشهای بافته شده در این مناطق معمولاً تخت بافت بوده که با دار افقی بافته می شوند. بافته ها در این استان محدود به فرش و سیاه چادر نمی باشد، بلکه ریسمان، فلاخن (از موی بز)، دام (تله) ، نوار تزئین چادر ، خورجین و … از دیگر دستبافته ها هستند که اکثراً برای زندگی روزمره و به ندرت برای تزئین به کار برده می شوند. – طرحهای رایج
طرحهای لری از تنوع زیادی برخوردارند که بافنده ها آنها را با کمک ذهن خلاق خود می آفریدند و با رنگهای متنوع و مناسبی که انتخاب می کردند، دنیایی از زیبایی را خلق می کردند.
خطوط مستقیم نقشهای هندسی بمدد پرزهای بلند حالتی منحنی را بخود می گیرند. و با درهم شدن طرح علیرغم رنگهای درخشان قالی حالتی شور رفته را بخود می گیرد.
– رنگبندی
به طور خلاصه می توان گفت که پشم ها در مناطق ذکر شده بیشتر به رنگ هایی مانند قرمز روناسی، آبی نیلی، سرمه ای، بژ، سفید نخودی، زرد ارغوانی و سبز دیده می شوند.
– رنگرزی
اطلاعات ما در مورد شیوه رنگرزی در لرستان ناچیز است، اما فیلبرگ (۱۹۵۲)می نویسد، در آغاز تابستان نخهای پشمی را در دوغ می خواباندند تا برای رنگرزی آماده شود. لرها از برگ درختان، اوره و نیل (نیل را از درختچه نیل که رنگ آبی می دهد، می گرفتند) به عنوان مواد رنگی استفاده می کردند. در قالیها و بافته های لرستان که به دانمارک برده شده اند، در بسیاری از سایه ها رنگهای قرمز و آبی و زرد به کار رفته است. این رنگها را از منابعی چون قرمز دانه برای رنگ قرمز و روناس که رنگ قرمز زنگ نما از آن به دست می آمد، کلاله بته زعفران یا پوست انار، برای رنگ زعفرانی یا زرد و از میوه های انگور یا توت ایرانی رنگ سبز می ساختند. در این راستا، رنگ سبز درخشان و بسیار زیبا و جذابی بخصوص در قالیهای بافت نیمه اول سده بیستم لرستان، جلب توجه می کند که احتمال می رود این رنگ را از دو بار رنگ کردن یا خواباندن مجدد نخ زرد در نیل به دست آورده باشند. در گذشته رنگرزی به صورت کاملاً گیاهی و طبیعی بوده و از رواج و رونق هم برخوردار بوده است.
– ابعاد
عشایر لر به تبعیت از رسوم و سنتهای ایلی و رفع احتیاجات روزمره و یا سردرگمی به بافت قالیچه های گره دار بسیار کوچک و رو اسبی و خورجین و کیسه نمکی و غیره علاقه وافری نشان می دهند. آنها به گلیم بافی نیز اهمیت فراوانی می دهند. گلیم های آنها چه از نظر شکل و اندازه و چه از نظر روشهای بافندگی مشابهت زیادی با بافتهای ایل قشقائی دارند. معمولاً اندازه قالیچه ها به ندرت از ۵/۱۲۰/۲ متر تجاوز می کند توزیع جغرافیائی
بایستی متذکر شد که جمعیت یا قومی که در ایران لر نامیده می شود، اساساً در منطقه جغرافیایی ویژه ای زندگی می کرده و به علل سیاسی و اجتماعی اندک اندک ساکن و آنگاه به سرزمین های دیگری مهاجرت کرده است.
از این جمعیت به جز آن دسته که به ورامین مهاجرت داده شده اند، بقیه در نواحی جدید، بافندگی اصیل خود را فراموش کردند یا با بافت محل جدید تطبیق دادند. حتی این امر در ورامین نیز صورت گرفته است، طوریکه بافته های لری ورامین را نمی توان بافته اصیل لری انگاشت.
گذشته از این مجاورت با اقوام و فرهنگهای دیگر، در بافته های لری اثر گذاشته و در برخی موارد همچون جنوب همدان و اراک آنها را به گونه هائی دیگر تبدیل کرده است.
شمالی ترین منطقه ای که دارای جمعیت لر بافنده است، ملایر می باشد. می دانیم که ملایر خاستگاه یک ایل مهم لر (ایل زند) و یکی از روستاهای آن (پری) زادگاه کریم خان زند پایه گذار سلسله زندیه بوده است و هنوز هم عده زیادی از زندها یا زندیها در ملایر و اطراف آن زندگی می کنند.
هر گاه بخواهیم بصورت خاص قالی بافی لرستان را مورد بررسی قرار دهیم می بایستی از دو مرکز عمده و با اهمیت یاد کنیم.
خرم آباد:
خرم آباد مرکز استان لرستان واقع در سر راه تهران به اهواز یک مرکز مهم برای
داد و ستد بافته های ایلات مستقر در این منطقه است. از مشخصات ویژه فرش های خرم آباد بافت ضخیم و پشمالو و رنگهای تیره آنها درمایه های آبی، قهوه ائی، قرمز، ارغوانی و خاکستری است.
بافندگان لرستان در بافت فرش های خود به طرح بته ای سر تا سری تمایل زیادی نشان می دهند. دراین طرح متن فرش با ردیفهای بته دو سویه (نوک بته ها در هر ردیف در جهت مخالف قبلی نشانه گرفته اند.) تزئین شده است. حاشیه این فرش ها متفاوت بوده و با نقش بته های پشت سر هم و یا تیغه های اره مانند که متناوباً یکی به رنگ قرمز و دیگری به رنگ آبی است تزئین شده اند.
برخی دیگر از فرش های خرم آباد به صورت موزائیکی طراحی شده اند بدین گونه که متن فرش با اشکال شش ضلعی تقسیم شده اند و در داخل هر کدام ازاین خانه های هندسی به تناوب نقشی از درختان بید و خوشه های انگور و کله گوسفند عناصر مورد علاقه آنها بافته شده است.
تنه درختی با نقشی تلفیقی از شکل درخت سرو و بید مجنون، متن برخی از گبه های خرم آبادی را بدو قسمت مساوی تقسیم می کند. حاشیه ها اغلب بسیار باریک و با متابعت از زمینه ساده و بی تکلف این دست بافتهای ایلیاتی با عناصر و اشکالی بسیار ابتدائی تزئین شده اند.
در فرش های ترنجدار این شهر ترنج و یا ترنجهای میانی به صورتی کم و بیش غیر متعارف و با سر ترنجهای بزرگ و چند طبقه طراحی شده اند. در چهار گوشه زمینه این فرش ها و در مجاورت لچکها گاهی نقش خوشه های انگور را وارد می کنند.
بروجرد: بروجرد نیز یکی از مراکز عمده و فعال معاملات فرش های دست باف ایلات لر و همچنین فرش های همدان است. قالی بافی در این شهر سابقه ای نسبتاً طولانی دارد. در قرن گذشته علاوه بر کارگاههای بافندگی فعال این منطقه واحدهای تهیه رنگهای طبیعی نیز در بروجرد فعالیت می نمودند که در آنها روناس، اسپرک، پوست و گل انار و سایر مواد رنگدار طبیعی را به صورت پودر در میآوردند و ضمن تأمین مصرف داخلی مقداری را نیز به کشورهای اروپایی صادر می کردند کاربرد رنگهای متعدد در فرشهای بروجرد بسیار محدود است و همان تعداد محدود نیز اغلب با یکدیگر حالت تضاد و یا به عبارت مصطلح تر درکنتراست کامل هستند. فرشهای بروجرد در سبکهای گلدار منحنی و شاخه شکسته و با استفاده از موتیفها و نقوش شاه عباسی و هراتی و بته ای بافته شده و اغلب با بافت ضخیم با پودهای تیره رنگ و پرزهای بلند در رنگهای قرمز و آبی تیره و بالاخره دراندازه های ذرع و نیم و دو ذرعی و کناره های معمولی به بازار عرضه می شود. همانطور که در بالا اشاره شد یکی از طرحهای متداول در قالیبافی بروجرد طرح بته ای سرتاسری است در مقایسه با سایر طرحهای بته ای رایج در لرستان این اختلاف در آن بچشم می خورد که اندازه بته ها در این طرح بسیار بزرگ می باشد بگونه ای که تمامی زمینه یک دو ذرعی حدوداً با ۱۶ تا ۱۸ نقش بته پوشانده می شود. اندازه های مورد علاقه بافندگان بروجرد ذرع و نیم و دو ذرعی است.
– وضعیت فعلی با تمام توصیفی که از فرش لری ارائه شد، امروزه فرشهایی که در لرستان بافته می شود، از نوع فرشهای رایج در سراسر کشور است. اکثراً نقشه، مواد و ابزار آن از شهرستانهای همجوار به خصوص اراک، اصفهان و کاشان تهیه می شود. اما در مناطق خاصی از استان، یعنی اطراف بروجرد و الشتر و بعضی روستاهای شمال لرستان، گاهی فرشهای بومی بافته می شود، اما تعداد آنها بسیار کم و حتی انگشت شمار است.

تاریخچه فرش تهران

ساختار به طور حتم قالیبافی که از مشاغل مهم خانوارهای ایرانی بوده، در تهران نیز رواج داشته است.

تصویر مرتبط

نقاشیها و عکسهای قدیمی ماهیت روستایی فرشهای قدیم تهران را نشان می دهند. برای مطالعه و دستیابی به مصداقهای قالی روستائی تهران اکتفا به وضعیت فرشبافی امروز راه به جایی نخواهد برد به طور حتم قالیبافی که از مشاغل مهم خانوارهای ایرانی بوده، در تهران نیز رواج داشته است. نقاشیها و عکسهای قدیمی ماهیت روستایی فرشهای قدیم تهران را نشان می دهند. برای مطالعه و دستیابی به مصداقهای قالی روستائی تهران اکتفا به وضعیت فرشبافی امروز راه به جایی نخواهد برد. زیرا تحولات ۵/۱ قرن گذشته تا بحال تهران را چنان دگرگون کرده که بافت قالی روستایی قدیم تهران با هویت گذشته اش به ندرت بافته شده یا اصلاً رواج ندارد .
با گذشت زمان از آنجا که تعدادی از خانوارهای متمول قاجاری از سر علاقمندی به تولید قالی اقدام نمودند و در همین دوره، سیل مهاجرین به مرکز ایران روانه شد. به تدریج هیبتی تازه برای قالی تهران رقم خورد و به واسطه دخل و تصرفات مهاجرین و انتقال تجارت قالیبافی سنتی خود و تلفیق آن با قالی روستایی تهران، گرایش به سبک شهری در فرشبافی تهران به وجود آمد که البته با از بین رفتن متولیان این امر، این حرکت نیز رو به نابودی گذاشت. بطوریکه برای مطالعه و بررسی طرحها و نقوش قالی های این دوره فقط می توان به عکسها و نمونه های موزه ای رجوع کرد زیرا امروزه از آن نوع طرحها و نقشها در قالیهای بافت تهران امروز، اثری نمی توان یافت.
تحولات فرشبافی در تهران، در حدود سه دهه اخیر بسیار گسترده تر و متفاوت از گذشته آن بوده و حتی می توان گفت در قالی ایران بی سابق بوده است. این تحولات به خصوص در ۲۰ سال گذشته، یعنی پس از انقلاب به اوج رسیده است. که از دلایل مشخص آن فراوانی مهاجرت از سایر شهرها به تهران است.
ساختار
تارهای قالی تهران از جنس نخ پنبه ای بوده و پود نازک آنها به رنگ آبی و پود ضخیم به رنگ سفید مورد استفاده قرار می گیرد. پشمی که در این قالی ها بکار رفته است دارای کیفیتی بسیار عالی است و به همین دلیل قالی های تهران دارای حالتی ابریشمین و مخملین هستند. گره های آنها از نوع فارسی باف است ارتفاع پرزها کوتاه و بافت آنها نسبتاً فشرده و سبک است.
– طرح های رایج
همچنانکه پیشتر نیز اشاره شد قالیبافی تهران کاملاً متأثر از مهاجرتهای بی رویه از نقاط مختلف کشور به آن شهر می باشد. بطوریکه به علت مهاجرت و اسکان تعدادی از قالی بافان شهرستانی در این شهر، طبعاً همه نوع بافت و طرحی را در میان فرش های تهران می توان جستجو کرد.
با تمامی اینها، قالیهای تهران عمدتاً در زمینه روشن و با بهره گیری از نقوش قدیمی و یا اشکال جدید در طرحهای لچک و ترنجی، درختی حیواندار، درختی ساده، هندسی خاتم شیراز، بازوبندی و هراتی با حاشیه سماوری و … بافته می شوند. طرحهای پیچک دار مشبک در تکرارهای متوالی نیزدر تهران رایج است، همچنین از طرح های رایج دیگر می توان به فرشهای تصویری اشاره کرد. طرح مناطق قم، تبریز، نائین، کاشان و اصفهان نیز در تهران بافته می شود ولی سبک نائین و کاشان بیشتر است. ترنج آن گرد، چند قسمتی یا دارای دو گوشه کشیده است. چهار عدد لچک آن اکثرا به رنگ آبی یا قرمز دیده می شوند. با این همه، سبک نقش آن تا اندازه ای بی قاعده است و دارای جلال و شکوه چشمگیر قالی های کلاسیک اصفهان نیست که از آنها اندکی الهام گرفته است. نقوش اسلیمی آن از خوشه های درشتی تشکیل یافته که خطوط آن، در اکثر موارد، در یک بی نظمی بهم پیچیده ای درگیر می شوند که به نظر طراحان، بیانگر تنفر واقعی از خلاء است. با این همه، نقوش شامل گره ها، برگ های پر مانند، غنچه ها، تزئیناتی به شکل گل و غیره است و به هنگامی که این نقوش ترکیب قالی نمازی را می پذیرند، در زمینه آن، گلدانهای گل دار بسیار نقشینی را ملاحظه می کنیم که در دو طرف آن دو عدد درخت زندگی قرار داده شده اند. شکنج خطوط محیطی، در اینجا نقصان یافته و سبک آن همسان تر شده است. اگر در جستجوی نقش هایی هستیم که این نقش با خطوط پیچیده از آن ملهم شده اند می توانیم به بخش هایی از نقوش قالی های قدیمی اصفهان که دارای اسلیمی گیاهی هستند، بیندیشیم که در موزه ملی برلین نگهداری می شود.
از بین ویژگی های قالی تهران، به تزئین خطی دور نقش ها اشاره کنیم که در غالب موارد با رنگ های سیاه یا آبی تیره مشخص تر شده اند و موجب برجسته تر نمودن طرح هامی گردند. با برگرداندن قالی، احساسی از دیدن یک نقش برجسته به ما دست می دهد، و بخصوص برای تشخیص قالی های نمازی که با ظرافتی مشابه کرمان یا کاشان بافته می شوند، از حاشیه می توان استفاده قابل توجهی نمود بخصوص از قاب های ثانوی که طرح آنها ظریف تر است. در واقع، در بزرگترین قاب که نقش آن متغیر است، می توانیم نقش ترنج های کوچک، ختمی های درختی، گل های کوچک (که در بین آنها برگ های تزئینی نخل به تناوب قرار دارند)، خوشه های بزرگ و پرندگان را پیدا کنیم، در قاب های ثانوی که معمولاً تعداد آنها شش عدد است، این نقوش تقریباً همیشه بر طبق ترکیب ساده ای به شرح زیر قرار گرفته اند: قاب بیرونی نشانگر نقش مداخل Medachyl است که نوعی توری پشت سر هم می باشد و معمولاً در قالی های مشرق زمین به آن بر می خوریم. دومین قاب نشانگر گل های کوچک شش پر است که بطور منظم در طول یک خز مارپیچ، به تناوب، قرار گرفته اند. در قاب سوم نیز همان نقش مداخل را باز می یابیم. سپس به همین ترتیب سه قاب ثانوی بعدی قرار می گیرند
رنگ بندی فرشهای تهران بیشتر از رنگ روشن برای زمینه استفاده می کنند. ولی رنگهای ویژه قالی تهران عبارتند از رنگ لعل تیره فام برای زمینه و آبی بسیار لطیف برای لچک ها. رنگهای دیگری همچون: سیاه (بخصوص در خطوط محیطی نقشها)، آبی تیره، گلی همانند رنگ های آزاد یا بنفش، سفید عاجی، سبز نخودی، سبز کهنه، و قرمز تیره و زرد خردلی نیز استفادهمی شوند و غالب رنگها، گیاهی است.
– وضعیت فعلی
به طوریکه در تهران امروز فرشهای مناطق مختلف ایران تولید می شود. اهالی شهرکهای اطراف تهران به ویژه اسلامشهر به تولید انواع قالیهای ایران به خصوص قالیهای ظریف تبریز و قم و نائین مشغول هستند. همچنین کارگاههایی به صورت متمرکز در چند جای تهران به تولید فرش مناطق مختلف و نیز قالیهای دارای طرح و تصویر و تابلو فرش پرداخته اند و مراکز آموزشی متفاوت نیز به آموزش طراحی و بافت قالی برحسب علاقه و سلیقه اشتغال دارند.
نکته لازم به ذکر درباره تولیدات امروز قالی تهران این است که بعضی از طرحهای مورد استفاده را می توان متعلق به همه جای ایران دانست و بعضی دیگر به هیچیک از سبکهای طرح و نقش فرش ایران مشابهت ندارد.
می توان گفت که تهران امروز از سنت و هویت خاصی در شیوه های طرح، نقش بافت برخوردار نیست.
استقرار مرکز اصلی شرکت سهامی فرش ایران در این شهر و نقشی که این شرکت در بهبود کیفیت فرش ایران دارد و همچنین وجود واحدها و کارخانه های متعدد پشم شوئی، ریسندگی و رنگرزی در تهران و حومه ان مانند کرج که پشمهای استاندارد را تهیه می کنند، موزه فرش ایران و بالاخره بازار بزرگ تهران که مرکز مهم معاملات فرش و مواد اولیه مورد نیاز آن می باشد. تواماً به این شهر موقعیت و اهمیت ویژه ای در هنر و صنعت قالی بافی ایران می دهند

نگاهی به تاریخچه فرش کرمان

کرمان استانی واقع در مناطق مرکزی و خشک ایران هر چند سلسله کوههای نسبتاً بلند در سمت شمال غربی خود دارد ولی هیچ رودخانه پر آبی در آن جاری نیست همین کمبود آب و مناطق لم یزرع کوهستانی و شن زارهای این سامان، سبب شده تا بیشتر اهالی این منطقه به جای کشت و زرع، به هنر و صنعت قالیبافی روی آورند.

نتیجه تصویری برای مطلب درباره فرش

کرمان استانی واقع در مناطق مرکزی و خشک ایران هر چند سلسله کوههای نسبتاً بلند در سمت شمال غربی خود دارد ولی هیچ رودخانه پر آبی در آن جاری نیست همین کمبود آب و مناطق لم یزرع کوهستانی و شن زارهای این سامان، سبب شده تا بیشتر اهالی این منطقه به جای کشت و زرع،به هنر و صنعت قالیبافی روی آورند.این ناحیه از ایران از دیر باز یکی از مراکز مهم فرشبافی کشور ما به شمار می رفته و تاریخ فرشبافی کرمان به قرنها پیش و قبل از دوران صفویه می رسد. قطعه ای از یک تخته فرش بافته شده در این شهر که در موزه حضرت امام رضا علیه السلام در مشهد نگهداری می شود بر سابقه ای لااقل در حد پانصد سال بافندگی در زمینه فرش های گره دار کرمان شهادت می دهد. در روند تاریخی قالیبافی کرمان می توان نقاط اوج و حضیض متعددی را سراغ گرفت بطوریکه هنر قالیبافی کرمان نقطه اوج خود را در زمان صفویه و مرحله حضیض خود را در اوایل دوره قاجاریه، یعنی زمانی که آقا محمد خان قاجار به لحاظ مساعدت اهالی کرمان با لطفعلی خان، دست به کشتار هولناک اهالی آن زد، سپری کرده است. بنابراین، به احتمال قریب به یقین هنر فرشبافی در کرمان، از زمان صفویه و با حمایت آنان در این منطقه نضج گرفته است. چه اسکندر خان منشی، مؤلف عالم آرای صفوی و منشی شاه عباس، در این کتاب به قالی کرمان اشاره دارد و شاردن نیز که در سالهای ۱۶۶۶ و ۱۶۷۲ میلادی به ایران مسافرت کرده، این موضوع را تأیید کرده است.
اما با تمامی اینها از منابع و آثار تاریخی چنین بر می آید که عمده آثار این دوره کرمان منسوجات بوده است نه قالی. بطوریکه تا اواسط دوره قاجار، کرمان یکی مهم ترین و بزرگترین مراکز تولید انواع منسوجات به خصوص پارچه های ابریشمی بوده است که از مهمترین آنها شالهای پشمی و پارچه های ساده کرباس و پته های زیبا را می توان نام برد
شروع انقلاب صنعتی و ورود انواع پارچه های نساجی و ماشینی، که منجر به کاهش تولید انواع منسوجات دستی گردید، عامل اصلی گرایش به هنر قالیبافی کرمان است. در واقع دوران بعد از انقلاب صنعتی اروپا، یکی از پر رونق ترین ادوار قالیبافی کرمان است. آقای یساولی معتقد است: حرفه قالیبافی در کرمان بطور جدی از قرن نوزدهم میلادی به همت تجار تبریزی شکل گرفت. آنان چون میزان تولیدات این منطقه را در جهت صدور به کشورهای اروپایی از طریق تبریز و ترکیه کافی نمی دانستند با ایجاد کارگاههای متعدد، آغازگر دوره ای درخشان از هنر قالیبافی این منطقه بودند. در اواخر دوره قاجاریه شرکت های خارجی و برخی از افراد محلی نقش حمایت کنندگی تجار تبریزی را عهده دار می شوند. این شرکت ها خود مستقلاً شروع به تولید فرش و به دنبال آن ترسیم نقشه های قالی نمودند. در همان زمان در حدود ۱۵۰ طراح در فرش کرمان کار می کردند که برخی برای شرکت های مذکور و برخی بطور مستقل به کار نقشه کشی فرش مشغول بودند. بعدها به علت وقوع جنگ جهانی اول، بحرانهای اقتصادی سال ۱۹۲۹ میلادی و کسادی ناگهانی در بازارهای خارجی موجب توقف سفارشات خارجی شد و این امر رفته رفته کار قالیبافی کرمان را کند کرد. علیرغم رفع بحران در کشورهای اروپائی و امریکا، شرکتهای خارجی دیگر به اهداف گذشته شان تمایلی نشان ندادند. گر چه فرشبافی در کرمان دیگر آن رونق گذشته را نیافت، لیکن مردم قانع کرمان به حفظ دست آوردهای گذشته همت گماشتند و ویژگیهای خاص این حرفه را حفظ کردند.
با تمامی این افت و خیزها امروزه نام کرمان با قالی آن مترادف است. فرشهایی که در این منطقه بافته شده زینت بخش موزه های معتبر جهان است. هنوز تمیزی و لطافت اجناس با نام قالی کرمان در ذهن اشخاص تداعی می کند

ساختار
اغلب قالی های کرمان از نوع خاص سه پود می باشد. به عبارتی بین رجهای بافت، ۳ پود دیده می شود که اولی و سومی ضخیم و دومی نازک است. البته قالیهای دو پود اول ضخیم و پود دوم نازک نیز به طور پراکنده دیده می شوند.
در محدوده جغرافیایی کرمان هر دو نوع گره قالی ایران کاربرد دارد در منطقه شهری باف کرمان، گره مورد استفاده گره فارسی است که در بافت قالیهای ظریف بکار می رود و در مناطق روستایی باف، هم گره فارسی و هم گره ترکی رایج است از طرفی دیگر گره های جفتی و در دهه های اخیر بی گره بافی (کمانش) هم در کرمان رایج شده است. این نوع بافت های تقلبی در فرش های جدید بافت کرمان و بی سلیقه گی برخی از بافندگانی که فرش های کم دوام با حاشیه ای کج و کوله و موج دار و شیرازه های زشت به بازار می فرستند باعث عقب افتادگی فرش خوش سابقه کرمان در بازارهای بین المللی شده است.
مواد اولیه مصرفی در فرشهای کرمان چون بیشتر مناطق فرشبافی است و استفاده از پشم برای پرز و نخ پنبه ای برای تار و پود فرش رایج می باشد برای پرزها از پشم محلی استفاده می کنند که با دوام و دارای حالت ابریشمی بوده است ولی از آنجائی که تقاضا رو به افزایش رفته، آنها به پشم هایی که از خراسان و یا کرمانشاه وارد می شده و یا به پشم های خشک تر تبریز توسل جسته اند.
در حال حاضر، در کرمان از دارهای عمودی (ایستاده) استفاده می شود که البته این دارهای عمودی از نوع چرخان می باشد و تنها در مناطق عشایری این استان است که دارهای افقی (خوابیده) به کار می روند. رجشمار فرشها نیز متغییر و از ۳۵ تا ۸۰ رج می باشد.

– طرحهای رایج
ابتدا نظری بر روند تطور و تکامل نقوش قالیهای کرمان خواهیم داشت که می توان آن را به سه دوره تقسیم کرد:
۱٫ دوره نخست یا عصر ترمه: این دوره همزمان با زوال شالبافی در کرمان است. در این زمان بازرگانان تبریز برای حفظ قالیبافی در نقاطی مانند هریس، تبریز، مشهد، اراک و کاشان کارگاههای قالیبافی دایر کردند و در برخی نقاط به قالیبافان محلی سفارشهایی دادندو در نقاطی مانند کرمان به خرید قالی پرداختند که این کار موجب گسترش قالیبافی در کرمان شد. طراحان قالی در کرمان در این موج تازه گسترش قالیبافی، طرحهایی براساس نقشه شالهای کرمان یعنی نگاره های “بته جقه” و کاربردهای گوناگون آن تهیه می کردند. کاربرد نام عصر ترمه به خاطرالهام گرفتن از همین شالهای ترمه می باشد.
۲٫ عصر بازگشت: این دوره در واقع دوره بازگشت به نقوش سنتی می باشد. با پایان یافتن جنگ جهانی اول و تغییر سلیقه بازار در آمریکا، تغییر اساسی در طرحهای کرمان بوجود آمد و نقش و نگاره های صفوی مورد تقلید هنرمندان کرمان قرار گرفت. نقشه های اسلیمی و گلهای شاه عباسی و نقشهای قاب قرآنی و ترنج و لچکهای انبوه رایج شد. در اواخر این دوره باز هم بعلت بحران اقتصادی در آمریکا و توقف خرید ها و سفارشات، شاهد تمایل طراحان به نقوش قبلی هستیم.
۳٫ عصر گوبلن: وجه تسمیه این دوره بخاطر تأثیر گرفتن نقوش قالیها از طرحهای فرانسوی بنام “گوبلن” می باشد، در واقع می توان گفت طرحهای قالی در این دوره اصالت خود را از دست می دهند. نقشهای “اوبوسن” و “ساونری” که همگی گوبلن خوانده می شوند، یکسر از فرانسه می رسید و بر دست نقاشان کرمانی باسمه برداری می شد و به کارگاه می رفت شاید بتوان گفت که در همین دوره است که موتیفی به نام “گل فرنگ” وارد قالی های ایران می شود.
بطور کلی آنچه موجب شهرت طرحها و نقوش کرمان شده است، استفاده از موتیفهای بسیار ریز که بصورت گسترده در زمینه قالی پخش شده اند و یک طرح پرکار را بوجود آورده اند. نکته قابل ذکر دیگر این است که طراحان کرمانی از نقوش گل و برگ و درخت استفاده کرده و می کنند و بسیاری از صاحب نظران معتقدند که شرایط اقلیمی و محیط کویری کرمان سبب گردیده تا طراح کرمانی با به تصویر کشیدن گلها و گیاهها، کمبود آنان را در ذهن خود جبران سازد. در مورد طرحهای رایج امروزی در کرمان نویسندگان کتابهای “مقدمه ای بر شناخت قالی ایران” و “فرشنامه ایران” معتقدند که این طرحها عبارتند از: طرحهای خوشه انگوری، سبزیکار چمنی، گلدانی و درختی، ستونی ۳۳ پل، برگ چغندری، قاب قرآنی، بته جقه ای، لچک ترنج کف ساده و همچنین نقشه های گل فرنگ و گوبلن و یا نقشه های شکارگاه و افشان، بازوبندی، خشتی و …
آقای “تورج ژوله” نویسنده کتاب “پژوهشی درفرش ایران” طرحهای متداول کرمان را چنین تقسیم بندی می کند:

طرح سبزی کار طرحهای تصویری که اغلب بهترین آنها در حوزه قالیبافی راور بافته شده و می شوند.
طرحهای افشان به ویژه افشان شاه عباسی که شاید بهترین آنها در دوره معاصر حاصل قلم توانای طراحان خاندان شاهرخی بوده باشد و از دیگر طرحهای معروف کرمان نقوش قاب قرآنی، انواع درختی و گلدانی تلفیقی و همچنین انواع گل فرنگ می باشد.
این روزها کشورهایی چون چین با تقلید استادانه ای از نقشه های قدیمی و جالب کرمان، فرشهایی با بافت بسیار شسته رفته و با پشمهای مرغوب و رنگهای درخشان احتمالاً با استفاده از تکنیکهای کامپیوتری به بازارهای غرب می فرستند که تهدیدی بسیار جدی برای آینده فرش کرمان شده است
رنگ بندی
همانگونه که قبلاً ذکر شد، رنگهای مورد استفاده در قالیهای کرمانی یکی از دلایل شهرت این قالیها می باشد که علاوه بر استفاده از رنگهای باثبات و گیاهی، دارای ترکیب بندی رنگی بسیار قوی نیز می باشند.
در قالیهای مرغوب کرمان بطور معمول حداقل ۱۵ رنگ و در قالیهای نفیس تا ۳۰ رنگ نیز مورد استفاده قرار می گیرد. از لحاظ رنگ آمیزی، فرش کرمان یکی از متنوع ترین و شادترین فرشهای ایران محسوب می شود. لاکی سیر و روشن، بژ، عنابی، مسی، آبی سیر و روشن، سرمه ای، صورتی، و سبز سیر و روشن از مهمترین رنگهای مورد استفاده در قالیهای کرمان می باشند.
– رنگرزی
شهرت عمده فرشهای کرمان بخاطر رنگرزی آن می باشد، کرمان تنها مرکز قالیبافی در ایران است که در آن تقریباً به کلی مواد رنگ آمیزی بیگانه تحریم شده اند. رنگهای به کار رفته بسیار متنوع هستند اکثراً این رنگها که تا گذشته نزدیک در کارگاههای رنگرزی برای مصارف شالبافی و قالیبافی بکار می رفتند از سری رنگهای طبیعی بودند ولی در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم مقداری رنگهای جوهری به کارگاههای رنگرزی آن راه یافت . رنگهای گیاهی مورد استفاده عبارتند از: نیل (ترکیبی)، قرمز دانه، روناس، پوست گردو، پوست انار، برگ مو، بوریا و حنا. همانند بقیه نقاط ایران، در کرمان هم، زاج تنها ماده ثابت کننده ای است که در رنگرزی خامه قالی مورد استفاده قرار می گیرد.
– ابعاد
آقای تورج ژوله در کتاب خود (پژوهشی در فرش ایران) چنین می آورد: ابعاد فرش کرمان چندان متنوع نیست و گرایش به بافت فرشهای کوچک مانندذرع و نیم و دو ذرع کمتر است. اما ابعاد ۳ ۲ و ۵/۳۵/۲ و ۴۳ متری و بزرگتر در میان قالیهای قدیم و جدید کرمان بسیار زیاد است. بافت کناره نیز در کرمان چندان متداول نبوده است. در سالهای اخیر ابعادی همچون خرک (تقریباً ۶۰۱۲۰ سانتی متر) و همچنین پشتی و روکش صندلی و مبل نیز رواج زیادی یافته است.
اما در کتاب “مقدمه ای بر شناخت قالی ایران”، “یساولی” نظری خلاف نظر آقای ژوله دارند ایشان معتقدند: قطع قالیهای کرمان بسیار متنوع است و از قالیچه های کوچک ۹/۰۶/۰ متر تا قالیهای بزرگ ۴۷ متر در تغییر است

وضعیت فعلی
طراحان: بیشتر محققان، شروع طراحی قالی را در کرمان مرهون خاندان مشهور “شاهرخی” می دانند.محسن خان، پیشکسوت نقاشان قالی کرمان به کار نقاشی مینیاتور قلمدان، اشتغال داشت. او که ابداع کننده سبک نقطه زنی است، با طرح اولین نقش قالی تا آخر عمر قلم از کف ننهاد و حسن خان پسر و شاگرد او و معلم ثانی نقاشان قالی کرمان در طول زندگی پربارش بیش از هزاران نقش قالی را ابداع کرد. علاوه بر آنها امیر خان شاهرخی، احمد خان شاهرخی و پسرانش حسین و حسن خان مشهورترین طراحان کرمان می باشند. شکر الله پاک گوهر، رضا خان رند، محمود ارجمند، محمد سام، حسن رسولی، میرزا علیرضا مایل و … از دیگر طراحان مشهور و معاصر کرمان بوده اند. علاوه بر اینها در کتاب “مقدمه ای بر شناخت قالی ایران” تعدادی دیگر از طراحان کرمان معرفی شده اند که عبارتند از: شیخ رمضان میر سرجانی، استاد کاظم، احمد خان، احمد علی خان، کربلائی اکبر فدائی، کاشی نقاش، حاج محمد جعفر، عزیز الله بهارستانی، راوی از جمله در گذشتگانند که هر کدام از اینان هزاران طرح را به تصویر کشیدند و شاگردان زیادی را پروردند. هنرمندانی چون: محمد علی شاهرخی (پسر حسن خان) اکبر بهارستان پسر عزیز بهارستان، عباس سروری شاگرد او و احمد کیوان و علی صوتی، محمود رسولی که همه اینها اکنون دست اندرکار طرح نقش قالی اند.
تولید کنندگان: از میان تولید کنندگان فرش کرمان احمد یزدان پناه (دیلمقانی)، محمد ارجمند کرمانی (ملقب به سلطان قالی کرمان) برادران رشید فرخی، برادران اژدری و ژان تیمور یاناکی از بزرگترین تولید کنندگان فرشهای قدیم کرمان بوده اند. ابوالهادی، فتحی، یظهری و وزیری از مهمترین تولید کنندگان فعلی فرش شهری باف استان کرمان می باشند. شرکت سهامی فرش ایران نیز با بیش از شصت سال سابقه از قدیمی ترین تولید کنندگان اصیل کرمان می باشد.

همه چیز درباره قالی اردبیل

قالی اردبیل یکی از زیباترین فرش هایی است که در دوره صفویه بافته شده است .

تصویر مرتبط
تاروپود این فرش ازابریشم وپرز آن ازپشم بوده وکاربافت آن درسال ۹۴۶هجری قمری پایان گرفته است. نام بافنده آن مقصود کاشانی و از محدود قالیهای است که دارای کتیبه بوده و تاریخ بافت و نام بافنده بر روی آن بافته شده است.
این قالی نفیس را شرکت (زیگلر) ازایران خارج نموده وبه مبلغ۲۰۰۰ لیرهاسترلینک به موزه ویکتوریا وآلبرت لندن فروخته شده است.
درهرمترمربع این قالی ۵۱۷۰۰۰گره ازنوع سنه بکاررفته است وکاربافت آن سه سال واندی طول کشیده است.
طرح این قالی بسیارجالب است و وسط آن ترنج زیبایی قراردارد.
زمینه فرش به رنگ آبی سیر است وتمامی آن باگلهای بسیار شکیل وظریف تزیین شده است. تنوع گلهای بکار رفته و هماهنگی و هارمونی آنان از نظر طرح و رنگ بندی کم نظیر است و هنوز هم الگوی خوبی برای طراحان و تقاشان فرش ایران بشمار میرود
این قالی برای آرامگاه شیخ صفی الدین اردبیلی جد خاندان صفویه بافته شده است .در مورد محل بافت این قالی اختلاف نظر بسیاری وجود دارد برخی از صاحبنظران با توجه به نام بافنده و نوع گره بکار رفته محل بافت این فرش را کاشان میدانند.

صادرات فرش فارس

بازارهای اروپا و سایر کشورهای جهان، قرن‌هاست که فرش فارس را به عنوان هنری ظریف می‌شناسد و به داد و ستد آن مشغولند. جهانگرد هلندی، کارستین نیبور، از صادرات فرش به سال ۱۷۶۵ میلادی (دوره زندیه) می‌نویسد: ” زنان عشایر، قالیچه‌هایی می‌بافند که به مقدار زیاد، صادر می‌شود… جای شگفتی است که به رغم کمبود امکانات، پشم را خیلی خوب رنگ می‌کنند و فرش‌های خوب می‌بافند.”

تصویر مرتبط

 

در دهه‌های ۱۷۸۰ و ۱۷۹۰ میلادی، بازرگانان کمپانی هند شرقی در ایران، بطور منظم، فراهم بودن فرش‌های صادراتی را در بندر بوشهر گزارش می‌کنند که قرن‌ها، بندرگاه اصلی برای صدور دستبافته‌های فارس بوده است.

اسناد و دفاتر یکی از بازرگانان فرش، که در اواخر قرن نوزدهم میلادی در قاهره می‌زیسته است، نشان می‌دهد که مقدار عمده‌ای از قالی‌های جنوب و مرکز ایران بطور مداوم، از راه بوشهر به مصر و از آنجا، از راه بندر اسکندریه، به اروپا می‌رفته است.

در حال حاضر نیز، بخش عمده‌ای ( در حدود ۴۵%) صادرات غیر نفتی استان فارس را صادرات فرش تشکیل می‌دهد. گبه‌های ریزباف و درشت‌باف استن فارس، یکی از پرفروش‌ترین فرش‌های دنیاست و مهم‌ترین قلم صادرات فارس را تشکیل می‌دهد.

وجود تنوع در دستبافته‌های فارس، اعم از قالی کشکولی، عرب‌باف،‌ گبه، گلیم‌ـ گبه‌های ریزباف و سوزنی، چشم‌انداز صادراتی امید‌بخشی را نوید می‌دهد.

موزه‌ها، کلکسیونرها و پژوهش‌های فرش‌شناسی

فرش فارس، کالایی است هنری و دارای سابقه. همین دو خصوصیت، کافی است که کالایی را به موزه‌ها برساند و طرفداران خاص خود را پیدا کند. فرش فارس هم از این قاعده مستثنی نیست.

نمونه‌هایی از زیباترین دستبافته‌های فارس را می‌توان در موزه‌های مختلف دید. از آن جمله: در ایران، موزه فرش ایران و موزه آستان قدس رضوی. و در دنیا، موزه ویکتوریا و آلبرت لندن، موزه یادمان دی‌یانگ در سانفراسیسکو، موزه بوداپست، موزه هنرهای اسلامی قاهره و جز آن. مجموعه‌داران خصوصی مختلفی چون جرج برنز و دکتر سیاوش آزادی نیز، به گردآوری فرش فارس پرداخته‌اند.

به تبع این اهمیت، پژوهش‌های مختلفی نیز در خصوص معرفی و دسته‌بندی دستبافته‌های فارس انجام گرفته است که در این خصوص، باید از پژوهشگران ایرانی چون دکتر سیروس پرهام، دکتر پرویز تناولی، دکتر طاهر صباحی و دکتر سیاوش آزادی نام برد. در میان پژوهشگران خارجی نیز باید از مامفورد آمریکایی، سیدنی چرچیل انگلیسی، مری ریپلی آمریکایی، هوبل آلمانی و سیسیل ادواردز نام برد.

تحولات تجارت فرش دستباف ایران در دوره قاجاریه (با تکیه بر بازار بین المللی فرش دستباف)

 در دوران قاجاریه پس از اینکه آرامش نسبی در زمان پادشاهی فتحعلیشاه و ناصرالدین شاه قاجار برقرار شد، بستری برای تولید فرش های نفیس ایرانی مهیا گردید.

تصویر مرتبط

در این عصر سیاحان اروپایی توجه تاجران و مردم اروپا و آمریکا را به فرش دستباف ایران جلب نمودند.در اواسط قرن ۱۹م/۱۳ق تحولی در تولید فرش دستباف در جهت تأمین نیاز بازار جهانی رخ داد و شرکت های خارجی به سرمایه گذاری در تولید و تجارت فرش دستباف ایران علاقه مند شدند. در پی این تحولات بود که برخی از کشورهایی که در صنعت فرش دستباف دارای مزیت بودند به فکر توسعه این صنعت افتاده و به عرصه رقابت در تجارت بین المللی آن وارد شدند. این رقابت در بازار جهانی بعد از جنگ بین الملل اول شدت یافت و همواره تولیدکنندگان بزرگ فرش در تصاحب بازارهای جهانی بخصوص بازار اروپا و آمریکا در رقابت با یکدیگر قرار داشتند. کشورهای چین، هندوستان و ترکیه از مهمترین رقبای ایران بودند که در سال های پایانی دوره قاجاریه توانستند سهم خود از بازار بین-المللی فرش را افزایش دهند.
نظر به آغاز تجارت فرش دستباف و رقابت بین المللی آن در اواسط دوره قاجاریه و تحولات مهمی که در بازار فرشِ دنیا در این دوران رخ داد و از آنجا که تاکنون بازار بین المللی فرش در دوران مذکور به صورت تخصصی و با پرداختن به جزئیات مورد بررسی قرار نگرفته است، در این مقاله سعی شد با مراجعه به اسناد دست اول بجای مانده از دوره قاجاریه با استفاده از مرکز اسناد و تارخ دیپلماسی وزارت امور خارجه، مرکز اسناد کتابخانه ملی و منابع تاریخ اقتصادی این دوران، تجارت فرش ایران در دوره قاجاریه معرفی و وضعیت تجارت این کالا در بازار بین المللی آن مورد بررسی قرار گیرد.

قالی تیموری نگین دستبافته های چار ایماق

امروزه بخشی ازتیره های مختلف تیموری در شهرستانهای مختلف استان خراسان رضوی و مابقی دراطراف هرات افقانستان زندگی می نمایند . شهرستانهای تربت حیدریه ، خواف ، فریمان ، تربت جام ، تایباد ، سرخس ، کاشمر، نیشابور و مشهد همواره از مراکز اصلی اسکان تیره های مختلف تیموری ایران بوده است.

Related image

منشا نژادی تیموریها نیز بر خلاف تصور برخی از محققین فرش که آنان را بلوچ دانسته اند ترک میباشند.سیسیل ادواردز اعتقاد به ترک بودن تیموریها داشته و اینکه آنان بافته هایشان با استفاده از گره نامتقارن است را ناشی از سبک و شیوه بافت قالی در بخش شرقی کشور میداند. تیموری از نظر معنای تحت اللفظی به امیرتیمور ، نوادگان و نبیره های او تعلق دارد که در قرن هشتم بر ایران حکومت نمود و بالاخص در مناطق شرقی کشور آثار فرهنگی و هنری بسیار مهمی از این دوره تاریخی به یادگار مانده است .گفته میشود بنا به فرمان امیر تیمور ایل تیموری از هرات به سمت مشهد و نیشابور و کاشمر کوچانده شده اند ولی در دوره های بعدی این ایل مجبور گردیده اند از بخش هایی از داخل خراسان عقب نشینی نموده بخش عمده آنان مجددا در اطراف هرات مسکن گزید اما تعدادی از قبایل و تیره های آن در شهر های مرزی خراسان امروزه باقی مانده اند .تیموریها همواره یکی از متحدین قبایل چارایماق ( به معنی چهار قبیله) می باشند که با جمشیدی ها در شمال هرات ، تیمنه در غور افغانستان و فیروزکوهی در قسمت فوقانی رودخانه مرغاب دارای روابط و پیمان نامه های مشترک میباشند. بر مبنای یک افسانه نقل شده از اجداد تیموری این قبیله از نظر نژادی عرب می باشند، اما به نظر می آید این افسانه بیشتر ناشی از تعصبات و وابستگی های مذهبی بوده که اجداد تیموری ها دوست داشته اند عرب باشند !
قریب به هفتاد تیره در قبیله تیموری وجود داشته اما قالیبافی در میان همه تیره های آنان از اهمیت یکسانی برخوردار نمیباشد. امروزه مهمترین تیره های تیموری ایرانی که دارای قالیبافی قابل توجه می باشند عبارتند از :
۱- تیره زوری که عمدتا در تایباد ، خواف و تربت جام زندگی می نمایند.
۲- بروتی : در محدوده خواف ، تربت حیدریه و رشتخوار زندگی می نمایند.
۳- سنگچولی : که زیستگاه اصلی آن شهرک باخرز تایباد ، اطراف رشتخوار است
۴- یعقوب خانی: در اطراف صالح آباد تربت جام ، بالاخص در روستای درخت توت زندگی می نمایند.
۵- میرزا دوستی : روستاهای شهرستان سرخس بالاخص منطقه بزنگان سرخس محل سکونت این تیره می باشد
۶- کلاه دراز : در روستای شرق مشهد و بخشی از آنان نیز در اطراف مهولات زندگی میکنند.
۷- میش مست : در روستاهای بین تربت جام و تایباد زندگی میکنند.
۸- طاهری : در آبادیهای بین تربت جام و فریمان و عمدتا در روستاهای تحت پوشش شهرتان فریمان زندگی می کنند.
۹- زوری ، سوربزی و پربزی : این سه تیره مهم دارای قالیبافی در روستاهای شرق مشهد و فریمان و تربت جام زندگی مینمایند.
۱۰- میراحمدی : امروزه در شهر تربت جام رندگی مینمایند.
۱۱-سلجوقی:در تایباد و تربت زندگی می کنند
به دلیل وجود پتانسیلهای بالقوه قالیبافی در میان قبیله تیموری یقینا از گذشته بسیار دور با قالیبافی آشنا بوده اما آنچه مسلم است مهاجرت ایل تیموری به خراسان و همزیستی آن در کنار اقوام گوناگون همانند بلوچ ، سیستانیها ، ترکها ، افشار ها ، ترکمنها و فارسها باعث گردیده که قالیبافی نزد این قوم تکامل یافته و اتفاقا همین موضوع وجه تمایز قالیبافی در میان تیموری های ایران و افغانستان است.سیاوش آزادی در کتاب آیین قالیبافی در میان بلوچ ها می نویسد : بهترین فرشها ی تیموری از خراسان هستند هرچند که قطعات برجسته ای در افغانستان وجود دارند ولی بسیار نادرند و به طور یقین تقاوت عمده فرشهای تیموری فارس نسبت به خویشاوندان افغان آنان آنها تکنیک ظریفتر آنان می باشد.
تیموریها اگرچه در گذشته یکی از چار اینماق جمشیدی ، فیروزکوهی ، تیمنه محسوب میگردند ولی امروزه قالیهای آنان درایران در گروه قالیهای بلوچ خراسان طبقه بندی می شوند و بخش قابل توجهی از تولیدات بلوچ خرسان حد اقل از نظر کمی ،توسط تیره های مختلف تیموری بافته میشود.
قالیهای تیموری در دو سبک تخت و نیم اول بافته می شود دستبافته های تک پوده تیموری عمدتاً در مناطقی بافته می شود که در تعامل نزدیک با ترکمنها بوده اند به عنوان مثال در منطقه صالح آباد تربت جام (زورآباد قدیم) که برای مدت مدیدی در سیطره ترکمنها بوده .عمده دستبافته ها بالاخص طرح معروف یعقوب خانی به صورت تک پوده بافته میشود همچنین در روستاهای تیمنک و چشمه گل شهرستان تربت جام (که اتفاقاً امروز مرکزثقل قالیبافی این شهرستان محسوب می گردد)را میتوان نشانه های قالیبافی ترکمنها اعم از سبک بافت، شیوه پود کوبی، رنگبندی، طرحها، نقوش و نقشمایه ها را مشاهده نمود حتی بسیاری از طرح های ترکمن در این مناطق آنقدر بافته شده که اسامی محلی برای آنان انتخاب شده و به صورت یکی از طرح های اصیل تیموری و نهایتاً بلوچ خراسان درآمده . اما تیموری های ساکن در مناطق دور از دسترس ترکمنها دستبافته هایشان دوپوده وبه صورت نیم اول می باشد. قالیبافی در نزد همه تیره های تیموری به زنان اختصاص داشته و برروی دار قالیبافی افق بسیار ساده ای انجام میگیرد که عمدتاً چوبی است. دستبافته های تیره های مختلف تیموری با گره فارسی، و دارای گلیمک پهن با نقوش تزیینی است. تعداد رنگ بندرت از هفت رنگ مشکی، سورمه ای، خاکی، شتری، سفید و قرمز تیره و روشن تجاوز مینماید. اندازه قالیهای تیموری نیز همانند ایل بهلولی عمدتاً در ابعاد کوچک و متوسط بوده و شامل نیازهای زندگی روزمره آنان حتی فراتر از ایل بهلولی می باشد تیموریها حتی در گذشته ای نه چندان دور بالشت و لحاف خویش را با دستبافته های خود تامین می نموده اند. با توجه به پراکندگی طوایف تیموری در مناطق مختلف استان خراسان رضوی و تنوع تیره های این قبیله طرح ها و نقوش آنان نیز متنوع می باشد. بلحاظ آنکه مردمان این قبیله سنی مذهب می باشند ، نسبت به کاربرد نقشمایه های حیوانی تعصبات خاصی دارند لذا همواره در طرح ها و نقوش قالی تیموری نقشمایه های استیلیزه شده دیده می شود. مرغ تیموری مرغی انتزاعی است و بر روی شاخه درخت به صورت نقشمایه ای قلاب گونه مشاهده می شود. در طرح ها و نقوش و نقشمایه های قالی تیموری بوضوح میتوان تعاملات این قبیله را با جمشیدیها، هزاره، قیمنه ها در افغانستان و همچنین کردها، بلوچها و بالاخص ترکمنهای ایران و ترکمنستان را دید. برخی از طرحها و نقوش تیموری به نام تیره های مختلف آن نامگذاری گردیده است. مانند طرح یعقوب خانی، سنجری و … تعدادی از طرحها و نقوش قالیهای تیموری نیز به نام محل اسکان و بافت نامگذاری شده است مانند طرح تیمنکی، چشمه گلی که این دو طرح در بازار مشهد به تعداد قابل توجهی عرضه میگردد بخش عمده طرحهای قبیله تیموری طرح محرابی است که عمدتاً در طرف بالای محراب نقشمایه پنج انگشت دیده می شود که نمادی از پنج وعده نماز واجب روزانه یا پنج تن آل عبا می باشد. نقشمایه زمینه محرابی درخت برگ تاکی است که ممکن است با شاخه های محدود یا زیاد باشد. طرح کشمیری نیز به تعداد قابل توجهی توسط تیره های مختلف تیموری منجمله تیموریهای هرات افغانستان، خوشابی در باخرز تایباد، مغول زاده در سنگان و دره خواف، مریدری در خواف، نورزایی در شیندن افغانستان، پربزی در تربت جام و باخرز، سوربزی در اطراف مشهد و تربت جام، سلجوقی در اطراف تایباد و شهرک باخرز کاربرد دارد،در این خصوص دتریش وگنر مقاله ارزشمند دستبافته های بلوچ و همسایگانان آنها می نویسد:” طرح و نقشمایه کشمیری چندین نسل بوسیله شانزده گروه مختلف بلوچ در سرزمین نسبتاً بزرگی به کار رفته است و حداقل دوازده گروه بافنده در همسایگی هم از ریشه نژادی مختلفی از آن استفاده نموده اند”. بنابراین بدیهی است که تیره های مخبلف تیموری هریک دارای گونه خاصی از طرح کشمیری می باشند که از حوصله این مقاله خارج است. طرح دوگلی نیز از دیگر طرح های رایج قبیله تیموری است که بالاخص توسط تیره مریدری در جلگه خواف بافته می شود. طرح های بوته و قاب قابی هندسی بالاخص با الهام از فرم شبکه ای کند وی زنبور عسل با تنوعات فراوانی در میان تیره های مختلف تیموری دیده می شود که بخش قابل توجی از آنان حاصل تعاملات آنان با قبایل بلوچ می باشد این طرحها نیز توسط تیره خوشابی در خواف و تایباد، مغول زاده در خواف بافته می شود.
این نوشته در اسطوره شناسی،تاریخ فرش،رویداد ها،مقالات با برچسب TOP در فوریه ۳, ۲۰۱۴ توسط عبدالله احراری منتشر شده است.

نگاهی به تاریخ رنگهای طبیعی و قالی بافی(۲)

“چینی ها دارای قدیمی ترین سنن هنری می باشند ، تمدن آنها به چهار تا پنج هزار سال قبل از میلاد مسیح می رسد چندین اختراع و اکتشاف اصلی به آنها نسبت داده می شود.چین سرزمین اصلی ابریشم ، ملکه الیاف نساجی است “

تصویر مرتبط

بنا به روایات چینی ها پرورش کرم ابریشم در ۲۶۴۰ سال قبل از میلاد مسیح شروع شد. تعداد زیادی تکه پارچه های ابریشمی از زمانهای بسیار دور در حفاری های متعدد در چین پیدا شد ولی به واسطه قدمت زمان معلوم نیست که آیا آنها رنگ شده اند یا خیر؟ به هر حال در روایاتی که از نتایج گذشته به جای مانده اند معلوم میشود لباس هایی که در آن دوره پوشید نشان متداول بوده اند رنگ می شده وحتی پوشیدن پارچه های رنگی از طرف طبقات مختلف الزام آور بوده است. به طوری که درتاریخ چنین آمده است امپراطور و ملکه لباس زرد و خانواده سلطنتی و درباریان بنفش، شوالیه های درجه اول آبی ، شوالیه های درجه دو قرمز، و نجیب زادگان درجه سه لباس مشکی در بر می کردند.

در کتابی که تاریخ تالیف آن به قرن هجده میلادی منسوب است نوشته شده که در قرون قبل از میلاد مسیح رنگرزی توسط زنان در خانه ها فقط برای احتیاجات خودشان و فامیل انجام می گردید و همچنین گفته شده است که چینی ها حتی از ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد به رنگ قرمز که از حشره قرمزدانه و ابی که از گیاه نیل گرفته می شد آشنایی کامل داشتند.
رنگ سبزی که لوکائو نامیده می شد در آن تاریخ شهرت و مصرف زیادی داشت .این رنگ را از عصاره چندین گیاه تهیه می کردند که به طور معمول زرد روشن و شفافی بوده و دراثر عمل با کربنات پتاسیم و یا زاج (که هر دوی این ترکیبات را به طور طبیعی می توان یافت) در روی ابریشم رنگ سبز مایل به آبی درست می شد. در روی الیاف گیاهی نظیر کتان و پنبه نیز رنگها را به طور مستقیم به مصرف می رساندند و بعضی از گیاهان نیز بایستی به طور شیمیایی احیا و تخمیر می شدند مانند نیل و وسمه . بنا بر این به جرات می توان گفت عمل دندانه دادن و احیا کردن از سالهای ما قبل تاریخ در رنگرزی رایج بوده است. در مورد رنگرزی، طبیعت بهترین معلم برای بشر بوده و هست.

ساکنین بین النهرین

اولین ساکنان بین النهرین در زمانهای اولیه تاریخ سومری ها بوده اند. در آن روزها دجله و فرات در نقاط جداگانه ای به خلیج فارس می ریختند و در بین اراضی این دو رود بود که سومری ها اولین شهر های خود را بنا کردند.

سومری ها در ۳۵۰۰ سال قبل از میلاد در اشور سکنی گزیدند . سفال هایی که از آن دوره پیدا شده است بسیار ظریف میباشد و از این سفال ها بود که سومری ها برای نوشتن استفاده می کردند و اولین خطوط میخی و خط نوشته متعلق به همین اقوام و در همین دوره می باشد.

یکی از لوحه های سفالی مکشوفه آن دوره فهرستی از احتیاجات یک کدبانوی خانه به لباس و پوشش است. این لوحه نشان می دهد که مقدار صرف وقت یک زن سومری برای تهیه پوشش خود کمتراز یک زن امروزی نبوده است و همچنین از مطالعه این الواح معلوم می شود که پارچه های آن دوره به رنگهای گوناگون رنگ می شده اند. پس از این الواح مهمترین مدارکی که به دست ما رسیده است از قبور حکام و شاهان و ملکه های ان دوره می باشد. مطابق
سنت و اعتقادات مذهبی وقتی ملکه و یا امپراطور می میرد کلیه زنان و کنیزان و بردگان او هم قربانی می شدند تا روح مرده در آن دنیا تنها و بی یار و یاور نباشد. یکی از این قبور که متعلق به ملکه سبا میباشد و در شهر غور حفاری شده است مقدار زیادی پارچه پنبه ای که به رنگ سرخ و پارچه های پشمی که به چند رنگ بافته شده اند بدست امده است در این پارچه ها از طلا نیز به عنوان زینت استفاده شده است.

چند سال قبل لوحه سفالی از دوره سومری ها در عراق کشف شد که توسط م- لوی ترجمه و خوانده شد و اصل این لوحه اکنون در موزه اسلامبول می باشد. ترجمه این لوحه نشان می دهد که در هزاره سوم قبل از میلاد سومری ها طرز درست کردن صابون را می دانستند و همچنین از صابون در مصارف نساجی استفاده می شده است در حالی که تمدن های بعدی مانند روم و یونان تا سالیان بعد از وجود صابون بی اطلاع بودند.

در مورد رنگرزی با آنکه مسلم است که در آن دوره رواج کامل داشته است هیچ نوع نوشته ای در دست نیست شاید به خاطر آن باشد که رنگرزی را جزو کارهای خانگی می دانستند و تهیه رنگ نیز به عهده غلامان بوده است و کاری نیز که به عهده ی مردمان پست تری واگذار می شد احتیاج به نوشتن و گزارش دادن نداشته است و همچنین کار رنگرزی را حتی الامکان از ان روزگار به صورت راز مخفی نگه داشته و سینه به سینه حفظ می کردند.

امپراطوری اول اشور در اثر اتحاد پارسی ها و مردم سامی جنوب بین النهرین از بین رفت و نینوا به دست قوم فاتح از اهمیت اول خود افتاد و به این ترتیب امپراطوری اول اشور دوقسمت شد. از این دوره آثار نفیسی به جای مانده است که در بین آنها دروازه ایشتار شهرت بسزایی داشت این دروازه که اکنون به صورت اول در موزه ((پرگا لون)) برلن محافظت می شود دارای کاشی کاری و نقش های فوق العاده زیبایی می باشد که نشان می دهد هنرمند آن دوره تا چه اندازه به رنگرزی و تهیه رنگ احاطه کامل داشته.

ایران

در ایران قبل از اسلام رنگرزی دارای سنتهای بسیار قدیمی می باشد. برخلاف بسیاری از ملل ان دوره رنگرزان در بین ایرانیان بسیار معزز و محترم بودند و حتی تا این اواخر یک رنگرز را از لباس و صورت رنگینش می توان شناخت.

وقتی که سپاهیان اسکندر وارد ایران شدند پلو تارک مورخ معروف که شرح فتوحات او را می نویسد در بین اشیایی که سپاهیان اسکندر به غنیمت بردند از پنج هزار تالنت (هر تالنت معادل ۲۶۰ کیلو گرم ) پارچه ارغوانی نام می برد که حتی ۱۲۰ سال پس از آن کوچکترین لطمه ای به پارچه ها وارد نشده. در این زمینه پلو تارک اضافه می کند که ((ثباط رنگ و استحکام پارچه ها به مناسبت آن است که ایرانیان از مخلوط عسل و موم برای شفاف نگه داشتن رنگ استفاده می کنند و همین طور در مورد پارچه های سفید و رنگ نشده از یک موم سفید استفاده می شود و در اثر این عملیات پارچه مدتها بدون لطمه باقی می ماند.

گفته پلوتارک از دو نقطه قابل بررسی است، یکی آنکه ثباط رنگ ارغوانی در مقابل نور و هوا تا چه اندازه بوده و دیگر اینکه ایرانیان قدیم به مواد تکمیلی در رنگرزی و نساجی اشنایی داشته اند و از آنها در بهترین نمودار تولید استفاده می نمودند ))

در ضمن کاوش های شوش نقش دیواری تیر اندازانی به دست آمده که به احتمال قوی صورت جاودانان یعنی سربازان و پاسبانان خاص شاهنشاه ایران را نشان میدهد در ضمن تماشای نقش چنان به نظر می رسد که این تیر اندازان با شکوه پیش ازآنکه قصد جنگ داشته باشند خود را اراسته اند تا در جشن درباری شرکت کنند. جامه هایی بر تن دارند که با رنگ درخشان خود توجه را جلب می کند.

“آنچه که از عکس این نقش دیواری می توان فهمید آن است که لباسهای این سربازان از چند رنگ تشکیل شده است و چنین پیداست که در طرح آن نوعی چاپ باتیک دخالت داشته است. متاسفانه عکس این نقش رنگی نیست.از بد حادثه از ادوار قبل از اسلام مدارکی راجع به رنگرزی و رنگ در موزه های ایران چیزی یافت نمی شود. قدیمی ترین مدارکی را که راجع به قالی و رنگرزی در ایران موجود است دو نمونه مربوط به موزه ارمیتاژ لنینگراد می باشد.

نمونه اول مربوط به یک قالی است که در مغولستان توسط پرفسور رودنکو کشف گردیده و تقریبا سالم به جای مانده است.

این قالی به عنوان پوشش اسب به کار می رفته و مربوط به زمان هخامنشیان است و اندازه های ان ۲در ۸۳/۱ متر می باشد. در هر سانتی متر مربع ۳۶ گره دارد گره ها را از پشت زده و از رو چیده اند. حاشیه ی بیرونی آن نقش مکرر کوچکی است که جانور افسانه ای بالداری را نشان می دهد. پس از ان یک ردیف سوار می ایند که یک در میان یا بر اسب نشسته یا در کنار ان در حال راه رفتن می باشند. سپس یک ردیف گوزن خال دار و باز همان نقش مکرر جانور بالدار دیده می شود، پس از ان متن است که از چند ردیف موازی گلهای چهار برگی تشکیل شده است. در میان این نقش ها بویژه مردانی که بر کنار اسب راه می روند اشکارا نقش های تخت جمشید را به یاد می آورد. پرفسور رودنکو معتقد است که این قالی کار ماد یا پارس یا پارت خراسان قدیم است. رنگهایی که در ان به کار رفته عبارت است از: سرخ تیره، سبز، آبی، زرد کم رنگ و نارنجی.

از عکس این قالی شرکت فرش نمونهای در تهران بافت که هم اکنون موجود است. رنگهای به کار رفته در آن سعی شده است که مطابق با اصل باشد. رنگهای این قالی از روناس ، اسپرک ، نیل و ترکیبی از این رنگها می باشد. همچنین قالی دیگری بوسیله یک هیئت اکتشافی به رهبری کوزلف از زیر یخهای سیبری بیرون کشیده شد. این قالی دارای رنگ آبی سیر می باشد و تاریخ ان معادل سال سوم میلادی است. مدارک و شواهد بسیار معتبری نیز از تاریخ گذشته به جای مانده است که صنعت رنگرزی و نساجی علی الخصوص قالیبافی از سالیان گذشته در ایران رایج بوده است. فرش تاریخی و تا حدی افسانه ای بهارستان بهترین گواه این موضوع می باشد. کشت گیاهان رنگدار نظیر روناس و اسپرک و همچنین پرورش حشره قرمز دانه در سواحل خلیج فارس و دریای عمان از همان زمانها در ایران رایج و مرسوم بوده است .همسایه دیگر ان روز ایران هند نیز از این تحولات در مورد رنگرزی بی بهره نبود.

 

000-017   000-080   000-089   000-104   000-105   000-106   070-461   100-101   100-105  , 100-105  , 101   101-400   102-400   1V0-601   1Y0-201   1Z0-051   1Z0-060   1Z0-061   1Z0-144   1z0-434   1Z0-803   1Z0-804   1z0-808   200-101   200-120   200-125  , 200-125  , 200-310   200-355   210-060   210-065   210-260   220-801   220-802   220-901   220-902   2V0-620   2V0-621   2V0-621D   300-070   300-075   300-101   300-115   300-135   3002   300-206   300-208   300-209   300-320   350-001   350-018   350-029   350-030   350-050   350-060   350-080   352-001   400-051   400-101   400-201   500-260   640-692   640-911   640-916   642-732   642-999   700-501   70-177   70-178   70-243   70-246   70-270   70-346   70-347   70-410   70-411   70-412   70-413   70-417   70-461   70-462   70-463   70-480   70-483   70-486   70-487   70-488   70-532   70-533   70-534   70-980   74-678   810-403   9A0-385   9L0-012   9L0-066   ADM-201   AWS-SYSOPS   C_TFIN52_66   c2010-652   c2010-657   CAP   CAS-002   CCA-500   CISM   CISSP   CRISC   EX200   EX300   HP0-S42   ICBB   ICGB   ITILFND   JK0-022   JN0-102   JN0-360   LX0-103   LX0-104   M70-101   MB2-704   MB2-707   MB5-705   MB6-703   N10-006   NS0-157   NSE4   OG0-091   OG0-093   PEGACPBA71V1   PMP   PR000041   SSCP   SY0-401   VCP550  

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است