سعادت عادت است آنرا پرورش دهید.
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۷
خانه » خبرهای فرش ماشینی

خبرهای فرش ماشینی

قیمت فرش ماشینی در یزد

قیمت فرش ماشینی در یزد نسبت به قیمت فرش در شهرهای تولیدکننده فرش مثل کاشان و مشهد بالاتر است.

فرش ماشینی از جمله کالاهایی است که در خانه اکثر ایرانی‌ها دیده می‌شود.

فرش ماشینی گونه‌ای مصنوعی از قالی است که بر خلاف فرش دستباف توسط ماشین الآت صنعتی بافته می‌شود.

البته به دلیل سرعت تولید و همچنین ارزان بودن مواد اولیه نسبت به فرش دستباف قیمت ارزانتری دارد.

فرش هنر ایرانیان است و مردم ما نیز به شدت با آن مانوسند.

تاریخچه پیدایش فرش ماشینی در ایران نشان می‌دهد که این محصول در ایران عمری تقریباً ۴۰ ساله دارد.

در ابتدای دهه ۵۰ اولین فرش ماشینی تولید داخل در کارخانجات مخمل و ابریشم کاشان توسط ماشین‌های مخمل بافی ژاکارد و با الیاف مصنوعی براق و پرز نسبتاً کوتاه و وزن سبک، بافته و روانه بازار گردید.

همزمان با آن عده‌ای از تجار، فرش‌هایی با همین مشخصات و تا حدی مرغوب‌تر از کشور بلژیک وارد بازار ایران نمودند و سلیقه ایرانی را با پدیده فرش ماشینی آشنا کردند.

قیمت فرش ماشینی نسبت به قیمت فرش دستباف ارزان تر است.

 

قیمت فرش ماشینی در یزد

 

همچنین معمولا قیمت فرش ماشینی درب کارخانجات تولیدی فرش ماشینی، از شهرستان ها ارزانتر است.

علت گران بودن قیمت فرش ماشینی در یزد می‌تواند دلایل مختلفی مثل به قیمت حمل و نقل فرش به یزد، هزینه‌های انبارداری فرش در یزد، هزینه‌های خواب سرمایه و دیگر هزینه‌های احتمالی است.

ولی ما می توانیم به شما پیشنهاد بدهیم تا بتوانید شما نیز به قیمت فرش ماشینی درب کارخانه فرش، محصولات دلخواه خود را خریداری کرده و به صورت رایگان درب منزل تحویل بگیرید.

کافی است قیمت فرش در شهر یزد را با قیمت های فرش ارائه شده در سایت ما مقایسه بفرمایید.

فراموش نکنید ارسال به سراسر کشور رایگان است.

همین طور می توانید برای اطلاعات بیشتر با شماره های زیر تماس بگیرید:

۵۵۳۴۰۰۳۸-۰۳۱ و ۲۸۴۲۱۲۲۵-۰۲۱

نگاهی به تاریخچه فرش ترکمن

در دنیای کشفیات پیشرفته هنر دست بشریت، تکنیک تولید فرش جایگاه ویژه ای دارد. در گستره تاریخ، تکامل و توسعه فرش یکی از نشانه های هنر دست شرق شد. در شرق هیچ فرآورده دیگری جز فرش این چنین با این شدت بر غرب تسلط نیافت.

 

تصویر مرتبط

امروزه این فرش در محیط جغرافیایی گسترده ای بافته می شود. دراین عرصه اگر شرق آسیا را مستثنی کنیم، تولید آن از آسیای صغیر شروع و تا سمرقند و مرزهای چین پایان می یابد. تعیین دقیق اینکه تولید فرش در شرق در چه زمانی، کجا و به دست چه کسی برای نخستین بار بافته شده یا در حقیقت اختراع شده، معلوم نیست.
تاریخ آشکار و روشن فرش دستباف در پانصد سال پیش از میلاد آغاز می شود. فرش پازیریک که کهن ترین فرش بافته شده از نخ و پشم شتر است، به این دوره تعلق دارد. این فرش در گور پادشاه اسکیت ها، مردم منطقه بخش جنوبی سیبری یافت شد. طرح و نقش و نگار این فرش سنجیده شده و دارای تنوع رنگ و تراکم گره ها در هر متر مربع سه هزار و دویست گره بوده است. ساختمان طرح و نقش این فرش آن علامت مشخصه ای را نشان می دهد که خود را پیش از هر چیز دیرتر در فرش ایرانی پیدا شدند. زمینه این فرش سرخ و حاشیه های باریک دور تا دور آن باطرح هندسی هشت ضلعی پر شده که دیرتر در فرش های ترکمنی به طرح گؤل (Göl) ترکمن شبیه است. در این حاشیه های باریک که با جانوران افسانه ای بالدار در چهارضلعی های کوچک و گل های ستاره مانند کوچک نیز نقش بسته، به یک حاشیه عریض با طرح گوزن های پشت سر هم و در حال حرکت ختم می شود. حاشیه اصلی را سوارکاران سوار براسب پرکرده و زیر زین های اسب این سوارکاران در رنگ های متنوع طرح شده و کناره های بیرونی فرش با حاشیه بافت باریک شبیه میانه فرش نقش شده است. رنگ های به کاربرده شده دراین فرش، سرخ، آبی روشن، زرد متمایل به سبز و نارنجی است. نوع گره آن گره ترکی است. عقیده بر این است که اسب و سوارکاران آن یادآور نقش های تخته سنگ نینوا و تخت جمشید ایران قدیم است. اما شماری از پژوهشگران در این فرش ارتباط بلافصلی را بین کورگانِ پازیریک با فرهنگ ترکی کهن می بینند.
تاریخ بافت فرش به دلیل اینکه به گونه ای ناکامل برای ما از نسلی به نسل دیگر رسیده، برای همین نمی توان داده های دقیق درباره آن گفت. البته برای تعدادی گروه خاص از فرش ها می توان تقریبا به طور مطمئن منشاء و تکامل نقش ها را تعیین کرد. بدون شک منشاء فرش در مشرق زمین است. احتمالا پیدایش آن از ضرورت گرم کردن چادر (یورت) که ازسوی شبانان چادرنشین اختراع شده، سرچشمه می گیرد.
درباره این مسئله که فرش پازیریک در کجا بافته شده،‌ نظر واحدی بین پژوهشگران نیست و تا به امروز هم بطور قطع و یقین روشن نشده است. پژوهشگر م. دیماند (M.Dimand) در این فرش محصول و فرآورده های ایران را می بیند، که در آن موتیف های آشوری های بابل، هخامنشی و اسکیت های منطقه جنوب سیبری آمیخته شده اند.
پژوهشگر یو. شورمان (U. Schürman) بر این عقیده است که این فرش در مناطق آذربایجان و ایران آن زمان بافته شده است. عقیده دیگری را ج. بنت (J.Bennet) نمایندگی می کند. وی در فرش پازیریک کار و محصول اسکیت های مغول را می بیند که در آن هنر سبک حیوانات نقش بسته است. وی معتقد نیست که این فرش در ایران تولید شده باشد و عقیده خود را چنین مدلل می سازد که اسکیت ها خود یکی از خلق هایی بودند که خود را دایم در مهاجرت به سوی غرب می دیدند. به نظر می رسد چنین چیزی غیر ممکن است که این خلق فرشی را بیش از سه هزار کیلو متر به منطقه خود حمل کرده باشند تا با آن بخواهد گورِ یک حکمران یا اشراف را زینت بخشد. برخی از پژوهشگران آن را اثر ترک های قدیمی آسیای مرکزی به حساب می آورند. ج. بِنِت(J.Bennet) با این تزکه مهد و گهواره فرش شرق در ترکستان شرقی و مغولستان قرار داشتند به برهان می نشاند.
در بافت فرش پازیریک هیچ اشاره ای به محل تولید آن نیست. گره این فرش گرچه گره فرش ( Ghiord یکی از شهرهای ترکیه) را نشان می دهد، اما در گور شبیه آن باقی مانده های فرشی یافت شدند که گره های آن به صورت گره های Senneh بافت (در کردستان ) هستند. به هر حال این قدیمی ترین فرش شناخته شده، نشان می دهد که چگونه تعیین محل دقیق باقی مانده های منسوجات آن دوران که کجا و یا در چه زمانی بافته شده اند دشوار است.
آخرین نظر و عقیده درباره منطقه پیدایش بافت فرش توسط اکتشافات سِرآورل شتاین (Sir Aurel Stei ) ارائه می شود. وی درسال ۱۹۲۰ در کاوش های خود در شهر کهن و قدیمی تجاری لولان در ترکستان شرقی باقیمانده های فراوان فرشی را پیدا می کند که در گره های Ghiord و اسپانیایی بافته شده بودند. این فرش ها متعلق به دویست تا سیصد سال پیش از میلاد بودند. همین جا این پرسش پیش می آید که آیا این فرش ها در ترکستان شرقی بافته شده یا اینکه از غرب ایران بمثابه کالای تجاری آورده شده بوده اند.
پژوهشگر روسی رودنکو در کورگانِ باسادای، واقع در۱۸۰ کیلومتری غرب پازیریک، زین اسبی را که از یک قطعه فرش درست شده است، پیدا می کند. گره موجود دراین قطعه فرش به صورت گره Senneh بوده که در یک مترمربع هفت هزار و پانصد گره وجود داشت. برخی کشف فرش و باقیمانده زین اسب در پازیریک را تاییدی بر سنت نه اتفاقی هنر اسکیت ها دراین منطقه می دانند، که زین اسب بمثابه کالای صادراتی می توانسته باشد.
باقی مانده های کوچکی از پانصد تا ششصد سال پیش از میلاد توسط آلمانی ها درسال ۱۹۰۶ میلادی کشف شد، که درآن طرح «سگی در حال حرکت» و اشکال لوزی های کوچک ردیف شده قابل شناخت است. این فرش پانصد گره در یک مترمربع دارد. برای سده های متعاقب تا کنون دلایل و مدارک روشن تکامل سپسین و گسترش فرش شرق وجود ندارد. بجز منابع نوشتاری و گزارش تاریخی درمورد فرش دوران ساسانیان (۶۴۲- ۲۲۴ ) پیش ازمیلاد وجود ندارد که در قصر خسروشاه وجود داشته است.
تاریخ نویس ایرانی خواجه رشیدالدین (۱۳۱۸- ۱۲۴۷) در کتاب تاریخ جهان گزارش می دهد که در شش زیر گروه قبایل اوغوز، هر قبیله توتم حیوانی خود را داشته است. وی از شتر، سگ، گرگ، گوسفند، گوزن و روباه نام می برد. تقسیم به شش گروه یک معیار گیتی شناسی (Kosmologie) را به دنبال دارد. زیرا خورشید، ماه، آسمان، ستاره ها، دریا و کوه وجود دارند.
مدارک و دلایل آشکاری برای وجود فرش مربوط به دوران دودمان سلجوقیان است. سلجوق ها در ترکستان غربی ساکن بودند. در مهاجرت خود به سمت غرب، درسال ۱۰۳۸ میلادی بر ایران حاکم شدند. در این دوره بود که قبایل ترک مهاجرت خود را به سمت ایران آغاز کردند و در نواحی آذربایجان و همدان سکنی گزیدند و به همراه خود نقش و نگار فرش های خود را آوردند. اما اینکه گفته شود، نوع گره های فرش را هم در همین زمان با خود به همراه آورده اند، می توان گفت که این سخن خلاف واقع است. زیرا گره ( Ghiordترکیه) در این منطقه از سیصد سال پیش از میلاد شناخته شده بود. تحت سلطه سلجوقیان فرش بافی یا تولید فرش در تمامی آسیای صغیر گسترش یافت. در فرش های سلجوقیان موتیف های ترکمنی با شرق دور یکی می شوند. در قرن دوازدهم میلادی نخستین فرش سلجوق از ترکیه به شهر ونیز ایتالیا وارد می شود. این فرش در اصل دارای طرح و نقش گول (Göl ) ترکمنی را داشت. بعدا به این طرح و نقش موتیف حیوانات نیز وارد می شوند. می توان گفت که درموزه های کنونی اروپا تاریخ فرش نخست از قرن سیزده است، مانند فرش های سلجوق قرن سیزده از قونیه یا Beyshehr ترکیه یا فرش هایی که از قرن چهارده شناخته شده اند. با تشکیل امپراطوری عثمانی در سال ۱۴۵۳ میلادی تصرف کنستانتینپول بیزانس و ۱۵۱۷ میلادی فتح مملوک قاهره، فرش ترکی با تولید در مانوفاکتور های بزرگ ظاهر می شود. ترکیه دارای یک سنت فرش به ارث رسیده از دوران سلجوق ها، ازقرن یازده تا سیزده است که تا امروز نیز محسوس است.
از سوی دیگر در ترکیه در فرش منطقه برگاما (Bergama) که در موزه لندن قراردارد، می توان تاثیر موتیف های فرش ترکمن را به ویژه در فرش Kiz- Bergama از سده هیجده مشاهده کرد. فرش دیگری از این منطقه از قرن نوزده در موزه شهر مونیخ وجود دارد، که می توان آن را نوعی اثر ترک- ترکمنی نامید. فرش مشهور ابریشمی مملوک های قاهره، که مربوط به نیمه اول قرن شانزده و در گره ایرانی و به رنگ قرمز، سبز و آبی است، در موزه وین قراردارد. در این فرش طرح اشکال هندسی فرش ترکمن را می توان دید.
در قرن سیزده پس از حمله مغول به ایران و تسلط بر آن، مغول ها تاثیر خود را به صورت هنر نو بر ایران به جا می گذارند که آن را می توان ناتورالیسم شرق دور نامید که بعد ها هنر ایرانی آن را بسیار غنی کرد. فرش ایرانی که بی شک از صدها سال پیش تولید می شده، نخست در قرن شانزده است که ظاهر می شود. یعنی تکامل و توسعه جامع فرش ایرانی نخست با آغاز دوران صفویان شروع و با مرگ شاه عباس دوم در سال ۱۶۷۴ میلادی دوران طلایی هنر ایرانی و با آن دوران شکوفایی فرش ایرانی افول می کند. ( فرش شرق. نویسنده هاینس اِ . و ر. مارتین .) دردوران نوین فرش ایران بمثابه مرغوب ترین و مشهورترین فرش شرق به حساب می آید.
تحت حکومت صفویان بود که کارگاه های سلطنتی تولید فرش در شهرهای تبریز، کاشان، کرمان، اصفهان، شیراز و هرات به وجود آمدند. کمی دیرتر نخستین فرش مناطق چند خلقی قفقاز ظاهر می شود، که در آن تاثیر فرهنگ فرش جنوب ایران، شرق دور و ترک آشکار و این سبک شناسی قالب است. دین اسلام پس از تسلط بر ایران و آسیای مرکزی، نه تنها تاثیر خود را بر فرهنگ و هنر ایران گذاشت، بلکه در طرح برخی فرش های ترکمن مانند، نمازلیق (سجاده) برای عبادت و اجرای نماز البته با طرح و نقش خاص هندسی، نیز گذاشت. در قرن های بعدی که منطقه آسیای مرکزی منطقه تحولات سیاسی خلق ها شد، همچنان طرح و نقش و نگار فرش های ایرانی، ترکمنی و چینی تاثیرات خود را بر فرش های تولید شده می گذاشتند. مثلا فرش آنتیک سمرقند که در آن طرح و نقش ها ی فرش مربوط به موتیف های شرق نزدیک است، اسلوب و طرازی شکوفه های گل با زمینه سرخ، سمبول خوشبختی چینی است. درحاشیه آن موتیف شاخ قوچ ترکمنی وجود دارد.
چادرنشینان ترکمن در طرح و نقش و نگار فرش های خود به دو سمبول اصلی گول Gül و گول Göl که به نادرست اغلب به یک معنی و مفهوم بکار می روند، اکتفاء می کردند. گول Gül ، واژه ای است فارسی و به معنای گُل است. فرش های ترکمن گرچه می توانند گول (گُل) شبیه هم داشته باشند، اما در سمبول گول Göl ، مشخصه ویژه و اصلی فرش قبایل ترکمن، تفاوت خود را نشان می دهند که هر فرش از سوی قبیله خاصی بافته شده است. مانند، تکه، یموت، ساریق، قیزیل آیاق ،پنده/ سالور و کِرکی.
فرش ترکمن
چادرنشینان ترکمن از گذشته های دور در منطقه ای از افغانستان تا مرزهای ایران و در امتداد ترکستان که تا دریای مازندران وسعت داشت، سکنی گزیدند. هسته اصلی این خلق در دوران نوین در جمهوری ترکمنستان، ازبکستان، جمهوری های خود مختار سابق قاراقالپاق، منطقه جنوبی دریای آرال و بخش دیگری درایران زندگی می کنند.
ترکمن ها در منطقه بسیار گسترده آرال زیست داشتند. این منطقه شامل فلات وسیع و مناطق کوهستانی که ارتفاع آن تا هشتصد متر نیز می رسیده بود. در این دوران تنها در کناره های رودخانه ها وجود یک اقتصاد ساده شبانی امکان پذیر بود که با مهاجرت از چراگاهی به چراگاه دیگر عملی می شد. پایه و زمینه تغذیه ترکمن ها را، که گوسفندان دنبه دار و در کنار آنها تعدادی شتر و اسب تشکیل می داد، اما زیست آنان با یک جنگ مداوم با طبیعت و قهر آن تعیین شده بودند.
ترکمن ها نه تنها می بایست خود را علیه تاثیر و قهر طبیعت حفظ می کردند، بلکه همچنین بر اثر این عوامل از مناطقی که به عنوان چراگاه آنان بود، باید همواره دفاع کرده و گسترش داده می شد. به این صورت شد که این خلق چادرنشین به یک خلق جنگجو تبدیل گشت، که تا آغاز سده بیستم می بایست اشکال زندگی خود را حفظ و از آن دفاع کند. اما بعدها برخی از آنان به کشاورزی روی آورده و از یورت نشینی بیرون آمده و در شهرها و دهات اسکان یافتند و با شهرهای بزرگ و مناطق وسیع چون بخارا، مرو، پنده و خیوه که مراکز تجاری بودند، ارتباط پیدا کردند و شروع به تبادل کالای خود یعنی فرش در برابر نمک، غله، شکر، چای و . . . کردند.
این فرش های تعویض شده از طریق کاروان ها به شهرهای قدیمی و بزرگ روسیه و از آنجا به اروپا نفوذ می کردند. در مناطق دیگر شرق که بافت فرش توسط مردان و زنان انجام می شد، در نزد ترکمنها تنها زنان بودند که به تولید فرش می پرداختند. مردان ترکمن به گله و رمه ها رسیدگی می کردند و زنان بمثابه حاکمان یورت (چادر) به امور یورت، خانه داری و رسیدگی به فرزندان و درکنار آن به تولید فرش پرداخته و تمام کارهای اولیه فرش اعم از تهیه و تدارک پشم و افکندن طرح فرش را انجام می دادند. فرش بافی در نزد ترکمن ها که توسط زنان انجام می گرفت، فاکتور مرکزی و عمده زندگی اجتماعی- اقتصادی آنان بود، که از اهمیت بسیاری برخوردار بوده است. بویژه در این عرصه برای بافت زین اسب که بمثابه سمبول قدرت ارزش داشت، دقت بیشتری به کار برده می شد. کار زنان در این راستا تنها به تولید فرش پایان نمی یافت، بلکه آنان بایستی نمد هم تولید می کردند، که در برابر سرما مقاومت و هم کف پوشی داشته باشند.
در شرق نزد هیچ خلق دیگری بجز ترکمن ها ، فرش و سایر موارد نساجی چنین هدفمند به گونه ای سنتی تولید نشده است. اینکه ترکمن ها چه زمانی آغاز به بافتن فرش کرده اند، تعیین دقیق دوره آن دشوار است و نقطه نظر کاوشگران در این مورد نیز بسیار متفاوت است. واقعیت این است که کهن ترین فرش ترکمنِ شناخته شده کمتر از هزار و هشتصد سال نیست، اما این به آن معنی نیست که پیش از این زمان هم نزد ترکمن ها فرش وجود نداشته است. زیرا دلیل آن وجود موتیف ها و طرح فرش هایی مانند، هشت ضلعی های ترکمنی است که خود را در فرش های صدها سال پیش از میلاد نشان می دهند.
نظریه ای که مدتها است تایید شده این است که ترکمن ها در آغاز به فرش های خود بمثابه اشیایی دارای کاربرد ناب، بدون ارزش هنری می نگریستند. اما بعدها در این نگرش تجدید نظر شد. دوره ای آغاز شد که ترکمن ها به ارزش هنری کار دست خود آگاه شدند و آنگاه این هنر ارزشمند بمثابه کالای قابل تعویض شناخته شد. اینکه چرا هیچ فرش آنتیک مخصوص ترکمن وجود ندارد، پیش از هر چیز به این دلیل است که منطقه زیستگاه ترکمن ها، نخست در قرن نوزده میلادی بود که در ارتباط تنگاتنگ با دنیای مدرن قرارگرفت.
پس از اینکه روسیه تزاری این منطقه را غصب کرد، به همراه آن نیز ساختمان راه آهن آسیای مرکزی آغاز بکار کرد، که مسیر آن از راه کاروانی قدیم تاشکند به دریای خزر بود. فرش های ترکمن که در حکومت تزار مورد استفاده گرفت، اشرافیت روس را به سرعت شیفته خود کرد. فرش ترکمن توسط تجار روس که اکنون به این منطقه رفت و آمد می کردند به روسیه برده شد. اروپایی ها نیز که این فرش را در روسیه شناخته بودند، کمتر از اشراف روس شیفته فرش ترکمن نبودند. در این منطقه بزودی فرش ترکمن تبدیل به یک مسئله سیاسی شد. روسیه امکاناتی را می شناخت که این فرش را بصورت درجه یک با کیفیت بالا صادر کند و بخاطر مسائل سیاسی با ایران در آن دوران، مرز ایران و هند را بست.
آنچه که ترکمن ها با سرزمین های همجوار خود معاوضه می کردند، ماده رنگی بود که خود تولید نمی کردند. اما بعدها دولت روسیه از طریق راه حل دولتی، رنگ های مورد کاربرد فرش را از اروپا به روسیه وارد کرد و تجار روس این رنگ ها را در قبال تعداد معین فرش ترکمن تعویض می کردند. قبل از این پدیده، ترکمن ها رنگ های مورد نیاز خود را از گیاهان می گرفتند. پس از انقلاب اکتبر در روسیه و سال های پس از آن، تحول بزرگی در فرش بافی ترکمن رخ داد. این تحول به نقش و نگار و کیفیت آن لطمه ای نزد. در این دوران مانوفاکتورها و صنایع فرش بافی ایجاد شد که در آن فرش ترکمن با هدف صادر کردن آن بافته شد. تنها تفاوتی که این فرش های جدید داشت، اندازه آنها بود که با فرش های قدیمی ترکمن، آنهم به علت تقاضای بازار فرش،اختلاف داشت. نام فرش های ترکمن، نام قبایلی است که در آنجا بافته می شود. البته فرش هایی هم وجود داشت که خارج از این چارچوب بود، مانند فرش بخارا که آنهم می بایست به صورت استاندارد بافته می شد. در فرش ترکمن مشخصه های ویژه ای وجود دارند که برای کاربرد مخصوص فرش خوانده می شوند مانند، اِنگسی (Engsi ) یا اِنِسی (Enessy ) و یا تکه اِنگسی جهت پرده در ورودی یورت (چادر) به کار می رود، یا اُسمولدوق (Osmolduk ) فرش پنج ضلعی زینتی که در عروسی ها روی شتر انداخته می شد، یا اینکه وارد یورت (چادر) می شدی اِنگسی آویزان بود یا هاچلو (هاچلی- خاج لی ) روی زمین قرار داشت. گِرمِچ که برای پادری بود یا گهواره کودک که از فرش به این منظور تهیه شده بود.
ترکمن ها که از قبایل گوناگون متشکل شده بودند، هر کدام موتیف های فرش خود را داشتند که از ذوق و استعداد آنان بر می آمد. بزرگترین قبیله ترکمن، تکه های یورت نشین (چادرنشین ) بودند که درجنوب ترکستان و در ایالت خراسان زیست داشتند، سپس یمود ها که در گروه های کوچک در چراگاه های وسیع زندگی می کردند. به قبایل کوچک دیگر سالورها، پنده ها، آراباچی ها، بوساچلی ها، چوودور ها و ساریق ها و همچنین قیزیل آیاق، اُغورچلی، بشیر، ایگدر، گوگلان، جعفر بای و … تعلق داشتند. ارساری خود یک قبیله بود. فرش های ارساری همواره دارای علامتی است که نشانگر ممیزه ویژه ارساری ها هست. مانند، بافت بشیر که دارای موتیف اصلی هشت ضلعی نیست. ولی چیزی که می توان گفت این است که همه فرش های ترکمن دارای رنگ استاندارد سرخ هستند، گرچه در آن رنگ قهوه ای یا آبی به کاربرده باشند. رنگ شنی و قهوه ای تیره برای گوُل و موتیف های گول به کار می روند. در شهر لندن در House of Perez Ltd نیز فرشی کوچک از واحه پنده که متعلق به طایفه آراباچی (یمود) مربوط به پایان قرن نوزده است، وجود دارد.
و.گ. موشکووا پژوهشگر و فرش شناس روس در رده بندی فرش های ترکمن، وجود دو مفهوم گوُلGül و گول Göl را کشف کرد. گول Göl نشان قبیله و بمثابه نوعی آرم برای ارزش گذاری است، کاربرد و سنت آن برای وابستگان این قبیله حفظ می شود. گول Göl به موتیف هایی گفته می شود که در طرح هندسی هشت ضلعی تمرکز یافته و تا قرن پانزده نیز به خلق های ترک تعلق داشت.
گوُل (گُل) که خود واژه ای فارسی است، طرح هندسی ای است برای شکوفه های گل. گوُل Gül درفرش های مختلف قبایل گوناگون ترکمن به کاربرده می شود.
زنان ترکمن چنان که گفته شد، نه تنها فرش بافان با ذوق و هنرمندان ماهر بودند، بلکه گلیم نیز می بافتند. گلیم در نزد ترکمن ها برای برپا داشتن یورت (چادر)، برای شتر و زین و برگ اسب نقش برزگی را داشت.
سالور ها، که گرچه درباره این قبیله منابع کتبی مدللی نیست، تقریبا قدیمی ترین و سابقا با اهمیت ترین قبیله ترکمن بود، کاربرد موتیف گول Göl خود را دوباره سازی کرد. گول Göl سالورها شناخته شده ترین و مشهورترین نشان قبیله ترکمن ها است. این موتیف تورم گول (Turmgöl ) نیز قلمداد می شود و در درون همین گول ها که به صورت قلاب های دندانه دار ستاره ای شکل هستند، موتیف خاج شکل وجود دارد که آن را آینا قوشاق می خوانند. اما موتیف گول Göl سالور متعلق به اواسط قرن نوزده توسط قبیله تکه بافته شده اند و آنهم به این دلیل که به لحاظ تاریخی چنین گزارش می شود که سالورها در سال ۱۸۳۱ ازسوی تکه ها تحت رهبری عباس میرزا بصورت گسترده ای قلع و قمع شدند و باقی مانده قبیله سالور جزو قبیله تکه شدند و از این افراد باقی مانده موتیف سالورگول پیشین از سوی تکه ها گرفته شد. به لحاظ تئوریک همه فرش های نشان شده با سالور گول که پس از ۱۸۳۱ تولید شده اند، باید به حساب تکه ها گذاشت. البته این گونه حوادث نباید حالت استثناء بوده باشد. در روند تکامل فرش ترکمن، این گونه اکتساب ها وجود داشته است. بهر حال فرش سالوری که از قرن نوزده باشد بسیار کمیاب است، تنها جوال هایی هر از گاهی در معاملات و داد و ستدها یافت شده است.
ساریق ها نیز در امتداد مرز افغانستان در همسایگی سالور ها زیست داشتند و فرش آنها نیز در رابطه بسیار تنگ با قبیله همجوار بزرگ بود. در فرش ساریق ها اغلب سالور گول به کار می رود، که مکمل و ضمیمه ای برای گول Göl قبیله خود بود. در فرش های ساریق حاشیه بافت هایی باریک که در شکل موتیف تیر (کمان) مانند است در بافت سفید رنگ یافت می شود که سمبول زندگی طولانی و پیروزمند است. در کنار فرش یمود که ظریف ترین فرش ترکمن است، فرش قبیله تکه دارای اهمیت است.
گول Göl اصلی فرش تکه از یک هشت ضلعی دایره وار تشکیل می شود. این گول را همچنین می توان در تکه- توبره مشاهده کرد.
بخارا یکی از شهرهای مرکز تجمع فرش های ترکمن بود که بعدها این فرش ها به این خاطر بخارا نامیده شد. فرش های بزرگ بخارا «رویال بخارا» و هاچلو های کوچک « پرنس بخارا » خوانده شد. در پاکستان نیز در کارگاه های فرش بافی، فرش های ترکمن با کیفیت مرغوب و کمتر مرغوب بافته شدند.
اُرغوچلی قبیله ای بود که در کناره های شرق دریای خزر زندگی می کرد و قدیمی ترین قبیله گروه یمود است. فرش های آنتیک کمی وجود دارد که گول Göl اُرغوچلی را نشان می دهد. دونوع گول اُرغوچلی در فرش های یمود به نام های کِپسه گول (Kepse-Göl) و تاوق- نوسقا گول وجود دارد. اُسمولدوق یمود ها از زیبایی خاصی برخوردار است که در عروسی ها روی شتر عروس انداخته می شده است. فرش های یمود در نشانه های گول، رنگ های بشاشی نسبت به دیگر قبایل دارد مانند، سبز روشن و آبی.
چاودور، قبیله ای کوچک که درشمال ترکمنستان کنونی زیست داشتند. گول (موتیف) این قبیله نیز درفرش چاودور طرح هشت ضلعی دایره وار است. به لحاظ سبک و استیل به فرش ساریق ها و یموت شبیه است. یکی از مشخصه های فرش های نادر این قبیله بکارگیری رنگ زرد روشن است. نام گولGöl چاودور اِرتمن (Ertmen ) خوانده می شود.
ارساری که قدیمی ترین و آخرین قبیله بزرگ ترکمن را در آغاز قرن بیستم تشکیل می داد، در بخش جنوبی جمهوری ترکمنستان کنونی و در شمال افغانستان زندگی می کردند. از ارساری ها چهارنوع فرش متنوع وجود دارد. نخستین آن ارساری- بشیر است، که اکثرا به نام بشیر خوانده می شود و دیگری خود فرش خالص ارساری و فرش سوم قیزیل آیاق (Kizil-Ayak )، که بخشی از طایفه ارساری است و به نام زیستگاه آنان در کنار مرز افغانستان، خوانده می شود.
تفاوت فرش این طایفه به سختی با قبیله اصلی (ارساری) قابل تشخیص و شکل گول (نشانه) آن مانند گول ارساری است. در کنار این سه فرش با طایفه های آن که در ترکمنستان کنونی زندگی می کنند، قبیله ی دیگر ترکمن منجمله ارساری، تکه و یمود در افغانستان ساکن هستند و نام فرش خود را در سرزمینی که زیست دارند، می خوانند. در فرش های بشیر در موتیف گول آنها تاثیر فرش ایرانی مشاهده می شود. بشیر- چوال نمونه خوبی برای این آمیختگی فرهنگ ترکی و فارسی است. فرش بشیر که دارای طرح هایی ابر مانند و میانه آن با مدال آراسته شده، ییلان بشیر خوانده می شود. به دلیل اینکه طرح ابرها از مجموعه خطوطی مانند مار است، به این جهت ییلان (مار) گفته می شود. فرشی به این نام از قرن نوزده موجود است. شروع فرش بافی ترکمن های افغانستان مربوط به سال ۱۸۸۴ میلادی است.
زمان تولید و بافت فرش ترکمن، آنچه که به منطقه پیدایش خود مربوط است، بسیار طولانی است. اما بعدها در پاره ای مناطق به غلط مسیر خود را طی کرد. این فرش به ناگاه اما به غلط، میهن و سرزمین خود را در بلوچستان در ایالت شرقی ایران یافت. فرش هایی با موتیف های ترکمنی به نام بلوچ بافته شد، که از سوی چادرنشینان بلوچ که در خراسان، بخش غرب افغانستان و بلوچ هایی که بین مرز ایران و ترکمنستان زیست دارند، تولید می شد.
فرش های چادرنشینان بلوچ که دارای کیفیت بسیار پایین است، عرب- بلوچ و نوع ظریف و مرغوب آن، کودانی نامیده می شود. در کنار این ها فرش افغان بلوچ نیز وجود دارد که شبیه بشیر- افغان است. در این نوع، فرش های بسیار ظریف و با ارزش مشهد- بلوچ خوانده می شود. در پاکستان نیز فرش افغان- ترکمن بافته یا درست گفته شود، کُپیه می شود. مانند، طرح هایی از نوع هاچلو (هاچلی- خاج لی)، پاکستان- بخارا.
فرم و شکل ظاهری و سبک طرح فرش افغان به روشنی نشان می دهد که شکل ساده شده و تقلید خشن نمونه فرش ترکمن بخارا و تکه- ترکمن است.
برخی نام های گوُل Gül فرش در ترکمن ها
۱- ساریق ۲- سالور ۳- تکه ۴- یمود ۵- کِپسه، یمود ۶- دیرناق، یمود ۷- ارساری ۸- تاوق نوسقا ۹- بوخارا ( بخارا).
نام های ترکمن گول Göl در فرش ترکمن
۱- تکه ۲- یمود ۳- ساریق ۴- پنده / سالور ۵- قیزل- آیاق ۶- کِرکی ۷- در ترکمن های افغانستان، افغان گول.
برخی مفاهیم در فرش های ترکمن
آینه قاپ: جلد یا پوشش آینه
آیات لیق: فرشی برای مراسم تدفین
آیاق لیق : فرش عبادت و نملز
آق سو : فرش چادرنشینان ترکستان شرقی
آراب ( عرب ) : نشان فرش ترکمنی برای فرش های بلوچ
اُسمولدوق یا آسمالدیق: فرش زینتی پنج ضلعی برای شتر عروس درمراسم ازدواج (یمود)
اوقوچی: پوشش بافته شده برای نگهداری چوب یا میله چادر ترکمنی
اُنِقون (Oneghun) : توتم و نشان ترکمنی ( آسیای مرکزی).
اُجاق باشی: به شکل حرف لاتین U
بِل یوپ: نوار و تسمه چادر
بو (Bou) : بند زینتی چادر یا یورت ترکمنی
طرح شکل T : طرح تزیینی در فرش نشانه حاشیه فرش های ترکستانی و چینی همچنین در شکل دو تاT .
توتاش (Tutash ) : برای دستگیره (وسیله آشپزخانه) بکار می رود.
توربا (Torba ) : کیف یا کیسه کوچک در یورت ترکمن، مانند (تکه توربا).
تایناق چا: پوششی برای اسب.
چالیق: در جشن عروسی ترکمنی بر روی سینه شتر زینت می شود.
چرلیک: پوشش کمیاب زین اسب.
چوول: کیسه یا کیف یورت (چادر) ترکمن ها. واژه ای است ترکمنی.
سالاچاق: بمثابه ننو برای کودکان به کار می رود.
سواستیقا: طرح خاج تزیینی، اغلب در فرش های ترکمن.
قوشمن (Ghoshmen) : واژه ترکمنی برای نمد ترکمنی، چینی و تبت است.
گول (Göl) : علامت و نشان قبیله ای ترکمن و عنصر طرح عمده فرش ترکمن.
گوُل (Gül) : واژه فارسی گُل.
گوُلایدی (Gülaidi) : طرح و نقش کوچک ترکمنی با کاراکتری جادویی.
هاچ (خاج): ضمیمه طرح درشکل خاج در فرش ترکمن.
هاچ لی (خاج لی) : فرشی با موتیف خاج برای پرده در ورودی یورت (چادر) به کار می رود.
هالی: واژه ای ترکی که به فرش گفته می شود.
کیبیتاک (Kibitak) : بند زینتی یورت ترکمنی.
یولامی (Yolami) : واژه ترکمنی. برای نوار و تسمه یورت (چادر) بکار می رود. مترادف، بو (Bou)، کیبیتکه- کیبیتاک (Kibitke) و یوپ (Yup) است.
مملوک: خاندان ترک- چرکز در قاهره. (۱۵۱۷- ۱۲۵۰)

تاریخچه گلیم و فرش در ایران

در طول تاریخ فرش و تابلو فرشهای ایرانی از نظر زیبایی و هنر نقش مهمی در اقتصاد کشورو خانواده ها داشته که شایسته است بیشترتوجه به این هنر ارزشمند که یادگار نیاکان ما میباشد و برای خلق آن رنجهای زیاد و راههای بسیار طی شده است داشته باشیم 

 

تصویر مرتبط

باید پذیرفت که پیدایش هنر ارزنده قالیبافی به یکباره و خلق الساعه نبوده بلکه به تدریج و بنا به اصول علمی و روند قدم بقدم روبه رشد حسب قواعد سنت تمدنهاو میزان علاقه واحتیاجات مردم آن روزگار بوده که راه تکامل در بافت وسایر عواعل تولید را پیموده است تا به زمان خشایارشا حدود ۲۴۸۹سال قبل رسیده است . پس قدمت و پیشینه فرش را در ایران باید در سده های پیشین تر جستجو کرد و مسائل اجتماعی مردم هر عصر مدیون جامعه پیش از خود بوده که تجربیات هنری خود را به نسل جوان تر آموخته است.

درست است که یک تخته فرش و یک روانداز اسب در منطقه پازیریک بخش جنوبی سیبری بدست آمده و تاریخ بافت آن را حدود سده پنجم قبل از میلاد می دانند ولی آراء و عقاید فرش شناسان و پژوهشگران بطور پراکنده بر آن است که قدمت فرشبافی به تمدنهای پیش تر ایران می رسد ادله این تفکر با توجه به زیبایی بافت و نقش و نگار موجود در فرش مضمون رشد تمدن و پیشرفت هنر بافندگی و صنایع دستی آن روز ایران بوده است .

نکته مستند تر آنکه در ۴۸۰ سال قبل از میلاد مسیح هنگامی که تمیستوکل ( Temistocle )سردار آتنی بعلت رشگ برخی از رجال آتن به او تهمت خیانت زدند و مورد مذمت و اتهام قرار گرفت و حتی جان وی در معرض خطربود بنابراین برای نجات جان خود به ایران گریخت . چون کشور یونان در آن زمان در حال اهتزاز با کشور بزرگ ایران قرار داشت خشایارشا که پادشاه ایران بود با نگرش کسب اطلاعات نظامی و اوضاع واحوال اقتصادی و اجتماعی یونان با مهربانی با وی رفتار کرد و حتی هدایای ارزنده ای از جمله چند قطعه قالی وگلیم های زیبایی که دارای نقش و نگار دلفریب و گیرا که با دستهای هنرآفرین فرزندان ایران بافته شده بود به وی داد . سردار آتنی که از قبل به زیبایی گلیم وفرش ایران آگاه بود تا هدایای فرش و گلیم را دید مورد پسند قرار داد و تعریف و تمجید از آن کرد که این امر در تاریخ فرشبافی ایران یک سند قطعی و مورد اطمینان بایستی در نظر گرفته شود .

یا گزنفون در کتاب بازگشت ده هزار یونانی می نویسد :در یک مهمانی که سوتس (Seuthes ) امیر تراکیه حضور داشت بعنوان هدیه یک تخته فرش ایرانی به وی داده می شود بدیهی است آنچه را که به امیر کشوری هدیه می دهند چیزی نفیس و ارزنده ای باید باشد پس نتیجه می گیریم که فرشهای ایرانی در آن زمان چنان زیبا و دلفریب بوده که شایستگی پیشکشی به پیشویان کشور ویا ملتی را داشته است .

 

 

(نقل از زندگانی مردان نامی پلوتارک )

حبیب ابن صهبان نقل می کنند هنگامی که سپاه سعد در جنگ با ایرانیان ظفر آمد آنها به کاخ مدائن رسیدند غنایم فراوان بدست آوردند مثل جامه ها زیورآلات شمشیر خسروپرویز و ده ها قلم دیگر از جمله یک تخته فرش شصت ذرع در شصت ذرع یکپارچه به اندازه یک جریب که همچون کشتزار و سبزه زار بهاران بود و متن فرش چون نهرها و لابه به لای آن همانند مروارید بود ومتن از حریر بر پودهای طلا که گلهای طلاو نقره و امثال آن داشت چشم همگان را خیره می کرد آنها خمس همه غنایم را بین خود تقسیم کردند و فرش بماند چون تقسیم آن میسر نبود سعد مسلمانان را خواند و گفت خداوند دستهای شمارا پر کرده است تقسیم این فرش مشکل است رای من این است که آن را به امیر مومنان عمر واگذاریم که هر چه خواهد کند چنان کردند گویند چون فرش به مدینه نزد عمر بردند شب خوابی دید و کسان را فراهم آورد و حمد ثنای خدارا کرد و در باره فرش رای خواست نظرهای متفاوت دادند در آن جلسه که امام علی (ع) نیز حضور داشت به عمر فرمود : ای عمرکار چنانست که گفتید اما تامل باید کرد که اگر اکنون آن را بپذیرید فردا کسانی به دستاویز آن به ناحق چیزهای بگیرند: عمر گفت راست گفتی و اندارز دادی فرش را پاره پاره کردند و تا بین کسان تقسیم نمایند که یک تکه از فرش که از بقیه تکه ها بهتر نبود به حضرت رسید امام تکه فرش را در بازار به بیست هزار دینار فروخت ( نقل از تاریخ طبری جلد پنجم )

نظر عزیزان را به سه نکته مهم معطوف میدارم:

۱-پیدایش قالی و گلیم به یکباره نبوده وبه تدریج در سده پنجم قبل از میلاد به تکامل رسیده است و حصول نتیجه می گردد خلق این هنر خیلی پیشین تر بوده است.

۲-خلق اولیه فرش در ایران بوده وبعدها از طروق مختلف به سایر نقاط انتقال یافته است .

۳-فرش ایران در طول تاریخ اعتبار جهانی داشته و همیشه بعنوان یک کالای ارزنده و سرمایه ای ایفای نقش کرده است.

فرازی از سروده شاعر خوش ذوق تقدیم به همه هنرمندان وبافندگان رنج دیده و همه کسانی که در این راه قدمهای مفیدی برداشته اند:

چو استاد دستش قلم بر رقم برگرفت بیکباره آن برگ بیمایه جان بر گرفت

چو نقشی برنگ لب لعل شیرین یار بنرمی بزد سرخیش جان گرفت

گل و بلبل سرو قامت بلندی نشاند بدین چیرگی هم غزالی دویدن گرفت

ترنجی بچند وسپس طره ای درکنار توگویی که یکباره باع عدن جان گرفت

گره از یی هم زد و رج نشاند ضخیمش یکی پودو نازک دگر جا گرفت

همه روزها را بدینگونه اش پیش برد چنین از سحر تا که شب پا گرفت

فرش ماشینی بخریم یا دستباف؟

اگر توجه کرده باشید اکثر پدرها و مادرهای ما در خانه هایشان فرش دستباف دارند و آن را بسیار با ارزش تر از فرش ماشینی قلمداد می کنند. گرچه هم اکنون فرش های ماشینی بسیار زیبایی وارد بازار شده است و به دلیل ارزانی آن نسبت به فرش دستباف بسیار مورد استقبال قرار گرفته اما باید به این نکته اشاره کنیم که فرش دستباف مزایای بسیاری در مقایسه با فرش ماشینی دارد و بهای بیشتر پرداخت کردن برای آن از نظر بسیاری از افراد به صرفه تر است. در اینجا برخی مشخصات این دو نوع فرش را با هم مقایسه می کنیم:

نتیجه تصویری برای مطلب درباره فرش

▪ فرش های دستباف از دور و نزدیک جلوه بسیار خوبی دارند اما فرش های ماشینی تنها از دور جلوه دارند و از نزدیک چندان مرغوب به نظر نمی رسند.
▪ گذشت زمان رنگ های فرش دستباف را جلا می دهد اما از جلوه فرش ماشینی می کاهد.
▪ فرش دستباف در زمستان گرم و در تابستان سرد است اما فرش ماشینی به دلیل آنکه از مواد پلاستیکی تهیه شده است، این خاصیت را ندارد.
▪ فرش دستباف اگر تمیز نگه داشته شود هیچ گونه مشکلی برای سلامت فرد ایجاد نمی کند اما فرش ماشینی دارای پرزهای پلاستیکی است که در پی عبور و مرور حالت کهربایی به خود گرفته و در هوا معلق می شود و در مواردی باعث بروز حساسیت های تنفسی می شود.
▪ فرش ماشینی به مرور زمان ارزش خود را از دست می دهد ولی فرش دستباف به مرور زمان ارزش پیدا می کند

فرش ایران و چگونگی طبقه بندی آن

نقوش فرش ایران و نگاره های تزیینی آن و از همه مهمتر مفاهیم بنیادی و شاید هم راز آمیز آنها ، از جمله مباحث تخصصی فرش ایران می باشد که در طی چند دهه ی اخیر بسیار مورد توجه فرار گرفته است .

در خصوص طبقه بندی صحیح و اصولی طر ح های فرش ایران و همچنین مبانی بنیادی آن تا چند سال اخیر کار چندانی صورت نگرفته بود ، امل به تدریج مطالعات انجام شذه به ویژه توسط کارشناسان و محققین ایرانی که متاسفانه هنوز از طرفداران زیادی برخوردار نیست ، می رود تا دنیای جدیدی را از طبقه بندی علمی – هنری – طر ح های فرش ایران را ارائه دهد .

نتیجه تصویری برای فرش

از برکت بسیاری از این مطالعات در برخی موارد رمز پردازی و نماد گرایی نقوش فرش ایران نیز آشکار گشته و نتایج حاصله افزون بر سایر دلایل ، بر ارزشهای هنری فرش ایرانی افزوده است ، قبل از پرداختن به مباحث جدیدی که در طی سالهای اخیر برای طبقه بندی فرشهای ایران مورد توجه قرار گرفته و همچنین مروری بر نظریات کارشناسان غربی در مورد نقشه های فرش ایران ، به معرفی یک طبقه بندی قدیمی از طرحهای فرش ایران می پردازیم که بیش از دو دهه از عمر آن می گذرد و می توان گفت امروزه مورد توجه و استفاده اغلب طراحان و تولید کنندگان فرش قرار گرفته و در ومدارس و دانشگاهها نیز به عنوان طبقه بندی اصلی طرحهای فرش ایران معرفی می گردد .

در این طبقه بندی بدون توجه به دلایل شکل گیری و پیدایش طرحها و نقش ها و حتی ریز نقش های مورد استفاده در فرش ، فقط با توجه به نوع آرایه ها و تزیینات طرح و همچنین اشکال تقلیدی به کار رفته و حتی با توجه به نوع تقسیم بندی متن فرش و جای گیری اشکال و تصاویر در آنها به دسته بندی طرحهای فرش ایران پرداخته اند و سپس با قیاس کلیه ی طرحهای سایر فرشها و توجه به وجوح مشترک طرح در هر فرش با طبقه بندی مذکور ، به اصطلاح تمامی طرحهای فرش ایران را در این فهرست گنجانیده اند. در اینجا با این طبقه بندی آشنا می شویم .

بر اساس این طبقه بندی کبیه طرحهای فرش ایران به ۱۹ گروه اصلی طبقه بندی و هر یک نیز به چند شاخه ی کوچکتر تقسیم می گردند که عبارتند از:

گروه ۱ – طرحهای آثار باستانی و ابنیه اسلامی
کلیه ی طرحهایی که ملهم از نقوش و اشکال تزیینی بناها ، عمارات و کاشیکاریهای آنها می باشند در این گروه جای دارند . البته طراحان فرش در برخی از طرحهای اصلی نقوش این بناها حسب سلیقه ی خود تغییراتی را وارد نموده اند اما ساختار و تشابه اصلی طرح فرش با طرح اصلی بنا کاملا حفظ گردیده است .
معروفترین طرحهای این گروه عبارتند از :
گنبد مسجد شیخ لطف الله ، سردر امامزاده محروق ، گنبد مسجد امام ، تخت جمشید ،‌ طاق بستان مسجد جامع اصفهان و …

گروه ۲ – طرحهای شاه عباسی
اساس کلیه طرحهای شاه عباسی بر مبنای کاربرد گل معروف شاه عباسی در این طرح است . در این طرحها گل های شاه عباسی به همراه بندهای ختایی و گاه تلفیق آنها با اسلیمی ها ، انواع مختلفی از نقوش فرش را ارائه می دهند . انواع طرحهای این گروه عبارتند از : لچک و ترنج شاه عباسی ، افشان شاه عباسی ، شاه عباسی درختی ، شاه عباسی شیخ صفی ، شاه عباسی جانوری و …

گروه ۳- طرحهای اسلیمی
قالب اصلی این طرح بر مبنای گردش های منظم و بغایت سنجیده ی بند های اسلیمی است . از آنجایی که اسلیمی خود دارای انواعی است اذا با توجه به نوع و شکل آن نیز می توان طرحهای اسلیمی را طبقه بندی نمود . معرئفترین طرح آن ، اسلیمی جهان اژدر است . در این نوع اسلیمی به دو شاخه تقسیم شده و حالتی شبیه به فکین اژد ها را به وجود می آورد . انواع مختلف طرحهای اسلیمی عبارتند ار : اسلیمی بندی ، اسلیمی افشان ، اسلسمی لچک و ترنج

گروه ۴- طرحهای اقتباسی
گفته می شود اغلب طرحهای این گروه شباهت زیادی با طرحهای فرش مناطق مرزی ایران و کشورهای همسایه و حتی سایر کشورها دارد و به همین دلیل آنها اقتباسی می نامند مانند طرخهای معروف به قفقازی و گوبلنی

گروه ۵- طرحهای افشان
در این طرح کلیه ی بند ها و نگاره های فرش پیوستگی و ارتباط کاملی دارند به نحوی که به نظر می رسد نقاش از هنگام شروع طرح تا پایان آن قلم از کاغذ بر نداشته و یک ارتباط مداوم بین قسمتهای مختلف نقش بوجود آورده ، به عبارت ساده تر همان گونه که از نام نقوش این گروه پیداست ، تمامی گل و برگها و بند های موجود در طرح ، در متن فرش پراکنده و افشان شده اند . طرحهای افشان اصولاً به گونه ای طراحی می شوند که هیچ یک از گل و برگها قرینه نداشته و اصول قرینه نگاری در آن وجود ندارد . انواع مختلف طرحهای افشان عبارتند از :
افشان دسته گلی ، افشان حیوان دار ، افشان ختایی و …

گروه ۶ – طرحهای واگیره ای (بندی)
طرح اصلی آن به گونه ای است که سراسر فرش هم از جهت طول و هم از جهت عرض به قطعات منظم ثقسیم شده و هر قسمت توسط خطوط و یا بند هایی به قسمت همجوار می پیوندد و به این ترتیب از به هم پیوستن این قسمتها و بند های آنها کل طرح بوجود می آید . طرخهای اصلی این گروه عبارتند از : بندی اسلیمی ، بندی خشتی ، بندی ترنجدار ، بندی شیر و شکری ، بندی شاخه گوزنی ، بندی دسته گلی ، بندی مینا خانی و…

گروه ۷ – طرحهای بته ای(بته جقه)
کلیه طرحهای این گروه بر مبنای کاربرد بته جقه است و به انواع و اقسام مختلف به تزیین متن و حاشیه فرش با بته جقه ها می پردازد . انواع مختلف طرحهای بته جقه ای که هر یک به گونه ای شیوه یافته اند عبارتند از : بته میری ، بته خرقه ای ، بته قلمکار، بته کردستانی و …

گروه ۸ – طرحهای درختی
در طرحهای این گروه درخت و درخچه های کوچک و بزرگ به ویژه به صورت انفرادی ترکیب اصلی را تشکیل داده اند و با اجزای دیگری ترکیب شده اند .معروفترین طرحهای این گروه عبارتند از : درختی سبزیکار ، و درحتی حیواندار.

گروه ۹ – طرحهای ترکمن
طرحهای ترکمن همگی در گروه نقوش هندسی قرار دارند و به صورت ذهنی بافته شده اند . معروفترین طرحهای ترکمن در ایران که در این گروه نام برده می شوند ،عبارتند از : غزال گز، قاشقی، آخال و …

گروه ۱۰ – طرحهای شکار گاهی
بنیاد اصلی این گروه از طرحها نمایش صحنه های شکار و شکار گاه است . به نحوی که در قسمتهای مختلف طرح یک سوار کار با وسیله ای همانند تیر و کمان یا نیزه مشغول شکار آهو و یا سایر جانوران است .

گروه ۱۱- طرحهای گل فرنگ
کلیه طرحهای این گروه بر مبنای گلهای طبیعی بویژه گل رز با رنگهای بسیار روشن نظیر زرد ، آبی و سرخ می باشد . انواع طرحهای گل فرنگ عبارتند از: گل فرنگ بیجار ، گل فرنگ دسته گلی گل فرنگ گل و بلبل ، لچک و ترنج گل فرنگ ، افشان گل فرنگ و …

فرش ایران, طرحهای اسلیمی

گروه ۱۲- طرحهای قابی (خشتی)
متن فرش در این طرحها به قسمتها یا قابهای مختلفی تقسیم گشته که به طور منظم در کنار هم قرار دارند و در داخل هر قاب با گل و برگهای مختلفی تزیین شده است . معروفترین طرحهای قابی عبارتند از: قابی بختیار و قاب قرانی

گروه ۱۳- طرحهای گلدانی
ویژگی اصلی این طرح وجود یک یا چند گلدان در اندازه های مختلف است که تمام متن فرش را می پوشاند . اما اغلب طرحهای گلدانی دارای گلدانی بزرگ در یک طرف فرش هستند که شاخه های گلهای آن تمام متن فرش را می پوشاند . معروفترین طرحهای گلدانی عبارتند از :
گلدانی هزار گل ، گلدانی محرابی ، گلدانی ظل السطانی

گروه ۱۴- طرحهای ماهی در هم
طرح ماهی در هم از قدیمی ترین و رایج ترین طرحهای فرش ایران است . این طرح اغلب به صورت یک واگیره می باشد و بافنده همان واگیره را در طول و عرض فرش تکرار می کند . در این طرح یا واگیره یک حوض به صورت لوزی با چهار برگ – ماهی در اطراف آن مشاهده می شود .

طرح ماهی در هم در نقاط مختلف ایران به نامهای مختلفی مشهور است . مهمترین انواع آن عبارتند از :
ماهی فراهان ، ماهی زنبوری ، ماهی کردستان و ریزه ماهی

گروه ۱۵- طرحهای محرابی
طرح اصلی در این گروه بر مبنای محراب است . همان مکانی که در مساجد ، مکان نمازگذاران امام جماعت است . در این طرحها معمولا محراب را با تزییناتی از قبیل قندیل ، گلدان ، و حتی درخچه های کوچک می پوشانند و گاه دو طرف محراب را با ستونهای بزرگی که سقف محراب بر روی آن قرار دارد نشان می دهند انواع طرحهای این گروه عبارتند از :
محرابی قندیلی ، محرابی گلدانی ، محرابی درختی

گروه ۱۶- طرحهای محرمات
در این طرح کل متن فرش از جهت طولی به چند ردیف موازی تقسیم میگردد و درون این ردیفها با نگاره هایی همچون بته جقه ، انواع اسلیمی و یا ختایی و گل و برگهای دیگر تزیین می گردد . به عبارت دیگر متن فرش به صورت راه راه می باشد ، محرمات بته جقه ای معروفترین طرح این گروه است.

گروه ۱۷- طرحهای هندسی
همان گونه که از نام طرحهای این گروه پیداست ، کلیه نقوش این گروه به صورت هندسی و با استفاده از خطوط زاویه دار به وجود می آیند . مهمترین انواع طرحهای هندسی عبارتند از :
هندسی کف ساده ، هندسی جوشقان ، هندسی خاتم شیراز ، هندسی لچک و ترنج و هندسی قابی

گروه ۱۸- طرحهای ایلی و عشایری
این طرحها عموما توسط عشایر ایران بافته می شوند و اغلب نگاره ها و تزیینات طرح ملهم از ذهن قالیبافان است . در این طرحها قرینه بودن چندان معنا ندارد و ختی همین ویژگی و سادگی نقوش از عوامل اصلی زیبایی طر حهای این گروه است . طرحهای فرش عشایر قشقایی ، شاهسون ، بلوچ و … در این گروه جای می گیرند .

گروه ۱۹- طرحهای تلفیقی
طرحهای این گروه به مرور زمان و با ادغام شدن طرحهای مختلف بوجود آمده است و دهها وبلکه صدها نوع از آن را می توان در میان مناطق مختلف ایران مشاهده کرد . برخی از طرحهای تلفیقی به جهت تلفیق زیبا و صحیح نقوش مختلف از جذابیت بالایی برخوردارند . اما برخی از آنها ناشی از تلفیق نابهنجار چند طرح می باشند . گونه های مختلفی از طرحهای تلفیقی را می توان نام برد مانند لچک و ترنج تلفیقی ، تلفیقی دسته گلی ،تلفیقی گل فرنگ ، تلفیقی هندسی و …

آنچه که شرح آن رفت در واقع یک طبقه بندی ساده و قدیمی از طرحهای فرش ایران بود که هم اکنون نیز مورد استفاده بسیاری از طراحان و حتی کارشناسان فرش قرار می گیرد . عده ای تغییرات خاصی در این طبقه بندی به وجود آورده اند و تعداد این گروه را به ۲۰ الی ۲۵ گروه گسترش داده اند .

نتیجه تصویری برای فرش

عده ای دیگر شیوه ی به اصطلاح علمی تری را در پیش گفته اند و گروههای اصلی را به دو یا سه طرح اصلی تقسیم نموده اند .

یک گروه را را طرحهای الهام یافته از طبیعت دانسته اند و گروه دوم را طرحهایی می دانند که علت اصلی بوجود آمدن آنها خلاقیت هنری بوده ، به اصطلاح عامل خلق آنها بشر بوده است مانند طرحهای مشهور به ابنیه تاریخی ، طرحهای ذهنی عشایری ، طرحهایی که به نام شهر ها شهرت یافته اند و طرحهای تلفیقی ، سپس کلیه طرحهایی را که قبلا نام برده شد در ذیل هر یک از این دو گروه قرار می دهند .

اما صرف نظر از نحوه ی تقسیم بندی ، اغلب اینان تحت تاثیر همان گروهای اصلی نام برده شده قرار داشته و هر یک به شیوه ی دیگری سعی داشته اند همان طبقه بندی قدیمی را به شکل جدیدی ارائه نمایند و به همین دلیل است که در نام گذاری طرحهای اصلی و گروهای فرعی هر یک ، تفاوت خاصی مشاهده نمی شود .

بدون تردید ریشه یابی و یررسی دلایل تولد و گسترش و ختی تغییرات طرحهای فرش ایران ، چه از نظر فرم بندی و چه از نظر ریز نقشها و نگاره ها بهترین راه برای طبقه بندی و همچنین نام گذاری تمامی طرحهای فرش است .

در این راستا تاکنون مطالعات معدودی توسط کارشناسان مختلف اعم از ایرانی و غیر ایرانی انجام یافته ، اما بدلایلی برخی از این مطالعات از نتایج قابل قبولی برخوردار نبوده اند . عمده ی این مطالعات نیز توسط افراد غیر ایرانی انجام یافته که اصولا با فرهنگ و تاریخ ایران زمین آشنایی چندانی ندارند و لذا نتایج مطالعات آنها در بسیاری موارد به خطا رفته است .

عده ای نیز که از دنباله روان نظریه منشاً ترکی و کلاً غیر ایرانی فرش هستند نیز در این راه به مطالعات و استنتاجاتی دست زده اند که به تمامی هویت واقعی طرحهای فرش ایران را سراسر مخدوش می سازد . چند سالی است که در مورد زادگان طرح های فرش اظهار نظرهای عجیب دیگری نیز شنیده می شود . اکثر نظرات متوجه دو ایده اصلی است یکی به نظریه «شرق به غرب » معروف است که بر آن اساس الفبای اولیه طراحی به وسیله ی ترکمن های آسیای مرکزی به زنان ایران ، آناتولی و قفقاز انتقال یافته است . عقیده ی دوم در جهت مخالف نظریه ی اول است .

یعنی از «غرب به شرق » بر اساس این عقیده ، طرخ ها از آناتولی سرچشمه گرفته و به سرعت در سراسر شرق گسترش یافته اند . بر این اساس حتی گروهی از محققان که طرفدار نظریه ی منشاً ترکی فرش هستند ، در اصل و منشاً ترکی نقوش فرش ایران و سایر دستبافها نظیر گلیم به مطالعات خاصی دست زده اند . آنها شروع مطالعات خود را از آثار دوران های بسیار دور انتخاب کرده اند تا به اصطلاح هیچ خدشه ای بر نظرات آنان وارد نگردد .

یکی از این آثار ما قبل تاریخ مربوط به قرن نو سنگی در منطقه ی «شتل هویوگ» ترکیه واقع در جنوب قونیه است و طرفداران منشا ترکی قرش بر روی این آثار بسیار کار نموده اند . یک گروه کاملا مجهز ، متشکل از باستان شناس ، فرش شناس ، پژوهشگران و استادان دانشگاه به سرپرستی جیمز ملارت در مورد آثار مذکور مدتها مطالعه کردند و نتایج دستاورد خود را به طور مفصل در چهار جلد کتاب منشر ساختند و در نهایت ترکیه را گهواره ای فرش بافی نامیدند و سر منشا بسیاری از نقوش را نیز به آن مرتبط نمودند و حتی «شتل هویوگ » را اولین مرکز فرش بافی در ترکیه معرفی نمودند و در این میان حتی اشاره ای به ایران نگردید و نویسندگان کتب مذکور برای بسیاری از موارد دلایل پیش پا افتاده ای را بیان نمودند . به عنوان مثال برای اثبات منشا ترکی دستبافها کلمه گلیم را بررسی نمودند . میدانیم که ترکها به گلیم «کیلیم » می گویند .

آنان این واژه را در ادبیات خود پی گرفتند و چون ادبیات ترک د راین مورد خالی بود از ادبیات فارسی کمک گرفتند . آنان به شعر فردوسی استناد کردند و دیگر شاعران عصر غزنوی و استنباط نمودند که منظور این شاعران از گلیم ، کیلیم بوده است و در نتیجه ی ریشخ ی این لغت ترکی است و بنابراین اصل و منشا این دستباف نیز ترکیه بوده است . اما مهمترین از آن اینکه نقوش دیوار های شتل هویوگ را به نحوی دندانه باز سازی کردند و شباهت هایی تحمیلی میان آن نقوش و گلیم های امروزی ترکیه ) به دست داده اند و نتایج مطلوب خود را به دست آورده اند .

به طور کلی تا قبل از دهه ی هشتاد وشاید هم دهه ی ۷۰ میلادی علاقه زیادی به بررسی منشا طرحها وجود نداشت و اغلب مطالعات انجام شده سابقه ای بیشتر از صدر اسلام را در بر نمی گیرد و بسیاری نیز بر این عقیده اند که منشا همه ی طرح ها را باید از زمان اسلام مورد بررسی قرار داد و عبارت هنر اسلامی را معرفی می کنند . تنها در طی ۲۰سال گذشته است که برخی از فرش شناسان با مطالعات خود به نتایج دیگری دست یافته اند . دکتر سیروس پرهام در مقاله ای انتقاد گونه چنین به تجربه و تحلیل عملکرد غربیان پرداخته است .

« جهد شتابزده ی بیشترین فرش شناسان باختری در رمزگشایی نقشهای قالی ایرانی و گشودن طلسم ترکیب خطوط در هم پیچیده ی اسلیمی و ختایی ( که به ظاهر از هر گونه معنا و مفهوم تهی است و به گفته ی هاکسی « زندگی چون طرح و نقش قالی ایرانی است : زیبا ، ولی بی معنی »)، قصه ای است دراز که به چند دلیل عمده تاکنون راه به جایی نبرده و جز یکی دو تن همه در این راه پر پیچ و خم به بیراهه افتاده اند .

اساسی ترین علت ناکامی ، بیگانگی اکثریت عظیم فرش شناسان غربی است از تمدن و فرهنگ ایرانی که نقوش قالی نیز چون دیگرهنر ها ، در طول سده ها و بسا که هزار ها ، از تار و پود پیدا و نهانی همین تمدن و فرهنگ پدید آمده است . تلاش در سنجیدن و باز نمودن نقشمایه های نگارین ناآشنا با ساده اندیشی آغاز گشت که از جهتی زاده ی اعتقاد به برتری تمدن و جهان نگری غرب بود .

از پس این پندار ، کلید های رمز قالی شرقی به جای آنکه در ژرفنای تمدن کهن خاور زمین جستجوگردد در لا به لای اندیشه های نو یافته ی باختری کاویده شد . پژوهش در سیر تحولی نماد پردازی مغرب زمین ، جایگزین کند و کاو در اندیشه های رمزی و نمادی و اساطیری مشرق زمین گردید و نمادهای شرقی به قیاس مفاهیم نمادی غربی به سنجش در آمد .

چنین بود که نقشمایه ی بید مجنون ، که در نزد بیشتر مردم غرب «بیدگریان» خوانده می شود ، نقشمایه ای پنداشته شد مالامال غم و اندوه و قالیهایی را که این نقشمایه بر آن بود « فرش عزا » خواندند و حقنه کردند که برای پوشش قبر و مراسم سوگواری بافته شده است ! هم در این مرحله ی آغازی بود که نگاره های سه گوش سر و گردن تجرید یافته ی جانوران ، «کلید یونانی » و «قلاب » نام گرفت و نقشمایه ی چهار بازویی میانه ی ترنج های قالیهای فارس «خرچنگ»و «رتیل» پنداشته گشت !

مرحله دوم کندو کاو را پژوهندگانی آغاز نهاده اند که سرانجام در یافته بودند که کلید رمز نقشمایه های شرق را نمی توان در فضای فرهنگ غرب جستجو کرد . اما به مصداق حکایت ملانصرالدین که کلید خانه اش را در جای تاریک کوچه گم می کند ولیکن در گوشه ی روشن دنبال آن می گردد « چون روشنتر است

اینان نیز راه نزدیکترو آسانترو روشنتر را پیش گرفتند و آسیای صغیر و سپس آسیای میانه را نه همان خواستگاه قالیبافی که مهد نقش مایه های قالی بافی پیش از روزگار صفویان بر شمرده اند . ( اصحاب پان تورکیسم البته در این میان دستی داشته اند ) .

مرحله سوم هنگامی اغاز گشت که تنی چند پژوهش ، ژرفتر و گسترده تر در فرهنگ مشرق زمین را واجب دانستند تا به اصل و منشأ این نقوش معمایی نزدیکتر شوند . چون سرزمین هند به سابقه استعمارگری اروپائیان به غرب نزدیکتر بود و آشناتر ، ابتدا شبه قاره هند را در نور دیدند و به وجد آمدند و در سیر و سفر سر مستانه چندان دور رفتند که به چین و آئین بودا هم رسیدند ، بسیاری طرح و نقش ها که هنرمندان و صنعت گران ایرانی به روزگار سلاطین مسلمان کشمیر در طول سده ی نهم هجری و سپس به همراه همایون پادشاه گورکانی در نیمه های سده ی دهم به هند برده و ترویج کرده بودند ، مغولی خوانده شد و دست پرورده ی پادشاهان گورکانی .

اما مرحله چهارم « طلسم گشایی » در فضای پژوهشی خاصی بنیان گرفت که به واقعیت های تاریخی نزدیکتر بود ، چون تکیه بر پژوهش های گسترده اسلامی داشت . از آنجا که جز قالی پازیریک ، هخامنشی ، تمامی نمونه های به دسترس افتاده ، پس از اسلام بافته شده بود ، همگی طرح و نقش های قالی بافی در پرتو اندیشه های و تعالیم اسلامی به بوته سنجش نهاده شد . دست آورد پژوهشی این مرحله بسیار پر بار بود ، و لیکن ان عیب را داشت که همه چیز را در تاریخ پس از اسلام می جست ، تو گفتی که قالی بافی پس از اسلام پدیدار گشته و پیش از آن هیچ نبوده است .

نویسنده در ادامه اضافه می نماید که در ترتیب این مراحل چهار گانه بنا بر تقدم زمانی نیست و گاه دو یا سه مرحله همزمان تحقق یافته و مرحله آغازی نیز از اوایل سده ی مسیحی حاضر تا به امروز در محافل و نشریه هایی همچنان بر دوام مانده است .»

سیروس پرهام در بررسی کتاب قالی های ایرانی ، اثر مایکل هیلمن که آن را پنجمین کتابی می داند که تا کنون فرش شناسان مغرب زمین به استقلال و بطور أخص درباره قالی ایرانی به چاپ رسانده اند در بررسی فصول چهارم و پنجم کتاب مذکور که به ترتیب با عنوان های «سمبولسیم در طرح و نقش قالی ایرانی معاصر »‌ و «قالیهای ایران و جامعه ی ایرانی » می باشد چنین می نویسد :
« مایکل هیلمن در سر آغاز فصل چهارم ، این نظریه کهنه را که تا چند دهه ی پیش قالی شرقی را در زمره ی صنایع دستی تزیینی و مصرفی قرار می داد و جایگاهش را فروتر از آثار هنری می دانست ، بار دیگر مردود می شمارد .

او با استدلال منطقی و با شاهد آوردن نظریه پردازانی چون اریک شرودر و سید حسین نصر ثابت می کند که طرحهای قالی ایرانی هر چند به قیاس ماهیت انتزاعی خود در بردارنده و بر انگیزنده ی خاصیت های زینتی و آ ذینی است ، «بیان و نمایش یک فرهنگ خاص و جهان گری خاص » هست که پس از اسلام بیش از پیش ماهیت رمزی و نمادی یافته و لاجرم پیچیدگی خطوط طراحی و فراوانی نقشمایه ها را غایتی نیست بلکه آنچه از «آشفتگی منظم » تکرار نقشمایه ها خواسته شده ، رسیدن به وحدت است از کثرت .

سپس با تکیه بر نظریه ای که ایران شناس مشهور ریچارد اتینگهاوزن درباره ی هنرهای ایرانی پرداخته ، سنت طراحی قالی ایران را بر اساس سه ویژگی «قوت رنگ آمیزی » و «تجرید گرایی » و «آرمان خواهی » توصیف و تعریف می کند . غلبه ی رنگهای فروزان و گل و گیاه را در طراحی قالیهای ایرانی نشانه ای می داند از «آرمانخواهی » مردمانی که محیط زیست بیشترینشان خشک است و خالی از خرمی . به درستی می گوید که قالی ایرانی خواه ایلیاتی و روستایی و خواه شهری ، اثر از تلاش پایان ناپذیر مردمانی دارد که می خواهند « واقعیت زود گذر و گریزان بهار خرم رنگارنگ را تسخیر کنند » و جاویدان سازند .

این نیز هست که مخلد گشتن نظم و عقل گرایی و ارامش در طرح و نقش قالیهای ایران چه بسا اشاره داشته باشد به قدر و اهمیت این صفات در نزد مردمانی که زندگیشان در طول تاریخ دستخوش بیقراری و نابسامانی و آشفتگی و هرج و مرج ادواری بوده است . چنین است که سمبولسیم و نماد پردازی قالی ایرانی از دیدگاه هیلمن بیشتر جنبه ی سمبولسیم انسانی می یابد تا نماد گرایی یکایک نقشمایه ها . هیلمن در ادامه ی مباحث فصل چهارم کتاب خود یافته های خود درباره ی نماد پردازی و نماد گرایی قالی ایرانی را اندک اندک در حجم تاریخی بسط می دهد و همه ی ابعاد تمدن و فرهنگ اسلامی و بیش از همه معماری را دربر می گیرد .

دومین مدخل این فصل پیوند طرح و نقش قالیها و نقوش تزیینی معماری اسلامی است که در پرتو آن پاسخی می توان یافت به پرسش چگونگی نماد پردازی نقوش برخی قالیها . پاسخ را نویسنده در رمز گشایی نقشمایه های رمزی و نمادینی نهفته می داند که معماری بناهای مذهبی ( مساجد و بقعه ها و زیارتگها ) مالامال آنها است و «الهام بخش بسیاری طرح و نقشمایه های قالیبافی بوده است ». چون در مسجد و صحن و شبستان و منارهایش اثری از شبیه سازی صورت و قامت انسانی نیست « یا چیزی که در چشم مردم مغرب زین از شبیه سازی مذهبی اثر داشته باشد »

نماد پردازی بناهای اسلامی ممکن است در بادی امر برای کسانی که جویای نماد های بارز و گونه ای «سمبولسیم گویا و صریح » هستند مبهم و بلکه نامفهوم باشد .

امل آن گاه که از قید و بند زبان صریح سمبولسیم کلیسایی و سنت شمایل سازی مسیحیت رها شویم در مییابیم که گلها و شاخ و برگهای اسلیمی و ختایی کاشیکاریهای بناهای اسلامی و قالیهای اسلامی را زبانی دیگر و غایتی دیگر است که همان تجسم فردوس برین است .

چنین است که نگرنده ی عامی در گسترش پیچان اسلیمی کاشیها و قالیها بهشت برین و عالم ملکوت را در برابر خود می بیند . نویسنده این نتیجه را حاصل می آورد که بسیاری از قالیهای ایرانی چیزی جز تلاش برای شکوفا داشتن گلزارها و بوستانها نیستند و همه را مقصود آن است که آن باغ آرمانی ملکوتی را بر زمین و عالم خاکی شکوفا سازند »

در خصوص چگونگی شکل یافتن نقشه های فرش ایران به ویژه آنچه که در سطور پیش به نقل از هیلمن در بیان نماد باغ آرمانی بر روی زمین و در میان فرش ایرانی گفته شد ، مباحثی نیز توسط کورت اردمان در کتاب مشهور وی «هفتصد سال قالی شرق » عنوان شده است .
اما برای اولین بار دکتر علی حصوری به بررسی دقیقتر این قبیل نقوش در قالی ایران پرداخت و از همانجا توانست ماهیت نقشه های لچک و ترنج و شکار گاه را که از طرحهای بنیادی فرش ایران می باشند اشکار سازد وی می نوسید :
« دسته ای از قالی های تاریخی ایران به طور مشخص و به طور مشخص و با وضوح و دسته ای دیگر تلویحا نقشه ی باغی را تصور می کنند ، نام اصیل ایرانی برای این نقش ها گلستان است که به علت رواج آن در قدیم ، در ترکیه هم به همین نام (gulistan) معروف است .

در دوره ی صفوی ظاهرا آن را گلزار هم می نامیده اند . در روی این فرش صفوی کتیبه ای وجود دارد که یک مصراح آن چنین است :نقش گلزلر ز رویش خجل است . متاسفانه عمده ی مترجمان و مولفان معاصر ، یه ترجمه از انگلیسی ، فرانسه و آلمانی آن را نقشه ی باغی می نامند ، که زیبا هم نیست . چنان که خواهیم دید می توان ؟آن را فردوس ، پالیز و امثال آن هم نامید . . از نخستین دانشمندانی که به این نکته توجه جدی کردند ، باید از آرتور آپهام پوپ نام برد که در جستجوی زمینه ها یا بنیاد های طرح ایرانی ، پیش از هر چیز به نقشه ی باغ ها و تصور ایرانی از باغ فردوس ( Pardise ) که گلستان مینوی است توجه کرد .

فکر باغ را نمی توان از مفهوم فردوس جدا کرد ، زیرا فردوس باغی است عظیم تر ، با زیبایی های پایدار و با جذابیت های گوناگون و فراوانتر . این باغ فردوس یکی از اساسی ترین مفاهیم در تمام فرهنگ ایرانی است و همیشه موقعیتی مرکزی در اندیشه و احساسات ایرانیان داشته است .

فردوس ، چنان که از معنی ریشه آن بر می آید باغی است محصور ، با چند حصار پشت سر هم که یک حصار آن از همه بلند تر و پهن تر ( کلفت تر) است . ( معمولاً هفت حصار ) به طوریکه اهریمن نتواند به آن راه پیدا کند . حاشیه های مکرر مخصوصاً یک حاشیه ی پهن و مشخص میانی در فرش ایران همین دیوار های مکرر فردوس است . فردوس دارای سرچشمه آبی است .

ازلی – ابدی به طوری که همیشه آب در آن جریان دارد و هیچ گاه قطع نمی شود در فردوس انواع حیوانات اهلی و وحشی و گیاهان ، از بهترین انواع وجود دارند و بدون داشتن نیاز ، بدون آسیب اهریمن و مرگ ،‌زندگی شاد و جاودانه ای را می گذرانند . به همین دلیل جای جای آن دارای آبگیر هایی است و در آن ماهی ها و پرندگان آبی زندگی می کنند .

حرکت آب در فردوس و اصولاً طرح این باغ دارای دارای نظم هندسی بوده است ، به این معنی که شبکه های مستطیل یا مربعی با جوی های آب بوجود می آمد . در عمده آنها چهار جوی و آبگیر هایی وجود داشت به طوریکه جریان آب شبکه ای از چهر گوش ها ( مربع یا مستطیل ) و آب گیرهایی به همین شکل و احتمالاً گرد پدید می آورد که آگر آبگیرها را مرکز الگو قرار دهیم ، باغچه های شش قسمتی پدید می آمد ، به طوری که در چهر طرف هر آبگیر بیست و چهار باغچه مشترک با چهار آبگیر دیگر پدید می آمد .

این نشان می دهد که احتمالاً الگوی دوازده قسمتی که از مبانی تقسیم های ایرانی است در باغ رعایت می شده است . در کنار نخستین دیوار درونی باغ هم جوی آبی ( جزو شبکه ) قرار داشت و در واقع تمام سطح باغ تحت پوشش شبکه های جوی ها بود . مردم نواحی مذکور تا حدود دریاچه ی وان امروز در شمال و تا نزدیکی های دریای مدیترانه در غرب برای تجسم این گلستان مینوی ، نه تنها محیط زندگی خود یعنی آبادی ها و شهرها ، بلکه باغ هایی شبیه فردوس متصورخود ساخته بودند که چشمه ای مهم یا شعبه ای از رود بزرگی به آن راه داشت و به طور عمه هفت حصار داشت که یکی از همه استوارتر یعنی پهن تر و بلند تر بود و پهنای آن گاه غیر قابل باور ، مثلاً شصت ارش ( گز ) ، اما دیواره های پنج تا ده گزی عادی بود . این حصار نه برای جلوگیری از نفوذ دشمن که هیچ دشمنی حتی دیواری با پهنای ده گز نمی توانست ، بلکه همان برای دور ماندن از گزند اهریمن بود .

آب چشمه یا رود درون فردوس شبکه ای می ساخت که توصیف شد . در این فردوس از انو.اع حیوانات ، مخصوصاً حیوانات وحشی ، ماهی و پرندگان می انداختند .

البته ماهی همراه آب و پرندگان هم خود به درون چنین محوطه ی امن وآسوده ای می آمدند ، زیرا فردوس های زمینی هم مقدس بودند و از آنها سخت نگهداری می شد . انواع درختان و گیاهان ، مخصوصاً گل ها را در آن می کاشتند و دقیقاً شکل گلستان یا باغی را می یافت که دارای گل کاری و درخت کاری منظم و مرتب و سنجیده ، با شبکه آبیاری و راه هایی برای عبور و گام زدن داشت . توصیف فردوس ها وآبادی هایی با برخی از این مشخصات در آثار فراوانی آمده است » .
تا به این لحظه با جزیی از اثار و تفکرات برخی از اندیشمندان غربی در مورد ماهیت نقش های فرش ایران آشنا شدیم و در کنار آن با نظرات محققانه پژوهندگان ایرانی آشنا گردیدیم .
در اینجا با توجه به آنچه از باغ های مینوی و فردوس گفته شد به بررسی این باغ ها بر روی فرش ایران و چگونگی بوجود آمدن نقوش دیگر از آن می پردازیم .

در ادامه با معرفی و بررسی چند جستار جدید در نقش های فرش ایران که توسط پژوهندگان ایرانی انجام یافته ، به اختصار با بیان نماد گونه و رمز پردازانه ی تعدادی از نقش مایه ها نیز اشنا می شویم . هر چند در این مختصر امکان ارائه همه ی این نظرات نیست .

فرش ایران, طرحهای اسلیمی

نقوش گلستان
در مورد این نقش دکتر علی حصوری چنین می گوید : « یکی از نقشه های فرش ایران ، باغی را تصویر می کند که اساساً با نقشه ی فردوس ها که شرح آن در سطور قبل رفت مطابقت می کند . قدیم ترین توصیف از چنین نقشه ای در تاریخ های اسلامی آمده و توصیف فرشی است که برای کاخ تیفسون بافته شده بود و گلستانی را تصور می کرد . در این فرش انواع گوهر ها و زر و سیم هم بکار رفته بود .

عمده قالی های گلستان باقی مانده از دوره صفوی به بعد بافته شده ، مخصوصاً نوعی از آن که جزو دسته فرش های شمال غربی ایران به شمار می رود و به طور مشخص دارای نقشه ی گلستان است و دارای چند ( در حدود هفت ) حاشیه ی گل دار و از جمله دارای حاشیه ی پهنی است ،‌ معمولاً پر گل ، درختی با گل و بلبل و متنی که شبکه ابیاری و چند استخر ( آبگیر ) آن را به چند قسنت اساسی ( چهار ،‌ شش ، هشت و امثال آن ) تقسیم کرده و هر قسمت خود دارای شش و گاه چهار قسمت است ، به طوریکه تقسیم بندی با مضارب شش ( یا دوازده یا بیست و چهار ) در آن رعایت شده است .

حرکت آب در جوی ها با خط های موجی و رنگ ابی نشان داده می شود و در جوی ها ماهی و پرنده وجود دارد . ملاحظه می شود که چگونه نقش باغ مینوی به روی فرش آمده است . بدیهی است که این نقشه در طی تاریخ متحول شده و مخصوصاً از قرن دوازدهم هجری قمری ( هیجدهم میلادی ) روایت های جدید و متفاوتی از آن پدید آمده است .
اکنون در کنار فرش ایرانی ( و تحت تأثیر آن در عمئه فرش های جهان ) و در حد فاصل حاشیه ها ، نوار ها یا خط های باریکی ،‌گاه تنها با یک ردیف گره وجود دارد که قالی بافان غرب ایران به آنها آب یا راه می گویند که یادگاری از کناری ترین جوی آب شبکه ی آبیاری فردوس ها و راهی که ظاهراً در کنار تمام باغ ها وجود داشته است . تعداد فرش های گلستان باقی مانده در موزه های ،‌مجموعه ها و بازار های جهان که تا به حال شناسایی گردیده اند در حدود بیست عدد است .

نقشه ی گلستان ، چنان که گفته شد تصویری از فردوس ها و در نتیجه دست کم متعلق به هزاره ی دوم پیش از میلاد است ،‌چیزی که در تصور هیچ یک از محققان قدیم ، از جمله آرتو پوپ نمی گنجید زیرا آنان باور نداشتند که قالی بافی هنر عهد مفرغ است .

همچنان که حتی امروز بسیارند محققانی که آم را ابتکار کوچ نشینان می دانند و تا پیش از کشف پازیریک به پیش از میلاد توجهی نداشتند . اگر فرش پازیریک که در شمال آلتایی کشف شده و متعلق به حدود چهارصد سال قبل از میلاد است ، دارای چند حاشیه و از جمله یک حاشیه ی پهن است ، این تنها تحت تأثیر فرهنگ ایرانی توانسته است شکل گیرد ، چنان که نقش های آن ( نیلوفر آبی ،‌سوار پارسی و گریفین ) هم ایرانی و به قول مکتشف آن یکی رودنکو ، یاد آور تخت جمشید است .

اگر شبکه ی باغچه های گلستان را کاملاً منظم و خلاصه کنیم به چه می رسیم ؟ باید هر باغچه بصورت یک مربع یا مستطیل در آید و با حاشیه ای مشخص شود . چنین نقشه ای را در ایران خشتی یا قبقابی می نامند . مخصوصاً نوعی که در چهار محال و سپس بختیاری رایج شده ، می تواند خلاصهی مستقیمی از نقشه گلستان باشد . باقی ماندن این نقشه به طور شایع در غرب ایران که گهواره های تمدن کهن ایرانی و سنت ویژه ای در بافندگی است ، عجیب نیست . خشتی های قدیم چهار محال ، به شیواترین وجهی حکایت از آن دارد که یادگار نقشهی گلستان است و همراه تغییر اعتقادات ، کاملاً رنگ تزیینی و بومی گرفته است . حتی نقشه ی معروف سبزیکار در کرمان نیز به شیوه ای دیگر یادآور فردوس های آسمانی است و باغهای زمینی . »

به این ترتیب گروه زیادی از طرح های فرش ایران را می توان در گروه نقشه های گلستان قرار داد . از جمله برخی از طرح های قالیچه های بلوچ خراسات ،‌انواع طرح های یلمه در فارس و چهار محال و بختیاری و حتی نقش معروف لچک و ترمج ، خود زاده ی نقش گلستان است که از پی و از میان یافته های علمی حصوری به آن می پردازیم .

نقوش لچک و ترنج
چنان که از طرح قالی های کهنه پیداست ، باغ های قدیمی ایران و طرح آن بر روی قلی ، دارای چند حوض بوده که این حوض ها به وسیله ی جوی های اب مرتبط بوده اند . باغ یا طرح آن با اشکال منظم هندسی چهار گوش ، شش ضلغی ، لوزی و امثال آن مشخص می شده که بین آنها رابطه وجود داشته است . در تعداد زیادی از فرش های ایران مثلاً ترکمنی ع سیستانی ، بلوچی ، کردی و لری متن فرش را تعداد زیادی حوض ، خشت و قاب که همه یادگار همان حوش ها هستند ، گرفته اند .

این نقشه در تعداد زیادی از نقشه های فرش شهری نیز دیده می شود که به آم طرح ها معمولاً نام هایی مثل قابقابی ، کتیبه ای ، ترنج بندی و … می دهند . اما دیگر در این حوض ها ، گل و برگ ، اسلیمی ، شاه عباسی ، پرنده ، شکار و امثال آن دیده نمی شود . در واقع حوض های باستانی جای خود را به باغچه های متعدد داده است و این تحول مهمی در قالی ایران بوده است که حوض ساده ای را به باغچه تبدیک کرده اند که می تواند بسیارآراسته تر باشد . در فرش های عشایری و روستایی برای بزرگتر کردن حوضها و نیز آراسته تر کردن آنها از تعدادشان کاسته اند و طول فرش را در طرح ها ی کهنه تر با دو یا سه ردیف حوض و در طرح های جدید با یک ردیف حوض پر کرده اند .

در اثر این کار ، نقشمایه هایی پدید آمده است که گاه تا هفت ترنج ( حوض ) دنبال هم و به هم پیوسته دارد . معروفترین این نقشه ها سه ترنج است که تقریباً در سرتاسر ایران دیده می شود . در عده ای از این نقشه ها از جمله در منطقه خمسه ، چند ماهی که از نقشه معروف ماهی در هم اقتباس شده ، به درون این حوض ها راه یافته است . احتمال دارد که همان ماهی ها ی باستانی درون حوض ها را با ماهی های ویژه طرح ماهی در هم ادغام کرده باشند . هم چنین انواع دیگری از آرایه های فرش ایران نثل گل هشت پر ع گل سرخ و … را هم در این حوض ها جا داده اند که جنبه ارایشی دارد و مثل ماهی جنبه نمادین ( سمبولیک ) ندارد .

به مرور آرایه های درو ن حوض ها عوض شده تا آنجا که در میان بافته های عشایر به نشانی درون آن ، رسیده است . این نشانه ها ممکن است از نشانه های کهن و دست کم دوره ساسانی یاشد یا نشانه های قومی که بی تأ ثیر از نشانه های کهن نیست .

برای خالی نبودن یا به منظور انباشتن و زیبا تر کردن حوض ها نقش های فراوان دیگری را هم در اطراف نشانه های گذاشته اند که تعداد آنها بسیار زیاد است . در نقشه های شهری تحول دیگری رخ داده است. در این نقشه های همانند فرش های روستایی، از تعداد حوض ها کاسته شده اما این کار به شکل دیگری صورت گرفته است .

گذشته از این ، تحول یک شکل ثابت نداشته ، بلکه به چند شکل اتفاق افتاده است . در قسنتی از ایران یعنی آذربایجان ، مانند فرش های روستایی و عشایری ، تنها سه حوض ( ترنج ) باقی مانده و این حوض ها از هم فاصله گرفته است . کم کم دو حوض طرفین چنان به سوی حاشیه رفته اند که ناچار نصف شده اند ، یعنی از دو ترنج دو طرف ، فقط دو نیم ترنج باقی مانده است . در مرحله بعدی تحول ، هر یک از دو نیم ترنج هم به دو قسمت شده و هر یک به گوشه ای رفته و. چهار لچک را ساخته اسنت و از این راه نقشه لچک ترنج پیدا شده است . که در قالی ایران بسیار شایع است .

در تحول دیگری در نقشه های شهری و روستایی ، تنها یک حوض یا ترنج مانده و این حوض تنها ، چنان بزرگ شده که بخش مهمی از متن قالی را گرفته و تنها چهار لچک باقی گذاشته است . در بخشی از ایران این حوض بزرگ سراسری را سلسله نامیده اند . از آنجا که این حوض بزرگ متن قالی را بسیار ساده می کرد ، می بایست به فکر آرایش آن می بودند .

در یک بازگشت به عقب دوباره سه حوض کوچک و بعداً دو حوش و بابلاخره یک حوض بزرگ در آن جای دادند .و به این ترتیب از این راه هم نقشه لچک و ترنج فراهم آمده است . این کار ناگهان و حتی در طول پنجاه یا صد سال صورت نگرفته ، بلکه نتیجه تجربه و ذوق آزمایی نسل هاست . با این وصف نقشه معروف لچک و ترنج در ایران در زمانی پیدا شده که دست ما به آن نمی رسد ، زیرا کهنه ترین نمونه موجود آن متعلق به دوره صفوی است .

طراحان دوره صفوی نقشه لچک و ترنج را به شکل های گوناگون آراسته اند به حدی که میراس آنان و ذوق ازمایی استادان دوره های بعدی بر روی کار آنها ، به صورت گنجینه ای برای ما باقی مانه است و اکنون انواع لچک و ترنج وجود دارد که با عناوین دیگری مثل لچک و ترنج اسلیمی ، لچک و ترنج شاه عباسی ،‌لچک و ترنج حیوان دار و … معروف .

به این ترتیب لا اقل در نقشه های گلستان و سایر منشعبات آن با پدیده هایی از هنر ایران آشنا می شویم که پیش از میلاد مسیح شکل گرفته اند و بنابراین نظریه ی نسبتاً کهنه و معروف تأثیر جلد کتاب بر نقشه لچک و ترنج پایه ی چندان درستی ندارد .

در واقع داستان ، عکس نظر بالاست بعنی پس از آنکه لچک و ترنج بر روی بافته ها پدید آمد بعد ها در آرایش جلد کتاب و حتی روی چوب ، فلز و در دیگر هنر ها بکار رفت . باید گفت اگر ترکیب لچک و ترنج بر روی جلد های کتاب بیشتر دیده می شوند و از نمونه های قدیمی آن نیز بسیار موجود است ، احتمالاً به دلیل وجود نمونه های متعدد و پراکنده از جلد کتب هم در ایران و هم در سایر کشورهای همجوار است .

شاید دلیل کاربرد بیشتر این طرح بر روی جلد کتاب و سایر موارد متشابه نیز از آنجا نتد ثر است که اجرای آن توسط قلم مو و سایر وسایل به صورت نقاشی یا برجسته بودن بر روی هر سطحی به مراتب آسان تر از پیاده کردن ان بر روی فرش است و لذا انتقال این نقش بر روی فرش گره دار الزاماتی را داشته که به مرور و با پیشرفت فنون بافت میسر گردیده و در هر حال الگوی اولیه بی تردید از همان نقشه های گلستان بوده است .

فرش ایران, طرحهای اسلیمی

نقوش شکار گاه (شکار گاهی)
بر اساس اطلاعات تاریخی فردوسی ها تا دوره هخامنشی بر قرار و همچنان مقدس ، آباد و محفوظ بودند . در قرن ششم پیش از میلاد ، خاندانی در غرب ایران به قدرت رسید که از نظر اعتقادی به شرق ایران تمایل بیشتری داشت و همان خدایی را برتر می دانست که در آیین زردشتی ، خدای متعال است . هخامنشیان به آنچنان فردوسی ، خصوصا نمونه ی زمینی آن ،‌اعتقاد نداشتند و فردوسی های زمینی را که بسیار یزرگ ، انباشته از گل و گیاه ، درخت و جانوران بود ، مناسبترین جا برای شکار یافتند . آنان باغهای مقدس را شکار گاه خود قرار دادند . نقشه های شکار گاه نیز از اینجا پیدا شده است و اشاره ی آرتور پوپ به شکار گاه بودن فردوسی ها در کتاب خود از دریافت ناقص همین داستان است .

در نقشه های کهن و اصیل شکار گاه ، مثلا درشکار گاه های صفوی صحنه ی شکار چنان است که در آن آشکارا پادشاهی مشغول شکار است ، یعنی شاه دارای تاج و دیگرزیور هایی است که معمولا شاهان روزگار کهن داشته اند . شکار بانان ، خدمتکاران و حتی زنان ، آشپزها همه همان عناصری هستند که در یک شکار گاه شاهانه می بایست حضور می داشتند . در شکار گاه های جدید شاید تحت تاثیر مینیاتور ، شکار گاه صحنه ای است کوهستانی ، گرچه چنین صحنه ای خود می توانست جزیی از فردوس های کهن باشد . شکار گاه های صفوی ، مثلا فرش بافت غیاث الدین جامی در موزه ی میلان

صحنه ی شکار را در الگوی لچک و ترنج نشان می دهد و این خود حاکی از آن است که لچک و ترنج هم چنان که گفتیم تحولی از نقشه های گلستان باستانی است و همان تحولی را پذیرفته که نقشه ی مادر (گلستان)پذیرفته است . (تصویر ۸۵)در شکار گاه های کهن آثار دقیقی از نقشه های گلستان باستانی یا انعکاسی از واقعیات فردوس های کهن وجود دارد که به یکی ـ دو تای آنها اشاره می گردد :
نقش حمله ی شیر به گاو را در تخت جمشید و دیگر آثار باستانی ایران دیده اید . بر روی شکار گاه های اصیل نقشی وجود دارد که در آن معمولا شیری به گاوی حمله کرده است . در نمونه های جدید تر ، شیر به پلنگ یا ببر تغییر یافته است .

شاید این کار به قصد ایجاد تنوع صورت گرفته است . این نقش که «گرفت و گیر » نام یافته هم یاد آور یک نقشه ی کهن باستانی معروف و هم وجود انواع حیوانات در فردوس های باستانی است و در واقع اصالت هخامنشی نفش ی شکار گاه را تایید می کند .

دیگر این که در این شکار گاه ها معمولا شاهی را در صحنه ی شکار می بینیم ، اما اگر تعداد شکار چیان بیش از یک نفر باشد ، ضمن اینکه همه ی آنها جامه ها ، زیور ها و کلاه یا تاج شاهانه در بر می گیرد ، معمولا یکی درشت تر ، در وسط صحنه و با آرایش بیشتر و آشکار تر تصویر می شود که نشان دهنده ی شاه و شاهزادگان یا درباریان و نزدیکان خاندان شاهی در صحنه ی شکار گاه است . در حال حاضر هیچ یک از فرش های شکار گاهی شباهت چندانی با نمونه های اصیل خود ندارند و همراه با زوال و پسرفت صنعت فرش ،‌از اصالت افتاده اند .

نگاهی به سوابق و تاریخ شکار وشکار گاه در ایران هخامنشی و ساسانی (با تاکید بر نقوش شکار گاهی ) می توان گفت عمر شکار ، به درازای عمر بشر است و این تنها حرفه ای است که بشر از بدو پیدایش تا امروز دلبسته ی آن بوده و بدون شک از عواملی است کخ موجب بقای انسان و رساندن او به مراحل دیگر شده است .

انسان شکار گر که همه جا به دنبال شکار بود ، در هزاره ی دهم پیش از میلاد پا به فلات ایران گذاشت . او در این سرزمین با دشت های سر سبز و حیئوانات متنوع مواجه گشت ، پس اقامت گزید و ساکن شد . علاقه ایرانیان به شکار و شکار گری ریشه ای دیرینه دارد .

جستجو در این وادی ما را به پیش از تاریخ می کشاند . گرچه مستندات این زمینه محدود به پاره ای اشارات کتب و رسالات است یا آثاری که از حجاری ها و حکاکی های ادوار گذشته به دست آمده ، اما برای یک بررسی تحقیقی و تحلیلی کافی نیست .به همین دلیل به دست دادن تصویری روشن و شکار گری در ایران به منابع و ماخذ وسیعی نیاز دارد . با این وجود می توان به جرات گفت که علاقه و دلبستگی ایرانیان به شکار و شکار گری نقش تعیین کننده در زندگی و فرهنگ ایرانی داشته است .

علاقه ایرانیان به شکار در آن حد بود که کوشیدند مثل بسیاری از امور اساسی چون کشت و زرع ، برای آن مبدا و آغازی بیابند و آن را به شخصیتی نسبت دهند . بر این مبنا معتقد بودند که «کیومرث» نخستین بشری است که با جانوران الفت داشت و سپاهیان او را از انوع حیوانات درنده چون گرگ ، ببر،پلنگ و شیر همراهی می کردند و وی در نبرد با دشمنان از آنها استفاده می کرد .

« فردوسی می وید : تا زمان ضحاک ساختن خورش های گوشتین چندان معلوم نبود . در این زمان اهریمن ، برای آشنا کردن « ضحاک» با لذت خوردن و آماده کردن او برای کشتار های بعدی ، از گوشت کبک و تذرو و بره و مرغ و راسته ی گوساله ، برای نخستین بار خورش های دلپذیر با چاشنی هایی اززعفران و گلاب و مشک ناب ساخت که سخت مطبوع واقع شد .

فراوان نبود آن زمان پرورش
که کمتر بد از کشتنی ها خورش
خورش های کبک و تذور سپید
بسازید و آمد دلی پر امید

بدون تردید شاهنامه ی فردوسی ، در میان تمام مستنداتی که مبین علاقه ایرانیان به شکار و شکار گری است ، از موثق ترین و غنی ترین آثار به شمار می آید . دراین اثر فناناپذیر در قالب داستان های پر کشش ، نحوه شکار ، فنون شکارگری و آداب و رسوم آن زمان و آلات و ادواتی که برای شکار مورد استفاده قرار می گیرند به نظم در آمده است .

همچنین هخامنشیان شکار را مناسب ترین مکتب برای تعلیم و تربیت و آموزگار حقیقی برای آموختن فنون جنگ ، سحر خیزی ، بردباری ، تحمل سختی ها ، آموختن نظم وترتیب به کودکان و جوانان می دانستند و فرزندانشان را از کودکی در این مکتب می پروراندند . اینان نبر با جانوران را مقدس می شمردند و معتقد بودند که شکار حیوان نیرومندی مانند شیر ، موجب انتقال قدرت و نیروی آن حیوان به شکار گر می شود .

اصولاً ، شکار جزء افتخارات پادشاه بود و دلیل اقتدار و عظمت او به شمار می آمد و به قول فردوسی « از کارهای شایسته شهریاران بود » و شاه می بایست برای ادامه پادشا هی ، هر سال به طرق مختلف ، از جمله شکار و پهلوانی درت خود را به اثبات برساند . شواهد بسیاری موثق بودن این قول را تأیید می کند . مهر غلطان مخصوص داریوش که در موزه بریتانیا محفوظ است ، او را سوار بر اراده ای در حال شکار شیری نشان می دهد . شاه با کمان ، در چشم یک شیر که روبروی ارابه ایستاده دو تیر نشانده و شیر دیگری که شکار شده زیر پای اسب ارابه افتاده است . بالای مهر تصویر فروهر و در طرفین آن درخت خرما که درخت سلطنتی بوده ، دیده می شود .

در تخت جمشید ، نقشی از شاه را در حال خفته کردن شیری یافته اند درفش پادشاهی هخامنشیان شاهینی بوده است از زر که بر نیزه افراشته بودند .

این اشیاء و اشیاء دیگر که بر قالب آنها تصویر حیوانی نقش گردیده نه تنها دلیل سرو کار داشتن پادشاهان هخامنشی با جانوران است . بلکه علاقه و وابستگی آنان به این جانوران را می رساند . این علاقه و دلبستگی بعد از۵۰۰ سال به ساسانیان که خود را وارث هخامنشیان می دانستند منتقل شد و تا آنجا گسترش یافت که فعالیت عمده و تفریح پادشاهان و بزرگان ساسانی را شکل داد .

« کریستین سن » می گوید : « در جامعه ی پارت ، مرد نجیب و آزاده ، جنگجو و سواری بود که وقت خود را در جنگ با شکار می گزرانید . »
علاوه بر شاهان و بزرگان ، شکار نزد سایر طبقات نیز دارای اهمیت خاصی بود . « هورودوت » در این باره می نویسد : « پارسیان به اولاد از سن ۵ سالگی تا سن ۲۰ فقط سه چیز می آموزند ، اسب سواری ، تیر اندازی و راست گویی . »
« گزنفون » در این خصوص می گوید : « کودکان به دبستان می روند تا خواندن فراگیرند . آنها اجرای عدالت ، حق شناسی ، میانه روی ، اطاعت از رؤسا و نظم و ترتیب در خوردن ، آشامیدن ، قناعت کردن ، نیزه و زوبین اندازی را می آموزند . در جوانی به آنها انجام کارهای عام المنفعه و پاسداری از قصر پادشاه آموخته . …»

روش نگهداری فرش ماشینی

فرش ماشینی مانند وسیله‌ی دیگر، روش استفاده و نگهداری خاص خود را دارد. برای افزایش عمر فرش خود و استفاده‌ی بهینه از آن به نکات زیر توجه کنید.

جارو کردن فرش ماشینی

برای جارو کردن فرش ماشینی از جاروی دستی استفاده نکنید. این نوع جارو باعث سایش سطح فرش می‌شود و علاوه بر آن بخشی از گرد و خاک را به میان پرز‌های فرش هدایت می‌کند. بهترین وسیله برای تمیز کردن گرد و خاک از روی فرش ماشینی جاروی برقی است. استفاده از جاروی برقی در جهت‌های مختلف روی فرش سبب می‌شود جهت نخ خاب فرش به صورت نامنظم درآید و فرش ظاهری نامرتب پیدا کند. برای جلوگیری از این اتفاق، جهت پرزهای فرش خود را پیدا کنید و جارو را فقط در همان جهت حرکت دهید.

پاکسازی لکه‌ها از روی فرش ماشینی

برای دریافت اطلاعات کامل در مورد پاک کردن لکه‌ها از روی فرش ماشینی اینجا کلیک کنید.

شستشوی فرش ماشینی

برای شستشوی فرش ماشینی از خدمات شرکت‌های معتبر و دارای مجوز استفاده کنید. شستشوی غیراصولی و استفاده از مواد شوینده‌ی اسیدی یا قلیایی باعث آسیب دیدن فرش خواهد شد. پس از شتستشوی فرش توسط قالی‌شویی یا پس از مرطوب شدن فرش به هر دلیل، مطمئن شوید که رطوبت فرش به طور کامل از بین برود زیرا وجود رطوبت در فرش به طور مرتب باعث پوسیدگی الیاف آن می‌شود.

حمل و نقل فرش

روش مناسب برای حمل فرش ماشینی، لوله یا رول کردن آن است. تا کردن فرش می‌تواند به تار و پود فرش آسیب بزند و حتی ممکن است در صورت افزایش فشار، باعث پارگی فرش شود. در صورتی که ناچار به تا کردن فرش هستید، سعی کنید هر چه زودتر تای فرش را باز کنید و پیش از پهن کردن، آن را محکم لوله کنید و پس از مدتی پهن نمایید. انتقال فرش بهتر است توسط خودروی مناسب صورت بگیرد. در صورت فراهم نبودن خودروی مناسب مانند وانت یا کامیون، فرش را می‌توان به صورت لوله شده روی سقف خودرو قرار داد. تا کردن فرش تحت هیچ شرایطی توصیه نمی‌شود. در صورت لزوم، پس از رسیدن به مقصد هر چه زودتر تای فرش را باز نمایید و آن را لوله کنید.

انبار و نگهداری فرش

بهترین روش برای نگهداری فرش، لوله کردن و قرار دادن آن در نایلون است. بنابراین سعی کنید هنگام خرید، نایلون آن را به صورت سالم نگهداری کنید تا در آینده هنگام حمل و نقل یا نگهداری در انبار مورد استفاده قرار بگیرد. فرش ماشینی نباید در محل مرطوب یا در مقابل نور مستقیم خورشید نگهداری شود.

محل قرارگیری فرش در منزل

فرش خود را در محلی که نور مستقیم خورشید به آن می‌تابد قرار ندهید. این کار در طولانی مدت سبب کاهش کیفیت و آسیب رنگ‌های فرش می‌شود. آسیب‌پذیری برخی الیاف در برابر نور خورشید بیشتر است.

 

نخستین مرکز تجاری ایران در شرق آسیا شروع به کار کرد

نخستین مرکز تجاری ایران در شرق آسیا در منطقه آزاد تجاری شانگهای، با هدف افزایش توان صادراتی کالا و خدمات ایرانی و جذب سرمایه‌گذاری خارجی آغاز به‌کار کرد.

سازمان توسعه تجارت ایران؛ علی دهقانی، رایزن بازرگانی ایران در شانگهای؛ گفت: این مرکز تجاری با مدیریت دفتر رایزنی ایران طراحی، اجرا و عملیاتی شده است و امکان فروش کلی و جزئی کالا و خدمات را به‌صورت حضوری و برخط (آنلاین) دارد.

وی افزود: فاز نخست این پروژه در هشت بخش دارای مزیت صادراتی و سرمایه‌گذاری به‌منظور معرفی محصولاتی چون صنایع دستی، فرش دستباف و ماشینی، محصولات با فناوری بالا، پتروشیمی، سنگ‌های ساختمانی، صنایع غذایی، خشکبار و خدمات گردشگری است که انتخاب تامین‌کنندگان با در نظر گرفتن امکان ارائه محصول با کیفیت و قیمت مناسب به‌صورت مداوم و متناسب با نیاز بازار صورت خواهد گرفت.

دهقانی در تشریح ویژگی‌های برجسته این مرکز تجاری اظهار کرد: استقرار در منطقه آزاد تجاری، مجاورت با انبارها و سردخانه‌ها، وجود زیرساخت‌های تجارت الکترونیک و عرضه آنلاین کالا، مدیریت بومی منطقه و آشنا به بازار مصرف، تبلیغات مناسب، شبکه توزیع و تسهیلات تجاری منطقه و چین، پرداخت نکردن عوارض و مالیات تا پیش از فروش کالا و همسویی با سیاست‌های جدید توسعه‌ای چین از مزیت‌های مرکز تجاری ایران در شانگهای محسوب می‌شود.

رایزن بازرگانی ایران در شانگهای گفت: مراسم افتتاحیه مرکز تجاری ایران، هم‌زمان با سمینار بزرگ تجارت و سرمایه‌گذاری ایران و چین، با حضور مقامات عالی‌رتبه بخش دولتی و خصوصی دو کشور و بیش از ۵۰۰ فعال اقتصادی چین برگزار شد.

بر اساس این گزارش، این مرکز تجاری در فضایی به وسعت پنج هزار و ۴۰۰ متر مربع شامل ۲ هزار و ۷۰۰ متر مربع فضای نمایشگاهی و ۲ هزار و ۷۰۰ متر مربع فضای اداری در منطقه آزاد تجاری شانگهای ایجاد شده است.

در ۱۱ ماه نخست امسال، چین با ۱۱٫۵ میلیارد دلار صادرات به ایران و ۸٫۲ میلیارد دلار واردات از ایران، نخستین شریک تجاری ایران به‌شمار می‌آید.

در مبادلات تجاری ۱۱ ماه نخست امسال، چین ۲۰ درصد از صادرات غیرنفتی ایران را جذب کرده و مبدا ۲۴ درصد از کل واردات ایران به‌شمار می‌آید.

مشکل عمده کارخانجات فرش ماشینی در کشور چیست؟

فصل اقتصاد – رئیس اتحادیه صنف فروشندگان فرش ماشینی و موکت گفت: مشکل عمده کارخانجات فرش ماشینی در کشور نبود بازار مناسب است.
محمد هادی کمالیان در برنامه «روی خط بازار» رادیو اقتصاد افزود: «فروش» از جمله مولفه ‌های مهم و ضروری در برنامه‌ریزی‌های کوتاه‌مدت و میان‌مدت در هر کسب‌وکاری است.
وی در ادامه از وجود ۶۵۰ واحد تولیدی فعال در زمینه فرش ماشینی در کشور خبرداد و اظهارداشت: عمده این واحدها در دو شهرک صنعتی کاشان مستقر هستند.
رئیس اتحادیه صنف فروشندگان فرش ماشینی و موکت گفت: در حال حاضر اکثر کارخانجات تولید فرش ماشینی در کشور مجهز به دستگاه های مدرن روز دنیا و به تبع از قابلیت تولید فراوان نیز برخوردارند.
وی افزود: هم اکنون با توجه به مازاد تولید و در عین حال نبود بازار فروش اغلب کارخانجات فرش ماشینی و موکت با ظرفیت کامل کار نمی کنند.

 

کمالیان در مصاحبه با رادیو اقتصاد ضمن بیان اینکه مصرف سرانه فرش ماشینی در کشور ۸۰ تا ۹۰ هزار متر مربع است، اظهارداشت: بازار داخلی بیش از این کشش ندارد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود حضور درنمایشگاه های داخلی و خارجی را از جمله ابزارهای مناسب بازاریابی و ورود به بازارهای جدید برشمرد و گفت: برنامه ریزی و سیاست گذاری در کشور باید به نحوی باشد که تولیدکنندگان داخلی مشارکت جدی تری در این زمینه ها داشته باشند.
رئیس اتحادیه صنف فروشندگان فرش ماشینی و موکت افزود: حضور تولیدکنندگان فرش ماشینی و عرضه محصول در نمایشگاه های داخلی و خارجی نیازمند حمایت جدی از سوی بخش دولتی است چرا هزینه شرکت در این نمایشگاه ها بسیار بالاست.

وی اضافه کرد: اگر دولت هزینه تولیدکنندگان جهت شرکت در نمایشگاه را متقبل شود بطور قطع و یقین تولید داخلی بازار مناسبی برای فروش پیدا و در عین حال صاحبان کارخانجات و صنایع با دغدغه مازاد تولید مواجه نخواهند بود.
کمالیان در ادامه یادآورشد: جدا از این حضور بازدیدکنندگان خارجی در نمایشگاه های تخصصی داخلی در راستای بازاریابی بسیار موثر است که می طلبد دولتمردان در این مسیر نیز گام های بلندی بردارند.
برنامه «روی خط بازار» کاری از گروه کشاورزی شبکه رادیویی اقتصاد است که از شنبه تا پنجشنبه هر روز ساعت ۱۱ به مدت ۵۵ دقیقه به تهیه کنندگی «نازنین کتابچی و فرزانه صادقیان» با هدف ارائه یک تصویر بزرگ‌تر و کامل‌تر و قابل درک از رویدادهای مهم اقتصادی و رفع ابهامات اقتصادی بر روی موج اف‌ام ردیف ۹۸ قرار می‌گیرد و علاقمندان می‌توانند جهت دریافت فایل صوتی برنامه به سایت این رادیو مراجعه کنند.

از کجا فرش ماشینی بخرم؟

در این یادداشت می‌خواهیم به شما بگوییم که بهترین و بهترین مکان ها برای خرید فرش ماشینی و دستباف کجاست و اساساً فرش را از کجا خرید کنید !؟ با ما باشید

احتمالا شما هم مانند ما از خودتان پرسیده اید که کدام فرش مناسب است؟ چه مدلی خوب است؟ کدام کارخانه و برند، بهترین فرش را تولید می کنند؟و اساسا اینکه فرش ماشینی یا دستباف را از کجا بخرم؟

تاریخ فرش از کجا فرش بخریم؟

به صورت سنتی اگر قصد خرید فرش را داشته باشید باید به بازار فرش فروش ها مراجعه کنید و اگر قیمت آیتم مهمی برای شما محسوب می شود و در پرداخت هزینه خرید فرش محدودیت دارید، باید به مراکز فروش فرش مراجعه کنید. در کشورمان برای بازار فرش ماشینی و بازار فرش دستباف، شهری را به عنوان مرکز اصلی آن انتخاب کرده اند. پایتخت فرش ماشینی ایران و یا حتی جهان شهر کاشان است و فرش ماشینی کاشان یکی از محبوب ترین و پرفروش ترین محصولات در میان سایر شهرهای تولید کننده فرش ماشینی است.همچنین از شهر تبریز نیز به عنوان پایتخت فرش دستباف یاد می شود.

خب اگر قصد خرید به شکل سنتی داشته باشید و برای صرفه جویی به یکی از دو شهر کاشان و یا تبریز مراجعه کنید، فراموش نکنید که باید هزینه سفر و اقامت خود به قیمت نهایی فرش را اضافه کنید و همچنین هزینه کرایه بردن فرش به شهر خودتون و خب سر جمع این هزینه ها مشخص هست که نباید زیاد تفاوتی با خرید از شهر خودتون داشته باشه.

اما پیشرفت تکنولوژی کار رو برای شما خیلی آسان کرده. شما می تونید با مراجعه به فروشگاه های اینترنتی فرش، علاوه بر تحقیق و مقایسه فرش های مختلف، می تونید فرش ها رو به ارزان ترین قیمت ممکن خرید کنید و همینطور از شر هزینه مسافرت و کرایه حمل فرش هم خلاص شوید!

تاریخ فرش از کجا فرش بخریم؟
فروشگاه های اینترنتی زیادی در زمینه فروش اینترنتی فرش راه اندازی شده اند که خب بعضاً با هدف فروش محصولات بنجل توسط برخی کارخانه داران راه اندازی شده اند. همچنین برخی فروشگاه های اینترنتی بجای عرضه محصولات با کیفیت و استاندارد به فروش اینترنتی فرش های بی کیفیت اقدام کرده اند. پس بهترین کار قبل از خرید اینترنتی فرش، اطمینان از سایت فروش اینترنتی فرش هست؛ اما نگران نباشید. ما ملاک های سنجش و اطمینان از خرید فرش رو در اختیار شما قرار می دهیم.

یکی از اولین نکاتی که باید توجه داشته باشید نماد اعتماد الکترونیک فروشگاه اینترنتی فرش است. نماد اعتماد الکترونیک توسط وزارت صنعت، معدن و تجارت برای اطمینان به خریداران و پس از هویت سنجی فروشگاه داران به آن ها اعطا می شود. نماد اعتماد الکترونیک دو نوع می باشد، یک ستاره و دو ستاره. پیشنهاد ما این است که حتماً از فروشگاه فرشی خرید کنید که نماد اعتماد الکترونیک دو ستاره دارد، زیرا آن سایت از پروتکل امن و ایمن SSL برای مشتریان خود استفاده کرده و در پرداخت اینترنتی هزینه فرش و همچنین حریم شخصی شما دارای امنیت بالایی می باشد.

تاریخ فرش از کجا فرش بخریم؟

دومین نکته ای که باید مد نظر داشته باشید این است که سایت فروش اینترنتی فرش که به آن مراجعه می کنید دارای نماد ثبت در وزارت فرهنگ و ارشاد باشد. به قول معروف کار از محکم کاری عیب نمی کنه. پس بعد از نماد اعتماد الکترونیکی، به نماد ثبت رسانه های دیجیتال و کد شامدی که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به سایت ها اعطا می شود توجه کنید.

اما سومین و شاید اصلی ترین نکته ای که به نظرمیاد خیلی مهم است در انتخاب فروشگاه اینترنتی فرش، قدمت اون سایت هست. سایت هایی که قدمت زیادی دارند اعتبار بیشتری هم دارند، چرا که اگر شکایت از یک فروشگاه اینترنتی زیاد بوده باشه، قاعدتا سریع توسط قوه قضاییه و پلیس فتا رسیدگی و اون سایت مسدود و فیلتر میشه. ولی سایت هایی که عمرشون از ۳-۴ سال بیشتر نمی گذره رو نمیشه زیاد بهشون اعتماد کرد. سایت هایی که زیر یکسال عمر دارند رو که دیگه هرگز!!

خب حالا شاید بپرسید چطور قدمت یک سایت رو بدونیم؟ پاسخ ما این هست کاری نداره! کافیه شما برای دامنه های بین المللی (که به com و یا net و یا org و …)  ختم میشن به سایت WHOIS مراجعه کنید و برای دامنه های اینترنتی ایران (که به ir ختم می شوند) به  whois.nic.ir و آدرس فروشگاه اینترنتی فرش رو چک کنید. برای مثال من دو تاسایت رو با هم مقایسه می کنم:

تاریخ فرش از کجا فرش بخریم؟

همونطور که در شکل بالا می بینید ما قدمت چند سایت فروش اینترنتی فرش ماشینی رو بررسی کردیم. البته تعداد سایت های فرش زیادی وجود داشت که اکثرا دارای عمری کمتر از یکسال بودن. ولی ما سعی کردیم سایت هایی که قدمت بیشتری دارن رو بررسی کنیم که همونطور که مشاهده می کنید غیر از سایت irancarpet.org بقیه سایت ها تقریبا ۲ سال یا کمتر سابقه فعالیت دارند. پس قبل ار خزید اینترنتی فرش از موارد بالا اطمینان کسب کنید.

در مطلب بعدی در مورد انتخاب یک فرش خوب با شما صحبت خواهیم کرد.

امید به اینکه با در اختیار داشتن این اطلاعات فرش انتخابیتان بهترین فرش از نظر زیبایی و کارآیی باشد.

تاریخ فرش از کجا فرش بخریم؟

000-017   000-080   000-089   000-104   000-105   000-106   070-461   100-101   100-105  , 100-105  , 101   101-400   102-400   1V0-601   1Y0-201   1Z0-051   1Z0-060   1Z0-061   1Z0-144   1z0-434   1Z0-803   1Z0-804   1z0-808   200-101   200-120   200-125  , 200-125  , 200-310   200-355   210-060   210-065   210-260   220-801   220-802   220-901   220-902   2V0-620   2V0-621   2V0-621D   300-070   300-075   300-101   300-115   300-135   3002   300-206   300-208   300-209   300-320   350-001   350-018   350-029   350-030   350-050   350-060   350-080   352-001   400-051   400-101   400-201   500-260   640-692   640-911   640-916   642-732   642-999   700-501   70-177   70-178   70-243   70-246   70-270   70-346   70-347   70-410   70-411   70-412   70-413   70-417   70-461   70-462   70-463   70-480   70-483   70-486   70-487   70-488   70-532   70-533   70-534   70-980   74-678   810-403   9A0-385   9L0-012   9L0-066   ADM-201   AWS-SYSOPS   C_TFIN52_66   c2010-652   c2010-657   CAP   CAS-002   CCA-500   CISM   CISSP   CRISC   EX200   EX300   HP0-S42   ICBB   ICGB   ITILFND   JK0-022   JN0-102   JN0-360   LX0-103   LX0-104   M70-101   MB2-704   MB2-707   MB5-705   MB6-703   N10-006   NS0-157   NSE4   OG0-091   OG0-093   PEGACPBA71V1   PMP   PR000041   SSCP   SY0-401   VCP550  

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است