انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند. (کوروش کبیر)
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷
خانه » اطلاعات فرش » بررسی روش های رده بندی طرح و نقش فرش ایرانی

بررسی روش های رده بندی طرح و نقش فرش ایرانی

نقوش سنتی فرش آنطور که شرکت سهامی فرش آنها را دسته بندی نموده و در کتاب فرش ایران نیز نقل شده است دارای ۱۹ گروه اصلی و تعداد زیادی زیرگروه‌های فرعی است.

بخش اول

زیبایی سحرانگیز رنگ و نقش دست بافته های ایران به گونه های است که میتوان گفت والاترین جایگاه را در میان هنرهای مردمی داراست. حضور و بقای دستبافته ها در گذار تاریخ فلات ایران همواره تجلیگر بخشی از فرهنگ و هنر ساکنان روستاها، شهرها و مردمان عشایر و قبایل آن محسوب میگردد. پراکندگی جغرافیایی این هنر در گذشته و حال قابل توجه و تأمل است. در هر یک از مناطق با شیوه و روش خاص خود و با تکیه بر ویژگی‌های کاربردی دستبافته‌ها (زیراندازها) سعی در خلق زیبایی دارند. این وجاهت جز به رنگ و نقش میسر نشده است. رنگ و نقش در هر یک از مناطق ویژگی بومی و خاص خویش را یافته که در کنار ویژگی‌های فنی خاص هر منطقه، امکان شناخت و تمیز دستبافته‌ها را از یکدیگر را به وجود می‌آورد. تنوع طرح و نقش دستبافته های ایرانی به حدی است که آن را قویترین و محکمترین عامل اعتبار هنری این آثار می‌شمارند. دستبافته‌ها در سه گروه روستایی، عشایری و شهری مراتب اعتلا را طی نموده‌اند و توجهی فراگیر را به سوی خویش جلب کرده‌اند.

این توجه از زوایای گوناگون صورت گرفته، از منظر محققان، بازرگانان، علاقه‌مندان و… که هر یک از آنها دستبافته‌ها را با یافته‌های خویش تعریف و ستایش کردهاند؛ و حیرت آور آنکه هر یک در اهتمام پژوهشی خویش تعاریفی صرفا شخصی ارائه نموده‌اند یا در پی تعمیم تعاریف شبه برانگیز دیگری برآمده‌اند. از اینرو انگیزه نگارش این سطور بررسی دیدگاه‌های گوناگون توام با نابسامانی است تا شاید بتوان با ارزیابی این گوناگونی‌های بدون ساختار به بیانی استوارتر دست یافت و در پی پاسخی برآمد برای این پرسش‌ها:
آیا تقسیم بندی و طبقه‌بندی طرح ها و نقوش قالی ایران براساس محتوی و مفاهیم طرح و نقش صورت گرفته است؟ آیا اینگونه طبقه بندی‌ها توان کاربردی و شناختی لازم را دارا است؟ سیسیل ادواردز به سال ۱۹۴۸میلادی در مجموعه ی ایران ضمن ارائه تعریف از ورده خویش قائل گرد، سبک‌های دوگانه قالی ایران (طرح گردان و طرح شکسته) به معرفی طرح‌های قالی ایران می‌پردازد: «طرح هراتی، طرح کاج، طرح لچک و ترنج، طرح میناخانی، طرح شاه عباسی، طرح بید مجنون، طرح خرچنگی، طرح گل‌حنائی، طرح جوشقانی». او در تعریف طرح‌ها ضمن اشاره به تاریخ و خاستگاه آنان به تعریف نقوش می‌پردازد و آنان را بدین گونه طبقه بندی می‌کند:
طرح کاج و طرح بید مجنون را با نقش درخت
طرح گل حنایی و جوشقانی برگرفته از گل و گیاه
طرح هراتی منقش به نقش حیوان (ماهی)
ماه طرح خرچنگی با شباهت به حیوان
طرح شاه عباسی و میناخانی برگرفته از نقوش ختائی و اسلیمی
همان‌گونه که پیداست هریک از طرح‌ها بر اساس نام یک درخت، گیاه، حیوان، منطقه جغرافیایی و یا نام یک پادشاه نامگذاری شده‌اند. در این طبقه بندی، هیچ‌گونه تناسب موجه و مدلی از طرح و نقش و مفاهیم آن استنباط نمی‌گردد؛ گرچه از منظر بسیاری از علاقه‌مندان و کارشناسان دستبافته‌ها، همین مضامین و عنوان‌های بدون ساختار قابل استفاده و کاربرد هستند.

سیسیل ادواردز بدون امکان تکیه بر هیچ‌گونه متن پژوهشی پیشین درباره فرش ایران، حاصل تلاش خویش را به گونه‌ای که توضیح داده شد، ثبت نمود. خانم شیرین صوراسرافیل مؤلف کتاب طراحان بزرگ فرش ایران طبقه‌بندی طرح و نقش را با تکیه بر مکتوبات قدیمی‌ترین و معتبرترین تشکیلات تولید فرش یعنی «شرکت سهامی فرش ایران» ارائه می‌نماید . نقش های سنتی فرش آنطور که شرکت سهامی فرش آنها را دسته بندی نموده و در کتاب فرش ایران نیز نقل شده است دارای ۱۹ گروه اصلی و تعداد زیادی زیرگروه‌های فرعی به شرح زیر است»:
۱- نقشه آثار باستانی و ابنیه اسلامی
۲- نقشه شاه‌عباسی
۳- نقشه اسلیمی
۴- نقشه افشان
۵- نقشه اقتباسی
۶- نقشه بندی
۷- گروه بوت‌های
۸- نقشه درختی
۹- نقشه ترکمن
۱۰- نقشه قابی (لچک ترنج سراسری)
۱۱- نقشه قابی (اسلیمی، قاب قرآن)
۱۲- نقشه گلفرنگ
۱۳- نقشه گلدانی
۱۴- نقشه ماهی درهم
۱۵- گروه محرابی
۱۶- نقشه محرمات
۱۷- نقشه هندسی
۱۸- نقشه ایلیاتی
۱۹- نقشه تلفیقی

مؤلف در ادامه این تقسیم‌‌بندی نوزده‌گانه می‌افزاید: دوم آنکه به راحتی می‌توان دید که فی‌المثل نقشه هندسی می‌تواند بر نمونه‌هایی نظیر ترکمنی و ایلیاتی و نقشه‌بندی و هریس قرار گیرد. البته این امر مغایرتی با اعتبار دسته‌بندی فوق به‌عنوان یک دسته‌بندی پایه در طرح‌های سنتی ندارد و می‌توان آن را به هرحال نقطه حرکتی در شناخت طرح‌های ایرانی به حساب آورد.» محترم در نتیجه گیری‌های خویش با ابراز اندکی اختلاف و تردید، این گونه طبقه‌بندی نقوش سنتی را آغازگر تلاشی می‌شمارد و نهایتا ساختاری جامع‌تر به دست می‌دهد. در بخش مربوط به طرح و نقش چنین می‌نویسد: «قبل از پرداختن به مباحث جدیدی که در طی سال‌های اخیر برای طبقه‌بندی فرش‌های ایرانی مورد توجه قرارگرفته و همچنین مروری بر نظرات کارشناسان غربی در مورد نقشه‌های فرش ایران، به معرفی یک طبقه‌بندی قدیمی از طرح‌های فرش ایران می‌پردازیم که بیش از دو دهه از عمر آن می‌گذرد و می‌توان گفت امروزه مورد توجه و استفاده اغلب طراحان و تولیدکنندگان فرش قرارگرفته و در مدارس و دانشگاه‌ها نیز به ‌عنوان طبقه‌بندی اصلی طرح‌های فرش ایران معرفی می‌گردد.

در این طبقه‌بندی بدون توجه به دلایل شکل‌گیری و پیدایش طرح‌ها و نقش‌ها و حتی ریزنقش‌های مورد استفاده در فرش فقط با توجه به نوع آرایه‌ها و تزئینات طرح و همچنین اشکال تقلیدی به‌کار رفته و حتی با توجه به نوع تقسیم‌بندی متن فرش و جایگیری اشکال و تصاویر در آنها به دسته‌بندی طرح های فرش ایران پرداخته و سپس با قیاس کلیه طرح‌های سایر فرشها و توجه به وجوه مشترک طرح در هر فرش با طبقه مذکور به اصطلاح تمامی طرح‌های فرش ایران را در این فهرست گنجانیده‌اند». وی سپس با ارائه طبقه‌بندی نوزده‌گانه شرکت فرش که شرح آن رفت، می‌افزاید: «عده‌ای تغییرات خاصی در این طبقه‌بندی به وجود آورده‌اند و تعداد این گروه را به ۲۰ و حتی ۲۵ گروه گسترش داده‌اند، عده‌ای دیگر شیوه به ‌اصطلاح علمی‌تری را پیش گرفته‌اند و گروه‌های اصلی را به دو یا سه طرح اصلی تقسیم نموده‌اند. یک گروه را طرح‌های الهام از طبیعت دانسته‌اند و گروه دوم را طرح‌هایی می‌دانند که علت اصلی به وجود آمدن آنها خلاقیت هنری بوده به اصطلاح عامل خلق آنها بشر بوده است». مؤلف در پی این نظرات گوناگون چنین نتیجه‌گیری می‌نماید:

طرح فرش لچک ترنج

«بدون تردید ریشه‌یابی و بررسی دلایل تولد و گسترش و حتی تغییرات طرح‌های فرش ایران چه از نظر فرم‌بندی و چه از نظر نقش‌ها و نگاره‌ها بهترین راه برای طبقه‌بندی و همچنین نامگذاری تمامی طرح‌های فرش است». به این ترتیب مؤلف کتاب پژوهشی در فرش ایران از یک سو این طبقه‌بندی سنتی را مورد توجه بخش‌های آموزشی و پژوهشی معرفی می‌نماید و از سویی دیگر تردید و اشکالاتی بنیادین به اینگونه طبقه‌بندی بدون ساختار وارد می‌سازد. و در‌ این چارچوب، حتی نظر برخی در گسترش این ۱۹ گروه به ۲۵گروه و یا نظر برخی دیگر در خصوص محدود نمودن طبقه بندی به سه گروه اصلی را ذکر می‌نماید.

مسلم است هیچ‌یک از این طبقه بندی‌های به‌کارگرفته شده فاقد جامعیت لازم هستند، چرا که مؤلف محترم در نتیجه گیری‌های خویش طبقه‌بندی را براساس فرم‌بندی، ریزنقش‌ها و نگاره‌ها مطلوب‌ترین کارآمدترین شیوه معرفی نموده و با تشریح عناوینی چون نقوش گلستان، نقوش لچک ترنج ، نقوش محرمات، نقوش شکارگاه، نقوش هراتی، نقوش بته‌ای، نقوش گل‌فرنگ، نقوش اقتباسی، نقوش تصویری و نقوش محرابی . طبق‌ه‌بندی جدیدی را با تلفیق کردن مفاهیم «طرح» و «نقش» ارائه می‌نماید این در حالی است که در جای جای مطالب همواره از واژه‌های «طرح» و «نقش» استفاده می‌شود، بدون آنکه مفهوم ارزشی و تعریف دقیقی از این مفاهیم مشخص شده باشد.

به‌عنوان مثال به‌کارگیری عناوینی چون نقوش محرمات، نقوش لچک ترنج و نقوش محرابی در این‌گونه طبقه‌بندی، شبه آمیز و بحث‌برانگیز است و نیازمند یافتن پاسخ‌هایی مناسب‌تر و تعاریفی دقیق‌تر برای شناخت مفاهیم طرح، نقش، ریزنقش، نگاره و…. در حوزه هنرهای سنتی و خصوصا فرش دستباف است.

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است