بررسی صد سال سهم فرش در اقتصاد ایران

مقدمه

در جهان کمتر هنری استمرار یافته در تاریخ اقوام و بر انگیخته از ذهن انسان می توان یافت که همچون فرشبافی ضمن داشتن جنبه هنری صد در صد، صنعتی و مصرفی و قوام بخش پایه های اقتصاد خانواده ها ، ایلات و عشایر و اقوام و کشورها و نیز متاعی تجاری و سود بخش باشد، بدون آنکه بتوان بین خواص متفاوت مذکور مرز و جدائی قائل گردید و مشاهده نمود یا جنبه ای را بر سایر جنبه های آن برتری داد. این ویژگی است که فرش را در میان دیگر دستاورد های هنری جهانیان پر آوازه و مقبول عام ساخته است.از لحاظ هنری این دستباف چکیده ای از مجموعه هنرهای دستی انسان در طول تاریخ آشنایی او با هنر از جمله خط ،نگارگری صورتگری و نقاشی و تهذیب و تشعیر،منبت،معرق،خاتم،کاشی کاری ،منیاتور،سیاه قلم ، رنگ و رنگرزی و نیز مبین و سلیقه، استعدادو خلاقیت و تفکرو تجسم اوست .

 

 

اقتصاد فرش ایران

صنعتی دستی است زیرا با وجود توسعه دامنه بهره گیری از اهرم و چرخ و ماشین در عصر حاضر ، امور مربوط به آن از مرحله پرورش گوسفند تا چیدن پشم و رستن و تابیدن نخ و رنگرزی و طراحی و بافتن و سرانجام بریدن این دستباف از دار بدون هر گونه وابستگی انجام نشدنی است و بدین گونه صورت می پذیرد و بدین لحاظ است که عصاره هنر انسان و بهترین بیانگر طبییعت و تمنیات اوست .

مصرفی است نه تفننی ،تزینی محض است . کدام کالای دستی را می توان یافت که به این حد در متن زندگی و کاشانه اکثریت غریب به اتفاق جامعه حاضر باشد و پیوسته راحتی و آسایش هدیه کند .

قوام بخش پایه های اقتصاد افراد و خانواده ها و اقوام و در مجموعه کشور می باشد زیرا برای افراد سرمایه ای است مطمئن که روز به روز به ارزش آن افزوده می گردد و جهت کشور تامین کننده از ذخایر ارزی در سطح جهان است و تجربه نشان داده است که فرش در بین صادرات غیر نفتی مهمترین پشتوانه و تامین کننده اعتبار می باشد.

سرانجام متاعی تجاری و سود بخش است بدان گونه که هزاران سرمایه گذر ایرانی و غیر ایرانی را به خود مشغول داشته و جملگی ایشان از دست یافتن بدان خشنود و راضی اند.

تعریف فرش دستباففرش کلمه ای است عربی به معنی گستردن و گستردنی ،و آن هر چیز که گسترده شود،از قالی و پلاس و بستر و نظایر آن را شامل می شود.قالی از کلمه ترکی قالین می باشدو به معنی فرش بزرگ پرداز که با نخ و پشم به رنگها و نقوش مختلف می بافته ، و قال کوچک را قالیچه می گویند مقصود از فرش یا قالی دستباف ، فرشی است که بوسیله دست از تار و پود ساخته می شود و در این نوشته ها هر جا صحبت از فرش یا قالی می شود همان نوع دست باف مد نظر است .کما اینکه امروزه فرشهای ماشینی گسترش زیادی یافته اند که موضوع بحث ما نیستند

هویت فرش دستباف

فرش دستباف یکی از کهن ترین هنرهای پر افتخار ملت سربلند ایران می باشد که قدمتی چند هزار ساله داشته و با تمدن و هنر ایرانی به هم گره خورده است .فرش هویت دارد زیبایی دارد و از مهمترپیچدگی به اندازه تاریخ پر فراز نشیب ایران که باید به آن توجهی خاص مبذول گردد.

فرش دستباف یک جریان اقتصادی اجتماعی و فرهنگی را دنبال می کند که جریانات مثل سایر پدیدهای اجتماعی حرکت می کنندو نقش آفرین هستند :نکته مهم در این ارتباط این است که بسیاری از دست اندر کاران فرش سالها در انتظار معجزه های بودند که قرار بود دیگران انجام دهند.این انتظار نه تنها نه اهل فن را در غفلت نگه داشت بلکه فرصت را برای رقبای فرش ایران بیشتر فراهم کرد .به این دلیل است که اتکا ء به خود آغاز حرکت و همراه شدن با افزایش ایران است.فرش دستباف چشم انتظار اهل فن است که دستش را بگیرند تا حرکت آغاز شود.

بازار فروش

تهران بدون تردید از قدیم الایام بازار فروش ایران در هر دو حالت سنتی یا مدرن یکی از موثرترین بازارها در اقتصاد کشور بوده است.این بازار با وسعتی کم نظیر در تمامی شهرهای بزرگ ایران از عمده ترین مرکز مبادلات و گسترش اقتصادی می باشد با توجه به وسعت جهانی و پر بار بودن اقتصاد فرش و ارتباط تنگاتنگ این بازار ها، سیاست گذاری در این بخش مهم ،اهمیت ویژه ای را می طلبد . اصرار بخشی از بازار سنتی بر عدم تطبیق با علم روز و اقتصاد نوین و مشکلات عمدهای برای یک برنامه ریزی منسجم ایجاد کرده است.

تاریخ فرش دستباف

بدون شک قدمت استفاده از زیر انداز بدانگاه می رسد که انسان به فکر ساختن سر پناهی جهت تامین آسایش خود افتاد.

بافتن انواع زیر انداز نیز همان زمان با پرورش دام و استفاده از پشم بدین منظور بوده است و انسان پس از بهره وری از پوست حیوانات به اهمیت الیاف پی برده و بمرور به صورت های گوناگون از طریق بافتن گلیم و قالی از آن بهره گرفته است .

دراین زمان بی تردید مصادف با تغییر زندگی بشر زندگی بشر از مرحله توحش و زیست انفرادی در غارها به چادرنشینی و معاش خانوادگی و قبیله ای و اعتلای فکری او بود و انسان پس از احساس نیاز با این تغییر وضع جهت تامین آسایش بیشتر خویش بدان گردن نهاده است.بافتن فرش مانند سایر دستاوردهای بشر همواره رو به تکامل رفته و این پیشروی تا به آن حد با تکامل تمدن انسان عجین بوده است که گفته اند: هیچ هنری در جامعه خود به اندازه فرش توسعه و تکامل نداشته است . “اینکه اولین فرش بافته شده به صورت تار و پود به مردم کدام سرزمین تعلق دارد و آیا ایرانیان ویا چنییان خالق این هنرند یا سایر اقوام به درستی معلوم نیست اما فرش “پازیرک” که قدیمی ترین فرش دستباف بشری است که تا کنون کشف گردید و موجودات تا اندازه ای به این سئوال پاسخ می دهد و نشانی از محل بافت قالیهای اولیه را روشن می سازد.

با کشف قالیچه مذکور در مقبره سکایی ها در آلتایی مغولستان بوسیله پرفسور رودنکو که حدود ۵۰ سال پیش انجام شد قدمت تکامل فش به ۲۵۰۰سال قبل رسید.

در مغولستان نیز فرشهای کشف شده است که قدمت آن به قرن اول قبل از میلاد می رسد و وضع بافت و انتخاب مواد اولیه و نوع گره آن تک بر تار است نشان از داشتن تجربه دو هزار ساله در بافندگان این فرش ها می رسد.

اخیراً در ناحیه سن یانگ چین از مقبرهای قدیمی فرش چند صد ساله ای کشف شده ک نقش آن شباهتهایی به فرش ایران داشته دارد.

با کشفیات مذکور و سایر آثار آن می توان مرکز عمده فرش قدیم جهان ایران را ،آسیای صغیر ترکستان ،چین ،هندوستان ،مناطقی از شرق اروپا و شمال آفریقا دانست.

فرش ایران دارای تاریخی بس طولانی است . در ایران از دیر باز بافتن انواع فرش متداول بوده و انگیزه ای اجدادی داشته است.نوشته های مورخان ،جهانگردان،جنگجویان و آثار مکشوفه از گذشتگان گویای آن است که فرش بافی بصورت هنری دستی و مردمی و روستایی و عشایری در ایران سابقه ای بس دراز دارد.

پرفسور رودنکو کاشف فرش پاژیریک معتقد است: قالی مذکور که کار مردم ماد یا پارس و پارت (خراسان بزرگ )است.با توجه به نقشهای مشابه و همزمان این فرش در ستونهای تخت جمشید نیز این نظریه را تایید می کند.

فرش به عنوان نمودی از فکر و اندیشه بشری و متاثر از حس نوجویی او در طول تاریخ خود با فراز ونشیب ربرو بوده است گاه با فراغت فکری هنرمندان و محیط مناسبی که برای رشد و شکوفایی هنر ایشان ایجاد گردیده بعد اعلای خود رسیده و گاه صدماتی که براثر مصائب طبیعی و غیر طبیعی بر پیکر جامعه وارد شده است .

قالی بافی از صنایع دستی بسیار قدیمی ایران است . غلامرضا پوینده در مقاله خود با استفاده از تاریخ طبری چنین می نویسد :حسب روایات تاریخی ،زندگی هوشنگ پادشاه ایران به بیش از دو هزار سال قبل از میلاد مسیح باز می گردد ودر ان به استفاده از پوست حیوانات به عنوان فرش اشاره شده است که هم می توان به استفاده از پوست حیوانات را باور داشت و هم می توان پشم و موی آنها را به عنوان پوششی برای کف محل زندگی انسانها در نظر گرفت .

اسکندر کبیر وقتی برای اولین بار مقبره کوروش بزرگ را بازدید می نمود ،مشاهده کرد که آن با قالی خیلی خوب پوشیده شده ونیز می گوید که در قصر تیسفون یا طاق کسری در زمان ساسا نیان یک قطعه قالی داشته که با جواهر و فلزات قیمتی پوشیده شده بود.

یکی از عجایب و نفایس دربار خسروپرویز ،پادشاه ساسانی ،چهار قالی از دیبای زر بافته به مروارید و یاقوت بوده که هر یک با یکی از فصول سال هما هنگی داشته است . در زمان صفویان مرکز قالی بافی در تبریز ،قزوین ،اصفهان و سایر شهرهای ایران به وجود آمده و کارگروهای مخصوص قالی بافی با تجهیزات لازم وبا تمرکز تولید در این زمان شکل گرفت .

کارگروهای منتسب به دربار نه تنها فرشهای مخصوص در بار را می بافتند بلکه به جهت تجارت و صادرات نیز همواره مشغول به فرشبافی بودند و مامورین سلطنتی نیز موظف به بازرسی فرشها دراین کارگاهها بودن تا اصالت آنها حفظ شود.

کم کم تجارت قالی به صورت امر عادی و رایج درآمد و صدور قالی از اصفهان و تبریز به کشورهای همجوار نظیر ترکیه در اروپا به فرش ترکی موسوم شدند.صدور فرش بوسیله پرتغالیها از طریق خلیج فارس و یا از هند به اروپا نیز رایج بود.

در قرن شانزدهم میلادی قالی ایران در اروپا کالایی پر شکوه و اعجاب انگیز به نظر می رسد از همین دوران دربارهای اروپایی و به دنبال آنها خانواده های اشرافی اروپا شروع به سفارش قالی ایرانی کردند . شاهزادگان هندی نیز از سفارش دهندگان فرش ایرانی بودند.

فرش دستباف ایرانی

از قرن هفدهم فرش های کاشان به دلیل مرغوبیت ظرافتش مشهور شد. در این قرن با انباشته شدن ثروت در کشورهای اروپایی تقاضا برای فرشهای بافته شده با نخهای طلا و نقره افزایش یافت . از آنجمله می توان سفارشات دربار لهستان به کارگاههای کاشان و بعضاً اصفهان را برای اینگونه فرشها نام برد. بعد ها اینگونه فرشهای زرین ابریشمی از آنجایکه به عنوان فرشهای ایرانی در اروپا شناخته شده نبوده به عنوان فرش لهستانی معروف شد.

در حمله افغان و بعد در دوران نادر، قالی بافی دوباره مورد آسیب قرار گرفت و تا دوران قاجار بهبودی در وضع آن پدید نیامد.

از قرن هجدهم فرشهای ایلات و عشایر ایران نیز در خارج مورد توجه قرار گرفت . در قرن نوزدهم مهم ترین مراکز تولید تبریز،جوشقان فکرمان و مشهد بودند.فرشهای صحنه ،ساروق و فرهان نیز به خاطر طرح های زیبا معروف شدند. در این قرن تجارت و صادرات بالا گرفت.

مهمترین کارگاهها در این دوره درتبریز،مشهد،کرمان،سلطان آباد و کاشان بوجود آمده ودر تاسیس اثر کارگاهها تجار آذربایجانی دست داشتند،زیرا عمده صادرات فرش نیز از طریق ترکیه توسط آنها انجام می گرفت. در این زمان استامبول پایتخت آنروز ترکیه به صورت مرکزی جهانی برای فرش ایران درآمده بود و اکثر تجار آمریکایی و اروپایی قالیهای ایرانی راز آنجا می خریدند.

تجار خارجی کمکم شروع به سرمایه گذاری در تجارت و تولید این کالا کردند وبا عرضه نقشه به تولید کنندگان نوعی تحمیل سلیقه غربی کردند که باعث تخریب برخی از طرحهای محلی شد.تکیه بر تولید بیشتر نیز باعث کاهش جنبه های هنری و افزایش جنبه های تجارتی فرش ایران گردید.

دولت موقت ایران در ابتدای قرن اخیر برای حفظ اصالت فرشهای ایرانی و جلوگیری از صرفاً تجاری شدن آن اقدماتی انجام داد که از آن جمله می توان ایجاد شرکت های سهامی فرش ایران ،به عنوان حافظ وناظر براصالت فرشهای ایرانی ،در سال ۱۳۱۴ نام برد.ازآنجا که در عمل ضابطه دقیقی بر نظارت وجود نداشت و اقدامی برای بهبود شرایط کار قالیبافی صورت نپذیرفت با حاکم بودن قوانین زور، تغییر و تحولی اساسی در بهبود این صنعت پدید نیامد وحتی با باز بودن دست عده ای که در تجارت فرش به دنبال سود زیاد و آنی بودند،تقلب در بافت و رنگ این هنر ایرانی رواج یافت که در بعضی موارد لطمات جبران نا پذیری به شهرت و اعتبار فرش ایرانی در بازارهای خارجی وارد آورد.همینطور با عدم وجود ضوابطی برای حفظ حقوق قالیبافان و حاکم بودن ضوابط ارباب رعیتی وضع اسف باری به قالیبافان محروم وبه خصوص کودکانی که در کارهای زراعی شرکت نداشتند تحمیل شد.

نکته ایی که در بررسی تاریخچه فرش در ایران باید اضافه کرد این است که اگرچه اکثر فرشهای مرغوب برای دربار تولید می شد ولی فرش حداقل در ایران و در کشورهای خاور نزدیک بر خلاف بسیاری از کشور های تولید کننده دیگر از زمانهای دور مصرفی عمومی پیدا کرده بود. این عمومیت مصرف درد میان مردم به احتمال زیاد عامل اصلی اعتلای صنعت فرش در ایران است وفرشهایی که برای مصارف عمومی بافته می شد، معمولاً محکمتر بود نظیر (فرشهای مساجد با تار چند لا) و نقش هایی مایه گرفته از فرهنگ عامه داشت. بسیاری از این نقوش تجسم عوامل طبیعی چون خورشید و ستارگان ویا علائمی برای حفظ جان از گزند حوادث بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *