بررسی نقوش حیوانی در طرح قالی های سنتی

بررسی قالی ها، دستبافته ها و زیراندازهای سنتی ایران نشان می دهد، در طرح و نقوش آنها از اشکال حیوانات به وفور استفاده شده است.
سابقه به کارگیری نقوش حیوانی طولانی تر از نقوش انسانی است ابتدا جادوگران و شکارچیان برای تسخیر روح جانور نقش آن را بر دیوار و سقف قسمت های تاریک غار ها می کشیدند، ولی به تدریج بر جنبه های تزیینی این نقوش افزوده شد. حیوانات از ابتدای تاریخ بشریت بی آنکه در تغذیه خود نیازمند بشر باشند خوراک و پوشاک او را تامین و یا به نحوی در زندگی انسان ها سودمند بوده اند. در قالی ها و دستبافته های روستایی و عشایری اردبیل به دلیل ارتباط نزدیک میان انسان و حیوان نقوش حیوانی جایگاه بسیار مهمی درمیان نقوش تزیینی این منطقه یافته است.

گروه اول حیواناتی هستند که در زندگی مردم حضور فعالی دارند این حیوانات اهلی برای مردم سودمند بوده و وجود آنها برای ادامه زندگی ضروری است از میان این جیوانات می توان به مرغ، خروس، جوجه، گوسفند، بز، سگ و … اشاره کرد .

گروه دوم نقوش حیواناتی است که نماد پاکی زیبایی و وقار هستند از این میان می توان به کبوتر و طاووس اشاره کرد

گروه سوم نقوش حیواناتی است که نمادی از قدرت و درنده خوبی محسوب می شوند این حیوانات گاهی زندگی روستاییان و عشاییر کوچ نشین را مورد تهدید قرار می دهند از میان این حیوانات می توان به شیر و روباه اشاره کرد

گروه چهارم نقوش حیواناتی است که جنبه واقعی نداشته و بیشتر یک نقش تلفیقی محسوب می شود مانند حیوانی که پشت به صورت قرینه تکرار شده است و یا نقش شیر و خورشید.

نقش شیر و خورشید شکلی مرکب از نیمرخ شیری است که در پنجه راست شمشیری درست دارد و بر پشت او خورشید می درخشد این علامت نشان رسمی دولت و پرچم ایران در گذشته بوده است. پیشینه این نشان به روزگاران کهن مربوط می شود. به این بیان که در گذشته های دور، ایرانیان از خورشید که یکی از مظاهر خداوند و نمادی از میثاق پیمان زور و نیرو و عقاب که فر و شکوه سلطنت از اوست برای خود پرچم و درفش داشته اند ولی به تدریج نقش خورشید که درخشان ترین اجرام آسمانی و در نزد مردم باستان بلندترین جایگاه را داشته است و نقش شیر که دلیرترین درندگان به شمار می آمد با هم تلفیق شد.

آنچه از نقش شیر و خورشید به صورت واقعی وجود دارد رابطه علمی و نجومی بین برج اسد و خورشید است بدین ترتیب که در عرف منجمین برج اسد خانه خورشید است زیرا خورشید در میان بروج دوازده گانه یک دو خانه مخصوص داشته است.

در باره نقش شیر و خورشید روایت بسیاری موجود است چنان که ابن عبدی در سال های میانه قرن هفتم هجری قمری در کتاب مختصر الدول آورده است که کیخسرو بن عزالدین کیکاووس از حکمرانان سلجوقی آسیای صغیر عاشق دختر پادشاه گرجستان شد و تمایل داست که تصویر دختر را بر روی سکه ضرب کند. این خواسته با مخالفت اطرافیان و مسلمین قرار گرفت و چون اصرار کیخسرو را دیدند به ناچار صورت همچو خورشید شاهزاده خانم گرجی را بر فراز شیری آوردند تا هم خواست کیخسرو انجام شده و هم مخالفین چنین تصور کنند که مقصود نقش صورت طالع پادشاه است. بعد از کیخسرو بن کیکاووس تا دوره صفویه خبری از نقش شیر و خورشید نبود، تا آنکه در دوره صفویه می بینیم نقش خورشید به صورت نیم دایره بر پشت شیر چسبیده است که این امر را معلول شتابکاری نقاشان دانسته اند. در زمان شاه عباس این نقش بر سکه ها دیده می شود. بعد از صفویه قراین وجود نقش شیر و خورشید کم و گاهی قطع می شود تا اینکه در زمان قاجار دقیقا از سال ۱۲۸۰ هجری قمری یعنی از دوره حکومت ناصر الدین شاه نشان رسمی ایران شد در این دوره شیر به پا بلند شده و شمشیری که نشان شمشیر دودم حضرت علی (ع) یعنی ذوالفقار است را دست دارد نشان شیر و خورشید به عنوان نشان رسمی بر پرچم سر در ادارات و سکه ها وجود داشت سرانجام بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نشان پرچم جمهوری اسلامی جایگزین نشان شیر و خورشید شد.

با وجود این نقش شیر و خورشید امروزه نشان رسمی ایرانیان نیست ولی به دلیل ترکیب مناسب و زیبایی نقش هنوز در نقوش ورنی های منطقه اردبیل می شود نقش دیگری که در ورنی های اردبیل وجود دارد و بسیار شاخص است نقش سگ مرغ یا سک بالدار است. این نقش احتمالا ترکیبی از بدن سگ و تاج و دم طاووس یا بوقلمون می باشد و متاثر از نقش اژدهایی است که در دوره ساسانی به نقش مرغ مقدس یا گریفین تبدیل شد و نماد پادشاهی ساسانی است هر کدام از گروه های جانوری به نوعی در زندگی عشایری و روستایی حضور دارند.

دستبافته های سنتی

پستانداران

ویژگی نقوش این گروه از حیوانات در موارد ذیل دیده می شود :

ترکیب اصلی نقش حیوانی ثابت مانده ولی برخی از اعضای حیوان تغییر جهت داده است گاهی در مقایسه بین دو نقش مشابه به دلیل اینکه در ترکیب کلی زیراندازهای دستبافت فضای خالی وجود دارد و نقشی که باید در این فضا قرار گیرد برای آن مناسب نیست به ناچار نقش تغییراتی می کند بدین ترتیب که سر حیوان به عقب برگشته یا پوزه ی حیوان کوتاه شده است و یا دم حیوان به اشکال مختلف به صورت شکسته یا تا شده تصویر می شود این تغییر هیچ اثری بر ارائه ویژگی های خاص نقوش حیوانی ندارد.
گاهی در مورد یک حیوان حالت های مختلف جانور هنگامی که با شرایط متفاوت روبرو است تصویر می شود به عنوان مثال حالت های مختلف سگ به هنگام دویدن نشستن وایستادن و یا حالت دم حیوان درنقوش حیوانی سگ دیده می شود که برخی از آنها عبارت است از :

حالت دوم سر و گوش ها به هنگام شنیدن یا بوییدن چیزی
حالت دوم و بدن به هنگام حماه و تهاجم
حالت بدن به هنگام ابزار دوستی
حالت بدن به هنگام دویدن
حالت بدن به هنگام نشستن

شکل پوزه پستانداران گاهی با منقار و نوک پرندگان در آمیخته و نمی توان آن را به عنوان یک عامل شناسایی نقش شناخت .
گاهی برای نقوش پستانداران اعضایی گذاشته می شود که با سایر ویژگی های نقش حیوان مغایرت دارد بدین معنی که نقش حیوان مغایرت دارد بدین معنی که نقش حیوان چهارپا با تاج کاکل و دم پرنده دیده می شود.
در برخی از نقوش حیوانی ترسیم شاخ به صورت بسیار منظم و شاخص تصویر شده است گاهی نقش دم کاملا شبیه شاخ است و گاهی به صورت متصل به هم رسم می شوند .
به طور کلی اغلب بافندگان سلیقه خود را در بافت نقش و ترکیب بندی آنها در دستبافته ها دخالت می دهند گاهی یک نقش به شکل های مختلفی اجرا می شود بدین معنی که خطوط محیطی نقش گاهی به صورت پلکانی گاهی با خطوط تقریبا صاف و منحنی در بافت اجرا می شود.
چشم ها اغلب به صورت مربع مستطیل مثل و یا ذوزنقه رسم می شود که در برخی موارد ویژگی خاص چشم حیوان را در خود دارد که با مشاهده آن می توان نوع حیوان را تشخیص داد
با آن که در نقوش حیوانی بدن حیوان از نمیرخ رسم می شود ولی تعداد پاها همیه دوتا نیست بلکه تعداد آن متغییر است و تعداد پای حیوان غالبا به صورت چهارپاست ولی حتی نقش حیوانی با ده پا نیز رسم شده است در مواردی مانند نقش حیوانی اسب دو پای حیوان به جای سم چنگال پرندگان دیده می شود .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *