هر انسانی مرتکب اشتباه می شود ؛اما فقط انسان های احمق اشتباه خود را تکرار می کنند.(سیسرون)
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷
خانه » آرشیو برچسب: فرش ایرانی

بایگانی برچسب ها: فرش ایرانی

تاریخ تجارت فرش ایران (قاجاریه و پهلوی اول)

در دوران قاجاریه پس از اینکه آرامش نسبی در زمان پادشاهی فتحعلیشاه و ناصرالدین شاه قاجار برقرار شد، بستری برای تولید فرشهای نفیس ایرانی مهیا گردید .

 

نتیجه تصویری برای مطلب درباره فرش

در اواسط قرن ۱۹م/۱۳ق تحولی در تولید فرش دستباف در جهت تامین نیاز بازار جهانی بویژه بازار اروپا و آمریکا رخ داد و این کالا در اواخر دوره قاجاریه به یکی از مهمترین کالاهای صادراتی ایران تبدیل شد. همزمان با این تحولات در ایران، برخی از کشورهایی که در صنعت فرش دستباف دارای مزیت بودند، به فکر توسعه این صنعت افتاده و به عرصه رقابت در تجارت بین المللی آن وارد شدند.بعد از جنگ بین الملل اول این رقابت در بازار جهانی شدت یافت و همواره تولیدکنندگان بزرگ فرش در تصاحب بازارهای جهانی بخصوص بازار اروپا و آمریکا در رقابت با یکدیگر قرار داشتند. در دوره پهلوی نیز فرش دستباف در تجارت خارجی ایران نقش مهمی داشت و مهمترین کالای صادراتی ایران بعد از نفت بود و تحت تاثیر تحولات سیاسی و اقتصادی داخلی و بین المللی قرار گرفت و دچار افت و خیزهایی شد. در این دوره تجارت فرش به دلیل اهمیتی که داشت، مورد توجه دولت قرار گرفت.
نظر به آغاز تجارت فرش دستباف و رقابت بین المللی آن در اواسط دوره قاجاریه و تبدیل شدن آن به مهمترین کالای صادراتی غیرنفتی در دوره پهلوی و از آنجا که تاکنون تجارت فرش ایران به صورت تخصصی و همه جانبه مورد بررسی قرار نگرفته است، در این پایان نامه سعی شد با مراجعه به اسناد دست اول بجای مانده از دوره قاجاریه و پهلوی با استفاده از «مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه»، «گنجینه مرکز اسناد ملی»، «کتابخانه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی» و منابع تاریخ اقتصادی این دوران، تجارت فرش ایران در جنبه های مختلف از جمله صادرات، بازار بین المللی، رقبای تجاری، کشورهای خریدار، سازمان تولید و تجارت، قیمت و نقش دولت در دوران مذکور مورد بررسی قرار گیرد.

نگاهی گذرا بر زوایای چهار هزار ساله فرش

گوشه‌هایی از تاریخ فرشبافی در ایران بیشتر از سول محققان، مؤلفان و نویسندگان بررسی شده و به رشته تحریر درآمده است. اما آنچه که باعث تحقیق مجدد درباره آنها شده پرداختن به نکاتی است که گرچه خوانندگانی آنها را بارها مطالعه کرده اند اما کمتر مورد توجه و تأمل قرار گرفته است.

تصویر مرتبط

مطرح کردن این نکات سبب خواهد شد که محققان و نویسندگان اهل فن به تأمل و تفکر در این باره پرداخته و بستر مناسبی برای تحقیق بیشتر در مقوله تاریخ فرش فراهم آید. «گفته‌اند هوشنگ، اول کس بود که در ملک خویش آهن آورد و برای صناعت از آن ابزار ساخت و … بفرمود تا حیوانات درنده را بکشند و از پوست آنان لباس و فرش کنند و ….»(۱) حسب روایات تاریخی مذکور در تاریخ طبری زندگی هوشنگ پادشاه ایران زمین به بیش از دو هزار سال قبل از میلاد مسیح باز می گردد و در آن به استفاده از پوست حیوانات بعنوان فرش اشاره شده است که می‌توان هم به استفاده از پوست به همان شکل طبیعی اش پوست بعنوان فرش باور داشت و هم می توان استفاده از پشم و موی آنها را به عنوان پوششی برای کف محل زندگی انسانها در نظر گرفت که بدیهی است اتصال پشم و موی جهت جلوگیری از پراکندگی آنها در کف محل زندگی امری ضروری بوده و می توان اولین اتصالات ابتدایی را بعنوان ابتدایی ترین شکل گره فرش امروزی پنداشت و به استناد این طرز تلقی و فرازی دیگر از تاریخ در صفحات بعدی همان مأخذ بشرح ذیل به استنتاج جدیدی دست یافت: «پارسیان و بعضی از نسب‌شناسان گویند که طهمورث پسر ویونگهان پسر انکهد پسر اسکهد پسر هوشنگ پس از هوشنگ پادشاهی یافت او ملک اقالیم داشت و …. وی اول کس بود که از پشم و موی پوشش گرفت و …. به فارسی چیز نوشت.»(۲) این تأکید بر موضوع فرش از سوی مورخ در ۱۲۰۰ سال قبل بدون اینکه دارای ملاحظات سیاسی، تاریخی و جغرافیایی امروز باشد تنها می تواند تأکید و دلیل بر تاریخ چهارهزارساله فرش (و نه دو هزار و پانصد ساله) در ایران باشد و این تفاوت تاریخی بین هوشنگ و طهمورث در بردارنده تفاوتی است که در نحوه استفاده از پشم و مو به عنوان فرش بوجود آمده بود و می‌توان پنداشت که این تفاوت همان گره‌هایی هستند که در فرش بوجود آمده‌اند. با توجه به اینکه در زمان پادشاهی هوشنگ که فلز شناخته شده و مورد بهره‌برداری قرار گرفته بود مأید مشخصات دوره‌ای خود می باشد. حال آنکه در زمان طهمورث با فاصله زمانی که خط فارسی مورد استفاده قرار گرفته می توان میزان ترقی و رشد در نحوه استفاده از پشم و مو در فرش‌های آن روز که به یقین از آن پس بر اساس علائق و مشخصات قومی دارای علائم، تفاوتها و رنگ‌هایی ویژه بوده‌اند باشد و با توجه به اینکه هنوز صنعت رنگرزی برای بشر آن زمانه شناخته نشده بوده پس رنگ‌های طبیعی پشم و مو و نحوه استفاده و نقش‌های آنها بیانگر تفاوت‌ها بوده‌اند. اما در صفحات بعدی تاریخ مورد مطالعه مذکور است که: «جمشید همو بود که چون به پادشاهی نشست گفت که خدای تبارک و تعالی ما را شوکت داده و تأکید کرد تا به خیر رعیت بکوشیم، وی صنعت شمشیر و سلاح را ابداع کرد و صنعت ابریشم و دیگر رستنی ها را یاد داد و بفرمود تا لباس ببافند و رنگ کنند ….»(۳) و مجدداً در صفحه بعد تأکید می نماید: «و از سال پنجاهم تا صدم پادشاهی بگفت تا ابریشم و پنبه و کتان و دیگر رستنی ها را بریسند و ببافند و رنگ کنند …»(۴) همانگونه که در متن تاریخ است هنگامی که ایرانیان عهد جمشید شاه به مفاهیمی چون عدالت، ظلم، سلاح، کاشت، برداشت، پرورش کرم ابریشم و بافت و رنگرزی آشنا می شوند، به یقین در مرحله‌ای از رشد در فرشبافی رسیده‌اند که آن را با شکلی مشخص ببافند و براساس علادق، سلیقه‌ها، آرزوها و تفاوت‌های قومی فرش، لباس و علامت ببافند و رنگ کنند و از آن زمان فرشبافی و رنگرزی فرش‌ها را از شکل خود رنگ پشم و مو بیرون آورده و با نقش بستن پاره‌ای از باورها و علائق با رنگ‌های مورد نظر اولین فرش‌ها به شکل امروزی متولد شده‌اند. از آن زمان فرش به عنوان یکی از نفیس‌ترین و ارزشمندترین صنایع دستی ایرانیان که بیانگر فرهنگ، سنت‌ها، توتم‌ها و آرزوهای قومی بوده است مطرح شد و اگر به مقوله اینکه فرشبافی از کجای دنیا آغاز شده وارد نشویم اما قرین بودن فرش از ابتدای تاریخ تمدن بشری در منطقه وسیع ایران باستان با ایرانیان مسلم است که در تمام آثار بجای مانده از تمدن باستانی ایران مشهود است. توجه به ویژگی های بافت و طرح در قدیمی‌ترین دست‌بافته بشری که تاکنون بدست آمده (پازیریک) بیانگر این مدعاست. در آثار بجای مانده از گذشتگان چون تابلوهای حجاری شده در طاق بستان در صحنه شکار گراز نمونه‌ای از سبک قالی عهد ساسانی و قبل از آن مشخص است. گوشه قالی که از قایق‌زنان چنگ‌زن آویخته شامل شاخه لبلابی است که پس از پیچ و خم بسیار منتهی به غنچه شده است. (۵)

 

بناب
ر نظر هرتسفلد طرح و صنعت بکار رفته در گوشه این قالی نشان می‌دهد که اصل آن قالی گره‌داری بوده است. (۶) این قسم قالی‌بافی در ایران پس از اسلام نیز ادامه یافته و با هنر اسلامی عجین شده و به نتایج حیرت‌انگیر و نمونه‌های بسیار زیبای امروزی رسیده است. طرح‌های فرش آن زمان بیانگر نیازهای عاطفی و انسانی، شجاعت، جوانمردی، چالاکی، شکار، عشق و زیبایی‌ها بوده است بگونه‌ای که داستان‌های زیادی از چالاکی، جنگاوری، شکار، عادات پسندیده، حتی پرستش و تفکر ایرانیان باستان بجای مانده که در ادبیات، نقاشی و آثار بجای مانده آنان منعکس گردیده و قرن‌های متمادی زیور پرده‌های نقاشی، قالی‌ها و منسوجات گردیده است. تشابه طرح‌ها و علائم موجود در جام‌های موجود در موزه آرمیتاژ و حتی قالی پازیریک و دیگر فرش‌ها و منسوجات آن اعصار بیانگر این مدعاست.(۷) ارتباط فرهنگی نقش قالی‌ها و منسوجات و دیگر آثار بجای مانده خود ورقی از تاریخ است که می‌توان به وسیله آن به کنکاش فرهنگی گذشتگان پرداخت و غنای تمدن باستانی ایران را شناخت. فرش به علت ویژگی‌هایش در ردیف نفایس قرار گرفته کما اینکه حتی جزء هدایائی بوده است که به دیگران ارائه می‌داده‌اند. ابن‌خلدون می‌گوید: «در خلعت‌های شاهانه عادتاً تمثال‌های شاهی را نقش می‌کردند یا تصاویری می‌بافتند که علائم سلطنتی را دربرداشتند.
شاپور دوم مانوئل سردار ارمنی را به جامه شاهانه و خلعتی از خز و سنجاب مفتخر کرد و وی را زیوری از طلا و نقره داد که بر کلاه خود نصب کند و دستاری که بر پیشانی بندد و زیورهای سینه‌پوش شبیه آنچه شاهان می‌بندد و خیمه ارغوانی با قالی‌های بزرگ آسمانی‌رنگ به او بخشید که بر مدخل خیمه خود بیاویزد.»(۸) پس معلوم شده است که فرش را تنها به عنوان زیرانداز نمی‌بافته‌اند بلکه بصورت ابزار تجمل و تشخص نیز از آن استفاده می‌نموده‌اند و بالطبع فرش‌های زرنشان و نفیس و ریزبافت نیز بسیار بوده‌اند. اهمیت فرش بگونه‌ای بوده است که قالیبافان علیرغم اینکه جزء زحمتکشان محسوب می‌شده‌اند و به هیچ عنوان در طبقات ممتاز و با نژاد برتر جای نمی‌گرفته‌اند اما به سبب فن و صنعتی که داشته‌اند مورد توجه ممتازین بوده و آنان را از طبقات پست اجتماعی متمایز می‌کرده‌اند و جزء طبقات متوسط می‌دانسته‌اند.

در این فراز تاریخی تأمل کنید: «حتی در این طبقه هم اشخاص پست‌نژاد را راه نمی‌دادند اگر چه اولاد بافندگان ماهر و جراحان زبردست باشد.»(۹) ضرورت توجه به طبقه بافندگان به عنوان طبقه متوسط اجتماعی و جدا کردن آنان از طبقات پست و زحمتکش اجتماعی در ایران باستان را می‌توان از میزان توجه اشراف بازرگان و شاهان به فرش و نقش آن در انعکاس زیبایی‌ها، آرزوها، توتم‌ها و تشخص‌ها حدس زد.

هر تسفلد در سفر باستان‌شناسی می‌نویسد: «محل بار عام تالارهای طاق کسری بود. در روز معین جمعیت کثیری به در بارگاه رو می‌نهادند و در اندک مدتی تلار پر می‌شد. این مکان را با قالی فرش می‌کردند و دیوارها را با قالی می‌پوشاندند و هر جا که قالی بر دیوار نبود به تصاویر معرق که به امر خسور اول ساخته شده بود می‌آراستند از جمله این نقش‌ها تصاویری بود که محاصره انطاکیه و جنگ‌هایی که در حوالی این شهر واقع شده بود را نشان می‌دهد. تصویر شاه را در حالی که از مقابل سپاه ایران و بیزانس می‌گذشت سوار بر اسب زرد رنگ و ملبس به جامه سبز رسم کرده بودند.»(۱۰) حتی در غنائمی که گه‌کاه در غارت ایرانیان بدست دیگران می‌افتاد و در تاریخ روم باستان از سوی مورخین رومی بدان اشاره گردیده است فرش‌های نفیس و زربفت مورد اشاره قرار گرفته‌اند. هرتسفلد در سفر باستان‌شناسی اشاره می‌کند: »غنیمتی هنگفت در سال ۶۲۸ هنگام غارت دستگرد نصیب هراکیلوس شد، بنا بر روایت تئوفانس قیصر در آنجا … و فرش‌های زربفت و پارچه‌های ابریشمی و … بدست آورد»(۱۱) نقش و اهمیت فرش در زندگی طبقات اشراف بقدری محسوس بوده که در تمام امور زندگی آنان مؤثر بوده است.

بعنوان نمونه می‌توان به فرش‌های موجود در کاخ کسری (طاق کسری) اشاره نمود:

»یکی از عجایب و نفایس دربار خسروپرویز (یکی از دوازده گوهر) تخت طاقدیس بود که از عاج و ساج بود و نرده‌هایش از زر و سیم (۱۸۰ ذراع طول و ۱۵۰ ذراع عرض) روی پله‌های آن چوب سیاه و آبنوس رزکوب شده و …. در آن آلتی برای تعیین ساعات روز بود، چهار قالی از دیبای زربافته مرصع به مروارید و یاقوت که در آن تخت گسترده بودند که هر یک تناسب با یکی از فصول سال داشت.»(۱۲) «قالی بزرگی که در تالار باریکی از قصور سلطنتی تیسفون (طاق کسری) بوده و هاری خسرو (بهار کسری) نامیده میشده است و یا به قول بلعمی آن را ”فرش زمستانی“ می‌گفته‌اند از جنس زربفت بوده و دارای شصت ارش درازا و شصت ارش پهنا بوده و در زمستان
منظره بهار را در برابر شاه می‌گسترانده. در متن آن خیابان‌ها و جدول‌های آب ساخته و نهرها از میان باغی خرم می گذشته‌اند که کشتزارها و باغچه‌های پوشیده و سبزی آن را فراگرفته بوده‌اند و شاخ و برگ این درختان از زر و سیم و گوهرهای رنگارنگ بوده است. (۱۳)

قالی معروف به ”بهار کسری“ هم جزء غنائمی بود که به دست لشکریان اسلام افتاد.»(۱۴) «در سال ۶۲۷ و ۶۲۸ میلادی در عهد خسرو پرویز در دجله و فرات طغیانی عظیم روی داد و چندین سد را شکست، گویند خسرو پرویز خرمنی از زر و سیم را بر روی فرشی نهاد و کارگران را تشویق کرد تا یک روزه چهل سد ساختند و ….»(۱۵)
پس از آنکه به اهمیت فرش در زندگی و اقتصاد طبقه اشراف و سلاطیم در جهت سرمایه‌گذاری و تشخص و همچنین طبقه نیمه متوسط جامعه در اشتغال و درآمد ناشی از آن پی بردیم، بهتر است به چند فراز از سفرنامه سیاح چینی هیوئن تسیانگ که در آغاز قرن هفتم میلادی نوشته است و در آن از فرش یاد شده و قدمت و نوع معاملات ایران و چین و همچنین به تولید فرش در ایران و نفوذ فرشبافی از ایران به چین اشاره می نماید، دقت نمائیم: «محصولات عمده این کشور‌ طلا، نقره، مس، بلور کوهی، مروارید نادرالوجود و مواد گرانبهای دیگر است. صنعتگران این ملک پارچه‌هایی ابریشمی و پشمی و قالی و چیزهای دیگر می بافند.»(۱۶)
«از چیزهایی که چین از ایران می خرید یکی وسمه معروف ایرانی بود که قیمتی گزاف داشت و ملکه چین هر ساله مقداری برای مصرف خویش ابتیاع می نمود و قالی های بابلی که طالب بسیار داشت.»(۱۷)
و همچنین به فرازی در مورد نفوذ فرشبافی از ایران به منطقه آسیای مرکزی توجه کنید: «در برگه‌ای از اثار نقاشی مانویان در آسیای مرکزی بجای مانده و به خط ترکی نوشته شده است در حاشیه آن تصویری است که سه شخص را در حالی که بر روی قالبی با مشخصات ایرانی نشسته‌اند و جامه‌های الوان دربر دارند نشان‌ می‌دهد. با توجه به اینکه به نقل از کرمون مانویانی که از ایران عهد ساسانی به ترکستان نقل مکان کردند و در آنجا توسعه یافته و شاهکارهای صنعتی بجای گذاشتند، حتی در قرن هشتم اقوام اویغوری که از نسب آنان بودند حکومت تشکیل دادند و در جهت حفظ کیش مانی تلاش فراوانی کردند.»(۱۸)

منابع و مآخذ

۱ـ تاریخ طبری، ج۱،ص۱۱۲ ۲ـ همانجا، ج۱، ص۱۱۴-۱۱۵ ۳ـ همانجا، ج۱،ص ۱۱۷ ۴ـ همانجا، ج۱، ص ۱۱۸ ۵ و ۶ـ ایران در عهد ساسانیان، ص ۶۱۶، نوشته پرفسور آرتور کریستین‌سن دانمارکی ۷ـ همانجا، ص۳۷۵ ـ (نقل شده از جامهای موجود در آرمیتاژ لنینگراد، (ص۵۲۳-۵۲۴) نقل از تئوفیلاکتوس، کتاب پنجم، بند ششم، فقره هجدهم). ۸ـ ایران در عهد ساسانیان (نقل از ابن‌خلدون) ۹ـ همانجا ۱۰ـ سفر باستان‌شناسی، ج۲، ص۷۰، هرتسفلد ۱۱ـ همانجا، ج۲، ص۸۹، هرتسفلد (ایران در عهد ساسانیان، ص۶۰۹) ۱۲ـ همانجا، ج۷، ص۳۰۶ به بعد (ص ۶۰۷ ـ ایران در عهد ساسانیان) ۱۳ـ تاریخ طبری، ص۲۴۲۵ ـ (تاریخ بلعمی،ج۳،ص۴۱۷) ـ مقایسه با بلوشه یادداشت راجع به قالی عرب متعلق به قرن هشتم ـ مجله پادشاهی دانمارک، ۱۹۳۲، ص۶۱۳-۶۱۷ ـ تاریخ صنایع، ج۳، ص۲۲۷۲، پرفسور پوپ ـ ایران در عهد ساسانیان، ص ۶۱۶ ۱۴ـ تاریخ طبری، ص ۲۴۲۶-۲۴۵۲ ـ (تاریخ بلعمی، ج۳، ص ۴۱۴) ـ اشتراک سلوکیه و تیسفون (ص ۳۸ -۴۱) ـ ایران در عهد ساسانیان، ص۶۵۶ ۱۵ـ ایران در عهد ساسانیان، ص ۶۴۰ ۱۶ـ همانجا، ص ۱۸۸ ۱۷ـ همانجا، ص ۱۹۱ (منقول از ص ۲۵۳ هیرت، چین و روم شرقی) ۱۸ـ همانجا، ص۲۹۲

 

فاکتورهای مهم در ارزیابی اصالت و محل بافت فرش

چگونه یک فرش دستبافت را ارز یابی کنیم
فرش به عنوان یکی از دستاوردهای مهم بشری درعین سادگی ظاهرش دارای پیچیدگی های ظریفی است که باشناخت ظرافت های ان می توان به ارزیابی صحیح فنی , اقتصادی ,هنر وفرهنگی ان دست یافت وهر چه دقیقتر وصحیح تر فرش رابشناسیم. می توانیم کامل تر ان را معرفی کنیم

امروزه علم برتصورات و فرضیه ها ویا سلیقه ها غالب شده.  واین هنر دیرین درقالب علمی وفرهنگی قرار گرفته. وموقع تعریف فرش هرکس انچه که درشان ان است تعریف می کند من با انچه که درک کردم تعریف می کنم ودیگری با درک خود

برای کارشناسی علمی وارزیابی از کجا باید شروع کرد می توان از تاریخچه. فرش دستبافت وزمان پیدایش. در دوران سیاست ها. اوج وشکوفایش.  صادرات.  مواد ومصالح و ووووزمان استفاده ان را بیان نمود

برای ارزیابی یکی از دقیق ترین روش ها یعنی روش تجزیه فنی وهنری فرش است و ملاک قرار داد وانتخاب نمود که دراین روش نکات بسیار مهمی اشاره می شود که به شرح ذیل می باشد

۱- نوع موادی که در فرش بکار رفته
یعنی نوع جنس تار وپود وپرز (ابریشم , پشم  , نخ )

۲-نوع رنگ تارو پود , یعنی نخ های پود خود رنگ است یاخیر ?
چون بیشتر نقاط کشور پودنازک ویا پود کلفت را با رنگ های گونا گون بکار می برند که یکی از مشخصه های منطقه بافت می باشد مثل کاشان پود یا رنگ قرمز یا ابی است. یا جای دیگر

۳-جهت ریسیدن وتابیدن تار وپود وخامه فرش. که با حرف انگلیسی sیاzخوانده می شود. یعنی راست تاب ویا چپ تاب بودن نخ مورد نظر است.

۴-ضخامت وظرافت الیاف تارها وپودها وپرزها , که درریز یا درشت بافی فرش نقش موثر دارد وانتخاب هر یک از مواد بستگی به هر بافت منطقه دارد یعنی دریک منطقه به. لحاظ نوع ابزار کاربردی بافنده قادر به ریزبافی نیست ودرمنطقه ای دیگر برعکس می بافند.

۵-نوع گره ,درهمه مناطق ایران دو نوع گره اصلی متداول است گره متقارن وگره نامتقارن. اما گره های فرعی دیگری نیز است که با تغییر جهت پیچش وکم یا زیاد کردن تعداد تارهایی که برای هرگره بکار می گیرند مثل جفتی., تک تار وغیره.

۶-نوع قیچی کاری سطح فرش به عبارت دیگر صافی یا ناصافی پرزهای فرش
معمولا قیچی کاری هنگام بافت  نقوش فرش را واضح نشان می دهد بخصوص شانه کردن گره یاریشه هاکه هر رنگ سرجای خود قرار می گیرد.

۷-بلندی پرز فرش. در میلیمتر
دربرخی مناطق پرزرا ۵ میلیمتر دربرخی دیگر تا۳سانت هم درنظرمی گیرند.

۸- نوع مهر بکار رفته در بالا و پایین فرش که در مناطق مختلف به شکلهای گوناگون عمل می کنند
منظور از مهر , مارک ها یا   برندها یا هرچیزی که مشخصه ان باشد

۹-نوع شیرازه ها. یعنی انواع شیرازه هایی که درمناطق مختلف در دستبافته ها بکار می گیرند.

(گرد یاموازی.  حصیری یا متقاطع. بی شیرازه وصوف بافی ) در این شیرازه ها از مواد مختلف مثل پشم یا مو وووبکار می رود.

۱۰-تعداد رنگ هاو نوع رنگ های بکار گرفته در فرش (مصنوعی یا طبیعی )

با این طبقه بندی می توان به تولید دستبافته ها در مناطق مختلف. که هریک دارای ویژگی خاص خود هستند پی برد.

این نوع یک تجزیه فنی است  برای هنرجو.  که  از چند پود وچه نوع گره ای بکار رفته ورنگ ان که از چه نوع است ( طبیعی یا مصنوعی )مشخص شده رنگ مصنوعی است. باشور رنگ پس داده
همه بافت ها از این روش صحیح نیست

چند نمونه از دستبافته های معروف نقاط مختلف کشور را خدمت عزیزان ارسال می نمایم

قالیچه قدیمی گل ابریشم قم. اولین طرح شکارگاه که درکرمان برروی کاغذ امده

قالیچه ساروق قدمت ۱۰۰ساله. طرح لیلیان

قالی قدیمی قدمت ۱۰۰ساله بافت ملایر

قالیچه قدیمی بلوچی طرح ایلیاتی درناحیه سرخس

قالیچه تابلویی قدمت ۱۵۰ ساله بافت کرمان قدیم. صحنه نمایشی تاج بخشی به ادشیر وشاپور بابکان

قالیچه ابریشمی طرح گلدانی قدمت ۹۰ ساله. بافت قدیم کاشان

قالیچه قدیمی هریس طرح لچک وترنج

قالیچه قدیمی طرح محرابی تمام ابریشم بلوچی سرخس

قالیچه قدیمی طرح گلدانی (حاج خانمی ) بافت کاشان

قالیچه. قدیمی طرح میناخانی یا بندی ورامین

قالیچه قدیمی بلوچی طرح ایلیاتی درناحیه سرخس

قالیچه قدیمی. بافت تفرش  ترنج ساعتی
معرف به عقربه ساعت

قالیچه چهار گوش ۶لای نایین

قالیچه قدیمی طرح بته نقشه سراسری. بافت قدیم کاشان

قالیچه قدیمی. قدمت ۱۰۰سال به بالا طرح قاب قابی تصاویری از جنگهای رستم

معرفی فرش‌های سالتینگ

ایرلند یکی از پیشروترین محققین در زمینه مطالعه‌ فرش‌ های شرقی (آسیایی) و نویسنده آثار بی شماری‌ است که از شهرت جهانی برخوردار است،از جمله‌ کتاب‌های وی،کتاب «قالیچه‌های شرقی،یک‌ راهنمای جدید و جامع» یکی از کتب پر فروش در زمینه‌ فرش است.

 

هشتمین کنفرانس بین المللی در زمینه فرش‌های‌ شرقی(آسیایی) و در ارتباط با فرش‌های سالتینگ در سال ۱۹۹۶ برگزار شد. شش سخنران در مورد اینکه آیا این فرش‌ها متعلق به قرون شانزدهم یا هفدهم یعنی‌ دوره صفویه هستند (که اصولا مارتین Martin و پوپ Pope به آن متعقدند) و یا متعلق به قرن نوزدهم‌ ترکیه واقتباسی از طرح‌های ایرانی هستند (این تئوری‌ توسط اردمان Erdmann ،الیس Ellis ،و بیتی Beatiee ارائه شد) سخنرانی کردند. ظاهرا عجیب به نظر می‌رسد که این فرش‌ها با چنین بافت ظریفی در طرح‌ کلاسیک ایرانی، ترک در نظر گرفته شود. ولی این‌ تئوری در سال‌های ۱۹۷۰ به قدری نافذ بود که فروش‌ فرش‌های سالتینگ را غیر ممکن ساخت و حتی موزه‌ها بر چسب‌های خود را تغییر دادند تا نسبت به دیدگاهی‌ که ظاهرا بی عیب و نقص به نظر می‌رسید عکس العمل‌ نشان دهند. این فرش‌ها پس از اینکه جرج سالتینگ‌ (۱۹۰۹-۱۸۳۵)نمونه‌ای از آن را به موزه ویکتوریا آلبرت اهدا کرد،به نام او خوانده شد.

فرش‌های این مجموعه بافت بسیار ظریفی دارند (معمولا بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ گره در هر اینچ مربع) تارهای‌ ابریشمین و پودی از کرک نرم، زمینه با بافتی یکنواخت‌ از نخی با پوشش فلزی شکل گرفته است. حداقل ۲۷ نمونه از فرش‌های ترنجی با طراحی‌های استادانه به‌ شکل شاخ و برگ تاک،نخل،پرندگان و دیگر حیوانات و نقش‌هایی به سبک اسلیمی نقش شده‌اند. حاشیه‌های اصلی عموما شامل قاب کتیبه‌ای و خوشنویسی شده‌ای است که اغلب کمی از حاشیه فراتر می‌رود، و گاهی نیز این نقش خطاطی در حاشیه داخلی‌ باقی می‌ماند. حدود ۷۰ قالیچه از این مجموعه به شکل‌ سجاده است و کتیبه‌های آن،شعارهای مذهبی و آیاتی‌ از قرآن می‌باشد. نقش‌های گل با فرش‌های دیگر مشترک است ولی نقش پرندگان و حیوانات در آنها متفاوت است. تعداد زیادی از این قالیچه‌ها در موزه‌ توپ کاپی (topkapi) در استانبول نگهداری می‌شود. و تعدادی نیز در مجموعه‌های غربی، همتای نمونه‌های‌ توپ کاپی است و یا اینکه در حدود سال‌های ۱۸۸۰ از آن موزه به دست آمده است. تعداد کمی نیز در موزه‌های‌ ایران یافت می‌شود.

اف.آر.مارتین F.R.Martin در کتاب«تاریخ» اشاره می‌کند که این قالیچه‌ها متعلق به قرن شانزده‌ تبریز است و پوپ Pope نیز در کتاب «مروری بر هنر ایران» عمیقا همین نظریه را تأیید می‌کند.در کتاب‌ راهنمای فرش‌های موزه ویکتوریا و آلبرت، نویسنده بر ماهیت ایرانی فرش‌ها تأکید کرده و می‌گوید: «مدارک‌ بی‌شماری این احتمال را تأیید می‌نماید که فرش‌ها در مجاورت قسطنطنیه (استانبول فعلی) و در حدود قرن‌ هجدهم بافته شده‌اند. وی اضافه می‌کند که فرش‌های‌ سالتینگ در ترکیه مشاهده شده‌اند، در حالی که مدرکی‌ ارائه نمی‌شود. اف.سار ( Sarre)نظری مشابه را در مورد فرش لوبانف روستووسکی در نمایشگاه لنینگراد در سال‌ ۱۹۳۹ درباره هنر ایرانی ارائه می‌کند. اما پوپ قویا با این‌ دیدگاه‌ها در کتاب «مروری بر هنر ایرانی» مخالفت‌ می‌نماید، و با هیجان عجیبی اهمیت یافتن هویت واقعی‌ این فرش‌ها یادآور می‌شود . پوپ می‌افزاید نمونه‌هایی از این‌ فرش‌ها از عهد صفویه از طریق استانبول به‌ بازارهای غربی رسیده است.و به خصوص یادآور می‌شود که نخ فلزی بسیار شبیه فرش‌های زرباف قدیم‌ ایرانی بوده و پشم به کار رفته در آنها مشابه فرش‌های‌ اردبیل است.

اردمان،در سال ۱۹۴۱ در پاسخ به کتاب «مروری به‌ هنر ایرانی» کتاب «اسلامیکا» را می‌نویسد و بدون‌ اینکه دلایل خود را توضیح دهد فرش‌های سالتینگ را تقسیم بندی می‌کند. گروهی که فرش‌های ایرانی به‌ نظر می‌رسند، شامل فرش بیکر Baker در موزه هنر متروپولیتن Metropolitan ، دو قالیچه که سابقا در مجموعه یرکز Yerkes و قالیچه‌ای نیز که در Von Pannwitz بوده،اکنون همه آنها در مجموعه‌  thysson-Bornemisza نگهداری می‌شوند.

گروه دوم که به اعتقاد اردمان منشا قدیمی ترکیه‌ای‌ دارند،شامل خود فرش سالتینگ و نیز فرش مارکاند Marquand در فیلادلفیا، فرش لوبانف روستووسکی‌ LobonofRostovski در سن پطرزبورگ، و نمونه‌ای در لیون Lyon و در مجموعه‌ای از سی سجاده در موزه‌ توپ کاپی می‌باشد.وی به خصوص برای مجموعه‌ فرش‌های توپ کاپی اهمیتی خاص قائل است.چرا که‌ بسیاری از آنها از لحاظ جنس، ساختار، رنگ، طرح، و همچنین کتیبه‌های متعدد آن به قالیچه‌های ترنجی‌ شباهت دارند. همچنین همان نخ‌های فلزی در بافت‌ همه آنها به کار رفته است.

قالیچه‌های این گروه به دلیل درخشندگی‌ رنگ‌هایشان مورد تردید قرار گرفت و اردمان‌ نتیجه گیری کرد که تمامی سجاده‌های توپ کاپی از همان گروه بوده و در دوره کوتاهی در یک کارگاه بافته‌ شده‌اند. وی دو نمونه غیر ایرانی را مجزا کرد، یکی شبیه‌ به اصل طرح‌های مملوکیان و دیگری فقط با دو رنگ. از آن جایی که این دو قالیچه ایرانی به نظر نمی‌رسیدند، او عقیده داشت که تمام قالیچه‌های توپ کاپی ایرانی‌ نیستند و پیشنهاد کرد که آنها متعلق به قرون هجدهم‌ می‌باشند. اردمان اظهار داشت که قالیچه‌ها در میان‌ اولین فرش‌های کارگاه سلطنتی ترکیه در هرک Herek بافته شده‌اند.سپس تاریخ بافت آنها را به اوایل قرن‌ نوزدهم تغییر داد.این تئوری تا سال‌های جنگ در دهه‌ ۱۹۶۰ راکد ماندند.گر چه در کاتولوگ مجموعه Thyssen در سال ۱۹۷۲،ام-اچ بیتی تئوری‌های‌ اردمان را احیا کرده و ماهرانه آن‌ها را پرداخته است.وی‌ فرش VonPannwitz از آن مجموعه را به عنوان فرش‌ سلطنتی ترکیه در قرن نوزدهم توصیف می‌کند.

در آن زمان چارلز گرنت الیس CharlesGrant Ellis حامی نظریات اردمان بود و در سراسر عمر قالیچه‌های دیگری را به گروه فرش‌های سالتینگ‌ اضافه کرد. تاریخ بافت آنها را نیز قدری بیشتر به زمان‌ حاضر نزدیک نمود با علم به اینکه کارگاه هرک تا نیمه‌ قرن نوزدهم تأسیس نشده بود.هنگامی که اطلاعات‌ موثق نشان داد که فرش‌ها تا سال ۱۸۹۱ در هرک بافته‌ نشده‌اند، الیس فرش‌های سالتینگ را بافته اواخر قرن‌ نوزدهم نامید. وی در مصاحبه‌ای که بعدها انجام داد، فرش چلسی Chelsea را که در موزه ویکتوریا و آلبرت‌ موجود است،از گروه سالتینگ خواند و عاقبت نمونه‌ فرش‌هایی بدون نخ‌های زری، بدون کتیبه و بدون طرح‌ ترنجی و طرح محراب گونه به این مجموعه اضافه کرد و البته این دیدگاه‌ها عمیقا تأثیر گذار بود . در سال ۱۹۸۷ کاتالوگ توپ کاپی که کار مشترک راجرز Rodgers و تزکان Tezkan بود، سجاده‌های نوع سالتینگ را متعلق‌ به بافته‌های اواخر قرن نوزدهم ترکیه اعلام نمود. و مجددا همچون اردمان، تمام سجاده‌ها را در یک‌ طبقه بندی و زمان و مکان بافت آنها را مشترک تصور نمود.

تفکرات اصلاح گرایانه در سال‌های ۱۹۸۰ شکل‌ گرفت و نوین انز NevinEnez به ویژه آزمایش‌هایی بر روی رنگ قالیچه‌های توپ کاپی انجام داد. وی‌ به خصوص اثبات کرد که رنگ زرد در دو نمونه از ۹ فرش‌ آزمایش شده شامل موادی است که از گیاه‌ DelphiniumSemibatum مشتق می‌شود. این گیاه‌ به طور خودرو در ایران می‌روید ولی در ترکیه وجود ندارد. انز متعاقبا وجود لاک را در چهار قالیچه (شماره‌های‌ ۲۰۳۵/۱۳،۲۰۴۰/۱۳،۲۰۲۹/۱۳،۲۰۱۵/۱۳ توپ‌ کاپی) گزارش داد که بر خلاف فرضیه منشاء فرش‌های‌ قرن نوزده ترکیه می‌باشد. در یکی از این فرش‌ها از Juglon که از پوست گردو به دست می‌آید استفاده شده‌ است. طبق ادعای انز در هیچ فرش ترکیه‌ای آزمایش‌ شده،از Juglon استفاده نشده ولی در عموم فرش‌های‌ ایرانی یافت می‌شود.

در حالی که طبق تصور اردمان تمامی ۳۷ سجاده‌ موجود در توپ کاپی در یک محل و تقریبا یک زمان‌ بافته شده‌اند. انز دریافت که یکی از قالیچه‌ها (۲۰۲۴/۱۳ توپ کاپی)حاوی اسید پیکریک و گره‌های متقارن داشت.این دو قالیچه که‌ اختصاصا توسط اردمان با منشأ ترکیه‌ای قلمداد شده‌ بود اکنون مشخص می‌کرد که جزء مجموعه سالتینگ‌ نیستند.یکی از این دو،تنها نمونه با رنگ مصنوعی و دیگری تنها نمونه با گروه‌های متقارن بود. نظریه اردمان‌ به طور منطقی بر پایه شباهت‌های طراحی استوار نبود، و یافته‌های علمی در مورد رنگ و ساختار فرش‌ها، نظریه ترکیه‌ای بودن فرش‌های سالتینگ را تضعیف‌ کرد. کسانی که هنوز به تعلق  داشتن فرش‌های‌ سالتینگ به منشأ ترکیه‌ای اواخر قرن نوزدهم اعتقاد دارند، ادعا می‌کنند که این نظریه با عدم وجود فرش گونه سالتینگ در مجموعه‌های متعلق به پیش از اواخر قرن نوزدهم تقویت می‌شود و همچنین کیفیت‌ نگهداری خوب بسیاری از آنها مورد ظن می‌باشد. فرشی در موزه چارتوریسکی Czartoryski در کراکو Cracow یک مورد استثنا به شمار می‌رود.

هنگامی که من این فرش را در سال ۱۹۹۶ در کراکو آزمایش می‌کردم،دریافتم که با دیگر فرش‌های‌ مجموعه سالتینگ سازگار است. فرش زمینه سبز تیره‌ شبیه به قالیچه مارکاند فیلادلفیا داشت و نخ فلزی‌ شاخص گونه سالتینگ در متن آن به کار رفته بود. از آن جایی که هیچ کس در موزه نمی‌توانست ظاهر آن را به فرش‌های اوایل قرن نوزدهم شبیه بداند،آشکارا همراه با صدها شی‌ء دیگر شامل چادرهای عثمانی که‌ از چادرهای پراکنده پس از شکست حصر وین در سال‌ ۱۶۸۳ به دست آمده، در یک گروه قرار می‌گیرد. هزاران‌ شی‌ء ترکیه‌ای از این گونه در خانه‌های اشراف مختلف، تا زمانی که موزه آنها را بیابد،نگهداری می‌شد. فرش‌هایی از گونه سالتینگ در سال‌های اولیه ۱۹۹۰ توسط نویسنده‌ای در موزه ایران باستان در تهران‌ آزمایش شد که متعلق به شاه بود. بنابراین احتمال‌ ترکیه‌ای بودن آن ضعیف می‌باشد.

جان میلز JahnMills به نحوی قانع کننده مشکل‌ یافتن یک فرش سالتینگ را در فهرست اموال اولیه حل‌ کرده است. او توانست یک فرش معاصر را در موزه هنر اسلامی قاهره بیابد که متعلق به تاجری پاریسی به نام‌ ام.چپی Chappey بوده و در میان اموالش در سال ۱۹۰۷ به فروش رفته است. میلز دریافت که این تاجر فرش‌ها را از کلیسای پالنسیا Palencia در اسپانیا خریداری کرده‌ بود. میلز این کلیسا را در سال ۱۹۹۶ بازدید کرد و دریافت که فهرست اموال سال‌های ۱۶۲۳ ،۱۶۴۹، ۱۷۵۲ و ۱۷۸۳ هنوز موجود است.شرح یک فرش در فهرست سال ۱۶۴۹ به قدری با طرح غیر متعارف فرش‌ چپی سازگار است که به سختی می‌توان به نحوه ورود آن به قاهره شک داشت. این فرش که در کتاب «مرور» چاپ شده است، اولین مدرک مستندی است که نشان‌ می‌دهد فرش گونه سالتینگ در فهرست اموال قرن‌ هفدهم وجود داشته است.میلز اظهار داشت که کتیبه‌ روی فرش چار توریسکی توسط شرق شناس فرانسوی‌ ژوربرت Jourbert کمی پس از سال ۱۸۰۹ ترجمه شده‌ است.

همچنین میلز دریافت که فرش ترنجی رینود Reinaud نمونه دیگری از فرش‌های ترنجی گونه‌ سالتینگ توسط مارتین توصیف شده است. این فرش‌ در ابتدای قرن نوزدهم در میان دارایی‌های مارکی‌ دولاگوی MarquisdeIagoy یکی از اعضاء کابینه‌ نمایندگان وجود داشته و در کتابی از مجموعه مارکی‌ توسط رینود توصیف و در سال ۱۸۲۸ به چاپ رسیده‌ است. ضمنا میلز فرش دیگری را که هم اکنون در گالری‌ و الترز Walters در بالتیمور موجود است معرفی می‌کند که در مجموعه گوپیل Goupil بوده و در حراجی سال‌ ۱۸۸۸ فروخته شده است. این فرش نه تنها به طور وسیعی مرمت شده و در سر آن کاملا از نو بافته شده‌ است، بلکه مرمت آن به طور قطع پیش از اینکه در مجموعه گوپیل قرار گیرد، انجام شده است. چنین‌ فرشی با چنین مرمتی که قبل از سال ۱۸۸۰ انجام‌ یافته، قطعا تنها چند دهه قبل بافته نشده است.

میلز علاوه بر تهیه چنین مدارکی،گزارشی موثق در مورد چگونگی رسیدن فرش‌های نوع سالتنیگ به دست‌ خریداران غربی را در سال‌های ۱۸۸۰ ارائه می‌نماید. در جنگ میان روسیه و ترکیه در سال‌های ۸-۱۸۷۷ در اوایل سال ۱۸۷۸ روس‌ها در کنار دروازه‌های قسطنطنیه‌ (استانبول) بودند و استانبول در حالت آنارشی قرار داشت‌ و جمعیت آن مملو از پناهندگان و بیماران بود. شهر در یأس و نومیدی به سر می‌برد و شواهد بسیاری در این‌ مورد توسط میلز ذکر شده است که مردم به ناچار خود را در زمستان ۱۸۷۸ در بازارها می‌فروختند.

مدارکی از توپ کاپی (فرش‌های سالتینگ)

اگر بسیاری از این فرش‌هایی که ظاهر ایرانی‌ دارند، در ترکیه بافته نشده‌اند، پس چگونه است که در موزه توپ کاپی جای گرفته‌اند؟ این مطلب با مدارکی‌ مستند قابل تفسیر است. شاه ایران هدایایی ارزشمند براس سلطان عثمانی می‌فرستاد که فرش از نمونه‌های‌ ویژه آن است. ورود هدایایی ارزشمند در سال ۱۵۶۷ به‌ دربار عثمانی توسط سفیر مجارستان مشاهده شده‌ است وی به خصوص به «فرش‌های ابریشمین همدان و درگزان…بیست فرش بزرگ و بسیاری فرش‌های‌ کوچک‌تر با طرح و نقش گل، پرنده، و حیوانات و طلا… که توسط ۷۰۰ بافنده ماهر مرد بافته شده و نوزده هزار بسته شامل تجملات به وسیله حیوانات حمل می‌شد. فرش‌های پشمی به قدری سنگین بود که هفت مرد به‌ سختی می‌توانستند آنها را حمل کنند» اشاره کرده است. در توپ کاپی به نظر می‌رسد که بسیاری از فرش‌ها هرگز مورد استفاده قرار نگرفته است و به همین سبب‌ تقریبا نو به نظر می‌رسند.به این دلیل فرش‌های گونه‌ سالتینگ وضعیت مناسبی داشته و از دیگر فرش‌هایقرون شانزده و هفده سالم‌تر هستند.

تاریخچه‌ای از این فرش‌ها در توپ کاپی ثبت شده‌ و هولیا تزکان از کارمندان موزه، مجموعه‌ای از فرش‌های ایرانی که در فهرست اموال‌ سال‌های ۱۶۸۰ هستند،خاطر نشان کرده است‌ سجاده‌های ایران(۹۸ سجاده)هم در لیست قرار دارند و توضیحی در مورد روش به کار رفتن نخ‌های فلزی در آنها موجود است. در این توصیف آمده است:فرش‌های‌ ایرانی با نقش و کتیبه.

نخ‌های پوشیده با فلز (فرش‌های سالتینگ)

حل معمای نخ‌های‌ پوشیده با فلز، بافته شده در متن فرش‌های سالتینگ‌ ، سهم نویسنده می‌باشد توضیحات پوپ در این مورد روشنگر نیست. آزمایش میکروسکوپیک بر روی نقره‌ای که از قسمت‌های کوچکی از چند نمونه این فرش‌ها بیرون‌ کشیده شده،مدرک موثقی در مورد قدمت زیاد آنهاست. به نظر می‌رسد که روش صحیح بافت رشته‌های فلز و پیچیدن آن به دور تار ابریشم در استانبول ناشناخته‌ بوده است. چرا که تمامی نمونه‌های فرشی که نخ فلزی‌ در آن به کار رفته و ریشه آن به استانبول می‌رسد، نشانگر خطاهای زیادی در آنهاست. و ضمنا هیچ نخ‌ نقره جدیدی در آنجا یافت نشده که در برابر کدر شدن‌ مقاومت داشته باشد.

پوپ آشکارا تصور می‌کرد که این نخ از پوشش نوار نقره‌ی خالص بر روی رشته‌ای ابریشمین ساخته شده‌ است.در حالی که نمونه‌های آزمایش شده در این‌ مطالعه نشانگر آن است که جنس آن از نقره زراندود است.عجیب نیست که هیچ نخ نقره‌ای جدیدی یافت‌ نشده که در مقابل کدر شدن مقاومت کند. فرش‌های‌ سالتینگ از نخ‌هایی بافته شده بود که روکش طلا داشته‌ و تیره نمی‌شدند. که البته خطایی قابل درک است، زیرا بدون آزمایش میکروسکوپیک تحت فشار زیاد و پاکسازی لایه جرم گرفته و اکسیده شده سطحی،نخ به‌ نظر نقره می‌آید.

چهار نمونه از نخ‌های به کار رفته در فرش‌های‌ مختلف سالتینگ توسط مایکل فرانس Michael Franses در تجزیه میکروسکوپی شده‌اند.

در آزمایش‌ها مشخص شد که تمام نمونه‌ها از یک‌ گونه واحد هستند. نخ‌ها از پیچیده شدن فلز به دور یک‌ تار ابریشمین تهیه شده و نقره به کار رفته در آن بسیار خالص و با درجه خلوص ۹۸% بوده و ناخالصی آن از طلا و سرب می‌باشد.وجود این ناخالصی به طور طبیعی در همجواری نقره وجود داشته و جداسازی آن بسیار مشکل است وجود آلیاژ طلا و ترکیب نقره،طلا و جیوه‌ امکان ارزیابی دقیق‌تر را مشکل ساخت.

اما چرا در قسمت‌های زری‌دار فرش‌های نازک که‌ مقدرا کرک آن کم است، طلای کمی مشخص است؟ مطالعات اخیر در زمینه مواد قدیمی نشان می‌دهد که‌ طلا در صورت قرار گرفتن در مجاورت مواد فاسد کننده، تحلیل می‌رود. امکان دارد این مواد، اسیدی بوده و یا وجود باکتری‌ها به تدریج سبب تحلیل رفتن طلا شود. این امکان هم وجود دارد که پشم به کار رفته در فرش‌ها حاوی گازهای کدر کننده باشد که به نقره حمله می‌کند.

همچنین نخ‌های فلزی فرش‌های سالتینگ به خوبی‌ تارهای ابریشمین آن را نپوشانده است.این فرش‌ها به‌ احتمال زیاد برای استفاده بر روی کف زمین نبوده‌اند. اولین سؤالی که پس از درک چگونگی ساختن نخ به‌ ذهن می‌رسد، این است که آیا این تکنیک،خاص ایران‌ بوده یا در ترکیه هم مورد استفاده قرار می‌گرفته است. از آن جایی که هیچ سابقه کافی موجود نیست، نمی‌توان‌ اثبات کرد که چنین تکنیکی هرگز در ترکیه به کار نمی‌رفته است. به همین علت یکی از نمونه نخ‌های به‌ کار رفته در فرش‌هایی که به طور مسلم در ایران بافته‌ شده و مورد مطالعه میکروسکوپیک قرار گرفته بود، محور بررسی قرار گرفت. این فرش‌ها از نوع فرش‌های‌ زرباف صفویه بودند و با نخ‌های فلزی به کار رفته در فرش‌هایی که تصور می‌شد در کارگاه عثمانی هرک در قرن نوزدهم بافته شده‌اند،مورد مقایسه قرار گرفت.

نمونه فرش‌های هرک به آسانی از فرش‌های‌ سالتینگ تمیز داده می‌شد.زیرا نخ‌های فلزی‌ فرش‌های هرک روکش نقره داشته و فلز پایه آن به‌ جای نقره مس بوده و فلز تقریبا با بی دقتی به دور تار ابریشمین پیچیده شده است به طوری که تار ابریشمین‌ گاهی بدون روکش مانده است.در هیچ کدام از فرش‌های سالتینگ مس به این گونه استفاده نشده ولی‌ در فرش‌هایی که با نخ‌های فلزی در هند یا چین بافته‌ شده‌اند،دیده می‌شود.

نمونه نخ‌های فلزی فرش‌های سالتینگ و فرش‌های زرباف صفویه یکسان بودند.تنها تفاوت آنها این بود که نخ‌های فلزی فرش‌های زرباف در وضعیت‌ مطلوب‌تری قرار داشتند.حدود سی درصد سطح نوار فلز،هنوز پوشیده از طلا بود و از آنجا که روش کاملا مطمئنی برای تخمین دقیق سرعت فرسودگی وجود ندارد،می‌توان برآورد نمود که فلز به کار رفته در فرش‌های زرباف صفویه حدود ۵۰ تا ۱۰۰ سال پس از فرش‌های سالتینگ بافته شده‌اند.

با نتیجه‌گیری حاصل از آزمایش بر روی نخ‌های‌ صفویه،اطمینان بیشتری می‌یابیم که فرش‌ها اصلیت‌ ایرانی دارند،زیرا الف-نخ‌های فلزی به روشی که‌ نخ‌های فلزی بکار رفته در قالیچه‌های زرباف صفویه‌ تهیه شده‌اند،به دست آمده‌اند ب-فلز پایه در نخ‌های‌ فرش‌های منسوب به هرک به جای نقره،مس بوده‌ است.ج-هنگامی که آلیاژ جیوه و طلا در اروپا در قرن‌ نوزدهم متداول بوده،این شیوه همزمان مشخصه‌ کارهای فلزی ایران در آن ایام می‌باشد.البته هنوز سوال‌ در زمینه تجارت این نخ‌ها به قوت خود باقی است.

کتیبه‌ها (فرش‌های سالتینگ)

برای اعلام صریح اصلیت و ریشه فرش‌های‌ سالتینگ مطلب بیان شده توسط مایکل فرانسس‌ درباره کتیبه‌های سجاده‌ها را مورد مطالعه قرار می‌دهیم. برای درک معنای کتیبه‌ها می‌بایست در مورد تفاوت و تمایز میان شیعه و سنی و نقش داماد حضرت‌ رسول(ص) یعنی حضرت علی(ع) آگاهی داشته باشیم، با رحلت حضرت رسول(ص) در سال ۶۳۲ میلادی‌ گفت و گو بر سر این بود که چه کسی می‌باید نقش وی را به عنوان رهبر امت ادامه دهد. ابوبکر دوست حضرت‌ محمد و یکی از اولین اسلام آورندگان به عنوان خلیفه‌ انتخاب شد.گر چه عقیده بر این است حضرت رسول‌ خود حضرت علی را به عنوان نایب خود برگزیده بود. نه تنها حضرت علی(ع)همسر دختر حضرت‌ رسول(ص) یعنی حضرت فاطمه(ع) بوده، بلکه حضرت‌ محمد(ص) پس از رحلت والدینشان در سن ۶ سالگی‌ در خانه پدر حضرت علی(ع)بزرگ شدند، با وجود اختلاف سن زیاد حضرت علی(ع) و حضرت محمد(ص) بیشتر به برادر شبیه بودند تا به پسر عمو.

با وجود این،حضرت علی(ع) در مقابل خلیفگی‌ ابوبکر به طور جدی مقاومت نکرد و حتی با مرگ ابوبکر وی خود را برای خلیفگی همچون عمر تحمیل نکرد (گر چه حضرت علی خود عضو شورا بود) پس از عمر، عثمان که خانواده‌اش و نیز خود بدوا مخالف حضرت‌ محمد(ص)بودند به خلیفگی برگزیده شده خلافت‌ عثمان با قتل او توسط یکی از مخالفان پایان یافت و سرانجام پس از بیست و چهار سال حضرت علی(ع)به‌ خلافت رسیدند.

گر چه خلافت حضرت علی(ع)با خجستگی آغاز شد،ولی وقایع سیاسی بر علیه او گردید و مقر ایشان در شهر کوفه عراق مورد تهاجم سپاه معاویه قرار گرفت و پس از جنگی،ناتمام ایشان در توطئه‌ای به شهادت‌ رسیدند.حضرت علی(ع)اولین امام شیعیان به شمار می‌رود.فرزندان ایشان امام حسن(ع)و امام حسین(ع) دومین و سومین امام شیعیان می‌باشند.حرم ایشان در شهر نجف عراق محل دفن حضرت علی(ع)بوده و بدن‌ امام حسین که در کربلا به شهادت رسیدند،در آنجا مدفون است.

خلفای پس از حضرت علی(ع)بنیانگزاران مذهب‌ تسنن هستند و در اکثر خاور نزدیک این مذهب‌ حکمفرما شد. با وجود این در برخی نواحی تعداد شیعیان‌ بیش از سنی‌هاست و طوایف آذربایجان که سلسله‌ صفویه را پایه ریزی کردند و مذهب تشیع را به عنوان‌ مذهب حاکم اعلام کردند. همین مسئله موجب نزاع‌ آن‌ها با عثمانی‌ها در اوایل قرن شانزدهم شد. سلطان‌ عثمانی رهبر مذهب سنی بود و شاه ایران رهبر بی چون و چرای تشیع به شمار می‌رفت. آیات قرآن که بر روی فرش‌ها یافته شده الزاما مشخص کننده گروه‌ خاصی نیست ولی برخی دعاهای خاص، اختصاص به‌ شیعه دارند. ترجمه کتیبه‌های بسیاری از فرش‌های‌ گونه سالتینگ و سجاده‌ها توسط فرانسس بیانگر اصلیت و وابستگی به مذهب تشیع است. در چهار مورد خاص از فرش‌ها نام حضرت علی(ع)آورده شده. در شش نمونه دیگر دعاهایی در مورد رحمت خداوند بر چهارده امام معصوم که مرکزیت تشیع هستند، بافته‌ شده است. در چهار فرش دیگر حاشیه‌هایی منقوش به‌ طرح‌های کوفی که شیعیان به آن معتقدند دیده می‌شود و در بسیاری دیگر قسمت‌هایی از ادعیه شیعه به کار رفته است.

اینها نشانگر آن است که سجاده‌های گونه‌ سالتنیگ که تعداد ۳۵ تای آنها در توپ کاپی مانده‌ است،در قرن نوزدهم و در کشور ترکیه بافته نشده‌اند. آنها به عنوان هدایایی از جانب شاه نگهداری شده و در واقع استفاده کم از آنها به علت عبارات کتیبه‌ها و آیات‌ است. غیر از کتیبه‌های گروه سالتینگ-طرح‌های‌ ترنجی-کتیبه‌ها با عبارات غیر مذهبی و بیشتر شعر گونه دارند.شعرها از منابعی است که هیچ کدام به‌ پس از قرن هفدهم مربوط نمی‌شود.اینها مدارک کافی‌ برای مشخص کردن بافت فرش‌ها در ایران یا ترکیه‌ نیستند.کتیبه‌هایی نیز به زبان فارسی قابل دستیابی در دربار عثمانی بوده‌اند زیرا در قرن شانزدهم و هفدهم‌ فارسی اولین زبان دربار بوده است.

نتیجه گیری (فرش‌های سالتینگ)

هنگامی که محققین مهم فرش،به ویژه الیس و اردمان اظهار می‌دارند که فرش‌های سالتینگ متعلق به‌ اواخر قرن نوزدهم بوده و در ترکیه بافته شده‌اند، از شأن‌ و ارزش این آثار هنری می‌کاهند، به نحوی که این آثار در حد یک تقلید هنری، آن هم به صورت درکی ناقص‌ از هنر ایرانی توسط طراحان عثمانی معرفی شده و فرش‌های سالتینگ کتیبه‌ای نارسا به نظر می‌آیند. در سال‌های ۱۹۷۰ قیمت آنها بسیار تنزل می‌نماید در حالی که ارزش فرش‌های صفویه بسیار بالا است. با تلفیق تاریخ و روش‌های علمی در هنر، واضح است که‌ نتیجه گیری و انتساب فرش‌های سالتینگ بر پایه‌ احساس، به تنهایی کافی نیست. با تعیین کربن ۱۴ در ده فرش- اعم از سجاده و غیر آن – مدرک مهمی در مورد قدمت و انتساب فرش‌های گروه سالتینگ به قرون‌ نوزدهم، چیزی بیش از یک خطای تحقیقاتی نیست، مجددا ارزش آنها به عنوان آثار تاریخی برجسته معلوم‌ می‌شود، و می‌توانیم با بررسی فرش‌هایی که در وضعیت‌ اولیه خود باقی مانده‌اند، فرش‌ها را در زمان بافته شدن‌ در کارگاههای فرش بافی دوران صفویه تجسم و تحسین نماییم.

 

 

نماد شناسی در فرش

نمادی که امروز میخوام در موردش مطالبی رو عنوان کنم نماد پرنده است

پرنده به این دلیل که با آسمان ار تباط داره نسبت به سایر حیوانات متمایز  است

از گذشته های دور آسمان جایگاهی برای خدایان بوده  و ارتباط پرنده با آسمان سبب شده تا این نماد جنبه ی تقدس پیدا کنه

این ارتباط میان زمین آسمان سبب شده که وظیفه ی پیغام رسانی میان زمین و آسمان رو بر عهده داشته باشه

و  این تفکر در میان مردم شکل بگیره که پرنده می تواند حاجت ها منتقل کند و درخواستهای انان را برساند

یکی از بزرگترین آرزوی انسان پرواز بوده به همین دلیل هم در تصاویر اسطوره ای انسان های بالدار زیادی دیده می شود

و یا در تصاویر حیوانات اسطوره ای(گریفن،گریفون) داشتن بال یکی از ویژگی های مهم آن ها بوده است

“گریفن ها حیوانات افسانه تصویر شده یا ساخته شده ی دست انسان بودند که اندام های مهم و برجسته ی حیوانات مختلف را به صورت تلفیقی دارا بودند ”

به این دلیل که نماد قدرت هستند اغلب  به عنوان محافظ و نگهبان در ورودی قصر ها  و یا آرامگاه ها تصویر شده اند.

اسفنکس- سر انسان و بدن حیوان

گریفن-گریفون

این نوع حیوانات بالدار را نیز در انواع ریتون ها (جام ها) دوره هخامنشی می توان دید

ریتون هخامنشی

در گذشته معتقد بودند که اگر در این ظروف نوشیدنی بنوشند قدرت این حیوانات به آن ها منتقل می شود

آسمان غیر از این که جایگاه خدایان هست منبع باروری و زندگی نیز محسوب می شود چرا که باران از آسمان به زمین می بارد

به این ترتیب پرنده با ارتباطی که با آسمان دارد به عنوان نماد باران نیز در نظر گرفته می شود و می تواند پیک باران باشد

انواع پرندگان به عنوان نماد انتخاب شده اند که هر یک با توجه به توانایی ها و ارتباط هایی  که دارند در جایگاه های مختلف به عنوان نماد های مختلفی شناخته میشدند

برای مثال انواع پرندگان شکاری مانند عقاب و شاهین و باز  و … به عنوان نماد قدرت محسوب می شدند و در اغلب نگاره ها در کنار پادشاهان و شاهزادگان تصویر شده اند.

انواع پرندگان آبزی رو داریم که در کنار نمادهای آب استفاده شده اند و به عنوان نماد باروری و برکت هستند.

برای مثال در جام(لیوان آبخوری) شوش که مربوط است به هزاره ی چهارم قبل میلاد پرندگان گردن کشیده ای تصویر شده اند که به صورت خاصی دورتادور لبه ی بالایی جام تکرار شده اند

حضور نمادهای دیگر مرتبط با آب ” مثل بز کوهی” بر روی این ظرف نشان می دهد که این جام برای مراسم آیینی استفاده میشده است. و همه ی نمادهای تصویر شده نشانی از باروری و زندگی اند.

همنشینی نماد پرنده با حیواناتی که نماد ماه بودند از جمله  بز و گوزن ارتباط آن را به عنوان نماد ماه و باران تقویت می کند.

حضور تصویری از پرنده که بالهای آن به صورتی تصویر شده که می تواند نشانه ای از باران باشد گویای این ارتباط است.

بر روی قالی های روستایی و عشایری نقشمایه ی پرنده هم به صورت شمایلی دیده می شود و هم به صورت نمادین.

در جایی در دو طرف درخت زندگی قرار گرفته به عنوان نگهبان

و در برخی از نمونه ها در کنار سایر نقشمایه های اشکالی تصویر شده است.

طاووس یکی از پرندگانی است که در اغلب دستبافته های روستایی و عشایری دیده می شود

اگر چه این پرنده بومی ایران نیست

و از هندوستان به ایران آمده است اما توانسته با فرهنگ ایرانی ارتباط برقرار کند و به عنوان یکی از نماد های ایرانی مورد استفاده قرار گیرد

به دلیل دم زیبایی که دارد و هنگام باز شدن شباهت به خورشید دارد در ایران به عنوان نماد خورشید مورد استفاده قرار می گیرد

در برخی از تصاویر دیده شده که در منقار طاووس مار قرار دارد

و به همین دلیل هم معتقداند که طاووس می تواند نیروهای شر را ازبین ببرد

و حتی معتقد بودند گوشت او دارای خاصیت درمانی و پادزهر است

به همین دلیل هم می تواند نماد باروری و برکت و حاصلخیزی باشد

داستان های زیادی درباره ی زشتی پاهای طاووس وجود دارد

در یکی از آن ها آمده که طاووس سبب شد تا مار به بهشت راه پیدا کند و آدم و حوا را فریب دهد

و به دلیل این خطا پاهای او زشت شده است

از این دیدگاه برخی این حیوان را به فال بد می گیرند

در دوره ی ساسانی این حیوان بیشتر تصویر شده است و در قبل از این دوره تصویری از طاووس دیده نشده

گفته شده در دوره هخامنشیان اولین طاووس ها به عنوان هدیه به ایران آورده شده اند!!!

در دوره ی اسلامی این نشانه به عنوان نمادی از پیامبر مورد استفاده قرار گرفته است

تنوع نقشمایه این پرنده در انواع دستبافته های عشایری بسیار زیاد است

و بسیار انتزاعی و تجریدی هستند

در برخی از دستبافته ها نقش طاووس سراسرمتن را پوشانده اند و به همین دلیل به نام طاووسی نامیده می شوند

بلوچ

فرش ایرانی افتخار ایرانی

فرش ایرانی هنر-صنعتی است که از دیرباز به عنوان نام واعتباری برای ایران بر فرهنگ ایرانی سایه افکنده است. مفروش کردن هر خانه ای با فرش ایرانی فرصتیست برای لمس تاریخ چندین و چند ساله ی ایران و تارهای فرش ایرانی جایگاه حماسه هموطنان بافنده است که خلقت خداوند را به تصویر میکشند.

نقوش بکار رفته در فرش ایرانی بر گرفته از فرهنگ و سبک زندگی بافندگان آن در هر نقطه از ایران است. طوری که می توان گفت هر فرش ایرانی تابلویی زیبا، گویای طبیعت و فرهنگ خطه ای از ایران است و با مشاهده ی آن می توان اصالتش را جویا شد.

به علت وجود این خصوصیت کاوشگران پس از یافتن فرش پازیریک در منطقه ای به همین نام  در روسیه به این مهم پی بردند که این فرش، فرشی ایرانی است زیرا بر روی آن طرحی از اسب سواران ایرانی و اشکال تخت جمشید نقش شده بود و از آن به عنوان اولین فرش ایرانی یاد می شود.

 

زمان آغاز بافت فرش کلاسیک ایرانی
آغاز بافت فرش کلاسیک ایرانی به سلسله صفویه باز می گردد و در شهرهایی نظیر تبریز ، اصفهان ، کاشان ، مشهد ، کرمان ، جوشقان ، یزد ، استرآباد ، هرات ، شیروان ، قره باغ و گیلان توسعه پیدا کرد و در همین زمان استفاده از طرح های ترنج در وسط قالی و لچک ها رایج شد. همچنین صادرات فرش ایرانی  درزمان فتحعلی شاه و بعد از آن به دست ناصرالدین شاه وسعت گرفت و ایران را تبدیل به بزرگ ترین  صادر کننده ی فرش دستباف کرد.

 

فلسفه پیدایش فرش ایرانی:
فلسفه ی پیدایش فرش از آغاز، استفاده از آن به عنوان زیرانداز بوده است پس بدیهی است که درشرایط مختلف آب و هوایی ضخامت و جنس آن نیز متفاوت باشد. در مناطق مختلف ایران فرش به شیوه های گوناگون بافته می شود ، این گوناگونی را می توان در گره ها، نوع الیاف مصرفی و رنگ آمیزی مشاهده کرد.

تفاوت در نوع گره آن را به دو دسته ی گره ترکی و گره فارسی تقسیم کرده است. همانطور که از اسمشان مشخص است، گره ی اول مربوط به مناطق ترک زبان و گره ی دوم مخصوص مناطق فارسی زبان است.

همانطور که میدانیم برای بافت فرش ایرانی ازپشم گوسفندی استفاده می شود. در مناطق مختلف ایران به دلایل آب و هوایی و اقلیمی، وجودمراتع وسیع چراگاهی و همچنین مدت طولانی روزهای آفتابی در سال، پشم را دارای خواص متفاوتی همچون جعد و دندانه کرده است. جعد حالت فنری الیاف و دندانه خاصیتی است که قدرت نگهداری رنگ را به وسیله پشم بالا برده و گذرزمان را بر روی زیبایی فرش بی تاثیر می کند. به علت استفاده از الیاف طبیعی در فرش ایرانی برای استفاده کنندگان آن هیچ حساسیتی ایجاد نمی شود.

 

استفاده از رنگ های گیاهی در فرش ایرانی
قدمت استفاده از رنگ های گیاهی در فرش ایرانی به هزاران سال پیش باز می گردد و هنوز هم به عنوان استانداردی برای رنگ آمیزی فرش از همین روش استفاده می شود که همین امر به اصالت فرش ایرانی می افزاید. رنگ های طبیعی علاوه بر زیبایی خیره کننده، ثبات بیشتری نیز دارد.

 

مزایای فرش ایرانی:
فرش ایرانی تنها کفپوشی است که بر اثر پا خوردن،شست وشو و نور زیبایی آن مضاعف می شود و همه ی اینها مزایای رقابتی بسیار ارزنده ایی هستند که این دارایی ملی ارزشمند را از دیگر فرشهای دستباف، در نقاط مختلف جهان متمایز ساخته است که متاسفانه عدم توجه به چنین دارایی ملی از سوی تک تک ما باعث شده است در سال های اخیر فرشهای کشور های رقیب همچون چین و….. قسمتی از بازار حتی بازار داخلی را به خود اختصاص دهد.

ذکر تمامی خصوصیاتی که فرش ایرانی را نسبت به دیگر فرش های دستباف در نقاط مختلف جهان منحصر به فرد کرده است نیازمند زمانی بسیار است و در اینجا به همین مقدار بسنده می کنیم. فرش ایرانی ریشه در فرهنگ، تاریخ واصالت ایرانی دارد و اشاعه این فرهنگ قوی وحفظ و انتقال آن به نسل های آینده از وظایف یکایک ما می باشد و باید بدانیم که  با خرید فرش ایرانی کمکی به حفظ میراث فرهنگیمان کرده ایم.

“فرش ایرانی یعنی سوی چشمان بانوی بافنده، یعنی ظرافت انگشتان یک هنرمند، فرش ایرانی یعنی دستان پینه بسته پیرمرد رنگرز، یعنی رویای دخترک نخ ریس، فرش ایرانی یعنی بوی گردو و انار جوشیده، فرش ایرانی یعنی باریکه نوری از پنجره چوبی و طرحی زیبا از میراثی کهن….

تاریخچه فرش در ایران

در طول تاریخ فرش و تابلو فرشهای ایرانی از نظر زیبایی و هنر نقش مهمی در اقتصاد کشورو خانواده ها داشته که شایسته است بیشترتوجه به این هنر ارزشمند که یادگار نیاکان ما میباشد و برای خلق آن رنجهای زیاد و راههای بسیار طی شده است داشته باشیم باید پذیرفت که پیدایش هنر ارزنده قالیبافی به یکباره و خلق الساعه نبوده بلکه به تدریج و بنا به اصول علمی و روند قدم بقدم روبه رشد حسب قواعد سنت تمدنهاو میزان علاقه واحتیاجات مردم آن روزگار بوده که راه تکامل در بافت وسایر عواعل تولید را پیموده است تا به زمان خشایارشا حدود ۲۴۸۹سال قبل رسیده است . پس قدمت و پیشینه فرش را در ایران باید در سده های پیشین تر جستجو کرد و مسائل اجتماعی مردم هر عصر مدیون جامعه پیش از خود بوده که تجربیات هنری خود را به نسل جوان تر آموخته است .

درست است که یک تخته فرش و یک روانداز اسب در منطقه پازیریک بخش جنوبی سیبری بدست آمده و تاریخ بافت آن را حدود سده پنجم قبل از میلاد می دانند ولی آراء و عقاید فرش شناسان و پژوهشگران بطور پراکنده بر آن است که قدمت فرشبافی به تمدنهای پیش تر ایران می رسد ادله این تفکر با توجه به زیبایی بافت و نقش و نگار موجود در فرش مضمون رشد تمدن و پیشرفت هنر بافندگی و صنایع دستی آن روز ایران بوده است .

نکته مستند تر آنکه در ۴۸۰ سال قبل از میلاد مسیح هنگامی که تمیستوکل ( Temistocle )سردار آتنی بعلت رشگ برخی از رجال آتن به او تهمت خیانت زدند و مورد مذمت و اتهام قرار گرفت و حتی جان وی در معرض خطربود بنابراین برای نجات جان خود به ایران گریخت . چون کشور یونان در آن زمان در حال اهتزاز با کشور بزرگ ایران قرار داشت خشایارشا که پادشاه ایران بود با نگرش کسب اطلاعات نظامی و اوضاع واحوال اقتصادی و اجتماعی یونان با مهربانی با وی رفتار کرد و حتی هدایای ارزنده ای از جمله چند قطعه قالی وگلیم های زیبایی که دارای نقش و نگار دلفریب و گیرا که با دستهای هنرآفرین فرزندان ایران بافته شده بود به وی داد . سردار آتنی که از قبل به زیبایی گلیم وفرش ایران آگاه بود تا هدایای فرش و گلیم را دید مورد پسند قرار داد و تعریف و تمجید از آن کرد که این امر در تاریخ فرشبافی ایران یک سند قطعی و مورد اطمینان بایستی در نظر گرفته شود .

یا گزنفون در کتاب بازگشت ده هزار یونانی می نویسد :در یک مهمانی که سوتس (Seuthes ) امیر تراکیه حضور داشت بعنوان هدیه یک تخته فرش ایرانی به وی داده می شود بدیهی است آنچه را که به امیر کشوری هدیه می دهند چیزی نفیس و ارزنده ای باید باشد پس نتیجه می گیریم که فرشهای ایرانی در آن زمان چنان زیبا و دلفریب بوده که شایستگی پیشکشی به پیشویان کشور ویا ملتی را داشته است .

(نقل از زندگانی مردان نامی پلوتارک )

حبیب ابن صهبان نقل می کنند هنگامی که سپاه سعد در جنگ با ایرانیان ظفر آمد آنها به کاخ مدائن رسیدند غنایم فراوان بدست آوردند مثل جامه ها زیورآلات شمشیر خسروپرویز و ده ها قلم دیگر از جمله یک تخته فرش شصت ذرع در شصت ذرع یکپارچه به اندازه یک جریب که همچون کشتزار و سبزه زار بهاران بود و متن فرش چون نهرها و لابه به لای آن همانند مروارید بود ومتن از حریر بر پودهای طلا که گلهایطلاو نقره و امثال آن داشت چشم همگان را خیره می کرد آنها خمس همه غنایم را بین خود تقسیم کردند و فرش بماند چون تقسیم آن میسر نبود سعد مسلمانان را خواند و گفت خداوند دستهای شمارا پر کرده است تقسیم این فرش مشکل است رای من این است که آن را به امیر مومنان عمر واگذاریم که هر چه خواهد کند چنان کردند گویند چون فرش به مدینه نزد عمر بردند شب خوابی دید و کسان را فراهم آورد و حمد ثنای خدارا کرد و در باره فرش رای خواست نظرهای متفاوت دادند در آن جلسه که امام علی (ع) نیز حضور داشت به عمر فرمود : ای عمرکار چنانست که گفتید اما تامل باید کرد که اگر اکنون آن را بپذیرید فردا کسانی به دستاویز آن به ناحق چیزهای بگیرند: عمر گفت راست گفتی و اندارز دادی فرش را پاره پاره کردند و تا بین کسان تقسیم نمایند که یک تکه از فرش که از بقیه تکه ها بهتر نبود به حضرت رسید امام تکه فرش را در بازار به بیست هزار دینار فروخت

( نقل از تاریخ طبری جلد پنجم )

نظر عزیزان را به سه نکته مهم معطوف میدارم:

۱-پیدایش قالی و گلیم به یکباره نبوده وبه تدریج در سده پنجم قبل از میلاد به تکامل رسیده است و حصول نتیجه می گردد خلق این هنر خیلی پیشین تر بوده است.

۲-خلق اولیه فرش در ایران بوده وبعدها از طروق مختلف به سایر نقاط انتقال یافته است .

۳-فرش ایران در طول تاریخ اعتبار جهانی داشته و همیشه بعنوان یک کالای ارزنده و سرمایه ای ایفای نقش کرده است.

فرازی از سروده شاعر خوش ذوق تقدیم به همه هنرمندان وبافندگان رنج دیده و همه کسانی که در این راه قدمهای مفیدی برداشته اند:

چو استاد دستش قلم بر رقم برگرفت بیکباره آن برگ بیمایه جان بر گرفت

چو نقشی برنگ لب لعل شیرین یار بنرمی بزد سرخیش جان گرفت

گل و بلبل سرو قامت بلندی نشاند بدین چیرگی هم غزالی دویدن گرفت

ترنجی بچند وسپس طره ای درکنار توگویی که یکباره باع عدن جان گرفت

گره از یی هم زد و رج نشاند ضخیمش یکی پودو نازک دگر جا گرفت

همه روزها را بدینگونه اش پیش برد چنین از سحر تا که شب پا گرفت

بررسی فرش از لحاظ طرح و اندازه

انتخاب از روی سلیقه و آزادی عمل در انتخاب تصمیم خرید فرش را حتی‌المقدور در مواقعی که بازار ساکت‌تر است عملی کنید و با بازدید از چند تجارتخانه معتبر و ملاحظه امکانات و تسهیلاتی که برای شما فراهم می‌کنند فرش مورد نظر خود را از میان مجموعه فرش‌های آنان انتخاب کنید. نظرات مشورتی فروشندگان خبره فرش را قبول کنید ولی هیچگاه به طور مطلق تسلیم سلیقه و نظر آنها نشوید. فرشی را انتخاب کنید که مناسب با احتیاج شما و مطابق با بودجه شما و باب سلیقه شما باشد. در موقع خرید بدون روی دربایستی و ملاحظه‌کاری از فروشنده بخواهید تا تمام فرش‌هایی که در فرم و اندازه دلخواه شما است نشان بدهد و یا اصطلاحاً ورق بزند تا از میان آنها بتوانید چند تخته فرش را که بیشتر به سلیقه و نظر شما نزدیک است انتخاب کنید. سعی کنید از مؤسساتی فرش خریداری کنید که آزادی عمل و نیز امتحان فرش‌های انتخاب شده را برای شما بدون هیچگونه الزام خریداری فراهم کند و فرش‌های مطلوب شما را به منزل بیاورند.

بررسی فرش از لحاظ طرح و اندازه

برای خرید فرش به اندازه‌های آن نیز باید توجه کرد. از چند سانتی‌متر اختلاف در ابعاد فرش در قسمت‌های بالا و پایین که اصولاً از مشخصات فرش دستباف می‌باشد می‌توان چشم‌پوشی کرد ولی بیشتر از این حدود بالاخص در قالیچه‌های کوچک عیب فرش به شمار می‌رود. با تا کردن فرش از قسمت میان و روی هم قرار دادن این دو قسمت می‌توان تقارن طرح را نسبت به محورهایی که از مرکز فرش می‌گذرند تشخیص داد. این عمل را می‌توان به وسیله متر و یا خط کش مدرج نیز انجام داد و فاصله نقاط مختلف فرش را نسبت به یکدیگر سنجید. تقارن رنگ نیز در اشکال بافته شده در فرش را مورد توجه قرار دهید و همچنین دقت کنید که موتیف‌ها و اشکال طرح در متن فرش ناتمام گذارده نشده باشد و هر خط و شاخه‌ای شکل و امتداد طبیعی خود را داشته باشد و ناگهان در میان طرح قطع و ناپدید نشده باشد.

مطالعه فرش در نور طبیعی و توجه به رنگ آن و اطمینان از ثبوت رنگ‌های آن

همچنین فرش را باید از زوایای مختلف و در نور طبیعی مورد مطالعه قرار داد. رنگ فرش در جهت خواب آن تیره‌تر از رنگ آن در جهت عکس خواب فرش به نظر می‌رسد در نتیجه خطوط طرح درجهت عکس خواب به نحو مشخص‌تری دیده می‌شود. همچنین باید رنگ فرش در تمام سطح آن یکنواخت باشد و مخصوصاً در فرش‌های کف ساده دو رنگی و اختلالات رنگ دیده نشود. لذا رنگ فرش به اندازه کافی غنی و کامل باشد و قسمت انتهایی پرز با رنگ سطح فرش اختلاف نداشته باشد چون این اختلاف نمودار آن است که فرش با رنگ‌های جوهری رنگ شده است. با مالیدن تکه پارچه مرطوب بر روی قسمت‌های رنگ‌دار مشکوک می‌توانید از ثبوت رنگ‌های فرش اطمینان حاصل کنید.


بررسی کیفیت پرزهای فرش

فرش را از نظر کیفیت پرزهای آن نیز باید مورد بررسی قرار داد. پرز فرش باید با دوام، درخشان و انعطاف پذیر باشد فرش‌های با پرز نرم نسبت به فرش‌های با پرز ضخیم دوام کمتری دارند و همچنین تمایل بیشتری به جذب گرد و خاک داشته و مانند فرش‌های با پرز خشن نیز تمیز نمی‌شوند.

 

مطالعه پشت فرش از لحاظ نحوه تراکم و کوبیدگی پودها و یکنواختی طرح

شاید مهمرین عاملی که در انتخاب فرش باید مورد توجه قرار گیرد بافت آن است. برای بررسی چگونگی بافت فرش بهتر است آن را از قسمت پشت مورد مطالعه قرار دهید چون در پشت فرش کیفیت بافت مشخص‌تر است. با مطالعه پشت فرش به بسیاری از نکات آگاهی خواهید یافت که با بررسی رویه فرش امکان آن میسر نیست از قبیل تعداد گره‌ها، نحوه تراکم و کوبیدگی پودها و همچنین یکنواختی طرح، شمارش دقیق گره‌ها در واحد سطح را به کمک ذره‌بینی که به یک قاب مدرج به واحدهای اندازه‌گیری (سانتی‌متر – اینچ) متصل شده است می‌توان انجام داد. با این وسیله تعداد گره‌ها را در عرض و طول یک قاب جداگانه بشمارید و در یکدیگر ضرب نمایید تا تعداد گره‌های موجود در واحد سطح فرش به دست آید. ولی در این کار نهایت دقت باید معمول شود چه اختلاف شمارش یک و یا دو گره نتایج بسیار غلطی را در محاسبه کلی ارائه خواهد داد. برای صحت بیشتر محاسبه بهتر است شمارش گره‌ها را در چند نقطه مختلف فرش انجام داده و معدل آنها را ملاک محاسبه قرار دهید (تراکم قسمت‌های پایین فرش معمولاً بیشتر از قسمت‌های بالایی آن است).در مورد بافت فرش توجه داشته باشید که پود فرش‌های یک پوده هیچگاه به چشم نمی‌خورد و تنها در فرش‌های دو پوده و بیشتر است که بعضاً در پشت فرش امتداد پودها دیده می‌شوند و هرگاه ردیف‌های بافته شده بهتر کوبیده شده باشند پودها کمتر دیده می‌شوند.

 

به چه نکاتی در خرید فرش دقت کنیم

 

بررسی فرش از لحاظ پوسیدگی و همچنین رفوشدگی

 

با ملاحظه پشت فرش قسمت‌هایی را که بافت ناجور داشته و یا احتمالاً پوسیده و یا رفو شده باشند بهتر می‌توان تشخیص داد قسمت‌های رفو شده معمولاً زبرتر و محکم‌تر از دیگر نقاط فرش است و با کمی دقت علائم سوزن خوردگی را در آن می‌توان مشاهده کرده و بعلاوه با تا کردن فرش در سمت‌های مشکوک به پوسیدگی صدای خفیف و مخصوص شکستگی احساس خواهد شد.در موقع بررسی پرزهای فرش توجه داشته باشید ارتفاع پرز معیار ظرافت فرش نیست. برای کنترل کیفیت پرزهای فرش و چگونگی پرداخت آنها باید پرزها را با دست مالش داد در قسمت‌های مختلف ارتفاع پرزها باید به یک اندازه بوده و اثر از تموج در آنها نباید باشد.یکی از دلایل نامنظم بودن پرزها علاوه بر پرداخت ناجور و نامنظم شستشوی خشن الیاف فرش است.


خرید از تجارت‌خانه‌های معتبر که فرش خریداری شده را ضمانت می‌کنند.

در مورد مکان خریداری فرش باید گفت که هیچگاه فرش را از افراد نامشخص و مشکوک خریداری ننمایید. برای از دست ندادن نقدینه خود و جلوگیری از گرفتاری‌های بعدی منطقی‌تر است حتی با قیمت‌های بالاتر فرش را از تجارت‌خانه‌های معتبر و با سابقه و شهرت خوب و یا از فروشندگان مجاز و سیار این مؤسسات خریداری کنید. به هنگام خرید فرش حتماً ورقه خرید و ضمانت‌نامه‌ای که حاوی تمام مشخصات فرش است از فروشنده درخواست کنید. این مدارک در موقع خرید و فروش بعدی، سرقت، بیمه و حمل و نقل فرش بسیار مفید واقع خواهد شد. در ضمانت‌نامه فرش‌های قدیمی و آنتیک علاوه بر مشخصات معمولی باید سال بافت و حتی‌المقدور شجره‌نامه فرش مندرج باشد.

هماهنگی با دکوراسیون منزل

رعایت برخی اصول در رابطه با انتخاب فرش و دکوراسیون، علاوه بر آنکه نشانگر ذوق و سلیقه خریدار است در دوام و پاکیزگی و نمود هرچه بیشتر فرش نیز تاثیر انکارناپذیری دارد. در این ارتباط باید عوامل رنگ، بافت و طرح فرش را مورد توجه قرار داد به عنوان مثال فرش‌های کم دوام، ظریف، ابریشمی، قدیمی و عتیقه و یا زمینه روشن را نباید در اطاق نشیمن، نهارخوری و اطاق‌های کودکان قرار داد. محل‌های مناسب برای اینگونه فرش‌ها معمولاً اطاق‌های پذیرایی، خواب، کتابخانه و به طور کلی مکان‌های کم رفت و آمد می‌باشد. فرش اطاق نهارخوری باید به اندازه‌ای باشد که پایه‌های صندلی‌های مستقر در اطراف میزنهارخوری کاملاً بر روی آن قرار گیرد. به عبارتی دیگر ابعاد فرش باید از هر طرف حداقل ۶۰ تا ۷۰ سانتی‌متر بزرگتر از اندازه‌های میز نهارخوری باشد. در سالن‌های پذیرایی فرش مقابل مبل‌ها و کاناپه را به اندازه‌ای انتخاب می‌کنند که ضمن پوشش مساحت مور نظر مقداری از سطح آن نیز زیر پایه‌های مبل‌ها و کاناپه قرار گیرد. توصیه‌ای دیگر در این مورد داریم و آن این است که هیچگاه مساحت مقابل کاناپه و مبل‌ها را با یک جفت قالیچه مفروش ننمایید که از نقطه نظر زیبایی تاثیر نامطلوب و ناخوشایندی دارد. به جای مفروش نمودن اطاق خواب با یک تخته فرش بزرگ که اجباراً قسمت‌هایی از آن زیر تخت خواب می‌رود توصیه می‌شود از چند تخته قالیچه کوچک و پاتختی ترجیحاً رنگ‌های روشن استفاده شود. عامل طرح در انتخاب فرش برای مکان‌های مورد نظر نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است به عنوان چند اصل کلی می‌توان گفت که در منازل و محل‌هایی که با مبلمان استیل و تزئین شده باشند. طرح‌های گلدار و همچنین فرش‌هایی با طرح‌های هندسی و در آپارتمان‌ها و ساختمان‌هایی که مبلمان آنها از نوع مدرن است فرش‌هایی با طرح‌های هندسی و شاخه شکسته جلوه و زیبایی بیشتری دارند. فرش‌های ترنج دار در سالن‌های پذیرایی و در محل‌هایی که نقش ترنج آن در معرض دید کامل باشد و قالی‌های با نقش سرتاسری و یا خنثی در سالن‌های نهارخوری و پذیرایی و نشیمن و کتابخانه منظره بهتری دارند.

 

اساس زیبایی رنگهای طبیعی در فرش چیست؟

چگونه شد که ظهور رنگهای مصنوعی مجموعه رنگهای طبیعی را در صد سال گذشته برهم زد یا حتی از بین برد؟ آیا ما باید به دوران قبل از علمی شدن باز گردیم و قدرت اسرار آمیز رنگهای به دست آمده از گیاهان وحشرات را ـ آن گونه که امروزه در بسیاری از جزوات منتشره درباره رنگهای گیاهی توصیه می‌شود ـ احیا کنیم؟ یا ما باید در جستجوی «روح طبیعت» برآییم تا پاسخی بر این پرسشها بیابیم؟
رنگرزی با مواد رنگی طبیعی محدوده‌ای نیست که قوانین طبیعت دست رد به سینه ما بزند بلکه برعکس ما می‌توانیم دلایل منطقی زیادی بیابیم که حاکی از کیفیت عالی رنگهای طبیعی هستند.
صنعت قالیبافی امروزه رنگهایی را به دست می‌دهد که فقط از سه رنگ اصلی تشکیل شده‌اند: آبی، قرمزو زرد. مخلوط کردن یک جفت از آنها در پاتیل رنگرزی، رنگهای ثانوی، بنفش، نارنجی و سبز به دست می‌دهد. مخلوط کردن هر سه رنگ اصلی ـ اگر نسبت خاصی انتخاب شود ـ رنگ سیاه یا مجموعه رنگهای زیادی از رنگهای مرتبه سوم مانند قرمزـ قهوه‌ای، زرد ـ قهوه‌ای و… می‌دهد. اگر سه رشته نخ پشمی را که با مواد رنگزای مصنوعی رنگ شده‌اند کنار یکدیگر بگذاریم، اکثر شاهدان این ترکیب سه رنگ اصلی آبی، قرمز و زرد را نا هماهنگ می‌یابند و آنها را تند، بسیار بد یا زننده توصیف می‌کنند. اما اگر سه رشته نخ پشمی را با روناس، نیل و پوست پیاز رنگ کنیم، اکثر شاهدان این ترکیب، آبی نیل، قرمز روناس و زرد پیاز را هماهنگ احساس می‌کنند.
دلایل قانع کننده‌ای برای این تفاوت در قضاوت ترکیب آبی، قرمز و زرد وجود دارد. اگر به قرمز روناس در نور آفتاب نگاه کنیم، علاوه بر «قرمز»، رنگ «زرد» و با شدت کمتر حتی «آبی» نیز به ذهن خطور می‌کند. می‌توان گفت که نور آفتاب از قرمز روناس نه تنها رنگ قرمز، بلکه رنگ زرد و آبی نیز ساطح می‌کند.

همین موضوع در مورد آبی نیل و زرد پیاز صادق است. آبی نیل، حاوی عنصر قرمز و عنصر کوچکی از زرد است. زرد پیاز حاوی قرمز و مقدار اندکی آبی است. برای اثبات ادعایمان به تجربیاتی که با مواد رنگی مصنوعی انجام داده‌ایم مراجعه می‌کنیم.

 

مزایای رنگهای گیاهی درفرش

 

اگر بخواهیم از قرمز روناس تقلید کنیم. سه رنگ اصلی آبی، قرمز و زرد خالص را به رنگ قرمز، رنگ زرد و کمی رنگ آبی در پاتیل رنگ اضافه می‌کنیم. آن هماهنگی ای که ما در ترکیب روناس قرمز، نیل آبی و زرد پیاز احساس می‌کنیم از این واقعیت سرچشمه‌ می‌گیرد که این سه رنگ عناصری را از رنگهای همسایه در خود دارند. به عبارت دیگر می‌توانیم بگوییم، ادغام رنگهای همسایه در داخل هر رنگ اثر هماهنگ کنندگی دارد. رنگهای طبیعی باعث گرایش به سیاه می‌شود که خود از شدت رنگها کم می‌کند. مثلا حضور هر سه رنگ اصلی در آبی نیل به این معنا نیست که آبی نیلی علاوه برمواد آبی شامل قرمز و زرد هم هست. در اینجا یک ماده یعنی نیل است که مسوول رنگ آبی است. این مواد رنگی روی الیاف پشمی که در مقابل نور آفتاب گرفته شده نه فقط رنگ آبی بلکه قرمز و زرد را بازتاب می‌دهد. فقط با نخ رنگ شده با رنگ طبیعی است که می‌توان رنگ تولید کرد.

ترکیبی که در ظاهر به شدت بدون هماهنگی به نظر می‌رسیدند، هر یک کیفیت خنثی کنندگی وملایم کنندگی را در خود تجسم بخشیده‌اند. ازطرف دیگر، مواد سه جزیی مدرن (رنگزاهای مصنوعی) هنگامی که یکجا استفاده شوند، ساختار مولکولهای آنها صرفا همیشه رنگ خالص می‌دهند و فاقد کیفیت هماهنگ کنندگی و ملایم کنندگی هستند. از این رو امکان ندارد که تعداد زیادی از رنگهای طبیعی را با مخلوط کردن این سه ماده رنگی مصنوعی ایجاد کرد.

متاسفانه امروز استفاده از رنگزاهای طبیعی کم شده است و در بازار تلاش می‌کنند که رنگها را با پهن کردن فرش هفته‌ها در مقابل آفتاب سوزان تصحیح کنند یا سعی می‌کنند با کوتاه کردن زمان قرار گرفتن خامه‌ها در پاتیل رنگ و حمام رنگ از شدت رنگها بکاهند.

دلایل دیگری وجود دارد که ثابت می‌کند چرا رنگهای طبیعی جذاب و زیبا هستند. ریشه روناس دارای تعداد زیادی رنگ مختلف است. براساس این ظرفیت گسترده از مواد رنگزا، ما می‌توانیم طیف متنوعی از رنگها از قرمز تیره گرفته تا نارنجی و بنفش را تولید کنیم. شایان ذکر است که دندانه‌ها، ترکیب آب به کاررفته، افزوده‌های رنگرزی و شیوه رنگرزی همگی نقش مهمی در این روند دارند. صدها ترکیب متفاوت مواد رنگی مصنوعی قادر نخواهند بود که این ردیف از رنگهای روناس قرمز را که خود حاوی بسیاری از سایه‌ رنگهای کوچک ـ که چشم می‌تواند آنها را ثبت و از آنها لذت ببرد ـ ایجاد کند.

متاسفانه آن از نظر تولید کنندگان این همه سایه رنگ اصلا مطلوب نیستند وآنها تک رنگ ثابت قرمز را نشانه کیفیت می‌دانند.

یکی از ویژگیهای بارز رنگهای طبیعی رنگ پس ندادن آنهاست. پشم رنگ شده با قرمز روناس یا آبی نیلی کمتر کم رنگ می‌شوند.

 

فرش، نماد زندگی ایرانی

از گذشته تا امروز در تمام خانه‌های ایرانی حتی محقرترین آنها مفروش کردن خانه با فرش دستباف یکی از زینت‌های خانه محسوب می‌شود. هرچند که امروزه به دلیل گران بودن این فرش‌ها خرید آن برای بسیاری از طبقات جامعه غیرممکن است، ولی استفاده از آن به عنوان هنر و صنعت ایرانی از جایگاه و منزلت ویژه‌ای در میان خانواده‌ها برخوردار است.

در گذشته که تا حدودی سبک چینش و دکوراسیون وسایل داخل خانه با امروز متفاوت بود و استفاده از مبل و صندلی جایگاه چندانی نداشت و تنها برای طبقات بالای جامعه مورد استفاده قرار می‌گرفت، معمولا سراسر اتاق را با فرش می‌پوشاندند و بافت قالی‌های بزرگ بسیار رایج بود تا سطح تمام اتاق را بپوشاند، ولی با جایگزین شدن مبل و صندلی به جای مخده و پشتی، استفاده از فرش‌های بزرگ در منازل از رواج افتاد، ولی از ارزش و جایگاه فرش کاسته نشد و به جای فرش‌های بزرگ، فرش‌هایی با قطعات کوچک‌تر رواج پیدا کرد.
مساجد نیز از جمله مکان‌هایی است که همچنان از گذشته تا به امروز از مشتریان فرش‌های دستباف است. در گذشته شاهان متدین قالی‌های گرانمایه را به نشانی دینداری وقف مساجد می‌کردند. قالی در فرهنگ ایرانی از چنان منزلتی برخوردار بوده است که در مساجد و کاخ‌های سلطنتی به امین اموال و متصدی مخصوص سپرده می‌شد تا حفظ و مرمت آن را به عهده بگیرد. حتی قالی‌های بسیار گرانبها را زیرپا نمی‌انداختند و همچون تابلوهای نقاشی بر دیوارها آویزان می‌کردند یا لوله می‌کردند و در گوشه‌ای از منزل قرار می‌دادند و در مراسم خاص از آن استفاده می‌کردند.
به هر حال وقتی صحبت از فرهنگ و هویت ایرانی می‌شود بی‌شک فرش یکی از نمادهای بارزی است که این فرهنگ و هویت را نمایان می‌‌کند. گذشته از صنعت فرش که امروزه به عنوان یکی از اهرم‌های قوی بازرگانی کشور تبدیل شده، این هنر ایرانی کارکرد فرهنگی نیز به خود گرفته است؛ به طوری که طرح‌ها و نقش‌های هریک نه تنها نشان‌دهنده دوره ویژه تاریخی است، بلکه نمادهایی از فرهنگ بافندگان آن را که از منطقه‌ای خاص از ایران هستند، آشکار می‌کند.
اگرچه تاریخ شروع بافت فرش به درستی معلوم نیست و مشخص نیست که بافت فرش از کدام منطقه شروع شده، ولی اغلب مورخان و باستان‌شناسان متفق‌القولند که ایرانیان از جمله اولین اقوامی هستند که بافت فرش را شروع کرده‌اند. شواهد حاکی از آن است که فرش برای مقاصد صرفا کاربردی نظیر حفاظت خانه روستاییان از سرما و نم به وجود آمد و کم‌کم راه خود را به عنوان یک اثر زینتی و نشانه‌ای از تحول در خانه‌های اشراف و اعیان باز کرد.
گفته می‌شود دوره شکوفایی هنر فرشبافی در ایران مقارن حکومت صفویان است.

 

دوره رونق فرش ایرانی
دوران صفوی دوره درخشان احیای هنر در تمام زمینه‌هاست. نمونه‌های ارزنده موجود در موزه‌های مشهور جهان نظیر قالی مشهور اردبیل اکثرا حاصل کارگاه‌های قالیبافی شاهی در این دوران است. حمایت سلاطین صفوی و ابراز علاقه آنان به این حرفه سبب شد تا صنعت قالیبافی از حد یک پیشه و حرفه روستایی تا مقام یکی از هنرهای زیبا ارتقا یابد. شاه عباس در این زمینه سهم بسزایی داشت، زیرا وی با تاسیس کارگاه قالیبافی در کنار قصرهای سلطنتی خود مستقیم بافندگان را زیر نظر داشت تا از کیفیت بافت و ظرافت آنها مطمئن شود.
شاه عباس با گردآوری بهترین نقاشان و طراحان و بافندگان از اقصا نقاط کشور و تجمع آنها در کارگاه‌های سلطنتی خود، شاهکارهای بی‌نظیری را در هنر فرشبافی به وجود آورد. با انقراض صفویان افول هنر فرشبافی نیز آغاز شد. تاخت و تاز افاغنه همه چیز را از بین برد و خاطره دردناک حمله مغولان را در اذهان عموم زنده کرد.
نادرشاه هم نتوانست برای حفظ این هنر تلاش کند تا این که فرشبافی ـ که همچنان در خفا به حیاتش ادامه می‌داد ـ در دوره زندیه اعتبار بیشتری یافت و مورد توجه فرمانروایان قرار گرفت. در دوره قاجاریه نیز بازار صادرات رونق گرفت. بازرگانان تبریزی به تاسیس کارگاه‌های فراوان قالیبافی نه‌تنها در تبریز بلکه در کرمان، مشهد، کاشان و سایر شهرهای ایران همت گماشتند و قالی‌های بافته شده از طریق استانبول به اروپا راه یافتند.
تاریخ میانه ایران با حمله مغول آغاز می‌شود که ایلخانیان و تیموریان نیز در ادامه همین دوره ظهور می‌یابند. این دوره اگر چه با جنگ و خونریزی همراه بوده است، ولی از اعتلای هنرهای ایرانی بویژه نگارگری خالی نیست. از این‌رو می‌توان گفت این دوره زمینه‌ساز شکل‌گیری عصر درخشان قالیبافی بوده است و در دوره صفویان قالیبافی رواج می‌یابد و به همین دلیل این دوره، دوره زرین‌ قالیبافی نام می‌گیرد. اکثر قالی‌های نفیس موزه‌های جهان که توسط استادان ایرانی بافته شده، متعلق به همین دوران است، البته در دوره افشاریان و زندیان به سبب ضعف اقتصادی کشور قالیبافی چندان رونقی نمی‌یابد. وی با اشاره به این که در دوره صفوی شکوه و بالندگی هنر قالیبافی آغاز می‌شود، می‌افزاید: اکثر قالی‌های نفیس موزه‌های جهان که از استادی و هنرمندی ایرانیان در نقش، رنگ و بافت حکایت دارد ثمره تلاش بافندگان و طراحان این دوره است و به روایتی برخی شاهان صفوی از جمله شاه طهماسب صفوی خود از طراحان فرش بوده‌اند. حتی برخی جهانگردان خارجی نظیر برادران شرلی، تاورنیه شارون ـ که در زمان صفویه به ایران سفر کرده بودند ـ در نوشته‌های خود با تاکید از رونق قالیبافی در این زمان یاد می‌کنند. در این دوره هنر قالیبافی از ایل‌ها و عشایری که دائم در حال کوچ کردن بودند به شهرهای بزرگ آورده و به دنبال آن کارگاه‌های بافندگی بزرگ در شهرهای کشور راه‌اندازی می‌شود.
این محقق سپس دوره قاجار را از این جهت مهم می‌داند که در آن صادرات فرش رونق می‌یابد.

 

قدیمی‌ترین فرش جهان
اگر پازیریک را به عنوان قدیمی‌ترین فرش ایرانی بپذیریم قدمت قالیبافی در ایران به ۵۰۰ سال قبل از میلاد حضرت مسیح یعنی بیش از ۲ هزار سال پیش بازمی‌گردد.
البته شواهدی از اولین فرش ایرانی در کتب چینی نوشته شده است که به دوره ساسانیان مربوط می‌شود.
این هنر در برهه‌های مختلف تاریخی تحولات زیادی به خود دیده است. از جمله عوامل تاثیرگذار بر این هنر دیرین ایران می‌توان به حمله مغول و ظهور اسلام اشاره کرد.
براساس اطلاعات سایت تخصصی بین‌المللی فرش ایرانی، قدیمی‌ترین فرش جهان ـ فرش پازیریک ـ یک اثر کاملا ایرانی هخامنشی است که اکنون در موزه آرمیتاژ روسیه نگهداری می‌شود.
در این فرش به ابعاد تقریبا ۲ مترمربع (۲۱۰×۱۸۳ سانتی‌متر) در هر سانتی‌متر مربع ۳۶ گره وجود دارد و رنگ‌های به کار رفته در این فرش، سبز، آجری، قرمز تیره، آبی و قهوه‌‌ای هستند. البته گذر زمان باعث دگرگونی در رنگ قالی شده و تنها دلیلی که باعث سالم ماندن نسبی قالی بوده یخبندان شدید منطقه دره آلتای است. شواهدی بیشمار گویای ایرانی بودن این قالی است؛ اسب‌ها و گوزن زرد خالدار ایرانی و آهوان که همگی مربوط به نژاد ویژه ایرانی است. همچنین سبک کار (گره زدن) به شیوه قالیبافی ایرانیان است. بهره‌گیری از رنگ‌های متفاوت و تقارن آنها نشان می‌دهد این قالی در یک کارگاه مجهز و با تبعیت از یک الگوی دقیق بافته شده است.
حشمتی رضوی در مورد فرش پازیریک نیز می‌گوید: طبق بررسی‌های باستان‌شناسی این فرش متعلق به دوران هخامنشیان است که توسط پروفسور رودنکو، باستان‌شناس روسی هنگام کاوش در گورهای اقوام سکایی منطقه پازیریک (واقع در دامنه‌های جنوبی جبال آلتای سیبری)‌ کشف شد. رودنکو پس از بررسی و تجزیه و تحلیل دقیق اسلوب بافت و نقش‌مایه‌ها و سنجیدن آنها با دیگر آثار بافته شده آن دوران، این فرش را از بافته‌های ایران هخامنشی می‌داند؛ هرچند بسیاری درصدد بوده‌اند که برخی از آثار تمدن ایران باستان را به سرزمین‌های دیگر نسبت دهند.
پس از کشف این قالیچه بود که بسیاری از صاحب‌نظران بر این عقیده شدند که بافت قالیچه‌ای با چنین ویژگی‌هایی، مستلزم دارا بودن پشتوانه فرهنگی و هنری قوی است و حتی تاکید داشتند که در قرون متمادی قبل از بافت این قالیچه، این حرفه در فلات ایران رواج داشته است.
حتی گزنفون، مورخ یونانی در کتاب خود با عنوان «سیرت کورش» می‌نویسد: ایرانیان برای این که بسترشان نرم باشد قالیچه زیر بستر خود می‌گستردند.

 

مراکز تولید فرش در ایران
اگر چه قالیبافی در ایران یک هنر ملی است و به شهر و نقطه خاصی از کشور محدود نمی‌شود، اما برخی شهرهای کشور به مراکز فرش ایرانی شهرت دارند. تبریز از سال ۱۵۰۰ تا ۱۵۵۰ میلادی، کاشان از سال ۱۵۲۵ تا ۱۶۵۰ میلادی و کرمان از سال ۱۶۰۰ تا ۱۶۵۰ میلادی به مراکز فرش ایران تبدیل شدند. امروزه فرش‌هایی از این دوره‌ها در موزه‌های بزرگ جهان از جمله موزه هنرهای زیبای بوستون، موزه ویکتوریا و آلبرت لندن، موزه لس‌آنجلس، موزه هنرهای کاربردی وین، موزه لوور فرانسه، موزه استکهلم و بسیاری از موزه‌های بزرگ جهان نگهداری می‌شوند.

 

آیین‌های قالیبافی
یکی از آیین‌های بسیار مشهور در میان قالیبافان، آوازخواندن هنگام بافت فرش است. آواز یا ترانه خواندن هنگام بافت قالی دارای وزن و آهنگی است که با گره زدن بر تارها هماهنگی دارد. به گونه‌ای که هجاهای آواز با سرعت گره‌ها تنظیم می‌شوند. از این رو قالیباف از میان تمامی مراحل بافت بیشتر هنگام گره زدن می‌خواند و هنگام پود کشیدن خواندن آرام‌تر شده و وقتی که زمان شانه کوبیدن می‌رسد ساکت می‌شود، زیرا خواندن او با صدای کوبیدن شانه تناسبی ندارد و موزون نیست.

000-017   000-080   000-089   000-104   000-105   000-106   070-461   100-101   100-105  , 100-105  , 101   101-400   102-400   1V0-601   1Y0-201   1Z0-051   1Z0-060   1Z0-061   1Z0-144   1z0-434   1Z0-803   1Z0-804   1z0-808   200-101   200-120   200-125  , 200-125  , 200-310   200-355   210-060   210-065   210-260   220-801   220-802   220-901   220-902   2V0-620   2V0-621   2V0-621D   300-070   300-075   300-101   300-115   300-135   3002   300-206   300-208   300-209   300-320   350-001   350-018   350-029   350-030   350-050   350-060   350-080   352-001   400-051   400-101   400-201   500-260   640-692   640-911   640-916   642-732   642-999   700-501   70-177   70-178   70-243   70-246   70-270   70-346   70-347   70-410   70-411   70-412   70-413   70-417   70-461   70-462   70-463   70-480   70-483   70-486   70-487   70-488   70-532   70-533   70-534   70-980   74-678   810-403   9A0-385   9L0-012   9L0-066   ADM-201   AWS-SYSOPS   C_TFIN52_66   c2010-652   c2010-657   CAP   CAS-002   CCA-500   CISM   CISSP   CRISC   EX200   EX300   HP0-S42   ICBB   ICGB   ITILFND   JK0-022   JN0-102   JN0-360   LX0-103   LX0-104   M70-101   MB2-704   MB2-707   MB5-705   MB6-703   N10-006   NS0-157   NSE4   OG0-091   OG0-093   PEGACPBA71V1   PMP   PR000041   SSCP   SY0-401   VCP550  

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است