سعادت عادت است آنرا پرورش دهید.
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۷
خانه » آرشیو برچسب: قالی ایران

بایگانی برچسب ها: قالی ایران

واژه قالی از دیدگاه دهخدا

قسمی از گلیم پرزدار منقش گرانب‌ها که خالی نیز گویند. (ناظم الاطباء). مهم‌ترین محصول صنعتی ایران حاضر قالی و قالیچه دست بافت است. قالی بافی از صنایع بسیار قدیم ایران است.

تصویر مرتبط

می‌گویند که اسکندر کبیر وقتی برای اولین بار مقبره کوروش بزرگ را بازدید نمود مشاهده کرد که آن با قالی خیلی خوب پوشیده شده و نیز می‌گویند که در قصر تیسفون یا طاق کسری در زمان ساسانیان یک قطعه قالی وجود داشته که با جواهر و فلزات قیمتی پوشیده شده بود، ولی شرح این قالی آنقدر با افسانه آمیخته شده که نمی‌توان آن را کاملاً باور کرد. در آسیای وسطی تکه‌های قالی قدیمی پیدا می‌شود که متعلق به ادوار قبل از اسلام است.در نقاشیهای بعضی از نقاشان قرون وسطی در اروپا قالی هائی نشان داده شده که می‌بایست ساخت ایران باشد. نمونه‌های اولیه قالی و قالیچه که در موزه‌ها و گنجینه‌های شخصی است و محققاً می‌توان آن‌ها را به ایران نسبت داد متعلق بزمان قبل از دوره صفویه است.

علت اینکه از زمان قدیم‌تر از آن نمونه قالی بدست نیامده آن است که اغلب اشیاء صنعتی برای نگاه داشتن ساخته می‌شدند و قالی برای استعمال، و اگرچه قالی نسبتاً بادوام است، در نتیجه استعمال زیاد پس از مدتی کهنه شده از بین می‌رود. در قالیهای قدیمی کمتر نوشته‌ای دیده می‌شودکه تاریخ و محل ساخت آن را بطور تحقیق بتوان معین کرد. گمان می‌رود که بعضی از این قالی‌ها در تبریز در زمان حکمرانی سلاطین ترکمان و مغول که قبل از صفویه سلطنت می‌کردند ساخته شده باشد.

بعضی از قالیهای قدیمی را به اواخر قرن نهم هجری (اواخر قرن پانزدهم میلادی) نسبت می‌دهند، زیرا نقشه‌های آن‌ها خیالیتر و رنگ آمیزی آن‌ها با قالی‌های اوائل دوره صفویه فرق دارد. احتمال می‌رود که قالیبافی در زمان سلطنت طویل شاه طهماسب به اعلی درجه ترقی رسیده باشد. درجه تکامل صنعت دراین زمان می‌رساند که قالی بافی تاریخ قدیمی داشته و با اینکه نمونه هائی از ترقی آن در دست نیست معهذا ثابت می‌کند که دوره مدیدی طول کشیده تا به این درجه رسیده. چون محل ساخت اغلب قالی‌های اوائل این عصر معلوم نیست، معمولاً قالی‌های دوره صفوی را از روی نقشه آن‌ها طبقه بندی می‌نمایند. در میان نقشه‌های مختلف و مهم‌تر از همه طرحی است که در وسط ترنجی دارد. نمونه بسیار مشهور این قسم نقشه قالی مسجد اردبیل فعلاً در موزه ویکتوریا و البرت در لندن می‌باشد.

آن فرش قالی بزرگی است که طول آن ده متر و نیم و عرض آن قدری کمتر از ۵ متر و نیم است (۵/۳۴ فیت و ۵/۱۷ فیت). از روی تخمین معین کرده‌اند که این قالی تقریباً ۳۲ ملیون گره دارد! دور ترنج مرکزی را نقشهای کوچکی که به گل شاه عباسی موسوم است احاطه نموده و آن عبارت از نقش مدور یا بیضی شکلی است که وسط آن گل و دور آن را حلقه‌ای از گل با برگ گرفته در هر گوشه متن قالی یک چهارم ترنجی کشیده شده. یکی از خصائص این قالی بزرگ نمایش قندیل مسجد می‌باشد که در دو سر ترنج کشیده مثل اینکه از آن آویزان است. متن قالی از نقش گل و برگ پوشیده شده و آن‌ها نقش تاک مشبک و پرکاری را با نظم کامل تشکیل می‌دهند. گل‌ها با رنگهای گوناگون خودروی زمینه سرمه‌ای رنگ برجسته بنظر می‌آید. رنگ قرمز که با زمینه سرمه‌ای تباین دارد زیاد شفاف نیست و مایل برنگ قندیل است.

رنگ سبز نیز در این نقشه از رنگهای برجسته است. در حاشیه قالی نقشهای کتیبه‌ای است که بین آن‌ها گل شاه عباسی می‌باشد. مسئله قابل توجه آنکه نقش حاشیه این قالی روی کاشیهای دیوار صحن مسجد اردبیل دیده می‌شود. در حاشیه این قالی اسم مقصود کاشانی برده شده است، ولی معلوم نیست که این شخص سازنده و بافنده قالی بوده یا تقدیم کننده آن. تاریخ این قالی بر طبق این نوشته ۹۴۲ ه. ق. (۱۵۳۶ م.) است. این قالی ازشاهکارهای صنعت زمان شاه طهماسب می‌باشد و تصور می‌شود که در تبریز بافته شده باشد زیرا جنس پشم آن این مطلب را تایید می‌نماید. قالیهای معروف دیگر این عصر که دارای طرح ترنج هستند در موزه‌ها و مجموعه‌های شخصی در تمام دنیا دیده می‌شود. از طرحهای مهم دیگر این دوره چندین ترنج متصل بهم است و متن قالی را بچندین قسمت منقسم می‌نماید. در موزه ویکتوریا و البرت در لندن قالی‌ای به این طرح موجود است که از بهترین نمونه‌های این صنعت محسوب می‌گردد. نمونه عالی دیگری در موزه متروپولیتان نیویورک است که حتی از قالی مسجد اردبیل نیز ریز‌تر بافته شده است.

بسیاری از قالیهای خوب این دوره مظهر استادی و مهارت نقاشان آن عصر است. در مجموعه شخصی بارون هتوانی یک پارچه قالی وجود دارد و طرح آن بقدری عالی است که اگر عکسی از آن برداشته شود کپیه مینیاتور می‌نماید و با آن مشتبه می‌شود. نظیر آن قالی بزرگ دیگری است که نصف آن در موزه صنایع تزیینی پاریس و نصف دیگر در کلیسای بزرگ کراکو در لهستان می‌باشد. بعضی از قالی و قالیچه‌های اوائل عصر صفوی با نخهای طلا و نقره بافته شده، رنگ اصلی حاشیه معمولاً با رنگ زمینه آن تباین دارد. در بسیاری از قالیهائی که طرح ترنجی دارند تصویر حیوانات نیز نقش شده است و این طرح حیوانات در بعضی قالی‌ها آنقدر اهمیت پیدا کرده که آن‌ها مشهور به نقش حیوان شده‌اند.
یکی از قالی‌های مشهور نقش حیوان که اکنون در موزه متروپلیتان نیویورک است در مقبره شیخ صفی الدین در اردبیل بوده است. یکی از اقسام دیگر قالی آنهایی است که به شکاری معروفند زیرا مناظر شکارگاه و صید روی آن‌ها نقش شده است یکی از مشهور‌ترین این قالی‌ها در موزه پولدی پزولی در میلان ایتالیا می‌باشد.

بافنده آن غیاث الدین جامی است که اسم وی روی آن نوشته شده و تاریخ آن ۹۴۹ ه.. ق. (۱۵۴۳ م.) است. شاید مشهور‌ترین قالی‌های بافت ایران قالی شکاری متعلق بدولت اطریش باشد که از ابریشم بافته شده و با نخهای طلا و نقره زینت یافته است و بر روی هم این قالی نماینده استادی نقاش آن است نه بافنده، بعضی از تصاویر آن بقدری به نقاشی‌های سلطان محمد شباهت دارد که جمعی از اهل فن معتقدند که او نقشه این قالی را تهیه کرده است. قالی‌های ابریشمی دیگر نیز از این زمان موجود است که معمولاً آن را از کاشان می‌دانند. در موزه ملی تهران قالی ابریشمی سفید بسیار عالی است که ترنج آن سیاه رنگ می‌باشد. روی این زمینه روشن درختان انار برنگ سفید کرم رنگ یا برنگ عاج دارد. پرندگان مختلف قشنگی در میان شاخهای درختان نقش شده است. این قالی قشنگ بعقیده پروفسور پوپ در ربع سوم قرن دهم هجری (ربع آخر قرن ۱۶ میلادی) بافته شده و سابقاً در مقبره اردبیل بوده است. قالی نامبرده ببزرگی قالیهائی که شرح دادیم نیست و قالی‌های این دوره را با قالیچه‌های عصر بعد مربوط می‌سازد.

از قالیهائی که به هرات نسبت داده شده عده‌ای است که نقشه آن‌ها گل و مو پیچ پیچ می‌باشد که در اطراف گل شاه عباسی بزرگ کشیده شده و آن عبارت است از طرح گلی که دور آن حلقه مدور یا بیضی شکل از برگ دارد. نقشهای اسلیمی که شبیه به نواری است که عرض آن مختلف می‌باشد در این نوع قالی و قالی‌های بسیار دیگر این عصر نیز دیده می‌شود. در قالی‌های هرات نقش ماهی نیز دیده می‌شود که ببرگ بلند تاشده‌ای شباهت دارد. یک قالی که به این سبک بافته شده و احتمال می‌رود که از زمان شاه عباس باشد در خزینه امام رضا در مشهدمحفوط است. از اوائل دوره صفوی تا آخر سلطنت شاه عباس ببافتن این قبیل قالی‌ها مبادرت می‌شد. هرچه زمان می‌گذرد، نقشه گل شاه عباسی بزرگ‌تر می‌شود. قالی‌های هرات در طرح قالی‌های هند نفوذ مهمی داشته. اولیاریوس آلمانی که در زمان شاه عباس به ایران مسافرت نموده می‌نویسد که بهترین قالیهای ایران در هرات بافته می‌شد. دردوره صفویه قالی‌های ابریشمی که نقش گل و برگ تیره رنگ داشت و در بافتن آن‌ها نخهای طلا و نقره بکار می‌رفت تهیه و بعنوان تحف هدایا جهت بعضی از سلاطین اروپا فرستاده می‌شد. عده‌ای از این قالی‌ها در لهستان پیدا شده و تا چندی قبل بنام قالی‌های لهستانی معروف بود تا اینکه در مقایسه با قالیهای نظیر آن ثابت شد که آن قالی‌ها بافت ایران است. یک قطعه قالی نظیر قالیهای فوقالذکر که نقش درخت سرو و بوته گل دارد در مقبره شاه عباس ثانی در قم هست و زیر آن اسم نعمت اللّه جوشقانی بافنده آن نوشته شده است با تاریخ ۱۰۸۲ ه.. ق. (۱۶۷۱ م.). قسم دیگری به نام قالیهای باغی معروف است.

عموماً طرح این قالی‌ها عبارت است از نقشه‌ای که حوضی در وسط دارد. اطراف آن بوسیله جوی‌ها بقسمتهای مربع مستطیل تقسیم شده و این قسمت‌ها با نقش گل و گیاه تزیین یافته. یک قسم دیگر قالی‌هایی است که به اسم شاه عباسی یا طرح اصفهان معروف است. در اروپا و آمریکا آن‌ها را به نام قالی‌های گلدانی می‌خوانند زیرا نقشه بعضی از آن‌ها گلدانی است که از آن شاخ و برگ بیرون می‌آید. از خصائص مخصوص این قسم قالی آن است که از خطوط متوازی که سراسر قالی را گرفته اشکال گل و برگ منشعب می‌شود. گلهای شاه عباسی و اشکال گل و برگ که در این نوع قالی دیده می‌شود شبیه به نقشه بعضی از قالیهای هرات است. بعضی از این قالی‌ها به کرمان نسبت داده می‌شوند ولی احتمال می‌رود که‌‌ همان نقشه در جوشقان که از قالی‌های طرح اصفهان در آنجا بافته شده بکار رفته باشد.

پروفسور پوپ می‌گوید: شاید مطالعه دقیق قالیهای اولیه بهترین مقدمه برای آگاهی از صنایع ایران باشد زیرا این صنعت بیش از تمام صنایع خصائص مخصوص و رسوم متنوع قدیمی را در بر داشته و مراحل مختلف زندگی و فرهنگ ایران را نشان می‌دهد. قالیهای عالی ایران را شعرا مدح گفته و سیاحان تمجید و تعریف کرده‌اند. سلاطین کشور‌ها بر آن حسد برده و کشورهای دیگر از آن تقلید کرده‌اند. قالی‌های ایران روح حقیقی صنعت این کشور را مجسم می‌سازد. در زمان قاجاریه قالی و قالیچه ایران در خارجه اهمیت بسزائی یافت. بزرگ‌ترین مرکز قالیبافی ایران در زمان قاجاریه اراک و نواحی اطراف آن بوده است. قالیهای این منطقه را تجار قالی به چهار طبقه تقسیم کرده‌اند. بهترین آن‌ها ساروق نام داشت، درجه دوم را محال (محل) و سوم را مشیرآباد و آخرین قسم به نام لیلاهان معروف بود که کرک بلند داشت و اغلب در دهستان ارمنی نشین بافته می‌شد. قالی‌های قدیم ساروق از محکمترین قالی‌های ایران بشمار می‌رود نقشه آن عبارت است از ترنجی در وسط و زمینه باز که فقط از چند تصویر پوشیده می‌شد. رنگهای آن خوب و به رنگ سرمه‌ای و قرمز بیشتر اهمیت داده شده است. قالی هائی که معمولاً قالی محال نامیده می‌شود خیلی ریز بافته نشده ولی منظم و مرتب است. نقشه این‌ها عموماً گل و برگ است و رنگهای آن بیشتر به رنگهای تیره متمایل است.

رنگ قرمز متن برجسته و متباین با رنگ سرمه‌ای حاشیه بوده. قالیهائی که به قالی میر معروف هستند قدیم‌ترین و خوش جنس‌ترین قالی هائی هستند که در سربند بافته می‌شده‌اند، نقشه آن بوته‌های ترمه‌ای است. این بوته‌ها متن قالی را گرفته و از جهت شباهت به اسم گلابی و بادامی معروف است. حاشیه آن نقشه‌ای از خطوط راه راه و نقش مو دارد. قالی‌های فراهان کرک کوتاه داشته و اغلب زمینه سرمه‌ای دارند دو قسم نقشه در آن‌ها دیده می‌شود یکی نقشه ماهی که از ماهی‌های کوچکی که گاهی بشکل برگ پیچیده بنظر می‌آید تشکیل یافته و دیگری نقش گلخانه است که از دسته‌های گل مرتب تشکیل شده است. در دوره صفویه کاشان برای قالی‌های ابریشمی معروف بود ولی پس از صفویه تا مدتی صنعت قالیبافی در این شهر متروک شده بود تا در عصر حاضر قالیبافی در آنجا دوباره برقرار شده رواج یافت قالی‌های کاشان از حیث بافت از بهترین قالی‌های ایران است. کرک آن کوتاه و معمولاً دارای نقش ترنجی در وسط ولچکهائی در گوشه می‌باشد و از پشم و ابریشم بافته شده است. جوشقان در دوره قاجاریه برای یک نوع نقشه مخصوص ترنج وسط و اشکال مستطیل معروف می‌باشد. اصفهان مرکز قالیبافی مهمی نبوده ولی دستگاه‌های قالیبافی آنجا چند قالی جنس عالی بافته است. و قالیهای آنجا معمولاً نقش شاه عباسی دارند که ترنج و گل شاه عباسی باشد. قالی‌های قدیم کرمان معمولاً زمینه روشن داشته و رنگهای آن طوری است که منظره روشن به قالی می‌دهد. طرح و نقشه آن اغلب عبارت است از درخت زندگی که گاهی درگلدان قرار داده شده و درختان سرو و نقشه گل و برگو تاک پیچ پیچ. بعضی از قالیهای اعلا در نقشه خود اشکال حیوانات دارند.

در رفسنجان و سایر نقاط کرمان نیز قالی بافته می‌شد. قالی‌های معروف به شیراز اغلب بوسیله قبائل قشقائی و چادرنشینهای دیگر بافته می‌شود و خیلی نرم و شل است و معمولاً ترنجهای لوزی شکلی در وسط مکرر شده و رنگهای آن اغلب جالب است. در همدان و دهستان‌های اطراف آن قالی‌های زیادی بافته می‌شود. قالی‌های قدیم این ناحیه خصائص مخصوص داشته و با پشم ش‌تر بافته می‌شده است. در ملایر قالی هائی بافته می‌شد که شبیه قالیهای همدان و مخصوصاً اراک است. قالی‌های خراسان یا مشهد از حیث جنس خیلی عالی است و سطح آن‌ها از گلهای مناسب پوشیده شده و طرح ترنجی در وسط دارند و در نقشه بعضی از آن‌ها تصویر حیوانات دیده می‌شود. قبائل چادرنشین نواحی خراسان قالیهائی می‌بافند که بنام قالی ترکمن یا بخارا معروف است. زمینه این قالی‌ها قرمز تیره و نقش آن‌ها از یک سلسله کثیرالاضلاع تشکیل یافته و به اسم نقشه پای فیل موسوم است. قالیهای بلوچ نیز بوسیله چادرنشینان بافته می‌شود و مانند قالی‌های ترکمن ولی از آن‌ها شل‌تر و نرم‌تر است. آذربایجان از قرن‌ها پیش برای صنعت قالیبافی مشهور است.

در تبریزهمه جور قالی بافته می‌شود. قالی‌های کهنه تبریز اغلب دارای رنگ قرمز و نقشه ترنجی هستند ولی نقشه مخصوصی نیست که بتوان آن را نقشه تبریز گفت. قالی‌های هریس از بهترین قالیهای تبریز است. قالیهای گوراوان در قریه گوراوان و اطراف هریس بافته می‌شود. قالیهای قره جه در ناحیه قره داغ در شمال تبریز بافته می‌شود ومعمولاً کوچک و بشکل کناره هستند. در زنجان در دوره قاجاریه قالیهای کوچک بافته می‌شد که بواسطه بکار رفتن رنگهای جوهری در آن‌ها مرغوب نبود. استعمال این گونه رنگهای مصنوعی و شیمیائی که در دوره قاجاریه مرسوم گردید ضرر و لطمه بزرگی بشهرت قالی‌های ایران دردنیا وارد آورد خوشبختانه استعمال رنگهای جوهری قدغن شده است. از حیث تنوع در نقشه، رنگآمیزی و مهارت در بافتن، قالی و قالیچه ایران حتی در دوره قاجاریه که صنعت رو به پستی رفته بود در دنیا نظیر نداشت. قالی خوب ایران مانند قطعه شعر زیبائی است که بافنده آن مانند شاعر جمال طبیعت را ترجمه و بصورت شی زیبائی درآورده که هم قشنگ و هم قابل استفاده است. (ازترجمه تاریخ صنایع ایران تالیف ویلسن صص ۱۸۸ – ۲۱۷). سینگر سارجنت نقاش معروف آمریکائی گفته: تمام نقاشی‌های دوره تجدد (رنسانس) ایطالیا ارزش یک تخته قالی ایرانی را ندارد:
نه پرد بلبل اندر باغ جز بر بسد و می‌نا
نه پوید آهو اندر دشت جز بر قالی پرنون.
رودکی.

‌ای زهدفروشنده تو از قال و مقالی
با مرکب و با ضیعت و با سندس و قالی.
ناصرخسرو.

هرچند که پشم است اصل هر دو
بسیار به است از پلاس، قالی.
ناصرخسرو.

آن کل عفریت روی با همه زشتی
قالی بافد همی و ایضاً محفور.
سوزنی.

چون مرا سندس است و استبرق
شاید ار قالی مرندی نیست.
خاقانی.

خونت برای قالی سلطان بریختند
ابله چرا نخفتی بر بوریای خویش.
سعدی.

گر آزاده‌ای بر زمین خسب و بس
مکن بهرقالی زمین بوس کس.
سعدی (بوستان).

نگاهی به تاریخ رنگهای طبیعی و قالی بافی(۲)

“چینی ها دارای قدیمی ترین سنن هنری می باشند ، تمدن آنها به چهار تا پنج هزار سال قبل از میلاد مسیح می رسد چندین اختراع و اکتشاف اصلی به آنها نسبت داده می شود.چین سرزمین اصلی ابریشم ، ملکه الیاف نساجی است “

تصویر مرتبط

بنا به روایات چینی ها پرورش کرم ابریشم در ۲۶۴۰ سال قبل از میلاد مسیح شروع شد. تعداد زیادی تکه پارچه های ابریشمی از زمانهای بسیار دور در حفاری های متعدد در چین پیدا شد ولی به واسطه قدمت زمان معلوم نیست که آیا آنها رنگ شده اند یا خیر؟ به هر حال در روایاتی که از نتایج گذشته به جای مانده اند معلوم میشود لباس هایی که در آن دوره پوشید نشان متداول بوده اند رنگ می شده وحتی پوشیدن پارچه های رنگی از طرف طبقات مختلف الزام آور بوده است. به طوری که درتاریخ چنین آمده است امپراطور و ملکه لباس زرد و خانواده سلطنتی و درباریان بنفش، شوالیه های درجه اول آبی ، شوالیه های درجه دو قرمز، و نجیب زادگان درجه سه لباس مشکی در بر می کردند.

در کتابی که تاریخ تالیف آن به قرن هجده میلادی منسوب است نوشته شده که در قرون قبل از میلاد مسیح رنگرزی توسط زنان در خانه ها فقط برای احتیاجات خودشان و فامیل انجام می گردید و همچنین گفته شده است که چینی ها حتی از ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد به رنگ قرمز که از حشره قرمزدانه و ابی که از گیاه نیل گرفته می شد آشنایی کامل داشتند.
رنگ سبزی که لوکائو نامیده می شد در آن تاریخ شهرت و مصرف زیادی داشت .این رنگ را از عصاره چندین گیاه تهیه می کردند که به طور معمول زرد روشن و شفافی بوده و دراثر عمل با کربنات پتاسیم و یا زاج (که هر دوی این ترکیبات را به طور طبیعی می توان یافت) در روی ابریشم رنگ سبز مایل به آبی درست می شد. در روی الیاف گیاهی نظیر کتان و پنبه نیز رنگها را به طور مستقیم به مصرف می رساندند و بعضی از گیاهان نیز بایستی به طور شیمیایی احیا و تخمیر می شدند مانند نیل و وسمه . بنا بر این به جرات می توان گفت عمل دندانه دادن و احیا کردن از سالهای ما قبل تاریخ در رنگرزی رایج بوده است. در مورد رنگرزی، طبیعت بهترین معلم برای بشر بوده و هست.

ساکنین بین النهرین

اولین ساکنان بین النهرین در زمانهای اولیه تاریخ سومری ها بوده اند. در آن روزها دجله و فرات در نقاط جداگانه ای به خلیج فارس می ریختند و در بین اراضی این دو رود بود که سومری ها اولین شهر های خود را بنا کردند.

سومری ها در ۳۵۰۰ سال قبل از میلاد در اشور سکنی گزیدند . سفال هایی که از آن دوره پیدا شده است بسیار ظریف میباشد و از این سفال ها بود که سومری ها برای نوشتن استفاده می کردند و اولین خطوط میخی و خط نوشته متعلق به همین اقوام و در همین دوره می باشد.

یکی از لوحه های سفالی مکشوفه آن دوره فهرستی از احتیاجات یک کدبانوی خانه به لباس و پوشش است. این لوحه نشان می دهد که مقدار صرف وقت یک زن سومری برای تهیه پوشش خود کمتراز یک زن امروزی نبوده است و همچنین از مطالعه این الواح معلوم می شود که پارچه های آن دوره به رنگهای گوناگون رنگ می شده اند. پس از این الواح مهمترین مدارکی که به دست ما رسیده است از قبور حکام و شاهان و ملکه های ان دوره می باشد. مطابق
سنت و اعتقادات مذهبی وقتی ملکه و یا امپراطور می میرد کلیه زنان و کنیزان و بردگان او هم قربانی می شدند تا روح مرده در آن دنیا تنها و بی یار و یاور نباشد. یکی از این قبور که متعلق به ملکه سبا میباشد و در شهر غور حفاری شده است مقدار زیادی پارچه پنبه ای که به رنگ سرخ و پارچه های پشمی که به چند رنگ بافته شده اند بدست امده است در این پارچه ها از طلا نیز به عنوان زینت استفاده شده است.

چند سال قبل لوحه سفالی از دوره سومری ها در عراق کشف شد که توسط م- لوی ترجمه و خوانده شد و اصل این لوحه اکنون در موزه اسلامبول می باشد. ترجمه این لوحه نشان می دهد که در هزاره سوم قبل از میلاد سومری ها طرز درست کردن صابون را می دانستند و همچنین از صابون در مصارف نساجی استفاده می شده است در حالی که تمدن های بعدی مانند روم و یونان تا سالیان بعد از وجود صابون بی اطلاع بودند.

در مورد رنگرزی با آنکه مسلم است که در آن دوره رواج کامل داشته است هیچ نوع نوشته ای در دست نیست شاید به خاطر آن باشد که رنگرزی را جزو کارهای خانگی می دانستند و تهیه رنگ نیز به عهده غلامان بوده است و کاری نیز که به عهده ی مردمان پست تری واگذار می شد احتیاج به نوشتن و گزارش دادن نداشته است و همچنین کار رنگرزی را حتی الامکان از ان روزگار به صورت راز مخفی نگه داشته و سینه به سینه حفظ می کردند.

امپراطوری اول اشور در اثر اتحاد پارسی ها و مردم سامی جنوب بین النهرین از بین رفت و نینوا به دست قوم فاتح از اهمیت اول خود افتاد و به این ترتیب امپراطوری اول اشور دوقسمت شد. از این دوره آثار نفیسی به جای مانده است که در بین آنها دروازه ایشتار شهرت بسزایی داشت این دروازه که اکنون به صورت اول در موزه ((پرگا لون)) برلن محافظت می شود دارای کاشی کاری و نقش های فوق العاده زیبایی می باشد که نشان می دهد هنرمند آن دوره تا چه اندازه به رنگرزی و تهیه رنگ احاطه کامل داشته.

ایران

در ایران قبل از اسلام رنگرزی دارای سنتهای بسیار قدیمی می باشد. برخلاف بسیاری از ملل ان دوره رنگرزان در بین ایرانیان بسیار معزز و محترم بودند و حتی تا این اواخر یک رنگرز را از لباس و صورت رنگینش می توان شناخت.

وقتی که سپاهیان اسکندر وارد ایران شدند پلو تارک مورخ معروف که شرح فتوحات او را می نویسد در بین اشیایی که سپاهیان اسکندر به غنیمت بردند از پنج هزار تالنت (هر تالنت معادل ۲۶۰ کیلو گرم ) پارچه ارغوانی نام می برد که حتی ۱۲۰ سال پس از آن کوچکترین لطمه ای به پارچه ها وارد نشده. در این زمینه پلو تارک اضافه می کند که ((ثباط رنگ و استحکام پارچه ها به مناسبت آن است که ایرانیان از مخلوط عسل و موم برای شفاف نگه داشتن رنگ استفاده می کنند و همین طور در مورد پارچه های سفید و رنگ نشده از یک موم سفید استفاده می شود و در اثر این عملیات پارچه مدتها بدون لطمه باقی می ماند.

گفته پلوتارک از دو نقطه قابل بررسی است، یکی آنکه ثباط رنگ ارغوانی در مقابل نور و هوا تا چه اندازه بوده و دیگر اینکه ایرانیان قدیم به مواد تکمیلی در رنگرزی و نساجی اشنایی داشته اند و از آنها در بهترین نمودار تولید استفاده می نمودند ))

در ضمن کاوش های شوش نقش دیواری تیر اندازانی به دست آمده که به احتمال قوی صورت جاودانان یعنی سربازان و پاسبانان خاص شاهنشاه ایران را نشان میدهد در ضمن تماشای نقش چنان به نظر می رسد که این تیر اندازان با شکوه پیش ازآنکه قصد جنگ داشته باشند خود را اراسته اند تا در جشن درباری شرکت کنند. جامه هایی بر تن دارند که با رنگ درخشان خود توجه را جلب می کند.

“آنچه که از عکس این نقش دیواری می توان فهمید آن است که لباسهای این سربازان از چند رنگ تشکیل شده است و چنین پیداست که در طرح آن نوعی چاپ باتیک دخالت داشته است. متاسفانه عکس این نقش رنگی نیست.از بد حادثه از ادوار قبل از اسلام مدارکی راجع به رنگرزی و رنگ در موزه های ایران چیزی یافت نمی شود. قدیمی ترین مدارکی را که راجع به قالی و رنگرزی در ایران موجود است دو نمونه مربوط به موزه ارمیتاژ لنینگراد می باشد.

نمونه اول مربوط به یک قالی است که در مغولستان توسط پرفسور رودنکو کشف گردیده و تقریبا سالم به جای مانده است.

این قالی به عنوان پوشش اسب به کار می رفته و مربوط به زمان هخامنشیان است و اندازه های ان ۲در ۸۳/۱ متر می باشد. در هر سانتی متر مربع ۳۶ گره دارد گره ها را از پشت زده و از رو چیده اند. حاشیه ی بیرونی آن نقش مکرر کوچکی است که جانور افسانه ای بالداری را نشان می دهد. پس از ان یک ردیف سوار می ایند که یک در میان یا بر اسب نشسته یا در کنار ان در حال راه رفتن می باشند. سپس یک ردیف گوزن خال دار و باز همان نقش مکرر جانور بالدار دیده می شود، پس از ان متن است که از چند ردیف موازی گلهای چهار برگی تشکیل شده است. در میان این نقش ها بویژه مردانی که بر کنار اسب راه می روند اشکارا نقش های تخت جمشید را به یاد می آورد. پرفسور رودنکو معتقد است که این قالی کار ماد یا پارس یا پارت خراسان قدیم است. رنگهایی که در ان به کار رفته عبارت است از: سرخ تیره، سبز، آبی، زرد کم رنگ و نارنجی.

از عکس این قالی شرکت فرش نمونهای در تهران بافت که هم اکنون موجود است. رنگهای به کار رفته در آن سعی شده است که مطابق با اصل باشد. رنگهای این قالی از روناس ، اسپرک ، نیل و ترکیبی از این رنگها می باشد. همچنین قالی دیگری بوسیله یک هیئت اکتشافی به رهبری کوزلف از زیر یخهای سیبری بیرون کشیده شد. این قالی دارای رنگ آبی سیر می باشد و تاریخ ان معادل سال سوم میلادی است. مدارک و شواهد بسیار معتبری نیز از تاریخ گذشته به جای مانده است که صنعت رنگرزی و نساجی علی الخصوص قالیبافی از سالیان گذشته در ایران رایج بوده است. فرش تاریخی و تا حدی افسانه ای بهارستان بهترین گواه این موضوع می باشد. کشت گیاهان رنگدار نظیر روناس و اسپرک و همچنین پرورش حشره قرمز دانه در سواحل خلیج فارس و دریای عمان از همان زمانها در ایران رایج و مرسوم بوده است .همسایه دیگر ان روز ایران هند نیز از این تحولات در مورد رنگرزی بی بهره نبود.

 

نگاهی به تاریخ رنگهای طبیعی و قالی بافی(۱)

“طبیعت ما را با رنگهای گوناگونش احاطه کرده است. پس از اینکه بشر متوجه این پدیده شگرف و زیبای طبیعت شد سعی کرد که با جدا کردن رنگ از طبیعت وسایل رنگی درست کند و یا اینکه خودش را با این رنگها آرایش دهد. در سالهای ما قبل تاریخ که بشر از پوست به عنوان پوشش و جلوگیری از نفوذ سرما استفاده میکرد سعی مینمود که آن را ملون کرده و حتی گاهی طرح مشخصی را نیز برای رنگ آمیزی آن انتخاب مینمود”

تصویر مرتبط

۲ «از دیر باز انسان از مواد مختلف موجود در طبیعت برای رنگرزی استفاده می‌کرد. ابتدایی ‌ترین رنگ برای بشر اولیه سیاه و قرمز بوده است که به دنبال این شناخت انسان از خاک زرد به عنوان رنگ زرد و از خاک سرخ به عنوان رنگ سرخ و از ذغال به عنوان رنگ سیاه استفاده می‌کرده است.

پیشینه رنگ سازی در ایران قدمت چند هزار ساله دارد که نقاشی‌های ابنیه تاریخی و منسوجات بدست آمده از قدیم گواه این مدعاست.»

۳ « به احتمال قریب به یقین تهیه پارچه از دوران مادر شاهی شروع شده است در آن دوران مردان به شکار و جنگ با سایر قبایل اشتغال داشتند. زن در اطراف چادر خود زراعت می‌ کرده است و به حیوانات اهلی می‌رسیده است.
در این هنگام بوده که ابتدا ریسمان و سپس پارچه را اختراع کردند و به این ترتیب سایر هنرهایی نظیر کوزه‌گری، سبد بافی و درودگری و خانه سازی را نیز به زن نسبت می‌دهند.

زنان جزیره الئوسین بای بافتن پارچه یک جامه یک سال وقت صرف می‌کردند. هندیان آمریکای شمالی روپوش‌ها و جامه‌هایی می‌بافتند و اطراف آن را با مو و رشته‌های پی حیوانات حاشیه می‌دهند که با عصاره آلبالو به آن رنگ گیرایی داده‌اند و به قول کشیش تئودور درخشندگی این رنگ‌ها به اندازه‌ای است که رنگ‌های کارخانه ما هرگز به پای آن نمی‌رسد.

آنجا که طبیعت توقف می‌کند هنر آغاز می‌شود. انسان با استخوان پرندگان و ماهیان و نی‌های باریک خیزران توانست سوزن‌هایی بسازد و یا از رشته پیه جانوران نخ‌هایی درست کند که از سوراخ کوچک‌ترین سوزن‌هایی که امروز داریم می‌گذرد.

با پوست درختان فرش و رخت خواب تهیه کرد و پوست حیوانات را خشکاند و از آن لباس و کفش ساخت و از تابیدن الیاف طبیعی به یکدیگر طنابهای محکمی به اختیار خود درآورد.

با شاخه های نازک و الیاف رنگ شده سبد‌هایی ساخت به مراتب زیبا‌تر از آنچه که امروز هم می‌سازند….» ۳

۳ «چون انسان تنها به این خشنود بود که با پوست حیوانات خود را بپوشاند با پشم گوسفند و الیاف گیاهی لباسهایی برای خود تهیه کرد و همین لباس ساده است که جامه مرد هندی وشنل یونانی و لنگ مصری قدیم و سایر اقسام گوناگون و جذاب لباس انسان را در عهدهای مختلف تشکیل داده است. پس از آن از عصاره گیاهان یا خاک‌های ملون موادی به دست آوردند و جامه را با آن رنگ کردند و به این ترتیب لباس‌های رنگین خاص برای فرمان روایان و شاهان درست کردند.» ۳

۱ «پس از مدتی بشر کشف کرد که رنگ‌های استخراج شده از خاک مواد معدنی که معمولا زرد وقرمز و قهوه‌ای و مشکی هستند برای این کار به واسطه عدم تمایلشان نسبت به جذب شدن زیاد مناسب نیستند به این دلیل کوشید که رنگهای مورد احتیاج خود را در دنیای گیاهان و جانوران پیدا کند. پیشرفت بشر در این زمینه حقیقتاّ غیر قابل تصور می‌باشد.

بیشتر این رنگ‌های طبیعی قدیمی نه تنها دارای ماده رنگی کافی بودند بلکه ثبات آن‌ها نیز در بیشتر موارد از رنگهای مصنوعی جدید بیشتر بود.

این رنگهای طبیعی را بشر آن دوره با روش‌هایی به کار می‌برد که تا چند صد هزار سال تغییر عمده‌ای نکرد. در اینکه رنگرزی از ابتدای شروع تمدن و تاریخ در جوامع مختلف بشر آن دوره وجود داشته است شکی نیست. محتملاّ سه تا پنج رنگ طبیعی در آن دوران مورد استفاده قرار می‌گرفتند. این تعداد پس از گذشت صد‌ها هزار سال به سی عدد رسید و از اواسط قرن نوزدهم میلادی که تجسسات و پیشرفت‌های بشر در علم شیمی باعث ایجاد هزار‌ها رنگ مصنوعی گردید که حتی شمارش آن کار ساده‌ای نمی‌باشد. و این تغییر وتحولات که فقط در طی یکصد سال صورت گرفت به اندازه‌ای بیصدا و بی‌اعتنا گذشت که حتی آگاهی تبدیل درشگه به راه آهن از آن بیشتر و پر سروصدا‌تر بود.

بهتر است که نگاه مختصری به گذشته رنگهای طبیعی و تاریخ استفاده از آن‌ها بیفکنیم. ما نمی‌دانیم چه موقع و چه کسی آن‌ها را کشف کرده است. رنگ‌های استاندارد و اصلی طبیعت یعنی قرمز، زرد، آبی از اولین روز‌های کشف شده تاریخ و ماقبل آن وجود داشته‌اند.
قرمز به وسیله ریشه روناس، حشره قرمز دانه و یک نوع صدف دریایی به نام صدف ارغوان و عصاره درختانی نظیر آلبالو، شاه توت، توت قرمز و رنگ آبی توسط گیاه وسمه و نیل و زرد از زعفران، برگ توت، اسپرک، برگ چنار و برگ مو و چوب زرد گرفته می‌شدند.» ۱

۴ «پیشینه رنگ سازی در ایران قدمتی چند هزار ساله دارد. کاشیهای لعابدار سربازان جاوید مکشوفه در تخت جمشید که در موزه لوور نگهداری می‌شود، بیانگر این نکته است که ایرانیان از دیر باز به راز دستیابی این رنگهای جادویی پی برده‌اند. رنگهای درخشان و دلپذیر این کاشی‌ها بهترین نمودار ذوق و سلیقهٔ ایرانیان در تهیه انواع رنگ‌ها و طریقه به کار بردن آنهاست.

کاشیهایی که در و دیوار ابنیهٔ تاریخی اصفهان و کاخهای حکمرانان صفوی را زینت بخشیده، از زیبایی چشمگیری برخوردار است. رنگهای روح نواز، همنوایی و توازن در به کارگیری این رنگ‌ها در کنار یکدیگر، هر بیننده‌ای رابه فکر وا می‌دارد که چگونه این رنگ‌ها، هنوز پس از گذشت سیصد و اندی سال، همچنان سحر آمیز و چشم نوازند.

حرفه ی لعاب سازی به دلیل انجام کارهای فنی و بهره‌مندی از دانشی نهفته که دیگران را امکان دستیابی به آن نبوده است، همواره درهاله‌ای از اسرار و ابهامات پنهان بوده است. راز ساختن رنگهای جادویی تنها درصورتی که فرزندی حرفهٔ پدرش را دنبال می‌کرد به او منتقل می‌شد و در غیر این صورت با مرگ لعابکار کهن سال به گور می‌رفت.

رنگرزی قالی نیز، به علت داشتن بخشی از همین دانش نهفته، و به کار بردن مهارت‌ها و شگرد‌های قدیمی در ارایه رنگهای زیبا و دلپذیر، امروزه نیز علی رغم ورود رنگهای شیمیایی به داخل کشور، عاملی تفکیک ناپذیر از ساختار و ترکیب کلی فرش ایران است. گرچه در نقاط مختلف کشور طرز تهیه ی این رنگ‌ها به طریق سنتی یکسان نیست، ولی ساختمان کلی در تهیهٔ آن‌ها از گیاهان بومی یکسان است.

این رنگ‌ها در مقابل نور خورشید و یا به هنگام شستشو رنگ نمی‌بازند. ثبات رنگهای سنتی در مقابل نور خورشید و مواد قلیایی به هنگام شستشو، اگر چه در قالی قدری زمختی ایجاد می‌کند، اما سبب می‌شود قالی برای مدت زمانی طولانی رنگ خود را حفظ کرده ویکباره رنگ نبازد. تنها مرور تدریجی زمان و تاثیر آهسته مواد قلیایی بر قالی سبب می‌شود تا به تدریج و در خلال مدتی طولانی کم کم رنگ باخته و رنگ‌هایش ملایم‌تر شوند و به هم در آمیزند و هم آهنگ با یکدیگر، درخشندگی طبیعی و چشمگیر در ان‌ها به وجود آید، در این حالت رنگ‌ها دیگر تند و خام نیستند، و رنگ باختگی یکسان آن‌ها تداخل و هم نوایی خاصی را پدید می‌آورد که علی رغم قلمرو هر رنگ، مرز خاصی برای ان‌ها نمی‌
توان جستجو کرد. اینجاست که فرش علی رغم داشتن طرح و نقشه خاص اقلیمی از زادگاه اولیه، و حتی کشورش، پا را فرا‌تر نهاده و نظر هر بیننده‌ای را از هر قوم و فرهنگ ، به رنگهای جادویی خود جلب می‌کند، و می‌رود تا با مهر صادراتی که بر پیشانی دارد، در طول چندین دهه زینت بخش موزه‌های معتبر دنیا شود.» ۴

۱ «اگر بخواهیم راجع به تاریخ رنگ و رنگرزی مطالبی جمع آوری کنیم بایستی به تاریخ مردمان اولیه که برای نخستین بار در کنار رودهای عظیم سکنی گزیدند نظری بیفکنیم، در بین ان‌ها چینی‌ها در کنار رود زرد و مردمان کلده و اشور در بین دجله و فرات، هندی‌ها در کنار رود گنگ و مصریان در کنار نیل و همچنین همسایگان قدیمشان مانند ایرانیان و سومری‌ها را بایستی نام برد. از این تمدن‌ها و سرنوشت رنگرزی در بین ان‌ها به ترتیب
یاد خواهیم کرد.» ۱

مکاتب قالی ایران

انسان بر اثر نیاز از دیرباز در اندیشه آن بود که زیراندازی مناسب و پوششی درخور برای خود آماده سازد که هم او را از گزند باد و باران مصون دارد و هم بستری نرم برایش فراهم آورد و عایقی در برابر گرما و سرما باشد. آشیانه پرندگان و ساقه های در هم تنیده گیاهان یکی از الگوهایی بود که انسان را به سوی بافته ها سوق می داد. انسان نخستین در طی قرنها به روش درهم تنیدن الیاف گیاهی و پوست درختان، به صنایعی نظیر سبد بافی آشنا شده بود، واکنون با بهره‌گیری از پشم حیواناتی که قابلیت زیست در جوامع اولیه راداشتند، می‌توانست زیر اندازهایی نه چندان نرم ارایه دهد. زنان از جمله کسانی بودند که از آغاز در این فن کوشش بسیار داشتند و به بافت دست بافتهای پوششی و زیراندازی و روپوش حیوانات و کیسه حمل مواد دست می یازیدند.

تصویر مرتبط

زیراندازهای نخستین متشکل از پوست نرم حیوانات و الیاف نرم گیاهی و بوریا بود اما به دلیل گسترش جوامع اجتماعی و کاهش شکار، نیاز به تولید بیشتر زیراندازهای دست بافته روز به روز بیشتر شد و بافت این گونه زیراندازها تکامل یافت.
کاوشهای باستانشناسی نشان می‌دهد استفاده از بوریاهای بافته شده از نی‌های منطقه میان رودان، از هزاره چهارم و پنجم متداول بوده و بافت گلیم تا سده پانزده قبل از میلاد، به مرحله بالایی از تکامل رسیده است.
کهن‌ترین دستبافته ای که باستانشناسان به آن دست یافته‌اند، قالیچه‌ای است که به علت دستیابی به آن در گور یخ زده یکی از فرمانروایان سکایی در دره ‌پازیریک در سیبری، به نام قالیچه پازیریک نامیده شده است. این فرش که به عنوان پوشش اسب به کار می‌رفته هم اکنون در موزه ارمیتاژ لنینگرادنگهداری می شود و صاحب نظران با توجه به نقشهای روی این قالی که شبیه نقوش اصیل هخامنشی است آن را ایرانی می‌دانند و بر این باورند که فرش پازیریک از دست بافتهای مادها و پارت‌ها (خراسان بزرگ قدیم) است رنگهای مورد استفاده در این قالی قرمزاخرایی، زرد، سبز کمرنگ و نارنجی است. تشابه نقوش سواران و مردان پیاده که در کنار اسبان خود راه می‌پیمایند، و جانواران بالدار در این قالی با نقوش تخت جمشید، درستی نظر این پژوهشگران را قویتر می‌سازد. صاحبنظران همچنین معتقدند بافت قالیچه‌ای با چنین ویژگیها، مستلزم دارا بودن پشتوانه‌ای فرهنگی و هنری در ارتباط با بافت فرش، کمینه برای چندین قرن خواهد بود و مبین این نکته است که در سده های متمادی، پیش از بافت فرش معروف پازیریک، این حرفه در فلات ایران رواج داشته و ایرانیان به رمز آن پی‌برده بودند.
گفتار مورخان نیز، حاکی از تایید همین نکته است. به طوری که گزنفون مورخ یونانی در کتاب خود موسوم به «سیرت کوروش» می‌گوید: «ایرانیان برای اینکه بسترشان نرم باشد، قالیچه زیر بستر خود می‌گستردند».این عبارت نشان دهنده آن است که قالیبافی در این زمان عمومیت داشته و در زندگی روزمره جایگاه خود را یافته و از ملزومات زندگی به شمارمی‌آمده است.
گرچه از دوران ساسانیان نمونه مشخصی موجود نیست، اما آن چنان که از قراین پیدا است، فرش ایران در دوران ساسانی، از شهرت و اعتبار جهانی برخوردار بوده است. چنان‌ که سالنامه چینی «سوئی سو» (sui-su) در این دوران از فرش پشمی ایران به عنوان کالای وارداتی به چین نام می‌برد. در ادبیات فارسی نیز، بارها فرش معروف “بهارستان” متعلق به خسروپرویز پادشاه ساسانی یاد شده است. اوصافی که از فرش بزرگ بهارستان آمده است، نشانه‌هایی از توان و برتری هنرمندان ایرانی و پیشتازی آنان درهنر فرش بافی است.
با ظهور دین اسلام و فروپاشی نظام پرشکوه ساسانیان، هنر فرشبافی که پیشتر توسط اشراف حمایت می‌شد دچار رکود شد و در پی آن ظهور سلسله‌های مختلف و عدم ثبات سیاسی در قلمرو پهناور ایران، توان رشد و نمورا از آن بازستاند. به ویژه آن که اعراب به تجملات زندگی توجهی نداشتند، و کاخهای رفیع برای در میان گرفتن آنان که به زندگی در صحرا و بیابان و آسمان پرستاره و چادرهای حصیری خو گرفته بودند، توان فرسا می‌نمود، و به منظور مبارزه با شرک و بت‌پرستی نقش پردازی ازانسان و حیوان را مکروه می‌دانست.
با پراکنده شدن هنرمندان در شهرهای دور و نزدیک، هنر فرشبافی بی‌نمودی آشکار، به بقای خود ادامه داد، اما این روند دیری نپایید و خلفای بین‌امیه و بنی‌عباس برخلاف خلفای گذشته، در تقلید از شاهان گذشته، به این هنر توجه کردند و موجبات شکوفایی این هنر را پدید آوردند. ذکر دویست خانه قالی در تاریخ بیهقی متعلق به نیمه اول قرن پنجم هجری در شرح هدایای ارسالی از خراسان توسط علی‌بن عیسی برای هارون الرشید، خود گواهی براین نکته است و اخبار و شواهدی که مورخان و جغرافی نگاران اسلامی از این و آن در کتب خود درج کرده‌اند، خود دلیل غیر قابل انکاری از وجود فرهنگ پیشرفته قالیبافی ایران است.
مولف «حدودالعالم» که در تاریخ ۸۱۲ م آن را به رشته تحریر درآورده به قالیبافی فارس اشارت دارد، و یک قرن بعد مقدسی به وجود قالیهای سجاده‌ای در اراضی مرتفع قائنات،اعتراف می‌کند.
یاقوت حموی (۱۱۷۹ میلادی، قرن ششم هجری) از وجود قالیبافی آذربایجان خبر می‌دهد، و ابن‌بطوطه جهانگرد عرب (۱۳۰۴ ـ ۱۳۷۸میلادی) در راه خود از خورموسی در خلیج فارس به اصفهان، هنگام بازدید از ایذه در منطقه بختیاری از فرش سبز رنگی از در جلو وی گسترانیدند یاد می‌کند.
ادبیات فارسی نیز از این نشانه‌ها خالی نیست. خاقانی شروانی شهرت قالیهای مرندی را در قرن ششم چنین بازگو می‌کند:
چون مرا سندس است و استبرق شاید ارقالی مرندی نیست
یورش قوم مغول آنچه را که دستاورد پادشاهان گذشته بود، نابود ساخت. آنان مردانی جنگجو بودند که دنیا را برپشت اسبانشان فتح کرده بودند و در مصافشان با دشمنان، زنانشان را همراه نمی‌بردند، و قالی که زاده دستان هنرمند زنان است، با حمله آنان، نه تنها به ایران راه پیدا نکرد، بلکه باعث شد تا کارگاههای کوچک بافت قالی نیز ازبین رفته و طراحان و نقاشان به نقاط دوردست و روستاهای دور افتاده بگریزند.
مغولها گرچه سرزمین ایران را فتح کردند، اما به سرعت مقهور فرهنگ غنی ایرانیان شده و به آن تن دادند. جانشینان مغولان با برخورداری از این فرهنگ، رفته‌رفته به ترمیم خرابیها همت گماشتند و هنرمندان را بزرگ داشته اکرام کردند و موجبات پیشرفته زمینه‌های هنری را فراهم آوردند. در اخبار آمده است که غازان خان اولین ایلخانی بود که به دین اسلام گروید و فرشهایی برای آرامگاه خالد ابن ولید سردار صدر اسلام به دمشق گسیل داشت. وی برای تزیین صحن کاخهای خود نیز قالیهایی از خطه فارس را فراهم آورد
جانشینان تیموریان برخلاف اعقابشان افرادی هنر دوست و هنرپرور بودند و بعضی‌شان در برخی از رشته‌های هنر دست داشتند. آنان با بزرگداشت نقاشان و هنرمندانی چون بهزاد هراتی و ایجاد کانونهای هنری در اعتلای این هنرگامهای موثری برداشتند. نقاشیهایی که از دوره تیموری باقی مانده نشان دهنده علاقه شاهان تیموری به هنر فرشبافی است.
دوران صفوی عصر درخشان و پرشکوه احیای هنر در تمام زمینه‌هاست. نمونه‌های ارزنده موجود در موزه‌های مشهور جهان همچون قالی مشهوراردبیل که جهت مقبره شیخ صفی الدین اردبیلی جد بزرگ صفویان بافته شده و اکنون در موزه ویکتوریا و آلبرت نگهداری می شود، حاصل کارگاههای قالیبافی شاهی در این دوران بوده اند. حمایت شاهان صفوی و ابراز علاقه آنان به این حرفه سبب شد تا صنعت فرشبافی از درجه یک پیشه و حرفه روستایی تا مقام یکی از هنرهای زیبا ارتقا یابد. شاه عباس در این مهم سهم به سزایی داشت، زیرا وی با تاسیس کارگاه قالیبافی در جوار کاخهای سلطنتی خود بین چهل ستون تا میدان شاه، بافندگان را مستقیماً زیر نظر داشت تا از کیفیت بافت و ظرافت آنها مطمئن شود. یادداشتهای گردشگرانی چون تاورنیه، شاردن و رابرت شرلی تاییدی براین گفتار است.
ایجاد روابط تجاری با کشورهای اروپایی و ورود جهانگردان، گردشگران و سفرا به ایران، زمینه گسترش روابط فرهنگی، تجاری را با دیگر کشورهافراهم ساخت و استقبال از قالیهای نفیس ایرانی در اروپا براهمیت دستبافته ها ورونق سفارشها افزود.
از این زمان کاشان به واسطه مرغوبیت و ظرافت قالیهای تولیدی خود پذیرای سفارشات بسیار شد و تولید فرشهای زربفت که حاصل بافت با نخهای طلا و نقره بود، بنا به سفارش دربار لهستان بر رونق آن شهر افزود. این فرشها که بعدها به فرشهای لهستانی یا پولونزی Polonaisa معروف شدند، یادگارهای این دورانند و اکنون مایه فخر و مباهات موزه‌های مالک آنند.
شاه عباس با گردآوردن بهترین نقاشان و طراحان و بافندگان از سراسر کشور و تجمع آنها در کارگاههای سلطنتی، شاهکارهای بی‌مانندی را در هنر فرشبافی سبب شد و نقشهای قالی با الهام از نقوش نگارگری و تذهیب توسط هنرمندان دگرگون شد. با انقراض صفویان افول هنر فرشبافی نیز آغاز شد. تاخت و تاز افغانها در ایران، همه چیز را به ناگهان از بین برد و خاطره دردناک حمله مغولان را در اذهان همگان زنده کرد.
نادرشاه جهت حفظ انسجام و یک پارچگی کشور فرصت آن را نیافت تا به مسایل هنری بپردازد اما دوباره و رفته رفته با حفظ امنیت و آرامش ایجاد شده در سایه شجاعت و دلاوری ایرانیان، هنری که در خفا به حیاتش ادامه می‌داد در دوره زندیه اعتبار بیشتری یافت و مورد توجه فرمانروایان قرار گرفت.
در دوره قاجاریه نیز با رونق بازارهای اروپا که از دوره صفویه آغاز شده بود و در طی قرون متمادی افت و خیز فراوانی را پشت سر نهاده بود، سیر عادی خود را در پیش گرفت. بازرگانان تبریزی به تاسیس کارگاههای فراوان قالیبافی نه تنها در تبریز بلکه در کرمان، مشهد، کاشان و سایر شهرهای ایران همت گماشته و قالیهای بافته شده از طریق استانبول به اروپا راه می‌یافتند.
با رونق روزافزون بازار فرش ایران بازرگانان خارجی خود به فکر سرمایه گذاری در ایران افتادند و با ایجاد کارگاههای بافت قالی در شهرهایی مانند کاشان، اراک و کرمان، هدایت این هنر و صنعت را به عهده گرفتند.
اکنون نیز فرش دستباف ایران در گذر سالها و قرنها و بلکه هزاره ها با تکیه بر اصالتهای گذشته، هنرمندی ایرانیان، خلاقیت تولید کنندگان و پیشینه پر افتخار خود همچنان راه کمال را می پیماید و در تمامی کره خاک شهرتی بی مانند دارد.

آذربایجان شرقی

آذربایجان:
آذربایجان در حال حاضر در شمال غرب ایران قرار دارد و از شمال به جمهوری آذربایجان و از مغرب با کشور ترکیه هم مرز است. منطقه آذربایجان به دلیل وسعت واقع، زمینهای کشاورزی، آب و هوای مناسب و طبیعی کوهستانی همواره در تولید قالی از موقعیتی ممتاز برخوردار بوده است . شهر تبریز از مراکز مهم قالیبافی در این خطه می‌باشد و از زمان صفویان با ایجاد کارگاههای بزرگ قالیبافی فرشهای بسیار زیبایی در آن بافته شد که در موزه‌های بزرگ جهان دیده می‌شود.
از نیمه دوم قرن نوزدهم توسط بازرگانان این شهر امر صادرات فرش رواج داشته است. صادرات قالی ایران از طریق تبریز تا آن حد برای دولت ایران مهم بود که تصاویری از این رویداد بر روی اولین کارت پستالهای زیبای اواخر دوره قاجار چاپ شد و به اقصی نقاط جهان فرستاده شد.

مرکز مهم قالیبافی آذربایجان:
الف: قالی‌های شهری در مرکز و غرب استان قرار دارد و مهمترین‌ آنها عبارتند از: ۱ـ تبریز و اطراف آن ۲ـ مرند ۳ـ مراغه۴ ـ خوی
ب: فرشهای روستایی: ۱ـ هریس ۲ـ گراوان ۳ـ بخشایش ۴ـ شربیان ۵ـ مهربان همچنین شهرهای اردبیل، سراب، مشکین‌شهر و کلیبر که عمده قالیهای اصیل آنها به لحاظ طرح، رنگ و بافت در کنار قالیهای محلی و روستایی با نقوش ساده‌تر و هندسی قرار می‌گیرد.
ج: فرشهای عشایری آذربایجان که در رأس آنها فرشهای عشایری شاهسون قرار دارد. عشایر ارسباران نیز به تولید انواع دستبافها و زیراندازهای زیبا نظیر گلیم و ورنی می‌پردازند.

رنگها و طرحهای مورد استفاده در قالی آذربایجان:
لچک‌ترنج، درختی،گلدانی، بته‌جقه‌ای با ترکیبی از رنگهای مختلف از مشخصات قالی آذربایجان است. در حال حاضر تبریز به عنوان کانون بزرگ تولید کنندگان نامور بر سایر مراکز آذربایجان تأثیر گذاشته است. فرشهای تبریز از شادابی و طراوت زیادی از لحاظ رنگ برخوردار است. تبریز از جمله کانون‌هایی است که بافندگان آن در بافت فرش ابریشمی مهارت دارند.
طرحهای لچک و ترنج هندسی هریس از زیبایی خاصی برخوردار است و نقشه قدیمی هریس ضمن حفظ نقوش لچک و ترنج شاه‌عباسی از ترکیبی هندسی نیز برخوردار است. نقشه هریس دارای حاشیه معروف سماوری و دارای گونه‌های مختلف، قاچ خاتون، ترنجی کف‌ساده، حاج عظیمی، ترنج‌لوزی، صمدخانی و تاجری می‌باشد و با استفاده از خطوط زاویه‌دار هویتی کاملاً مستقل از قالی‌های شهری بوجود آورده است. لچک و ترنج شاخه شکسته از معروفترین این طرح‌هاست به نقشه قالی هریس گوراوان نیز می‌گویند: قالیهای ابریشمی هریس نیز از اهمیت زیادی برخوردار است بطوریکه در بسیاری از فروشگاههای قالیهای ایرانی  در اروپا و آمریکا دارای طرفداران زیادی است. اغلب قالیهای بافته شده هریس از رجشمار پایینی برخوردار می‌باشد. قالی‌های هریس از جمله قالی‌های پردوام نواحی تبریز است و بر روی رنگ سرخ روناسی تکیه زیادی می‌شود و رنگهای دیگر آن بیشتر در مایه‌های تلخ‌مانند قهوه‌ای سیر، سبز تند و سرمه‌ای تیره است.
قالی‌های عشایری شاهسون نیز مشابهت‌هایی با قالیهای روستایی آذربایجان دارد. حسن نجاری طرح معروف خود رنگ مرند است. قالیهای اردبیل هندسی و یکنواخت است و در آن گل و بته کمتر دیده می‌شود.
فرشهای سرانداز با طرح هراتی و مایه‌هایی از رنگهای آبی، نخودی، ارغوانی روشن و قرمز از گذشته در بخشایش از توابع اردبیل بافته می‌شد ولی در حال حاضر قالی‌های این ناحیه ساده و با طرح شکسته بافته می‌شود. از جمله طرحهای این روستا هراتی شکسته است.
طرحهای ماهی‌درهم و شاه‌عباسی بیجار و ترکیبی از نقشه‌های ترکی افشار و کردی در مناطق میاندواب، تکاب و بیجار دیده می‌شود و رنگهای زمینه در این مناطق بیشتر لاکی قرمز، سرمه‌ای، کرم و گاهی آبی فیروزه‌ای است.
(تبریز- افشان)،(تبریز)،(تبری۲)(تبرییز۳)(تبریز-لچک و ترنج)(تبریز- لچک و ترنج گل فرنگ)

ویژگی بافت ، دار و ابعاد فرش در قالیهای آذربایجان:
گره ترکی در بین قالیهای آذربایجان بیشتر مورد استفاده دارد. دارهای قالی در آذربایجان عمودی است.
مهمترین ابعاد قالیهای جدید شهری باف در آذربایجان   ۳×۲ و ۵/۳×۵/۲ و ۴×۳ ابعاد دایره و چند ضلعی نیز جدیداً رواج یافته است.
قالی روستایی آذربایجان ابعاد مختلفی دارد. قالی هریس عموماً دارای ابعاد ۳×۲ و ۵/۳×۵/۲ است در بخشایش فرشهای کناره بافته می‌شود که حداکثر طول آنها ۴×۳ متر است.
بافندگان اردبیل در ابعاد ۵/۳×۵/۲ و ۳×۲ متر فعالیت دارند و اندازه‌های پرده‌ای هم در آنجا رواج دارد.

طراحان و تولیدکنندگان مشهور قالیهای آذربایجان:
از تولیدکنندگان بزرگ فرش آذربایجان حاج‌جلیلی در مرند، حاج‌حسن اعلا‌باف،صدقیانی، برادران عالی‌نسب و نظامی‌‌دوست را می‌توان نام برد. فرشهای طباطبایی تبریز نیز از فرشهای معروف قدیم آذربایجان می‌باشد.
از میان طراحان مشهور رسام‌ارژنگی، حبیب‌الله‌ امین‌افشار، احمد عماد، عباسعلی اعلاباف، تقی‌ خیابانی، غلامحسین خیابانی، اکبر برگی، محمد حسین‌بنام، علی‌پور حلاجی، ابراهیم رضایی، غلامحسین حبیبی، شیرفرد و بسیاری دیگر می‌توان نام برد. استاد خوبان‌فر از بنیان‌گذاران بافت فرشهای حجمی است که در شهرت قالیهای جدید تبریز نقش عمده‌ای داشته است.

ترکمن

تاریخ قوم ترکمن و فرش آن :
ترکمن‌ها قبیله‌ای ترک می باشند که هم اکنون در شمال ایران ، شمال افغانستان و شرق دریای خزر در جمهوری‌های تازه مستقل ترکمنستان و ازبکستان زندگی می‌کنند. این مردم اگر چه اصالت خود را حفظ کرده‌اند، سنتهای فراوانی را از دست داده‌اند. قالی ترکمن از اواخر قرن سیزدهم هجری توجه اهل تحقیق را برانگیخته است و آنچه مسلم است آن است که فرش ترکمن از دلبستگی‌های جاودانه این قوم بوده است. مهمترین قبایل ترکمن که بافت فرش در آنها رواج داسته است عبارتند از: ایل تکه، ساریک، ایل چدر، ایل اساری، ایل بزرگ یموت. در حال حاضر سه گروه از ترکمنهای مستقر در ایران به قالی بافی اشتغال دارند. دو طایفه از ایل بزرگتر یموت به نامهای آتابای، جعفربای و دیگری بخشی از ایل تکه که گفته می‌شود در شمالغرب خراسان ـ شمال بجنورد و غرب آن قراردارد و در حال حاضر بهترین فرش ترکمن در ایران را تولید می‌کنند و مرکز اصلی آن در مراوه تپه است. از نظر حجم تولید مقدار بافته‌های ایل تکه کمتر از دو طایفه‌ یموت است. مرکز عرضه فرشهای آتابای در گنبد قابوس است و فرشهای جعفربای در شهر کوچک آق‌قلعه و گرگان بفروش می‌رسد.

رنگها و طرحهای بکار رفته در قالی ترکمن:
یکی از نقشمایه‌هایی که اکنون در قالی ترکمن دارای بیست شکل مختلف و مخصوص هر ایل و طایفه خاص است، همان چیزی است  که به آن گل می گویند و در بین عشایر و روستاییان فارس زبان حوض نامیده می‌شود. گل ترکمن همان ترنج ایرانی است و در نقشه‌های قالی ترکمن تکراری می‌شود.
محدودترین طرحهای آنها با نامهایی همچون غزال، گز، ساریک گل، ارساری گل، سالور گل و آخال، ارساری، بشیر، جعفربای، چدر، ساریک، سالور، کرکی و یموت و…می‌باشند. رنگ قرمز سیر در کنار قهوه‌ای و شتری عمده رنگهای قالی ترکمن هستند.

ویژگیهای بافت، دار و ابعاد در قالی ترکمن:
گره‌مورد استفاده، هم ترکی و هم فارسی است. رجشمار فرش اصیل ترکمن در محدوده‌فرشهای نسبتاً درشت باف بوده‌است اما گاه گرایش به ریزبافی بویژه در فرشهای ایل تکه که از ابریشم استفاده می کنند، تا حد فرشهای ۴۰ تا۵۰ رج دیده شده می‌شود. نوع دارهای بافندگی فقط از نوع زمینی است.

خراسان

خراسان:
استان خراسان در حال حاضر با مساحتی در حدود ۲/۳۱۳۳۳۷ کیلومتر تقریباً یک پنجم سطح کشور در شرق ایران قرار گرفته است. این استان از شمال به کشورهای شوروی و از مشرق به افغانستان و شوروی و از جنوب به استانهای سیستان و بلوچستان و کرمان و از مغرب به استانهای یزد اصفهان، سمنان و مازندران محدود است شهرهای عمده استان خراسان شامل: مشهد، درگز، بجنورد، اسفراین، نیشابور، سبزوار، تربت‌حیدریه، تربت‌جام، کاشمر، فردوس، طبس، تایباد، سرخس، قاین و نهبندان می‌باشد.

سابقه قالیبافی در خراسان:
با توجه به قراین و برخی اسناد موجود و تصاویر باقی‌مانده از نقاشی‌های قرون ۹ و ۸ هجری تصاویر زیادی از انواع قالی‌ها با نقوش متعدد اعم از هندسی و حتی نقوش لچک و ترنج و اسلیمی دیده می‌شود. بدون شک قالیبافی در آن زمان جزو صناعات مهم شهر هرات بود که جزو خراسان به حساب می‌آمد.
قدیمی‌ترین قالی خراسان مربوط به ۱۶۰ سال پیش(که قالی‌بافی مشهد دارای همین سابقه است) با ابعاد ۴×۳ متر با طرح زیبای اسلیمی دوره صفوی می‌باشد ، متن آن قرمز لاکی و حاشیه ای به رنگ آبی دارد.

مهمترین مراکز قالیبافی:
مراکز مهم قالیبافی استان خراسان در حال حاضر عبارتند از:
خراسان رضوی، مشهد، نیشابور، سبزوار، کاشمر
خراسان شمالی: قوچان، شیروان، بجنورد
خراسان رضوی، تربت جام و تربت حیدریه، طبس، بیرجند، گناباد

سابقه قالیبافی در مشهد:
مشهد مرکز استان خراسان و یکی از کانونهای قالیبافی ایران است. این شهر به خاطر وجود آرامگاه هشتمین پیشوای شیعیان حضرت رضا دارای شهرت زیادی است. تعیین تاریخ دقیق برای شروع قالیبافی در مشهد امکان پذیر نیست اما طبق نوشته‌ها و مدارک موجود، قدیمی‌ترین قالی موجود منسوب به این شهر متعلق به دوره شاه‌عباس صفوی طی سالهای ۱۰۳۸ ـ ۹۹۹ هجری قمری است. مراکز مهم قالیبافی در مشهد: طرقبه، شاندیز، جاغرق، زشک و نوغنداست.

رنگ و طرحهای مورد استفاده در قالی مشهد:
گلهای بزرگ شاه‌عباسی شبیه طرحهای اصیل هراتی، طرحهای افشان لچک و ترنج با حاشیه‌های کتیبه‌ای ،انواع طرحهای گل فرنگ، طرح لچک و ترنج سعدی ( از طرحهای جنوب خراسان «بیرجند» است) نیز اخیراً در مشهد دیده می‌شود. رنگ‌های قرمز سیر (قرمزدانه)، عنابی، کرم، انواع سبز، آبی و سرمه‌ای و قهوه‌ای از عمده رنگ‌های مورد استفاده در قالی‌های امروز مشهد است.
(مشهد – عمو اوغلی)،(مشهد – علیخان- عمو اوغلی)

ویژگی بافت، دار و ابعاد قالیهای مشهد:
در قالی مشهد دو نوع بافت فارسی و ترکی باف دیده می‌شود. دارهای قالی‌بافی همگی از نوع عمودی و ثابت هستند. پشم به عنوان پرز قالی و نخ پنبه به عنوان تاروپود تنها مواد اولیه مورد مصرف می‌باشد در نمونه‌های قدیمی و مشهور قالی مشهد استفاده از ابریشم نیز دیده می‌شود. ابعاد متداول قالی مشهد ۶ متری، ۱۲ متری، ۱۵ متری و حتی ابعاد متغیر دیده می‌شود.

طراحان و تولیدکنندگان قالی مشهد:
محمود عمواوغلی، عبدالمجید عمواوغلی، علیخان عمواوغلی، محمد ابراهیم مخملباف، حاج علی آقا خامنه‌ای، عباسقلی صابر، حاج غلامرضا اخوان نساج، حاج علی مدد، شیخ پورنگی، حاج عبدل مومنی، خلیل خدیوی، حیدر حیدرپورکافی، کاظم شش‌کلانی، قاضی خانی، محمد مهدی مخلباف و محمد رضا مخملباف از تولید کنندگان قالی مشهد هستند.
از طراحان معروف علیپور، میرزاحسن زرین کلک، میرزا حسن طرحچی، عبدااحمید صنعتکار، حاج سید مهدی جواهر قلم، حاج سید مهدی یزدی و محمد حسین فخرالواعظین مهدوی را می‌توان نام برد که از قدیم تا به امروز در کار طراحی مشغول می‌باشند.

سابقه قالیبافی در بیرجند:
بیرجند از شهرستانهای جنوب شرقی خراسان و دومین کانون مهم قالیبافی خراسان پس از مشهد می‌باشد.
براساس مطالعات انجام شده می‌توان سابقه‌ای حداقل ۲۰۰ ساله برای قالی بیرجند در نظر گرفت.درخش و مود  قدیمی‌ترین و مشهورترین مناطق قالیبافی حومه بیرجند میباشند.
درخش سومین کانون مهم بافندگی در خراسان است. از دیگر مراکز مهم قالیبافی در بیرجند:  چاج آسیابان، مک ، موز خاص، کوشکک، دره عباس، دژنوک، سرچاه، فصل‌آباد، تکاب، نوفرست، می‌باشند.
طرحها و رنگهای مورد استفاده در قالیهای بیرجند:
انواع طرحهای ماهی درهم سبکهای لچک و ترنج و سرتاسری و طرح بته امیری و لچک ترنج سعدی . همچنین استفاده از یک ترنج بزرگ و گاهی نقوش پرندگان با نگاره‌ای از بته در قالی‌های بافت درخش.عمده رنگهای به کار رفته  در قالی‌های بیرجندعبارتند از :لاکی سیر و روشن،کرم ،نخودی ، سرمه ای
(بیرجند)

ویژگیهای دار ،بافت وابعاد در قالیهای بیرجند:
در قالی بیرجند، گره فارسی و به صورت جفتی رایج است. ابعاد قالیهای بیرجند عبارتند از ۶ و ۹ و ۱۲متر مربع و ابعاد کوچکتر قالیچه یا ذرع و نیم در حال حاضر رواج ندارد. رجشمار قالیهای بیرجند ۳۰ تا ۴۰ و حداکثر ۴۵ است و دارهای قالیبافی عمودی و متحرک می باشند.

طراحان و تولیدکنندگان قالی بیرجند:
تولیدکنندگان مشهور: میرزاعلی درخش، شرکت شرق بیرجند، دکتر عبدالعلی احمد، عبدالمجید جمشیدی، حاج قاسم خامنه‌ای، غلامحسین کامیابی، ابوالقاسم ملک، غلامرضا بازرگان، فرسات و حاج حسین امینی است.
طراحان مشهور فرش: محمد علی صمیمی در حال حاضر و محمود کریم کرمانی و محمد حسن لطفی از طراحان قدیمی هستند.

کاشمر:
یکی از شهرهای خراسان رضوی است. نام پیشین  آن ترشینه بوده است. این شهر از شمال به سبزوار و نیشابور از مشرق به تربت حیدریه از جنوب به گناباد و فردوس و طبس و از مغرب به شاهرود محدود است. کاشمر تا مرکز استان خراسان ۲۳۰ کیلو فاصله دارد.

سابقه قالیبافی در کاشمر:
طبق اسناد و مدارک شروع بافت در کاشمر به سالهای ۱۲۶۰ تا ۱۲۸۰ هجری شمسی باز می‌گردد.  محمد کرمانی اولین استادکار قالیباف در منطقه کاشمر و از روستای فروتقه آغاز گردید.
مراکز مهم قالیبافی در کاشمر: روستای فروتقه، کاژخانه، فداخن، فرگ، تربقان، رزق‌آباد، خلیل آباد و بردسکن می‌باشد.

رنگها و طرحهای مورد استفاده در قالی کاشمر:
انواع طرحهای زیر خاکی، افشان شاه‌عباسی، لچک و ترنج به سبک مشهد، انواع طرحهای نایین کل فرنگ همچنین طرحهای تصویری، نقوش قالیهای معاصر کاشمر را تشکیل می‌دهد.
رنگ‌های مورد استفاده در قالی کاشمر عموماً روشن و به لاکی گل خاری معروف است.

ویژگی بافت، دار و ابعاد در قالیهای کاشمر:
در قالی کاشمر هم از گره ترکی و هم از گره فارسی استفاده می‌شود. دارهای قالی بافی عمودی و ثابت هستند در قالیهای کاشمر همیشه از نخ پنبه برای تار و پود و پشم برای پرز فرش استفاده می‌شود و همچنین ابریشم به صورت بسیار محدود کاربرد دارد. رجشمار قالی کاشمر بین ۳۰ و حداکثر ۴۰ رج است، مهمترین ابعاد قالی کاشمر ۳×۲ و ۵/۳×۵/۲ متر مربع و بعضاً بزرگتر است.

 طراحان و تولید کنندگان فرش در کاشمر:
عزیزاله خانی، احمد ترک، حاج عباس گلستانی، محمد حسین وزان، غلامرضا عابدینی، محمد مشتاقی و علی اصغر مسافر از مهمترین تولید کنندگان قالی‌های کاشمر در طی ۷۰ سال اخیر بوده و هستند.

بلوچ نشین خراسان:
منطقه‌ای در خراسان پیرامون تربت حیدریه، خواف ، رشخوار، محلات، زواره، کاشمر، سرخس تربت جام و قائن محل استقرار بخشی از عشایر ایرانی بلوچ است که در بین این نقاط تربت حیدریه، تایباد و سرخس و حتی مشهد مرکز تجمع آنها به شمار می‌آید.

 طرح هاورنگ‌های مورد استفاده در قالی‌های بلوچ:
طرح‌هایهای قاسم آبادی سالار خانی ، گلدانی، سجاده‌ای سه برگی، سه قابی ، کلاه‌دراز ، سه خشتی ، گاو و برج، سنگ چولی، گل شفتالو، فتح‌اله‌خانی، یعقوب خانی، مددخانی، علی‌اکبرخانی، گوزنی، چشمه گل، دخترقاطی، کله فندقی یا کل شیفی، طاووسی ، گل بادامی، برگ تاکی، گل اشرفی، گل‌ستاره، تیسمنگ، چهار مرغ، عبدالسرخ کاشمر، پرجکلی کشمیراز مهمترین طرح‌های قالیچه‌های بلوچ هستند که به صورت ذهنی بافته می‌شوند.
رنگ قالیچه‌های بلوچ تیره است و از ترکیب مایه‌های قرمز وسیاه همچنین قهوه‌ای سیر، شتری و سرمه‌ای سیر به دست‌ می‌آید، در سالهای اخیر با افزایش مهاجرت اخانمنه به داخل ایران بسیاری از طرح‌ها در هم آمیخته و در بسیاری از موارد باعث ایجاد مشکلات در تشخیص بافته‌ها می‌‌گردد.

(قالیچه بلوچ خراسان)،(قالیچه بلوچ خراسان ۱)

ویژگی بافت دار و ابعاد فرش در قالی‌های بلوچ خراسان :
شیوه بافت یک پود ( یک پود نازک) مهمترین ویژگی قالیچه‌های بلوچی می‌باشد هم چنین گره فارسی در بین بافت قالیهای بلوچ این مناطق رایج است. استفاده از موی بز در کنار پیچ فرش‌ها از ویژگی قالیچه‌های قدیمی بلوچ می‌باشد. و حال کاربرد پشم بجای موی بز افزایش می‌یابد.

طبس:
این شهر در فاصله ۶۰۰ کیلومتری جنوب مشهد و یکی از شهرهای کویری استان خراسان است، که در جنوب غربی آن قراردارد سابقاً به آن دروازه خراسان می‌گفتند از شمال به کویر نمک و از شرق به بیرجند وفردوس، از جنوب به کویر لوت و استان کرمان از مغرب به کویر لوت و یزد محدود است. این شهر در کنار کویر بزرگ ایران قرار گرفته و اکثر راههایی که از کویر عبور می‌کرد و به این شهر منتهی می‌شود.

سابقه قالیبافی در طبس:
سابقه قالیبافی در طبس به قرن اخیر باز می‌گردد استان نجدشیبانی اولین تولید کننده فرش‌های  طبس بود مراکز مهم قالیبافی در طبس در خود طبس در روستاهای آن از جمله کریت، عشق آباد حلوان بافته می‌شود.

رنگ‌های طرح‌های مورد استفاده در قالی طبس:
طرح‌های لچک و ترنج ساده، طرح‌های نائین نیز در طبس بافته می‌شوند. رنگ‌های بکار رفته در قالیبافی سفید، خاکی روشن، خاکی سیر، آبی روشن، آبی سیر، کرم، لاجوردی ، قهوه‌ای ، یشمی، فیروزه‌ای عنابی و لاکی می‌باشند.

ویژگی بافت، دار و ابعاد در قالی‌های طبس:
نوع گره مورد استفاده در کاشمر به صورت فارسی و جفتی فارسی است ، رجشمار قالی‌های طرح نائین ۳۰، ۴۰ ودر برخی موارد رجشمارهای بالاترنیز دیده می‌شود. ابعاد رایج در فرش‌های امروز طبس عموماً۲×۳ و ۵/۳ × ۵/۲ متر مربع می‌باشد.

طراحان و تولید کنندگان قالی طبس:
مهدی عطاری، محمد نخعی، قاسم نیا، محمد علی مقداری، عباس علی غلامی، محمد حسن نصیری و جلال رسولوف از مشهورترین تولید کنندگان قالی‌های معاصر طبس هستند. همچنین توکل‌فتحی، عبداله‌فتحی، محمدصفرزاده، محمد رضا شیبانی، ماشاءالله هادی، حسن سلطانی، حسین فتحی از طراحان دهه اخیر و امروز قالی طبس می‌باشد.

سبزوار:
شهرستان سبزوار تا تهران ۶۵۴ کیلومتر فاصله دارد از شمال به میان آباد از مشرق به شهرستان نیشابور و از جنوب به شهرستان کاشمر و از مغرب به شهرستان شاهرود محدود است، این شهر در دوره‌های اسلامی ولایت بیهق و دارای دو شهر سبزوار و خسروگرد بود که بیش از یک فرسنگ با یکدیگر فاصله نداشتند این شهر در حمله مغول ویران شد و در سال ۷۳۷ هجری قمری پایتخت سلسله سربداران شد.

سابقه قالیبافی در سبزوار:
تاریخ معاصر قالی سبزوار مربوط به قرن اخیر ‌می‌باشد. قالیبافی توسط دو برادر از اهالی آذربایجان به سبزوار وارد شد ولی به طور کلی می‌توان سابقه ۷۰ و حداکثر ۹۰ سال برای قالی سبزوارمتصور شد.
مراکز مهم قالیبافی در سبزوار، روستاهای فعال در قالیبافی این استان عبارتند از میج، البلاغ، حسین آباد، مهری شنی، حصار سرخ، چاه‌سوخته، سنگرد، حسین آباد، شامکان، ده حسینی و احچنگ

طرح‌ها و مواد رنگ‌های مورد استفاده در قالی سبزوار:
انواع طرح‌های لچک و ترنج شاه عباسی، افشان و دسته‌گلی به همراه طرح معروف زیر خاکی از مهمترین طرح‌های مورد استفاده در قالی‌های قدیم و امروز سبزوار است.انواع طرحهای نائین و مینا خانی و طرح‌هاو نقش‌های متداول استان به ویژه مشهد و نیشابور مورد استفاده قرار می‌گیرد.
(سبزوار)

ویژگی‌های بافت دار، ابعاد در قالی‌های سبزوار:
گره مورد استفاده اغلب ترکی است. دارهای قالیبافی از نوع عمودی و ثابت است. قالی‌های سبزوار بیشتر ابعاد بزرگ مانند ۶ و۹ و ۱۲ متر مربع است رجشمار قالی‌های قدیم و جدید سبزوار از ۲۵ تا ۳۵ رج متغیر است.

 طراحان و تولید کنندگان قالی سبزوار :
غلامرضاچشمی، حسن فیض آبادی و حسین فیض ‌آبادی، حاج حسن چشمی، جاج حسن تقدسی، حاج حسن صوفیان از معروفترین تولید کنندگان قالی قدیم و امروز سبزوار هستند از لحاظ طراحی شهر سبزوار هیچگاه دارای طراح  معروفی نبوده و طرح‌های مورد نیاز عموماًً از شهرهای نیشابور، مشهد و کاشمر تهیه شده است.

گناباد:
گناباد در فاصله تقریبی ۲۷۰ کیلومتری جنوب مشهد قراردارد از شمال به کاشمر و تربت حیدریه ، از جنوب به فردوس و قاین، از غرب به بجستان و کویر نمک و از شرق به دشتهای شرقی تا افغانستان محدود می‌شود .گناباد از شهرهای قدیمی است و بنای آن را به شاهان هخامنشی نسبت می‌دهند.

سابقه قالیبافی در گناباد:
سابقه قالیبافی به سالهای قبل از جنگ جهانی دوم (۱۳۱۸) باز می‌گردد. قالیبافی در سالهای گذشته نسبت به امروز از رونق زیادی برخوردار بوده است .مراکز مهم قالیبافی در گناباد ،روستاهای باغ آسیاب و بیلند می‌باشد.

رنگ و طرحهای مورد استفاده در قالی‌های گناباد:
طرحهای لچک و ترنج شاه‌عباسی و افشان شاه عباسی با رجشمار پائین از ویژگیهای قالی‌های این منطقه هستند و در حال حاضر بزرگترین کارخانه‌ی رنگرزی گیاهی در گناباد فعالیت خود را آغاز کرده است. بافت قالیبافی نائین با طرح و رنگ آمیزی آن در گناباد رواج دارد.
(درخش)

ویژگی بافت دار و ابعاد در قالی‌های گناباد:
گره مورد استفاده ترکی و فارسی به صورت توأمان می‌باشد. ابعاد قالی‌ها عمدتاً ۳ × ۲ و ۵/۳×۵/۲ می‌باشد رجشمار فرش‌ها ۳۰ و ۳۵ می‌باشد و ندرتاً از ۴۰ رج تجاوز می‌نماید.

قوچان، شیروان ، بجنورد، درگز:
عمده مناطق مذکور محل زندگی کردانی است که در طی سد ه های اخیر توسط حکومت‌های مرکزی از غرب کشور به این مناطق کوچ داده شده‌اند. البته امروز گرایش به قالیبافی سبک نائین و کاشان و حتی کرمان دیده شده است.

نیشابور
نیشابور در فاصله‌ی ۱۴۰ کیلومتری غرب مشهد قرار دارد از مشرق به مشهد، از شمال به قوچان و اسفراین ، از غرب به سبزوار و از جنوب به کاشمر محدود است. این شهر در طول تاریخ پر حادثه خود بارها مورد هجوم اقوام بیگانه قرار گرفت و به شدت آسیب دید. این شهر موطن تعدادی از بزرگان و عالمان به ویژه شاعران بزرگی همچون عمرخیام و عطار نیشابوری و همچنین نقاش برجسته کمال الملک می‌باشد.

سابقه قالیبافی در نیشابور:
بر اساس مطالعات موجود تاریخ شروع قالیبافی و گسترش آن در نیشابور به سالهای پس از جنگ دوم جهانی باز می‌گردد. و کارگاههای قالیبافی در کاروانسرایی که حال ساختمان فعلی دارایی است دایر بود. استاد کاران ماهر از شهرهای مجاور نظیر سبزوار و کاشمر به نیشابور دعوت شدند. حبیب الله فکور و حسین گلابتونی از پیشکسوتان قالیبافی معاصر می‌باشند.
مهمترین مناطق قالیبافی حومه نیشابور در روستاهای گرینه، دررود، باغ شن، خردعلیا، بزغان، سید آباد ، سرچاه، معدن و سلیمانی، اسحاق آباد و سلطان آباد از مهمترین مراکز قالیبافی نیشابور هستند همچنین روستاهای بزرگ صفی آباد و بام نیز از مراکز عمده تولید قالی نیشابور هستند.

رنگ و طرح‌های مورداستفاده در قالی نیشابور:
از گذشته طرحهای قالی مشهد در قالیبافی نیشابور مورد استفاده قرار می‌گرفت. استفاده از طرح‌های افشان سراسری با استفاده از گلهای بزرگ شاه عباسی و طرح‌های زیر خاکی از متداول‌ترین طرح‌های قالی‌های این دوره محسوب می‌شود در حال حاضر طرح‌های میناخانی ورامین، کاشان و نائین در نیشابور بافته می‌شود استفاده از رنگ‌های شیمیایی در حال حاضر باب شده است.

ویژگی بافت، دار و ابعاد فرش در قالیبافی نیشابور:
گره فارسی و جفتی بافی در فرش نیشابور رواج دارد ابعاد فرش نیشابور ۶ و ۹ متر مربع است. دارها از نوع عمودی و ثابت هستند رجشمار  اغلب قالی‌های امروز نیشابور بین ۲۵ و حداکثر ۳۵ رج می‌باشد ولی در مواردی فرشهایی با رجشمار ریزترنیز دیده می‌شود.

طراحان و تولید کنندگان فرشهای نیشابور:
حسین گلابتونی، حبیب الله فکور، غلامرضامزدوکار مشهورترین تولید کنندگان قدیمی قالیبافی نفیس و معروف نیشابور بوده اند اما درخصوص طرحهای قالی شهر نیشابور، هم اکنون از طراحان شهر مجاورکمک می گیرند.

قم

قم:
استان قم در جنوب استان تهران قرار گرفته است. این استان دارای آب و هوای متنوعی بوده است و ازوضعیت آب و هوای کویری و بیابانی تا آب و هوای سرد و کوهستانی برخوردار است. قم بخاطر وجود بارگاه حضرت معصومه از اهمیت زیادی برخوردار است. در شهرستان قم بازار معروفی وجود دارد که از قدمت زیاد و معماری زیبایی برخوردار است.

سابقه قالیبافی در قم:
صنعت قالیبافی از دیر باز بین عشایر و روستائیان قم رایج بوده است ولیکن سابقه قالیبافی در قم با شیوه فعلی به اواخر دهه دوم قرن بیستم می‌رسد که مقارن با سالهای قبل از شروع جنگ جهانی دوم بوده است. اساتید قالیباف از شهرستان کاشان حرفه قالیبافی را در این شهر گسترش دادند. صنعت قالیبافی در بین عشایر شاهسون به شیوه ذهنی معمول بوده است. فرشهای امروز قم بسیار نفیس هستند و باغهای پشمی ظریف و ابریشمی به نام گل ابریشم معروف می‌باشند.
ذهنی معمول بوده‌است. فرشهای امروز قم بسیار نفیس هستند و باغهای پشمی ظریف و ابریشمی به نام گل ابریشم معروف می‌باشند.

رنگ و طرحهای مورد استفاده در قالیهای قم:
طرحهای فرش قم شامل: شاه عباسی، افشان، قابی یا بندی، بته‌ای، درختی، اسلیمی، هندسی، شکارگاه گلدانی، تلفیقی، گل فرنگ، محرابی، محرمات و طرحهای تابلویی می‌باشند. همچنین افزایش تنوع در طرحهای فرش قم و تحولاتی که اخیراً در طراحی فرش این استان بوقوع پیوسته، تعداد رنگهای مصرفی در فرشهای قم را به میزان قابل توجهی افزایش داده است به گونه‌ای که در حال حاضر فرشهایی با بیشتر از ۴۰ رنگ مشخص و متمایز طراحی و بافته می‌شوند. این رنگها عبارتند از: سفید برفی، سفید شیری، مشکی، سرمه‌ای، بژ روشن و سیر خاکستری، آبی (نفتی و روشن و فیروزه‌ای) و الماسی، سبز (یشمی، سیدی، ساق چناری، سدری) سوخته‌ای، دارچینی روشن و سیر،‌ مله‌ای‌شتری و زیتونی، گوجه‌ای، طوسی سیر و روشن، کرم کاهی و شتر، مسی سیر و روشن و پوست پیازی، قهوه‌ای سیر و روشن.

ویژگیهای بافت، دار و ابعاد در قالیهای قم:
در بافت فرش دو نوع گره فارسی و ترکی استفاده می‌گردد. دارهای قالیبافی ازنوع عمودی و ثابت و گردان ترکی و گردان فارسی هستند.
ابعاد معمول فرش قم: قالی ۳×۲ ، ۵/۳×۵/۲، ۴×۳ می باشد. قالیچه در اندازه‌های ۵/۲×۵/۱ و۲۰/۲×۴۰/۱ متر و قالیچه ذرع و نیم ۵۶/۱×۰۴/۱،۶ و /۱×۱۰/۱ متر و قالیچه ذرع ونیم ۲/۱×۸/۰ متر و قالیچه مربع در اندازه‌های ۱×۱ و ۵/۱×۵/۱ و ۲×۲ می‌باشد. متداول‌ترین اندازه‌های پشتی ۲۰×۶۰ سانتیمتر است.
رجشمار فرشهای قم بیشتر ۴۰، ۴۵،۵۰،۶۰و۷۰ می‌باشد.

همدان

همدان:
استان همدان در غرب ایران قرار گرفته است. یکی از مناطق ایران که تنوع قومیت‌ها و اختلاط نژادها و اقوام گوناگون را می‌توان به خوبی در آن احساس کرد همدان است. همانطور که تاریخ نشان می‌دهد شهر همدان از زمان دیااکو که موسس سلسله‌ماد بود به عنوان پایتخت ایران انتخاب شد. اولین باری که اسم این محل را بردند در حدود ۱۱۰۰ بیش از میلاد که نام هگمتانه را «امدائه» ذکر کرده‌اند. این شهر در برابر حملات آشوریان، یونانیان، رومی‌ها و عثمانیان ایستادگی و مقاومت کرده است. این شهر دارای آثار باستانی از جمله تپه هگمتانه، تپه‌ گیان و غارعلی صدر می‌باشد صنایع دستی در این شهر فعال بوده و همچنین گروهی از اهل ادب و دانش در آنجا می‌زیسته‌اند. همدان تا شهر تهران ۳۳۸ کیلومتر فاصله دارد از شمال به قزوین و زنجان و از مغرب به کرمانشاه و از مشرق به ساوه و زرند و از جنوب به اراک و ملایر محدود است.

سابقه قالیبافی در همدان:
استان همدان منطقه‌ای تقریباً کوهستانی و سردسیر است. وجود مراتع سرسبز و آب نسبتاً فراوان از رونق دام‌داری و پرورش گوسفند حکایت دارد، به طور طبیعی این مشخصات اقلیمی ساکنان روستاها را که دارای زمستان طولانی است به استفاده از صنایع و حرفه‌های دستی به ویژه فرش هدایت می‌کند. گفته می‌شود شاه طهماسب به سلطان سلیمان نامه نوشت که برای مسجد جامع سلیمانیه قالی بفرستد. سفیر مجارستان می‌گوید که در بین قالیهای مزبور چند تخته قالی متعلق به همدان وجود داشت. در این شهر فرشبافی پررونقی جریان داشته است. از نظر سبک‌شناسی فرش اصیل همدان یک فرش روستایی است. تجارت فرش همدان در دست عده‌ای از تجار انگلیسی و ارمنی بوده است.
امروز قالی بافی در تمام جلگه همدان از یک سو در ارتباط با استان مرکزی و از یک سو در ارتباط با مراکز قالی‌بافی قروه و بیجار کردستان، نشان از حرفه‌ای می‌دهد که به دلیل تنوع نقوش ورنگ‌آمیزی پشتوانه‌ای با ارزش در تولید فرش ایران است. مراکز مهم قالیبافی در همدان شامل روستایی در جزین از توابع رزن، روستای  سوزن، سایان، کاج و سلیک و همچنین روستاهای زاغه و تاج‌آباد در میانه راه همدان به اسدآباد و روستای آنجلاس در ۱۵ کیلومتری جنوب شرقی همدان قرار دارند.

 رنگ‌ها و طرح‌های استفاده در قالی همدان:
طرح زیبای هراتی به رنگ سرخ یا نخودی در منطقه جزین نقش ماهی درهم‎، طرح گل و بوته با زمینه شتری یا قرمز با ترنج به رنگ آبی سیر، که گاهی با گلهای آبی متن هماهنگ است. همچنین طرحهای افشان شاه‌عباس،لچک و ترنج شاه‌عباسی ،شکارگاه محرابی، حاج خانمی، بته ترمه‌ای، بازوبندی سنندج، نقشه مستوفی.
دو طرح معروف پرطاووسی و خوشه انگوری که در دهه‌های اخیر رواج یافته است. دیگر رنگهای رایج در قالی همدان عبارت است از: سبز،زرد، نارنجی، سرمه‌ای، کرم و فیروزه‌ای.
(قالیچه همدان-انجلاس)-(قالیچه همدان)

ویژگی بافت، دار و ابعاد در فرشهای همدان:
دارها همگی عمودی و ثابت هستند. رجشمارقالی محلی همدان بین ۱۵ و حداکثر ۲۵ می‌باشد ولی قالی شهری آن دارای رجشمارهای بین ۳۰ و حداکثر ۴۰رج است. ابعاد فرشهای محلی عمدتاً در اندازه کوچک و حداکثر دو زرع می باشد. اما فرشهای شهری باف معاصر همدان دارای ابعاد ۶ و ۹و ۱۲متری و حتی در نمونه‌هایی با ابعاد بزرگتر هستند. کناره‌های این منطقه نیز عموماً در روستاها بافته می‌شود. گره مورد استفاده در بافت فرشهای این منطقه نیز ترکی است.

طراحان مشهور فرش همدان:
شهاب‌الدین کوثری، اسحاق میرزاپور، میرزا رضایگانه، علی اصغر حسنخانی، احمد غفاری، حسن شهیدی، محمود احمد شهیدی، اسدالله شاخصی، محمد گیلانی از معروفترین طراحان معاصر قالی شهری بافت همدان می‌باشند.

ملایر:
ملایر در جنوب همدان قرار گرفته است، درمشرق آن اراک و در جنوب آن استان لرستان قرار دارد، تپه ‌ نوشیجان (منسوب به ماد)، ده‌چانه (سفالهای هزاره‌ی اول قبل از میلاد) تپه‌ جوراب (سفالای دوره ساسانی) تپه چغانی (دوره‌های اشکانی تا سلجوقی)، تپه‌ انوج( سفال‌های مربوط به هزاره‌های پنجم یا ششم ق.م)، تپه کوه، یا تپه قلاع (سفال‌های بعد از اسلام تا سال ۶۰۰۰ ق.م و دوران زندیه و قاجاریه) تپه‌ی میش (دوره‌ی ساسانی تا بعد از اسلام) در ملایر منبت چوب سفال‌ سازی و سایر صنایع دستی دیده می‌شود.

سابقه قالیبافی در ملایر:
ملایر از جمله مراکز مهم فرشبافی در سبک روستایی ایران است، سیمای قالیبافی ملایر شباهت بسیار به قالیبافی حوزه‌ ساروق و اراک دارد. قالیبافان از شهرهای مختلف اراک و ساروق به این شهر آمدند. ملایر در اصل مرکز عمده‌‌ عرضه و تولید فرشهای لری در غرب ایران بوده است. مراکز عمده‌ی فرشبافی ملایر به دو گروه روستایی شمال ملایر نظیر حسین‌آباد، ازندریان، کسب و ننج که به شیوه قدیم و روستایی ملایر به تولید اشتغال دارند. این روستاها از مهمترین مراکز تولید قالیچه‌های روستایی غرب ایران بودند.از مهمترین روستاهای شرق و جنوب شرق ملایر که شهری باف بودند جوزان، مانیزان، میشن، پری، ترسک سفلی و علیا، زنگنه، طایمه و بیغش می باشند.

رنگ ها و طرح‌ها در قالی ملایر:
نقشه‌های متداول منطقه عبارتند از: پیچ جوزانی، چگینی، حاج خانمی، اقدسی، حسن‌آبادی، گلدانی، شکارگاهی، چهارفصل، خشتی، مستوفی، ماهی  چهارچنگ، لیلی، شال بافی، شاه‌عباسی، طرح گل سرخی تحت تأثیر بیجاروطرح ماهی در هم . استفاده از رنگهای شاد و زیبا و استفاده‌ بیش از حد رنگ قرمزدربافت فرشها از ویژگیهای دیگر فرش ملایر است.
(ملایر- بیغش) ، (ملایر-جوزان-لچک وترنج تلفییقی)، (ملایر- میشن)

ویژگی دار، بافت و ابعاد در قالی‌های ملایر:
نوع گره بکار رفته ترکی است، رج شمار قالی قدیم بین ۲۰ و حداکثر ۳۰ رج بوده است اما در حال حاضر تا رجشمارهای ۴۰ نیز دیده می‌شود. گرایش به ابعاد کوچک نظیر قالیچه‌های زرع و نیم و دو زرع بیشتر است. کناره نیز از ابعاد بسیار مشهور قدیم بویژه در روستای معروف حسین آباد است.

نهاوند:
نام و قدمت این شهر یادآور یکی از وقایع تاریخی در ایران است. از آثار موجود در منطقه، معبد تاریخی سلوکی معروف به معبد آناهیتا است که در این معبد کتیبه‌ای به خط یونانی وجود دارد. مناطق تاریخی آن عبارتند از، تپه گیان دره فراخ، شریف آباد سگلی، کهریز و باباقاسم و همچنین مسجد جامع نهاوند متعلق به دوره‌ی سلجوقی، حمام حاج آقا تراب (دوره قاجاریه) از نقاط دیدنی این منطقه است.
نهاوند از شمال به تویسرکان و کنگاور در کرمانشاهان، از مشرق به ملایر و از جنوب به آلشتر (لرستان) و از مغرب به دلفان و هریس محدود می‌باشد.

سابقه قالیبافی در نهاوند:
شیوه بافت فرش‌های نهاوند شبیه همدان است. مراکز مهم قالیبافی در نهاوند در خود نهاوند و روستا‌های عشوند و زرامین در شرق و جنوب نهاوند، کبوتر آهنگ و روستاهای اطراف آن شامل دهستان مهربان که متأثر از حضور دو گروه ترک نشین است. همچنین روستاهای سوباشی، علیصدر، کیتو، داقداق آباد، رامیشان، خان آباد و نوآباد همچنین اسدآباد که از نظر طرح و رنگ تحت تأثیر قالی کردی است.

رنگ‌ها و طرح‌های بکاررفته در قالی نهاوند:
نقوش کله‌گی عشوند، برگ بته‌ای، تاریخی، گل دستمالی ، برچک، سه گل یا سه کله است. متن فرشها عمدتاً سیاه است و رنگهای نارنجی و سرخ در آن به کاررفته است. این منطقه به ویژه از نظر طرح و رنگ تحت تأثیر قالی کردی است.

ویژگی دار و بافت و ابعاد دار قالی‌های نهاوند:
گره فرش‌ها عمدتاُ ترکی و در برخی موارد فارسی و بروی دارهای عمودی بافته می‌شود. حداکثر رجشمارفرشهای نهاوند ۳۰ می‌باشد. ابعاد تولیدی عمدتاً ذرع و نیم و دو ذرع و حداکثر ۶ متری و ابعاد بزرگتر نادر است.

تویسرکان:
تویسرکان شهری کوچک با زیبایی دل‌انگیز است، در شمال این شهر همدان، در مشرق ملایر و در مغرب کرمانشاه و در جنوب آن شهرستان نهاوند قرار گرفته است، شواهد تاریخی و آثاری که از مناطق مختلف تویسرکان به دست آمده از قدمت چهار هزار ساله آن حکایت می‌کند. آرامگاه حیقوق نبی ( مربوط به ۲۵۰۰ سال بیش) پل قدیم فرسفخ، تپه‌ی بابا کمال ( که خشت‌های دوران ماد از آن به دست آمده) می‌باشد.

سابقه قالیبافی در تویسرکان:
بنابربعضی اقوال حمزه اردلان از خان‌های بزرگ تویسرکان، استاد یوسف نامی را از تبریز برای بافت فرش می‌آورد. فرش‌بافی در تویسرکان عمدتاً روستایی است. در شمال این شهر همدان، در شرق آن ملایر و در غرب استان کرمانشاه و در جنوب آن شهرستان نهاوند قرار گرفته است. مهمترین مراکز قالیبافی در تویسرکان عبارتند: روستای نیرده، اشترمله، سیادره، بیرپازول، شهرستانه، گل زرد، تخته گلی، تخته سفید، بابا کمال و یعقوب شاه می‌باشد.

رنگ ها وطرح‌ها در فرشهای تویسرکان:
فرشهای‌روستایی دارای اشکال ساده و ابتدایی می‌باشند که در آنها پرنده و حیوانان نیز دیده می‌شود. معروفترین نقشه‌های تویسرکان که همگی محلی هستند با نامهای آقا صادقی یا دارایی، مالیچه (اژدر) وزاغه می‌باشند. زمانی قالیچه‌های این شهر از پشم محلی و رنگ گیاهی بود ولی این سنت از بین رفته است.

ویژگی‌های بافت، دار و ابعاد در قالی‌های تویسرکان:
گره فرش از نوع ترکی و با دست زده می‌شود. فرشهای بافته شده دارای ابعاد مختلفی هستند اما اندازه‌ها ذرع ونیم و حداکثر ۶متری متداول‌تر است.

کردستان

کردستان:
استان کردستان در غرب ایران قرارداد از شمال به آذربایجان‌غربی و قسمتی از زنجان و از جنوب به همدان و کرمانشاه و از غرب به کشور عراق محدود است. مرکز استان کردستان شهر سنندج است و دیگر شهرهای این استان عبارتند از بیجار، قروه ، مریوان، سقزو بانه. به استناد تاریخی، کردها مردمانی آریایی نژاد می‌باشند که در چند هزار سال قبل از میلاد مسیح به سرزمینهایی که در حال حاضر در آن سکونت دارند آمده‌اند.

سابقه قالیبافی در استان کردستان:
از قدمت قالیبافی در استان کردستان اطلاع دقیقی در دست نیست. اما به اعتبار قالی اصیل و عشایری آن می‌توان قدمت فرشبافی کردستان را به سده‌های طولانی نسبت داد. قالی امروز کردستان بیشترین شهرت خود را مدیون بافندگان شهرهای بیجار و سنندج است. براساس مطالعات انجام شده مراکز شمالی استان کردستان دارای سوابق طولانی‌تری در قالیبافی هستند که مضمون برخی از نقوش آنها، تاریخی بیش از هزار سال دارد. نقوش گلستان یا باغی از این گونه نقوش‌اند. قالیچه‌های عشایری کردهای کردستان نیز از ارزشهای خاصی برخوردار هستند. این قالیچه‌ها هم توسط کردهای غرب ایران و هم کردهای عراق و ترکیه بافته شده‌اند.
مهمترین مراکز قالیبافی شهرهای سنندج، بیجار، قروه و بانه می‌باشند همچنین قالیچه‌های عشایری کردستان نیز که هم اکنون توسط عشایر کوچ ‌نشین مناطق سقز، بانه، مریوان، دیوان دره و ادارامانات بافته می‌‌شوند از مهمترین بافته‌های اصیل استانی کردستان به شمار می‌روند.

سنندج:
این شهر در فاصله ۵۷۸ کیلومتری تهران قراردارند طبق اسناد تاریخی قلعه دژ ( نه دژ) در زمان شاه صفی ساخته شده است.
این شهر از شمال به میاندوآب از مشرق به بیجار و قروه از جنوب به باختران و از مغرب به شهرستانهای مریوان و سقز محدود است. آب و هوای آن معتدل و کوهستانی است و زمستانهای بسیار سرد دارد.

قالیبافی در سنندج:
قالیهای سنندج که به سنه معروفند از نفیس ترین قالیچه‌های ایران به شمار می‌رود جنس تاروپود قالیچه‌های سنه از نخ است که به علت فشردگی بافت ناچاراً آن را نازک می‌گیرند و برای جلوه دادن بیشتر طرح پشم اضافی قالی را کوتاهتر می‌کنند. پشم ماده اصلی فرشهای سنندج است و نخ پنبه بیشترین ماده بکار گرفته شده در فرش محسوب می‌شود.
رنگها و طرحهای قالی در سنندج:
طرح اصیل منطقه سنندج از قدیم دارای ساختار متنوع و متحول در نگاره‌ها و فرم شناسی نبوده است. انواع طرحهای ماهی درهم جقه چارکی، جقه هشت پر، جقه چهارپر، گل وکیلی، بیدمجنون، گل و بلبل، گل میرزاعلی که شباهت خاص به گل فرنگ دارد. نقش وکیلی و گل و بلبل و گل محمدی و گل میرزاعلی از جمله طرحهایی بودند که موجبات شهرت قالی نه را فراهم آوردند.
استفاده از رنگهای لاکی سیر، سرمه‌ای و آبی در رنگ‌آمیزی فرشهای قدیمی سنندج رایج بود اما امروزه فرشهای سنندج، علاوه بر رنگهای مذکور با کاربرد نسبتاً ملایمتری مانند کرم، آبی روشن و لاکی روشن از تنوع بیشتری برخوردارند.

ویژگی دار، بافت و ابعاد در قالیهای سنندج:
گره مورد استفاده ترکی و در برخی از مناطق بدون استفاده از قلاب است. اما گره قدیم قالیهای سنندج مرسوم به گره سنه شبیه گره فارسی است. رجشمار قدیم فرش سنندج ۱۵ و حداکثر ۲۵ رج است. اما قالی امروز سنندج دارای رجشمار ۲۵ و حداکثر ۳۵ هستند. ابعاد فرشهای سنندج از قدیم تا امروز بسیار متنوع بوده و فرشها در ابعاد مختلفی مانند پشتی ، ذرع و نیم کناره، شش متری و حداکثر نه متری بافته می‌شود ابعاد بزرگتر کمتر مورد توجه قرار می گیرد.

بیجار:
شهرستان بیجار در ۴۷۴ کیلومتری تهران قرار دارد. طبق نوشته‌های مورخان، بیجار مرکز منطقه‌ای به نام گروس است که از کردهای چاردنشین بوده‌اند. بیجار از شمار و شمالشرقی و مشرق به استان زنجام ، از جنوب به شهرستانهای قروه و همدان از مغرب به شهرستان سنندج محدود است . این شهر به جهت ارتفاع زیاد آن از سطح دریا پس از شهر کرد از مرتفع ترین شهرهای ایران است.

سابقه قالیبافی در بیجار:
قالیهای بیجار به واسطه نظارت نهادهای مختلف از کیفیت بالایی در بافت و اصول بافندگی برخوردار بوده است. مهمترین مراکز قالیبافی در روستاهای حومه‌ی بیجار شامل: چشمه و شیرکش و همچنین خود بیجار است. بیجار از جمله کانونهای سجاده‌بافی و رواسی هم به شمار می‌آید.

رنگها و طرحهای بکار رفته در قالیهای بیجار:
رنگهای مورد استفاده در قالی بیجار عبارتند از: انواع رنگهای لاکی، آبی ، نیلی، سبز و سرمه‌ای. در قالی امروز رنگهای مورد استفاده اغلب بسیار شاد بوده و از تنوع زیادی برخودار می‌باشد، طرح مورد استفاده شامل انواع نقوش ماهی در هم (هراتی)، لچک و ترنج زرد عباسی، انواع گل فرنگ مستوفی، گل وکیلی و گل سرخی است. همچنین انواع مختلف لچک و ترنجهای هندسی حتی بصورت کف ساده در قالیهای قدیم بیجار بسیار دیده شده است. طرح زیبای سمن بر خانم و طرح زیبایی اسلیمی دهان اژدر از طرحهای معروف مورد استفاده قالی بیجار هستند.

ویژگی بافت، دار و ابعاد قالیهای بیجار:
نوع گره مورد استفاده در قالی بیجار، ترکی است. رجشمار اغلب قالیهای بیجار بین ۳۰ و حداکثر ۳۵ رج است. در نمونه‌های قدیمی از رجشمار ۱۵ و۲۰ و در اندک قالیچه‌های نفیس که ابریشمی است رجشمار بیشتر از ۴۰ نیز دیده می‌شود. ابعاد فرش بیجار به ویژه در سالهای اخیر ۶ و۹ متر مربعی است ولی در گذشته و فرشهای قدیمی ابعاد کوچکتر ، پرده‌ای و قالیچه‌های دو ذرع هم دیده می‌شود.

فارس

فارس:
فارس منطقه‌ای است در جنوب فلات ایران مرکب از جلگه ها و دشتهای مرتفع و محصور در میان کوههای بلند از شرق به کرمان و از شمال به اصفهان و از غرب به خوزستان می‌رسد.
فارس یکی از قدیمی ترین تمدنهای ایرانی است. در کتیبه‌های هخامنشی به صورت پارسه و در یونانی پریس که معرب آن فارسی است آمده است. پارسها مردمانی آریایی‌نژاد بودند مادها در حدود سال ۷۰۰ هجری قمری رهسپار نواحی جنوبی ایران شدند و در فارس اقامت گزیدند. طبق نوشته‌های آشوریان مرکز حکومت آنها پارسوماش نامیده شد و دست نشانده آشور بودند بس از تبعیت آشور خارج شده تابع مادیها شدند. طبق گفته هردوت پارسیها به نش طائفه‌ی شهرنشین و ده‌نشین و چهار طائفه‌ی چادرنشین تقسیم می‌شدند و خانواده‌ی هخامنشی از نجیب‌ترین طائفه پارسی یعنی طائفه‌ی پارسارگادیها بودند. در سال ۱۷ هجری قمری مقارن با خلافت عمر خلیفه‌ی دوم علاء بن حضرمی حاکم بحرین از سرداران خود را مامور فتح فارس گردانید ولی از حاکم ایرانی فارس شکست خورد ولی بعدها به فارس لشکر کشیدند و بر آن استیلا یافتند. مرکز استان فارس در حال حاضر شهر شیراز است. شیراز در زمان کریم خان زند پایتخت ایران بود. آرامگاه دو شاعر بزرگ ایران سعدی و حافظ در این شهر است. آثار و ابنیه مختلفی در اطراف شیراز وجود دارد عبارتند از تل باکون در نزدیکی تخت جمشید که به دوران قبل از تاریخ هخامنشی است. ویرانه‌های شهر استخر قدیم و همنین پاساردگاد شامل آثار دوران هخامنشی و خرابه‌های معروف تخت جمشید در ۵۷ کیلومتری شیراز قرار دارد.

سابقه قالیبافی:
قدیمی‌ترین فرش باقی مانده از فارس بیش از سیصد سال قدمت ندارد. شواهد تاریخی از عمر چندین صد ساله‌این هنر در فارس خبر می‌دهد فرشبافی پس از اسلام در فارس آنچنان رواج و رونق داشته که می توان تاریخی دیرین،برای آن متصور شد. براساس شواهدی که موجود است می توان پیش از اسلام سه منطقه وسیع فرشبافی را در فارس استنباط نمود که شامل: شهرهای بزرگ دارابگرد در داراب،بسا(فسا)و جهرم بوده است. ناحیه دوم کوه بیشابور که تا کهکیلویه امتداد داشته و شاپور و کازرون و توج و شهر گمشده غندجاف جزو آن بوده‌اند. منطقه سوم بوانات و  قونقری که دژخرمه حصار آن بوده است. قدیمی‌ترین نوشته‌ تاریخی که بصورت صریح و دقیق از رونق کارگاههای فرشبافی فارس بیش از یک هزار سال پیش حکایت می‌کند، مالک و ممالک اصطخری است. از نیمه‌ نخست سده‌ چهارم هجری قمری هنر بافندگی فارس هنری عشایری، روستایی است که وابستگی به ایلات و عشایری دارد، که در یک منطقه وسیع پراکنده‌اند. سرزمینی که از جنوب و شمال و مشرق و مغرب همچون چهار اقلیم و چهار فصل جداگانه آب و هوای متفاوت و متمایز دارد. نی‌ریز، دهستان بوامات و کردشول در منطقه خسمه،دهستانهای خنگشت و شهر میان و روستاهای بازیچه و حسن‌آباد سرحدات چهار ناحیه و شش ناحیه در منطقه‌ی قشقایی،لر و باصری،‌آباده و فراغه و هینه‌گان در جوار سرحد قشقایی، راشک در منطقه‌های لرهای ممسنی، دهستان حیات داود در نزدیکی بوشهر، دهکده‌ ابوالوردی در حومه‌ی شیراز از مناطق مهم بافندگی در فارس هستند.

عشایر فارس:
در فارس ساکنان کوچ رو و چادرنشین وجود داشته که با گله و رمه و دامهای خود در هر سال از چراگاههای زمستانی ـ قشلاق و یا گرمسیر ـ در مناطق جنوبی فارس به چراگاههای تابستانی ییلاق یا سرحد ـ در مناطق شمالی و مرتفع‌تر فارس می‌روند و باز می‌گردند. ریشه دارترین عشایر فارس لرها هستند. زبانشان فارسی است و خویشاوندانی هم در لرستان ودر جمع بختیاریها دارند. در فارس به لرهای بویراحمدی و لرهای ممسنی تقسیم می‌شوند. قشقایی‌ها ترک زبان هستند و نزدیک به شش قرن است که به فارس کوچ کرده‌اند. قشقایی‌ها نامشان را از قشقا گرفته‌اند، که در ترکی به معنی اسب پیشانی سفید است. آنها ازاجتماع شش ایل بزرگ پدید آمده‌اند که عبارتند از: شش بلوکی، کشکولی بزرگ، کشکولی کوچک، دره شوی، عمله و فارسی هدان.
در میان عشایر، بافندگی کار زنان است. پشم مورد نیاز بافندگی از گوسفندان ایل چیده و به دست زنان ایل ریسیده می‌شود و با رنگهای گیاهی سنتی موجود در محل رنگرزی و سپس تبدیل به قالیچه ، گبه، گلیم یا جاجیم یا جل اسب و یا دستبافهای دیگری از این قبیل می‌گردد. البته امروزه به شکل روز افزونی از پشمهای صنعتی و رنگ شده با موادشیمیایی استفاده می‌شود. در میان دستبافهای عشایری قالی، مهم‌ترین  جایگاه را دارد.

رنگها و طرحهای بکار رفته در فرشهای عشایر:
در یک طبقه‌بندی کلی این طرحها به دو گروه تقسیم می‌شوند: گروه اول، طرحها و نقش و نگاره‌های سنتی و عشایری است که کمتر دستخوش تغییرات زمان قرار گرفته است. این طرحها و نقوش هندسی وذهنی باف هستند. پیروی نکردن از یک الگوی معین و نداشتن نظم خاص و اجتناب از قرینه سازی جز در طراحی ترنج‌ها و حاشیه‌هااین شیوه‌ی نقش پردازی را، سبک اشکالی یا نقوش اشکالی نیز می‌نامند.
گرروه دوم،طرح‌ها و نقشهای منظم و پیوسته و منسجم و متقارن است که بیشتر آنها منشاء عشایری و روستایی ندارد و طراحی آنها عمدتاً از فرشهای شهری باف و سایر هنرهای تمدن شهرنشینی مانند: پارچه و ترمه و… الهام گرفته است منتهی به سبک و شیوه‌‌ی خاص بافندگان عشایری، ساده شده و شیوه گرفته است. در این شیوه بجای نگاره‌های لوزی و چهارگوش و شش گوش و هشت گوش و خطهای راست و شکسته بیشتر از گل و گیاه و شاخ و برگ و خطوط گردان استفاده می‌شود و امکان ذهنی باف بسیار کم است. رایجترین و معروفترین نقوش این گروه عبارتند از: نقش محرمات ماهی درهم، بته‌ای. گیاهی و افشان.
از دو گروه نقشهای گفته شده که بگذریم، نقش قالیهای دیگری هم است که کاربرد آنها محدود به یک تیره‌ معین یا یک گروه بافنده در یک دوره خاص نیست و شاید هم بیش از این بافته نشده است. این دسته را نقشهای خاص می‌نامند که معروفترین آنها عبارتند از: طرح وزیر مخصوص قالیهای عکسی و تخت جمشیدی. رنگهای  بکار رفته عبارتند از:انواع لاکی و صورتی و سرخابی و ارغوانی، دوغی و طلایی، آبی، سرمه‌ای و انواع سبز و زرد و قهوه‌ای و سفید.

یژگیهای بافت، دار و ابعاد در قالیهای فارس:
نوع گره هم فارسی و هم ترکی است. که شیوه نخست بیشتر در ایل قشقایی و ایل باصری و روستاهای خنگشت و نی‌ریز مرسوم است و شیوه دوم میان ایلات عرب و بخارلو و روستاهای بوانات و بلوردی. نوع دارها همگی “افقی در زمینی” بوده و در حال حاصر محدود دارهای عمودی نیز رواج یافته است. رجشمار قالیهای فارس متفاوت و از ۱۵ تا ۲۰ در قالیها نوع گبه و ۴۰ تا ۵۰ در قالیهای نفیس متغیر می‌باشد.
ابعاد قالی فارس اغلب کوچک و از خورجین و چنته و فرشهای کوچکتر از ذرع و نیم است و در موارد نادر شش و هشت متر مربعی بیشتر است. بافت قالیهای بزرگتر از هشت متر مربعی منحصر است به روستاهای بوانات و سروستان بخصوص شورجه و مهارلو که در موارد استثنایی قالیهای بیست و سی متری هم به طور سفارشی بافته می‌شود.
(خمسه فارس-لچک وترنج) ، (طرح ناظم- قشقایی- فارس) ، (طرح محرمات-قشقایی-فارس) ، (فارس – دره شوری)، (فارس-محرمات)

نایین

مقدمه
نائین در حاشیه جنوب کویر مرکز و در ۱۴۵ کیلومتری شرق اصفهان قرار گرفته و منطقه‌ای کویری است ولی به علت وجود کوهستانی نسبتاً مرتفع در جنوب غربی آن آن و هوایی معتدل دارد.
نائین در قرون وسطی جزو ایالت فارسی محسوب می‌شد.
حمدالله مستوفی و خواند میر، آن را از توابع یزد شمرده‌اند اما در زمان ناصر الدین شاه این شهر جزو توابع اصفهان قرار گرفت.
تاریخ دقیق ایجاد شهر روشن نیست اما حضور بنایی به نام تاریخ قلعه (نارین قلعه) که مربوط به دوران ساسانیان است و گویش مردمان شهر که متاثر  از حضور زرتشتیان در زمانهای پیشین در این شهر است به قدمت شهر گواهی می‌دهد. مسجد جامع نائین که متعلق به قرن چهارم هجری می‌باشد و از بناهای مشهور تاریخی است گواه دیگری بر این ادعاست.
تولید سفال و سرامیک در نائین قدمت دیرینه دارد و تولیدات مراکز سفالگری و چینی سازی در قرن هفدهم و هجدهم صادر می‌شده است و نمونه‌هایی از آنها در موزه ویکتوریا و آلبرت بریتانیا موجود می‌باشد.
تولید پارچه‌های پنبه‌ای نظیر کرباس و متقال زیلوبافی، گلیم بافی، نمد مالی و برگ بافی از مشاغل دیگری است کهد نائین رایج بوده است اما معروفترین کالای تولیدی نائین در گذشته عبا بوده که در تمام کشورهای اسلامی مشهور است. قالیبافی در نائین بدنبال کسادی بازار عبا بافی در این منطقه که حرفه‌ی اصلی مردم بود پیش از جنگ دوم جهانی رواج یافت با ورود پارچه‌های خارجی و تغییر لباس مردم عبا بافی که برای سالها حرفه‌ای سنتی مردم نائین به شمار می‌رفت رونق خود را از دست داد و تبحر در ریسیدن کلافهای ظریف برای تهیه پارچه‌های نازک این بار در بافت قالیچه‌های ریز بافت به کار گرفته شده و سبب شد تا این تولیدات بابرخورداری از پشمی ظریف و نرمتر از سایر نقاط، علیرغم مقدار اندک تولید به سرعت بازارهای داخل و خارج از ایران را از آن خود کند.
امروزه در طبقه‌بندی فرشهای ایران قالی نائین به دلیل ظرافت و رنگ‌آمیزی خاص آن جزء نفیس‌ترین قالی‌های ایرانی محسوب می‌شود.

مواد اولیه، رنگرزی و بافت
مواد اولیه در بافت قالی و قالیچه‌های معمولی نائین عباتند از خامه بسیار ظریف و ابریشم، که از ابریشم برای دور گل و برگها استفاده می‌کنند و در اصطلاح به آنها گرده ابریشم می‌گویند اسلیمی‌ها و لچک‌ها و شاخ و برگها با یک ردیف ابریشم سفید مشخص می‌شود و این کار از تداخل رنگها در هم جلوگیری می‌کند و جذابیت طرحها بیشتر می‌گردد.
چله‌کشی از نوع مشهور به فارسی است و همچنین شیرازه بافی آنها حین بافت انجام می‌شود.
معیار خرید و فروش و ارزش فرشهای نائین را عموماً از تعداد لای نخ چله آن مشخص می‌نمایند.
قالی‌های نائین همگی یا از نوع ۴ لا یا ۶ لا و یا ۹ لا هستند.
ابعاد قالی نائین متنوع است و اندازه‌های ۶ و ۹ متری متداول‌تر است.
شیوه‌های رنگرزی سنتی و رنگزاها عموماً طبیعی هستند.
آنها برای بدست آوردن رنگ از پوست انار، پوست گردو، روناس، اسپرک، برگ مو و قرمز دانه استفاده می‌کنند و برای بدست آوردن آبی و لاجوردی از نیل استفاده می‌شود.
رجشمار اغلب فرشهای نائین بین ۵۰ تا ۷۰ گره در هر ۵/۶ سانتیمتر می‌باشد.

طرح و نقش و رنگ
اصلی‌ترین طرحهای مورد استفاده در فرش نائین انواع لچک و ترنج با استفاده از ترکیبات اسلیمی و ختایی و طرحهای افشان است و از طرحهای سنتی دیگر که می‌توان در فرش نائین دید می‌توان به گلدانی، درختی، محرابی و محرمات اشاره کرد.
رنگهای کرم، سرمه‌ای و سبز، زمینه اغلب قالی‌های نائین را تشکیل می‌دهد که به همراه رنگهای عنابی،قهوه‌ای روشن، زرشکی، نخودی، آبی، سفید وقرمز، مورد استفاده قرار می‌گیرند.
استاد فتح الله حبیبیان نائینی، برادران مفیدی، حاجی رضا قنبری و جلال بنده علی، از مهمترین تولید کنندگان معاصر نائینی می‌باشند.
از طراحان قدیم و جدید قالی نائین می‌توان شیخ حسن متولی، اخوان مفیدی، جهان مفیدی، رضا یوسف پور، محمد علی رهنیان محمدی، حسن طحافی و جهانگیر طلایی را نام برد.

کاشان

مقدمه
شهر کاشان در فاصله ۲۵۸ کیلومتری تهران می‌باشد. کاشان در منابع اسلامی قاشان یا قاسان نامیده شده است. کاشان از شهرهای بسیار قدیمی و به استناد تحقیقات باستاشناسی در تپه‌های سیلک واقع در ۴ کیلومتری غرب کاشان، این ناحیه یکی از نخستین مراکز تمدن و محل سکونت بشر ما قبل تاریخ شناخته شده است. کاشان در زمان ساسانیان نیز وجود داشته و در دوره‌ اسلامی یکی از شهرهای معروف عراق عجم بوده است که استناد تاریخ جهانگشای جوینی، قوم مغول در سال ۶۲۱ هجری قمری اهالی کاشان در قتل عام کردند کاشان همیشه از مراکز مهم پیرامون مذهب تشیع بوده است.
به همین جهت در دروه صفویه‌ به علت علاق‌مندی آنان نسبت به این مذهب شهر پیشرفت زیادی کرد.
بافندگان کاشان را می‌باید وارث بافندگان پارچه‌ها و منسوجات کلابتون و انواع مخمل و اطلس و زری و تافته‌هایی دانست که سالها با نام پارچه‌های هرمزی نام ایران را بر سر زبانها نجاری ساختند. شاردن سیاح فرانسوی نیز در سفرنامه خود می‌نویسد:
در هیچ نقطه‌ای از ایران بیش از این شهر و اطراف آن اطلس و حریر و زری ساده و مخمل موج‌د ار و گلدار و یا ابریشم مخلوط به زر و سیم بافته نمی‌شود.
کاشان با بافت قالیهایی که امروزه مایه افتخار موزه‌هاست نقش زیادی در تجدید حیات حیات هنر قالیبافی ایرلان داشته است. خشکسالی‌های مکرر زمین و کاهش کشاورزی به قالیبافی کاشان وسعت بخشیده است.
قالیبافی در کاشان به طور کلی شامل شهر کاشان و حومه آن، نطنز و جوشقان می‌باشد. شهر کاشان به عنوان محور اصلی نقش بسیار مهمی را در ارتباط با دیگر نقاط به عهده‌دارد.
سوابق تاریخی فرشبافی کاشان به زمانهای دور برمی‌گردد. قالیهای اواخر قرن سیزدهم هجری شمسی در کاشان بواسطه بافت بسیار ظریف و پشم لطیف آن بسیارمشهور و قابل تشخیص است. این لطافت مرهون پشم مرینوسی است که بوسیله صاحبان کارگاهها برای بافت سفارشات مخصوص وارد می‌شده است.

مواد اولیه، رنگرزی و بافت
نوع گره فرشهاسی کاشان و روستاهای حومه آن متقارن و سبک چله کشی آنها از نوع مشهور به فارسی است.
دارهای آنها عمودی ثابت و عموماً از جنس چوب می‌باشد. رجشمارفرش‌های آنها از ۳۵ تا ۶۰ و حتی از ۷۰ گره در ۵/۶ سانتیمتر در نمونه‌های نفیس دیده می‌شود.
البته در این زمان رجشمار ۳۰ الی ۴۰ عمده‌ترین رجشمار قالیهای کاشان است.
شیرازه بافی فرشها نیز حین بافت انجام می‌شود مواد مورد استفاده برای پرزفرش علاوه برپشم، در قالیهای ظریف ابریشم نیز می‌باشد.
برای تار و پود، از نخ پنبه، و  ابریشم در فرشهای ریز بافت استفاده می‌شود.
ابعاد قالی کاشان از پشتی و ذرع و نیم تا ۴×۳ و ۳×۴ و موارد نادر تا ۱۵ متر مربع و بزرگتر نیز مشاهده می‌شود. بیدگل، آران، قمصر و گلستانه از مهمترین مراکز قالیبافی کاشان می‌باشند.

طرح و نقش و رنگ
از نظر نقش و طرح می‌توان گفت انواع لچک و ترنج‌های شاه‌عباسی و گل و بوتهء‌های زیبا در زمینه‌لاکی برای مدتها طرح اصلی قالیهای قدیمی کاشان بوده است.
انواع طرحهای افشان شاه‌عباسی گلدانی، لچک و ترنج اسلیمی، شکارگاهی، شیخ‌ صفی و گل فرنگ امروزه بخش مهمی از نقوش فرشهای کاشان بوده و انواع گلهای شاه‌عباسی در سبکهای گوناگون زینت بخش فرشهای منطقه‌ کاشان می‌باشند.
رنگهای لاکی سیر و روشن، آبی، سبز، زرد، مشکی، کرم، صورتی، نیلی، سرمه‌ای و از عمده‌ترین رنگهای مورد استفاده در قالیهای کاشان هستند. می‌توان گفت رنگ کرم و لاکی بویژه کرم، زمینه اغلب قالیهای جدید کاشان را تشکیل می‌دهد.
حاج ملامحسن محتشم، سید محمد میرعلوی و محمد علی فرشچی برادران عطایی، محمد دبیر الصنایع، ملامحمودف محمد توکلی، حاج حسن فرشجی، حاج محمد جعفر اصفهانیانف استاد حسین کاشی، حسین اطمینان و رضا صدقیانی از تولیدکنندگان مشهور قالی‌های کاشان هستند.

کرمان

کرمان:
کرمان از شهرهای قدیمی و تاریخی ایران است. کرمان در دوره‌های قبل از اسلام بونیا و کارامانیا بوده و در قدیم گوایشر و بروشرمی خواندند. مرکز آن در دوره‌ ساسانیان، سیرجان بوده است.
استان کرمان از شمال به خراسان،از شرق به بلوچستان،از مغرب به یزد و فارس واز جنوب به استان هرمزگان محدود می‌شود. دیگر شهرستانهای این استان عبارت است: جیرفت، رفسنجان، بم، سیرجان، مشیز، بافت، زرند، راورو رفسنجان از جمله جزو مناطق شهری بافت به شمار می‌آید و سیرجان، بافت و شهربابک جزو مناطق روستایی‌باف محسوب می‌شوند. آثار تاریخی شهر کرمان عبارتنداز: گنبد جبلیه که بنای آن را به دوران سلجوقیان نسبت می‌دهند. مسجد جامع یا مظفری که از بناهای تاریخی قرن هشتم هجری می‌باشد. همچنین مزار مشتاق علی‌شاه و حمام و بازار ابراهیم‌خان (ظهیرالدوله) که متعلق به دوره قاجاریه می‌باشد.

سابقه قالیبافی در کرمان:
کرمان جزو نفیسترین و معروفترین قالیبافی در جهان است و این شهرت بیشتر برای ترکیب زیبای طرح و رنگ در فرش است . برای قدمت قالیبافی تا قبل از ۹هـ دلیلی محکمی در دست نیست. مارکوپولو که در قرن سیزدهم میلادی از این شهر بازدید کرده سخن از قالیبافی این منطقه نگفته است ولی در تاریخ عالم آرای عباسی که بوسیله منشی شاه عباس نوشته شده است،به قالی کرمان اشاره شداست. در زمان اکبرشاه، پادشاه هندوستان معاصر شاه عباس،قالیهایی از کرمان به هندوستان صادر می شده است و این نشان می دهد که قالیبافی در کرمان در زمان صفویه رواج فراوان داشته است.از مراکز مهم شهری باف قالی کرمان، راور است. روستاهای فیض آباد طراز از مهمترین روستاهای حومه راور می باشد و به همراه روستاهای اسماعیل آباد، یوسف‌آباد، جلال‌آباد و تقی‌آباد و همچنین روستاهای ریجان تاشک، بقیجان، خورند در جنوب از مهمترین مراکز قالیبافی حوزه راور می‌باشند. ناحیه گلباف با روستاهای فندقا و تیرکان از مراکز قالیبافی می باشند بخش ماهان به همراه روستاهای محی‌آباد، غنات غستان، کند، جوپار، دستجرد از دیگر مناطق قالیبافی حوزه شهرستان کرمان بشمار میروند. شهررفسنجان نیز از مراکز خوشنام فرشبافی شهری استان کرمان است که از دیرباز شرکتهای خارجی نیز فعالیتهای فرشبافی را در آن گسترش داده بودند. فرش امروز رفسنجان،از نظر طرح و رنگ تفاوت چندانی با سایر مراکز شهری باف استان ندارد. اما  رواج طرحهای سبک نایین خاصه در شمال و شمال شرقی آن در روستاهایی نظیر داوران، دره در، دره تاج و… قابل ذکر است که تا این لحظه ادامه دارد. قالیهای شهر برد سیر خاصه منطقه مشهور قریه‌العرب ،از مشهورترین قالیهای قدیم شهری باف این استان بوده است.

رنگها و طرحها در قالیهای کرمان:
مهمترین طرحهای مورد استفاده در قالیهای کرمان از گذشته تا به امروز عبارتند از:
۱ـ طرح سبزی کار
۲ـ طرحهای تصویر که اغلب بهترین آنها در حوزه قالیبافی راور بافته شده و میشوند.مهمترین آنها عبارتند از:طرح حافظ، لیلی و مجنون ، خیام ، منظره‌و بطور کلی مضامین عارفانه و عاشقانه که عمدتاً در ترکیب با طرح زیبای بری‌کا می‌باشند.
۳ـ طرحهای افشان به ویژه افشان شاه عباسی که شاید بدترین آنها در دوره‌ی معاصر  حاصل دست قلم توانای طراحان خاندان شاهرخی بوده باشد.
از دیگر طرحهای معروف کرمان نقوش قاب قرآنی ، انواع درختی و گلدانی تلفیقی و همچنین انواع گل فرنگ می‌باشد، طرحهای گوبلنی در اوایل سده سیزده هجری شمسی بخش مهمی از طرحهای منطقه کرمان را به خود اختصاص داد که بر گرفته از هنرهای تزیینی غیر ایرانی بود. طرحهای شکارگاه، بازوبندی، خشتی، لوزی خاتم از دیگر طرحهای این منطقه هستند. لاکی سیر و روشن، بژ، عنابی، مسی، آبی سیر و روشن، سرمه‌ای، صورتی و سبز سیروروشن از مهمترین رنگهای مورد استفاده در قالی کرمان می‌باشند.
(گلدانی بافت – کرمان) ، (راور کرمان) ، (راور کرمان۲) ، (کرمان – درختی)، (کرمان – درختی سبزیکار)

ویژگی بافت، دار و ابعاد در قالیهای کرمان:
ابعاد فرش کرمان چندان متنوع نیست وگرایش به بافت فرشهای کوچک مانند ذرع و نیم و دو ذرع کمتراست.اما ابعاد ۳×۲ و ۵/۳×۵/۲ و ۴×۳ مترمربعی و بزرگتر در میان قالیهای قدیم و جدید کرمان بسیار زیاد است. در سالهای اخیر ابعادی همچون خرک(۶۰×۱۲۰) و همچنین پشتی و روکش صندلی و مبل نیز رواج زیادی یافته است. رجشمار فرشهای کرمان متغیر و از ۳۵ تا ۸۰ رج می‌باشد. نوع گره مورد فارسی است. نوع دار قالی بصورت عمودی و از نوع متحرک و چرخان میباشد.

طراحان و تولیدکنندگان قالی در کرمان:
خاندان شاهرخی از پیشکسوتان طراحی فرش در کرمان هستند.کاظم راد، شکراله پاک‌گوهر، رضاخان زند، محمود ارجمند، محمد سام، حسن رسولی، میرزا علیرضا مایل و… از دیگر طراحان مشهورومعاصرکرمان بودهاند.ازمیان تولیدکنندگان فرش کرمان احمدیزدان‌پناه ( دیلمقانی) محمدارجمند کرمانی (ملقب به سلطان قالی کرمان) برادران رشید فرخی، برادران اژدری وژان تیمویاناکی از بزرگترین تولیدکنندگان فرشهای قدیم کرمان بوده‌اند. ابوالهادی، فتحی نصیری و وزیری از مهمترین تولیدکنندگان فعلی فرش شهری باف استان کرمان می‌باشند.

بافته‌های عشایری استان کرمان:
در کرمان ایلات مهمی وجود دارد که شهرت قالیچه‌های آنان از شهرت زیادی در داخل و خارج از کشور برخوردار است. این ایلات عبارتنداز: ۱ـ ایل افشار ۲ـ ایلات پیچا قچی
۳ـ ایل جبال بارزی ۴ـ ایل منهی ۵ـ لرها ۶ـ اعراب  ایل افشار طایفه‌هایی از ایل ترک زبان هستند که در بیشتر خاک ایران از محله در آذربایجان و کرمان پراکنده‌اند افشاریهای کرمان از طایفه‌ افشاریهای آذربایجان هستند که در زمان شاه طهماسب صفوی به عنوان مجازات به نواحی کرمان کوچ داده شدند. مهمترین مراکز بافت قالیچه‌های افشار عبارتند از: شهربابک، سیرجان، بافت، رابر نواحی غرب جیرفت، بیلوردی، اسعدی، بیلری، کوتلو، سرآباد، دشتاب، پاریزی، ده‌شتران، دحلج.

رنگها و طرحهای بکار رفته در قالیهای افشار:
طرح قالیچه افشار بطور کلی شکسته است.زیباترین نگاره‌ای که بکار می‌برند نقش مرغ است که به آن نقشه مرغی نیز می‌گویند و یا نقش ترنج بر متن ساده و درختانی که گاه از گلدان سربرآورده‌اند و پرندگانی که برروی این درختان نشسته‌اند. بافندگان تیره‌های لک و عمو ساربانی نقشه‌هایی به نام نقشه لک یا لکی و یا نقشه عمو ساربانی دارند.در تیره شولی‌ها از طایفه‌ بوچاقچی نقشه  شولی سه کله بافته می‌شود، بطور کلی طرحهای افشار عبارتند از:انواع ترنجی نظیر سه کله، چهارکله، پنج گل، گلدانی و موسی‌خانی، گل سماور، کتری و مکه‌ای، گل حشمتی و بابابگی، درختی و صورتی، طرح ابری، منبری.
کاربرد رنگهای لاکی، قهو‌ه‌ای، کرم، مشکی، سرمه‌‌ای در انواع مختلف، ویژگیهای خاص این گروه از فرشهای استان است.
(افشار- سیرجان)،(خورجین افشار سیرجان)

ویژگی بافت،دار و ابعاد در قالیچه‌های اصیل افشار:
رجشمار اغلب قالیچه‌های اصیل افشار بین ۱۵ تا ۲۵ رج متغیر است. نوع گره مورد استفاده ترکی می‌باشد، بر خلاف عشایر،بافندگان دیگری از طوایف غیر افشار هستند که در قالیچه‌های خود از گره فارسی استفاده می‌کنند. در حال حاضر برخی از قالیچه‌هایی که با نام افشار در روستاهای حومه سیرجان بافته می‌شوند دارای گره‌ی فارسی هستند. نوع دار قالی، زمینی است که یکی از مهمترین ویژگیهای فرشهای عشایری استان کرمان می‌باشد. ابعاد فرشهای عشایری استان عموماً در ۳ اندازه پشتی،ذرع ونیم و حداکثر دو ذرع میباشد. در سالهای اخیر ابعاد بزرگتر مثل ۳*۲ توسط برخی از بافندگان سیرجان وراج یافته است

چهار محال و بختیاری

چهارمحال وبختیاری:
چهارمحال وبختیاری ناحیه‌ای است کوهستانی، زردکوه محل سکونت ایل بختیاری است، این استان در جنوب غربی ایران واقع شده است از شمال و شرق به اصفهان از جنوب به کهگیلویه و از شمال غربی به ایذه محدود است.بختیاری‌ها شاخه‌ای از ایل الوار هستند که در تاریخ ایران به لر بزرگ مشهورند. استان شامل شهرهای شهرکرد، بروجن، فارسان و لردگان است. ایل بختیاری به دو دسته بزرگ هفت ‌لنگ و چهارلنگ تقسیم می‌شوند.

سابقه قالیبافی در چهارمحال و بختیاری :
در حال حاضر کلیه فرش‌های استان چهارمحال وبختیاری مطابق بافت و به ویژه بافندگان آنها می‌توان به دو گروه عمده تقسیم کرد:
۱ـ قالی بختیاری : به دست عشایر بختیاری بافته می‌شود.
۲ـ قالی قشقایی : ماحصل دست عشایر ترک قالیباف می‌باشد که گروه مهاجرین ترک قشقایی هستند که از ایل قشقایی انشعاب شده و به صورت مهاجر به ایل بختیاری آمده اند و در محدوده‌ بروجن و چند روستای آن ساکن شدند و در حال حاضراین فرشها توسط این گروه بافته می‌شود.
مهمترین مراکز قالیبافی در استان چهارمحال وبختیاری عبارتند از: چالشتر، سامان، اشکفنگ، پیربلوط ارجنگ، وردنجان، فرخ شهر، بروجن، بلداچی، فرادنبه، هیرگان، باباحیدر، اردل، شلمزار.

رنگ‌ها و طرح‌های قالی چهارمحال وبختیاری:
کلیه طرح‌های رایج و مرسوم در این استان را می‌توان به ترتیب ذیل طبقه بندی کرد:
الف ـ قالیهای قشقایی (یلمه):
۱ـ ترنجی (یا یک حوض)
۲ـ شکرلو ( یا دو حوض)
۳ـ بندی الوان
ب ـ قالیهای بختیاری:
۱ـ خشتی شامل: خشتی جانواری و گل و گیاه
۲ـ ترنجی (کچک و ترنج)
۳ـ سرو و کاج
۴ـ قالی سماوری (جقه‌ای)
۵ـ گل مینا (گل اشرافی)
۶ـ گلدانی (گل پتو ـ گلدانی خمره‌ای)
۸ـ گلدانی درختی
نقش بیشتر قالی‌های بختیاری نگاره‌های لوزی و مربع است که صورت شکسته و در رنگ‌های گوناگون تکرارمی‌شود که به آن نقشه بختیاری یا خشتی بختیاری می‌گویند. در چهار محال و بختیاری همچون کانونهای بافندگی قشقایی رنگ مورد نظر زرد است.
در بسیاری از روستاها همچون چالشتر بافندگان سعی می‌کنند تا رنگهای مورد نیاز خود را با استفاده از مواد اولیه گیاهی تهیه ‌کنند. شادابی و زنده بودن از ویژگیهای طرحها و علی‌الخصوص رنگهای بکاررفته در این استان می‌باشد.
طرح حوض و طوطی از جمله نقشه هایی است که سابقاً در روستاهای فرادبنه‌ و بروجن تولید می‌شد ولی در حال حاضر اهمیت خود را از دست داده است.
(چهار محال) ، (قالی چهار محال) ، (چهار محال- بی بی باف) ، (چهار محال – خشتی)، (چهار محال- لچک وترنج) ، (چهار محال –گل پتویی)

چالشتر:
چالشتر در ۸ کیلومتری شمال شرقی شهرکرد یکی از قدیمی ترین و فعالترین مناطق قالیبافی در استان چهارمحال و بختیاری است. مهمترین ویژگی قالی چالشتر استفاده از مواد اولیه مرغوب و رنگرزی مناسب به همراه بافت ممتاز و منحصر به فرد می‌باشد شادابی و زنده بودن رنگ‌های به کار رفته باعث بوجود آوردن یکی از زیباترین قالی‌های این استان شده است.

رنگ و طرح‌های بکاررفته در قالیهای چالشتر:
طرحهای گلدانی، گل مینا، سرو و کاج و قابی سماوری از دیگر طرحهای رایج و شاخص این روستا می‌باشد طرح گل مینا به واسطه رنگ سبز سیری که در متن خود به همراه دارد یکی از زیباترین طرحهای اصیل چهارمحال و بختیاری می‌باشد.
رنگهای بکاررفته در بافته‌های این روستا عبارتند از:
۱ـ آبی سیر و روشن ۲ـ لاکی سیرو روشن۳ـ کرم ۴ـ سفید ۵ـ قهوه‌ای ۶ـ سبز سیر و روشن ۷ـ چهره‌ای ۸ـ نارنجی

ویژگیهای بافت دار و ابعاد در فرشهای چالشتر:
گره مورد استفاده در این روستا از نوع ترکی بدون استفاده از قلاب می‌باشد. نوع دار قالی مورد استفاده به جز موارد انگشت شمار اغلب به صورت ایستاده و عمودی است. رجشمارها قالی‌ها بین ۲۵ الی ۳۰ رج و گاه تا رجشمار ۴۰ رج می‌باشد. ابعاد متداول عمومماً دوذرع و ۶ و ۹ و ۱۲ مترمربع می باشند و در موارد معدودی ابعاد بزرگتر نیز دیده می‌شود.

سامان:
درشمال شهر کرد در فاصله ۲۱ کیلومتری آن قرار دارد. در زبان فارسی به معنی سر حد است.چرا که این شهر مرز شمالی بین استان‌های چهارمحال و بختیاری و اصفهان است. قالی امروز سامان، به لحاظ رنگ و طرح با تولیدات چالشتر قابل مقایسه می‌باشد. طرحهای بکاررفته: خشتی، ترنجی، سرو کاج و… می‌باشد. نوع گره مورد استفاده در بافت قالیهای سامان ترکی است و گره فارسی به صورت محدود به کار می‌رود. رجشمار اغلب بافته‌ها بین ۲۵ و حداکثر ۳۵ رج می‌باشد. نوع دار قالی مورد استفاده به هر دو صورت زمینی و عمودی می‌باشد. ابعاد قالی‌های به کار رفته بیشتر ۶ و ۹ متر مربعی می‌باشد.

بروجن:
دومین شهر استان از نظر وسعت و جمعیت است که از سال ۱۲۸۰ پذیرای عشایر ترک قشقایی ‌شد. قالی‌های این عشایراز نوع مشهور یلمه است. فرشهای یلمه بروجن دارای طرحهای ترنجی یا یک حوض، طرح شکرلو یادوحوض و طرح بندی الوان می‌باشد.
از نظر ظاهری کلیه طرحهای ترنجی دارای یک ردیف ترنج لوزی در متن فرش است که در مرکز فرش و در امتداد طولی آن قرار گرفته‌اند. طرحهای نوع دوم یا شکرلو دارای همان ویژگی می‌باشند ولی در متن کلیه فرش‌هاحداقل دوردیف ترنجهای لوزی شکل موازی به چشم می‌خورد. ترنج ها به شکل لوزی است و بر روی لبه‌آنها نقوش کنگره‌ای شکل به چشم می‌خورد.
مهاجرین قشقایی پس از رسیدن به سرزمین بختیاری،طرح‌های متعلق به خود ( ترنجی و شکرلو) را با طرح‌های اصیل بخیتاری به ویژه خشتی ادغام نمودند و با قرار دادن ترنجهای لوزی در درون قابهای فرشهای خشتی طرح جدیدی ارائه نمودند که بندی الوان نام گرفت.رجشمار قالی‌های یلمه ۲۵ تا ۳۵ می‌باشد، نوع دار مورد استفاده زمینی است. ابعاد تولیدی در حال حاضر ذرع و نیم و دو ذرع و ۶ و ۹ و ۱۲ متری و همچنین کناره می‌باشد.
رنگهای بکاررفته عبارتند از: لاکی سیروروشن، سرمه‌ای سیر و روشن، آبی، زرد، کرم، سفید و سیاه.

شهربن:
بن در فاصله ۳۱ کیلومتری شهر کرد قرار دارد و از نواحی کشاورزی و دامپروری استان محسوب می‌شود. مردم این شهر به زبان ترکی تکلم می‌کنند. قالی‌های این شهر به صورت ذهنی باف است و با استفاده از گره ترکی بافته می‌شود. رجشمارهای آنها اغلب پائین و بین ۱۵ تا ۲۰ می‌باشد. طرح خشتی از طرحهای رایج در این شهر می‌باشد که به صورت ذهنی و با رجشمارهای پایین بافته می‌شود. نوع دار قالی مورد استفاده به صورت زمینی و عمودی می‌باشد.

وردنجان، پیربلوط، ارجنگ:
این روستاها در فاصله چالشتر و بن قرار گرفته است. روستای وردنجان به سبب فاصله کمتر با بن از جهت طرح و رنگ،تا حدودی سبک بافتشان متأثر از آنجا می‌باشد. لیکن روستاهای پیربلوط و ارجنگ از هر حیث دارای بافته‌های نسبتاً زیبا و مشابه به قالی‌های چالشتر می‌باشند. رجشمارهای قالی در ارجنگ بین ۲۵ الی ۳۵ رج می‌باشد که از نظر رنگ و طرح سخت تأثیر چالشتر می‌باشد ابعاد تولیدی نیز عموماً به صورت ۶ و ۹و ۱۲ متر مربع می‌باشد. نوع گره مورد استفاده ترکی و رجشماربافته‌های روستایی پیربلوط بین ۲۵ الی ۳۵ رج است.

بلداچی:
این شهر در ۳۵ کیلومتری جنوب غربی بروجن قرار دارد. ذهنی بافی و استفاده از رجشمار پائین (۲۵ الی ۳۰) از مشخصات بارز تولیدات بومی و اصیل این روستا است. طرحهای لچک و ترنج و خشتی سهم عمده‌ای را در قالی امروز بلداچی به خود اختصاص می‌دهد. نوع گره مورد استفاده ترکی و دارهای قالی بیشتر از نوع زمینی است.
فرادبنه در بخش مرکزی بروجن قرار دارد و به واسطه نوع طرح منحصر به فرد قالی‌های آن معروف است. طرح معروف شرابه در انواع گل پتویی، گلدانی و… طرح ویژه قالیهای این روستا است. رجشمارهای فرشها بین ۲۵ الی ۳۰ و حتی ۳۵ رج می‌باشد. اغلب دارها به صورت زمینی و نوع گره ترکی می‌باشد. رنگهای اصلی به کار برده شده فرادبنه عموماً شاد و عبارتند از:آبی، لاکی روشن، سبز سیر و روشن، صورتی، مسی، کرم، زرد و به ویژه رنگ سرخ در نمونه‌های قدیمی.

اردل:
اردل در ۹۶ کیلومتری جنوب شهر کرد قرار دارد.طرحهای مورد استفاده در این ناحیه شامل طرحهای خشتی و لچک و ترنج و همچنین طرحهای هندسی دیگر می‌باشد.فرشهای اولاد(اولاد حاج علی) از طوایف ایل دنیا رانی که در مناطق جنوب استان ساکن هستند. ساده ترین ودر عین حال پایین ترین نوع کیفیت قالیهای این استان را تشکیل می‌دهند طرح آن هندسی و در متن دارای یک یا چند ردیف ترنج‌های لوزی شکل می‌باشد. نوع گره مورد استفاده آنها ترکی و رجشمار این گروه از فرشها بین ۱۵ تا ۲۰ رج است. و تنوع زیادی در طرح و رنگ آنها دیده می‌شود.
قالی بی‌بی باف در میان فرشهای بختیاری از اهمیت زیادی برخوردارند.در گذشته به زنان و دختران خوانین‌ بی‌بی گفته می‌شد آنان قالیبافان ماهررادرکارگاههای قالی‌بافی خود بکار وا می‌داشتند.

000-017   000-080   000-089   000-104   000-105   000-106   070-461   100-101   100-105  , 100-105  , 101   101-400   102-400   1V0-601   1Y0-201   1Z0-051   1Z0-060   1Z0-061   1Z0-144   1z0-434   1Z0-803   1Z0-804   1z0-808   200-101   200-120   200-125  , 200-125  , 200-310   200-355   210-060   210-065   210-260   220-801   220-802   220-901   220-902   2V0-620   2V0-621   2V0-621D   300-070   300-075   300-101   300-115   300-135   3002   300-206   300-208   300-209   300-320   350-001   350-018   350-029   350-030   350-050   350-060   350-080   352-001   400-051   400-101   400-201   500-260   640-692   640-911   640-916   642-732   642-999   700-501   70-177   70-178   70-243   70-246   70-270   70-346   70-347   70-410   70-411   70-412   70-413   70-417   70-461   70-462   70-463   70-480   70-483   70-486   70-487   70-488   70-532   70-533   70-534   70-980   74-678   810-403   9A0-385   9L0-012   9L0-066   ADM-201   AWS-SYSOPS   C_TFIN52_66   c2010-652   c2010-657   CAP   CAS-002   CCA-500   CISM   CISSP   CRISC   EX200   EX300   HP0-S42   ICBB   ICGB   ITILFND   JK0-022   JN0-102   JN0-360   LX0-103   LX0-104   M70-101   MB2-704   MB2-707   MB5-705   MB6-703   N10-006   NS0-157   NSE4   OG0-091   OG0-093   PEGACPBA71V1   PMP   PR000041   SSCP   SY0-401   VCP550  

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است