کامیابی تنها در این است که بتوانی زندگی را به شیوه خودسپری کنی.
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۷
خانه » آرشیو برچسب: قالی

بایگانی برچسب ها: قالی

واژه قالی از دیدگاه دهخدا

قسمی از گلیم پرزدار منقش گرانب‌ها که خالی نیز گویند. (ناظم الاطباء). مهم‌ترین محصول صنعتی ایران حاضر قالی و قالیچه دست بافت است. قالی بافی از صنایع بسیار قدیم ایران است.

تصویر مرتبط

می‌گویند که اسکندر کبیر وقتی برای اولین بار مقبره کوروش بزرگ را بازدید نمود مشاهده کرد که آن با قالی خیلی خوب پوشیده شده و نیز می‌گویند که در قصر تیسفون یا طاق کسری در زمان ساسانیان یک قطعه قالی وجود داشته که با جواهر و فلزات قیمتی پوشیده شده بود، ولی شرح این قالی آنقدر با افسانه آمیخته شده که نمی‌توان آن را کاملاً باور کرد. در آسیای وسطی تکه‌های قالی قدیمی پیدا می‌شود که متعلق به ادوار قبل از اسلام است.در نقاشیهای بعضی از نقاشان قرون وسطی در اروپا قالی هائی نشان داده شده که می‌بایست ساخت ایران باشد. نمونه‌های اولیه قالی و قالیچه که در موزه‌ها و گنجینه‌های شخصی است و محققاً می‌توان آن‌ها را به ایران نسبت داد متعلق بزمان قبل از دوره صفویه است.

علت اینکه از زمان قدیم‌تر از آن نمونه قالی بدست نیامده آن است که اغلب اشیاء صنعتی برای نگاه داشتن ساخته می‌شدند و قالی برای استعمال، و اگرچه قالی نسبتاً بادوام است، در نتیجه استعمال زیاد پس از مدتی کهنه شده از بین می‌رود. در قالیهای قدیمی کمتر نوشته‌ای دیده می‌شودکه تاریخ و محل ساخت آن را بطور تحقیق بتوان معین کرد. گمان می‌رود که بعضی از این قالی‌ها در تبریز در زمان حکمرانی سلاطین ترکمان و مغول که قبل از صفویه سلطنت می‌کردند ساخته شده باشد.

بعضی از قالیهای قدیمی را به اواخر قرن نهم هجری (اواخر قرن پانزدهم میلادی) نسبت می‌دهند، زیرا نقشه‌های آن‌ها خیالیتر و رنگ آمیزی آن‌ها با قالی‌های اوائل دوره صفویه فرق دارد. احتمال می‌رود که قالیبافی در زمان سلطنت طویل شاه طهماسب به اعلی درجه ترقی رسیده باشد. درجه تکامل صنعت دراین زمان می‌رساند که قالی بافی تاریخ قدیمی داشته و با اینکه نمونه هائی از ترقی آن در دست نیست معهذا ثابت می‌کند که دوره مدیدی طول کشیده تا به این درجه رسیده. چون محل ساخت اغلب قالی‌های اوائل این عصر معلوم نیست، معمولاً قالی‌های دوره صفوی را از روی نقشه آن‌ها طبقه بندی می‌نمایند. در میان نقشه‌های مختلف و مهم‌تر از همه طرحی است که در وسط ترنجی دارد. نمونه بسیار مشهور این قسم نقشه قالی مسجد اردبیل فعلاً در موزه ویکتوریا و البرت در لندن می‌باشد.

آن فرش قالی بزرگی است که طول آن ده متر و نیم و عرض آن قدری کمتر از ۵ متر و نیم است (۵/۳۴ فیت و ۵/۱۷ فیت). از روی تخمین معین کرده‌اند که این قالی تقریباً ۳۲ ملیون گره دارد! دور ترنج مرکزی را نقشهای کوچکی که به گل شاه عباسی موسوم است احاطه نموده و آن عبارت از نقش مدور یا بیضی شکلی است که وسط آن گل و دور آن را حلقه‌ای از گل با برگ گرفته در هر گوشه متن قالی یک چهارم ترنجی کشیده شده. یکی از خصائص این قالی بزرگ نمایش قندیل مسجد می‌باشد که در دو سر ترنج کشیده مثل اینکه از آن آویزان است. متن قالی از نقش گل و برگ پوشیده شده و آن‌ها نقش تاک مشبک و پرکاری را با نظم کامل تشکیل می‌دهند. گل‌ها با رنگهای گوناگون خودروی زمینه سرمه‌ای رنگ برجسته بنظر می‌آید. رنگ قرمز که با زمینه سرمه‌ای تباین دارد زیاد شفاف نیست و مایل برنگ قندیل است.

رنگ سبز نیز در این نقشه از رنگهای برجسته است. در حاشیه قالی نقشهای کتیبه‌ای است که بین آن‌ها گل شاه عباسی می‌باشد. مسئله قابل توجه آنکه نقش حاشیه این قالی روی کاشیهای دیوار صحن مسجد اردبیل دیده می‌شود. در حاشیه این قالی اسم مقصود کاشانی برده شده است، ولی معلوم نیست که این شخص سازنده و بافنده قالی بوده یا تقدیم کننده آن. تاریخ این قالی بر طبق این نوشته ۹۴۲ ه. ق. (۱۵۳۶ م.) است. این قالی ازشاهکارهای صنعت زمان شاه طهماسب می‌باشد و تصور می‌شود که در تبریز بافته شده باشد زیرا جنس پشم آن این مطلب را تایید می‌نماید. قالیهای معروف دیگر این عصر که دارای طرح ترنج هستند در موزه‌ها و مجموعه‌های شخصی در تمام دنیا دیده می‌شود. از طرحهای مهم دیگر این دوره چندین ترنج متصل بهم است و متن قالی را بچندین قسمت منقسم می‌نماید. در موزه ویکتوریا و البرت در لندن قالی‌ای به این طرح موجود است که از بهترین نمونه‌های این صنعت محسوب می‌گردد. نمونه عالی دیگری در موزه متروپولیتان نیویورک است که حتی از قالی مسجد اردبیل نیز ریز‌تر بافته شده است.

بسیاری از قالیهای خوب این دوره مظهر استادی و مهارت نقاشان آن عصر است. در مجموعه شخصی بارون هتوانی یک پارچه قالی وجود دارد و طرح آن بقدری عالی است که اگر عکسی از آن برداشته شود کپیه مینیاتور می‌نماید و با آن مشتبه می‌شود. نظیر آن قالی بزرگ دیگری است که نصف آن در موزه صنایع تزیینی پاریس و نصف دیگر در کلیسای بزرگ کراکو در لهستان می‌باشد. بعضی از قالی و قالیچه‌های اوائل عصر صفوی با نخهای طلا و نقره بافته شده، رنگ اصلی حاشیه معمولاً با رنگ زمینه آن تباین دارد. در بسیاری از قالیهائی که طرح ترنجی دارند تصویر حیوانات نیز نقش شده است و این طرح حیوانات در بعضی قالی‌ها آنقدر اهمیت پیدا کرده که آن‌ها مشهور به نقش حیوان شده‌اند.
یکی از قالی‌های مشهور نقش حیوان که اکنون در موزه متروپلیتان نیویورک است در مقبره شیخ صفی الدین در اردبیل بوده است. یکی از اقسام دیگر قالی آنهایی است که به شکاری معروفند زیرا مناظر شکارگاه و صید روی آن‌ها نقش شده است یکی از مشهور‌ترین این قالی‌ها در موزه پولدی پزولی در میلان ایتالیا می‌باشد.

بافنده آن غیاث الدین جامی است که اسم وی روی آن نوشته شده و تاریخ آن ۹۴۹ ه.. ق. (۱۵۴۳ م.) است. شاید مشهور‌ترین قالی‌های بافت ایران قالی شکاری متعلق بدولت اطریش باشد که از ابریشم بافته شده و با نخهای طلا و نقره زینت یافته است و بر روی هم این قالی نماینده استادی نقاش آن است نه بافنده، بعضی از تصاویر آن بقدری به نقاشی‌های سلطان محمد شباهت دارد که جمعی از اهل فن معتقدند که او نقشه این قالی را تهیه کرده است. قالی‌های ابریشمی دیگر نیز از این زمان موجود است که معمولاً آن را از کاشان می‌دانند. در موزه ملی تهران قالی ابریشمی سفید بسیار عالی است که ترنج آن سیاه رنگ می‌باشد. روی این زمینه روشن درختان انار برنگ سفید کرم رنگ یا برنگ عاج دارد. پرندگان مختلف قشنگی در میان شاخهای درختان نقش شده است. این قالی قشنگ بعقیده پروفسور پوپ در ربع سوم قرن دهم هجری (ربع آخر قرن ۱۶ میلادی) بافته شده و سابقاً در مقبره اردبیل بوده است. قالی نامبرده ببزرگی قالیهائی که شرح دادیم نیست و قالی‌های این دوره را با قالیچه‌های عصر بعد مربوط می‌سازد.

از قالیهائی که به هرات نسبت داده شده عده‌ای است که نقشه آن‌ها گل و مو پیچ پیچ می‌باشد که در اطراف گل شاه عباسی بزرگ کشیده شده و آن عبارت است از طرح گلی که دور آن حلقه مدور یا بیضی شکل از برگ دارد. نقشهای اسلیمی که شبیه به نواری است که عرض آن مختلف می‌باشد در این نوع قالی و قالی‌های بسیار دیگر این عصر نیز دیده می‌شود. در قالی‌های هرات نقش ماهی نیز دیده می‌شود که ببرگ بلند تاشده‌ای شباهت دارد. یک قالی که به این سبک بافته شده و احتمال می‌رود که از زمان شاه عباس باشد در خزینه امام رضا در مشهدمحفوط است. از اوائل دوره صفوی تا آخر سلطنت شاه عباس ببافتن این قبیل قالی‌ها مبادرت می‌شد. هرچه زمان می‌گذرد، نقشه گل شاه عباسی بزرگ‌تر می‌شود. قالی‌های هرات در طرح قالی‌های هند نفوذ مهمی داشته. اولیاریوس آلمانی که در زمان شاه عباس به ایران مسافرت نموده می‌نویسد که بهترین قالیهای ایران در هرات بافته می‌شد. دردوره صفویه قالی‌های ابریشمی که نقش گل و برگ تیره رنگ داشت و در بافتن آن‌ها نخهای طلا و نقره بکار می‌رفت تهیه و بعنوان تحف هدایا جهت بعضی از سلاطین اروپا فرستاده می‌شد. عده‌ای از این قالی‌ها در لهستان پیدا شده و تا چندی قبل بنام قالی‌های لهستانی معروف بود تا اینکه در مقایسه با قالیهای نظیر آن ثابت شد که آن قالی‌ها بافت ایران است. یک قطعه قالی نظیر قالیهای فوقالذکر که نقش درخت سرو و بوته گل دارد در مقبره شاه عباس ثانی در قم هست و زیر آن اسم نعمت اللّه جوشقانی بافنده آن نوشته شده است با تاریخ ۱۰۸۲ ه.. ق. (۱۶۷۱ م.). قسم دیگری به نام قالیهای باغی معروف است.

عموماً طرح این قالی‌ها عبارت است از نقشه‌ای که حوضی در وسط دارد. اطراف آن بوسیله جوی‌ها بقسمتهای مربع مستطیل تقسیم شده و این قسمت‌ها با نقش گل و گیاه تزیین یافته. یک قسم دیگر قالی‌هایی است که به اسم شاه عباسی یا طرح اصفهان معروف است. در اروپا و آمریکا آن‌ها را به نام قالی‌های گلدانی می‌خوانند زیرا نقشه بعضی از آن‌ها گلدانی است که از آن شاخ و برگ بیرون می‌آید. از خصائص مخصوص این قسم قالی آن است که از خطوط متوازی که سراسر قالی را گرفته اشکال گل و برگ منشعب می‌شود. گلهای شاه عباسی و اشکال گل و برگ که در این نوع قالی دیده می‌شود شبیه به نقشه بعضی از قالیهای هرات است. بعضی از این قالی‌ها به کرمان نسبت داده می‌شوند ولی احتمال می‌رود که‌‌ همان نقشه در جوشقان که از قالی‌های طرح اصفهان در آنجا بافته شده بکار رفته باشد.

پروفسور پوپ می‌گوید: شاید مطالعه دقیق قالیهای اولیه بهترین مقدمه برای آگاهی از صنایع ایران باشد زیرا این صنعت بیش از تمام صنایع خصائص مخصوص و رسوم متنوع قدیمی را در بر داشته و مراحل مختلف زندگی و فرهنگ ایران را نشان می‌دهد. قالیهای عالی ایران را شعرا مدح گفته و سیاحان تمجید و تعریف کرده‌اند. سلاطین کشور‌ها بر آن حسد برده و کشورهای دیگر از آن تقلید کرده‌اند. قالی‌های ایران روح حقیقی صنعت این کشور را مجسم می‌سازد. در زمان قاجاریه قالی و قالیچه ایران در خارجه اهمیت بسزائی یافت. بزرگ‌ترین مرکز قالیبافی ایران در زمان قاجاریه اراک و نواحی اطراف آن بوده است. قالیهای این منطقه را تجار قالی به چهار طبقه تقسیم کرده‌اند. بهترین آن‌ها ساروق نام داشت، درجه دوم را محال (محل) و سوم را مشیرآباد و آخرین قسم به نام لیلاهان معروف بود که کرک بلند داشت و اغلب در دهستان ارمنی نشین بافته می‌شد. قالی‌های قدیم ساروق از محکمترین قالی‌های ایران بشمار می‌رود نقشه آن عبارت است از ترنجی در وسط و زمینه باز که فقط از چند تصویر پوشیده می‌شد. رنگهای آن خوب و به رنگ سرمه‌ای و قرمز بیشتر اهمیت داده شده است. قالی هائی که معمولاً قالی محال نامیده می‌شود خیلی ریز بافته نشده ولی منظم و مرتب است. نقشه این‌ها عموماً گل و برگ است و رنگهای آن بیشتر به رنگهای تیره متمایل است.

رنگ قرمز متن برجسته و متباین با رنگ سرمه‌ای حاشیه بوده. قالیهائی که به قالی میر معروف هستند قدیم‌ترین و خوش جنس‌ترین قالی هائی هستند که در سربند بافته می‌شده‌اند، نقشه آن بوته‌های ترمه‌ای است. این بوته‌ها متن قالی را گرفته و از جهت شباهت به اسم گلابی و بادامی معروف است. حاشیه آن نقشه‌ای از خطوط راه راه و نقش مو دارد. قالی‌های فراهان کرک کوتاه داشته و اغلب زمینه سرمه‌ای دارند دو قسم نقشه در آن‌ها دیده می‌شود یکی نقشه ماهی که از ماهی‌های کوچکی که گاهی بشکل برگ پیچیده بنظر می‌آید تشکیل یافته و دیگری نقش گلخانه است که از دسته‌های گل مرتب تشکیل شده است. در دوره صفویه کاشان برای قالی‌های ابریشمی معروف بود ولی پس از صفویه تا مدتی صنعت قالیبافی در این شهر متروک شده بود تا در عصر حاضر قالیبافی در آنجا دوباره برقرار شده رواج یافت قالی‌های کاشان از حیث بافت از بهترین قالی‌های ایران است. کرک آن کوتاه و معمولاً دارای نقش ترنجی در وسط ولچکهائی در گوشه می‌باشد و از پشم و ابریشم بافته شده است. جوشقان در دوره قاجاریه برای یک نوع نقشه مخصوص ترنج وسط و اشکال مستطیل معروف می‌باشد. اصفهان مرکز قالیبافی مهمی نبوده ولی دستگاه‌های قالیبافی آنجا چند قالی جنس عالی بافته است. و قالیهای آنجا معمولاً نقش شاه عباسی دارند که ترنج و گل شاه عباسی باشد. قالی‌های قدیم کرمان معمولاً زمینه روشن داشته و رنگهای آن طوری است که منظره روشن به قالی می‌دهد. طرح و نقشه آن اغلب عبارت است از درخت زندگی که گاهی درگلدان قرار داده شده و درختان سرو و نقشه گل و برگو تاک پیچ پیچ. بعضی از قالیهای اعلا در نقشه خود اشکال حیوانات دارند.

در رفسنجان و سایر نقاط کرمان نیز قالی بافته می‌شد. قالی‌های معروف به شیراز اغلب بوسیله قبائل قشقائی و چادرنشینهای دیگر بافته می‌شود و خیلی نرم و شل است و معمولاً ترنجهای لوزی شکلی در وسط مکرر شده و رنگهای آن اغلب جالب است. در همدان و دهستان‌های اطراف آن قالی‌های زیادی بافته می‌شود. قالی‌های قدیم این ناحیه خصائص مخصوص داشته و با پشم ش‌تر بافته می‌شده است. در ملایر قالی هائی بافته می‌شد که شبیه قالیهای همدان و مخصوصاً اراک است. قالی‌های خراسان یا مشهد از حیث جنس خیلی عالی است و سطح آن‌ها از گلهای مناسب پوشیده شده و طرح ترنجی در وسط دارند و در نقشه بعضی از آن‌ها تصویر حیوانات دیده می‌شود. قبائل چادرنشین نواحی خراسان قالیهائی می‌بافند که بنام قالی ترکمن یا بخارا معروف است. زمینه این قالی‌ها قرمز تیره و نقش آن‌ها از یک سلسله کثیرالاضلاع تشکیل یافته و به اسم نقشه پای فیل موسوم است. قالیهای بلوچ نیز بوسیله چادرنشینان بافته می‌شود و مانند قالی‌های ترکمن ولی از آن‌ها شل‌تر و نرم‌تر است. آذربایجان از قرن‌ها پیش برای صنعت قالیبافی مشهور است.

در تبریزهمه جور قالی بافته می‌شود. قالی‌های کهنه تبریز اغلب دارای رنگ قرمز و نقشه ترنجی هستند ولی نقشه مخصوصی نیست که بتوان آن را نقشه تبریز گفت. قالی‌های هریس از بهترین قالیهای تبریز است. قالیهای گوراوان در قریه گوراوان و اطراف هریس بافته می‌شود. قالیهای قره جه در ناحیه قره داغ در شمال تبریز بافته می‌شود ومعمولاً کوچک و بشکل کناره هستند. در زنجان در دوره قاجاریه قالیهای کوچک بافته می‌شد که بواسطه بکار رفتن رنگهای جوهری در آن‌ها مرغوب نبود. استعمال این گونه رنگهای مصنوعی و شیمیائی که در دوره قاجاریه مرسوم گردید ضرر و لطمه بزرگی بشهرت قالی‌های ایران دردنیا وارد آورد خوشبختانه استعمال رنگهای جوهری قدغن شده است. از حیث تنوع در نقشه، رنگآمیزی و مهارت در بافتن، قالی و قالیچه ایران حتی در دوره قاجاریه که صنعت رو به پستی رفته بود در دنیا نظیر نداشت. قالی خوب ایران مانند قطعه شعر زیبائی است که بافنده آن مانند شاعر جمال طبیعت را ترجمه و بصورت شی زیبائی درآورده که هم قشنگ و هم قابل استفاده است. (ازترجمه تاریخ صنایع ایران تالیف ویلسن صص ۱۸۸ – ۲۱۷). سینگر سارجنت نقاش معروف آمریکائی گفته: تمام نقاشی‌های دوره تجدد (رنسانس) ایطالیا ارزش یک تخته قالی ایرانی را ندارد:
نه پرد بلبل اندر باغ جز بر بسد و می‌نا
نه پوید آهو اندر دشت جز بر قالی پرنون.
رودکی.

‌ای زهدفروشنده تو از قال و مقالی
با مرکب و با ضیعت و با سندس و قالی.
ناصرخسرو.

هرچند که پشم است اصل هر دو
بسیار به است از پلاس، قالی.
ناصرخسرو.

آن کل عفریت روی با همه زشتی
قالی بافد همی و ایضاً محفور.
سوزنی.

چون مرا سندس است و استبرق
شاید ار قالی مرندی نیست.
خاقانی.

خونت برای قالی سلطان بریختند
ابله چرا نخفتی بر بوریای خویش.
سعدی.

گر آزاده‌ای بر زمین خسب و بس
مکن بهرقالی زمین بوس کس.
سعدی (بوستان).

نگاهی به «قالی» از دوران ناصرالدین‌شاه تا امروز

هنگامی که ناصرالدین شاه به حکومت رسید، در ایام حکومت این به اصطلاح قبله عالم، هیچ کس فکر نمی‌کرد چگونه فرش به داد ایران برسد و چرخه روزگار برای آینده مردم ایران از راهی دیگر بچرخد.

تصویر مرتبط
وام‌ها و قروض بی‌حد و حصر ناصرالدین شاه برای سفرهای فرنگ و…از دولت‌های دوست و همسایه نظیر روسیه و انگلیس پس ازوی نیز ادامه یافت.
در این حال چیزی به سقوط و سرنگونی قاجار نمانده بود که ‌یکباره با آغاز صدور اولین محموله‌های فرش از تبریز سپس همدان و کرمان و درآمد قابل توجه حاصل از عوارض و مالیات آن، شاه و دولت متوجه اهمیت این محصول شدند.
درآمدی که می‌توانست اوضاع اقتصادی دولت را متحول و از سقوط قاجار جلوگیری کند و چنین نیز شد. به این ترتیب بود که ارزش حیاتی و بقایی این کالا بویژه صادرات آن بر شاه آشکار شد واین بود که صدور قوانین و دستورالعمل‌های مختلف که می‌توانست بقای فرش و درآمد آن را تضمین کند، آغاز شد.

 

در واقع اگر فرش ایران نبود، پایه‌های متزلزل حکومت قاجار خیلی زود از هم می‌پاشید و شاید تاریخ به شکلی دیگر برای ایران رقم می‌خورد.
در پی صادرات چشمگیر و رونق روزافزون فرش دستباف و از حدود سال‌های ۱۲۸۰ توجه شرکت‌های اروپایی و آمریکایی به این محصول آنان را به سرمایه‌گذاری و حضور در این عرصه چنان تشویق کرد که بتدریج اما مستمر طی حدود ۴۰ سال نزدیک به ۶۰ شرکت بزرگ و کوچک که مالکیت خارجی و گاه مشترک داشتند، در ایران تاسیس شد و تقریبا عمده فعالیت تولیدی و اقتصادی این محصول در ید قدرت آنان قرار گرفت.
از میان این شرکت‌ها ، بزرگ‌ترین و ثروتمندترین آنها عبارت بودند از‌ شرکت آمریکایی عطیه بوروس، شرکت سوئیسی‌‌/ ‌‌انگلیسی زیگلر، کمپانی ایتالیایی برادران نیرکوکاستلی، تاوسهند چیان، پتاک، قازان کارپت و شرکا و بزرگ‌ترین و ثروتمندترین آنها ‌کمپانی تولیدکنندگان قالی شرقی‌ مشهور به OCM که در ایران به شرکت شرق لندن نیز شهرت دارد و مالکیت انگلیسی داشت و صاحب آن کسی نبود جز سیسیل ادواردز ، فرش‌شناس مشهور که کتاب وی به نام قالی ایران اوایل دهه ۵۰ توسط خانم مهین دُخت صبا به فارسی ترجمه و تا اواخر دهه ۶۰ بارها در ایران چاپ و منتشر شد.

 

اما حضور این شرکت‌ها و اوضاع نابسامان کارگاه‌های تولید فرش که با توجه به سرمایه‌گذاران هیچ هدفی جز سوددهی نداشتند، چنان شرایطی را در کارگاه‌های فرشبافی حاکم کرد که سرانجام مسئولان و دولتمردان کشور برای اولین بار در تاریخ بافندگی، عکس‌العمل مناسبی ‌ نشان دادند و در بیست‌وپنجم آذرماه ۱۳۰۲ از سوی رضا شاه که در آن ایام در مقام نخست وزیری کشور قرار داشت، دستوری به والی کرمان و بلوچستان که در آن روزگار بزرگ‌ترین مرکز بافندگی کشور و تجمع شرکت‌های خارجی بود، صادر شد که عینا در نشریه بین‌المللی کار نیز به چاپ رسید.
این دستور بی‌هیچ چون و چرا اولین اقدام رسمی و مهم در اصلاح امور قالیبافی بخصوص شرایط کار تا آن زمان محسوب می‌شود.
در متن این فرمان آمده بود ‌ساعات کار تمام کارگران کارگاه‌های قالیباف روزی هشت ساعت است و کارفرمایان این کارگاه‌ها حق ندارند بیشتر از هشت ساعت در روز کارگران را به کار وادارند.
همچنین در روز جمعه و ایام تعطیل رسمی، کارگران کار نخواهند کرد ولی دستمزد آن را مطابق یک روز کار دریافت می‌کنند. در این متن آمده بود که پسران کمتر از هشت سال و دختران کمتر از ده سال نمی‌توانند در این کارگاه‌ها به کار مشغول شوند و کارگاه پسران از کارگاه دختران باید مجزا باشد. تشکیل کارگاه مختلط اکیدا ممنوع است.
همچنین در ماده دیگری از این آیین‌نامه آمده بود که کارگاه (دار قالی) نباید در زیرزمین یا اتاق‌های مرطوب و نمناک قرارگیرد. ضمنا باید دارای دریچه‌ای رو به آفتاب باشد تا نور خورشید از آنجا به درون بتابد. همچنین کارگاه (دار قالی) باید حدود یک ذرع از کف اتاق بالاتر باشد و جایگاه کارگران به نحوی تعبیه شود که همه بتوانند براحتی کار کنند.
کارفرمایی که مفاد موارد بالا را رعایت نکند به پرداخت جریمه‌ای بین ده تا ۵۰ تومان محکوم می‌شود.
همچنین در جهت سامان بخشیدن به اوضاع تولید، بویژه تهیه نقشه‌های مناسب و رسیدگی به اموری این چنین، سال ۱۳۰۹ موسسه قالی ایران تاسیس شد که ریاست آن به عهده طاهرزاده بهزاد نقاش و طراح نامی آن زمان گذاشته شد.
اما به دلایل مختلف این موسسه نتوانست بیش از دو سال به فعالیت خود ادامه دهد و تعطیل شد.
سرانجام اوضاع حاکم بر تمامی امور فرش و مهم‌تر از آن رونق و درآمد حاصل از صادرات آن و حضور جدی و قدرتمندانه شرکت‌های خارجی و درآمدهای آنها به حدی رسید که دولت تصمیم جدی و بزرگی برای تعطیلی آنها اتخاذ کرد و در نهایت با تصویب هیات وزیران فعالیت تمامی شرکت‌های خارجی در عرصه فرش ایران ممنوع و مقرر شد اموال و دارایی‌های بزرگ‌ترین آنها خریداری و به تملک دولت درآید.
متعاقبا به دستور دولت در بهمن ۱۳۱۴، شرکتی جدید و دولتی به نام «شرکت سهامی فرش ایران» تاسیس و تمام‌ اموال و دارایی‌های «کمپانی تولیدکنندگان قالی شرقی» خریداری و به این شرکت جدید واگذار شد.
شرکتی که هم‌اکنون نیز پس از نزدیک به ۸۰ سال فعالیت مستمر هنوز به فعالیت خود ادامه می‌دهد و اوج و حضیض‌های مختلفی را پشت سر گذاشته است اما هنوز معلوم نیست چرا مقامات مختلف دولتی و حتی مقامات این شرکت پس از گذشت نزدیک به ۸۰سال از تاسیس آن، در گفت‌وگوها، نام عجیب «کمپانی هند شرقی» را که هیچ ربطی به این ماجرا ندارد به زبان می‌آورند و خود را وارث چنین کمپانی می‌دانند؟ حتما حکمتی در آن است که هیچ کس نمی‌داند! به هر ترتیب شرکت سهامی فرش ایران تاسیس شد و مسئولیت‌های بزرگی نظیر نظارت و رسیدگی بر صادرات فرش دستباف و تهیه و توزیع مواد اولیه مناسب در فرشبافی و ترویج نقشه‌های مناسب و خلاصه ساماندهی به اوضاع فرش مملکت، با حمایت دولت و به طور انحصاری به‌عهده آن گذاشته شد.
باید به خاطر داشت بررسی موضوعی همچون فرش که برخاسته از توده‌هاست و به قولی مردمی‌ترین و عام‌ترین هنر این سرزمین شناخته می‌شود، موضوعی است چند وجهی که نیاز به مطالعات جانبی دیگری نیز دارد. مهم‌ترین آن، تحلیل‌های جامعه‌شناسانه و مردم‌شناسانه‌ای است که اصلی‌ترین چالش پژوهش‌ها و بررسی‌های این چنینی است. به همین دلیل در همین جا به نکته‌ای مهم که مطالعه فرش ایران بدون آن مبهم و ناشناخته باقی خواهد ماند، اشاره می‌کنیم.
در طول تاریخ ایران همواره اقوام، طوایف و عشایر نقطه اتکای دولت‌ها و حکومت‌های مرکزی بوده‌اند و به همین دلیل می‌بینیم در تصدی مقامات و مسئولیت‌های مختلف کشوری نظیر تعیین حاکمان شهر‌ها و حتی حاکمان ایلات، ریاست فوج‌های نظامی و…، سران ایلات همواره نقش مهم بلکه کلیدی داشته‌اند و این موضوع از ایام حکومت صفویان و حتی پیش از آن بخوبی قابل بررسی است و تا پایان دوره قاجار همچنان ادامه داشت.
اما با به قدرت رسیدن پهلوی و برای اولین بار به دلیل بی‌اعتمادی شاه به عشایر، بتدریج دست بزرگان و سران طوایف و ایلات مختلف از مناصب حکومتی کوتاه و حتی برای کنترل بیشتر عشایر و جلوگیری از تحرکات احتمالی آنها ضمن قلع و قمع تعداد زیادی از سران عشایر و مخالف، سال ۱۳۰۹ طرح اسکان عشایر برای اولین بار در کشور به اجرا درآمد که در اصطلاح جامعه‌شناسی به تخته قاپو شدن مشهور است.
بیان این موضوع از آن جهت اهمیت و نیاز به تحلیل‌های بیشتر و جانبی دارد که با اجرای تدریجی این قانون و طرح‌های دیگری که بعد‌ها تحت عناوینی نظیر رسیدگی به بهداشت بیشتر، خدمت‌رسانی و… به اجرا درآمد، پایه‌های نابودی یک سنت و تمام‌ عوامل و دستاوردهای چنین سنتی پی‌ریزی شد.
در واقع با از بین رفتن زندگی عشایری و هرآنچه محصول چنین زندگی بود، مهم‌ترین محصول این جامعه تاریخی و کهن یعنی سنت بافندگی عشایری بتدریج از میان رفت و این رخداد چنان ادامه یافت که می‌توان مدعی بود در این زمان از میان ده‌ها سبک بافندگی عشایری در ایران، تنها دو یا سه سبک با شیوه و رسم تاریخی پابرجاست و الباقی یا از میان رفته‌اند یا چنان تغییر یافته‌اند که جز اسم، چیزی به عنوان بافندگی عشایری قابل شناسایی نیست.
متعاقبا با به قدرت رسیدن پهلوی دوم، اقدامات و مصوبات دیگری به کاربسته شد که تیشه دیگری بود بر پیکر گروهی دیگر از سبک‌های فرش ایران.
با به اجرا گذاشته شدن طرح اصلاحات ارضی در اواخر دهه ۴۰ پایه‌های نابودی روستا و فرهنگ روستانشینی گذاشته شد.
با اجرای این فرمان و تبعات آن که به تحلیل و بررسی‌های جامعه‌شناسانه از سوی متخصصان ذی‌ربط نیاز دارد، پایه‌های مهاجرت از روستا به شهر و حاشیه‌نشینی چنان گذاشته شد که از پی آن هر آنچه می‌توانست محصول روستا و فرهنگ مستقل روستانشینی باشد از جمله قالیبافی ، همه از میان رفت.
البته عشایر و روستانشینان هنوز هم پابرجایند و هنوز هم می‌بافند و خواهند بافت، اما جای تعجب ندارد که مثلا کردهای شمال خراسان و لرهای جنوب چهار‌‌محال و بختیاری قالی نائین ببافند!‌ یا چه اهمیتی دارد روستاییان جیرفت قالی افشار ببافند یا کرمانی؟ چه اهمیتی دارد گبه فارس در تهران بافته شود؟ یا بافندگان نجیب مراغه نقشه فرش قم را ببافند و …
با پیروزی انقلاب اسلامی و راه‌اندازی نمایشگاه بین‌المللی فرش در تهران و ده‌ها نمایشگاه منطقه‌ای، تاسیس رشته فرش در دبیرستان و دانشگاه تا مقطع کارشناسی ارشد و مهم‌تر از همه تاسیس مرکز ملی فرش ایران در وزارت بازرگانی و گماشتن افراد متعهد و متخصص در راس امور فرش ـ که حقیقتا در تعهد برخی از آنها تردیدی نیست ـ و دستاوردهای این اقدامات، نیاز به بررسی و تحلیل‌های ویژه و مهمی دارد که شرح آن طولانی است و ان‌شاءالله در جایی دیگر به آن خواهیم پرداخت.
بی‌تردید همان گونه که شرح آن رفت، دولت‌ها در توسعه، سقوط یا نزول فرش ایران نقش تعیین‌کننده‌ای داشته و دارند، در این زمان تحلیل اقدامات و تاثیرات آنها برای آیندگان از ضروریات است.
نه نگارنده این سطور و نه هیچ کس دیگر در دلسوزی و توجهات دولتمردان امروز کشور در موضوع فرش تردیدی ندارد. اما اقدامات و دستاوردهای دولت و مدیران آن در امور فرش باید بررسی و مورد توجه قرار گیرد تا برای آینده و خروج از شرایط فعلی که فقط آگاهان برآن واقفند، چاره‌اندیشی مناسب اندیشیده شود.
تورج ژوله ‌- پژوهشگر فرش
جام‌جم

قالی تیموری نگین دستبافته های چار ایماق

امروزه بخشی ازتیره های مختلف تیموری در شهرستانهای مختلف استان خراسان رضوی و مابقی دراطراف هرات افقانستان زندگی می نمایند . شهرستانهای تربت حیدریه ، خواف ، فریمان ، تربت جام ، تایباد ، سرخس ، کاشمر، نیشابور و مشهد همواره از مراکز اصلی اسکان تیره های مختلف تیموری ایران بوده است.

Related image

منشا نژادی تیموریها نیز بر خلاف تصور برخی از محققین فرش که آنان را بلوچ دانسته اند ترک میباشند.سیسیل ادواردز اعتقاد به ترک بودن تیموریها داشته و اینکه آنان بافته هایشان با استفاده از گره نامتقارن است را ناشی از سبک و شیوه بافت قالی در بخش شرقی کشور میداند. تیموری از نظر معنای تحت اللفظی به امیرتیمور ، نوادگان و نبیره های او تعلق دارد که در قرن هشتم بر ایران حکومت نمود و بالاخص در مناطق شرقی کشور آثار فرهنگی و هنری بسیار مهمی از این دوره تاریخی به یادگار مانده است .گفته میشود بنا به فرمان امیر تیمور ایل تیموری از هرات به سمت مشهد و نیشابور و کاشمر کوچانده شده اند ولی در دوره های بعدی این ایل مجبور گردیده اند از بخش هایی از داخل خراسان عقب نشینی نموده بخش عمده آنان مجددا در اطراف هرات مسکن گزید اما تعدادی از قبایل و تیره های آن در شهر های مرزی خراسان امروزه باقی مانده اند .تیموریها همواره یکی از متحدین قبایل چارایماق ( به معنی چهار قبیله) می باشند که با جمشیدی ها در شمال هرات ، تیمنه در غور افغانستان و فیروزکوهی در قسمت فوقانی رودخانه مرغاب دارای روابط و پیمان نامه های مشترک میباشند. بر مبنای یک افسانه نقل شده از اجداد تیموری این قبیله از نظر نژادی عرب می باشند، اما به نظر می آید این افسانه بیشتر ناشی از تعصبات و وابستگی های مذهبی بوده که اجداد تیموری ها دوست داشته اند عرب باشند !
قریب به هفتاد تیره در قبیله تیموری وجود داشته اما قالیبافی در میان همه تیره های آنان از اهمیت یکسانی برخوردار نمیباشد. امروزه مهمترین تیره های تیموری ایرانی که دارای قالیبافی قابل توجه می باشند عبارتند از :
۱- تیره زوری که عمدتا در تایباد ، خواف و تربت جام زندگی می نمایند.
۲- بروتی : در محدوده خواف ، تربت حیدریه و رشتخوار زندگی می نمایند.
۳- سنگچولی : که زیستگاه اصلی آن شهرک باخرز تایباد ، اطراف رشتخوار است
۴- یعقوب خانی: در اطراف صالح آباد تربت جام ، بالاخص در روستای درخت توت زندگی می نمایند.
۵- میرزا دوستی : روستاهای شهرستان سرخس بالاخص منطقه بزنگان سرخس محل سکونت این تیره می باشد
۶- کلاه دراز : در روستای شرق مشهد و بخشی از آنان نیز در اطراف مهولات زندگی میکنند.
۷- میش مست : در روستاهای بین تربت جام و تایباد زندگی میکنند.
۸- طاهری : در آبادیهای بین تربت جام و فریمان و عمدتا در روستاهای تحت پوشش شهرتان فریمان زندگی می کنند.
۹- زوری ، سوربزی و پربزی : این سه تیره مهم دارای قالیبافی در روستاهای شرق مشهد و فریمان و تربت جام زندگی مینمایند.
۱۰- میراحمدی : امروزه در شهر تربت جام رندگی مینمایند.
۱۱-سلجوقی:در تایباد و تربت زندگی می کنند
به دلیل وجود پتانسیلهای بالقوه قالیبافی در میان قبیله تیموری یقینا از گذشته بسیار دور با قالیبافی آشنا بوده اما آنچه مسلم است مهاجرت ایل تیموری به خراسان و همزیستی آن در کنار اقوام گوناگون همانند بلوچ ، سیستانیها ، ترکها ، افشار ها ، ترکمنها و فارسها باعث گردیده که قالیبافی نزد این قوم تکامل یافته و اتفاقا همین موضوع وجه تمایز قالیبافی در میان تیموری های ایران و افغانستان است.سیاوش آزادی در کتاب آیین قالیبافی در میان بلوچ ها می نویسد : بهترین فرشها ی تیموری از خراسان هستند هرچند که قطعات برجسته ای در افغانستان وجود دارند ولی بسیار نادرند و به طور یقین تقاوت عمده فرشهای تیموری فارس نسبت به خویشاوندان افغان آنان آنها تکنیک ظریفتر آنان می باشد.
تیموریها اگرچه در گذشته یکی از چار اینماق جمشیدی ، فیروزکوهی ، تیمنه محسوب میگردند ولی امروزه قالیهای آنان درایران در گروه قالیهای بلوچ خراسان طبقه بندی می شوند و بخش قابل توجهی از تولیدات بلوچ خرسان حد اقل از نظر کمی ،توسط تیره های مختلف تیموری بافته میشود.
قالیهای تیموری در دو سبک تخت و نیم اول بافته می شود دستبافته های تک پوده تیموری عمدتاً در مناطقی بافته می شود که در تعامل نزدیک با ترکمنها بوده اند به عنوان مثال در منطقه صالح آباد تربت جام (زورآباد قدیم) که برای مدت مدیدی در سیطره ترکمنها بوده .عمده دستبافته ها بالاخص طرح معروف یعقوب خانی به صورت تک پوده بافته میشود همچنین در روستاهای تیمنک و چشمه گل شهرستان تربت جام (که اتفاقاً امروز مرکزثقل قالیبافی این شهرستان محسوب می گردد)را میتوان نشانه های قالیبافی ترکمنها اعم از سبک بافت، شیوه پود کوبی، رنگبندی، طرحها، نقوش و نقشمایه ها را مشاهده نمود حتی بسیاری از طرح های ترکمن در این مناطق آنقدر بافته شده که اسامی محلی برای آنان انتخاب شده و به صورت یکی از طرح های اصیل تیموری و نهایتاً بلوچ خراسان درآمده . اما تیموری های ساکن در مناطق دور از دسترس ترکمنها دستبافته هایشان دوپوده وبه صورت نیم اول می باشد. قالیبافی در نزد همه تیره های تیموری به زنان اختصاص داشته و برروی دار قالیبافی افق بسیار ساده ای انجام میگیرد که عمدتاً چوبی است. دستبافته های تیره های مختلف تیموری با گره فارسی، و دارای گلیمک پهن با نقوش تزیینی است. تعداد رنگ بندرت از هفت رنگ مشکی، سورمه ای، خاکی، شتری، سفید و قرمز تیره و روشن تجاوز مینماید. اندازه قالیهای تیموری نیز همانند ایل بهلولی عمدتاً در ابعاد کوچک و متوسط بوده و شامل نیازهای زندگی روزمره آنان حتی فراتر از ایل بهلولی می باشد تیموریها حتی در گذشته ای نه چندان دور بالشت و لحاف خویش را با دستبافته های خود تامین می نموده اند. با توجه به پراکندگی طوایف تیموری در مناطق مختلف استان خراسان رضوی و تنوع تیره های این قبیله طرح ها و نقوش آنان نیز متنوع می باشد. بلحاظ آنکه مردمان این قبیله سنی مذهب می باشند ، نسبت به کاربرد نقشمایه های حیوانی تعصبات خاصی دارند لذا همواره در طرح ها و نقوش قالی تیموری نقشمایه های استیلیزه شده دیده می شود. مرغ تیموری مرغی انتزاعی است و بر روی شاخه درخت به صورت نقشمایه ای قلاب گونه مشاهده می شود. در طرح ها و نقوش و نقشمایه های قالی تیموری بوضوح میتوان تعاملات این قبیله را با جمشیدیها، هزاره، قیمنه ها در افغانستان و همچنین کردها، بلوچها و بالاخص ترکمنهای ایران و ترکمنستان را دید. برخی از طرحها و نقوش تیموری به نام تیره های مختلف آن نامگذاری گردیده است. مانند طرح یعقوب خانی، سنجری و … تعدادی از طرحها و نقوش قالیهای تیموری نیز به نام محل اسکان و بافت نامگذاری شده است مانند طرح تیمنکی، چشمه گلی که این دو طرح در بازار مشهد به تعداد قابل توجهی عرضه میگردد بخش عمده طرحهای قبیله تیموری طرح محرابی است که عمدتاً در طرف بالای محراب نقشمایه پنج انگشت دیده می شود که نمادی از پنج وعده نماز واجب روزانه یا پنج تن آل عبا می باشد. نقشمایه زمینه محرابی درخت برگ تاکی است که ممکن است با شاخه های محدود یا زیاد باشد. طرح کشمیری نیز به تعداد قابل توجهی توسط تیره های مختلف تیموری منجمله تیموریهای هرات افغانستان، خوشابی در باخرز تایباد، مغول زاده در سنگان و دره خواف، مریدری در خواف، نورزایی در شیندن افغانستان، پربزی در تربت جام و باخرز، سوربزی در اطراف مشهد و تربت جام، سلجوقی در اطراف تایباد و شهرک باخرز کاربرد دارد،در این خصوص دتریش وگنر مقاله ارزشمند دستبافته های بلوچ و همسایگانان آنها می نویسد:” طرح و نقشمایه کشمیری چندین نسل بوسیله شانزده گروه مختلف بلوچ در سرزمین نسبتاً بزرگی به کار رفته است و حداقل دوازده گروه بافنده در همسایگی هم از ریشه نژادی مختلفی از آن استفاده نموده اند”. بنابراین بدیهی است که تیره های مخبلف تیموری هریک دارای گونه خاصی از طرح کشمیری می باشند که از حوصله این مقاله خارج است. طرح دوگلی نیز از دیگر طرح های رایج قبیله تیموری است که بالاخص توسط تیره مریدری در جلگه خواف بافته می شود. طرح های بوته و قاب قابی هندسی بالاخص با الهام از فرم شبکه ای کند وی زنبور عسل با تنوعات فراوانی در میان تیره های مختلف تیموری دیده می شود که بخش قابل توجی از آنان حاصل تعاملات آنان با قبایل بلوچ می باشد این طرحها نیز توسط تیره خوشابی در خواف و تایباد، مغول زاده در خواف بافته می شود.
این نوشته در اسطوره شناسی،تاریخ فرش،رویداد ها،مقالات با برچسب TOP در فوریه ۳, ۲۰۱۴ توسط عبدالله احراری منتشر شده است.

نگاهی به تاریخ رنگهای طبیعی و قالی بافی(۲)

“چینی ها دارای قدیمی ترین سنن هنری می باشند ، تمدن آنها به چهار تا پنج هزار سال قبل از میلاد مسیح می رسد چندین اختراع و اکتشاف اصلی به آنها نسبت داده می شود.چین سرزمین اصلی ابریشم ، ملکه الیاف نساجی است “

تصویر مرتبط

بنا به روایات چینی ها پرورش کرم ابریشم در ۲۶۴۰ سال قبل از میلاد مسیح شروع شد. تعداد زیادی تکه پارچه های ابریشمی از زمانهای بسیار دور در حفاری های متعدد در چین پیدا شد ولی به واسطه قدمت زمان معلوم نیست که آیا آنها رنگ شده اند یا خیر؟ به هر حال در روایاتی که از نتایج گذشته به جای مانده اند معلوم میشود لباس هایی که در آن دوره پوشید نشان متداول بوده اند رنگ می شده وحتی پوشیدن پارچه های رنگی از طرف طبقات مختلف الزام آور بوده است. به طوری که درتاریخ چنین آمده است امپراطور و ملکه لباس زرد و خانواده سلطنتی و درباریان بنفش، شوالیه های درجه اول آبی ، شوالیه های درجه دو قرمز، و نجیب زادگان درجه سه لباس مشکی در بر می کردند.

در کتابی که تاریخ تالیف آن به قرن هجده میلادی منسوب است نوشته شده که در قرون قبل از میلاد مسیح رنگرزی توسط زنان در خانه ها فقط برای احتیاجات خودشان و فامیل انجام می گردید و همچنین گفته شده است که چینی ها حتی از ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد به رنگ قرمز که از حشره قرمزدانه و ابی که از گیاه نیل گرفته می شد آشنایی کامل داشتند.
رنگ سبزی که لوکائو نامیده می شد در آن تاریخ شهرت و مصرف زیادی داشت .این رنگ را از عصاره چندین گیاه تهیه می کردند که به طور معمول زرد روشن و شفافی بوده و دراثر عمل با کربنات پتاسیم و یا زاج (که هر دوی این ترکیبات را به طور طبیعی می توان یافت) در روی ابریشم رنگ سبز مایل به آبی درست می شد. در روی الیاف گیاهی نظیر کتان و پنبه نیز رنگها را به طور مستقیم به مصرف می رساندند و بعضی از گیاهان نیز بایستی به طور شیمیایی احیا و تخمیر می شدند مانند نیل و وسمه . بنا بر این به جرات می توان گفت عمل دندانه دادن و احیا کردن از سالهای ما قبل تاریخ در رنگرزی رایج بوده است. در مورد رنگرزی، طبیعت بهترین معلم برای بشر بوده و هست.

ساکنین بین النهرین

اولین ساکنان بین النهرین در زمانهای اولیه تاریخ سومری ها بوده اند. در آن روزها دجله و فرات در نقاط جداگانه ای به خلیج فارس می ریختند و در بین اراضی این دو رود بود که سومری ها اولین شهر های خود را بنا کردند.

سومری ها در ۳۵۰۰ سال قبل از میلاد در اشور سکنی گزیدند . سفال هایی که از آن دوره پیدا شده است بسیار ظریف میباشد و از این سفال ها بود که سومری ها برای نوشتن استفاده می کردند و اولین خطوط میخی و خط نوشته متعلق به همین اقوام و در همین دوره می باشد.

یکی از لوحه های سفالی مکشوفه آن دوره فهرستی از احتیاجات یک کدبانوی خانه به لباس و پوشش است. این لوحه نشان می دهد که مقدار صرف وقت یک زن سومری برای تهیه پوشش خود کمتراز یک زن امروزی نبوده است و همچنین از مطالعه این الواح معلوم می شود که پارچه های آن دوره به رنگهای گوناگون رنگ می شده اند. پس از این الواح مهمترین مدارکی که به دست ما رسیده است از قبور حکام و شاهان و ملکه های ان دوره می باشد. مطابق
سنت و اعتقادات مذهبی وقتی ملکه و یا امپراطور می میرد کلیه زنان و کنیزان و بردگان او هم قربانی می شدند تا روح مرده در آن دنیا تنها و بی یار و یاور نباشد. یکی از این قبور که متعلق به ملکه سبا میباشد و در شهر غور حفاری شده است مقدار زیادی پارچه پنبه ای که به رنگ سرخ و پارچه های پشمی که به چند رنگ بافته شده اند بدست امده است در این پارچه ها از طلا نیز به عنوان زینت استفاده شده است.

چند سال قبل لوحه سفالی از دوره سومری ها در عراق کشف شد که توسط م- لوی ترجمه و خوانده شد و اصل این لوحه اکنون در موزه اسلامبول می باشد. ترجمه این لوحه نشان می دهد که در هزاره سوم قبل از میلاد سومری ها طرز درست کردن صابون را می دانستند و همچنین از صابون در مصارف نساجی استفاده می شده است در حالی که تمدن های بعدی مانند روم و یونان تا سالیان بعد از وجود صابون بی اطلاع بودند.

در مورد رنگرزی با آنکه مسلم است که در آن دوره رواج کامل داشته است هیچ نوع نوشته ای در دست نیست شاید به خاطر آن باشد که رنگرزی را جزو کارهای خانگی می دانستند و تهیه رنگ نیز به عهده غلامان بوده است و کاری نیز که به عهده ی مردمان پست تری واگذار می شد احتیاج به نوشتن و گزارش دادن نداشته است و همچنین کار رنگرزی را حتی الامکان از ان روزگار به صورت راز مخفی نگه داشته و سینه به سینه حفظ می کردند.

امپراطوری اول اشور در اثر اتحاد پارسی ها و مردم سامی جنوب بین النهرین از بین رفت و نینوا به دست قوم فاتح از اهمیت اول خود افتاد و به این ترتیب امپراطوری اول اشور دوقسمت شد. از این دوره آثار نفیسی به جای مانده است که در بین آنها دروازه ایشتار شهرت بسزایی داشت این دروازه که اکنون به صورت اول در موزه ((پرگا لون)) برلن محافظت می شود دارای کاشی کاری و نقش های فوق العاده زیبایی می باشد که نشان می دهد هنرمند آن دوره تا چه اندازه به رنگرزی و تهیه رنگ احاطه کامل داشته.

ایران

در ایران قبل از اسلام رنگرزی دارای سنتهای بسیار قدیمی می باشد. برخلاف بسیاری از ملل ان دوره رنگرزان در بین ایرانیان بسیار معزز و محترم بودند و حتی تا این اواخر یک رنگرز را از لباس و صورت رنگینش می توان شناخت.

وقتی که سپاهیان اسکندر وارد ایران شدند پلو تارک مورخ معروف که شرح فتوحات او را می نویسد در بین اشیایی که سپاهیان اسکندر به غنیمت بردند از پنج هزار تالنت (هر تالنت معادل ۲۶۰ کیلو گرم ) پارچه ارغوانی نام می برد که حتی ۱۲۰ سال پس از آن کوچکترین لطمه ای به پارچه ها وارد نشده. در این زمینه پلو تارک اضافه می کند که ((ثباط رنگ و استحکام پارچه ها به مناسبت آن است که ایرانیان از مخلوط عسل و موم برای شفاف نگه داشتن رنگ استفاده می کنند و همین طور در مورد پارچه های سفید و رنگ نشده از یک موم سفید استفاده می شود و در اثر این عملیات پارچه مدتها بدون لطمه باقی می ماند.

گفته پلوتارک از دو نقطه قابل بررسی است، یکی آنکه ثباط رنگ ارغوانی در مقابل نور و هوا تا چه اندازه بوده و دیگر اینکه ایرانیان قدیم به مواد تکمیلی در رنگرزی و نساجی اشنایی داشته اند و از آنها در بهترین نمودار تولید استفاده می نمودند ))

در ضمن کاوش های شوش نقش دیواری تیر اندازانی به دست آمده که به احتمال قوی صورت جاودانان یعنی سربازان و پاسبانان خاص شاهنشاه ایران را نشان میدهد در ضمن تماشای نقش چنان به نظر می رسد که این تیر اندازان با شکوه پیش ازآنکه قصد جنگ داشته باشند خود را اراسته اند تا در جشن درباری شرکت کنند. جامه هایی بر تن دارند که با رنگ درخشان خود توجه را جلب می کند.

“آنچه که از عکس این نقش دیواری می توان فهمید آن است که لباسهای این سربازان از چند رنگ تشکیل شده است و چنین پیداست که در طرح آن نوعی چاپ باتیک دخالت داشته است. متاسفانه عکس این نقش رنگی نیست.از بد حادثه از ادوار قبل از اسلام مدارکی راجع به رنگرزی و رنگ در موزه های ایران چیزی یافت نمی شود. قدیمی ترین مدارکی را که راجع به قالی و رنگرزی در ایران موجود است دو نمونه مربوط به موزه ارمیتاژ لنینگراد می باشد.

نمونه اول مربوط به یک قالی است که در مغولستان توسط پرفسور رودنکو کشف گردیده و تقریبا سالم به جای مانده است.

این قالی به عنوان پوشش اسب به کار می رفته و مربوط به زمان هخامنشیان است و اندازه های ان ۲در ۸۳/۱ متر می باشد. در هر سانتی متر مربع ۳۶ گره دارد گره ها را از پشت زده و از رو چیده اند. حاشیه ی بیرونی آن نقش مکرر کوچکی است که جانور افسانه ای بالداری را نشان می دهد. پس از ان یک ردیف سوار می ایند که یک در میان یا بر اسب نشسته یا در کنار ان در حال راه رفتن می باشند. سپس یک ردیف گوزن خال دار و باز همان نقش مکرر جانور بالدار دیده می شود، پس از ان متن است که از چند ردیف موازی گلهای چهار برگی تشکیل شده است. در میان این نقش ها بویژه مردانی که بر کنار اسب راه می روند اشکارا نقش های تخت جمشید را به یاد می آورد. پرفسور رودنکو معتقد است که این قالی کار ماد یا پارس یا پارت خراسان قدیم است. رنگهایی که در ان به کار رفته عبارت است از: سرخ تیره، سبز، آبی، زرد کم رنگ و نارنجی.

از عکس این قالی شرکت فرش نمونهای در تهران بافت که هم اکنون موجود است. رنگهای به کار رفته در آن سعی شده است که مطابق با اصل باشد. رنگهای این قالی از روناس ، اسپرک ، نیل و ترکیبی از این رنگها می باشد. همچنین قالی دیگری بوسیله یک هیئت اکتشافی به رهبری کوزلف از زیر یخهای سیبری بیرون کشیده شد. این قالی دارای رنگ آبی سیر می باشد و تاریخ ان معادل سال سوم میلادی است. مدارک و شواهد بسیار معتبری نیز از تاریخ گذشته به جای مانده است که صنعت رنگرزی و نساجی علی الخصوص قالیبافی از سالیان گذشته در ایران رایج بوده است. فرش تاریخی و تا حدی افسانه ای بهارستان بهترین گواه این موضوع می باشد. کشت گیاهان رنگدار نظیر روناس و اسپرک و همچنین پرورش حشره قرمز دانه در سواحل خلیج فارس و دریای عمان از همان زمانها در ایران رایج و مرسوم بوده است .همسایه دیگر ان روز ایران هند نیز از این تحولات در مورد رنگرزی بی بهره نبود.

 

نگاهی به تاریخ رنگهای طبیعی و قالی بافی(۱)

“طبیعت ما را با رنگهای گوناگونش احاطه کرده است. پس از اینکه بشر متوجه این پدیده شگرف و زیبای طبیعت شد سعی کرد که با جدا کردن رنگ از طبیعت وسایل رنگی درست کند و یا اینکه خودش را با این رنگها آرایش دهد. در سالهای ما قبل تاریخ که بشر از پوست به عنوان پوشش و جلوگیری از نفوذ سرما استفاده میکرد سعی مینمود که آن را ملون کرده و حتی گاهی طرح مشخصی را نیز برای رنگ آمیزی آن انتخاب مینمود”

تصویر مرتبط

۲ «از دیر باز انسان از مواد مختلف موجود در طبیعت برای رنگرزی استفاده می‌کرد. ابتدایی ‌ترین رنگ برای بشر اولیه سیاه و قرمز بوده است که به دنبال این شناخت انسان از خاک زرد به عنوان رنگ زرد و از خاک سرخ به عنوان رنگ سرخ و از ذغال به عنوان رنگ سیاه استفاده می‌کرده است.

پیشینه رنگ سازی در ایران قدمت چند هزار ساله دارد که نقاشی‌های ابنیه تاریخی و منسوجات بدست آمده از قدیم گواه این مدعاست.»

۳ « به احتمال قریب به یقین تهیه پارچه از دوران مادر شاهی شروع شده است در آن دوران مردان به شکار و جنگ با سایر قبایل اشتغال داشتند. زن در اطراف چادر خود زراعت می‌ کرده است و به حیوانات اهلی می‌رسیده است.
در این هنگام بوده که ابتدا ریسمان و سپس پارچه را اختراع کردند و به این ترتیب سایر هنرهایی نظیر کوزه‌گری، سبد بافی و درودگری و خانه سازی را نیز به زن نسبت می‌دهند.

زنان جزیره الئوسین بای بافتن پارچه یک جامه یک سال وقت صرف می‌کردند. هندیان آمریکای شمالی روپوش‌ها و جامه‌هایی می‌بافتند و اطراف آن را با مو و رشته‌های پی حیوانات حاشیه می‌دهند که با عصاره آلبالو به آن رنگ گیرایی داده‌اند و به قول کشیش تئودور درخشندگی این رنگ‌ها به اندازه‌ای است که رنگ‌های کارخانه ما هرگز به پای آن نمی‌رسد.

آنجا که طبیعت توقف می‌کند هنر آغاز می‌شود. انسان با استخوان پرندگان و ماهیان و نی‌های باریک خیزران توانست سوزن‌هایی بسازد و یا از رشته پیه جانوران نخ‌هایی درست کند که از سوراخ کوچک‌ترین سوزن‌هایی که امروز داریم می‌گذرد.

با پوست درختان فرش و رخت خواب تهیه کرد و پوست حیوانات را خشکاند و از آن لباس و کفش ساخت و از تابیدن الیاف طبیعی به یکدیگر طنابهای محکمی به اختیار خود درآورد.

با شاخه های نازک و الیاف رنگ شده سبد‌هایی ساخت به مراتب زیبا‌تر از آنچه که امروز هم می‌سازند….» ۳

۳ «چون انسان تنها به این خشنود بود که با پوست حیوانات خود را بپوشاند با پشم گوسفند و الیاف گیاهی لباسهایی برای خود تهیه کرد و همین لباس ساده است که جامه مرد هندی وشنل یونانی و لنگ مصری قدیم و سایر اقسام گوناگون و جذاب لباس انسان را در عهدهای مختلف تشکیل داده است. پس از آن از عصاره گیاهان یا خاک‌های ملون موادی به دست آوردند و جامه را با آن رنگ کردند و به این ترتیب لباس‌های رنگین خاص برای فرمان روایان و شاهان درست کردند.» ۳

۱ «پس از مدتی بشر کشف کرد که رنگ‌های استخراج شده از خاک مواد معدنی که معمولا زرد وقرمز و قهوه‌ای و مشکی هستند برای این کار به واسطه عدم تمایلشان نسبت به جذب شدن زیاد مناسب نیستند به این دلیل کوشید که رنگهای مورد احتیاج خود را در دنیای گیاهان و جانوران پیدا کند. پیشرفت بشر در این زمینه حقیقتاّ غیر قابل تصور می‌باشد.

بیشتر این رنگ‌های طبیعی قدیمی نه تنها دارای ماده رنگی کافی بودند بلکه ثبات آن‌ها نیز در بیشتر موارد از رنگهای مصنوعی جدید بیشتر بود.

این رنگهای طبیعی را بشر آن دوره با روش‌هایی به کار می‌برد که تا چند صد هزار سال تغییر عمده‌ای نکرد. در اینکه رنگرزی از ابتدای شروع تمدن و تاریخ در جوامع مختلف بشر آن دوره وجود داشته است شکی نیست. محتملاّ سه تا پنج رنگ طبیعی در آن دوران مورد استفاده قرار می‌گرفتند. این تعداد پس از گذشت صد‌ها هزار سال به سی عدد رسید و از اواسط قرن نوزدهم میلادی که تجسسات و پیشرفت‌های بشر در علم شیمی باعث ایجاد هزار‌ها رنگ مصنوعی گردید که حتی شمارش آن کار ساده‌ای نمی‌باشد. و این تغییر وتحولات که فقط در طی یکصد سال صورت گرفت به اندازه‌ای بیصدا و بی‌اعتنا گذشت که حتی آگاهی تبدیل درشگه به راه آهن از آن بیشتر و پر سروصدا‌تر بود.

بهتر است که نگاه مختصری به گذشته رنگهای طبیعی و تاریخ استفاده از آن‌ها بیفکنیم. ما نمی‌دانیم چه موقع و چه کسی آن‌ها را کشف کرده است. رنگ‌های استاندارد و اصلی طبیعت یعنی قرمز، زرد، آبی از اولین روز‌های کشف شده تاریخ و ماقبل آن وجود داشته‌اند.
قرمز به وسیله ریشه روناس، حشره قرمز دانه و یک نوع صدف دریایی به نام صدف ارغوان و عصاره درختانی نظیر آلبالو، شاه توت، توت قرمز و رنگ آبی توسط گیاه وسمه و نیل و زرد از زعفران، برگ توت، اسپرک، برگ چنار و برگ مو و چوب زرد گرفته می‌شدند.» ۱

۴ «پیشینه رنگ سازی در ایران قدمتی چند هزار ساله دارد. کاشیهای لعابدار سربازان جاوید مکشوفه در تخت جمشید که در موزه لوور نگهداری می‌شود، بیانگر این نکته است که ایرانیان از دیر باز به راز دستیابی این رنگهای جادویی پی برده‌اند. رنگهای درخشان و دلپذیر این کاشی‌ها بهترین نمودار ذوق و سلیقهٔ ایرانیان در تهیه انواع رنگ‌ها و طریقه به کار بردن آنهاست.

کاشیهایی که در و دیوار ابنیهٔ تاریخی اصفهان و کاخهای حکمرانان صفوی را زینت بخشیده، از زیبایی چشمگیری برخوردار است. رنگهای روح نواز، همنوایی و توازن در به کارگیری این رنگ‌ها در کنار یکدیگر، هر بیننده‌ای رابه فکر وا می‌دارد که چگونه این رنگ‌ها، هنوز پس از گذشت سیصد و اندی سال، همچنان سحر آمیز و چشم نوازند.

حرفه ی لعاب سازی به دلیل انجام کارهای فنی و بهره‌مندی از دانشی نهفته که دیگران را امکان دستیابی به آن نبوده است، همواره درهاله‌ای از اسرار و ابهامات پنهان بوده است. راز ساختن رنگهای جادویی تنها درصورتی که فرزندی حرفهٔ پدرش را دنبال می‌کرد به او منتقل می‌شد و در غیر این صورت با مرگ لعابکار کهن سال به گور می‌رفت.

رنگرزی قالی نیز، به علت داشتن بخشی از همین دانش نهفته، و به کار بردن مهارت‌ها و شگرد‌های قدیمی در ارایه رنگهای زیبا و دلپذیر، امروزه نیز علی رغم ورود رنگهای شیمیایی به داخل کشور، عاملی تفکیک ناپذیر از ساختار و ترکیب کلی فرش ایران است. گرچه در نقاط مختلف کشور طرز تهیه ی این رنگ‌ها به طریق سنتی یکسان نیست، ولی ساختمان کلی در تهیهٔ آن‌ها از گیاهان بومی یکسان است.

این رنگ‌ها در مقابل نور خورشید و یا به هنگام شستشو رنگ نمی‌بازند. ثبات رنگهای سنتی در مقابل نور خورشید و مواد قلیایی به هنگام شستشو، اگر چه در قالی قدری زمختی ایجاد می‌کند، اما سبب می‌شود قالی برای مدت زمانی طولانی رنگ خود را حفظ کرده ویکباره رنگ نبازد. تنها مرور تدریجی زمان و تاثیر آهسته مواد قلیایی بر قالی سبب می‌شود تا به تدریج و در خلال مدتی طولانی کم کم رنگ باخته و رنگ‌هایش ملایم‌تر شوند و به هم در آمیزند و هم آهنگ با یکدیگر، درخشندگی طبیعی و چشمگیر در ان‌ها به وجود آید، در این حالت رنگ‌ها دیگر تند و خام نیستند، و رنگ باختگی یکسان آن‌ها تداخل و هم نوایی خاصی را پدید می‌آورد که علی رغم قلمرو هر رنگ، مرز خاصی برای ان‌ها نمی‌
توان جستجو کرد. اینجاست که فرش علی رغم داشتن طرح و نقشه خاص اقلیمی از زادگاه اولیه، و حتی کشورش، پا را فرا‌تر نهاده و نظر هر بیننده‌ای را از هر قوم و فرهنگ ، به رنگهای جادویی خود جلب می‌کند، و می‌رود تا با مهر صادراتی که بر پیشانی دارد، در طول چندین دهه زینت بخش موزه‌های معتبر دنیا شود.» ۴

۱ «اگر بخواهیم راجع به تاریخ رنگ و رنگرزی مطالبی جمع آوری کنیم بایستی به تاریخ مردمان اولیه که برای نخستین بار در کنار رودهای عظیم سکنی گزیدند نظری بیفکنیم، در بین ان‌ها چینی‌ها در کنار رود زرد و مردمان کلده و اشور در بین دجله و فرات، هندی‌ها در کنار رود گنگ و مصریان در کنار نیل و همچنین همسایگان قدیمشان مانند ایرانیان و سومری‌ها را بایستی نام برد. از این تمدن‌ها و سرنوشت رنگرزی در بین ان‌ها به ترتیب
یاد خواهیم کرد.» ۱

تاریخچه صنعت نساجی در ایران

برای آگاهی از تاریخ پیدایش صنعت ریسندگی و بافندگی بایستی به همراه باستانشناسان و محققین به درون غارها برویم و از روی اثار بازمانده از قرون و اعصار پیشین و بازیافته های باستانی به واقعیتها و اطلاعاتی دست یابیم . اما افسانه های ملی ایران نیز با همه ابهام و ایهامی که دارند حقایقی را نیز به ما منتقل می کنند.

Image result for ‫تاریخچه صنعت نساجی در ایران‬‎

شواهد و قراین موجود حاکی از ان است که صنعت نساجی در حدود ۳۰۰۰سال قبل از میلاد مسیح در ایران شروع شده و نشانه های مربوط به ان ضمن کاوشهای باستان شناسی در شوش به دست امده است. تا زمان روی کار مغولان نساجی همیشه یکی از صنایع پر رونق ایران بوده وبه علت پر مصرف بودنش در همه ادوار تلاش شده است تا کشور ما در زمینه تولید ان حالتی خود کفا داشته باشد و افزون بر این اسناد ومدارکی که موجود است ثابت می کند که در مقطعهایی از تاریخ منسوجات ایرانی جنبه صادراتی قوی هم داشته و قدرتمندان از هر وسیله ای بهره میگرفتند تا صنعت نساجی را رونق بخشند.

پس از حمله مغولان به ایران؛ همپای تغییرات متعددی که در زندگی ایرانیان به وجود امد به دلیل انکه مغولان خراج گذار دولت چین شمالی بودند و اصرار به رواج کالا های چینی در متصرفات خود داشتند منسوجات چینی در ایران رایج شد.به دلیل تنوع رنگ و ارزان بودن قیمت پارچه های چینی مصرف کنندگان استقبال خوبی از انها به عمل اوردند.تولید کنندگان داخلی نیز به جای انکه به بهبود کیفیت تولیدات محصولات خود بپردازند شروع به پایین اوردن قیمت تولیدات خود کردند تا بتوانند از نظر قیمت با بازار انها به رقابت بپردازند و عده ای نیز خواسته یا نا خواسته از گردونه تولید ورقابت خارج شدند.پس از به قدرت رسیدن صفویان با وجودی که تلاش هی گسترده ای برای احیای صنعت نساجی شد.اما به دلیل تغییر روحیه مصرف تولیدات بیشتر به پارچه های گران قیمت نظیر زری،مخمل و پارچه های ابریشمی گران قیمت منحصر شد و کماکان باتوجه به تلاشی که دولت صفویه در جهت گسترش تجارت خارجی داشت پارچه های ارزا قیمت مورد نیاز طبقات عادی اجتماع توسط بازرگانان خارجی از کشورهای دیگر وارد می شد.
در سالهای بعد از سقوط دولت صفویه،کریم خان زند هنگام فرمانروایی خود به فکر احیای صنایع بومی وسنتی کشور ،ازجمله نساجی افتاد و در این رابطه کوشید تا بر خلاف پیشینیان خود که عادت به لباس های تجملی داشتند لباسهای بسیار ساده بپوشد .در دوران بعد از کریمخان زند که امیرکبیر پای بر عرصه مدیریت کشور نهاد ،برحسب معاهده تجارتی که با سایر کشورها بسته شده بود از امدن اجناس انها به ایران جلوگیری نکرد.ولی در عین حال جنس خارجی را مردود می دانست و متاع ولباس مملکت خود را برتن می کرد.قبل از امیرکبیر،لباس سربازها از ماهوت انگلیسی تهیه می شد ولی برای تعالی رشد و توسعه داخلی دستور داد که لباس نظامیان از چوفای پشمین مازندران تهیه شود. در زمان امیرکبیر شالهای دستی کرمانی به قدری عالی بافته می شد که با شالهای کشمیری رقابت میکرد.در ان زمان سردوشی های نظامیان را از اتریش می اوردند،که یک روز یک سردوش زیبا توسط یک خانم به نام بانو خورشید دوخته شد به قصر امیر رسد و ایشان ان را پسندیدند و ان را مورد نشویق قرار دادند واعلام کردند که امتیاز تهیه سردوش را به مدت۵سال به این خانم واگذار نمایند.وی دستور داد برای او کارگاه و ابزار کار ایجاد شود و شاگردان زیاد در خدمت او بگمارند تا سردوشی های مورد نیاز ارتش را تهیه کند.در زمینه نساجی کارهای بسیاربزرگی انجام داد که از ان جمله ایجاد صنایع نوین در ایران بوده است در زمینه نساجی یک کارخانه بزرگ نخریسی و یک کارخانه بزرگ چلواربافی در تهران و چند کارخانه حریر بافی در کاشان و یک کارخانه ریسندگی در ساری راه انداری نمود.
زمانی که سیدداوود جان برای استخدام تعدادی معلم به اتریش رفته بود،خطاب به وی نامه ای نوشت:ماهوت زیاد به مصرف لباس های ایرانی می رسد ولازم است که ماهوتسازی را از اهالی اینجا یاد بگیرند تا این صنعت در ایران نیز مستحکم شود و جایگاه خودش را پیدا کند.لذا۲نفرماهوت ساز بسیار ماهر که ماهوت بسیار خوب بسازند معرفی شوند و نمونه ای نیز از اسباب و الات کارخانه ماهوت سازی را با خود بیاورند که اینجا ساخته شده و مشغول ماهوت سازی می شوند .
امیر در این دوران دستور داد به جای شال کشمیری که سود حاصله به جیب دیگران عاید می شود شالی ببافند که منصوب به امیر نمایند واهل کرمان شالی بافتند که قیمت ان به طاقه ای یکصدوشصت تومان رسید و طاقه شال معمول ومتداول چیزی درحدود سی یا چهل تومان قیمت داشت.
زمامداری امیرکبیر بسیار اندک وکوتاه بود،که این مساله باعث شد نه تنها راه او ناتمام ماند بلکه انچه رشنه بود نیز پنبه شد .چرا که بعد از رحلت امیرکبیر دیگر به ان ترتیب کار نمی کردند وشال نمی بافتند. این مساله باعث شد که سیل واردات منسوجات به طرف بازارها سرازیر شود و برای انکه حداقل توانسته باشند حمایتی از صنعت نساجی داخلی داشته باشد.،در جلسه مجلس شورای ملی طرحی اریه شد که در ان کارمندان دولت موظف شدند هر چه برای لباس خود تهیه می نمایند از منسوجات و مصنوعات داخلی و وطنی باشد. در مساعی این طرح استفاده از منسوجات داخلی برای دوخت لباس نظامیان کارکنان شهرداری و دانش اموزان مدارس به مرحله اجرا گذاشته شد این طرح طی سالهای متمادی و تاسال۱۳۳۷نیز ضعف وقوت داشت اما پس از سال۱۳۴۲حمایت از صنایع داخلی بطور کل به دست فراموشی سپرده شد و اگرچه تلاشها و کوشش هایی در این رابطه به عمل امد تا شعار ایرانی جنس ایرانی بخر را بر سرزبانها بیاندازند اما حرکت حالتی فرمایشی و مقطعی داشت و انچنان که لازم بود از ان پیگیری به عمل نیامد لذا نتایج محسوسی از این طرح به دست نیامد.در کتاب معروف ایران از اغاز تا اسلام به تالیف پروفسور گیریشمن دانشمند وایران شناس معروف،ابراز شده است تاریخ هجاری نقوشی که به۳۰۰۰سال قبل از نیلاد مسیح می رسد وپادشاه لولوبی که یکی از حکام بخر ایران بوده است با لباس کوتاه بر تن و کلاهی مدور برسر نشان میدهد،به این معناست که در ان زمان از پیدایش فن ریسندگی و بافندگی زمانی دراز شاید چیزی حدود چند هزار سال گذشته بود. بی شک بافته های اولیه به صورت شالی بردوش افکنده می شد و با بند یا چیزی شبیه طناب در ناحیه کمر بسته می شد کما اینکه هم اکنون هم در بیت قبایل غیرمتمدن و بدوی افریقا تنپوشی به همین شکل رواج دارد که عموما یک اندازه و یک شکل است و دوخت در ان نقش عمده ای ندارد . همچنین وجود پرز و شرابه بر لباس مذکور نشان می دهد که تنوع در بافت پارچه و تفکیک پارچه به نوع پشمی وغیر پشمی وهمچنین به کارگرفتن تزیینات مخصوص (شرابعه) در ان زمین معمول بوده است به همین جهت کاملا می توان پذیرفت که صنعت نساجی و پوشاک در ان محدوده زمانی،عمد نسبتا جوانی را پشت سر گذاشته و به مرحل کمال رسیده بود.بلاخص کوتاهی و بلندی لباس ها را می توان به عنوان نوعی مد اختصتصی پذیرفت و همین مساله نیز به نوبه خود گویای واقعیت تکامل در امر بافندگی پوشاک است . با همه این تفاسیر می توان نتیجه گرفت که که اغاز کار ریسندگی و بافندگی در ایران به حدود هشت تا ده هزارسال قبل از میلاد مسیح بر می گردد.
همچنین میتوان به کشفیات سیلک بر روی ظروف گلی بدست امده که تصویر پروفسور گیریشمن قدمت انرا به پیش زا قرن هشتم قبل از میلاد مسیح تخمین می زند.در مورد تصویر انسان نقش شده بر روی ظروف گلی پیدا شده ودر سیلک در کتاب ایران از اغاز تا اسلام توضیحاتی داده شده است،که تصویر انسان بر روی ظروف گلی قدیمی تر از یونان است که نیم رخ انسانی را در قرن هشتم قبل از میلاد نشان می دهد.این دانشمند در تعریف نقوش حک شده بر روی ظروف گلی سیلک می نویسد :در ظروف سیلک تصاویری از مردان که پیاده می جنگند و دارای کلاه خود و نیم تنه کوتاه وچسبان هستند نقش شده و همچنین بر روی یک مهراستوانه ای نیز تصویر جنگاوری بر پشت اسب منقوش است کهبا غولی می جنگد.وکفشهای نوک بر گشته پوشیده است.
دانشمند دیگر ایران شناس بنام رنه گووسه نیز بیان می کند که لباس های مردم اولیه ایران بیشتراز مجسمهایی شناخته می شود که در حفاری های مختلف پیدا شده ونوع لباس را مشخص کرده است.قدیمیترین مجسمه ی انسانی در فلات ایران پیدا شده است،این مجسمه کوچک بوده و متعلق به ۴۲۰۰سال قبل از میلاد مسیح می باشد لباس این مجسمهدر کاشان به دست امده است.این لباس از پارچه ای است که به صورت لنگ و کمر بسته شده است.وجوداین پارچه خود دلیل ان است که ساکنین ان روزگار فلات ایران از پوست حیوانات به طور طبیعی استفاده نمی کردند بلکه از پشم پارچه هایی می بافتند .
در غار کمربندی در نزدیکی بهشهر (مازندران)وسایلی بدست امده است که قدمت ان به چیزی حدود ۶۰۰۰هزار سال قبل از میلاد مسیح بر می گردد این وسایل نشان می دهد که ریسندگی نخ از پشم گوسفند و موی بز در ان زمان متداول بوده است .
اولین پارچه ی بافته شده در ایران به ۴۰۰۰هزار سال قبل از میلاد مسیح بر می گردد که در حفاریات شوش بدست امده است از یک تیغه ی مسی که با سفال های عهد اول در شوش بدست امده است که معلوم می کند که در دوره ی تمدن شوش (۴۵۰۰سال قبل از میلاد مسیح)بافتن پارچه معمول بود و فن پارچه بافی یا توجه به ظرافت پارچه ها کمال را طی کرده بود و قسمت هایی از این قطعه پارچه هم اکنون در موزه های لووروبافلو موجود است .
از یک میله فلزی در تپه حصار دامغان با اثار دیگری متعلق به ۳۰۰۰سال قبل از میلاد به دست امده است که این میله مخصوص ریسندگی بوده و نخ های نازک با ان می تابیدند. این میله نشانه پیشرفت ریسندگی در ان زمان می باشد . اخیرا نیز ایران در کشفیات خود که فسمتی از ان روشنگر دوران ما قبل از اریایی است بقایای دوک هاو سنگ هایی به دست امده است که نشان میدهد رسندگی در دوره ی افسانه ای ایران معمول بوده است و اسباب و لوازم داشته است.درحدود۲۷۰۰سال پیش از میلاد مسیح بافندگی ظریفتر در فلات ایران معمول شد و ظرافت پارچه های این دوره به خوبی می تواند به ما ثابت کند که دوره نسبتا طولانی بافندگی به منظور پوشانیدن تن به پایان رسیده و ابتکار و ذوق بیش از احتیاج رواج پیدا کرده بود.
بدین ترتیب از روی اکتشافات قابل استناد تاریخی و باتوجه به انچه از نوشنه های محققین و تحقیقات و ایران شناسان نقل شده است می توان پذیرفت که در ان دوران انسانهایی بوده اند که به فن ریسندگی وبافندگی دست پیدا کردند و از این فن بهره برده اند که این مساله از حدود۱۰هزارسال پیش از میلاد مسیح بوده است .در ان زمان از پشم گوسفند و بز برای بافتن پارچه استفاده می کردند.
همچنین سیری اجمالی در شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی نشان می دهد که پیشدادیان نخستین ایرانیانی بوده اند که کار ریسندگی و بافندگی و خاصه دوخت به انان منسوب بوده است.با استناد به بحث باستانی ایرانی به این واقعیت تردیدی نیست که رشتن نخ از پشم حیوانات و بافتن پارچه و فراهم اوردن فرش از پشم ونخ از زمان پادشاهان پیشدادی در ایران معمول گردیده و به این ترتیب راه کمال را طی کرده است. نویسندگان کتابهای تاریخ طبری و نوروزنامه بر این مساله متفق القول هستند که پیشدادیان سراغاز بافندگی و پوشاک بوده اند.
اولین کارخانه در زمینه نساجی پشمی با حمایت دولت و همکاری بخش خصوصی در سال۱۳۰۴تاسیس گردید.متعاقب ان شهرهای یزد،کرمان وکاشان و استانهای خراسان،مازندران،گیلان . اذربایجان نیز دارای کارخانجات مختلف صنعتی نساجی شدند. قبل از جنگ جهانی دوم حدود۴کارخانه نساجی در رشته های مختلف پنبه،پشم،ابریشم وکنف در کشور مشغول به فعالیت بودند که تولید انها به حدود ۶۰میلیون متر در سال می رسید.از مجموعه کارخانجات این دوره ۴واحد با سرمایه دولت تاسیس گردیده بود.انگیزه اصلی این کار،صنعتی کردن کشور و گسترش صنایع نساجی و ترغیب و تشویق سرمایه داران بخش خصوصی به فعالیت جهت ایجاد واحدهای ریسندگی و بافندگی در این دوره بود .رشد صنایع نساجی در سال های ۱۳۲۰تا۱۳۳۲به اوج خودش رسید و به همین جهت پارچه های خارجی در بازار ایران جولانگاهی یافتند.و ارز فراوانی را از مرز خارج کردند .
صنعت نساجی در دوران جنگ جهانی دوم با شکلات عدیده ای روبرو بود. از قبیل فرسودگی ماشین الات ،کمبود قطعات یدکی،عدم امکان ورود لوازم یدکی و مواد اولیه مورد نیاز ،مسایل کارگران وغیره از عمده این مشکلات بود ‍؛با اینکه درامدهای سر شاری عاید صاحبان کارخانه ها می گردید ،اما سرمایه گذاری و اصلاح وتوسعه لازم در این صنعت به عمل نیامد. علی رغم مشکلاتی که از لحاظ کاهش منابع ارزی و سرمایه های عمومی در طول برنامه عمرانی اول متوجه صنایع نساجی شد و بخش خصوصی پابپای اقدامات درستبه ترمیم نقایص و اصلاح ماشین الات پرداخت،تا جاییکه وضع کارخانه های موجود با یک تغییر و تحول اساسی روبرو گردید و کارخانه های نساجی پنبه ای از۳۰واحدبه۴۱واحد ئ تعداد دوک های ریسندگی و ماشین های بافندگی به ترتیب تا ۳۳۵۸۴و۴۴۳۷واحد افزایش یافت.
قبل اجرای برنامه عمرانی اول در کشور کارخانه های دولتی پارچه بافی که در سطح کشور مشغول به فعالیت بودند عبارت بودند از:کارخانه نساجی بهشهر،کارخانه حریر چالوس،کارخانه گونی بافی قایمشهر وکارخانه نساجی قایمشهر .قبل از انقلاب به دنبال بررسی هایی که صورت گرفت کارخانه چیت سازی تهران نیز با سرمایه دولت و با ظرفیتی معادل ۱۰۰۰۰دوک ریسندگی و۳۰۴دستگاه ماشین بافندگی تاسیس شد و به این ترتیب تعدادکارخانه های دولتی به ۵ واحد رسید این مساله در طول اجدای برنامه اول بود.در برنامه عمرانی دوم قبل از انقلاب با دیگر توسعه صنایع نساجی مورد توجه قرار گرفت.در اغاز این برنامه که در سال۱۳۳۴بود اعتباری به مبلغ ۳میلیارد ریال به این منظور اختصاص داده شد.از محل این اعتبار نوسازی کارخانجات نساجی بهشهر و قایمشهر انجام گردید و تولید ۲واحد نامبرده به این ترتیب از ۵میلیون متر و۱۷میلیون متربه۲۴میلیون متر و۳۰میلیون متر در سال افزایش یافت و متعاقب ان این اقدام با سرمایه گذاری مجدد حجم منسوجات تولیدی کارخانه چیت تهران نیز از۵میلیون متر به۳۶میلیون متر رسید و کارخانه جدیدی با ظرفیت ۲۵میلیون متر تولید سالیانه در قایمشهر تاسیس شد.کارخانه گونی بافی دیگری نیز با ظزفیت تولید ۷میلیون متر در همدان تاسیس گردید.در پایان برنامه دوم مذکور جمعا ۷۵کارخانه بافندگی پنبه ،الیاف مصنوعی ،پشم ،ابریشم و کنف در نقاط مختلف کشور موجود بود. لیکن همه انها در طول برنامه کار فعالیت نداشتند به این معنی که گروهی تعطیل و گروهی نیز با ظرفیت جزیی مشغول به کار بوده اند .
در پایان برنامه دوم بحث تولید در مقایسه با ابتدای برنامه به میزا ن قابل توجه ای افزایش یافت.یعنی تولید پارچه های نخی از ۶۲میلیون متر تولید محصولات کنفی از ۲۰۰۰هزار تن به دو برابر رسید .از سال ۱۳۱۴به بعد تولید منسوجات پشمی ونخی سیر صعودی داشت تا انجا که در سال ۱۳۴۵ایران از ورود پارچه های نخی بینیاز شد و در همین سال دو سوم پارچه های پشمی و پتوی مورد نیاز مردم از طریق منابع داخلی و یک سوم بقیه از خارج تامین گردید.در سال۱۳۴۸جمعا ۱۱کارخانه با سرمایه ای معادل ۸/۱۴۴۵میلیون ریال ایجاد گردید که از این مبلق ۵/۹۳۳میلیون ریال صرف تهیه ماشین الات شدونیز تعداد ۸۲۶نفردر واحدهای مذکور اشتغال یافتند.طی این سال ها ۶۲کارخانه بزرگ نخی و۱۵کارخانه پشم بافی در نقاط مختلف کشور کار فعال انجام می دادند.تعداد خیلی زیادی نیز واحد های نساجی نخی وپشمی کوچک بودند که در کشور فعالیت داشتند که بیشتر انها در اصفهان و تهران و یزد استقرار داشتند.
از مهمترین نکات دیگر در این دوره اموزش کارگران شاغل و ایجاد مدارس حرفه ای و دانشکده های مخصوص این رشته که در مورد دوم دانشکده صنعتی امیر کبیر (پلی تکنیک تهران)ربایت در شمار مهمترین مرکز اموزش صنایع نساجی به خصوص رنگرزی به حساب آورد.

تاریخچه موزه فرش ایران

مجسمه‌ها و حجاری‌های باستانی، گوهرهای گرانبهای قدیمی و وسایل زندگی و لباس مردم قرنهای گذشته، اسکلت و حیوانات غول آسای دورانهای پیش از تاریخ، بسیاری از نمونه‌های پیشرفتهای علمی و اجتماعی امروزی، و هزاران چیز دیگر را در بناهای مخصوصی نگهداری می‌کنند، که نام آنها «موزه» می‌باشد.

تاریخچه فرش

موزه‌ها جایگاهی هستند برای نمایش و مطالعه آثار و اشیاء مربوط به گذشته که به طریق علمی و فنی تنظیم و تربیت یافته‌اند تا سیر تحولات تاریخی و انحطاط آنها را نشان دهند. منظور از ایجاد این محل‌ها در وحله‌ی نخست ترتیب دادن مخازنی است از آثار گرانبهای گذشتگان برای آیندگان و در مرحله‌ی دوم برقرار داشتن مقیاس و معیاریست که مردم هر عصر و زمان، بتوانند هنر و طرز زندگانی خود را به وسیله آن نسبت به گذشته مورد سنجش قرار دهند.

پژوهندگان تاریخ وهنر، و تاریخ صنایع نیز ناچارند که برای بررسی هنر و صنعت، اشیاء و آثار موزه‌ها را به دقت مورد بررسی و مطالعه قرار دهند. زیرا اسناد و مدارک قطعی سیر تحولات هنری را نیز تنها در موزه‌ها می‌توان جستجو کرد؛ موزه‌ها اگر بطرز صحیح و علمی تنظیم و اراده شوند، در واقع واحدهای آموزشی مهمی هستند که اطلاعات و دانش مردم در زمینه‌های گوناگون و آموختن تاریخ و برانگیختن غرور ملی و دانش مردم در زمینه‌های گوناگون و آموختن تاریخ و برانگیختن غرور ملی و حس افتخار سهم بسزائی دارند.

مردمان و نژادهای اقوام گوناگون جهان با دیدن موزه‌ها و مطالعه آثار هنری و فرهنگی دوران‌های گذشته و درک ارتباطات مادی و معنوی مردم سرزمین‌های مختلف جهان در طول تاریخ، خود بخود به دادوستدهای فرهنگی و چگونگی بوجود آمدن تمدن و علوم و فنون بشری پی می‌برند، و همین موضوع بدون شک درتعدیل خودخواهی‌ها و خود پرستی‌ها و ایجاد تفاهم‌های بین‌المللی و تلطیف احساسات و حفظ صلح جهانی بی‌اندازه مفید و موثر است. بنابراین می‌توان گفت موزه‌ها امن‌ترین و اطمینان‌بخش‌ترین اماکن برای حفاظت آثار ملی هر قوم وملتی است، اینجاست که مردم باید این مراکز تعلیم و تربیت و این آرشیو ملیت و تمدن خود را تا سر حد امکان حمایت کنند و در یاری آنها بکوشند.

فرشبافی از نظر کلی نوعی هنر تلفیقی است و از نظر اختصاصی یکی از قدیمی‌ترین هنرهای بومی این آب و خاک است. با توجه به ارزش این هنر اصیل، موزه‌ی فرش ایران، تنها موزه‌ی ایران است که صرفاً به نمایش قالی پرداخته و نمونه‌های ارزشمندی از قالیبافی ایران را گردآورده است.

موزه‌ی فرش ایران، در تهران، تقاطع خیابان دکتر فاطمی و کارگر درکنار پارک لاله بنا شده است، ساختمان موزه با معماری سنتی شکیل و چشمگیری که نمای بیرونی آن شبیه به دار قالی است، با مساحتی برابر ۲۴ هزار متر مربع و زیر بنای نمایشی ۳۴۰۰ متر مربع بنا شده است. موزه دارای دو تالار بزرگ می‌باشد، ‌تالار همکف به نمایشگاه دائمی موزه اختصاص دارد و تالار فوقانی جهت برگزاری نمایشگاههای موقت قالی و گلیم مورد استفاده قرار می‌گیرد.

موزه در ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۶ در تهران گشایش یافت، در بدو تاسیس زیر نظر دفتر مخصوص فرح پهلوی اداره می‌شد و اکنون یکی از واحدهای تحت پوشش سازمان میراث فرهنگی کشور است، که زیر نظر وزارت فرهنگ و آموزش عالی اداره می‌شود. سرپرستی موزه در حال حاضر بر عهده‌ی آقای پرویز اسکندر پور خرمی که با همکاری تعدادی کارشناس، موزه‌دار و راهنما به کار خود ادامه می‌دهد.

موزه‌ی فرش در سال ۱۳۵۶ کار خود را با ارائه ۱۷۶ تخته قالی نفیس آغاز نمود که از این ۱۷۶ تخته فرش، ۴۰ تخته از آن به نمایش درآمد که همه از مجموعه کاخ گلستان به موزه آورده شده بود. پس از پیروزی انقلاب، این مجموعه از طریق خرید از بازارهای بین‌المللی و داخلی و همچنین گردآوری آنها از موزه‌ها و کاخ موزه گلستان تشکیل گردید. این مجموعه شامل با ارزشترین نمونه‌های قالی ایران از سده‌ی دهم هجری قمری تا دوره معاصر است که امروزه نیز از منابع غنی تحقیقی به شمار می‌رود.

غرفه نشریات موزه در قسمت شمال پاسیو قرار دارد و به منظور دسترسی علاقمندان کتا‌ب‌های تخصصی فرش، پوسترها و نشریات مختلف را در رابطه با برپایی نمایشگاه‌ها، کتابهای مربوط به هنرهای سنتی و همچنین کارت پستال‌های از آثار موجود در موزه را جهت فروش عرضه می‌دارد. موزه‌ی فرش دارای کتابخانه‌ای است که حدود ۷۵۰۰ جلد کتاب را در بر می‌گیرد، این کتابها موضوعاتی در زمینه‌های تاریخ فرهنگ و تاریخ هنر را در برمی‌گیرد. بخشهای اداری موزه که وظیفه آنها حفظ و نگهداری آثار موجود در موزه است، نقش عمده‌ای نیز در برنامه‌ریزی نمایشگاه‌ها و برنامه‌های آموزشی و فرهنگی برعهده دارد.

موزه دارای یک کارگاه رفوگری نیز می‌باشد که یکی از قسمت‌های اصلی آن به شمار می‌آید. چنانچه موزه به سبک سنتی ساخته شده و یک سماور ورشوی بزرگ ساخت کارخانه‌ی «تولا» در روسیه (با تاشف) مربوط به سال ۱۸۹۸ میلادی در آن قرار دارد، که نیکای دوم امپراطور روسیه به مظفر الدین شاه قاجار هدیه کرده است. هر بار تعداد مشخصی قالی در نمایشگاه دائمی موزه فرش ایران به معرض نمایش گذاشته می‌شود و جهت حفظ و نگهداری بقیه قالی‌ها، در قسمت زیر بنای نمایشی موزه، انباری جهت نگهداری قالی‌ها بنا شده است. در این انبار تعداد جعبه‌های فلزی استوانه‌ای شکل قرار دارد، که قالی‌ها را معمولاً دور مقوائی پیچیده (‌لوله) می‌کنند و در داخل جعبه‌های مذکور که ضد حریق، رطوبت و آفات مختلف است، نگهداری می‌‌نمایند. این انبار در ایران در نوع خود منحصر به فرد است.

البته باید توجه کرد که بعضی از قالیهای قدیمی را که آسیب دیده اند و یا در تار و پود آنها از فلزاتی مانند زر و نقره استفاده شده ، نمی‌‌توان لوله کرد زیرا آسیب می‌بینند؛ به همین جهت آنها را باز کرده در جعبه‌های مخصوص قرار می‌دهند.

«یکی از جالب‌ترین و با شکوه‌ترین قالی‌های موجود در مجموعه موزه فرش ایران قدیمی‌ترین قالی این مجموعه، قالی سنکشگو است. این قالی یکی از چهارده قالی مشابهی بود که در نمایشگاه هنر اسلامی ایران در لندن، در سال ۱۹۳۱ به نمایش گذاشته شده بود،‌ این قالی که زیباترین قالی از مجموعه‌ای است متعلق به شاهزاده لهستانی به نام Prince Roman Sanguszko، از این رو تمامی قالی‌های این مجموعه با عنوان «شنکشگو» یاد می‌شود. (قالی لچک ترنج شکارگاه حیواندار، قرن ۱۰ هجری، ۳ پود).»

ترنج هشت ضلعی نماد قالی های جهان اسلام

قالی یا به عبارتی فرش های گره دار از دیرباز در سرزمین های اسلامی بافته و استفاده می شد. تاریخ آن به ۳۰۰۰ سال قبل برمی گردد؛ اما از دوره سلجوقی است که به صورت گسترده در ایران و آناتولی به وفور تولید می¬شود. ترنج به عنوان شاخصترین بخش قالی از همان دوران در قالی ها دیده می شود. ترنج عموماً به تنهایی در مرکز قالی به صورت شمسه بازنمایی می شود. برخی وقتها سه ترنج در امتداد هم بافته می¬شود که بدانها قالی سه¬ترنجی گفته میشود. اگر ترنجها درکنارهم به صورت موزاییکی بافته شود به آن ترنج درترنج اطلاق می¬گردد که نمونه بارز آن قالی های ستاره¬دار اوشاک عثمانیاست.

تاریخچه فرش

ترنج ها در دوره سلجوقیان به صورت هشت ضلعی بوده و از طرف بافندگان زن آسیای مرکزی در اندازه¬های کوچک بافته می شد، هم چنان که امروزه نیز ترنج های هشت ضلعی در بین ترکمن¬های آسیای میانه و ایران با تغییرات کوچک مورد اقبال است. ترنج های هشت ضلعی در  ایران و شرق آناتولی به صورت موزاییکی بافته شده و قالی های بزرگی را شکل می دهد. نمونه بارز آن قالی سلجوقی موجود در مسجد علاءالدین قونیه با ترنج های هشت ضلعی و دارای خطوط به هم بافته شده است که اصطلاحاً بدان گره گفته می¬شود. این نوع از ترنج¬ها بعداً در سده ۱۵٫ هـدر هرات دوره تیموری و در تبریز ترکمانی کاربرد وسیعی پیدا میکند و در سده ۱۱٫ هـ در عثمانی بافته شده و از طرف مستشرقین به نام قالی¬های هولباین معروف می گردد. قالی های ترنج در ترنج نه تنها در ایران و عثمانی بل در قالی¬های مصر مملوکی نیز به چشم می¬خورد؛ و از طریق مصر به مراکش راه پیدا می¬کند.

ترنج های هشت ضلعی از شمال غرب چین از سرزمین اویغور¬ها شروع شده، قالی¬های هند گورکانی، ایران، آسیای میانه، قفقاز و آناتولی را تحت تأثیر قرار داده تا تا غربی¬ترین نقطه جهان اسلام، شمال آفریقا را درمی¬نوردد. هنوز هم قالی-های مناطق یاد شده، وام¬دار ترنج¬هایی است که در سده ۷٫ هـ سامان گرفت و با اندکی تغییرات بافته می¬شود.

ترنج که نقطه ثقل و عامل تعادل در طراحی قالی است، به عنوان یک ابژه، نماد قالی¬های اسلامی نیز محسوب می¬شود. وقتی سخن از قالی می¬شود اولین عنصر تصویری ترنجی است که در آن بازآفرینی شده است. قالی¬ ترنج¬دار نمونه مثالی فرش اسلامی است. ترنج همان¬طور که قوام بخش دیگر عناصر قالی است به همان نسبت انسجام فرهنگی جهان اسلام و ارتباطات تاریخی آن¬ها را می¬نمایاند. قالی¬های ترنج¬دار زبان بصریِ واحدِ مسلمانانی است که به زیبایی آن پی¬برده و سال¬ها در قالی¬هایشان بکار بردند. تبدیل ترنج به یک ابژه واحد اسلامی چیزی¬است که ریشه در تاریخ این امت دارد. بر ماست که این عنصر غالب را مطالعه و به سایرین معرفی کنیم.

قالیچه‌های ترنج دار صفویه

«گروهی از قالی‌های صفویه که دارای ترنج و در حواشی آنها به ویژه در حاشیه‌ی اصلی اشعاری بافته شده ، از مهمترین قالیهای ایرانی به جامانده در جهان به شمار می‌روند این قالیچه‌ها در اواسط قرن ۱۰ هجری ، در کارگاههای سلطنتی صفویه ، احتمالاً شاه طهماسب در تبریز بافته شده‌اند.”

تاریخچه فرش

۴ نمونه از این قالی‌ها در موزه‌ی فرش ایران و یک نمونه در موزه‌ی دوران اسلامی نگهداری می‌شود که به دلیل تعداد اندکشان در جهان، از اهمیت بسیاری برخوردارند.

چهار نمونه‌ی موزه‌ی فرش ایران بر اثر اشتباهی که در دهه‌ی ۱۳۶۰ شمسی صورت گرفته بود ، سالها به قالیهای قرن نوزدهم عثمانی «سالتینگ» معروف بودند. ولی در اواسط سال ۱۳۷۱ شمسی زیر نویس آنها اصلاح و از آنها به عنوان بافته‌های تبریز در قرن ۱۱ هجری قمری نام برده شد، که البته تاریخ صحیح‌تر، اواسط قرن دهم هجری قمری است.»

در دیگر نمونه‌های دیده شده در موزه فرش، این قالیها لچک ترنج حیواندار می‌باشند که در حاشیه اصلی دارای کتیبه می‌باشد و زربفت و ۳ پود می‌باشند.

و شاید به خاطر پیشرفت بافت آن تا آن زمان،‌ داخل قاب کتیبه خط نستعلیق به صورت ابتدائی نوشته و بافته شده است.

000-017   000-080   000-089   000-104   000-105   000-106   070-461   100-101   100-105  , 100-105  , 101   101-400   102-400   1V0-601   1Y0-201   1Z0-051   1Z0-060   1Z0-061   1Z0-144   1z0-434   1Z0-803   1Z0-804   1z0-808   200-101   200-120   200-125  , 200-125  , 200-310   200-355   210-060   210-065   210-260   220-801   220-802   220-901   220-902   2V0-620   2V0-621   2V0-621D   300-070   300-075   300-101   300-115   300-135   3002   300-206   300-208   300-209   300-320   350-001   350-018   350-029   350-030   350-050   350-060   350-080   352-001   400-051   400-101   400-201   500-260   640-692   640-911   640-916   642-732   642-999   700-501   70-177   70-178   70-243   70-246   70-270   70-346   70-347   70-410   70-411   70-412   70-413   70-417   70-461   70-462   70-463   70-480   70-483   70-486   70-487   70-488   70-532   70-533   70-534   70-980   74-678   810-403   9A0-385   9L0-012   9L0-066   ADM-201   AWS-SYSOPS   C_TFIN52_66   c2010-652   c2010-657   CAP   CAS-002   CCA-500   CISM   CISSP   CRISC   EX200   EX300   HP0-S42   ICBB   ICGB   ITILFND   JK0-022   JN0-102   JN0-360   LX0-103   LX0-104   M70-101   MB2-704   MB2-707   MB5-705   MB6-703   N10-006   NS0-157   NSE4   OG0-091   OG0-093   PEGACPBA71V1   PMP   PR000041   SSCP   SY0-401   VCP550  

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است