حوادث چون روزها سپری می شوند.
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۷
خانه » آرشیو برچسب: واژه قالی

بایگانی برچسب ها: واژه قالی

فرشهای تاریخی ایران

قالی‌ها و قالیچه‌های رنگارنگی که زینت بخش اغلب خانه‌ها است عموماً با پنجه‌های ظریف و هنرمند زنان و مردان جوان این کشور گره گره بافته شده و بسیاری از جهانیان در پرتو وجود این صنعت باستانی ظریف، ایران را می‌شناسد.

تصویر مرتبط

آقای ژان پوزی J. Pozzi رئیس اطاق تجارت ایران وفرانسه راجع به مقام این هنرمندان اینطور اظهار عقیده می‌نماید:«در نظر من هیچیک از کارگران و صنعتگران جهان مرتبه و مقام زنان و کودکان خردسالی را که در مقابل کارگاه چوبی خود چندین ساعت نشسته و با انگشتان ظریف خویش با مهارتی خاص گره بر پشمهای رنگین ـ درون نسوج پنبه‌ای می‌زنند، ندارند.»
از آنجاییکه بافتن قالی مستلزم وجود کارگران صبور و بردبار می‌باشد از دیر زمانی قالی بافی هم نوعی صنعت تجملی محسوب شده است و به همین مناسبت در ادوار قدیمی ـ این صنعت همه جا توسط مورخین و نویسندگان یونانی معرف تجمل مشرق زمین قلمداد گردیده و استعمال کلمه Tapetes یونانی بمعنی تجمل و در فرانسهTapisمخصوص قالی شده است.
واژه قالی بنا به اعتقاد آقای پروفسور پوپ مقتبس از نام شهر قالی قلعه ارمنستان می‌باشد که از روزگار گذشته قالی بافی آن مشهور بوده لیکن بعد‌ها این صنعت در سراسر ایران عمومیت پیدا نموده است. پروفسور پوپ دانشمند فوق الذکر بر آن است که قدیمی‌ترین قالی مکشوف در جهان قالیهائی است که به سال ۱۹۲۴ ـ۱۹۲۰ هیئت علمی موزه ارمیتاژ لنین گراد در نوین اولا Noin Ulaمغولستان یافته‌اند. اما باید دانست که این اظهار دانشمند آمریکائی پیش از کشفیات جالبی بوده که در محل پازیریک Paziric صورت گرفته است.
دره پازیریک در مسافت قریب دویست کیلو متری جنوب بی‌ئیسک (از شهرهای جنوبی قسمت مرکزی سیبریه) و بفاصله تقریبی ۷۹ کیلومتری مرز مغولستان خارجی (که سابقاً جزء خاک چنین بود) نزدیک محل التقای رودخانه‌های اولاگان و بالیکتیول واقع شده ارتفاع آن از سطح دریا در حدود ۱۵۰۰ متر است.
دانشمند شوروی بنام س. ا. رود نکو ضمن دومین مرحله کاوشهای خود که در دره پازیریک انجام می‌داد در سالهای ۱۳۲۷ و۱۳۲۸ شمسی درون آرامگاه یخ زده یکی از شاهان سکا‌ها آثار جالب توجهی از صنایع ایران دوره هخامنشی کشف نمود که مهم‌ترین آن‌ها یک قطعه فرش تقریباً کامل و قطعاتی از فرش‌ها و پارچه‌های دیگر ایران عهد هخامنشی است.
طی مقاله‌ای که در مجله اخبار لندن مورخ ۱۱ ژوئیه ۱۹۵۳ (۲۰ تیر ماه ۱۳۳۲) در باره آثار مکشوفه در پازیریک درج گردیده بود فرش مکشوفه فوق را تحت عنوان قدیمی‌ترین فرش ایران در دنیا که مدت ۲۴۰۰ سال در یخهای دائمی سیبری [۱۷] مرکزی محفوظ مانده است، معرفی نمود و درباره آن چنین توضیح داده‌اند:
مهم‌ترین اشیاء مکشوف در پازیریک قطعه فرشی است با نقش‌های مختلف که کرک آن را از پشت گره زده و از سمت رو چیده و صاف نموده بودند. این فرش ضمن زین و برگهائی که همراه جسد اسب‌ها در دل خاک مجاور آرامگاه نهاده بودند بدست آمده برای زین یکی از اسب‌ها بکار می‌رفته است. ابعاد فرش مزبور۸۳/۱ متر در دو مترـ در ۲ میلیم‌تر می‌باشد و به قراری که به کاشف فرش تشخیص داده است در هر دسیم‌تر مربع آن ۳۶۰۰ گره زده‌اند. کار آن ظریف و زیباست و نقشه روی فرش عبارتست از حاشیه‌ای مشتمل بر تصویر حیوانات افسانه بالدارـ پس از آن ردیف سواران ایرانی که به ترتیب یکنفر بر اسب سوار و پشت سر او یکنفر دهانه اسب را گرفته است و می‌برد ـ سواران مزبور کلاه مخصوص ایرانیان را بر سر نهاده‌اند. انتهای زیرین کلاه از زیر چانه کج شده به پائین دهان منتهی می‌گردد نوک طرف دیگر آن هم باریک است … پس از آن ردیف گوزنهای خط و خالدار و بعد از آن حاشیه مجددی مشتمل بر تصاویر حیوانات افسانه بالدار و در وسط فرش نوعی نقوش چهار برگی که از گل و بو ته‌های آشوری اقتباس شده است. آقای رود نکو دانشمند شوروی که کاوشهای پازیریک را انجام داده و می‌توان گفت قطعه فرش فوق شگفت انگیز‌ترین چیزی است که در کاوشهای متمادی و دشوار این دانشمند در پازیریک بدست آمده است، کتاب مفصلی به زبان روسی تحت عنوان تمدن مردم ناحیه کوهستانی آلتائی در عهد سکا‌ها (چاپ مسکو ـ لنینگراد ۱۹۵۳) منتشر نموده است و طی آن درباره فرش مزبور توضیحات مفصلی می‌دهد که برخی نکات آن بشرح زیر در اینجا نقل می‌گردد:
«……نقوش حیوانات بالدار در حاشیه کنار فرش کمی بزرگ‌تر از نقوش‌‌ همان حیوانات در اطراف قسمت وسط فرش بوده، جهت آن‌ها هم مخالفجهت نقوش اخیر الذکر می‌باشد و هر پنج حاشیه و نقش وسط فرش دارای حاشیه باریک، مشتمل بر نقوش مثلثهای ریز است (به اصطلاح معمول و مصطلح فارسی دالبر) این قالی چند رنگ داشت که بیشتر آن قرمز، آبی، سبز، زرد کمرنگ، نارنجی می‌باشد (آنچه از روی گراور [۱۸] رنگی فرش مزبور در کتاب آقای رودتکو تشخیص داده می‌شود زمینه قرمز و نقوش زرد رنگ می‌باشد. م) … تاریخ این قالی از روی شکل اسب سواران معلوم می‌شود. طرز نشان دادن اسبهای جنگی که بجای زین، قالی بر پشت آن‌ها گسترده‌اند و پارچه روی سینه اسب از مشخصات آشوری‌ها می‌باشد. لکن در روی فرشپازیریک ریزه‌کاریهای مختلف و طرز گره زدن دم اسب و چگونگی گره مزبور آشوری نیست بلکه مربوط و متعلق به دوران پارسیان است. گرهای دم اسبهای روی فرش را در نقوش برجسته تخت جمشید نیز می‌بینیم.»
در جای دیگر کتاب فوق دانشمند مزبور صراحتاً فرش مزبور را کار ایران می‌داند منتها در تشخیص اینکه در کدام قسمت ایران عهد هخامنشی بافته شده است اظهار تردید می‌نماید.
نگارنده با آشنائی و بررسی‌های که سالیان متمادی از نزدیک یا دور درباره آثار هخامنشی مخصوصاً در تخت جمشیدنموده، به خود جرئت می‌دهد که در باره فرش محل مزبور و محل بافت آن نقاط ذیل را مذکور دارد:
با دقت در آثار تخت جمشید بخوبی می‌توان استنباط نمود [۱۹] که همه جا استادان حجار مقید بوده و سعی نموده‌اند موضوع نقش برجسته و چگونگی آن را با اوضاع و احوال محلی که نقشدر آنجا جلوه‌گری می‌نموده و زینت بخش بوده است ارتباط بدهند ـ چنانکه در کاخهای آپادانا و صد ستون که محل برگزاری جشنهای رسمی و انجام مراسم سلام بوده صف لشگریان و نمایندگان اقوام ساکن قسمتهای مختلف کشور به صورتهای گوناگون نموده شده است و در آستانه‌های مختلف کاخهای کوچک داریوش و خشایارشا در هر اطاق نقش مربوط به چگونگی استفاده از آن محل حجاری گردیده است. مثلا در اطاقهای کوچک شاهنشاه سر و صورت صفا می‌داده نقش گماشتگان شاهی با شمعدان و عطر‌دان و حوله و ظرف آب دیده می‌شود.
آنجا که شاهنشاه وارد تالار کاخ می‌شود تصویر خدمتگزاران پشت سر او با در دست داشتن حوله و اسبابی که برای راندن حشرات بالای سر شهریار حرکت می‌داده‌اند حجاری گردیده است و در آستانه بزرگ تالار که شاهنشاه از آنجا به بیرون کاخ می‌خرامد علاوه بر حوله و اسباب مزبور چ‌تر آفتابی مخصوص بالای سر شاه حجاری کرده‌اند. همچنین تصویر درباریان و جدال شاهنشاه با مظاهر اهریمن که در آستانه‌های اطاقهای مجاور تالارهای بزرگ نموده [۲۰] شده است و قس علیهذا. در حاشیه بزرگ‌تر فرش مکشوف در پا زیریک دیده می‌شود که نقش مردمان یکی سوار بر اسب و پشت سر او یکی پیاده پهلوی اسب که افسار آن را از پشت گرفته، تکرار شده است و در برخی موارد هم دو نفر سوار پشت سر هم یا دو پیاده به ترتیب فوق پشت سر هم قرار دارند.
به عقیده اینجانب نقش حاشیه مزبور نشانه و اشاره به سوار و پیاده شدن از اسب و حرکات معروف به سوارخوبی است که هنوز هم در جشن‌ها و نمایشهای اسب دوانی در ایران مرسوم می‌باشد و در دوران امپراتوری روسیه در ارتش امپراتوری کشور مزبور بسیار معمول بود و در عهد قاجاریه این رسم مجدداً به پیروی از مراسم دیگر لشگری روسیه در ایران متداول گردیده است و بنابر این می‌توان تشخیص داد که رسم سوار کوبی و شیرینکاریهای اسب سواران از دوران باستان و لااقل از عهد هخامنشی در کشور شاهنشاهی ایران معمول بوده و عمل می‌شده است ـ آقای رود نکو که حقاً با دقت و بررسی هر چه تمام‌تر در کتاب جامع خود اظهار نظر کرده‌اند فرش مکشوف در پا زیریک را بافت یکی از سه قسمت کشور هخامنشی یعنی ماد ـ پارت یا خراسان قدیم ـ پارس می‌داند. هر چند اسب‌های پارس مشهور بوده و داریوش کبیر در کتیبه‌های خود مکرر از اسبهای پارس نام می‌برد اما چون نقش گوزن ارتباط با پارس ندارد و از طرفی لباس مردانی که سوار بر اسب‌ها هستند یا افسار آن‌ها را در دست دارند لباس مردم ماد و اهالی شمال ایران است احتمال اینکه فرش مزبور بافت پارس باشد تقریباً از میان می‌رود و چون سواران پارتی مشهور‌تر از سواران مادی بوده‌اند و لباس ماد‌ها با سایر قسمتهای ایران شمالی در بسیاری موارد شباهت دارد بخصوص کلاهی که در روی فرش بر سر ردیف مردان دیده می‌شود منحصر به مردم ماد نیست و اقوام دیگر شمال ایران از جمله پارت‌ها هم از این کلاه داشته‌اند (نقوش برجسته تخت جمشید مطلب را معلوم و اثبات می‌نماید) و از طرفی گوزن در دشتهای شمالی سرزمین پارت بوده است و بالاخره چون پارت نزدیک‌ترین قسمت ایران عهد هخامنشی به پازیریک می‌باشد و از هر بابت می‌توان احتمال داد و اظهار نظر نمود که فرش مکشوف در پازیریک در سرزمین پارت یعنی خراسان قدیم تهیه شده، ضمن مبادلات تجارتی و داد و ستدهای معمولی بین مردم شمال ایران به پادشاه سکا‌ها تعلق یافته و در پازیریک همراه جسد اسب پادشاه دفن شده است.
آنچه مناسب به نظر می‌آمد در باره مهم‌ترین کشف آرامگاههای پازیریک یعنی قطعه فرش فوق توضیح داده شد و جا دارد کار‌شناسان فنی، بخصوص استادان نقشه کش و بافنده فرش به هر نحو عملی و می‌سر باشد این یگانه نمونه فرش هخامنشی یعنی محصول و یادگار استادان فرش عهد هخامنشی را مورد بررسی بیشتر قرار دهند و نکات هنری این صنعت ظریف باستانی را در یادگار ذیقیمت مزبور مشاهده و درک نمایند.
علاوه بر فرش فوق قطعه کوچک فرش دیگری در پازیریک پیدا شده که نقش آن مشتمل بر مربعهای کوچک است و بر روی هر مربع تصاویر بانوان عهد هخامنشی را در طرفین آتشدان نشان می‌دهد. بافت این فرش دو رو بوده است بدین طریق که تار آنرا از پشم ظریف تابیده درست می‌کرده‌اند و پود آنرا از پشم ظریف به رنگهای مختلف گره می‌زدند و بدین طریق طرح‌ها و نقوش فرش را از دو طرف نمایان می‌ساختند. در هر سانتی‌متر مربع این فرش از یک طرف ۲۲ و از طرف دیگر ۲۴ گره زده‌اند. نقوش مربعهای مزبور هیچ کدام بطور کامل و از هر جهت به دیگریشباهت ندارد در صورتی که در صنعت بافندگی چنین امری عادتاً پیش می‌آمد.
از توضیحات آقای رودنکو در باره قطعه فرش مزبور بر می‌آید که بافت آن تقریباً به گلیمهای بسیار ظریفی که مخصوصاً عشایر فارس می‌بافند شباهت داشته است. قطعه فرش دیگری هم در پازیریک پیدا شده که از لحاظ طرز بافت عیناً مانند قطعه فوق بوده تنها نقش آن به عوض خانه‌های مربع و تصاویر بانوان هخامنشی، مشتمل بر ردیف نقش شیر‌ها نظیر ردیف نقوش شیر‌ها در حجاری‌های تخت جمشید است.
بنابر این با کشف نمونه‌های فرشهای ایران هخامنشی در پازیریک عنوان قدیم‌ترین و مهم‌ترین فرشهای ایران که تا کنون شناخته شده است شامل قطعه فرش سابق الذکر می‌گردد و پس از آن از فرشهای ساسانی می‌توان بحث نمود که مهم‌تر و معروف‌تر از همه قالی معروف بهارستاناست و بنابر گفته مورخین، قالی بهارستان در هنگام فتح ایران بدست مسلمین قطعه قطعه شده و بین فاتحین تقسیم گشته است.
طبری نخستین مورخی است که از این فرش توصیف نموده است بنا به گفته وی موادی که در این فرش بکار رفته عبارت بوده از ابریشم و طلا و نقره، رنگ سبز درختان از زمرد و رنگ و متن از نسوج زرین انتخاب شده است. بجای آب، نگینهای نفیس شفاف و عوض سنگریزه‌ها مروارید و عوض شاخه‌های درختان زر و سیم بکار برده بودند.
هشام بن عبدالملک (۱۲۰ هجری) قالی ابریشمین و زرینی به طول ۹۰ و عرض ۳۲ متر داشته که با قالی بهارستان رقابت می‌کرده است. از آنجا که بافندگان فرش مرغوب ایرانیان بوده‌اند می‌توان یقین داشت که قالی مزبور در ایران بافته شده بوده است.
مسعودی می‌نویسد «المستنصر» خلیفه عباسی قالی مصوری به صور ایرانی با کتیبه‌های پارسی داشته است. یکی از صور مربوط به تاجگذاری سلطانی بوده که کتیبه مربوط وی را شیرویه پسر خسرو پرویز معرفی می‌نموده است در این قالی [۲۱] صور شاهان و خلفای دیگر هم بوده من جمله یزید بن ولید بن عبدالملک.
بنابر آنچه گفته شد بافت این قالی در ایران بوده و بطور کلی در دوره خلفای اموی و عباسی مانند سایر رشته‌های صنعتی، قالی بافی دنباله رونق دوره ساسانی را طی می‌کرده است.
در اعصار سلجوقی و ایلخانی این صنعت کماکان رواج کامل داشته است چنانکه غازان خان، مسجدی ساخته است کهبه قالیهای اعلی مفروش می‌شده است. همچنین وی برای شنب معروف خود تعدادی قالی سفارش داد که در فارس ببافند. ابن بطوطه در این عصر از قالیهای سبز فام حدود ایذه و مال امیر سخن می‌راند.
از جمله شواهد و دلائل پیشرفته این صنعت در دوره تیموریان وجود صحنه‌های قالی است که در مینیاتورهای این زمان دیده می‌شود. چنانکه در ضمن تصاویر نسخه خطی خمسه جامی کار قاسم علی که متعلق به مجموعه قصر گلستان است این حقیقت را می‌توان یافت. همچنین مینیاتورهای دیگری از این زمان دردست است که طرز بافت قالی را نشان می‌دهد. نقوش و طرحهای قالی در زمان تیموریان و بعداً در دوران صفویه عموماً توسط هنرمندان بنام این عصر از قبیل کمال الدین بهزاد، سلطان محمد، میر سید علی و محمدی انجام گرفته است و می‌توان گفت که تا هم امروز طرح‌ها و نقوش قالیهای ممتاز و معروف ایران از تأثیر و نفوذ کار این استادان جلیل بر کنار نیست.
قالیهای مشهور ایران که جزء مفاخر هنری ما محسوب می‌شود و در خارج از ایران وجود دارد بالغ بر صد‌ها پارچه می‌باشد. مانند مجموعه قالیهای نفیس موزه وین، مجموعه قالیهای معروف موزه برلین، قالی مشهور موزه لوور که سابق بر این کلیسای نتردام را زینت می‌داده است، قالی شکار موزه پولدی پوزولی میلان بافت غیاث الدین جامی به اندازه ۳۶۰× ۶۹۲ سانتی‌متر مورخ به سال ۹۲۹.
قالی مشجر متعلق به مجموعه ویلیام که هم اکنون در موزه پنسیلوانیای امریکا حفظ می‌شود و به نقوش باغ و صور حیوانی مزین است. قالی مشهور گراکو در پاریس و بالاخره مجموعه قالی‌های موزه ویکتوریا و آلبرت و قالی چهار فصل ژانسن اندریا که مزین به گل و گیاه فصل مربوط، درون ترنج‌ها صورتهای تزئینی است. همچنین باید قالی تاریخ دار بافت مقصود کاشانی متعلق به برادران دووین را نام برد.
در عصر صفویه به طور‌یکه قبلاً نیز گذشت صنعت قالی بافی مورد توجه شاهان این سلسه قرار گرفت چنانکه هنگامیکه نصیر الدین محمد همایون پادشاه هند به واسطه اختلافات داخلی به دربار شاهطهماسب صفوی پناهنده شد (۹۵۱) شاه ایران مقدمش را گرامی داشت و پسر خود مراد میرزا را مأمور پذیرائی او نمود در این مسافرت قالی بافی ایران به قدری مورد علاقه همایون قرار گرفت که در مراجعت به هندوستان تنی چند از استادان قالی و مینیاتور ایران را برای رواج هنر و صنعت ایرانی به هندوستان برد. این صنعتگران که از شهرهای اردبیل و جوشقان و کاشان و خراسان به هندوستان رفتند مکتبی در قالی بافی به وجود آوردند که بنام قالی بافی ایران و هند خوانده می‌شود. از جمله آثار این زمان تعداد یازده قطعه قالی نفیس است که هم اکنون جزء مجموعه آستان قدس رضوی در خزانه مبارک حضرت رضا (ع) نگاهداری می‌شود و متأسفانه چون در حفظ و حراست آن‌ها در گذشته آن طوری که باید توجهی نشده است. جملگی وضع خوبی ندارد و امید می‌رود با مراقبت و علاقمندی و ایمان اولیای محترم آستان قدس رضوی نسبت به مرمت وصیانت آن‌ها توجه مخصوص معمول شود.
این قالی‌ها که در لاهور توسط استادان ایرانی بافته شده کرک آن بسیار ظریف و تار و پود آن از ابریشم است و از حیث رنگ آمیزی و ظرافت در جهان بی‌مانند می‌باشد و بطوریکه حساب شده است در هر دسیم‌تر مربع از این قالی‌ها بیش از یازده هزار گره زده‌اند. شاه عباس کبیر به واسطه عشق و علاقه خاصی که به صنعت قالی داشت می‌توان گفت موجد مکتب بخصوصی در قالی بافی شده است.

واژه قالی از دیدگاه دهخدا

قسمی از گلیم پرزدار منقش گرانب‌ها که خالی نیز گویند. (ناظم الاطباء). مهم‌ترین محصول صنعتی ایران حاضر قالی و قالیچه دست بافت است. قالی بافی از صنایع بسیار قدیم ایران است.

تصویر مرتبط

می‌گویند که اسکندر کبیر وقتی برای اولین بار مقبره کوروش بزرگ را بازدید نمود مشاهده کرد که آن با قالی خیلی خوب پوشیده شده و نیز می‌گویند که در قصر تیسفون یا طاق کسری در زمان ساسانیان یک قطعه قالی وجود داشته که با جواهر و فلزات قیمتی پوشیده شده بود، ولی شرح این قالی آنقدر با افسانه آمیخته شده که نمی‌توان آن را کاملاً باور کرد. در آسیای وسطی تکه‌های قالی قدیمی پیدا می‌شود که متعلق به ادوار قبل از اسلام است.در نقاشیهای بعضی از نقاشان قرون وسطی در اروپا قالی هائی نشان داده شده که می‌بایست ساخت ایران باشد. نمونه‌های اولیه قالی و قالیچه که در موزه‌ها و گنجینه‌های شخصی است و محققاً می‌توان آن‌ها را به ایران نسبت داد متعلق بزمان قبل از دوره صفویه است.

علت اینکه از زمان قدیم‌تر از آن نمونه قالی بدست نیامده آن است که اغلب اشیاء صنعتی برای نگاه داشتن ساخته می‌شدند و قالی برای استعمال، و اگرچه قالی نسبتاً بادوام است، در نتیجه استعمال زیاد پس از مدتی کهنه شده از بین می‌رود. در قالیهای قدیمی کمتر نوشته‌ای دیده می‌شودکه تاریخ و محل ساخت آن را بطور تحقیق بتوان معین کرد. گمان می‌رود که بعضی از این قالی‌ها در تبریز در زمان حکمرانی سلاطین ترکمان و مغول که قبل از صفویه سلطنت می‌کردند ساخته شده باشد.

بعضی از قالیهای قدیمی را به اواخر قرن نهم هجری (اواخر قرن پانزدهم میلادی) نسبت می‌دهند، زیرا نقشه‌های آن‌ها خیالیتر و رنگ آمیزی آن‌ها با قالی‌های اوائل دوره صفویه فرق دارد. احتمال می‌رود که قالیبافی در زمان سلطنت طویل شاه طهماسب به اعلی درجه ترقی رسیده باشد. درجه تکامل صنعت دراین زمان می‌رساند که قالی بافی تاریخ قدیمی داشته و با اینکه نمونه هائی از ترقی آن در دست نیست معهذا ثابت می‌کند که دوره مدیدی طول کشیده تا به این درجه رسیده. چون محل ساخت اغلب قالی‌های اوائل این عصر معلوم نیست، معمولاً قالی‌های دوره صفوی را از روی نقشه آن‌ها طبقه بندی می‌نمایند. در میان نقشه‌های مختلف و مهم‌تر از همه طرحی است که در وسط ترنجی دارد. نمونه بسیار مشهور این قسم نقشه قالی مسجد اردبیل فعلاً در موزه ویکتوریا و البرت در لندن می‌باشد.

آن فرش قالی بزرگی است که طول آن ده متر و نیم و عرض آن قدری کمتر از ۵ متر و نیم است (۵/۳۴ فیت و ۵/۱۷ فیت). از روی تخمین معین کرده‌اند که این قالی تقریباً ۳۲ ملیون گره دارد! دور ترنج مرکزی را نقشهای کوچکی که به گل شاه عباسی موسوم است احاطه نموده و آن عبارت از نقش مدور یا بیضی شکلی است که وسط آن گل و دور آن را حلقه‌ای از گل با برگ گرفته در هر گوشه متن قالی یک چهارم ترنجی کشیده شده. یکی از خصائص این قالی بزرگ نمایش قندیل مسجد می‌باشد که در دو سر ترنج کشیده مثل اینکه از آن آویزان است. متن قالی از نقش گل و برگ پوشیده شده و آن‌ها نقش تاک مشبک و پرکاری را با نظم کامل تشکیل می‌دهند. گل‌ها با رنگهای گوناگون خودروی زمینه سرمه‌ای رنگ برجسته بنظر می‌آید. رنگ قرمز که با زمینه سرمه‌ای تباین دارد زیاد شفاف نیست و مایل برنگ قندیل است.

رنگ سبز نیز در این نقشه از رنگهای برجسته است. در حاشیه قالی نقشهای کتیبه‌ای است که بین آن‌ها گل شاه عباسی می‌باشد. مسئله قابل توجه آنکه نقش حاشیه این قالی روی کاشیهای دیوار صحن مسجد اردبیل دیده می‌شود. در حاشیه این قالی اسم مقصود کاشانی برده شده است، ولی معلوم نیست که این شخص سازنده و بافنده قالی بوده یا تقدیم کننده آن. تاریخ این قالی بر طبق این نوشته ۹۴۲ ه. ق. (۱۵۳۶ م.) است. این قالی ازشاهکارهای صنعت زمان شاه طهماسب می‌باشد و تصور می‌شود که در تبریز بافته شده باشد زیرا جنس پشم آن این مطلب را تایید می‌نماید. قالیهای معروف دیگر این عصر که دارای طرح ترنج هستند در موزه‌ها و مجموعه‌های شخصی در تمام دنیا دیده می‌شود. از طرحهای مهم دیگر این دوره چندین ترنج متصل بهم است و متن قالی را بچندین قسمت منقسم می‌نماید. در موزه ویکتوریا و البرت در لندن قالی‌ای به این طرح موجود است که از بهترین نمونه‌های این صنعت محسوب می‌گردد. نمونه عالی دیگری در موزه متروپولیتان نیویورک است که حتی از قالی مسجد اردبیل نیز ریز‌تر بافته شده است.

بسیاری از قالیهای خوب این دوره مظهر استادی و مهارت نقاشان آن عصر است. در مجموعه شخصی بارون هتوانی یک پارچه قالی وجود دارد و طرح آن بقدری عالی است که اگر عکسی از آن برداشته شود کپیه مینیاتور می‌نماید و با آن مشتبه می‌شود. نظیر آن قالی بزرگ دیگری است که نصف آن در موزه صنایع تزیینی پاریس و نصف دیگر در کلیسای بزرگ کراکو در لهستان می‌باشد. بعضی از قالی و قالیچه‌های اوائل عصر صفوی با نخهای طلا و نقره بافته شده، رنگ اصلی حاشیه معمولاً با رنگ زمینه آن تباین دارد. در بسیاری از قالیهائی که طرح ترنجی دارند تصویر حیوانات نیز نقش شده است و این طرح حیوانات در بعضی قالی‌ها آنقدر اهمیت پیدا کرده که آن‌ها مشهور به نقش حیوان شده‌اند.
یکی از قالی‌های مشهور نقش حیوان که اکنون در موزه متروپلیتان نیویورک است در مقبره شیخ صفی الدین در اردبیل بوده است. یکی از اقسام دیگر قالی آنهایی است که به شکاری معروفند زیرا مناظر شکارگاه و صید روی آن‌ها نقش شده است یکی از مشهور‌ترین این قالی‌ها در موزه پولدی پزولی در میلان ایتالیا می‌باشد.

بافنده آن غیاث الدین جامی است که اسم وی روی آن نوشته شده و تاریخ آن ۹۴۹ ه.. ق. (۱۵۴۳ م.) است. شاید مشهور‌ترین قالی‌های بافت ایران قالی شکاری متعلق بدولت اطریش باشد که از ابریشم بافته شده و با نخهای طلا و نقره زینت یافته است و بر روی هم این قالی نماینده استادی نقاش آن است نه بافنده، بعضی از تصاویر آن بقدری به نقاشی‌های سلطان محمد شباهت دارد که جمعی از اهل فن معتقدند که او نقشه این قالی را تهیه کرده است. قالی‌های ابریشمی دیگر نیز از این زمان موجود است که معمولاً آن را از کاشان می‌دانند. در موزه ملی تهران قالی ابریشمی سفید بسیار عالی است که ترنج آن سیاه رنگ می‌باشد. روی این زمینه روشن درختان انار برنگ سفید کرم رنگ یا برنگ عاج دارد. پرندگان مختلف قشنگی در میان شاخهای درختان نقش شده است. این قالی قشنگ بعقیده پروفسور پوپ در ربع سوم قرن دهم هجری (ربع آخر قرن ۱۶ میلادی) بافته شده و سابقاً در مقبره اردبیل بوده است. قالی نامبرده ببزرگی قالیهائی که شرح دادیم نیست و قالی‌های این دوره را با قالیچه‌های عصر بعد مربوط می‌سازد.

از قالیهائی که به هرات نسبت داده شده عده‌ای است که نقشه آن‌ها گل و مو پیچ پیچ می‌باشد که در اطراف گل شاه عباسی بزرگ کشیده شده و آن عبارت است از طرح گلی که دور آن حلقه مدور یا بیضی شکل از برگ دارد. نقشهای اسلیمی که شبیه به نواری است که عرض آن مختلف می‌باشد در این نوع قالی و قالی‌های بسیار دیگر این عصر نیز دیده می‌شود. در قالی‌های هرات نقش ماهی نیز دیده می‌شود که ببرگ بلند تاشده‌ای شباهت دارد. یک قالی که به این سبک بافته شده و احتمال می‌رود که از زمان شاه عباس باشد در خزینه امام رضا در مشهدمحفوط است. از اوائل دوره صفوی تا آخر سلطنت شاه عباس ببافتن این قبیل قالی‌ها مبادرت می‌شد. هرچه زمان می‌گذرد، نقشه گل شاه عباسی بزرگ‌تر می‌شود. قالی‌های هرات در طرح قالی‌های هند نفوذ مهمی داشته. اولیاریوس آلمانی که در زمان شاه عباس به ایران مسافرت نموده می‌نویسد که بهترین قالیهای ایران در هرات بافته می‌شد. دردوره صفویه قالی‌های ابریشمی که نقش گل و برگ تیره رنگ داشت و در بافتن آن‌ها نخهای طلا و نقره بکار می‌رفت تهیه و بعنوان تحف هدایا جهت بعضی از سلاطین اروپا فرستاده می‌شد. عده‌ای از این قالی‌ها در لهستان پیدا شده و تا چندی قبل بنام قالی‌های لهستانی معروف بود تا اینکه در مقایسه با قالیهای نظیر آن ثابت شد که آن قالی‌ها بافت ایران است. یک قطعه قالی نظیر قالیهای فوقالذکر که نقش درخت سرو و بوته گل دارد در مقبره شاه عباس ثانی در قم هست و زیر آن اسم نعمت اللّه جوشقانی بافنده آن نوشته شده است با تاریخ ۱۰۸۲ ه.. ق. (۱۶۷۱ م.). قسم دیگری به نام قالیهای باغی معروف است.

عموماً طرح این قالی‌ها عبارت است از نقشه‌ای که حوضی در وسط دارد. اطراف آن بوسیله جوی‌ها بقسمتهای مربع مستطیل تقسیم شده و این قسمت‌ها با نقش گل و گیاه تزیین یافته. یک قسم دیگر قالی‌هایی است که به اسم شاه عباسی یا طرح اصفهان معروف است. در اروپا و آمریکا آن‌ها را به نام قالی‌های گلدانی می‌خوانند زیرا نقشه بعضی از آن‌ها گلدانی است که از آن شاخ و برگ بیرون می‌آید. از خصائص مخصوص این قسم قالی آن است که از خطوط متوازی که سراسر قالی را گرفته اشکال گل و برگ منشعب می‌شود. گلهای شاه عباسی و اشکال گل و برگ که در این نوع قالی دیده می‌شود شبیه به نقشه بعضی از قالیهای هرات است. بعضی از این قالی‌ها به کرمان نسبت داده می‌شوند ولی احتمال می‌رود که‌‌ همان نقشه در جوشقان که از قالی‌های طرح اصفهان در آنجا بافته شده بکار رفته باشد.

پروفسور پوپ می‌گوید: شاید مطالعه دقیق قالیهای اولیه بهترین مقدمه برای آگاهی از صنایع ایران باشد زیرا این صنعت بیش از تمام صنایع خصائص مخصوص و رسوم متنوع قدیمی را در بر داشته و مراحل مختلف زندگی و فرهنگ ایران را نشان می‌دهد. قالیهای عالی ایران را شعرا مدح گفته و سیاحان تمجید و تعریف کرده‌اند. سلاطین کشور‌ها بر آن حسد برده و کشورهای دیگر از آن تقلید کرده‌اند. قالی‌های ایران روح حقیقی صنعت این کشور را مجسم می‌سازد. در زمان قاجاریه قالی و قالیچه ایران در خارجه اهمیت بسزائی یافت. بزرگ‌ترین مرکز قالیبافی ایران در زمان قاجاریه اراک و نواحی اطراف آن بوده است. قالیهای این منطقه را تجار قالی به چهار طبقه تقسیم کرده‌اند. بهترین آن‌ها ساروق نام داشت، درجه دوم را محال (محل) و سوم را مشیرآباد و آخرین قسم به نام لیلاهان معروف بود که کرک بلند داشت و اغلب در دهستان ارمنی نشین بافته می‌شد. قالی‌های قدیم ساروق از محکمترین قالی‌های ایران بشمار می‌رود نقشه آن عبارت است از ترنجی در وسط و زمینه باز که فقط از چند تصویر پوشیده می‌شد. رنگهای آن خوب و به رنگ سرمه‌ای و قرمز بیشتر اهمیت داده شده است. قالی هائی که معمولاً قالی محال نامیده می‌شود خیلی ریز بافته نشده ولی منظم و مرتب است. نقشه این‌ها عموماً گل و برگ است و رنگهای آن بیشتر به رنگهای تیره متمایل است.

رنگ قرمز متن برجسته و متباین با رنگ سرمه‌ای حاشیه بوده. قالیهائی که به قالی میر معروف هستند قدیم‌ترین و خوش جنس‌ترین قالی هائی هستند که در سربند بافته می‌شده‌اند، نقشه آن بوته‌های ترمه‌ای است. این بوته‌ها متن قالی را گرفته و از جهت شباهت به اسم گلابی و بادامی معروف است. حاشیه آن نقشه‌ای از خطوط راه راه و نقش مو دارد. قالی‌های فراهان کرک کوتاه داشته و اغلب زمینه سرمه‌ای دارند دو قسم نقشه در آن‌ها دیده می‌شود یکی نقشه ماهی که از ماهی‌های کوچکی که گاهی بشکل برگ پیچیده بنظر می‌آید تشکیل یافته و دیگری نقش گلخانه است که از دسته‌های گل مرتب تشکیل شده است. در دوره صفویه کاشان برای قالی‌های ابریشمی معروف بود ولی پس از صفویه تا مدتی صنعت قالیبافی در این شهر متروک شده بود تا در عصر حاضر قالیبافی در آنجا دوباره برقرار شده رواج یافت قالی‌های کاشان از حیث بافت از بهترین قالی‌های ایران است. کرک آن کوتاه و معمولاً دارای نقش ترنجی در وسط ولچکهائی در گوشه می‌باشد و از پشم و ابریشم بافته شده است. جوشقان در دوره قاجاریه برای یک نوع نقشه مخصوص ترنج وسط و اشکال مستطیل معروف می‌باشد. اصفهان مرکز قالیبافی مهمی نبوده ولی دستگاه‌های قالیبافی آنجا چند قالی جنس عالی بافته است. و قالیهای آنجا معمولاً نقش شاه عباسی دارند که ترنج و گل شاه عباسی باشد. قالی‌های قدیم کرمان معمولاً زمینه روشن داشته و رنگهای آن طوری است که منظره روشن به قالی می‌دهد. طرح و نقشه آن اغلب عبارت است از درخت زندگی که گاهی درگلدان قرار داده شده و درختان سرو و نقشه گل و برگو تاک پیچ پیچ. بعضی از قالیهای اعلا در نقشه خود اشکال حیوانات دارند.

در رفسنجان و سایر نقاط کرمان نیز قالی بافته می‌شد. قالی‌های معروف به شیراز اغلب بوسیله قبائل قشقائی و چادرنشینهای دیگر بافته می‌شود و خیلی نرم و شل است و معمولاً ترنجهای لوزی شکلی در وسط مکرر شده و رنگهای آن اغلب جالب است. در همدان و دهستان‌های اطراف آن قالی‌های زیادی بافته می‌شود. قالی‌های قدیم این ناحیه خصائص مخصوص داشته و با پشم ش‌تر بافته می‌شده است. در ملایر قالی هائی بافته می‌شد که شبیه قالیهای همدان و مخصوصاً اراک است. قالی‌های خراسان یا مشهد از حیث جنس خیلی عالی است و سطح آن‌ها از گلهای مناسب پوشیده شده و طرح ترنجی در وسط دارند و در نقشه بعضی از آن‌ها تصویر حیوانات دیده می‌شود. قبائل چادرنشین نواحی خراسان قالیهائی می‌بافند که بنام قالی ترکمن یا بخارا معروف است. زمینه این قالی‌ها قرمز تیره و نقش آن‌ها از یک سلسله کثیرالاضلاع تشکیل یافته و به اسم نقشه پای فیل موسوم است. قالیهای بلوچ نیز بوسیله چادرنشینان بافته می‌شود و مانند قالی‌های ترکمن ولی از آن‌ها شل‌تر و نرم‌تر است. آذربایجان از قرن‌ها پیش برای صنعت قالیبافی مشهور است.

در تبریزهمه جور قالی بافته می‌شود. قالی‌های کهنه تبریز اغلب دارای رنگ قرمز و نقشه ترنجی هستند ولی نقشه مخصوصی نیست که بتوان آن را نقشه تبریز گفت. قالی‌های هریس از بهترین قالیهای تبریز است. قالیهای گوراوان در قریه گوراوان و اطراف هریس بافته می‌شود. قالیهای قره جه در ناحیه قره داغ در شمال تبریز بافته می‌شود ومعمولاً کوچک و بشکل کناره هستند. در زنجان در دوره قاجاریه قالیهای کوچک بافته می‌شد که بواسطه بکار رفتن رنگهای جوهری در آن‌ها مرغوب نبود. استعمال این گونه رنگهای مصنوعی و شیمیائی که در دوره قاجاریه مرسوم گردید ضرر و لطمه بزرگی بشهرت قالی‌های ایران دردنیا وارد آورد خوشبختانه استعمال رنگهای جوهری قدغن شده است. از حیث تنوع در نقشه، رنگآمیزی و مهارت در بافتن، قالی و قالیچه ایران حتی در دوره قاجاریه که صنعت رو به پستی رفته بود در دنیا نظیر نداشت. قالی خوب ایران مانند قطعه شعر زیبائی است که بافنده آن مانند شاعر جمال طبیعت را ترجمه و بصورت شی زیبائی درآورده که هم قشنگ و هم قابل استفاده است. (ازترجمه تاریخ صنایع ایران تالیف ویلسن صص ۱۸۸ – ۲۱۷). سینگر سارجنت نقاش معروف آمریکائی گفته: تمام نقاشی‌های دوره تجدد (رنسانس) ایطالیا ارزش یک تخته قالی ایرانی را ندارد:
نه پرد بلبل اندر باغ جز بر بسد و می‌نا
نه پوید آهو اندر دشت جز بر قالی پرنون.
رودکی.

‌ای زهدفروشنده تو از قال و مقالی
با مرکب و با ضیعت و با سندس و قالی.
ناصرخسرو.

هرچند که پشم است اصل هر دو
بسیار به است از پلاس، قالی.
ناصرخسرو.

آن کل عفریت روی با همه زشتی
قالی بافد همی و ایضاً محفور.
سوزنی.

چون مرا سندس است و استبرق
شاید ار قالی مرندی نیست.
خاقانی.

خونت برای قالی سلطان بریختند
ابله چرا نخفتی بر بوریای خویش.
سعدی.

گر آزاده‌ای بر زمین خسب و بس
مکن بهرقالی زمین بوس کس.
سعدی (بوستان).

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است