آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد، آزادی خود ماه است كه او را پایبند می كند.
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۷

تاریخچه فرش تهران

ساختار به طور حتم قالیبافی که از مشاغل مهم خانوارهای ایرانی بوده، در تهران نیز رواج داشته است.

تصویر مرتبط

نقاشیها و عکسهای قدیمی ماهیت روستایی فرشهای قدیم تهران را نشان می دهند. برای مطالعه و دستیابی به مصداقهای قالی روستائی تهران اکتفا به وضعیت فرشبافی امروز راه به جایی نخواهد برد به طور حتم قالیبافی که از مشاغل مهم خانوارهای ایرانی بوده، در تهران نیز رواج داشته است. نقاشیها و عکسهای قدیمی ماهیت روستایی فرشهای قدیم تهران را نشان می دهند. برای مطالعه و دستیابی به مصداقهای قالی روستائی تهران اکتفا به وضعیت فرشبافی امروز راه به جایی نخواهد برد. زیرا تحولات ۵/۱ قرن گذشته تا بحال تهران را چنان دگرگون کرده که بافت قالی روستایی قدیم تهران با هویت گذشته اش به ندرت بافته شده یا اصلاً رواج ندارد .
با گذشت زمان از آنجا که تعدادی از خانوارهای متمول قاجاری از سر علاقمندی به تولید قالی اقدام نمودند و در همین دوره، سیل مهاجرین به مرکز ایران روانه شد. به تدریج هیبتی تازه برای قالی تهران رقم خورد و به واسطه دخل و تصرفات مهاجرین و انتقال تجارت قالیبافی سنتی خود و تلفیق آن با قالی روستایی تهران، گرایش به سبک شهری در فرشبافی تهران به وجود آمد که البته با از بین رفتن متولیان این امر، این حرکت نیز رو به نابودی گذاشت. بطوریکه برای مطالعه و بررسی طرحها و نقوش قالی های این دوره فقط می توان به عکسها و نمونه های موزه ای رجوع کرد زیرا امروزه از آن نوع طرحها و نقشها در قالیهای بافت تهران امروز، اثری نمی توان یافت.
تحولات فرشبافی در تهران، در حدود سه دهه اخیر بسیار گسترده تر و متفاوت از گذشته آن بوده و حتی می توان گفت در قالی ایران بی سابق بوده است. این تحولات به خصوص در ۲۰ سال گذشته، یعنی پس از انقلاب به اوج رسیده است. که از دلایل مشخص آن فراوانی مهاجرت از سایر شهرها به تهران است.
ساختار
تارهای قالی تهران از جنس نخ پنبه ای بوده و پود نازک آنها به رنگ آبی و پود ضخیم به رنگ سفید مورد استفاده قرار می گیرد. پشمی که در این قالی ها بکار رفته است دارای کیفیتی بسیار عالی است و به همین دلیل قالی های تهران دارای حالتی ابریشمین و مخملین هستند. گره های آنها از نوع فارسی باف است ارتفاع پرزها کوتاه و بافت آنها نسبتاً فشرده و سبک است.
– طرح های رایج
همچنانکه پیشتر نیز اشاره شد قالیبافی تهران کاملاً متأثر از مهاجرتهای بی رویه از نقاط مختلف کشور به آن شهر می باشد. بطوریکه به علت مهاجرت و اسکان تعدادی از قالی بافان شهرستانی در این شهر، طبعاً همه نوع بافت و طرحی را در میان فرش های تهران می توان جستجو کرد.
با تمامی اینها، قالیهای تهران عمدتاً در زمینه روشن و با بهره گیری از نقوش قدیمی و یا اشکال جدید در طرحهای لچک و ترنجی، درختی حیواندار، درختی ساده، هندسی خاتم شیراز، بازوبندی و هراتی با حاشیه سماوری و … بافته می شوند. طرحهای پیچک دار مشبک در تکرارهای متوالی نیزدر تهران رایج است، همچنین از طرح های رایج دیگر می توان به فرشهای تصویری اشاره کرد. طرح مناطق قم، تبریز، نائین، کاشان و اصفهان نیز در تهران بافته می شود ولی سبک نائین و کاشان بیشتر است. ترنج آن گرد، چند قسمتی یا دارای دو گوشه کشیده است. چهار عدد لچک آن اکثرا به رنگ آبی یا قرمز دیده می شوند. با این همه، سبک نقش آن تا اندازه ای بی قاعده است و دارای جلال و شکوه چشمگیر قالی های کلاسیک اصفهان نیست که از آنها اندکی الهام گرفته است. نقوش اسلیمی آن از خوشه های درشتی تشکیل یافته که خطوط آن، در اکثر موارد، در یک بی نظمی بهم پیچیده ای درگیر می شوند که به نظر طراحان، بیانگر تنفر واقعی از خلاء است. با این همه، نقوش شامل گره ها، برگ های پر مانند، غنچه ها، تزئیناتی به شکل گل و غیره است و به هنگامی که این نقوش ترکیب قالی نمازی را می پذیرند، در زمینه آن، گلدانهای گل دار بسیار نقشینی را ملاحظه می کنیم که در دو طرف آن دو عدد درخت زندگی قرار داده شده اند. شکنج خطوط محیطی، در اینجا نقصان یافته و سبک آن همسان تر شده است. اگر در جستجوی نقش هایی هستیم که این نقش با خطوط پیچیده از آن ملهم شده اند می توانیم به بخش هایی از نقوش قالی های قدیمی اصفهان که دارای اسلیمی گیاهی هستند، بیندیشیم که در موزه ملی برلین نگهداری می شود.
از بین ویژگی های قالی تهران، به تزئین خطی دور نقش ها اشاره کنیم که در غالب موارد با رنگ های سیاه یا آبی تیره مشخص تر شده اند و موجب برجسته تر نمودن طرح هامی گردند. با برگرداندن قالی، احساسی از دیدن یک نقش برجسته به ما دست می دهد، و بخصوص برای تشخیص قالی های نمازی که با ظرافتی مشابه کرمان یا کاشان بافته می شوند، از حاشیه می توان استفاده قابل توجهی نمود بخصوص از قاب های ثانوی که طرح آنها ظریف تر است. در واقع، در بزرگترین قاب که نقش آن متغیر است، می توانیم نقش ترنج های کوچک، ختمی های درختی، گل های کوچک (که در بین آنها برگ های تزئینی نخل به تناوب قرار دارند)، خوشه های بزرگ و پرندگان را پیدا کنیم، در قاب های ثانوی که معمولاً تعداد آنها شش عدد است، این نقوش تقریباً همیشه بر طبق ترکیب ساده ای به شرح زیر قرار گرفته اند: قاب بیرونی نشانگر نقش مداخل Medachyl است که نوعی توری پشت سر هم می باشد و معمولاً در قالی های مشرق زمین به آن بر می خوریم. دومین قاب نشانگر گل های کوچک شش پر است که بطور منظم در طول یک خز مارپیچ، به تناوب، قرار گرفته اند. در قاب سوم نیز همان نقش مداخل را باز می یابیم. سپس به همین ترتیب سه قاب ثانوی بعدی قرار می گیرند
رنگ بندی فرشهای تهران بیشتر از رنگ روشن برای زمینه استفاده می کنند. ولی رنگهای ویژه قالی تهران عبارتند از رنگ لعل تیره فام برای زمینه و آبی بسیار لطیف برای لچک ها. رنگهای دیگری همچون: سیاه (بخصوص در خطوط محیطی نقشها)، آبی تیره، گلی همانند رنگ های آزاد یا بنفش، سفید عاجی، سبز نخودی، سبز کهنه، و قرمز تیره و زرد خردلی نیز استفادهمی شوند و غالب رنگها، گیاهی است.
– وضعیت فعلی
به طوریکه در تهران امروز فرشهای مناطق مختلف ایران تولید می شود. اهالی شهرکهای اطراف تهران به ویژه اسلامشهر به تولید انواع قالیهای ایران به خصوص قالیهای ظریف تبریز و قم و نائین مشغول هستند. همچنین کارگاههایی به صورت متمرکز در چند جای تهران به تولید فرش مناطق مختلف و نیز قالیهای دارای طرح و تصویر و تابلو فرش پرداخته اند و مراکز آموزشی متفاوت نیز به آموزش طراحی و بافت قالی برحسب علاقه و سلیقه اشتغال دارند.
نکته لازم به ذکر درباره تولیدات امروز قالی تهران این است که بعضی از طرحهای مورد استفاده را می توان متعلق به همه جای ایران دانست و بعضی دیگر به هیچیک از سبکهای طرح و نقش فرش ایران مشابهت ندارد.
می توان گفت که تهران امروز از سنت و هویت خاصی در شیوه های طرح، نقش بافت برخوردار نیست.
استقرار مرکز اصلی شرکت سهامی فرش ایران در این شهر و نقشی که این شرکت در بهبود کیفیت فرش ایران دارد و همچنین وجود واحدها و کارخانه های متعدد پشم شوئی، ریسندگی و رنگرزی در تهران و حومه ان مانند کرج که پشمهای استاندارد را تهیه می کنند، موزه فرش ایران و بالاخره بازار بزرگ تهران که مرکز مهم معاملات فرش و مواد اولیه مورد نیاز آن می باشد. تواماً به این شهر موقعیت و اهمیت ویژه ای در هنر و صنعت قالی بافی ایران می دهند

نگاهی به تاریخچه فرش کرمان

کرمان استانی واقع در مناطق مرکزی و خشک ایران هر چند سلسله کوههای نسبتاً بلند در سمت شمال غربی خود دارد ولی هیچ رودخانه پر آبی در آن جاری نیست همین کمبود آب و مناطق لم یزرع کوهستانی و شن زارهای این سامان، سبب شده تا بیشتر اهالی این منطقه به جای کشت و زرع، به هنر و صنعت قالیبافی روی آورند.

نتیجه تصویری برای مطلب درباره فرش

کرمان استانی واقع در مناطق مرکزی و خشک ایران هر چند سلسله کوههای نسبتاً بلند در سمت شمال غربی خود دارد ولی هیچ رودخانه پر آبی در آن جاری نیست همین کمبود آب و مناطق لم یزرع کوهستانی و شن زارهای این سامان، سبب شده تا بیشتر اهالی این منطقه به جای کشت و زرع،به هنر و صنعت قالیبافی روی آورند.این ناحیه از ایران از دیر باز یکی از مراکز مهم فرشبافی کشور ما به شمار می رفته و تاریخ فرشبافی کرمان به قرنها پیش و قبل از دوران صفویه می رسد. قطعه ای از یک تخته فرش بافته شده در این شهر که در موزه حضرت امام رضا علیه السلام در مشهد نگهداری می شود بر سابقه ای لااقل در حد پانصد سال بافندگی در زمینه فرش های گره دار کرمان شهادت می دهد. در روند تاریخی قالیبافی کرمان می توان نقاط اوج و حضیض متعددی را سراغ گرفت بطوریکه هنر قالیبافی کرمان نقطه اوج خود را در زمان صفویه و مرحله حضیض خود را در اوایل دوره قاجاریه، یعنی زمانی که آقا محمد خان قاجار به لحاظ مساعدت اهالی کرمان با لطفعلی خان، دست به کشتار هولناک اهالی آن زد، سپری کرده است. بنابراین، به احتمال قریب به یقین هنر فرشبافی در کرمان، از زمان صفویه و با حمایت آنان در این منطقه نضج گرفته است. چه اسکندر خان منشی، مؤلف عالم آرای صفوی و منشی شاه عباس، در این کتاب به قالی کرمان اشاره دارد و شاردن نیز که در سالهای ۱۶۶۶ و ۱۶۷۲ میلادی به ایران مسافرت کرده، این موضوع را تأیید کرده است.
اما با تمامی اینها از منابع و آثار تاریخی چنین بر می آید که عمده آثار این دوره کرمان منسوجات بوده است نه قالی. بطوریکه تا اواسط دوره قاجار، کرمان یکی مهم ترین و بزرگترین مراکز تولید انواع منسوجات به خصوص پارچه های ابریشمی بوده است که از مهمترین آنها شالهای پشمی و پارچه های ساده کرباس و پته های زیبا را می توان نام برد
شروع انقلاب صنعتی و ورود انواع پارچه های نساجی و ماشینی، که منجر به کاهش تولید انواع منسوجات دستی گردید، عامل اصلی گرایش به هنر قالیبافی کرمان است. در واقع دوران بعد از انقلاب صنعتی اروپا، یکی از پر رونق ترین ادوار قالیبافی کرمان است. آقای یساولی معتقد است: حرفه قالیبافی در کرمان بطور جدی از قرن نوزدهم میلادی به همت تجار تبریزی شکل گرفت. آنان چون میزان تولیدات این منطقه را در جهت صدور به کشورهای اروپایی از طریق تبریز و ترکیه کافی نمی دانستند با ایجاد کارگاههای متعدد، آغازگر دوره ای درخشان از هنر قالیبافی این منطقه بودند. در اواخر دوره قاجاریه شرکت های خارجی و برخی از افراد محلی نقش حمایت کنندگی تجار تبریزی را عهده دار می شوند. این شرکت ها خود مستقلاً شروع به تولید فرش و به دنبال آن ترسیم نقشه های قالی نمودند. در همان زمان در حدود ۱۵۰ طراح در فرش کرمان کار می کردند که برخی برای شرکت های مذکور و برخی بطور مستقل به کار نقشه کشی فرش مشغول بودند. بعدها به علت وقوع جنگ جهانی اول، بحرانهای اقتصادی سال ۱۹۲۹ میلادی و کسادی ناگهانی در بازارهای خارجی موجب توقف سفارشات خارجی شد و این امر رفته رفته کار قالیبافی کرمان را کند کرد. علیرغم رفع بحران در کشورهای اروپائی و امریکا، شرکتهای خارجی دیگر به اهداف گذشته شان تمایلی نشان ندادند. گر چه فرشبافی در کرمان دیگر آن رونق گذشته را نیافت، لیکن مردم قانع کرمان به حفظ دست آوردهای گذشته همت گماشتند و ویژگیهای خاص این حرفه را حفظ کردند.
با تمامی این افت و خیزها امروزه نام کرمان با قالی آن مترادف است. فرشهایی که در این منطقه بافته شده زینت بخش موزه های معتبر جهان است. هنوز تمیزی و لطافت اجناس با نام قالی کرمان در ذهن اشخاص تداعی می کند

ساختار
اغلب قالی های کرمان از نوع خاص سه پود می باشد. به عبارتی بین رجهای بافت، ۳ پود دیده می شود که اولی و سومی ضخیم و دومی نازک است. البته قالیهای دو پود اول ضخیم و پود دوم نازک نیز به طور پراکنده دیده می شوند.
در محدوده جغرافیایی کرمان هر دو نوع گره قالی ایران کاربرد دارد در منطقه شهری باف کرمان، گره مورد استفاده گره فارسی است که در بافت قالیهای ظریف بکار می رود و در مناطق روستایی باف، هم گره فارسی و هم گره ترکی رایج است از طرفی دیگر گره های جفتی و در دهه های اخیر بی گره بافی (کمانش) هم در کرمان رایج شده است. این نوع بافت های تقلبی در فرش های جدید بافت کرمان و بی سلیقه گی برخی از بافندگانی که فرش های کم دوام با حاشیه ای کج و کوله و موج دار و شیرازه های زشت به بازار می فرستند باعث عقب افتادگی فرش خوش سابقه کرمان در بازارهای بین المللی شده است.
مواد اولیه مصرفی در فرشهای کرمان چون بیشتر مناطق فرشبافی است و استفاده از پشم برای پرز و نخ پنبه ای برای تار و پود فرش رایج می باشد برای پرزها از پشم محلی استفاده می کنند که با دوام و دارای حالت ابریشمی بوده است ولی از آنجائی که تقاضا رو به افزایش رفته، آنها به پشم هایی که از خراسان و یا کرمانشاه وارد می شده و یا به پشم های خشک تر تبریز توسل جسته اند.
در حال حاضر، در کرمان از دارهای عمودی (ایستاده) استفاده می شود که البته این دارهای عمودی از نوع چرخان می باشد و تنها در مناطق عشایری این استان است که دارهای افقی (خوابیده) به کار می روند. رجشمار فرشها نیز متغییر و از ۳۵ تا ۸۰ رج می باشد.

– طرحهای رایج
ابتدا نظری بر روند تطور و تکامل نقوش قالیهای کرمان خواهیم داشت که می توان آن را به سه دوره تقسیم کرد:
۱٫ دوره نخست یا عصر ترمه: این دوره همزمان با زوال شالبافی در کرمان است. در این زمان بازرگانان تبریز برای حفظ قالیبافی در نقاطی مانند هریس، تبریز، مشهد، اراک و کاشان کارگاههای قالیبافی دایر کردند و در برخی نقاط به قالیبافان محلی سفارشهایی دادندو در نقاطی مانند کرمان به خرید قالی پرداختند که این کار موجب گسترش قالیبافی در کرمان شد. طراحان قالی در کرمان در این موج تازه گسترش قالیبافی، طرحهایی براساس نقشه شالهای کرمان یعنی نگاره های “بته جقه” و کاربردهای گوناگون آن تهیه می کردند. کاربرد نام عصر ترمه به خاطرالهام گرفتن از همین شالهای ترمه می باشد.
۲٫ عصر بازگشت: این دوره در واقع دوره بازگشت به نقوش سنتی می باشد. با پایان یافتن جنگ جهانی اول و تغییر سلیقه بازار در آمریکا، تغییر اساسی در طرحهای کرمان بوجود آمد و نقش و نگاره های صفوی مورد تقلید هنرمندان کرمان قرار گرفت. نقشه های اسلیمی و گلهای شاه عباسی و نقشهای قاب قرآنی و ترنج و لچکهای انبوه رایج شد. در اواخر این دوره باز هم بعلت بحران اقتصادی در آمریکا و توقف خرید ها و سفارشات، شاهد تمایل طراحان به نقوش قبلی هستیم.
۳٫ عصر گوبلن: وجه تسمیه این دوره بخاطر تأثیر گرفتن نقوش قالیها از طرحهای فرانسوی بنام “گوبلن” می باشد، در واقع می توان گفت طرحهای قالی در این دوره اصالت خود را از دست می دهند. نقشهای “اوبوسن” و “ساونری” که همگی گوبلن خوانده می شوند، یکسر از فرانسه می رسید و بر دست نقاشان کرمانی باسمه برداری می شد و به کارگاه می رفت شاید بتوان گفت که در همین دوره است که موتیفی به نام “گل فرنگ” وارد قالی های ایران می شود.
بطور کلی آنچه موجب شهرت طرحها و نقوش کرمان شده است، استفاده از موتیفهای بسیار ریز که بصورت گسترده در زمینه قالی پخش شده اند و یک طرح پرکار را بوجود آورده اند. نکته قابل ذکر دیگر این است که طراحان کرمانی از نقوش گل و برگ و درخت استفاده کرده و می کنند و بسیاری از صاحب نظران معتقدند که شرایط اقلیمی و محیط کویری کرمان سبب گردیده تا طراح کرمانی با به تصویر کشیدن گلها و گیاهها، کمبود آنان را در ذهن خود جبران سازد. در مورد طرحهای رایج امروزی در کرمان نویسندگان کتابهای “مقدمه ای بر شناخت قالی ایران” و “فرشنامه ایران” معتقدند که این طرحها عبارتند از: طرحهای خوشه انگوری، سبزیکار چمنی، گلدانی و درختی، ستونی ۳۳ پل، برگ چغندری، قاب قرآنی، بته جقه ای، لچک ترنج کف ساده و همچنین نقشه های گل فرنگ و گوبلن و یا نقشه های شکارگاه و افشان، بازوبندی، خشتی و …
آقای “تورج ژوله” نویسنده کتاب “پژوهشی درفرش ایران” طرحهای متداول کرمان را چنین تقسیم بندی می کند:

طرح سبزی کار طرحهای تصویری که اغلب بهترین آنها در حوزه قالیبافی راور بافته شده و می شوند.
طرحهای افشان به ویژه افشان شاه عباسی که شاید بهترین آنها در دوره معاصر حاصل قلم توانای طراحان خاندان شاهرخی بوده باشد و از دیگر طرحهای معروف کرمان نقوش قاب قرآنی، انواع درختی و گلدانی تلفیقی و همچنین انواع گل فرنگ می باشد.
این روزها کشورهایی چون چین با تقلید استادانه ای از نقشه های قدیمی و جالب کرمان، فرشهایی با بافت بسیار شسته رفته و با پشمهای مرغوب و رنگهای درخشان احتمالاً با استفاده از تکنیکهای کامپیوتری به بازارهای غرب می فرستند که تهدیدی بسیار جدی برای آینده فرش کرمان شده است
رنگ بندی
همانگونه که قبلاً ذکر شد، رنگهای مورد استفاده در قالیهای کرمانی یکی از دلایل شهرت این قالیها می باشد که علاوه بر استفاده از رنگهای باثبات و گیاهی، دارای ترکیب بندی رنگی بسیار قوی نیز می باشند.
در قالیهای مرغوب کرمان بطور معمول حداقل ۱۵ رنگ و در قالیهای نفیس تا ۳۰ رنگ نیز مورد استفاده قرار می گیرد. از لحاظ رنگ آمیزی، فرش کرمان یکی از متنوع ترین و شادترین فرشهای ایران محسوب می شود. لاکی سیر و روشن، بژ، عنابی، مسی، آبی سیر و روشن، سرمه ای، صورتی، و سبز سیر و روشن از مهمترین رنگهای مورد استفاده در قالیهای کرمان می باشند.
– رنگرزی
شهرت عمده فرشهای کرمان بخاطر رنگرزی آن می باشد، کرمان تنها مرکز قالیبافی در ایران است که در آن تقریباً به کلی مواد رنگ آمیزی بیگانه تحریم شده اند. رنگهای به کار رفته بسیار متنوع هستند اکثراً این رنگها که تا گذشته نزدیک در کارگاههای رنگرزی برای مصارف شالبافی و قالیبافی بکار می رفتند از سری رنگهای طبیعی بودند ولی در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم مقداری رنگهای جوهری به کارگاههای رنگرزی آن راه یافت . رنگهای گیاهی مورد استفاده عبارتند از: نیل (ترکیبی)، قرمز دانه، روناس، پوست گردو، پوست انار، برگ مو، بوریا و حنا. همانند بقیه نقاط ایران، در کرمان هم، زاج تنها ماده ثابت کننده ای است که در رنگرزی خامه قالی مورد استفاده قرار می گیرد.
– ابعاد
آقای تورج ژوله در کتاب خود (پژوهشی در فرش ایران) چنین می آورد: ابعاد فرش کرمان چندان متنوع نیست و گرایش به بافت فرشهای کوچک مانندذرع و نیم و دو ذرع کمتر است. اما ابعاد ۳ ۲ و ۵/۳۵/۲ و ۴۳ متری و بزرگتر در میان قالیهای قدیم و جدید کرمان بسیار زیاد است. بافت کناره نیز در کرمان چندان متداول نبوده است. در سالهای اخیر ابعادی همچون خرک (تقریباً ۶۰۱۲۰ سانتی متر) و همچنین پشتی و روکش صندلی و مبل نیز رواج زیادی یافته است.
اما در کتاب “مقدمه ای بر شناخت قالی ایران”، “یساولی” نظری خلاف نظر آقای ژوله دارند ایشان معتقدند: قطع قالیهای کرمان بسیار متنوع است و از قالیچه های کوچک ۹/۰۶/۰ متر تا قالیهای بزرگ ۴۷ متر در تغییر است

وضعیت فعلی
طراحان: بیشتر محققان، شروع طراحی قالی را در کرمان مرهون خاندان مشهور “شاهرخی” می دانند.محسن خان، پیشکسوت نقاشان قالی کرمان به کار نقاشی مینیاتور قلمدان، اشتغال داشت. او که ابداع کننده سبک نقطه زنی است، با طرح اولین نقش قالی تا آخر عمر قلم از کف ننهاد و حسن خان پسر و شاگرد او و معلم ثانی نقاشان قالی کرمان در طول زندگی پربارش بیش از هزاران نقش قالی را ابداع کرد. علاوه بر آنها امیر خان شاهرخی، احمد خان شاهرخی و پسرانش حسین و حسن خان مشهورترین طراحان کرمان می باشند. شکر الله پاک گوهر، رضا خان رند، محمود ارجمند، محمد سام، حسن رسولی، میرزا علیرضا مایل و … از دیگر طراحان مشهور و معاصر کرمان بوده اند. علاوه بر اینها در کتاب “مقدمه ای بر شناخت قالی ایران” تعدادی دیگر از طراحان کرمان معرفی شده اند که عبارتند از: شیخ رمضان میر سرجانی، استاد کاظم، احمد خان، احمد علی خان، کربلائی اکبر فدائی، کاشی نقاش، حاج محمد جعفر، عزیز الله بهارستانی، راوی از جمله در گذشتگانند که هر کدام از اینان هزاران طرح را به تصویر کشیدند و شاگردان زیادی را پروردند. هنرمندانی چون: محمد علی شاهرخی (پسر حسن خان) اکبر بهارستان پسر عزیز بهارستان، عباس سروری شاگرد او و احمد کیوان و علی صوتی، محمود رسولی که همه اینها اکنون دست اندرکار طرح نقش قالی اند.
تولید کنندگان: از میان تولید کنندگان فرش کرمان احمد یزدان پناه (دیلمقانی)، محمد ارجمند کرمانی (ملقب به سلطان قالی کرمان) برادران رشید فرخی، برادران اژدری و ژان تیمور یاناکی از بزرگترین تولید کنندگان فرشهای قدیم کرمان بوده اند. ابوالهادی، فتحی، یظهری و وزیری از مهمترین تولید کنندگان فعلی فرش شهری باف استان کرمان می باشند. شرکت سهامی فرش ایران نیز با بیش از شصت سال سابقه از قدیمی ترین تولید کنندگان اصیل کرمان می باشد.

همه چیز درباره قالی اردبیل

قالی اردبیل یکی از زیباترین فرش هایی است که در دوره صفویه بافته شده است .

تصویر مرتبط
تاروپود این فرش ازابریشم وپرز آن ازپشم بوده وکاربافت آن درسال ۹۴۶هجری قمری پایان گرفته است. نام بافنده آن مقصود کاشانی و از محدود قالیهای است که دارای کتیبه بوده و تاریخ بافت و نام بافنده بر روی آن بافته شده است.
این قالی نفیس را شرکت (زیگلر) ازایران خارج نموده وبه مبلغ۲۰۰۰ لیرهاسترلینک به موزه ویکتوریا وآلبرت لندن فروخته شده است.
درهرمترمربع این قالی ۵۱۷۰۰۰گره ازنوع سنه بکاررفته است وکاربافت آن سه سال واندی طول کشیده است.
طرح این قالی بسیارجالب است و وسط آن ترنج زیبایی قراردارد.
زمینه فرش به رنگ آبی سیر است وتمامی آن باگلهای بسیار شکیل وظریف تزیین شده است. تنوع گلهای بکار رفته و هماهنگی و هارمونی آنان از نظر طرح و رنگ بندی کم نظیر است و هنوز هم الگوی خوبی برای طراحان و تقاشان فرش ایران بشمار میرود
این قالی برای آرامگاه شیخ صفی الدین اردبیلی جد خاندان صفویه بافته شده است .در مورد محل بافت این قالی اختلاف نظر بسیاری وجود دارد برخی از صاحبنظران با توجه به نام بافنده و نوع گره بکار رفته محل بافت این فرش را کاشان میدانند.

صادرات فرش فارس

بازارهای اروپا و سایر کشورهای جهان، قرن‌هاست که فرش فارس را به عنوان هنری ظریف می‌شناسد و به داد و ستد آن مشغولند. جهانگرد هلندی، کارستین نیبور، از صادرات فرش به سال ۱۷۶۵ میلادی (دوره زندیه) می‌نویسد: ” زنان عشایر، قالیچه‌هایی می‌بافند که به مقدار زیاد، صادر می‌شود… جای شگفتی است که به رغم کمبود امکانات، پشم را خیلی خوب رنگ می‌کنند و فرش‌های خوب می‌بافند.”

تصویر مرتبط

 

در دهه‌های ۱۷۸۰ و ۱۷۹۰ میلادی، بازرگانان کمپانی هند شرقی در ایران، بطور منظم، فراهم بودن فرش‌های صادراتی را در بندر بوشهر گزارش می‌کنند که قرن‌ها، بندرگاه اصلی برای صدور دستبافته‌های فارس بوده است.

اسناد و دفاتر یکی از بازرگانان فرش، که در اواخر قرن نوزدهم میلادی در قاهره می‌زیسته است، نشان می‌دهد که مقدار عمده‌ای از قالی‌های جنوب و مرکز ایران بطور مداوم، از راه بوشهر به مصر و از آنجا، از راه بندر اسکندریه، به اروپا می‌رفته است.

در حال حاضر نیز، بخش عمده‌ای ( در حدود ۴۵%) صادرات غیر نفتی استان فارس را صادرات فرش تشکیل می‌دهد. گبه‌های ریزباف و درشت‌باف استن فارس، یکی از پرفروش‌ترین فرش‌های دنیاست و مهم‌ترین قلم صادرات فارس را تشکیل می‌دهد.

وجود تنوع در دستبافته‌های فارس، اعم از قالی کشکولی، عرب‌باف،‌ گبه، گلیم‌ـ گبه‌های ریزباف و سوزنی، چشم‌انداز صادراتی امید‌بخشی را نوید می‌دهد.

موزه‌ها، کلکسیونرها و پژوهش‌های فرش‌شناسی

فرش فارس، کالایی است هنری و دارای سابقه. همین دو خصوصیت، کافی است که کالایی را به موزه‌ها برساند و طرفداران خاص خود را پیدا کند. فرش فارس هم از این قاعده مستثنی نیست.

نمونه‌هایی از زیباترین دستبافته‌های فارس را می‌توان در موزه‌های مختلف دید. از آن جمله: در ایران، موزه فرش ایران و موزه آستان قدس رضوی. و در دنیا، موزه ویکتوریا و آلبرت لندن، موزه یادمان دی‌یانگ در سانفراسیسکو، موزه بوداپست، موزه هنرهای اسلامی قاهره و جز آن. مجموعه‌داران خصوصی مختلفی چون جرج برنز و دکتر سیاوش آزادی نیز، به گردآوری فرش فارس پرداخته‌اند.

به تبع این اهمیت، پژوهش‌های مختلفی نیز در خصوص معرفی و دسته‌بندی دستبافته‌های فارس انجام گرفته است که در این خصوص، باید از پژوهشگران ایرانی چون دکتر سیروس پرهام، دکتر پرویز تناولی، دکتر طاهر صباحی و دکتر سیاوش آزادی نام برد. در میان پژوهشگران خارجی نیز باید از مامفورد آمریکایی، سیدنی چرچیل انگلیسی، مری ریپلی آمریکایی، هوبل آلمانی و سیسیل ادواردز نام برد.

تحولات تجارت فرش دستباف ایران در دوره قاجاریه (با تکیه بر بازار بین المللی فرش دستباف)

 در دوران قاجاریه پس از اینکه آرامش نسبی در زمان پادشاهی فتحعلیشاه و ناصرالدین شاه قاجار برقرار شد، بستری برای تولید فرش های نفیس ایرانی مهیا گردید.

تصویر مرتبط

در این عصر سیاحان اروپایی توجه تاجران و مردم اروپا و آمریکا را به فرش دستباف ایران جلب نمودند.در اواسط قرن ۱۹م/۱۳ق تحولی در تولید فرش دستباف در جهت تأمین نیاز بازار جهانی رخ داد و شرکت های خارجی به سرمایه گذاری در تولید و تجارت فرش دستباف ایران علاقه مند شدند. در پی این تحولات بود که برخی از کشورهایی که در صنعت فرش دستباف دارای مزیت بودند به فکر توسعه این صنعت افتاده و به عرصه رقابت در تجارت بین المللی آن وارد شدند. این رقابت در بازار جهانی بعد از جنگ بین الملل اول شدت یافت و همواره تولیدکنندگان بزرگ فرش در تصاحب بازارهای جهانی بخصوص بازار اروپا و آمریکا در رقابت با یکدیگر قرار داشتند. کشورهای چین، هندوستان و ترکیه از مهمترین رقبای ایران بودند که در سال های پایانی دوره قاجاریه توانستند سهم خود از بازار بین-المللی فرش را افزایش دهند.
نظر به آغاز تجارت فرش دستباف و رقابت بین المللی آن در اواسط دوره قاجاریه و تحولات مهمی که در بازار فرشِ دنیا در این دوران رخ داد و از آنجا که تاکنون بازار بین المللی فرش در دوران مذکور به صورت تخصصی و با پرداختن به جزئیات مورد بررسی قرار نگرفته است، در این مقاله سعی شد با مراجعه به اسناد دست اول بجای مانده از دوره قاجاریه با استفاده از مرکز اسناد و تارخ دیپلماسی وزارت امور خارجه، مرکز اسناد کتابخانه ملی و منابع تاریخ اقتصادی این دوران، تجارت فرش ایران در دوره قاجاریه معرفی و وضعیت تجارت این کالا در بازار بین المللی آن مورد بررسی قرار گیرد.

تاریخ تجارت فرش ایران (قاجاریه و پهلوی اول)

در دوران قاجاریه پس از اینکه آرامش نسبی در زمان پادشاهی فتحعلیشاه و ناصرالدین شاه قاجار برقرار شد، بستری برای تولید فرشهای نفیس ایرانی مهیا گردید .

 

نتیجه تصویری برای مطلب درباره فرش

در اواسط قرن ۱۹م/۱۳ق تحولی در تولید فرش دستباف در جهت تامین نیاز بازار جهانی بویژه بازار اروپا و آمریکا رخ داد و این کالا در اواخر دوره قاجاریه به یکی از مهمترین کالاهای صادراتی ایران تبدیل شد. همزمان با این تحولات در ایران، برخی از کشورهایی که در صنعت فرش دستباف دارای مزیت بودند، به فکر توسعه این صنعت افتاده و به عرصه رقابت در تجارت بین المللی آن وارد شدند.بعد از جنگ بین الملل اول این رقابت در بازار جهانی شدت یافت و همواره تولیدکنندگان بزرگ فرش در تصاحب بازارهای جهانی بخصوص بازار اروپا و آمریکا در رقابت با یکدیگر قرار داشتند. در دوره پهلوی نیز فرش دستباف در تجارت خارجی ایران نقش مهمی داشت و مهمترین کالای صادراتی ایران بعد از نفت بود و تحت تاثیر تحولات سیاسی و اقتصادی داخلی و بین المللی قرار گرفت و دچار افت و خیزهایی شد. در این دوره تجارت فرش به دلیل اهمیتی که داشت، مورد توجه دولت قرار گرفت.
نظر به آغاز تجارت فرش دستباف و رقابت بین المللی آن در اواسط دوره قاجاریه و تبدیل شدن آن به مهمترین کالای صادراتی غیرنفتی در دوره پهلوی و از آنجا که تاکنون تجارت فرش ایران به صورت تخصصی و همه جانبه مورد بررسی قرار نگرفته است، در این پایان نامه سعی شد با مراجعه به اسناد دست اول بجای مانده از دوره قاجاریه و پهلوی با استفاده از «مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه»، «گنجینه مرکز اسناد ملی»، «کتابخانه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی» و منابع تاریخ اقتصادی این دوران، تجارت فرش ایران در جنبه های مختلف از جمله صادرات، بازار بین المللی، رقبای تجاری، کشورهای خریدار، سازمان تولید و تجارت، قیمت و نقش دولت در دوران مذکور مورد بررسی قرار گیرد.

قالی تیموری نگین دستبافته های چار ایماق

امروزه بخشی ازتیره های مختلف تیموری در شهرستانهای مختلف استان خراسان رضوی و مابقی دراطراف هرات افقانستان زندگی می نمایند . شهرستانهای تربت حیدریه ، خواف ، فریمان ، تربت جام ، تایباد ، سرخس ، کاشمر، نیشابور و مشهد همواره از مراکز اصلی اسکان تیره های مختلف تیموری ایران بوده است.

Related image

منشا نژادی تیموریها نیز بر خلاف تصور برخی از محققین فرش که آنان را بلوچ دانسته اند ترک میباشند.سیسیل ادواردز اعتقاد به ترک بودن تیموریها داشته و اینکه آنان بافته هایشان با استفاده از گره نامتقارن است را ناشی از سبک و شیوه بافت قالی در بخش شرقی کشور میداند. تیموری از نظر معنای تحت اللفظی به امیرتیمور ، نوادگان و نبیره های او تعلق دارد که در قرن هشتم بر ایران حکومت نمود و بالاخص در مناطق شرقی کشور آثار فرهنگی و هنری بسیار مهمی از این دوره تاریخی به یادگار مانده است .گفته میشود بنا به فرمان امیر تیمور ایل تیموری از هرات به سمت مشهد و نیشابور و کاشمر کوچانده شده اند ولی در دوره های بعدی این ایل مجبور گردیده اند از بخش هایی از داخل خراسان عقب نشینی نموده بخش عمده آنان مجددا در اطراف هرات مسکن گزید اما تعدادی از قبایل و تیره های آن در شهر های مرزی خراسان امروزه باقی مانده اند .تیموریها همواره یکی از متحدین قبایل چارایماق ( به معنی چهار قبیله) می باشند که با جمشیدی ها در شمال هرات ، تیمنه در غور افغانستان و فیروزکوهی در قسمت فوقانی رودخانه مرغاب دارای روابط و پیمان نامه های مشترک میباشند. بر مبنای یک افسانه نقل شده از اجداد تیموری این قبیله از نظر نژادی عرب می باشند، اما به نظر می آید این افسانه بیشتر ناشی از تعصبات و وابستگی های مذهبی بوده که اجداد تیموری ها دوست داشته اند عرب باشند !
قریب به هفتاد تیره در قبیله تیموری وجود داشته اما قالیبافی در میان همه تیره های آنان از اهمیت یکسانی برخوردار نمیباشد. امروزه مهمترین تیره های تیموری ایرانی که دارای قالیبافی قابل توجه می باشند عبارتند از :
۱- تیره زوری که عمدتا در تایباد ، خواف و تربت جام زندگی می نمایند.
۲- بروتی : در محدوده خواف ، تربت حیدریه و رشتخوار زندگی می نمایند.
۳- سنگچولی : که زیستگاه اصلی آن شهرک باخرز تایباد ، اطراف رشتخوار است
۴- یعقوب خانی: در اطراف صالح آباد تربت جام ، بالاخص در روستای درخت توت زندگی می نمایند.
۵- میرزا دوستی : روستاهای شهرستان سرخس بالاخص منطقه بزنگان سرخس محل سکونت این تیره می باشد
۶- کلاه دراز : در روستای شرق مشهد و بخشی از آنان نیز در اطراف مهولات زندگی میکنند.
۷- میش مست : در روستاهای بین تربت جام و تایباد زندگی میکنند.
۸- طاهری : در آبادیهای بین تربت جام و فریمان و عمدتا در روستاهای تحت پوشش شهرتان فریمان زندگی می کنند.
۹- زوری ، سوربزی و پربزی : این سه تیره مهم دارای قالیبافی در روستاهای شرق مشهد و فریمان و تربت جام زندگی مینمایند.
۱۰- میراحمدی : امروزه در شهر تربت جام رندگی مینمایند.
۱۱-سلجوقی:در تایباد و تربت زندگی می کنند
به دلیل وجود پتانسیلهای بالقوه قالیبافی در میان قبیله تیموری یقینا از گذشته بسیار دور با قالیبافی آشنا بوده اما آنچه مسلم است مهاجرت ایل تیموری به خراسان و همزیستی آن در کنار اقوام گوناگون همانند بلوچ ، سیستانیها ، ترکها ، افشار ها ، ترکمنها و فارسها باعث گردیده که قالیبافی نزد این قوم تکامل یافته و اتفاقا همین موضوع وجه تمایز قالیبافی در میان تیموری های ایران و افغانستان است.سیاوش آزادی در کتاب آیین قالیبافی در میان بلوچ ها می نویسد : بهترین فرشها ی تیموری از خراسان هستند هرچند که قطعات برجسته ای در افغانستان وجود دارند ولی بسیار نادرند و به طور یقین تقاوت عمده فرشهای تیموری فارس نسبت به خویشاوندان افغان آنان آنها تکنیک ظریفتر آنان می باشد.
تیموریها اگرچه در گذشته یکی از چار اینماق جمشیدی ، فیروزکوهی ، تیمنه محسوب میگردند ولی امروزه قالیهای آنان درایران در گروه قالیهای بلوچ خراسان طبقه بندی می شوند و بخش قابل توجهی از تولیدات بلوچ خرسان حد اقل از نظر کمی ،توسط تیره های مختلف تیموری بافته میشود.
قالیهای تیموری در دو سبک تخت و نیم اول بافته می شود دستبافته های تک پوده تیموری عمدتاً در مناطقی بافته می شود که در تعامل نزدیک با ترکمنها بوده اند به عنوان مثال در منطقه صالح آباد تربت جام (زورآباد قدیم) که برای مدت مدیدی در سیطره ترکمنها بوده .عمده دستبافته ها بالاخص طرح معروف یعقوب خانی به صورت تک پوده بافته میشود همچنین در روستاهای تیمنک و چشمه گل شهرستان تربت جام (که اتفاقاً امروز مرکزثقل قالیبافی این شهرستان محسوب می گردد)را میتوان نشانه های قالیبافی ترکمنها اعم از سبک بافت، شیوه پود کوبی، رنگبندی، طرحها، نقوش و نقشمایه ها را مشاهده نمود حتی بسیاری از طرح های ترکمن در این مناطق آنقدر بافته شده که اسامی محلی برای آنان انتخاب شده و به صورت یکی از طرح های اصیل تیموری و نهایتاً بلوچ خراسان درآمده . اما تیموری های ساکن در مناطق دور از دسترس ترکمنها دستبافته هایشان دوپوده وبه صورت نیم اول می باشد. قالیبافی در نزد همه تیره های تیموری به زنان اختصاص داشته و برروی دار قالیبافی افق بسیار ساده ای انجام میگیرد که عمدتاً چوبی است. دستبافته های تیره های مختلف تیموری با گره فارسی، و دارای گلیمک پهن با نقوش تزیینی است. تعداد رنگ بندرت از هفت رنگ مشکی، سورمه ای، خاکی، شتری، سفید و قرمز تیره و روشن تجاوز مینماید. اندازه قالیهای تیموری نیز همانند ایل بهلولی عمدتاً در ابعاد کوچک و متوسط بوده و شامل نیازهای زندگی روزمره آنان حتی فراتر از ایل بهلولی می باشد تیموریها حتی در گذشته ای نه چندان دور بالشت و لحاف خویش را با دستبافته های خود تامین می نموده اند. با توجه به پراکندگی طوایف تیموری در مناطق مختلف استان خراسان رضوی و تنوع تیره های این قبیله طرح ها و نقوش آنان نیز متنوع می باشد. بلحاظ آنکه مردمان این قبیله سنی مذهب می باشند ، نسبت به کاربرد نقشمایه های حیوانی تعصبات خاصی دارند لذا همواره در طرح ها و نقوش قالی تیموری نقشمایه های استیلیزه شده دیده می شود. مرغ تیموری مرغی انتزاعی است و بر روی شاخه درخت به صورت نقشمایه ای قلاب گونه مشاهده می شود. در طرح ها و نقوش و نقشمایه های قالی تیموری بوضوح میتوان تعاملات این قبیله را با جمشیدیها، هزاره، قیمنه ها در افغانستان و همچنین کردها، بلوچها و بالاخص ترکمنهای ایران و ترکمنستان را دید. برخی از طرحها و نقوش تیموری به نام تیره های مختلف آن نامگذاری گردیده است. مانند طرح یعقوب خانی، سنجری و … تعدادی از طرحها و نقوش قالیهای تیموری نیز به نام محل اسکان و بافت نامگذاری شده است مانند طرح تیمنکی، چشمه گلی که این دو طرح در بازار مشهد به تعداد قابل توجهی عرضه میگردد بخش عمده طرحهای قبیله تیموری طرح محرابی است که عمدتاً در طرف بالای محراب نقشمایه پنج انگشت دیده می شود که نمادی از پنج وعده نماز واجب روزانه یا پنج تن آل عبا می باشد. نقشمایه زمینه محرابی درخت برگ تاکی است که ممکن است با شاخه های محدود یا زیاد باشد. طرح کشمیری نیز به تعداد قابل توجهی توسط تیره های مختلف تیموری منجمله تیموریهای هرات افغانستان، خوشابی در باخرز تایباد، مغول زاده در سنگان و دره خواف، مریدری در خواف، نورزایی در شیندن افغانستان، پربزی در تربت جام و باخرز، سوربزی در اطراف مشهد و تربت جام، سلجوقی در اطراف تایباد و شهرک باخرز کاربرد دارد،در این خصوص دتریش وگنر مقاله ارزشمند دستبافته های بلوچ و همسایگانان آنها می نویسد:” طرح و نقشمایه کشمیری چندین نسل بوسیله شانزده گروه مختلف بلوچ در سرزمین نسبتاً بزرگی به کار رفته است و حداقل دوازده گروه بافنده در همسایگی هم از ریشه نژادی مختلفی از آن استفاده نموده اند”. بنابراین بدیهی است که تیره های مخبلف تیموری هریک دارای گونه خاصی از طرح کشمیری می باشند که از حوصله این مقاله خارج است. طرح دوگلی نیز از دیگر طرح های رایج قبیله تیموری است که بالاخص توسط تیره مریدری در جلگه خواف بافته می شود. طرح های بوته و قاب قابی هندسی بالاخص با الهام از فرم شبکه ای کند وی زنبور عسل با تنوعات فراوانی در میان تیره های مختلف تیموری دیده می شود که بخش قابل توجی از آنان حاصل تعاملات آنان با قبایل بلوچ می باشد این طرحها نیز توسط تیره خوشابی در خواف و تایباد، مغول زاده در خواف بافته می شود.
این نوشته در اسطوره شناسی،تاریخ فرش،رویداد ها،مقالات با برچسب TOP در فوریه ۳, ۲۰۱۴ توسط عبدالله احراری منتشر شده است.

نگاهی گذرا بر زوایای چهار هزار ساله فرش

گوشه‌هایی از تاریخ فرشبافی در ایران بیشتر از سول محققان، مؤلفان و نویسندگان بررسی شده و به رشته تحریر درآمده است. اما آنچه که باعث تحقیق مجدد درباره آنها شده پرداختن به نکاتی است که گرچه خوانندگانی آنها را بارها مطالعه کرده اند اما کمتر مورد توجه و تأمل قرار گرفته است.

تصویر مرتبط

مطرح کردن این نکات سبب خواهد شد که محققان و نویسندگان اهل فن به تأمل و تفکر در این باره پرداخته و بستر مناسبی برای تحقیق بیشتر در مقوله تاریخ فرش فراهم آید. «گفته‌اند هوشنگ، اول کس بود که در ملک خویش آهن آورد و برای صناعت از آن ابزار ساخت و … بفرمود تا حیوانات درنده را بکشند و از پوست آنان لباس و فرش کنند و ….»(۱) حسب روایات تاریخی مذکور در تاریخ طبری زندگی هوشنگ پادشاه ایران زمین به بیش از دو هزار سال قبل از میلاد مسیح باز می گردد و در آن به استفاده از پوست حیوانات بعنوان فرش اشاره شده است که می‌توان هم به استفاده از پوست به همان شکل طبیعی اش پوست بعنوان فرش باور داشت و هم می توان استفاده از پشم و موی آنها را به عنوان پوششی برای کف محل زندگی انسانها در نظر گرفت که بدیهی است اتصال پشم و موی جهت جلوگیری از پراکندگی آنها در کف محل زندگی امری ضروری بوده و می توان اولین اتصالات ابتدایی را بعنوان ابتدایی ترین شکل گره فرش امروزی پنداشت و به استناد این طرز تلقی و فرازی دیگر از تاریخ در صفحات بعدی همان مأخذ بشرح ذیل به استنتاج جدیدی دست یافت: «پارسیان و بعضی از نسب‌شناسان گویند که طهمورث پسر ویونگهان پسر انکهد پسر اسکهد پسر هوشنگ پس از هوشنگ پادشاهی یافت او ملک اقالیم داشت و …. وی اول کس بود که از پشم و موی پوشش گرفت و …. به فارسی چیز نوشت.»(۲) این تأکید بر موضوع فرش از سوی مورخ در ۱۲۰۰ سال قبل بدون اینکه دارای ملاحظات سیاسی، تاریخی و جغرافیایی امروز باشد تنها می تواند تأکید و دلیل بر تاریخ چهارهزارساله فرش (و نه دو هزار و پانصد ساله) در ایران باشد و این تفاوت تاریخی بین هوشنگ و طهمورث در بردارنده تفاوتی است که در نحوه استفاده از پشم و مو به عنوان فرش بوجود آمده بود و می‌توان پنداشت که این تفاوت همان گره‌هایی هستند که در فرش بوجود آمده‌اند. با توجه به اینکه در زمان پادشاهی هوشنگ که فلز شناخته شده و مورد بهره‌برداری قرار گرفته بود مأید مشخصات دوره‌ای خود می باشد. حال آنکه در زمان طهمورث با فاصله زمانی که خط فارسی مورد استفاده قرار گرفته می توان میزان ترقی و رشد در نحوه استفاده از پشم و مو در فرش‌های آن روز که به یقین از آن پس بر اساس علائق و مشخصات قومی دارای علائم، تفاوتها و رنگ‌هایی ویژه بوده‌اند باشد و با توجه به اینکه هنوز صنعت رنگرزی برای بشر آن زمانه شناخته نشده بوده پس رنگ‌های طبیعی پشم و مو و نحوه استفاده و نقش‌های آنها بیانگر تفاوت‌ها بوده‌اند. اما در صفحات بعدی تاریخ مورد مطالعه مذکور است که: «جمشید همو بود که چون به پادشاهی نشست گفت که خدای تبارک و تعالی ما را شوکت داده و تأکید کرد تا به خیر رعیت بکوشیم، وی صنعت شمشیر و سلاح را ابداع کرد و صنعت ابریشم و دیگر رستنی ها را یاد داد و بفرمود تا لباس ببافند و رنگ کنند ….»(۳) و مجدداً در صفحه بعد تأکید می نماید: «و از سال پنجاهم تا صدم پادشاهی بگفت تا ابریشم و پنبه و کتان و دیگر رستنی ها را بریسند و ببافند و رنگ کنند …»(۴) همانگونه که در متن تاریخ است هنگامی که ایرانیان عهد جمشید شاه به مفاهیمی چون عدالت، ظلم، سلاح، کاشت، برداشت، پرورش کرم ابریشم و بافت و رنگرزی آشنا می شوند، به یقین در مرحله‌ای از رشد در فرشبافی رسیده‌اند که آن را با شکلی مشخص ببافند و براساس علادق، سلیقه‌ها، آرزوها و تفاوت‌های قومی فرش، لباس و علامت ببافند و رنگ کنند و از آن زمان فرشبافی و رنگرزی فرش‌ها را از شکل خود رنگ پشم و مو بیرون آورده و با نقش بستن پاره‌ای از باورها و علائق با رنگ‌های مورد نظر اولین فرش‌ها به شکل امروزی متولد شده‌اند. از آن زمان فرش به عنوان یکی از نفیس‌ترین و ارزشمندترین صنایع دستی ایرانیان که بیانگر فرهنگ، سنت‌ها، توتم‌ها و آرزوهای قومی بوده است مطرح شد و اگر به مقوله اینکه فرشبافی از کجای دنیا آغاز شده وارد نشویم اما قرین بودن فرش از ابتدای تاریخ تمدن بشری در منطقه وسیع ایران باستان با ایرانیان مسلم است که در تمام آثار بجای مانده از تمدن باستانی ایران مشهود است. توجه به ویژگی های بافت و طرح در قدیمی‌ترین دست‌بافته بشری که تاکنون بدست آمده (پازیریک) بیانگر این مدعاست. در آثار بجای مانده از گذشتگان چون تابلوهای حجاری شده در طاق بستان در صحنه شکار گراز نمونه‌ای از سبک قالی عهد ساسانی و قبل از آن مشخص است. گوشه قالی که از قایق‌زنان چنگ‌زن آویخته شامل شاخه لبلابی است که پس از پیچ و خم بسیار منتهی به غنچه شده است. (۵)

 

بناب
ر نظر هرتسفلد طرح و صنعت بکار رفته در گوشه این قالی نشان می‌دهد که اصل آن قالی گره‌داری بوده است. (۶) این قسم قالی‌بافی در ایران پس از اسلام نیز ادامه یافته و با هنر اسلامی عجین شده و به نتایج حیرت‌انگیر و نمونه‌های بسیار زیبای امروزی رسیده است. طرح‌های فرش آن زمان بیانگر نیازهای عاطفی و انسانی، شجاعت، جوانمردی، چالاکی، شکار، عشق و زیبایی‌ها بوده است بگونه‌ای که داستان‌های زیادی از چالاکی، جنگاوری، شکار، عادات پسندیده، حتی پرستش و تفکر ایرانیان باستان بجای مانده که در ادبیات، نقاشی و آثار بجای مانده آنان منعکس گردیده و قرن‌های متمادی زیور پرده‌های نقاشی، قالی‌ها و منسوجات گردیده است. تشابه طرح‌ها و علائم موجود در جام‌های موجود در موزه آرمیتاژ و حتی قالی پازیریک و دیگر فرش‌ها و منسوجات آن اعصار بیانگر این مدعاست.(۷) ارتباط فرهنگی نقش قالی‌ها و منسوجات و دیگر آثار بجای مانده خود ورقی از تاریخ است که می‌توان به وسیله آن به کنکاش فرهنگی گذشتگان پرداخت و غنای تمدن باستانی ایران را شناخت. فرش به علت ویژگی‌هایش در ردیف نفایس قرار گرفته کما اینکه حتی جزء هدایائی بوده است که به دیگران ارائه می‌داده‌اند. ابن‌خلدون می‌گوید: «در خلعت‌های شاهانه عادتاً تمثال‌های شاهی را نقش می‌کردند یا تصاویری می‌بافتند که علائم سلطنتی را دربرداشتند.
شاپور دوم مانوئل سردار ارمنی را به جامه شاهانه و خلعتی از خز و سنجاب مفتخر کرد و وی را زیوری از طلا و نقره داد که بر کلاه خود نصب کند و دستاری که بر پیشانی بندد و زیورهای سینه‌پوش شبیه آنچه شاهان می‌بندد و خیمه ارغوانی با قالی‌های بزرگ آسمانی‌رنگ به او بخشید که بر مدخل خیمه خود بیاویزد.»(۸) پس معلوم شده است که فرش را تنها به عنوان زیرانداز نمی‌بافته‌اند بلکه بصورت ابزار تجمل و تشخص نیز از آن استفاده می‌نموده‌اند و بالطبع فرش‌های زرنشان و نفیس و ریزبافت نیز بسیار بوده‌اند. اهمیت فرش بگونه‌ای بوده است که قالیبافان علیرغم اینکه جزء زحمتکشان محسوب می‌شده‌اند و به هیچ عنوان در طبقات ممتاز و با نژاد برتر جای نمی‌گرفته‌اند اما به سبب فن و صنعتی که داشته‌اند مورد توجه ممتازین بوده و آنان را از طبقات پست اجتماعی متمایز می‌کرده‌اند و جزء طبقات متوسط می‌دانسته‌اند.

در این فراز تاریخی تأمل کنید: «حتی در این طبقه هم اشخاص پست‌نژاد را راه نمی‌دادند اگر چه اولاد بافندگان ماهر و جراحان زبردست باشد.»(۹) ضرورت توجه به طبقه بافندگان به عنوان طبقه متوسط اجتماعی و جدا کردن آنان از طبقات پست و زحمتکش اجتماعی در ایران باستان را می‌توان از میزان توجه اشراف بازرگان و شاهان به فرش و نقش آن در انعکاس زیبایی‌ها، آرزوها، توتم‌ها و تشخص‌ها حدس زد.

هر تسفلد در سفر باستان‌شناسی می‌نویسد: «محل بار عام تالارهای طاق کسری بود. در روز معین جمعیت کثیری به در بارگاه رو می‌نهادند و در اندک مدتی تلار پر می‌شد. این مکان را با قالی فرش می‌کردند و دیوارها را با قالی می‌پوشاندند و هر جا که قالی بر دیوار نبود به تصاویر معرق که به امر خسور اول ساخته شده بود می‌آراستند از جمله این نقش‌ها تصاویری بود که محاصره انطاکیه و جنگ‌هایی که در حوالی این شهر واقع شده بود را نشان می‌دهد. تصویر شاه را در حالی که از مقابل سپاه ایران و بیزانس می‌گذشت سوار بر اسب زرد رنگ و ملبس به جامه سبز رسم کرده بودند.»(۱۰) حتی در غنائمی که گه‌کاه در غارت ایرانیان بدست دیگران می‌افتاد و در تاریخ روم باستان از سوی مورخین رومی بدان اشاره گردیده است فرش‌های نفیس و زربفت مورد اشاره قرار گرفته‌اند. هرتسفلد در سفر باستان‌شناسی اشاره می‌کند: »غنیمتی هنگفت در سال ۶۲۸ هنگام غارت دستگرد نصیب هراکیلوس شد، بنا بر روایت تئوفانس قیصر در آنجا … و فرش‌های زربفت و پارچه‌های ابریشمی و … بدست آورد»(۱۱) نقش و اهمیت فرش در زندگی طبقات اشراف بقدری محسوس بوده که در تمام امور زندگی آنان مؤثر بوده است.

بعنوان نمونه می‌توان به فرش‌های موجود در کاخ کسری (طاق کسری) اشاره نمود:

»یکی از عجایب و نفایس دربار خسروپرویز (یکی از دوازده گوهر) تخت طاقدیس بود که از عاج و ساج بود و نرده‌هایش از زر و سیم (۱۸۰ ذراع طول و ۱۵۰ ذراع عرض) روی پله‌های آن چوب سیاه و آبنوس رزکوب شده و …. در آن آلتی برای تعیین ساعات روز بود، چهار قالی از دیبای زربافته مرصع به مروارید و یاقوت که در آن تخت گسترده بودند که هر یک تناسب با یکی از فصول سال داشت.»(۱۲) «قالی بزرگی که در تالار باریکی از قصور سلطنتی تیسفون (طاق کسری) بوده و هاری خسرو (بهار کسری) نامیده میشده است و یا به قول بلعمی آن را ”فرش زمستانی“ می‌گفته‌اند از جنس زربفت بوده و دارای شصت ارش درازا و شصت ارش پهنا بوده و در زمستان
منظره بهار را در برابر شاه می‌گسترانده. در متن آن خیابان‌ها و جدول‌های آب ساخته و نهرها از میان باغی خرم می گذشته‌اند که کشتزارها و باغچه‌های پوشیده و سبزی آن را فراگرفته بوده‌اند و شاخ و برگ این درختان از زر و سیم و گوهرهای رنگارنگ بوده است. (۱۳)

قالی معروف به ”بهار کسری“ هم جزء غنائمی بود که به دست لشکریان اسلام افتاد.»(۱۴) «در سال ۶۲۷ و ۶۲۸ میلادی در عهد خسرو پرویز در دجله و فرات طغیانی عظیم روی داد و چندین سد را شکست، گویند خسرو پرویز خرمنی از زر و سیم را بر روی فرشی نهاد و کارگران را تشویق کرد تا یک روزه چهل سد ساختند و ….»(۱۵)
پس از آنکه به اهمیت فرش در زندگی و اقتصاد طبقه اشراف و سلاطیم در جهت سرمایه‌گذاری و تشخص و همچنین طبقه نیمه متوسط جامعه در اشتغال و درآمد ناشی از آن پی بردیم، بهتر است به چند فراز از سفرنامه سیاح چینی هیوئن تسیانگ که در آغاز قرن هفتم میلادی نوشته است و در آن از فرش یاد شده و قدمت و نوع معاملات ایران و چین و همچنین به تولید فرش در ایران و نفوذ فرشبافی از ایران به چین اشاره می نماید، دقت نمائیم: «محصولات عمده این کشور‌ طلا، نقره، مس، بلور کوهی، مروارید نادرالوجود و مواد گرانبهای دیگر است. صنعتگران این ملک پارچه‌هایی ابریشمی و پشمی و قالی و چیزهای دیگر می بافند.»(۱۶)
«از چیزهایی که چین از ایران می خرید یکی وسمه معروف ایرانی بود که قیمتی گزاف داشت و ملکه چین هر ساله مقداری برای مصرف خویش ابتیاع می نمود و قالی های بابلی که طالب بسیار داشت.»(۱۷)
و همچنین به فرازی در مورد نفوذ فرشبافی از ایران به منطقه آسیای مرکزی توجه کنید: «در برگه‌ای از اثار نقاشی مانویان در آسیای مرکزی بجای مانده و به خط ترکی نوشته شده است در حاشیه آن تصویری است که سه شخص را در حالی که بر روی قالبی با مشخصات ایرانی نشسته‌اند و جامه‌های الوان دربر دارند نشان‌ می‌دهد. با توجه به اینکه به نقل از کرمون مانویانی که از ایران عهد ساسانی به ترکستان نقل مکان کردند و در آنجا توسعه یافته و شاهکارهای صنعتی بجای گذاشتند، حتی در قرن هشتم اقوام اویغوری که از نسب آنان بودند حکومت تشکیل دادند و در جهت حفظ کیش مانی تلاش فراوانی کردند.»(۱۸)

منابع و مآخذ

۱ـ تاریخ طبری، ج۱،ص۱۱۲ ۲ـ همانجا، ج۱، ص۱۱۴-۱۱۵ ۳ـ همانجا، ج۱،ص ۱۱۷ ۴ـ همانجا، ج۱، ص ۱۱۸ ۵ و ۶ـ ایران در عهد ساسانیان، ص ۶۱۶، نوشته پرفسور آرتور کریستین‌سن دانمارکی ۷ـ همانجا، ص۳۷۵ ـ (نقل شده از جامهای موجود در آرمیتاژ لنینگراد، (ص۵۲۳-۵۲۴) نقل از تئوفیلاکتوس، کتاب پنجم، بند ششم، فقره هجدهم). ۸ـ ایران در عهد ساسانیان (نقل از ابن‌خلدون) ۹ـ همانجا ۱۰ـ سفر باستان‌شناسی، ج۲، ص۷۰، هرتسفلد ۱۱ـ همانجا، ج۲، ص۸۹، هرتسفلد (ایران در عهد ساسانیان، ص۶۰۹) ۱۲ـ همانجا، ج۷، ص۳۰۶ به بعد (ص ۶۰۷ ـ ایران در عهد ساسانیان) ۱۳ـ تاریخ طبری، ص۲۴۲۵ ـ (تاریخ بلعمی،ج۳،ص۴۱۷) ـ مقایسه با بلوشه یادداشت راجع به قالی عرب متعلق به قرن هشتم ـ مجله پادشاهی دانمارک، ۱۹۳۲، ص۶۱۳-۶۱۷ ـ تاریخ صنایع، ج۳، ص۲۲۷۲، پرفسور پوپ ـ ایران در عهد ساسانیان، ص ۶۱۶ ۱۴ـ تاریخ طبری، ص ۲۴۲۶-۲۴۵۲ ـ (تاریخ بلعمی، ج۳، ص ۴۱۴) ـ اشتراک سلوکیه و تیسفون (ص ۳۸ -۴۱) ـ ایران در عهد ساسانیان، ص۶۵۶ ۱۵ـ ایران در عهد ساسانیان، ص ۶۴۰ ۱۶ـ همانجا، ص ۱۸۸ ۱۷ـ همانجا، ص ۱۹۱ (منقول از ص ۲۵۳ هیرت، چین و روم شرقی) ۱۸ـ همانجا، ص۲۹۲

 

نگاهی گذرا به تاریخچه فرش در شهر کرمان

با استناد به مدارک تاریخی همچون تاریخ عالم آرای عباسی و سفرنامه شاردن می توان گفت قالی بافی در کرمان در دوره صفویه رواج فراوانی داشته است ( ژوله، ۱۳۸۱: ۱۶۳). کرمان یکی از مراکز مهم قالی بافی ایران بوده است و نمونه های چشم نوازی از قالی های کرمان مربوط به آن دوران در موزه های سراسر دنیا پراکنده است.

تصویر مرتبط

” کرمان در ادوار گذشته به ویژه دوره صفوی معروفیت زیادی در زمینه تولید پارچه علی الخصوص شال بافی نیز داشته وعده ای بر این باورند که قالی های کرمان در پی این صنعت شکل گرفته باشد. در حالیکه طرح ها و ویژگی های بافت قالی های کرمان ( گره U یا V ، استفاده از سه پود بین هر دو رج و همچنین دارهای عمودی اولیه) سابقه ای بیش از هزار سال برای آن رقم می زند. وجود طراحان و نقاشان اوایل عهد قاجار در کرمان که سرآمد استادان عصر خود بوده اند، نشان دهنده پیشینه طولانی هنر فرش دراین منطقه است” (ژوله ، ۱۳۸۱ : ۱۶۳).
“قالیهای راور قدیمی ترین قالی های منسوب به کرمان است و در مجموعه قالی های آستان قدس سه تخته قالی وجود دارد که بدون شک در راور بافته شده است” ( ادواردز، بی تا: ۲۲۸).
پس از سقوط دولت صفوی و در ادوار جنگ خاندان افشار و زندیه ، رکود شدیدی در صنعت بافت این منطقه ایجاد شد و تولید فرش در این منطقه کاهش چشمگیری یافت. اما دوباره در دوره قاجار مورد توجه قرار گرفت و در اواخر این دوره حتی بیشتر از صنعت شال بافی به آن روی آورده شد. قالی بافی کرمان از این زمان به بعد دوران پر نشیب و فرازی را طی کرده که برخی از نویسندگان از جمله سیسیل ادواردز برای آن نام قائل شده اند.
دوره نخست که تحت عنوان شال بافی یا دوره ترمه نام گذاری شده است، از حدود سالهای ۱۳۳۰ تا ۱۳۱۵ ه.ق شروع شده و تا جنگ اول جهانی ادامه می یابد. قالی های این دوره منقش به نگاره بته جقه و سرو است و شمای کلی قالی ها را به شال ترمه های سنتی کرمان نزدیک می سازد. “احتمال دارد اغلب ان قالی ها توسط افرادی طراحی شده باشد که قبلاً در کار طراحی شالهای مذکور بوده اند”( ادواردز،بی تا: ۲۳۷).
بعد از پایان یافتن جنگ ، توسعه صنعت قالی بافی از سرگرفته شد و بازارهای امریکا به عنوان اصلی ترین متقاضیان قالی کرمان، متناسب با شرایط سلیقه ای و نگهداری آن زمان، خواهان ایجاد تغییراتی در زمینه دوام و طرح های قالی کرمان شدند و این امر طراحان قالیهای کرمان را به سمت طرح های اسلیمی و شاه عباسی دوره صفوی کشاند که آنها را با با زمینه های ذهنی خاص خود تلفیق نمودند. این مقطع از قالی بافی کرمان که به “دوره کلاسیک” معروف شد، حدود ده سال به طول انجامید و دوره ای استثنایی محسوب می شود. از بین شهرهای کوچک این استان که قالی هایشان تحت عنوان کرمان به بازار عرضه می شود، میتوان از ماهان، راور، قهرود و زرند نام برد.
شروع بحرانهای اقتصادی در آمریکا در سال ۱۳۰۶ ه.ش موجب برچیده شدن شرکتهای امریکایی و توقف سفارشات و در نتیجه کاهش چشمگیر تولید قالی های کرمان شد با این شرایط زمینه بازگشت نقوش قبل از جمله نگاره های ریزتر و زمینه های پر نقش و نگار قبل از دوره کلاسیک فراهم شد و نقش سبزیکار بیش از پیش معمول گردید.
از معروفترین استادان طراحی فرش کرمان می توان از خاندان شاهرخی، پاک گوهری ، ارجمندی و مایل یاد کرد که نقش بسیاری در شهرت و رونق فرش کرمان در قرن اخیر دارند.

 

روایت جالب از فرش کرمان و یزد

“سیسیل ادواردز در روایتی جالب، فرش یزد و کرمان را با خاطره ای سراسر نکته آموزشی و البته عجیب معرفی میکند”

تصویر مرتبط

سیسیل ادواردز در روایتی جالب، فرش یزد و کرمان را با خاطره ای سراسر نکته آموزشی و البته عجیب معرفی می کند. در صفحه ۲۴۶ کتاب قالی ایران این گفت و شنود چنین آمده:

دوستم به نام طبسی مرا به کارگاه خود که تقریباً در زیرزمینی بود هدایت کرد و توضیح داد که چون هوای یزد بسیار گرم است کارگاه خود را در اینجا برپا کرده تا گرما کمتر به آن نفوذ کند. کارگاهی بسیار منظم و نظیف بود و نور به اندازه کافی از بالا وارد آن می شد.عده ای زن و مرد و دختر و پسر سرگرم کار بودند. صدای مانوس نقشه خوان و تاپ تاپ شانه زدن بافندگان به گوش می رسید.

پس از این که از کارگاه بازدید کردیم و دارهای قالی را یک به یک مورد بازدید قرار دادیم طبسی گفت: اگر بگویم قالی یزد به مرغوبی قالی کرمان است بیهوده گفته ام، زیرا ما هر دو افراد یک صنف هستیم و حتی اگر می خواستم باز نمی توانستم شما را فریب دهم. ولی یک نکته هست و شما که خوب این مسائل را درک می کنید بی شک در این زمینه با من هم عقیده خواهید بود و آن این است که قالی های یزد خالص و بی غلّ و غش است در حالی که قالی کرمان …

گفتــــم افســــــوس. گفت شما طرز بافندگی را در کارگاه من از نزدیک با دقت مشاهده کردید، آیا حتی یک گره جفتی در آن ها دیدید؟

گفــــتم: خــــیر.

گفت: در سراسر شهــــر یزد چنین گرهی نخواهید یافت، چه تا به حال ما از شیوع این بیــــماری در شهـــر خود جلوگیری کرده ایم. ولی تا چه وقت می توانم از سرایت این بیماری که در سراسر کشور شایع گردیده ممانعت نمایم؟ اخیراً قالیبافی از کرمان به کارگاه من آمد و تقاضای کار کرد. وقتی فهمیدم کرمانی است با شتاب نزد فرماندار رفتم و از او درخواست نمودم او را از شهـــــر اخراج کند و برای او توضیح دادم که این مرد به یک بیماری واگیر مبتلا است و فرماندار این کار را کرد.

دوست من درست می گوید، قالی یزدی جنس بی غلّ و غشی است زیرا گره جفتی که ممکن است موجب تنزّل جنس قالی کرمان شود در یزد به ندرت دیده می شود. به همین جهت قالی یزد متراکم تر و دوام و طاقت آن نیز بیشتر است. اصطلاح «مـــال یــــزد» به زودی از مرزهای ایران خواهد گذشت.

حقیقتاً اصطلاح طبسی از بیماری و واگیر بودن و نسبت دادن آن به مرد کرمانی و اقدام ضرب و الاجلی او برای جلوگیری و فرماندار و اخراج و از طرفی اعتراف به این که در جلوگیری این بیماری ناتوان است و تأکید بر شهـــر همگی حکایت از دغدغه ای به غایت مسئولانه نه تنها برای تولید شخصی اش دارد که او نگران است؛ نگران از دست رفتن چیزی مثل سلامتی که با بیماری از دست می رود. نگران چیزی که کیفیت امروز می خوانیم اش.

به هر حال ای کاش اگر امروز من ادواردز می شدم طبسی ها فراوان بودند …

 

000-017   000-080   000-089   000-104   000-105   000-106   070-461   100-101   100-105  , 100-105  , 101   101-400   102-400   1V0-601   1Y0-201   1Z0-051   1Z0-060   1Z0-061   1Z0-144   1z0-434   1Z0-803   1Z0-804   1z0-808   200-101   200-120   200-125  , 200-125  , 200-310   200-355   210-060   210-065   210-260   220-801   220-802   220-901   220-902   2V0-620   2V0-621   2V0-621D   300-070   300-075   300-101   300-115   300-135   3002   300-206   300-208   300-209   300-320   350-001   350-018   350-029   350-030   350-050   350-060   350-080   352-001   400-051   400-101   400-201   500-260   640-692   640-911   640-916   642-732   642-999   700-501   70-177   70-178   70-243   70-246   70-270   70-346   70-347   70-410   70-411   70-412   70-413   70-417   70-461   70-462   70-463   70-480   70-483   70-486   70-487   70-488   70-532   70-533   70-534   70-980   74-678   810-403   9A0-385   9L0-012   9L0-066   ADM-201   AWS-SYSOPS   C_TFIN52_66   c2010-652   c2010-657   CAP   CAS-002   CCA-500   CISM   CISSP   CRISC   EX200   EX300   HP0-S42   ICBB   ICGB   ITILFND   JK0-022   JN0-102   JN0-360   LX0-103   LX0-104   M70-101   MB2-704   MB2-707   MB5-705   MB6-703   N10-006   NS0-157   NSE4   OG0-091   OG0-093   PEGACPBA71V1   PMP   PR000041   SSCP   SY0-401   VCP550  

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است