نقوش پرندگان در قالی های صفویه و قاجار

پرنده چه بصورت یک نقشمایه عام و چه به شکل خاص، همانند طاووس، سیمرغ، هدهد و طوطی در بسیاری از فرش های صفویه و قاجار، بعنوان دو دوره مهم و بزرگ در تاریخ این هنر، حضور یافته است.

ادبیات و هنر ایران سرشار از نقش پرنده است. شاعران و نویسندگان از تمثیل پرنده، برای مقاصد عرفانی و معنوی خویش سود جسته و هنرمندان نیز تصویر آن را در اثر هنری خویش انعکاس داده اند. فرش یکی از این آثار هنری است که به وفور نقشمایه پرنده را در تار و پود خود نشانده است. آن چه مسلم است، این نقوش علاوه بر زیبایی شکل و صورت، معانی نمادین و عمیقی را نیز انتقال می دهند. چنان که در یکی از فرشهای دوره صفویه این بیت بافته شده است: پر از نقش و نگار و صورت و معنیست این زیلو .

برای پی بردن به مفاهیم و معانی نقشمایه پرنده، ازادبیات بهره می گیریم که با استفاده از کلام، بسیاری ازمعانی را هویدا و رمزگشایی مینماید. به ویژه در ادبیات عرفانی ایران هم چون اشعار عطار، مولانا و رسالات سهروردی، نکات راهگشایی را می توان دریافت نمود. دراین نوشتار بر آنیم ابتدا مفاهیم نمادین پرنده را در فرهنگ و ادبیات ایران بازجسته و پس از آن به بررسی انعکاس این نقشمایه در فرش های دوره صفویه و قاجار بپردازیم.

از مفاهیم نمادین دیگری که در تبیین این نقشمایه همواره مطرح بوده، مفهوم جان و نفس است؛ بدین معنی که نفس، خود را به صورت ذاتی بالدار می بیند که به سوی عالم افلاک که موطن اوست، پرواز می کند و این رمزی بسیار کهن است. به عنوان مثال در فدر افلاطون آمده است: نفس را به دو اسب بالدار و ارابه بانی مانند می توان کرد… از این دو اسب، یکی نجیب و اصیل است و دیگری سرکش و بداصل. پس راندن ارابه، آدمی کار دشوار و پر رنجیست… نفس… وقتی کامل است که بال هایش سالم است؛ میل به فراز دارد و بر جهان حکمرانی می کند. اما وقتی به صورت ناقص جلوه می کند، بالهایش پژمرده می شود و میل به نشیب می کند و به زمین فرود میآید و در قالب تن می رود… بال و پر، آن قسمت از تن است که از همه اعضای دیگر به خدا نزدیک تر است؛ چه خاصیت طبیعت آن، گرایندگی به سوی آسمان ها و بردن تن بدان جاست و آن جا مسکن خدایانست. آن چه به خدا مربوط است، سراسر زیبایی و خردمندی و نیکی است و این ها نیرو و خوراک بالهای نفس اند. اما وقتی بالها خوراکشان زشتی و بدی و پلیدی شود، پژمرده میشوند و به نابودی می گرایند.

به این ترتیب، نفس از نظر فلاسفه و حکما، بالقوه یایا دیو است و یا فرشته؛ اگر فرشتگیش قوت گیرد، همانند فرشته ای مثالی می شود که نفس فرشته خصال آدمی، از وی فیضان خواهد کرد. یعنی از جبرئیل یا عقل فعال که در رساله آواز پر جبرئیل، وی را دو پر است، یکی راست و آن نور محض است، همگی آن پر مجرد اضافت بود اوست به حق و پریست چپ، پارهای نشان تاریکی برو هم چون کلفی بر روی ماه، همانا که به پای طاووس ماند و آن نشانه بود اوست که یک جانب به نابود دارد. در رساله دیگری نیز، مرغ را به روح و جان آدمی تشبیه نموده که در انسان عارف و خداجوی، آرزوی پرواز و رهایی از قفس تن دارد؛ به طوریکه این شوق و شور به هنگام مستی و سماع جلوه می کند: شیخ را گفتم که رقص کردن بر چه آید؟ شیخ گفت: جان، قصد بالا کند همچو مرغی که خواهد خود را از قفس به در اندازد. قفس تن مانع آید، مرغ جان قوت کند و قفس تن را از جای برانگیزاند. چنین تمثیلی در اشعار عارفان نیز به کرات تجلی یافته و سبب شده عنصر پرنده و مرغ، دستمایه بسیاری از شاعران برای بیان مفاهیم بلند عرفانی و حکمی گردد. هم چون منصور حلاج که در این معنا سروده است: حلاج در این بیت، با استفاده از تمثیل پرنده، به جایگاه حقیقی و شایسته روح انسان که همانا بهشت و قرب حق است، اشاره نموده و در حقیقت، مقام خلیفه الهی انسان را یادآور می شود. مصداق بارز دیگر در این زمینه، بیت مشهور و فوق العاده زیبای حافظ است که می گوید: مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم از آن جا که مرغ در فرهنگ اسلامی و اعتقادات ایرانیان، به نوعی، همواره تسبیح گوی پروردگار می باشد؛ لذا از جایگاه معنوی خاصی برخوردار بوده و موجب شده تعبیراتی چون: مرغ آمین و مرغ شباویز (مرغ حق، مرغ شباهنگ) در شعر و ادبیات راه یابد. مرغ آمین، فرشته ای است که در هوا پرواز می کند و همیشه آمین می گوید و هر دعایی که به آمینش برسد، مستجاب می شود. مرغ شباویز نیز همه شب خود را از پای، به شاخ درخت می آویزد و حق حق می گوید تا زمانی که قطره ای خون از گلوی او بچکد. تا کنون به مفاهیم کلی و عام در ارتباط با پرنده و مرغ در فرهنگ و ادبیات ایران پرداختیم. در ادامه به انواع خاصی از پرندگان که در فرشهای صفویه و قاجار حضور یافته اند، اشاره نموده و معانی نمادین مربوط به آنها را بیان می نماییم. این پرندگان عبارتند از: طاووس، سیمرغ ، هدهد و طوطی.

طاووس در ایران باستان، به عنوان مرغ ناهید مطرح بوده است . علاوه بر این، ایرانیان باستان معتقد بودند، طاووس به دلیل نوشیدن آب حیات، عمر جاودانه یافته است. در آیین زرتشت نیز طاووس به مثابه مرغ مقدس مورد توجه بوده است. طبری در مورد آتشکده ها و معابد زرتشتی که تا سده سوم هجری قمری باقی بوده؛ اشاره می کند که در نزدیکی آتشکده بخارا مکان خاصی برای نگه داری طاووس اختصاص داده شده بود. در بسیاری از آثار دوره ساسانی، نقش طاووس در تزیینات یا در دو طرف درخت زندگی قرار گرفته است. به طور مثال، نقشمایه طاووس در نقش برجسته های طاق بستان، پارچه ها یا در لوح های گچی تیسفون دیده می شود. همچنین نقش طاووس در درون قرص خورشید، به عنوان نمادی از مرغ آفتاب آسیای باستان، مورد نظر هنرمندان سده های اول اسلام بوده که یکی از قدیمی ترین نمونه های آن در نقاشی های دیواری درون برج هشت گوش خرقان مربوط به سال ۴۶۰ هجری قمری انعکاس یافته است. در فرهنگ اسلامی، طاووس به مثابه مرغ بهشتی محسوب می شود. بر اساس متون فالنامه منسوب به امام صادق (ع)، قصص الانبیای اسحاق نیشابوری اواخر سده دهم هجری قمری و تاریخ طبری، طاووس، به دلیل این که رابط بین آدم و حوا و شیطان بوده است؛ همراه آنها از بهشت رانده می شود، بر همین اساس، بسیاری از شاعران نیز از طاووس باغ بهشت سخن راندهاند که بارزترین آنها عطار نیشابوری است. عطار در منطق الطیر، طاووس را مظهر خداپرستانی معرفی می کند که بهشت منتهای آرزوی ایشان است و عملا هم بهشت حجاب ایشان از رویت حق تعالی میشود.

به این ترتیب از زبان طاووس می شنویم که: کی بود سیمرغ را پروای من بس بود فردوس عالی جای من. حافظ شیرین سخن نیز به ارتباط طاووس و بهشت اینگونه اشاره نموده است:زلف مشکین تو در گلشن فردوس عذار چیست طاووس که در باغ نعیم افتادست حافظ، حکایت دورافتادن آدمی از اصل خویش را با تمثیل و اشاره و دورافتاده از حق است. سهروردی، در فرهنگ اسلامی علاوه بر همبستگی معنایی طاووس و بهشت، تعبیرات و مصادیق مختلف دیگری نیز می توان یافت. از جمله این که در بعضی از روایات، مرکب پیامبر اسلام (ص) به هنگام معراج که براق نام داشته، با بدن اسب، سر انسان و دم طاووس توصیف شده است. گاه حتی طاووس، نمادی از خود پیامبر مطرح شده که انعکاس آن را می توان بر روی سکه طلای بیست تومانی دوره قاجار که در سال ۱۲۱۰هجری قمری در تهران ضرب شده است، ملاحظه نمود سنایی نیز در دیوانش، از پیامبر(ص) با عنوان طاووس بوستان قدوسی یاد نموده است: کرده با شاهپر طاووسی جلوه در بوستان قدوسی. از طرفی، در روایت مشهوری از پیامبر (ص) حضرت مهدی (ع)، مظهر طاووس بهشت معرفی شدهاند. جبرئیل نیز، از دیگر مصادیقی است که در رابطه با نماد طاووس مطرح شده است. در روایت است که پیامبر(ص)، در تفسیر کلمه روح الامین در سوره شعرا، آن را به جبرئیل با بالهای گشوده هم چون طاووس، تأویل نموده اند. از این رو یکی از نام های جبرئیل در اسلام، طاووس الملائکه است.« میان طاووس و مساله آفرینش نیز ارتباط و همگونی وجود دارد در برخی از داستان ها آمده است که خداوند روح را به صورت طاووس آفرید و صورتش را در آینه ذات الهی نشان داد.

از این رو، پرهای باز شده طاووس را می توان نمودی از گسترده شدن روح هستی به شمار آورد. چنین دیدگاهی را می توان در میان فرقه یزیدیه نیز مشاهده نمود؛ به طوریکه آنها برای طاووس، مقامی والا قایل اند و آن را واسطه آفریدگار در آفرینش جهان می دانند. حضور نقشمایه طاووس در میان تزیینات مساجد و اماکن مذهبی در دوره های مختلف، از جمله صفویه و قاجار و گاه در قالیچه های محراب گونه قاجار، نشان از ارتباط طاووس با مفاهیم معنوی بهشت، پیامبر(ص) حضرت مهدی(ع) و جبرئیل دارد. اما، دامنه مفاهیم و موضوعاتی که در ارتباط با طاووس در فرهنگ اسلامی مطرح است؛ آن چنان گسترده و غنی است که بنا به خاصیت نماد و رمز، گاه معانی متضاد و ناهمگون نیز برای آن مصداق پیدا می کند. به طوریکه این دوسویگی و حتی چندگانگی مفاهیم مرتبط با طاووس که به واسطه تلون و زینت های آن مطرح می شود، گاه وی را مظهر شهوت و علایق دنیوی ساخته است. نسفی در انسان کامل، هنگام بیان تعبیرات عرفانی فلسفی خود از داستان آدم، در میان آنهایی که از بهشت سوم بیرون آمدند، طاووس را مظهر شهوت شمرده است. سنایی نیز با اشاره به نقش طاووس و مار در هبوط آدم، سروده است: خشم و شهوت مار و طاووسند در ترکیب تو نفس را آن پایمرد و دیو را این دستیار کی توانستی برون آورد آدم را زخلد گر نبودی راهبر ابلیس را طاووس و مار مولوی نیز، با الهام از داستان حضرت ابراهیم (ع) که چهار مرغ را به امر الهی ذبح کرده و بالای چهار کوه قرار می دهد تا زنده شدن مردگان را به چشم خود ببیند؛ هر یک از مرغان را نماینده یکی از صفات نفسانی قرار داده و آورده است: بط حرص است و خروس، آن شهوت است جاه، چون طاووس و زاغ، منیت است از طرفی، مولانا در جای دیگر از مثنوی، از طاووسان پران به علمای ظاهر و فقهای قشری تعبیر نموده و در مقابل، فقیه عالم و عالم کامل و یا حتی عالم ظاهری که به کمال نیز نرسیده را طاووس علیین خوانده است. سیمرغ در فرهنگ دهخدا در تعریف سیمرغ آمده است: جانوری است مشهور و سیمرغ از آن گویند که هر لون که در پر هر یک مرغ می باشد، همه در پرهای او موجود سیمرغ، در اصل سین مرغ است در پهلوی که از نام حکیم معروف، سئنه اخذ شده است. بعدها سئنه (نام روحانی مذکور) را به معنی لغوی خود- نام مرغ- گرفتند و جنبه پزشکی او را در اوستا به درختی که آشیانه سیمرغ سئنه است، در خداینامه و شاهنامه به خود سیمرغ دادند.

نقش پرنده قالی قاجار

به این ترتیب، سیمرغ در داستانهای پهلوانی، هر چند توصیفی پرنده گونه دارد؛ اما همه جا چون حکیمی دانا و آگاه از راز سپهر جلوه می کند). بطوریکه در شاهنامه، سیمرغ ، مرغی است ایزدی که بر کوه البرز آشیان دارد و زال را با بچگان خود می پرورد. هنگامی هم که زال به آغوش خانواده بر می گردد، پری از سیمرغ با خود میآورد تا هنگام درماندگی وی را به یاری طلبد. دو بار دیگر در شاهنامه سیمرغ حاضر میشود و هر بار گرهی از کار فرو بسته زال میگشاید: یک بار هنگام زادن رستم از مادر و بار دیگر در نبرد رستم با اسفندیار.« در اوستا، سیمرغ پرندهای سترگ است که آشیانه بر درخت ویسپوبیش یا گوکرن در میان دریای فراخکرت دارد با نشستنش بر این درخت، هزار شاخه از آن می شکند و با برخاستنش هزار شاخه بر آن می روید. پرهای گسترده اش به ابر باروری می ماند که کوه ها را احاطه کرده است، از هر طرف، چهار بال دارد با رنگهای نیکو؛ منقارش چون منقار عقاب کلفت است و صورتش چون صورت آدمیان است). به واسطه صفات، کیفیات و نیروهای مابعدالطبیعی جمع شده در وجود این پرنده اساطیری که آن را مستعد برخورداری از مفاهیم عمیق نمادین و عرفانی نموده است؛ سیمرغ در ادبیات عرفانی ایران نیز، حضوری موثر و شایان یافته است. نقطه عطف این حضور، در اثر جاویدان عطار نیشابوری، منطق الطیر، متجلی شده است؛ کما این که پیش از این اثر نیز، ابن سینا و امام محمد غزالی از تمثیل پرنده در بیان مفاهیم عرفانی خود سود جسته اند. داستان عطار، مانند حکایت ابن سینا، واقعه عزیمت پرندگان و طی وادیهای هفتگانه که نشانهای است از درجات عروج به ملا اعلی، شرح داده می شود.

این وادیها، بیان گر منازل عرفانی طلب، عشق معرفت استغنا توحید حیرت و فقراند. از میان هزاران پرنده که سفر را آغاز نموده بودند، تنها سی مرغ موفق به گذشتن از هفت وادی شده و به مقصد میرسند. این سی مرغ، چشمشان به جمال الهی، به پرتو هزاران خورشید شعلهور روشن میشود و غرق نومیدی و حیرت میشوند. حاجب لطف، رقعه ای را به مرغان میدهد و از آنها می خواهد رقعه را تا پایان بخوانند؛ زیرا که راز سفرشان را به زبان رمز برای شان خواهد گشود… تکانی که از این آگاهی بر می خیزد، روح مرغان را میپالاید و این جاست که سی مرغ به مقصد رسیده چهره سیمرغ ابدی را در آینه وجود خویش می بینند. چون نگه کردند آن سی مرغ زود بیشک این سی مرغ آن سیمرغ بود عطار در این داستان نشان می دهد که همه موجودات عالم مظاهری از یک وجود کل اند. وحدت وجود و سیمرغ، تجلی حق است؛ آن چنان که در تاویل شمس الدین محمد لاهیجی، شارح گلشن راز، نیز عبارت از ذات واحد مطلق است و قاف که مقر اوست، حقیقت انسانی است که مظهر تمام آن حقیقت است و حق به تمامت اسماء و صفات به او متجلی و ظاهر است. به این ترتیب، « هر که به معرفت در نگاه سهروردی، سیمرغ حامل مفاهیم گسترده و عمیقی است که در رسالات عرفانی وی چون، صفیر سیمرغ و عقل سرخ بدانها پرداخته شده است. سیمرغ، در صفیر سیمرغ، » رمز و مثال فرشته – عقلها یا عقول عشره و از جمله عقل فعال است که مرغان دیگر نیز می توانند در اثر مجاهدت و ریاضت، خود را به مرتبه او برسانند و سیمرغی شوند در زمین یا فرشتهای از فرشتگان مقرب در میان خاکیان، که خود انسان کامل است و بقای نوع بشر را واجب).

از طرفی، در رساله عقل سرخ، سهروردی با اشاره به داستان کشته شدن اسفندیار به دست رستم، توسط تیر دو شاخه از چوب گز، با نگاهی متفاوت از شاهنامه، آن دو پاره گز را به دو پر سیمرغ تأویل نموده و سیمرغ را نماد خورشید دانسته که چشم جهان بینان را نابینا کند: در سیمرغ آن خاصیت است که اگر آینه ای یا مثل آن برابر سیمرغ بدارند، هر دیده که در آینه نگرد، خیره شود« و سپس توضیح می دهد که مرگ اسفندیار به واسطه نگاه کردن در آینه های متصل به رستم و انعکاس پرتو سیمرغ در آینه ها، صورت گرفته است. تصویری که شهاب الدین سهروردی در صفیر سیمرغ و عقل سرخ از سیمرغ به دست داده، گویای آن است که آن را چیزی در حد جلوه حق دانسته است. مولانا نیز او را نماینده عالم بالا و مرغ خدا و مظهر عالیترین پروازهای روح و انسان کامل شناخته است که به دلیل ناپیدا بودن آن، مثال تجرد و آینه کمال نیز تواند بود و بالاخره مرشد مولوی، شمس تبریزی، او را نقطه کمالی یافته است که دیگر مرغان به سوی او می روند و به دیدار قاف خرسند می شوند). همانطور که دیدیم، سیمرغ، انسان- مرغ است، انسان بال دار و رمز طیران آدمیت؛ اما گوهر انسانیت وی، سرشته به حکمت و دانایی (پزشکی و داروشناسی) است و این به این معنی است که انسانی روشندل و رازآشنا و دستگیر و چارهساز و نجات بخش است و بیگمان چنین انسانی میتواند چون مرغ به عالم علوی پرواز کند و یا به بیانی دیگر، مرغ روحش به « مشرق لاهوت اعظم»، به قول سهروردی پر کشد. سیمرغ این دو معنی را در خود جمع کرده است؛ چون از سویی انسان است، انسانی ارجمند و روحانی و یاری دهنده آورنده دین بهی و از سوی دیگر مرغی که بر فراز محور عالم در اقیانوس آغازین که زهدان هستی است، آشیانه دارد).

این دو سوگرایی سیمرغ، در عقل سرخ سهروردی تجلی یافته است: آن که نداند چنین پندارد که گویی در جهان همان یک سیمرغ بوده است. بنابراین، سهروردی در این جا بر استعداد انسان برای رسیدن به وحدت وجود و تبدیل شدن به سیمرغ، یعنی همان چیزی که عطار در منطق الطیر به زیبایی و کمال بدان پرداخته، تاکید می کند. هدهد همان پوپک یا مرغ شانه به سر است که بر طبق اشارات قرآنی ، نامه سلیمان را به نزد بلقیس می برد. تیزوهمی او در شناختن جایی که آب در زیر زمین باشد مشهور است. هدهد در منطق الطیر عطار، رهبر مرغان در سفر به پیشگاه سیمرغ است. هدهد نماد انسان کامل است؛ مرغی است که در اثر همنشینی و مصاحبت با سلیمان و سیر آفاق و انفس و گذشتن از راههای سهمناک سلوک، پخته و کامل شده و مرغان دیگر او را بر می گزینند تا با همت بال و پر او، این طریق پرحادثه را طی کنند. تاج وری هدهد ناظر به صورت ظاهری اوست که بر فرق او تاجی دیده می شود که در نظر عامه مردم به شانهای میماند که گاه باز و بسته می شود. این تاج یادآور فره ایزدی است که در پادشاهان ایران باستان جزء لوازم شهریاری تلقی می شد و این فره ایزدی با آن چه در دوره اسلامی عنایت الهی در حق اولیا خوانده شده است، بی ارتباط نیست.

از آن جا که پیام رسان سلیمان در داستان حضرت سلیمان و ملکه سبا است؛ به عنوان پرنده پیام نیز شهرت دارد. طوطی شاید معروفترین و بارزترین جلوه این پرنده در ادبیات و فرهنگ ایران، داستان بازرگان و طوطی باشد که در مثنوی مولانا آمده است. طوطی در آن جا، نمودار جان علوی پاک و مجرد است و قفس، مثال تن و مولوی رهایی از این قفس را تنها در مردن پیش از مرگ دانسته است. طوطی در منطق الطیر عطار نیز حضور یافته است. طوطی که از پس آینه او را الهام می دهند با آن چه بر ضمیر سالک از واردات غیبی نازل میشود، مرتبط است. سبزی پرهای طوطی او را با خضر که نقش بسیار مهمی در میان صوفیه و حتی سلسله های مشایخ تصوف دارد، مرتبط می کند و جست وجوی جاودانگی را که صوفی از طریق فناء فی االله خواستار آن است به یاد می آورد. بررسی نقوش پرنده در فرش های صفویه و قاجار، از منظر شکل و معنا با وجود مفاهیم گسترده و سرشاری که در فرهنگ و اعتقادات ایرانیان در ارتباط با نماد پرنده و مرغ وجود دارد، هنرمندان فرش نیز که خود از عرفان و حکمت بی بهره نبوده اند؛ از این مفاهیم در خلق آثار خویش بهره جسته و نقوش پرندگانی چون طاووس، سیمرغ، هدهد و طوطی را در تار و پود فرشها به تصویر کشیده اند. فرشهای این دوران، سرشار از انواع پرندگانی است که در لابه لای درختان یا بر بالای شاخسار درختان در حال پرواز یا نغمه سرایی هستند طاووس و سیمرغ در میان پرندگان بیش ترین حضور را دارند و این به واسطه غنای صوری و مهم تر از آن، مفهومی و نمادین این دو پرنده است که پیش از این بیان گردید. نقشمایه طاووس در فرش های صفویه اغلب به صورت جفت و سینه به سینه و درون قاب حضور یافته؛ در حالیکه در نمونه های متعددی از فرش های قاجار، طاووس از حصار قاب بیرون آمده و در لابه لای گلها و درختان قرار گرفته است. طراح فرشهای صفویه سعی نموده میان شکل طاووس و دیگر نقوش گیاهی فرش هماهنگی ایجاد نماید.

از این رو در غالب موارد، پرهای زیبای طاووس را به شکل یک برگ ترسیم نموده و درون آن را به سبک و سیاق شکوفه هایی که در فرش به کار می روند، آراسته است. تصویری که هنرمند صفوی از سیمرغ در فرشها ارایه نموده، ضمن هماهنگی با اوصاف این پرنده که در ادبیات اسطورهای و عرفانی ایران مطرح شده؛ شکلی نسبتا ساده و خلاصه دارد. منقارش چون منقار عقاب کلفت و پرهایش گسترده است. دو بال در پهلوها و دو پر بلند و باریک در انتهای بدن دارد که گاه تعداد آنها به سه یا چهارپر نیز می رسد. این پرهای بلند و پیچان ویژگی برجسته و شاخص سیمرغ در فرشهای صفویه به شمار می آیندکه در تمامی موارد نیز به شیوه برگ، کنگره دار ترسیم شده اند؛ همان شیوهای که در بازآفرینی پرهای طاووس مربوط به این دوره نیز شاهد بودیم. نقشمایه هدهد و طوطی در فرشهای هر دو دوره بهکار رفته اند. شکل ساده و خلاصه شده تاج هدهد در نمونه فرشهای صفوی، جای خود را به تاجی دقیقتر و واقعیتر در دوره قاجار داده است. همینطور، نحوه آرایش نقشمایه طوطی در فرشهای قاجار که در آن از سایه پردازی و خطوط هاشور گون و کوتاه استفاده شده، گویای تلاش هنرمند در بازنمایی ّ بافت بدن و پرها و نمایش واقعی تر شکل پرنده است. این دو پرنده در غالب موارد در میان شاخ و برگ درختان و یا ساقه های پیچان اسلیمی و گلها تصویر شده و مصداق بارز ابیات در حواشی برخی از این فرشها هستند که از باغ و گلزار و بهار سخن می گویند. یکی از این اشعار که در حاشیه قالیچه ای با طرح محرابی درختی آمده؛ سروده شاعر بزرگ ایران، سعدی است و با این بیت آغاز می شود درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند جهان جوان شد و یاران به عیش بنشستند بسیاری از صاحب نظران، بر این نظر هم عقیده اند که فرش ایرانی سراسر، باغ رنگین و باشکوهی است که تداعی گر بهارستان رضوان و گلستان ارم است. از این رو پرندگان مختلف از جمله طاووس، سیمرغ، هدهد و طوطی با همه مفاهیمی که در ادبیات و فرهنگ ایران داشته و ذکر آنها رفت، همه در کنار گلها و درختان و شکوفه های رنگین و زیبای فرشها، گویی به یک معنا اشاره دارند. همان معنایی که در مجموعه عناصر و نقوش فرش می توان یافت. این معنا به زیبایی در ابیات آغازین در حاشیه قالیچه لچک ترنج موزه فرش ایران نگاشته شده که: نو بهار است اگر به دست آیی دیده اعتبار بگشایی خوانی از هر ورق درین گلزار دوش اسرار با اولوالابصار.

 

جنس های مختلف فرش

هرچند که تنوع فرش بیشتر به واسته رنگ و نقوش آن است اما نمی توان تنوع در جنس قالی و همچنین تنوع اندازه های قالی را در طبقه بندی قالی نادیده گرفت.

یکی از مواردی در در ارزش یک قالی در نظر گرفته می شود، جنس پشم و کرک بکار رفته در بافت آن است. اصولا در قالی اهی نفیس علاوه بر نقش و رنگ، جنس مواد بکار رفته نیز نقشی اساسی دارد. در بافت یک قالی بر حسب

۱ـ فرشهای تمام پشم:

جنس پرز این گونه فرش ها پشمی بوده و رجشمار آنها معمولاً کمتر از ۴۰ می‌باشند. چنانچه جنس چله و پود زیر آنها نیز همچون که در بین عشایر و کوچ‌نشینها و ترکمنها متداول است از پشم انتخاب شود به آنها فرش تمام پشم می‌گویند.
۲ـ فرش کرک:

جنس پرز این نوع فرشها از الیاف ظریف و بلند پشمی تهیه شده است و جنس چله آنها پنبه یا ابریشم می‌باشد و اغلب در رجشمارهای بین ۴۰ تا ۵۰ بافته می‌شوند.

۳ـ فرش ابریشمی:

پرز اینگونه فرشها تماماً از جنس ابریشم بوده و چنانچه چله آنها نیز ابریشم باشد اصطلاحاً به آنها تمام ابریشم می‌گویند و اغلب در رجشمار ۵۰ به بالا بافته می‌شوند.

۴ـ فرش کف ابریشم (بوم ابریشم):

فقط پرزهای زمینه این نوع فرشها از جنس ابریشم بوده و بقیه پرزها اغلب از جنس کرک انتخاب می‌شوند و چون پرزهای ابریشمی برعکس پرزهای پشمی به راحتی می‌خوابند و از ارتفاع خود کم می‌کنند اجزا طرح و نقوش که از جنس کرک می‌باشند حالت برجسته گرفته و فرش را به حالت گل برجسته در می‌آورند.

۵ـ فرش گل ابریشم:

این نوع فرشها برعکس کف ابریشم می‌باشند یعنی جنس پرزهای زمینه کرک نقوش و اجزا طرح بعضا با ابریشم بافته می‌شوند. وجود ابریشم به کار رفته در گلها و نقوش باعث جلوه بیشتر طرح می شود.

 

۶ـ فرش گرده ابریشم:

بافت این نوع فرشها که در نایین، اردستان و اصفهان بیشتر متداول می‌باشد به این صورت است که جنس پرزهای خطوط اطراف نقوش و طرحها را که اصطلاحاً به آنها گرده می‌گویند از ابریشم انتخاب می‌نمایند. ضمناً به منظور افزایش جلوه و زیبایی در این نوع فرشها اکثراً گرده‌ها را با ابریشم سفید می‌بافند.

۷ـ فرش صوف:

در زمینه این نوع فرشها به جای گره صرفاً از پود زیر و رو استفاده می‌شود. گاهی جنس پود رو از فلزات گرانبها مانند طلا یا نقره انتخاب می‌نمایند. از این رو نقوشی که بافته شده‌اند حالت برجسته پیدا می کند.

 

رنگرزی گیاهی و مصنوعی فرش

همه ما در وهله اول به اولین چیزیی که پس از دیدن یک فرش یا قالی توجه میکنیم رنگ های بسیار زنده و خوش رنگ و لعاب آن است، حال در این مقاله به بررسی رنگرزی الیاف مورد استفاده در بافت فرش میپردازیم.
۳ رنگ اصلی در طبیعت عبارت است از “قرمز،زرد،آبی” برای بدست آوردن این رنگ ها به صورت طبیعی میتوان از گیاه
های رنگزا استفاده کرد.

رنگرزی فرش

برای رنگرزی نخ های قرمز میتوان از روناس یا قرمز دانه استفاده کرد.
برای رنگرزی نخ های زرد میتوان از زعفران، اسپرک و پوست انار استفاده کرد.
برای رنگرزی نخ های آبی میتوان از نیل و وسمه استفاده کرد.
و دیگر رنگ ها از ترکیب این سه رنگ اصلی به وجود می آید که رنگ های بسیار با ثبات،با کیفیت و از همه مهمتر از دوام بسیار بالایی برخوردار است.
یکی از ساده ترین راه های تشخیص رنگ های طبیعی از مصنوعی این است که رنگ های شیمیایی نسبت به گیاهی غلظت رنگ بالایی دارد، پر رنگ و بسیار تند هستند و از دوام بالایی برخوردار نیستند و ممکن است در دراز مدت جلا و جلوه ی اولیه را بر اثر عواملی از جمله تابش نور خورشید،شستشو و سایش از دست بدهند و حتی در بعضی موارد رنگ پس بدهد.
به علاوه اینکه استفاده رنگ های گیاهی کار را بسیار جذاب و گیرا میکند رنگ هایی مانند روناس دارای چند طیف رنگ است و ایجاد هماهنگی در رنگ میکند که این مطلب در مورد رنگ های شیمیایی صدق نمیکند.

رنگرزی گیاهی و مصنوعی فرش

از این گذشته الیاف با رنگ های شیمیایی از قیمت پایین تری به نسبت برخوردارند و تنوع بیشتری را در خود جای داده است همچنین مدت زمان کمتری را برای آماده شدن به خود اختصاص میدهد.
در حال حاضر بیشتر کارخانجات از رنگ های غیرمصنوعی استفاده میکنند که خوشبختانه با توجه به پیشرفت علم در زمینه رنگرزی بسیاری از نواقص و کاستی ها جبران شده است.

فرش ماشینی تراکم بالا

یکی از موارد مهم در زمان خریداری فرش توجه به تراکم آن است. این تصور که هر چه تراکم بالاتر باشد فرش زیباتر درست است، اما قبل از خرید فرش به مکانی که فرش در آنجا پهن می شود نیز باید توجه کرد و این پرسش را مطرح نمود که آیا فرشی به این اندازه ظریف مناسب آن محیط است یا خیر؟

با توجه به اینکه شانه ی یک فرش برابر است با تعداد گره در عرض فرش (مثلا در فرش ۱۲۰۰ شانه، به تعداد ۱۲۰۰ گره در یک متر عرض فرش وجود دارد) و تراکم فرش عبارت است از تعداد گره های فرش در هر متر مربع ضربدر ۲( مثلا در فرش تراکم ۳۰۰۰، در هر متر طول فرش به میزان ۱۵۰۰ گره وجود دارد) تراکم فرش در ظاهر و کیفیت آن و نیز قیمت فروش فرش ماشینی نقش موثری دارد.
در نظر داشتن نوع مکانی که فرش درآن پهن می شود از جمله مواردی است که در تصمیم گیری فرد جهت انتخاب میزان تراکم فرش موثر می باشد. مهم ترین خصوصیت یک فرش با تراکم بالا ظرافت آن است، که در مواردی از آن تحت عنوان فرش دستبافت گونه یاد می شود. زیبایی این نوع فرش بسیار چشم گیر است و نقوش ریز در بافت آن جلوه ی خاصی به مکان می دهد.

فرش تراکم بالا یا تراکم پایین

اما همین تراکم بالا به بیشتر شدن قیمت فرش منجر می شود، به طور مثال قیمت فرش تراکم ۳۶۰۰ بیشتر از قیمت فرش با تراکم کمتر می باشد. همچنین هر چه تراکم فرش بالاتر باشد از ضخامت آن کاسته می شود، بنابراین این نوع فرش برای محیط هایی مثل اتاق خواب یا آشپزخانه مناسب نیست. به عنوان مثال برای اتاق خواب، خرید فرش شگی و فانتزی پیشنهاد می شود. همچنین به دلیل ظرافت چشمگیر فرش تراکم بالا و کم بودن ضخامت آن، این نوع فرش بر روی کفپوش اتاق سر می خورد، در نتیجه حتما باید از سرعت گیر استفاده نمود.
فرش تراکم پایین اغلب دارای نقوش بزرگ تر و ضخامت بیشتری است، بنابراین این نوع فرش برای محیط هایی که از آن بیشتر برای نشستن استفاده می شود پیشنهاد می شود. همین ضخامت بیشتر به نرم تر و گرم تر بودن آن کمک می کند و راحتی بیشتری را فراهم می کند. در نهایت، بهتر است با توجه به نوع کاربری فرش، تراکم آن انتخاب شود.

پروسه تولید فرش ماشینی

مرحله اول:مهیا کردن نخ

ابتدا نخ ها به شکل الیاف خام و یا دسته رشته های بلند به کارخانه آورده می شوند.
الیاف خام که تقریباً ۱۶سانتی متر هستند معمولاً پیچیده نشده و رشته رشته هستند که باید تغییر داده شوند. این رشته ها درون یک ظرف قیف مانند ریخته می شوند. سپس روغن زده و ماشین حلاجی آن ها را به صورت طناب های بلند و سستی می ریسد که فیتیله نامیده می شوند. پس از آن فیتیله ها فشرده، کشیده و به نخ های واحدی تبدیل می شوند و به دور قرقره ها پیچیده می شوند.الیاف خام تک لایه ای و رشته های دسته ای بلند بعداً به یکدیگر پیچیده می شوند تا به صورت تارهای ضخیم مناسب برای بافت درآیند.نخ ها سپس به وسیله بخار حجیم می شوند و بعد، آن ها را تا ۱۴۰_۱۳۵درجه سانتیگراد حرارت می دهند. این حرارت باعث می شود که نخ شکل پیچیده اش را حفظ کند. پس از سرد کردن، این نخ ها را به دور لوله هایی می پیچند و به دستگاه بافندگی انتقال می دهند.

مرحله دوم: رنگ کردن نخ ها

نخ ها به منظور بافت فرش ابتدا با روش های خاصی رنگ می شوند. در این روش ها ۲۲۷-۴۵۵ کیلوگرم الیاف را در خمره های تحت فشار هوا می گذارند که رنگ مورد نظر در آن ها پخش می شود و یا در روش دیگری الیاف یا کلاف های نخ را پی در پی از حوضچه ها یا خمره های رنگ عبور می دهند تا کاملا به رنگ مورد نظر درآید.یک روش دیگر رنگ آمیزی نخ ها این است که نخ ها را شکل می دهند و سپس رنگ داغ تحت فشار وارد اشکال نخ شود تا نخ ها رنگ آمیزی شوند.همچنین در روش دیگری، نخ را از طریق غلطک های چاپ رنگ پرس می کنند، در حالیکه روش دیگری نیز نخ ها را به شکلی می بافد و سپس قبل از بازشدن نخ ها با رنگ ها آمیخته می شوند. نخ ها با هر روشی که رنگرزی شوند در مرحله بعد تحت بخار قرار می گیرند و سپس شسته و خشک می شوند.

مرحله سوم: بافت فرش ماشینی

در پشت ماشین بافندگی فرش ماشینی قرقره ای قرار دارد که نخ ها درون آن قرار می گیرد و توسط یک لوله نایلونی که به سوزن بافندگی وصل می شود تغذیه می شود. سوزن در داخل زمینه فرو می رود و به این ترتیب نخ را وارد یک حلقه می کند. عمق فرورفتن سوزن در داخل زمینه توسط حسگرهای نوری که توسط برق عمل می کنند کنترل می شود. و به همین صورت ارتفاع حلقه نیز می تواند کنترل شود.یک قلاب یا گیره، گره را متناوباً گرفته و رها می کند و سوزن به جهت مخالف حرکت می کند. زمینه پشتی به جلو می آید و سوزن دوباره آن را تکرار می کند. همچنین برای برش زدن نخ ها، یک گیره در طرف دیگر قرار دارد که به یک تیغه مجهز است و مانند یک قیجی عمل می کند و گره ها را می برد. این عملیات بافندگی توسط چندین هزار سوزن انجام می گیرد و در هر دقیقه چندین هزار ردیف بافته می شود. بنابراین یک ماشین بافندگی می تواند روزانه چندین صد متر مربع فرش ماشینی تولید کند.

مرحله چهارم: رنگ آمیزی فرش آماده

این روش رنگ آمیزی در صورتی انجام می شود که در مراحل قبل نخ ها رنگرزی نشده باشند که به آن رنگ آمیزی یکپارچه فرش می گویند. در این مرحله چندین تخته استاندارد فرش به هم متصل می شوند سپس تخته طویل فرشماشینی داخل حوضچه قرار داده شود. سپس حوضچه را پر از آب می کنند و آن را گرم کرده و مواد شیمیایی را درون آب آن حل می کنند. سپس این ترکیب را با افزایش دادن حرارت جوشانده و به مدت ۴ ساعت می جوشانند.در یکی دیگر از روش های رنگ آمیزی یکپارچه فرش چندین ردیف فرش ماشینی به یکدیگر متصل می شوند تا یک تخته فرش بلند را تشکیل دهند. سپس این تخته فرش ماشینی بلند در زیر لوله هایی قرار می گیرد که رنگ ها را روی آن پخش می کنند. پس از رنگ آمیزی فرش ماشینی، فرش تحت بخار آب قرار می گیرد تا رنگ آن ثابت شود، در قسمت بعد رنگ اضافی شسته می شود. سپس فرش خشک شده و به صورت لوله درمی آید.
روش تولید فرش ماشینی چاپی: به منظور ایجاد فرش ماشینی چاپی با طرح های متنوع، فرش سفید را از زیر صفحاتی عبور می دهند که در آن صفحات سوراخ ها و شکاف هایی به شکل طرح ها و نقوش مورد نظر وجود دارد. رنگ های مورد نظر از طریق شکاف های صفحه پاشیده می -شوند. سپس فرش ۹۱ سانتی متر به جلو رانده می شود و در زیر صفحه دیگری قرار می گیرد که رنگ های دیگر و الگوهای متفاوتی دارد. در این روش فرش ماشینی خام تا هشت بار رنگ آمیزی می شود.
برای رنگ آمیزی فرش ماشینی چاپی روش دیگری نیز وجود دارد. به صورتی که آن را از زیر غلطک های برجسته ای عبور می دهند. بخش هایی از این غلطک ها با طراحی، برجسته شده اند که رنگ مورد را به روی فرش پرس می کند. هر غلطک دارای الگوهای برجسته متفاوت است که رنگ های متفاوتی را پرس می کند. بعد از رنگ آمیزی فرش ماشینی چاپی تحت بخار آب قرار داده می شود، مانند روش قبلی رنگ های اضافی شسته می شود و سپس فرش خشک شده و لوله میشود تا به بخش نهایی تولید برود.

مرحله پنجم: پایان بافت فرش

پایین فرش های رنگ آمیزی شده ابتدا به هم دوخته می شوند تا به شکل یک نوار بلند درآید. این نوار سپس در زیر یک دستگاه قرار می گیرد که یک مایه لاستیکی پوشاننده را در کف فرش پخش می کند. این دستگاه همزمان فرش را لوله می کند. همزمان، یک سطح ثانویه محکم نیز با لاستیک پوشانده می شود. هر دوی اینها به صورت یک جفت رول، لوله می شوند، تا به صورت یک ساندویچ درآیند و یکدیگر را بپوشانند. سپس فرش ماشینی را داخل یک کوره قرار می دهند تا لاستیک سفت شود.
سپس فرشِ ماشینی آماده، تحت بخار قرار می گیرد. سپس آن را برس کشیده و هوا می دهند. در نهایت یک ماشین آن را بحرکت درمی آورد که پرزهای اضافی که بالای سطح آن است حذف شود. سپس فرش با طول ۳۷متر لوله می شود، پس از آن توسط پلاستیک محکمی بسته بندی شده و به انبار کارخانه فرش ماشینی انتقال می یابد

تفاوت ۴ نوع فرش ماشینی موجود در بازار

یکی از نکات مهمی که باید قبل از اقدام نسبت به خرید فرش ماشینی از آن آگاه بود، آشنایی با انواع فرش‌های ماشینی موجود در بازار است. فرش‌های ماشینی را می‌توان از لحاظ جنس الیافی که از آن تولید می‌شوند در چهار دسته عمده طبقه بندی کرد که عبارتند از فرش‌های ماشینی پشمی، فرش‌های ماشینی اکریلیک، فرش‌های ماشینی پلی استر و فرش‌های ماشینی پلی پروپیلن در ادامه به بررسی این الیاف و مقایسه آن‌ها با هم می‌پردازم.

انواع نخ‌های مورد استفاده در تولید فرش ماشینی

به طور کلی هر فرشی از سه نوع تخ تشکیل می‌شود: نخ پرز، نخ تار و نخ پود.

۱- نخ پرز یا نخ خاب فرش

از این نخ جهت بافت گره‌های رنگ استفاده می‌شود به این صورت که به دور نخ پود به صورت گره و یا به شکل U قرار می‌گیرد و چندین نوع می‌باشد:

الف) نخ اکریلیک ۱۰/۵ دولا صددرصد اکریلیک خالص

ب) مخلوط نخ اکریلیک و پلی پروپیلن: که به صورت مخلوطی از الیاف اکریلیک و پلی پروپیلن ریسیده می‌شود.

ج) صددرصد پلی پروپیلن (p.p یا بی.سی.اف (B.C.F))

د) پلی استر یا ابریشم مصنوعی

۲- نخ تار فرش

این نخ به صورت مخلوط پنبه پلی استر ریسیده می شود، کیفیت الیاف مصرفی و نوع ریس آن عامل مهمی در دوام و زیبایی فرش است. این نوع نخ ها بیشتر در فرش های اکریلیک مصرف می‌شود اما در قالی‌های پلی پروپیلن و BCF، نخ تار از همان جنس نخ پرز (یعنی نخ BCF) استفاده می‌شود که علت آن ارزان‌تر بودن این نوع نخ‌ها می‌باشد.

۳- نخ پود

که در فرش‌های پشمی و اکریلیکی ۱۰۰ درصد پنبه می‌باشد.

اما در نهایت باید دانست مهم‌ترین عامل درتعیین کیفیت و عمر فرش همان نخ پرز است که یا از جنس اکریلیک است، یا پلی پروپیلن(BCF)، یا مخلوطی از این دو و یا پلی استر.

مقایسه فرش‌های اکریلیک با دیگر انواع فرش ماشینی

حال به بررسی تفاوت فرش های ماشینی ۱۰۰درصد اکریلیک با فرش‌های درصد دار(که ترکیبی از اکریلیک با BCFهستند) یا فرش‌های کاملا BCF و فرش‌های پلی استر می‌پردازم.

از لحاظ دوام و طول عمر، فرش‌های اکریلیک نسبت به فرش‌های BCF، درصد دار و پلی استر، از طول عمر بیشتری برخوردار می‌باشند این فرش‌ها برای مدت طولانی حتی تا بیش از ۳۰۰ سال قابل نگهداری و استفاده هستند ولی فرش‌های BCF و پلی استر عمر کوتاهی دارند و در زمان بسیار کوتاهی نرمی و لطافت خود را از دست خواهند داد.

از لحاظ کوتاه شدن (آبرفتگی)، به مرور زمان بر اساس مدت مورد استفاده قرار گرفتن یا همان پا خوردگی، تغییر فرش‌های اکریلیک بسیار کم یا ناچیزی می‌باشد که به حساب نمی‌آید ولی در دیگر انواع فرش ماشینی، این موضوع به شکل ملموسی قابل مشاهده است به طوری که بعد از مدتی شاهد کج یا کوتاه شدن قد یا پهنای فرش خواهیم بود.

از لحاظ شستشو و در معرض نور قرار گرفتن در فرش‌های اکریلیک شاهد هیچ گونه تغییری نمی‌باشیم ولی این مورد در فرش‌های BCF، مخلوط و پلی استر بالعکس می‌باشد که باعث می‌شود جلوه و زیبایی فرش در زمان کوتاهی از بین برود

فرش‌های اکریلیک از مقاومت بالایی در برابر گرمای مستقیم برخوردار می باشند به طوری که یکی از ویژگی‌هایی که فرش اکریلیک را از سایر فرش‌ها متمایز می‌کند تست گرما می‌باشد به طوریکه می توان اتوی داغ را روی فرش گذاشته بدون تغییر برداشت ولی در الیاف BCF و پلی استر، فرش‌ها براثر قرار گرفتن در برابر گرما دچار سوختگی و فرورفتگی شده و فرش ازبین می‌رود.

از لحاظ سایش، فرش اکریلیک دچار تغییر نمی‌شود ولی BCF و پلی استر دچار خوردگی یا پوسدگی به مرور زمان می‌شوند.

از لحاظ زیبایی در طول زمان، فرش اکرلیک قابل قیاس با فرش‌های درصد دار یا BCF و پلی استر نمی‌باشد.

اما از معایب فرش‌های اکریلیک می‌توان به این مورد اشاره کرد که در کوتاه مدت جذب طبیعت نمی‌شوند ولی ‏BCF‏ و پلی استر به مرور پودر شده و در فضا پراکنده و در طبیعت جذب می‌گردد

بر اساس آمار مجله Fiber Year، تولید الیاف اکریلیک در سال ۲۰۱۳ میلادی ۹٫۱ درصد و تولید الیاف پلی استر ۶٫۷ درصد به نسبت سال ۲۰۱۲ رشد داشته‌اند. در حال حاضر در کشور آلمان شرکت درالون در سال ۱۷۰ تن الیاف اکریلیک تولید می‌کند که از انواع ظریف‌تر آن جهت مصرف پوشاک بچه‌گانه و مخصوصا لباس عروسک‌ها استفاده می‌شود. این درحالی است که اخیرا عده‌ای به ویژه در فضاهای مجازی این‌گونه شایع کرده‌اند که الیاف اکریلیک سمی است! آیا به واقع در اروپا اجازه می‌دهند لباس کودک و عروسک که ممکن است حتی در هنگام بازی در دهان کودک قرار بگیرند از الیاف سمی تولید شوند؟! جهت یادآوری باید گفت به علت پرز دهی که فرش‌های اکریلیک در هفته‌های اولیه دارند، تنها ممکن است در برخی افراد که مبتلا به حساسیت هستند موجب تشدید آن شوند.

ویژگی‌ها و کاربرد فرش‌های پلی‌استر و BCF

اما از مزایای الیاف پلی‌پروپیلن (BCF)و پلی‌استر می‌توان به رنگ‌پذیری بسیار خوب آن‌ها اشاره کرد. به همین دلیل هزینه‌ی رنگ‌آمیزی آن‌ها کمتر از سایر الیاف و تنوع رنگ‌های آن نیز بیشتر است و نسبت به الیاف اکریلیک و پشم ارزان قیمت تر نیز هستند.

از دیگر مزایای فرشهای BCFمی‌توان به عدم جذب رطوبت در آنها اشاره کرد. به همین دلیل برای استفاده در محل‌های پر رطوبت مناسب است. فرش پلی‌پروپیلن و پلی استر چنانچه شسته شود یا مرطوب شود، در زمان کوتاهی خشک خواهد شد.

دیگر مزیت فرش‌های پلی استر، حالت پیوسته این الیاف است که سبب می‌شود این نوع فرش مانند پشم و اکریلیک پرزدهی نداشته باشد.

یکی از معایب این نوع فرش‌ها، قابلیت جذب آلودگی‌ها است. آلودگی‌های مختلف با پایه‌ی روغنی پس از جذب شدن به الیاف فرش به سختی قابل شستشو خواهند بود. ولی آلودگی‌های قابل حل در آب به آسانی از روی فرش پاک خواهند شد.

با توجه به مطالب گفته شده در این نوع فرش، استفاده از فرش‌های پلی‌پروپیلن و پلی استر در فضاهای باز، استخرها، اتاق کودک، آشپزخانه و سایر محل‌هایی که نخواهید برای کفپوش کردن آن هزینه‌ی زیادی انجام دهید مناسب خواهد بود.

نکته پایانی

البته ذکر این نکته نیز ضروری است که در الیاف اکریلیک هم درجه کیفیت‌های مختلفی وجود دارد که تنها الیافی با بهترین و بالاترین درجه کیفیت می‌توانند فرش‌هایی با بالاترین درجه عمر و کیفیت را نتیجه دهند. به عبارت دیگر، الیاف با کیفیت کمتر، پرزدهی زیادی دارند و از دوام و طول عمر کمتری نسبت به الیاف با درجه کیفی بالا برخوردارند. قیمت فرش هم تا حد زیادی به جتس الیاف آن بستگی دارد که در مقاله قیمت فرش و عوامل تعیین کننده آن در این زمینه توضیحات بیشتری داده ام درنهایت. امیدوارم با مطالعه این نوشته بتوانید با دید بازتری به فروشگاه های فرش مراجعه کنید و آگاهانه فرش مورد نظر خود را انتخاب نمایید. اگر بازهم سوال یا نکته مبهمی در ذهن دارید می توانید سوال خود را در قسمت نظرات مطرح نمایید.

تولید فرش ماشینی

هر فرش در مراحل تولید خود سه مرحله را پشت سر می‌گذارد که عبارتند از ریسندگی، بافندگی و تکمیل فرش. برای تولید فرش ماشینی ، پس ورود الیاف به کارخانه، در اولین مرحله الیاف خام به رنگ‌های مورد نیاز برای تولید فرش، رنگرزی شده و به واحد ریسندگی تحویل داده می‌شوند.

در این مرحله الیاف به نخ‌های هیت ست تبدیل شده و برای بافت بوسیله دستگاه فرشبافی به واحد بافندگی منتقل می‌شوند. از مهم‌ترین ویژگی‌های نخ‌های هیت ست می‌توان به کاهش پرز دهی فرش، پفکی شدن نخ و بالک بیشتر و در نتیجه کاهش میزان نخ مصرفی و پوشش بهتر فرش، زیر دست نرم تر و …. اشاره کرد. در انتها پس از آهار زنی و شیرینگ و بسته بندی در واحد تکمیل فرش، جهت فروش به بازارهای مقصد ارسال می‌شود.

ریسندگی

در این واحد نخ لازم برای بافت فرش تهیه می‌شود. فرش ماشینی از سه دسته نخ به نام‌های نخ تار، نخ پود و نخ خاب تولید می‌شود. نخ تار از جنس پنبه یا پلی استر است که حدود ۶ درصد مواد اولیه یک فرش را تشکیل می‌دهد. نخ پود از جنس جوت است که حدود ۱۲ درصد از فرش را تشکیل می‌دهد و نخ خاب از جنس آکریلیک یا پلی استر است که حدود ۸۲ درصد از حجم فرش را تشکیل می‌دهد

بافندگی

فرش ماشینی توسط ماشین آلات مختلفی بافته می‌شود که می‌توان به دستگاه‌های تکسیما، واندویل CRX ، ASR ، VTR و HCP اشاره کرد. در تولید فرش ماشینی از دو دهنه کار استفاده می‌شود که در اصطلاح ” فرش رو و زیر بافت ” گفته می‌شود ، دو فرش دارای خاب مشترک توسط تیغه برش که همراه بافت در حال حرکت است برش داده شده و از هم تفکیک می‌گردد.

تکمیل فرش

پس از بافت ، فرش‌ها به سالن تکمیل فرش ماشینی منتقل و در آنجا به ترتیب ، مراحل زیر را پشت سر می‌گذارند :

۱- تیغه
۲- آهار زنی پشت فرش
۳- شیرینگ(پرداخت سطح فرش)
۴- برش طولی و عرضی فرش
۵- لبه دوزی ، زیگزاگ و ریشه زنی
۶- کنترل کیفیت
۷ – رول و بسته بندی

بهترین فرش ماشینی کدام است؟

برای انتخاب بهترین فرش ماشینی به چندین نکته می‌بایست توجه شود که در ادامه این نکات را مشاهده خواهید نمود.

عمر فرش

عمر فرش ماشینی در نتیجه‌ی عوامل مختلفی ممکن است متغیر باشد. نخستین و مهم‌ترین عامل، جنس به کار رفته در نخ تار، نخ پود و نخ خاب فرش ماشینی است. الیاف اکریلیک و پشم بیشترین عمر و دوام را دارا هستند و برای مدت طولانی حتی تا بیش از ۳۰ سال قابل نگهداری و استفاده هستند. برخی الیاف دیگر مانند پلی‌استر( ابریشم مصنوعی ) و پلی‌پروپیلن عمر کمتری دارند و برای محل‌های پر رفت و آمد مناسب نیستند. پردازش‌های خاصی مانند هیت‌ست که ممکن است روی الیاف انجام شود نیز در افزایش عمر و دوام فرش اثر دارند.

در الیاف مشابه نیز درجه کیفیت‌های مختلفی وجود دارد که تنها الیافی با بهترین و بالاترین درجه کیفیت می‌توانند فرش‌هایی با بالاترین درجه عمر و کیفیت را نتیجه دهند. برای مثال الیاف اکریلیک با درجه بندی‌های مختلف و طول الیاف گوناگون در تولید فرش ماشینی مورد استفاده قرار می‌گیرند. الیاف با کیفیت کمتر، پرزدهی زیادی دارند و در زمانی به مراتب کمتر از الیاف با درجه کیفی بالا از بین می‌روند.

برنامه‌ریزی برای مدت زمان استفاده از فرش در قیمت تمام شده‌ی آن نیز موثر است. برخی فرش‌های زینتی ممکن است ظاهر زیبا، دوام کم و قیمت زیادی داشته باشند.

تراکم و شانه فرش

فرش ماشینی در دو بعد عرض و طول دارای تعداد گره‌های متفاوتی است. گره‌های عرضی فرش شانه و گره‌های طولی فرش ماشینی، تراکم نام دارند. هر چه تراکم و شانه‌ی فرش بیشتر باشد، حجم نخ به کار رفته در آن نیز بیشتر خواهد بود. در نتیجه فرش ریز‌بافت‌تر و دارای سطحی سخت‌تر خواهد بود.

افزایش تراکم و شانه علاوه بر افزایش وزن فرش، سبب افزایش قیمت آن نیز خواهند شد. فرش‌هایی با تراکم کمتر یا فرش‌های شگی را برای اتاق خواب که نرمی بیشتری مورد نیاز است، مناسب‌تر هستند و فرش‌هایی با تراکم و شانه‌ی بیشتر برای محل‌های پذیرایی که ریزبافتی و زیبایی بیشتری لازم است، بهترند.

رنگ زمینه فرش ماشینی

رنگ زمینه‌ی فرش ماشینی از چند جهت قابل توجه است. نخست اینکه فرش‌های روشن را در زمان‌های کوتاه‌تری می‌بایست شستشو دهید. شستشوی زیاد سبب کاهش عمر فرش نیز می‌شود. بنابراین استفاده از فرش‌هایی با رنگ زمینه‌ی روشن برای محل‌هایی که رفت و آمد زیاد است یا کودکان به بازی می‌پردازند مناسب نیست.

از طرف دیگر فرش‌های روشن سبب می‌شوند فضای منزل بزرگتر دیده شود و فرش‌هایی با زمینه‌ی تیره سبب پر شدن فضا و کوچک‌تر شدن آن می‌شوند.

طرح فرش ماشینی

فرش ماشینی در طرح‌های متنوعی تولید می‌شود. برخی طرح‌ها با نقشه‌های پر تراکم، برخی با نقشه‌های ساده، برخی با طرح‌های سنتی و برخی با طرح‌های مدرن بافته می‌شوند.

انتخاب طرحی که مناسب فضای مورد استفاده باشد و سبب نمایش یا عدم نمایش لکه‌های احتمالی باشد در انتخاب فرش می‌بایست مورد توجه قرار گیرد.

فرش‌های بدون ترنج یا مرکز برای بزرگتر جلوه دادن فضا مناسب هستند. فرش‌هایی با طرح شلوغ سبب کوچک‌تر دیده شدن فضای منزل خواهند شد.

مدرن یا سنتی

فرش‌های ماشینی علاوه بر شکل سنتی که مشابه فرش‌های دستباف هستند در مدل‌های جدید و مدرن نیز بافته می‌شوند. برخی فرش‌های مدرن ممکن است برای برخی کاربردها مناسب یا نامناسب باشند. فرش‌هایی که پرزهای بلند دارند برای محل‌های پر رفت و آمد مناسب نیستند زیرا احتمال باعث آسیب‌دیدگی آن‌ها و کاهش عمر مفیدشان خواهد شد. همچنین در محل‌هایی با آلودگی زیاد، این نوع فرش‌ها به زودی آلوده می‌شوند و به دلیل سخت‌تر بودن جارو و شستشو سبب ایجاد دردسر برای مصرف کننده خواهند شد.

فرش‌های مدرن( به طور ویژه فرش‌های مدرن شگی ) را برای اتاق خواب یا محل‌های کم رفت و آمد می‌توان مورد استفاده قرار داد.

شرکت تولید کننده

یکی از مهم‌ترین عوامل در هنگام انتخاب بهترین فرش ماشینی، توجه به برند یا مارک یا شرکت تولیدکننده‌ی آن است. تولیدکنندگان بسیاری وجود دارند که به ارائه‌ی فرش ماشینی می‌پردازند. برندهای معتبر فرش ماشینی، برای جذب و نگهداری مشتریان تلاش بسیاری می‌کنند و به همین دلیل احتمال خرید فرشی با کیفیت و عمر و دوام از این تولیدکنندگان بیش از کارخانجات ناشناس است.

اسفند و شستن قالی

امروز با منظره ای رو به رو شدم که بی اختیار مرا با خود به خاطرات دوران کودکی فرو برد. منظره قالی پهن شده‌ای بر روی دیوار که چشم انتظار خورشید نشسته بود اما بارش برف غافلگیرش کرده بود و حال باید چند روزی منظره شهر را زیبا می‌کرد! احساس کردم خیالش راحت است چون گل‌هایش دغدغه سرما و یخبندان ندارند و سوز سرما شاخ و برگ‌هایش را نمی‌خشکاند. یاد متن زیبایی افتادم که مدت‌ها پیش در روزنامه خوانده بودم. دوباره پیدایش کردم تا اینبار با هم آن را بخوانیم، فکر می‌کنم ارزشش را داشته باشد.

نمی‌دانم اسفند برای شما چه مفهومی دارد؟ اما برای من یعنی شکار یک روز آفتابی و پهن کردن در وسط حیاط یا در کوچه‌ای خلوت و آب‌گرفتن به آن و شستن و شستن تا آمدن بهار آسان شود. اما گل‌های قالی خود اعلام بهار است به خانه‌ی یک ایرانی. در هر کجای ایران که زندگی کنی چنین بهاری در خانه داری. در کویر یا کوه‌های سر به فلک کشیده‌ی البرز و زاگرس…

بخش بزرگی از کشور ما ایران در دل کویر است و هنرمندان قالی‌باف، با نقش و نگارهای فرش، رنگ و تازگی و گل و ریحان به خانه‌ها می‌آورند. داشتم می‌گفتم قصه‌ی آن اسفندها را. فرش‌ها را که پهن می‌کردیم باید آن‌ها را می‌خیساندیم. چه کیفی داشت، شستن‌ گل‌هایی که از زمستان و دوده‌ی بخاری‌ها چغر شده‌ بودند و سیاه. پارو کشیدن و وقت خسته شدن، بهانه آوردن که فردا امتحان دارم. سُر خوردن روی کف‌ها… حباب‌ها کدورت و سیاهی را از روی قالی می‌زدودند.

طرح‌های فرش زیبا هستند، گویی شعرهایی هستند که به زبان تصاویر سروده شده‌اند. طرح‌های شاه‌عباسی همراه طرح‌های اسلیمی‌، اسلیمی‌های دهن اژدری، نقش‌های گلدانی، طرح‌های درختی، درختی‌های حیوان‌دار، بته جقه، بته سنندجی، بته افشاری، طرح‌های خشتی و طرح‌های محرابی…

و اگر باران می‌گرفت و برف می‌آمد که فرش‌ها باید چند صباحی روی دیوارهای شهر باقی‌ می‌ماندند. چهره‌ی شهر آن روزها زیبا بود. روی هر دیوار یک تابلوی زیبا با نقش‌های فرشی مزین می‌شد. سرخ ،سبز و آبی… اسفند، چنین شناسنامه‌ای داشت. هنوز هم در شهرهای کوچک این تصویر زیبا دیدنی است. روزهای اسفند،زمان قالی‌شستن است. اولین رکن خانه‌تکانی. آماده شدن برای رسیدن عمو نوروز…

راستی سری به گل‌های قالی‌ خانه‌تان بزنید ، شاید نیاز به تیمار دارند. خدا کند که این تابلوی بهاری از خانه‌های ایرانی کم نشود.

هنر قالی بافی دوران پهلوی

صنعت قالی بافی ایران که در قرون نهم هجری به عنوان یک صنعت نوپا مطرح شده بود، در قرون دهم و یازدهم به اوج خود رسید اما در قرن های ۱۲ و ۱۳ رو به زوال گذاشت و پس از آن نیز هرگز نتوانست شکوه و عظمت گذشته خود را باز یابد.

تولید فرش در دوران پهلوی همچنان در خانه های روستایی و شهری ادامه یافت. از مهمترین رویدادهای دوران پهلوی، تاسیس شرکت فرش بود. وضع قوانین و مقرراتی برای بهبود وضعیت کارگران کارگاه های قالی بافی در ۲۵ آذر ۱۳۰۲ از دیگر اقدامات انجام شده بود. قوانینی که ساعت کار کارگران، منع به کارگیری اطفال و همچنین وضعیت بهداشتی کارگاه های قالی بافی و نحوه نظارت بر آن ها را شامل می شد. در سال ۱۳۴۷، دولت طبق ماده واحده ای، قانون تشدید مجازات به کار گماردن اطفال زیر ۱۲ سال در کارگاه های فرش بافی را تصویب کرد. یکی از اقدامات دیگر، ارائه طرحی در سال ۱۳۵۰ در شرکت فرش برای تعیین دستمزد قالی بافان بود که اگرچه با جدیت آغاز شد، اما به مرور زمان به دست فراموشی سپرده شد.

موضوع بیمه بافندگان قالی از موضوعات چالش بر انگیز دولت های مختلف بود و پس از سال ها، در سال ۱۳۶۷ قانون بیمه بازنشستگی، فوت و از کار افتادگی بافندگان قالی و پس از آن آیین نامه اجرایی آن در سال ۱۳۷۹ به تصویب دولت جمهوری اسلامی ایران رسید.

مروری بر هنر قالی بافی دوران پهلوی

از جمله اقداماتی که در آن دوران انجام شد :
– اختراع دار قالی بهداشتی توسط یک مهندس ایرانی به نام محمد ابراهیم رجبی در سال ۱۳۵۰
– به رسمیت یافتن متر به جای زرع به عنوان واحد اندازه گیری فرش به هنگام خرید و فروش
– انتشار و استفاده از کاغذ شطرنجی چاپ شده در طراحی فرش
– صدور دستوری در سال ۱۳۰۸مبنی بر سرشناسه کردن فرش ایرانی با الصاق قطعه ای سیمین یا پارچه سفید که بر روی آن عبارت Made in Persia درج شده بود.
– تاسیس موسسه قالی بافی ایرن در سال ۱۳۰۹
– تاسیس شرکت سهامی فرش ایران در سال ۱۳۱۴
– تاسیس و راه اندازی موزه ملی فرش ایران در سال ۱۳۵۶ .

آمار دقیقی از تعداد کارگاه های قالی بافی یا تعداد بافندگان قالی در اوایل دوران پهلوی وجود ندارد و اولین آمار تخمینی برای سال ۱۳۱۹ ه.ش. است که حدود ۲۵۰ هزار قالی باف را در ایران تخمین می زند. براساس سرشماری سال ۱۳۴۵ کشور، تعداد ۲۵۰ هزار خانواده بافنده در ایران وجود داشته است. دقیق ترین آمار مربوط به سرشماری نفوس و مسکن سال ۱۳۵۵ است که در آن تعداد کارگاه های قالی بافی در ایران ۱۴۴,۲۰۸ کارگاه ذکر شده است.