یكدیگر را مسخره نكنید (اگر دین دارید)
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۷

اساس زیبایی رنگهای طبیعی در فرش چیست؟

چگونه شد که ظهور رنگهای مصنوعی مجموعه رنگهای طبیعی را در صد سال گذشته برهم زد یا حتی از بین برد؟ آیا ما باید به دوران قبل از علمی شدن باز گردیم و قدرت اسرار آمیز رنگهای به دست آمده از گیاهان وحشرات را ـ آن گونه که امروزه در بسیاری از جزوات منتشره درباره رنگهای گیاهی توصیه می‌شود ـ احیا کنیم؟ یا ما باید در جستجوی «روح طبیعت» برآییم تا پاسخی بر این پرسشها بیابیم؟
رنگرزی با مواد رنگی طبیعی محدوده‌ای نیست که قوانین طبیعت دست رد به سینه ما بزند بلکه برعکس ما می‌توانیم دلایل منطقی زیادی بیابیم که حاکی از کیفیت عالی رنگهای طبیعی هستند.
صنعت قالیبافی امروزه رنگهایی را به دست می‌دهد که فقط از سه رنگ اصلی تشکیل شده‌اند: آبی، قرمزو زرد. مخلوط کردن یک جفت از آنها در پاتیل رنگرزی، رنگهای ثانوی، بنفش، نارنجی و سبز به دست می‌دهد. مخلوط کردن هر سه رنگ اصلی ـ اگر نسبت خاصی انتخاب شود ـ رنگ سیاه یا مجموعه رنگهای زیادی از رنگهای مرتبه سوم مانند قرمزـ قهوه‌ای، زرد ـ قهوه‌ای و… می‌دهد. اگر سه رشته نخ پشمی را که با مواد رنگزای مصنوعی رنگ شده‌اند کنار یکدیگر بگذاریم، اکثر شاهدان این ترکیب سه رنگ اصلی آبی، قرمز و زرد را نا هماهنگ می‌یابند و آنها را تند، بسیار بد یا زننده توصیف می‌کنند. اما اگر سه رشته نخ پشمی را با روناس، نیل و پوست پیاز رنگ کنیم، اکثر شاهدان این ترکیب، آبی نیل، قرمز روناس و زرد پیاز را هماهنگ احساس می‌کنند.
دلایل قانع کننده‌ای برای این تفاوت در قضاوت ترکیب آبی، قرمز و زرد وجود دارد. اگر به قرمز روناس در نور آفتاب نگاه کنیم، علاوه بر «قرمز»، رنگ «زرد» و با شدت کمتر حتی «آبی» نیز به ذهن خطور می‌کند. می‌توان گفت که نور آفتاب از قرمز روناس نه تنها رنگ قرمز، بلکه رنگ زرد و آبی نیز ساطح می‌کند.

همین موضوع در مورد آبی نیل و زرد پیاز صادق است. آبی نیل، حاوی عنصر قرمز و عنصر کوچکی از زرد است. زرد پیاز حاوی قرمز و مقدار اندکی آبی است. برای اثبات ادعایمان به تجربیاتی که با مواد رنگی مصنوعی انجام داده‌ایم مراجعه می‌کنیم.

 

مزایای رنگهای گیاهی درفرش

 

اگر بخواهیم از قرمز روناس تقلید کنیم. سه رنگ اصلی آبی، قرمز و زرد خالص را به رنگ قرمز، رنگ زرد و کمی رنگ آبی در پاتیل رنگ اضافه می‌کنیم. آن هماهنگی ای که ما در ترکیب روناس قرمز، نیل آبی و زرد پیاز احساس می‌کنیم از این واقعیت سرچشمه‌ می‌گیرد که این سه رنگ عناصری را از رنگهای همسایه در خود دارند. به عبارت دیگر می‌توانیم بگوییم، ادغام رنگهای همسایه در داخل هر رنگ اثر هماهنگ کنندگی دارد. رنگهای طبیعی باعث گرایش به سیاه می‌شود که خود از شدت رنگها کم می‌کند. مثلا حضور هر سه رنگ اصلی در آبی نیل به این معنا نیست که آبی نیلی علاوه برمواد آبی شامل قرمز و زرد هم هست. در اینجا یک ماده یعنی نیل است که مسوول رنگ آبی است. این مواد رنگی روی الیاف پشمی که در مقابل نور آفتاب گرفته شده نه فقط رنگ آبی بلکه قرمز و زرد را بازتاب می‌دهد. فقط با نخ رنگ شده با رنگ طبیعی است که می‌توان رنگ تولید کرد.

ترکیبی که در ظاهر به شدت بدون هماهنگی به نظر می‌رسیدند، هر یک کیفیت خنثی کنندگی وملایم کنندگی را در خود تجسم بخشیده‌اند. ازطرف دیگر، مواد سه جزیی مدرن (رنگزاهای مصنوعی) هنگامی که یکجا استفاده شوند، ساختار مولکولهای آنها صرفا همیشه رنگ خالص می‌دهند و فاقد کیفیت هماهنگ کنندگی و ملایم کنندگی هستند. از این رو امکان ندارد که تعداد زیادی از رنگهای طبیعی را با مخلوط کردن این سه ماده رنگی مصنوعی ایجاد کرد.

متاسفانه امروز استفاده از رنگزاهای طبیعی کم شده است و در بازار تلاش می‌کنند که رنگها را با پهن کردن فرش هفته‌ها در مقابل آفتاب سوزان تصحیح کنند یا سعی می‌کنند با کوتاه کردن زمان قرار گرفتن خامه‌ها در پاتیل رنگ و حمام رنگ از شدت رنگها بکاهند.

دلایل دیگری وجود دارد که ثابت می‌کند چرا رنگهای طبیعی جذاب و زیبا هستند. ریشه روناس دارای تعداد زیادی رنگ مختلف است. براساس این ظرفیت گسترده از مواد رنگزا، ما می‌توانیم طیف متنوعی از رنگها از قرمز تیره گرفته تا نارنجی و بنفش را تولید کنیم. شایان ذکر است که دندانه‌ها، ترکیب آب به کاررفته، افزوده‌های رنگرزی و شیوه رنگرزی همگی نقش مهمی در این روند دارند. صدها ترکیب متفاوت مواد رنگی مصنوعی قادر نخواهند بود که این ردیف از رنگهای روناس قرمز را که خود حاوی بسیاری از سایه‌ رنگهای کوچک ـ که چشم می‌تواند آنها را ثبت و از آنها لذت ببرد ـ ایجاد کند.

متاسفانه آن از نظر تولید کنندگان این همه سایه رنگ اصلا مطلوب نیستند وآنها تک رنگ ثابت قرمز را نشانه کیفیت می‌دانند.

یکی از ویژگیهای بارز رنگهای طبیعی رنگ پس ندادن آنهاست. پشم رنگ شده با قرمز روناس یا آبی نیلی کمتر کم رنگ می‌شوند.

 

فرش، نماد زندگی ایرانی

از گذشته تا امروز در تمام خانه‌های ایرانی حتی محقرترین آنها مفروش کردن خانه با فرش دستباف یکی از زینت‌های خانه محسوب می‌شود. هرچند که امروزه به دلیل گران بودن این فرش‌ها خرید آن برای بسیاری از طبقات جامعه غیرممکن است، ولی استفاده از آن به عنوان هنر و صنعت ایرانی از جایگاه و منزلت ویژه‌ای در میان خانواده‌ها برخوردار است.

در گذشته که تا حدودی سبک چینش و دکوراسیون وسایل داخل خانه با امروز متفاوت بود و استفاده از مبل و صندلی جایگاه چندانی نداشت و تنها برای طبقات بالای جامعه مورد استفاده قرار می‌گرفت، معمولا سراسر اتاق را با فرش می‌پوشاندند و بافت قالی‌های بزرگ بسیار رایج بود تا سطح تمام اتاق را بپوشاند، ولی با جایگزین شدن مبل و صندلی به جای مخده و پشتی، استفاده از فرش‌های بزرگ در منازل از رواج افتاد، ولی از ارزش و جایگاه فرش کاسته نشد و به جای فرش‌های بزرگ، فرش‌هایی با قطعات کوچک‌تر رواج پیدا کرد.
مساجد نیز از جمله مکان‌هایی است که همچنان از گذشته تا به امروز از مشتریان فرش‌های دستباف است. در گذشته شاهان متدین قالی‌های گرانمایه را به نشانی دینداری وقف مساجد می‌کردند. قالی در فرهنگ ایرانی از چنان منزلتی برخوردار بوده است که در مساجد و کاخ‌های سلطنتی به امین اموال و متصدی مخصوص سپرده می‌شد تا حفظ و مرمت آن را به عهده بگیرد. حتی قالی‌های بسیار گرانبها را زیرپا نمی‌انداختند و همچون تابلوهای نقاشی بر دیوارها آویزان می‌کردند یا لوله می‌کردند و در گوشه‌ای از منزل قرار می‌دادند و در مراسم خاص از آن استفاده می‌کردند.
به هر حال وقتی صحبت از فرهنگ و هویت ایرانی می‌شود بی‌شک فرش یکی از نمادهای بارزی است که این فرهنگ و هویت را نمایان می‌‌کند. گذشته از صنعت فرش که امروزه به عنوان یکی از اهرم‌های قوی بازرگانی کشور تبدیل شده، این هنر ایرانی کارکرد فرهنگی نیز به خود گرفته است؛ به طوری که طرح‌ها و نقش‌های هریک نه تنها نشان‌دهنده دوره ویژه تاریخی است، بلکه نمادهایی از فرهنگ بافندگان آن را که از منطقه‌ای خاص از ایران هستند، آشکار می‌کند.
اگرچه تاریخ شروع بافت فرش به درستی معلوم نیست و مشخص نیست که بافت فرش از کدام منطقه شروع شده، ولی اغلب مورخان و باستان‌شناسان متفق‌القولند که ایرانیان از جمله اولین اقوامی هستند که بافت فرش را شروع کرده‌اند. شواهد حاکی از آن است که فرش برای مقاصد صرفا کاربردی نظیر حفاظت خانه روستاییان از سرما و نم به وجود آمد و کم‌کم راه خود را به عنوان یک اثر زینتی و نشانه‌ای از تحول در خانه‌های اشراف و اعیان باز کرد.
گفته می‌شود دوره شکوفایی هنر فرشبافی در ایران مقارن حکومت صفویان است.

 

دوره رونق فرش ایرانی
دوران صفوی دوره درخشان احیای هنر در تمام زمینه‌هاست. نمونه‌های ارزنده موجود در موزه‌های مشهور جهان نظیر قالی مشهور اردبیل اکثرا حاصل کارگاه‌های قالیبافی شاهی در این دوران است. حمایت سلاطین صفوی و ابراز علاقه آنان به این حرفه سبب شد تا صنعت قالیبافی از حد یک پیشه و حرفه روستایی تا مقام یکی از هنرهای زیبا ارتقا یابد. شاه عباس در این زمینه سهم بسزایی داشت، زیرا وی با تاسیس کارگاه قالیبافی در کنار قصرهای سلطنتی خود مستقیم بافندگان را زیر نظر داشت تا از کیفیت بافت و ظرافت آنها مطمئن شود.
شاه عباس با گردآوری بهترین نقاشان و طراحان و بافندگان از اقصا نقاط کشور و تجمع آنها در کارگاه‌های سلطنتی خود، شاهکارهای بی‌نظیری را در هنر فرشبافی به وجود آورد. با انقراض صفویان افول هنر فرشبافی نیز آغاز شد. تاخت و تاز افاغنه همه چیز را از بین برد و خاطره دردناک حمله مغولان را در اذهان عموم زنده کرد.
نادرشاه هم نتوانست برای حفظ این هنر تلاش کند تا این که فرشبافی ـ که همچنان در خفا به حیاتش ادامه می‌داد ـ در دوره زندیه اعتبار بیشتری یافت و مورد توجه فرمانروایان قرار گرفت. در دوره قاجاریه نیز بازار صادرات رونق گرفت. بازرگانان تبریزی به تاسیس کارگاه‌های فراوان قالیبافی نه‌تنها در تبریز بلکه در کرمان، مشهد، کاشان و سایر شهرهای ایران همت گماشتند و قالی‌های بافته شده از طریق استانبول به اروپا راه یافتند.
تاریخ میانه ایران با حمله مغول آغاز می‌شود که ایلخانیان و تیموریان نیز در ادامه همین دوره ظهور می‌یابند. این دوره اگر چه با جنگ و خونریزی همراه بوده است، ولی از اعتلای هنرهای ایرانی بویژه نگارگری خالی نیست. از این‌رو می‌توان گفت این دوره زمینه‌ساز شکل‌گیری عصر درخشان قالیبافی بوده است و در دوره صفویان قالیبافی رواج می‌یابد و به همین دلیل این دوره، دوره زرین‌ قالیبافی نام می‌گیرد. اکثر قالی‌های نفیس موزه‌های جهان که توسط استادان ایرانی بافته شده، متعلق به همین دوران است، البته در دوره افشاریان و زندیان به سبب ضعف اقتصادی کشور قالیبافی چندان رونقی نمی‌یابد. وی با اشاره به این که در دوره صفوی شکوه و بالندگی هنر قالیبافی آغاز می‌شود، می‌افزاید: اکثر قالی‌های نفیس موزه‌های جهان که از استادی و هنرمندی ایرانیان در نقش، رنگ و بافت حکایت دارد ثمره تلاش بافندگان و طراحان این دوره است و به روایتی برخی شاهان صفوی از جمله شاه طهماسب صفوی خود از طراحان فرش بوده‌اند. حتی برخی جهانگردان خارجی نظیر برادران شرلی، تاورنیه شارون ـ که در زمان صفویه به ایران سفر کرده بودند ـ در نوشته‌های خود با تاکید از رونق قالیبافی در این زمان یاد می‌کنند. در این دوره هنر قالیبافی از ایل‌ها و عشایری که دائم در حال کوچ کردن بودند به شهرهای بزرگ آورده و به دنبال آن کارگاه‌های بافندگی بزرگ در شهرهای کشور راه‌اندازی می‌شود.
این محقق سپس دوره قاجار را از این جهت مهم می‌داند که در آن صادرات فرش رونق می‌یابد.

 

قدیمی‌ترین فرش جهان
اگر پازیریک را به عنوان قدیمی‌ترین فرش ایرانی بپذیریم قدمت قالیبافی در ایران به ۵۰۰ سال قبل از میلاد حضرت مسیح یعنی بیش از ۲ هزار سال پیش بازمی‌گردد.
البته شواهدی از اولین فرش ایرانی در کتب چینی نوشته شده است که به دوره ساسانیان مربوط می‌شود.
این هنر در برهه‌های مختلف تاریخی تحولات زیادی به خود دیده است. از جمله عوامل تاثیرگذار بر این هنر دیرین ایران می‌توان به حمله مغول و ظهور اسلام اشاره کرد.
براساس اطلاعات سایت تخصصی بین‌المللی فرش ایرانی، قدیمی‌ترین فرش جهان ـ فرش پازیریک ـ یک اثر کاملا ایرانی هخامنشی است که اکنون در موزه آرمیتاژ روسیه نگهداری می‌شود.
در این فرش به ابعاد تقریبا ۲ مترمربع (۲۱۰×۱۸۳ سانتی‌متر) در هر سانتی‌متر مربع ۳۶ گره وجود دارد و رنگ‌های به کار رفته در این فرش، سبز، آجری، قرمز تیره، آبی و قهوه‌‌ای هستند. البته گذر زمان باعث دگرگونی در رنگ قالی شده و تنها دلیلی که باعث سالم ماندن نسبی قالی بوده یخبندان شدید منطقه دره آلتای است. شواهدی بیشمار گویای ایرانی بودن این قالی است؛ اسب‌ها و گوزن زرد خالدار ایرانی و آهوان که همگی مربوط به نژاد ویژه ایرانی است. همچنین سبک کار (گره زدن) به شیوه قالیبافی ایرانیان است. بهره‌گیری از رنگ‌های متفاوت و تقارن آنها نشان می‌دهد این قالی در یک کارگاه مجهز و با تبعیت از یک الگوی دقیق بافته شده است.
حشمتی رضوی در مورد فرش پازیریک نیز می‌گوید: طبق بررسی‌های باستان‌شناسی این فرش متعلق به دوران هخامنشیان است که توسط پروفسور رودنکو، باستان‌شناس روسی هنگام کاوش در گورهای اقوام سکایی منطقه پازیریک (واقع در دامنه‌های جنوبی جبال آلتای سیبری)‌ کشف شد. رودنکو پس از بررسی و تجزیه و تحلیل دقیق اسلوب بافت و نقش‌مایه‌ها و سنجیدن آنها با دیگر آثار بافته شده آن دوران، این فرش را از بافته‌های ایران هخامنشی می‌داند؛ هرچند بسیاری درصدد بوده‌اند که برخی از آثار تمدن ایران باستان را به سرزمین‌های دیگر نسبت دهند.
پس از کشف این قالیچه بود که بسیاری از صاحب‌نظران بر این عقیده شدند که بافت قالیچه‌ای با چنین ویژگی‌هایی، مستلزم دارا بودن پشتوانه فرهنگی و هنری قوی است و حتی تاکید داشتند که در قرون متمادی قبل از بافت این قالیچه، این حرفه در فلات ایران رواج داشته است.
حتی گزنفون، مورخ یونانی در کتاب خود با عنوان «سیرت کورش» می‌نویسد: ایرانیان برای این که بسترشان نرم باشد قالیچه زیر بستر خود می‌گستردند.

 

مراکز تولید فرش در ایران
اگر چه قالیبافی در ایران یک هنر ملی است و به شهر و نقطه خاصی از کشور محدود نمی‌شود، اما برخی شهرهای کشور به مراکز فرش ایرانی شهرت دارند. تبریز از سال ۱۵۰۰ تا ۱۵۵۰ میلادی، کاشان از سال ۱۵۲۵ تا ۱۶۵۰ میلادی و کرمان از سال ۱۶۰۰ تا ۱۶۵۰ میلادی به مراکز فرش ایران تبدیل شدند. امروزه فرش‌هایی از این دوره‌ها در موزه‌های بزرگ جهان از جمله موزه هنرهای زیبای بوستون، موزه ویکتوریا و آلبرت لندن، موزه لس‌آنجلس، موزه هنرهای کاربردی وین، موزه لوور فرانسه، موزه استکهلم و بسیاری از موزه‌های بزرگ جهان نگهداری می‌شوند.

 

آیین‌های قالیبافی
یکی از آیین‌های بسیار مشهور در میان قالیبافان، آوازخواندن هنگام بافت فرش است. آواز یا ترانه خواندن هنگام بافت قالی دارای وزن و آهنگی است که با گره زدن بر تارها هماهنگی دارد. به گونه‌ای که هجاهای آواز با سرعت گره‌ها تنظیم می‌شوند. از این رو قالیباف از میان تمامی مراحل بافت بیشتر هنگام گره زدن می‌خواند و هنگام پود کشیدن خواندن آرام‌تر شده و وقتی که زمان شانه کوبیدن می‌رسد ساکت می‌شود، زیرا خواندن او با صدای کوبیدن شانه تناسبی ندارد و موزون نیست.

عوامل آسیب رسان به فرش و قالی

۱٫عوامل آسیب‌رسان زنده
-انسان: قدم نگذاشتن با کفش‌های آلوده روی فرش
استفاده از ابعاد مناسب فرش

-انواع قارچ‌ها و کپک‌ها و موجودات ذره‌بینی:
عامل اصلی: رطوبت

 

پیشگیری: رطوبت کمتر از ۷۰% و جلوگیری از سکون هوا

 

-انواع حشرات:
کراتین‌خوار: آسیب بیشتری به فرش می‌زنند. مانند لارو بید که از کراتین موجود در الیاف پشم تغذیه کرده و باعث از بین رفتن بخش اصلی لیف‌های پروتئین می‌شود.

 

–  سلولزخوار و همه‌خوار که آسیب کمتری به فرش می‌رسانند.

 

–  بید خطرناک‌ترین حشرات برای فرش

 

محل زندگی: تخم‌ریزی در انتهای پرز قالی

 

روش مقابله با بید:۱٫استفاده از انواع جاروهای دستی و برقی

۲٫جابجا کردن فرش و قرار دادن پشت آن در معرض هوا و نور آفتاب

 

-سوسک سیاه قالی با نام علمی Attagenus piceus نیز بسیار خطرناک است. این حشره با نفوذ به پرزهای قالی انتهای آن را می‌جود ولی به تاروپود نخ پنبه‌ای آن آسیبی نمی‌رساند.

برای مقابله با این حشره از حشره‌کش‌های ویژه استفاده کنید.

 

موریانه‌هایی که داخل خاک زندگی می‌کنند با تغذیه از مواد سلولزی الیاف قالی را از بین می‌برند.

 

راه مقابله:
-استفاده از مصالح مقاوم ساختمانی (لایه‌های بتن، موزاییک،…)

 

-استفاده از مواد ضد موریانه

 

-نظافت کف اتاق

 

 بافت فرش, فرش و گلیم, حشرات فرش

 

۲٫عوامل آسیب‌رسان غیر زنده:
آب و هوا:
۱٫انواع گازهای شیمیایی و سوخت‌های خانگی و صنعتی

 

۲٫میزان تابش مستقیم خورشید

 

۳٫رطوبت نسبی و درجه حرارت

 

نور:
میزان خسارت ناشی از نور بستگی به:
الف.شدت تابش نور
ب.مدت زمان تابش
ج.تشعشعات شیمیایی نور

 

آسیب: رنگ پریدگی و در درازمدت کاهش مقاومت قالی (تأثیر رطوبت در تخریب‌های نوری روی الیاف اهمیت فراوانی دارد)

 

مقابله: استفاده از پوشش‌هایی مانند ورقه‌های پلاستیکی و اکریلیک، پوشاندن پنجره‌ها برای تصفیۀ نور

 

آلاینده‌های هوا:
گازهای تولید شده در شهر مانند دی‌اکسیدسولفور از وسایل نقلیه و کارگاه‌های صنعتی

 

ذرات گردوغبار، دی‌اکسیدگوگرد، ذرات آهن و انواع سولفورها عامل بی‌دوامی و سستی الیاف فرش هستند.

 

مقابله: استفاده از سیستم تصفیۀ هوا

 

گرما و رطوبت:
باعث فساد و واکنش‌های بیولوژیکی می‌شود. پریدگی رنگ‌ها تا حدود زیادی نتیجۀ عمل مشترک نور، حرارت و رطوبت هستند.

 

صدمات هنگام بافت فرش:
سالم بودن گوسفند یا کرم ابریشم (نداشتن بیماری عفونی، قارچی و هورمونی)
نوع الیاف پنبه
شیوۀ رنگرزی

نواقص یک فرش چیست؟

عیوب فرش کدامند؟

عیب، ناهنجاری و عارضه ای است که بر اثر آسیبها و آفتها بر فرش و مواد اولیه آن وارد می شود و نه تنها از زیبائی و بهنجاری این دستباف می کاهد، بلکه بهره دهی کامل و عمر مفید آن را نیز کاهش می دهد. ممکن است این عیبها در مرحله تهیه مواد اولیه، یا بافت فرش یا در مراحل نهایی چون حمل و نقل بوجود بیاید.

 

در اینجا، ابتدا انواع عیوبی که ممکن است در یک قالی بوجود بیاید، توضیح داده می شود و در بخش نحوه اصلاح عیوب سعی می شود، روش رفع این عیبها تا آنجا که امکان دارد، بررسی شود.

– عیبهای قالی
اصیل نبودن طرح: اگر فرش از روی نقشه هایی که طرح آن با معیارهای خارجی و ناشناخته تهیه شده است بافته شود، می گویند این فرش اصالت ندارد، یعنی اگر طرح فرشی از ویژگیهای قومی و فرهنگی و همچنین آداب و رسوم و طبیعت زندگی مردم الهام نگرفته باشد، آن طرح را غیر اصیل می گویند و از لحاظ تجاری بویژه بعد خارجی تجارت آن از ارزش و استقبال کمتری برخوردار می شود.

 

بافت نامرغوب : ممکن است بدلایل متعددی، قالی بافته شده، دارای بافت مرغوبی نباشد، برای مثال متر یک خامه، متناسب با رج نقشه نباشد یا ابزار قالیبافی معیوب باشند که به بافت قالی صدمه می رسانند. و یا اینکه عدم دقت کافی در بافت و چله کشی و سایر مراحل کیفیت فرش بافته شده را پائین بیاورد.

 

بالازدگی : بالازدگی یا به اصطلاح دراز شدن طول فرش به دلیل استفاده از مواد اولیه (خامه، تار و پود) نامناسب با رجشمار فرش مورد نیاز در هنگام بافت حاصل می شود گاهی ممکن است به علت عدم شناخت بافنده به مواد و اندازه های آن و یا عدم اطلاع کافی انباردار و یا حتی فروشنده مواد اولیه، موادی که در بافت قالی به کار می رود، متناسب با رجشمار فرش نباشد.

 

به هم خوردگی گل ها : اگر عمل بافت یا پود دادن و زدن دفتین در تمام مراحل بافت بطور یکنواخت انجام نگردد و یا اینکه بافت مطابق نقشه نباشد، در آخر کار بافت، متوجه عیبی به نام بهم خوردگی نقشه خواهیم شد که ممکن است یک گل در یک قسمت از قالی با گل مشابه و قرینه آن در قسمت دیگر از فرش تفاوت پیدا کرده باشد، این عیب در اثر عواملی از جمله عدم دقت بافنده و یا عدم تناسب مواد بارجشمار نقشه بوجود می آید.

 

پائین زدگی: پپائین زدگی یا کوتاه شدن و یا به اصطلاح کوتاه نشستن قالی بعلت استفاده از مواد اولیه با متریک و نمره های نامتناسب با رجشمار فرش در فرش ایجاد می شود.

 

پوکی (توخالی) : گاهی اوقات برای کاهش زمان بافت و یا صرفه جویی در مقدار مواد مصرفی مانند خامه و نخ و ابریشم و کاهش قیمت تمام شده قالی، ضخامت چله های آن را ضخیم تر از مقدار استاندارد آن تهیه و به کار می برند که در نتیجه قالی تولید شده، سبک، توخالی و نامرغوب خواهد شد و دوام و استحکام فرش کاهش می یابد.

 

پیچیدگی : اگر عمل دفتین زدن یکنواخت و یکسان زده شود، فرش تولیدی ایرادی را پیدا نخواهد کرد، اما در بعضی از مناطق کشورمان از جمله کردستان و بویژه بیجار، حسب عادت و فرهنگ خاص خود، این عمل دفتین زدن و کوبیدن آن مقداری بیشتر و قوی تر انجام می گردد که اینکار موجب انحراف قالی و ایجاد پیچیدگی در عرض و لوله شدن لبه های فرش در طول آن می شود که اغلب قابل اصلاح هم نیست.

 

ترنج داشتن: در اصطلاح قالیبافی به نقطه وسط قالی یعنی نقطه ای که کلیه زوایای فرش نسبت به آن نقطه مساوی و یکسان باشد، ترنج فرش گفته می شود. اگر در هنگام بافت کلیه جوانب بافت بطور یکسان و یکنواخت و هماهنگ نباشد، مشکل ترنج در فرش حاصل می شود که در اصطلاح می گویند فرش ترنج دارد و یا اینکه ترنج وسط نیست.

 

جویدگی : جویدگی یا بره بره بودن نوعی عیب در فرش است که در اثر استفاده از قیچی که کاملاً تیز و سالم نبوده و عمل قیچی زدن هم به طور صحیح انجام نشده است، حاصل می شود. بدین صورت که یک قسمت از فرش از صافی و یکنواختی بقیه قسمتهای آن برخوردار نیست. قیچی و قیچی کردن قسمت های بافته شده فرش از جمله مواردی است که باید با دقت و مهارت کافی انجام گیرد. اگر این موارد رعایت نشود “خواب فرش” یکدست نمی شود.

 

چند چین یک پود : فرش سالم و مرغوب تولید شده فرشی است که پس از هر رج بافت، پودین (پود زیر و پود رو) آن کشیده شده باشد. در بعضی از مناطق تولید قالی، برای صرفه جویی در وقت و مصرف مواد، پس از بافت دو یا سه و گاهی اوقات بیشتر از دو یا سه رج بافت، پودگذاری انجام می گیرد که اصطلاحاً به آن «چند چین یک پود» گفته می شود.

 

خلوتی: اگر متن فرش دارای طرح زیاد باشد و یا به اصطلاح پر کار باشد، کار بافت آن زیادتر می باشد. در واقع اگر متن فرش از طرح های متنوع و ظریف برخوردار باشد و تمام متن به عنوان مثال پوشیده از گل و بوته و … باشد، بافنده موظف است که با دقت و مهارت و صرف زمان بیشتری کار کند، حال اگر قسمتی از متن فرش نسبت به قسمت مشابه و یا قرینه آن تفاوت داشته باشد و خلوت تر باشد، می گویند فرش خلوتی دارد.

 

دو دست شدن: اگر بافنده ای مقداری از کار بافت فرش را خود انجام دهد و به هر دلیل از ادامه کار خودداری نماید، بافنده دیگری کار بافت را ادامه خواهد داد و در واقع فرش توسط دو نفر بافته می شود که در این صورت فرش مذکور دچار عیبی به نام «دو دستی» می شود و علت این امر را می توان در تفاوتی که در قدرت ضربه های دست بافنده، حرکات دست بافنده، قدرت بینایی و سایر شرایط روحی و جسمی بافنده ای با بافنده بعدی جستجو کرد.

 

دورنگی : گاهاً، هنگام مشاهده متن بعضی از فرشها متوجه می شویم که قسمتی از متن آن در مقایسه با بقیه قسمت های فرش مذکور از لحاظ رنگ متفاوت است. این تفاوت ممکن است از کمتر از یک سانتی متر تا حتی نصف کل فرش باشد.

 

ذرتی شدن (ته خواب شدن): چنانکه در حین بافت روی گیری به وسیله قیچی، زیاد گرفته شود و ارتفاع پرز در سطح قالی بسیار کوتاه باشد به طوری که با لمس کردن دست، پرزها احساس نگردد این قالی عیب دار است، زیرا دوام قالی بعلت نداشتن پرز و کوتاه بودن آن به مراتب کم شده و از ارزش آن نیز می کاهد. این عیب گاهی در سرتاسر قالی و گاهی در قسمتهای مختلف قالی دیده می شود. ممکن است یک قالی بعلت کهنگی و فرسودگی دچار همچنین ایرادی شود.

 

رگه داشتن: رگه یا رگه دار شدن عیبی است که به صورت خط و یا خطوط باریک در سطح و یا پشت فرش نمایان می شود که این خطها دارای رنگی روشن تر و یا تیره تر و یا به طور کامل ناهماهنگ با سایر قسمت های متن و یا پشت فرش است. علت ایجاد این عیب را می توان از یک دست نبودن و یا از بدی رنگ خامه ها دانست.

 

چون رنگرز در هنگام رنگرزی دقت کافی به عمل نیاورده و در نتیجه نقطه سطح خارجی خامه آن قسمت که دچار رگه شده است، رنگ گرفته و مغز آن رنگ را جذب نکرده است و زمانی که در دست بافت قرار گرفته و کار بافت به اتمام رسیده است و بافنده آن را قیچی زده است، معلوم شده است که قسمت درونی پشم، رنگ نگرفته و در این مرحله خود را به عنوان «رگه» نشان داده است.

 

رنگ آمیزی (بد رنگی) : هر گاه بین رنگ حاشیه و متن یا لچک ها و ترنج ها هماهنگی وجود نداشته باشد، قالی بد رنگ خواهد بود.

 

سره داشتن: اگر یک قطعه فرش که در تهیه مواد آن و همچنین نصب دار قالی و  چله کشی و بافت آن دقت و مهارت کافی به عمل آمده باشد را روی سطح صافی بیاندازیم و قسمت بالای آن را روی قسمت پائین آن بیاندازیم (از قسمت طولی روی هم تا کنیم به صورتی که قسمت های عرضی روی هم بیافتد) و میزان کنیم، بایستی چهار گوشه فرش کاملاً روی هم منطبق و مساوی هم باشند اصطلاحاً به این فرش، فرش بدون سره گفته می شود. اما اگر قسمتی از بالا یا پائین فرش بلندتر و یا کوتاه تر از سر دیگر باشد، می گویند فرش مذکور سره دارد.

 

شانه داشتن (سرکجی): در برخی از فرشها، اگر از طول آنها راتا بنمائیم و یک نیمه طولی را بر روی نیمه دیگر قرار دهیم، متوجه می شویم که طول یک نیمه فرش بیشتر از سمت دیگر آن می باشد این حالت را سرکجی فرش می گویند.

 

شل شدن چله ها : در بعضی از مناطق ایران به دلایلی از جمله: انجام کارهای کشاورزی و دامداری و یا بر حسب عرف و عادت و یا تفننی بودن بافت قالی، معمولاً مدت زمان بافتن قالی در دست بافت آنها کمی بیشتر از زمان معمول بطول می انجامید به این دلیل و همچنین بر اثر عوامل محیطی مانند تغییر فصل، رطوبت و سرما و گرمای محیط محل قالی بافی، چله ها به مرور شل می شوند و استحکام و دوام آنها هم کاهش پیدا میکند بطوریکه ممکن است تحمل ضربه های دفه (دفتین) را از دست بدهد و پاره شود و بافنده مجبور شود که چله های پاره شده را به هم وصل کند و گره بزند.

 

گره ای که این شکل زده می شود از  رو و پشت فرش، به خصوص پس از شست و شو نمایان می شود و جزو عیوب قالی محسوب می شود و لذا بافت آن قسمت چله که شل شده است نامرغوب به نظر می رسد.

 

بدقواره شدن (اندازه فرش): فرش معمولاً از لحاظ اندازه دارای استانداردهایی می باشد. مانند پشتی، ذرع و چارک، ذرع  و نیم، قالیچه، پرده ای و … اگر در فرش بافته شده از لحاظ طول و عرض یا یکی از آنها، رعایت اندازه نشده باشد می گویند بدقواره است یا پهن شده است یا دراز شده است و یا خارج از استاندارد است که عیب می باشد. ممکن است فرش هایی با اندازه بزرگ و اندازه های مربع و دایره و بیضی و لوزی و یا به اصطلاح اندازه های غلط، حسب سفارش و سلیقه مشتریان بافته شوند اما در حالت معمول، اندازه های مذکور باید رعایت گردند.

 

 بافت فرش, رنگ رفتگی قالی, فرش دستباف

 

کوبیدگی : اگر بافنده در قسمتی از بافت قالی در دست بافت، تعداد لاهای پود ضخیم یا نازک را کم کند و یا اینکه دفتین را محکم تر از سایر قسمت های قالی بکوبد. در این قسمت از قالی تراکم و کوبیدگی بیشتر از بقیه قسمت های آن می شود که عیب محسوب شده و به آن «کوبیدگی» قسمتی از قالی گفته می شود.

 

کجی: کجی فرش هم یکی از عیوب قالی است که ممکن است بعلت کوبیدن بیش از حد گلیم بافی اولیه بافت باشد و یا استفاده از دار یا دستگاه قالیبافی نامرغوب و همچنین یکنواخت نبودن چله ها و شل یا سفت بودن بیشتر قسمتی با قسمت دیگر آن ممکن است چنین عیبی را ایجاد نماید و موجب شود که قالی تولیدی عیب کجی را که شامل شکم زدگی (به بیرون و یا به داخل متن) و یا «شمشیری شدن» (دارای انحنایی شبیه خمیدگی شمشیر) و … هست را پیدا کند.

 

کیسی یا کیستی: معمولاً در بعضی از قالیها در حاشیه های اول و آخر و همچنین حاشیه های بغل جمع شدگی قالی دیده می شود به نحوی که قالی در محل کیسی اضافه تر بنظر میرسد و برجسته است، این عیب را اصطلاحاً «کیسی» قالی می گویند. این نوع قالیها یا ضمن اینکه در محل کیسی ظاهر خوبی ندارند بیشتر در معرض سائیدگی قرار گرفته و زودتر پرزهای آن در ناحیه کیسی از بین میرود و علت بوجود آمدن این عیب در حاشیه های بغلی، قرار گرفتن شئیی در زیر دار مانند سرپرزهای اضافی و اشیاء دیگر است که در اثر فشار چله و دستگاه در آن محل به قالی کشش وارد شده  و به اصطلاح جا باز می نمایم.

 

کف ساده بودن : در صورتی که متن فرش از لحاظ طرح، پر نباشد و تنها یک رنگ در آن به کار رفته باشد، به آن «کف ساده» می گویند، در این حالت میگویند فرش از هنر خاصی برخوردار نیست. بنابراین بهتر است نقشه هایی که دارای نقوش مختلف و پرکار و باب پسند بازار و مشتری است در دست بافت قرار گیرد، فرش کف ساده نسبت به دو رنگ شدن احتمال آسیب پذیری بیشتری دارد.

 

لوچه داشتن : لوچه نوعی عیب در فرش است. اگر یکی از گوشه های چهار گانه فرش نسبت به گوشه های دیگر آن تفاوت داشته باشد، اصطلاحاً می گویند فرش لوچه پیدا کرده است که حالت نوک کجی می باشد که از لحاظ عرض و طول مقداری بلندتر از سایر گوشه ها است و حالت لب آویزان را پیدا میکند. این عیب دراثر شل شدن چله ها و یا عدم دقت در زمان بریدن و جداسازی فرش بافته شده از دار یا هنگام پائین کشی فرش حاصل می شود.

 

ضعیف بودن نقشه: اگر فرش بافته شده دارای نقشه های جذاب و گیرا و دارای پیام خاصی نباشد که از ریشه های قومی، فرهنگی و تاریخی الهام گرفته باشد و موجب خشنودی و طیب خاطر بیننده را فراهم نکند می گویند فرش مذکور «نقشه ندارد».

 

پارگی: بعضی از قالیها بویژه حاشیه آنها پارگی دارد، پارگی در کناره قالیها معمولاً از یک سانت تا ۲۰ سانت است. در بعضی از قالیها نیز سوراخهایی ریز و درشت، کم و یا زیاد دیده می شود که از عیوب قالی محسوب می شود. عدم رعایت دوخت صحیح در پائین کشی قالی های فارسی باف و ایجاد سوراخ در جای سوزنهای دوخت در قالی و  گلیم بافی اول قالی و یا استفاده بیشتر از نخ پنبه (تار و پود ضخیمتر) و به جای آن کاهش مصرف نخ پشمی، موجب ایجاد این حالت میگردد.

 

تقلب در بافت فرش: ممکن است قالی تولیدی دارای انواع تقلب در گره هاباشد. مثل گره جفتی که در شمال خراسان رایج است یا «بی گره بافی» که در استان کرمان و بخشی از آذربایجان رایج است.

 

شل بافی: در بافت فرش گره باید کاملاً کشیده شود و خامه گره در پشت فرش به یک اندازه باشد در غیر این صورت گره درشت فرش به صورت زایده ای برجسته دیده خواهد شد. این کار نخست باعث شکفته شدن سریع گره ها و در وهله بعد، باعث عیبدار شدن پشت فرش می گردد جهت جلوگیری از این عیب باید دو سر نخ گره را در هنگام بافت کاملاً و به طور همزمان کشید.

 

بد قیچی بودن : در بعضی از مناطق فرشبافی، درحین بافت، قالی پرداخت می شود که به آن پرداخت دستی گفته می شود و با قیچی پرداخت صورت می گیرد. ارتفاع پرزها باید از حد معینی کمتر نشود (برای ابریشم ۵ میلی متر و برای پشم ۸ میلی متر). گاهی چند رج از فرش از حد استاندارد کمتر پرداخت می شود که در نهایت مجبور می شوند بقیه قسمتهای قالی را نیز کوتاه کنند.

 

غلط بافی: گاهاً در اثر بی دقتی و یا نداشتن سواد نقشه خوانی، قالی دارای عیبهای غیر قابل اصلاح میگردد. مثلاً نقشه کامل بافته نمی شود یا جای لچک، ترنج عوض می شود و یا اینکه گلها و بندها شکل واقعی خود را از دست میدهند و بهم ریخته، می شوند.

 

رنگ رفتگی: رنگ رفتگی قالی ممکن است دلایل مختلفی داشته باشد، معمولاً قبل از رنگرزی الیاف، باید آن ها را صابون شور کرد تا پشمها رنگ را به خوبی بگیرد، اگر این عمل انجام نگیرد، الیاف خوب رنگ را نمی گیرند و در بافت خود را نشان میدهد. یا عمل دیگری از قبیل نور زیاد و یا شستشو باعث رنگ رفتگی قالی شود.

 

پود نما شدن : اگر در حین بافت پود نازک بیش از حد کوبیده شود، در اصطلاح میگویند که فرش «پود نما» شده است که در پشت فرش پود نازک به صورت برجسته دیده میشود.

 

نداشتن گل گوشه : در طراحی فرش باید به این نکته توجه شود که در گوشه حاشیه که حاشیه های بزرگ و کوچک به هم میرسند موتیف ها حالت ۴۵ درجه پیدا می کنند، اما در بعضی از قالیها حاشیه بزرگ در طول قطع و در عرض بافته می شود که دراصطلاح می گویند حاشیه فرش «گل گوشه ندارد» و این عیب محسوب می شود.

علاوه بر عیبهای ذکر شده که در واقع ایرادات اساسی در یک قالی تولید شده هستند، ممکن است عیوب دیگری نیز در یک قالی دیده شود مثل بید زدگی یا سفیدک زدن قالی که دارای اهمیت کمتری هستند.

فرایند بافت فرش در ایران

قدیمترین فرش دستبافت ایرانی در سال ۱۹۴۹ در دومین مرحله کاوشهای باستان شناس روسی، رودنکو در منطقه پازیریک کشف و به نام فرش پازیریک نامیده شد.

رودنکو در کتابی که به مناسبت این اکتشافات در سال ۱۹۵۳ در روسیه منتشر کرد، درباره فرش مکشوفه توضیحات مفصلی نگاشت و آن را صراحتا کار ایران و قدیمی ترین فرش ایرانی در دنیا بیان نمود. او نوشت: “بدون اینکه بتوانیم به طور حتم بگوییم این فرش کار کدامیک از سرزمین های ماد-پارت(خراسان قدیم) یا پارس است، تاریخ فرش مذکور و پارچه هایی که در پازیریک کشف شد قرن پنجم و یا اوایل قرن چهارم پیش از میلاد تشخیص داده می شود.”

 

سپس او اضافه می کند: “تاریخ این قالی از روی شکل اسب سواران معلوم می شود. طرز نشان دادن اسبهای m10.jpgجنگی که به جای زین قالی بر پشت آنها گسترانده اند و پارچه روی سینه اسب از مشخصات آشوریها می باشد اما در روی فرش پازیریک ریزه کاریهای مختلف و طرز گره زدن دم اسبها ، در نقوش برجسته تخت جمشید نیز دیده می شود.”

در زمان تسلط مغولها (قرن سیزدهم و چهاردهم میلادی) قالی بافی به سطح بسیار رفیعی از زیبایی وتکنیک رسید. شکوفایی این صنعت شاید با حکومت غازان خان (۱۳۰۷-۱۲۹۵ میلادی) مصادف بود.

اما اوج قالی کلاسیک ایرانی را که از آن با رنسانس قالی ایران یاد می شود زمان سلاطین صفوی (۱۷۲۲-۱۴۹۹ میلادی) به ویژه زمان حاکمیت شاه طهماسب اول (۱۵۸۷-۱۵۲۴ میلادی) و شاه عباس کبیر(۱۶۲۹-۱۵۸۷ میلادی) ثبت کرده اند. از این دوران حدود ۳۰۰۰ تخته فرش به یادگار مانده که درموزه های بزرگ دنیا و یا در مجموعه های شخصی نگهداری می شوند.

در این دوران در کنار قصرهای پادشاهان کارگاههای قالی بافی بناشد و مراکز گوناگون که قبلا در تبریز ، اصفهان ، کاشان ، مشهد ، کرمان ، جوشقان ، یزد ، استرآباد ، هرات و ایالات شمالی نظیر شیروان ، قره باغ و گیلان وجود داشتند توسعه و رونق بیشتری گرفتند.

در همان زمان ، نقاشان و نگارگران بلندپایه طرحهای خلاصه شده و ترکیبی ترنج در وسط قالی و لچکها را در آن وارد کردند. یعنی همان طرحی که قبلا به زیباترین وضعی در قرن پانزدهم روی جلد کتابهای ارزشمند به کار می رفت.

با اشغال کشور بوسیله افغانها (۱۷۲۲-۱۷۲۱ میلادی) این صنعت و هنر رو به انحطاط گذاشت.
در قرن نوزدهم قالیهای ایرانی ، بویژه فرشهای نفیس ناحیه تبریز به اروپا راه یافتند. از سوی کشورهای اروپایی نمایندگانی به تمام کشورهای مشرق زمین گسیل شدند و با رقابت بسیار فشرده کلیه فرشهای کهنه و عتیقه را گردآوری کرده به قسطنطنیه که هنوز هم مهمترین بازار قالی مشرق زمین بود فرستادند.

با به پایان رسیدن منابع فرشهای کهنه ، شرکتهای انگلیسی (زیگلر ۱۸۸۳ م) آمریکایی و آلمانی به طور نامحدود اقدام به تاسیس کارگاههایی در تبریز ، سلطان آباد(اراک) ، کرمان کردند. این روال تا جنگ جهانی اول که تولید قالی به طور قابل توجهی افزایش یافته بود ادامه داشت.

 

فرش دستبافت, فرش ایران, بافت تابلو فرش

 

فرایند بافت
مراحلی که برای شروع بافت یک فرش می‌بایست رعایت گردد عبارتند از:

 

۱ـ آماده‌سازی مواد اولیه شامل نخ‌چله، نخ پشمی(خامه)، نخ پود.
۲ـ آماده‌سازی دستگاه (دار) و ابزار.
۳ـ آماده‌سازی نقشه مورد نظر.
۴ـ چله‌کشی (نصب نخ چله یا تارها بر روی دار قالیبافی).
۵ـ بافت گلیم، ابتدای فرش.
۶ـ ساده‌بافی ابتدای فرش، انجام عمل گره زدن بر روی تارها به وسیله خامه.
۷ـ نقشه‌خوانی، انجام عمل گره زدن براساس خانه‌های رنگی نقشه.
۸ـ انجام عمل پودکشی (پود زیر یا ضخیم و پود رو یا نازک) و عمل کوبیدن پودها.
۹ـ شیرازه پیچی کناره‌ها.
۱۰ـ عمل کوبیدن رج‌ها و قیچی‌زدن سرپرزهای اضافی.
۱۱ـ رعایت در جلوگیری از معایب احتمالی هنگام بافت.
۱۲ـ پایین‌کشی :اتمام کار یک فرش بافته شده.

توضیح اینکه در یک فرش تراکم گره‌ها و ظرافت آنها نمایانگر میزان مرغوبیت و کیفیت فرش است. بدین معنی که هر چه تعداد گره‌ها زیادتر و در اصطلاح فرشبافی هر چه پرتر باشد کیفیت آن بالاتر خواهد بود.

بطور کلی در قالیبافی ایران دو نوع گره متداول است.
۱ـ گره ترکی (قیورد ـ متقارن) تبریز، هریس همدان، عشایر فارس و ….

۲ـ گره فارسی (سنه ـ نامتقارن) فارسی‌زبانان، اراک، اصفهان، مشهد، بیرجندؤ کرمان، نائین، کاشان، قم و ….

رجشمار
رجشمارهای رایج در فرشبافی ایران از ۲۰ تا ۹۰ رجی می‌باشد.
معمولاً فرشهای درشت‌باف ۲۰ و ۲۵ رجی و فرشهای ایلیاتی درشت‌بافت معمولاً حدود ۳۰ رجی هستند فرشهای متوسط خوب ۴۰، ۴۵ و ۵۰ رجی هستند. فرشهای خوب ۵۰ تا ۹۰ رجی هستند.

نگاهی به فرش های غرب کشور

انتساب فرش ها به غرب ایران صرفا بر مبنای جغرافیایی صورت می گیرد. در شهرهای متعدد این منطقه وسیع که از لحاظ بزرگی با آلمان غربی قابل قیاس است.

 

ایرانیان شهر نشین در مجاورت با روستاییان و عشایر و آبادی نشینان اطراف که از سواد به نسبت کمتری بهره دارند زندگی می کنند. عشایر با اصلیت و زبان مختلف و رسوم و عادات گوناگون در این منطقه سکنی دارند.

 

در هیچ کجای ایران تضادهای فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی به اندازه این منطقه که دومین رشته کوه های بلند ایران یعنی زاگرس در آن قرار دارد وجود ندارد و درست به همین اندازه ، آب و هوا ، جغرافیا و گل و گیاه و جانوران تغییر و تنوع موجود است.

 

غرب ایران که از شمال با آذربایجان و کوهپایه های البرز ، از شرق با خطی که بطور عمودی از تهران تا خلیج فارس رسم گردد و از غرب با ترکیه و عراق هم مرز است و دارای مناطقی است که بواقع فقط یک چیز به اشتراک دارند و آن هم تولید فرش است. دورن چادرهای عشایر یا خانه های کوچک آبادی نشینان در سایه نخل های واحه ها ، و در کارگاه های کوچک روستاییان و حتی در کارخانه های بزرگ سازمان یافته صنعتی و در هر جای دیگر این منطقه بزرگ ، فرش بخشی قابل توجهی از درآمد مردم را تشکیل می دهد ، خواه از راه فروش و خواه مبادله.

 

فرش دستباف, فرش و گلیم, قالیچه های ایران

 

به رغم این امر ، این منطقه که چندان تحت تاثیر رویدادها واقع نشده ، فرش هایی به بازار جهانی عرضه داشته که مخصوص این منطقه بزرگ و خودکفا می باشند. فرش های این منطقه شامل فرش های ساده و ضخیم با رنگ بندی بدیع و عالی از کوه نشینان کرد و لرها است. فرش های ظریف و نفیس ریز بافت کردهای سنه ، بیجار و یا ناحیه شرق رشته کوه های زاگرس ، قطعات دیدنی و درخشان اراک را تداعی می کنند. آوردن نام کلیه جاهایی که در آنها فرش های غرب ایران بافته می شوند ناممکن است زیرا از هر دهکده و هر واحه فرش هایی به بازار و مراکز گردآوری مجموعه ها آورده می شود.

 

این نام ها اغلب بطور تصویری و دلخواهی انتخاب می شوند و درباره ی اصلیت یا کیفیت فرش اطلاعات چندانی در اختیار طالبان غیر حرفه ای قرار نمی دهند. در این باره بهتر است از کارشناسان فرش تبعیت نموده که فرش های غرب ایران را به سه گروه اصلی برمبنای ویژگی های خاص آنها دسته بندی کرده اند : فرش های کردی ، فرش های همدانی و فرش های اراک یا محال. تولیدات هزاران چادر عشایر و آبادی ها و روستاهای همدان تحت عنوان گوناگون : بش قارداش بوبوک آباد ، بروجرد ، درجزین ، کنگاور ، کبودرآهنگ ، مهربان ، منصورآباد ، تاجی آباد از طریق بازارهای همدان به خانه های غربیان راه می یابند.

 

لکن آنهایی که بعنوان خاستگاه اصلی قالی همدان مدنظر ما هستند مراکزی مانند : برچلو ، جوزان ، همدان ، انجلاس ، قره گوزلو ، خامش ، قلتق ، لیلیان ، ملایر ، مزلقان ، ساوه ، شاهسون و تفرش می باشد.

طراحان قالی در ایران

تکمیل و تعالی نقشه قالی ایرانی به مرور زمان صورت گرفته است. بنابر شواهد تاریخی، قالی‎های ایران تا حدود ۴۵۰ سال پیش مقارن سلطنت شاه طهماسب با طرح‎های هندسی بافته می‎شدند و شاید تا حدودی به تحقیق بتوان گفت تنها بعد از این زمان بود که طرح‎هایی با خطوط منحنی و دوار در نقش قالی ایران وارد شد و در این زمان، هنر قالی مانند دیگر هنرهای زیبا به حد کمال خود رسید.

 

هنگام بحث درباره طراحان نقش قالی ایران اگر از گذشته‎های بسیار دور عهد صفوی  که تنها نام انگشت شمار تنی چند از این هنرمندان از جمله رضا عباسی، میرک و سلطان محمد تبریزی بر صفحات تاریخ هنر ایران باقیمانده است بگذریم و ادامه مبحث را با گذشتن از یک فضای خالی تاریخی به دوره پایانی عهد قاجاریه کشانده و تاریخ نقش قالی را از زمان نقاش بزرگ کرمان محسن خان شروع کرده و به زمان حال برسانیم، به نام بسیاری از هنرمندان نقش قالی و تذهیب بر می‏خوریم که حاصل تخیل و قدرت نقش آفرینی هنر قالی بافی ایران جلوه ابدی بخشیده‎اند.

 

طراحان بزرگ نقش قالی ایران در ۱۵۰ سال اخیر در پنج مرکز مهم قالی بافی ایران به شرح زیر دسته بندی میشود:

 

کرمان
سر سلسله نقاشان بزرگ ایران، محسن خان نقاش معروف کرمانی است متولد سال ۱۲۱۱ شمسی و متوفی سال ۱۲۹۰ شمسی؛ فرزند این هنرمند بزرگ حسن‎خان یکی از طراحان نام آور و برجسته نقش قالی است. شاگردان حسن‎خان به ترتیب عبارتند از زمان‏خان، احمد علی‎خان کربلایی، اکبر فدایی، کاشی نقاش، حاج محمد جعفر، عزیز الله بهارستانی، رضا بهره‎مند و حسین رسولی راوری که هر کدام از آنها با ابداع نقشهای جدید و دلفریب هنر نقش قالی را در خطه کرمان به اوج کمال خود رسانیدند.

 

در نسل سوم نقاشان کرمانی به نام‏های محمد علی شاهرخی پسر حسن‎خان،اکبر بهارستانی فرزند عزیزالله بهارستانی، عباس سروری،احمد کیوان، علی صوتی و حسین واعظی بر می‏خوریم.

 

اصفهان
در طراحی قالی اصفهان بی‎تردید باید ابتدا به نام عیسی بهادری اشاره شود. او پس از اتمام مدرسه کمال الملک، سال ۱۳۱۵ به سرپرستی هنرستان هنرهای زیبا اصفهان برگزیده شد؛ به مدت ۳۰ سال در این سمت شاگردان زیادی را در همه رشته‎های هنرهای تزئینی بویژه در نقاشی و تذهیب و نقش قالی تربیت کرد و طرح‎های بسیار جالبی را به مجموعه طرح‎های ایرانی افزود؛ جواد رستم شیرازی، پورصفا، هوشنگ جزی‎زاده، محمود فرشچیان و جعفرقلی دادخواه همگی از دانش آموختگان این هنرستان و از شاگردان و همکاران او بودند.

 

احمد ارچنگ متولد ۱۲۹۳ شمسی هنرمند برجسته دیگری است که از او طرح‎های چشم نواز و زیبایی در نقش قالی‎بافی مانده است؛ شاگردان با استعداد این هنرمند به نام‎های عباس کرباسیون و رحمت الله شادمان در ادامه کار استاد هم اکنون به کار طراحی در اصفهان اشتغال دارند؛ جعفر رشتیان، طراح معروف دیگری درا صفهان که تا چندی پیش در قید حیات بود در زمینه طرح‎های منظره‎ای نمونه‎های بسیار با ارزشی از خود بر جای گذاشت. نمیتوان از نقش قالی اصفهان صحبت کرد و به نام حسین مصور الملکی متولد ۱۲۷۰ شمسی از نقاشان مشهور نقش قالی اصفهان اشاره نکرد.

 

فرش و گلیم, طراحان قالی, نقشه قالی ایرانی

 

کاشان
در دفتر طراحان بزرگ و صاحب سبک کاشان در ۱۱۰  سال اخیر ابتدا به نام رضا صانعی می‎رسید رضاخان که از پیشکسوتان هنرمند نقش قالی است بر می‎خوریم. این هنرمند نامدار سال ۱۲۶۵ شمسی در شهر کاشان متولد شد. او مانند سایر هنرمندان همعصر خود، نقاشی و طراحی را نزد میرزا احمد و برادرش میرزا علی اکبر آموخت و خیلی زود خود به مرحله استادی رسید. آثار او بیشتر بصورت دورنما و پرتره است. همکار و داماد او میرزا نصرالله صانعی نقاش زاده نیز از استادان فن نقش قالی است که بیشتر در سبک کلاسیک کار میکرده است.

 

دبیرالصنایع، آقا رضا وفا و میرزا عباس صنیعی نیز از استادان فن هستند و هنر نقاشی قالی کاشان به مقیاس زیاد، مدیون ذوق و نوآوری و خلاقیت هنری آنان است؛ محمد و نظام افسری، دو تن از اعضای خانواده هنرمند افسری در کاشان هستند که در رشته نقش قالی به مرحله استادی رسیدند؛کارهای این دو نقاش چیره دست بیشتر در مایه طرح‎های طبیعت و صورت سازی است.

 

در یادآوری سایر هنرمندان صاحب شهرت این رشته باید به نام‎های محمد صنیعی، فرزند میرزا عباس صنیعی و مرتضی درویش و بالاخره سید محسن صانعی فرزند رضا صانعی که در شهر مشهد به کار طراحی قالی اشتغال دارد اشاره شود.

 

تبریز
شهر تبریز میراث‎دار نگارگری مکتب تبریز است که خود همواره به عنوان نوآورترین شهر در طراحی قالی جهان مطرح بوده است. تبریز از سویی به واسطه قرار گرفتن در مسیر جاده ابریشم  و ارتباط با کشورهای اروپایی و از سویی جسارت طراحان در ابداع فرم‎ها و رنگ آمیزی‎های جدید از ویژگی‎های منحصر به فردی برخوردار است. از قدیمی‎ها رسام ارژنگی و میر مصور، مینیاتوریست و نقاش قالی و از بنیانگذاران مدرسه صنایع مستظرفه تبریز بوده‎اند.

 

همچنین از استادان درگذشته می‎توان به حبیب الله امین افشار و محمد تقی خیابانی،ابراهیم رضایی،ابوالقاسم اماقانی، قلی نامی و اکبر برگی اشاره کرد و از هنرمندان دوران معاصر رضا اسکندری، غلامحسین خیابانی و محمد حسین بنام را می‎توان نام برد که هر کدام با ذوق و کوشش فراوان سعی دارند برگ جدیدی بر دفتر طرح‎های جاودانی قالی ایران بیفزایند.

 

مشهد
از طراحان مشهور و قدیمی مشهد میتوان از عبدالحمید صنعت نگار متولد ۱۲۸۷ شمسى نام برد که طراح نقشه بسیاری از قالی‎های بافته شده در کارگاه عمو اوغلی بوده است، علی اکبر طرحچی، فرزند عباس طرحچی معروف به نگارنده نیز از طراحان قدیمی و پر سابقه مشهد است؛ از نسل جوانتر محمد حسین فخرالواعظین مهدوی متولد  ۱۳۱۰ شمسی فرزند شیخ عبدالکریم فخرالواعظین مهدوی، طراح و نقاش قدیمی کرمانی و احمد بهبودی و حسین شهیدی‎نژاد هستند که در گروه هنرمندان کارگاه‎های قالی‎بافی آستان قدس رضوی و شرکت سهامی فرش ایران قرار دارند.

یک قالی چگونه بافته می شود

برای بیشتر ما این موقعیت پیش آمده که برای خرید فرش به فرش فروشی مراجعه کنیم. مدل و طرح و نقش فرش را می پسندیم و بعد از کمی چانه زدن آن را خریداری می کنیم یا این که به توافق نمی رسیم و از مغازه خارج می شویم؛ اما در این گزارش قصد نداریم از بازار فرش برایتان بگوییم، بلکه می خواهیم چگونگی رسیدن فرش به مغازه فرش فروشی را تشریح کنیم.

 

این که چه وسایلی برای تهیه یک فرش نیاز است و چگونه مورد استفاده قرار می گیرد؛ مسائلی که شاید تاکنون درباره آن نشنیده یا کمتر شنیده باشید.

 

 قالی دستباف, بافت قالی, دار قالی

 

وسایل مورد نیاز برای بافت فرش
این که برای بافت فرش چه لوازمی نیاز داریم بسیار اهمیت دارد. دار قالی، دفه، شانه، کاردک، قیچی، چله، کوجی، سک و سیخ پود کشی از لوازم مورد نیاز بافت قالی است.

از دار قالی شروع می کنیم. فرش معمولا روی چارچوبی به نام دار قالی بافته می شود و اندازه این دار قالی بستگی به متراژ فرش دارد و به همان نسبت بزرگ و کوچک است. معمولا دارهای فرش در دو نوع افقی و عمودی وجود دارند. بافت فرش به طور معمول در دارهای عمودی انجام می شود، اما برخی مناطق مانند ترکمن صحرا به بافت فرش روی دارهای افقی معروف هستند. در گذشته دارهای قالی چوبی بود و به وسیله چند تیر در گوشه ها، این دار به هم متصل می شد اما هم اکنون این دارها جای خود را به دارهای فلزی داده اند و به وسیله پیچ و مهره به هم متصل هستند.

 

همه دارهای قالی باید زاویه نود درجه داشته باشند و درغیر این صورت بافت فرش کج پیش می رود و به قول معروف بار کج به مقصد نمی رسد و این فرش را کسی خریداری نمی کند. دارهای عمودی فضای زیادی اشغال نمی کنند و در گوشه ای از اتاق هم می توانند قرار بگیرند، اما دارهای افقی فضای زیادی اشغال می کنند. البته افرادی که روی دارهای افقی کار می کنند زودتر از قالیبافان دار عمودی دچار مشکل کمر و چشم می شوند. به این دلیل که نحوه نشستن و همچنین بافت آنها استاندارد نیست. معمولا افرادی که بافت قالی را شغل خود می دانند اتاقی برای کار در نظر می گیرند تا رفت و آمد در فضای مربوط کمتر صورت گیرد.

 

دفه یا دفتین
این وسیله نام های زیادی دارد و هر گویش و منطقه ای آن را به زبان خود تلفظ می کرده و اکنون به نام دفه، دفتین، کرکیت، کلوزار و دستوک معروف شده، اما بیشتر این وسیله را به نام دفه می شناسند و این نام عمومیت پیدا کرده است. دفه یکی از وسایلی است که برای قالیبافی بسیار مورد استفاده قرار می گیرد و وظیفه این وسیله فلزی سر شانه ای، کوبیدن گره های فرش است. در نظر اول اگر این وسیله را در دست بگیرید متوجه می شوید بسیار سنگین است و کار با آن راحت نیست.

 

دفه انواع مختلفی دارد. دفه های بزرگی که باید با دو دست کوبیده شود و دفه های سبک یکدستی. البته هر دو یک کار انجام می دهند، اما این که هر کدام کجا مورد استفاده قرار می گیرد اهمیت دارد. به طور معمول زمانی که بافت قالی به نیمه یا ۵۰ درصد رسید از دفه دو دستی استفاده می کنند. به این دلیل که پرزهای فرش دیگر اجازه ورود دفه یکدستی را که گره به درون تار بفرستد ندارد و دفه های سبک توانایی این کار را ندارند. پس باید از دفه های بزرگ دودستی استفاده شود تا این گره ها زیر تار و پود فرش قرار گیرند.

 

 قالی دستباف, بافت قالی, دار قالی

 

اِرش یا چله
بعد از این که دار قالی تهیه شد، برای بافت آن باید کاری مهم انجام داد که چله نام دارد. چله نخ هایی است که روی دار قالی نصب می شود. برخی افراد تنها به شغل چله کشی مشغول هستند و از این راه نان درمی آورند. پس باید برای شروع بافت قالی ابتدا چله را روی دار قالی نصب کنید. چله تارهای تشکیل دهنده قالی یا فرش است که هر نخ پود از زیر آن به صورت یکی در میان عبور می کند تا نقش فرش را رقم بزند.

 

چله فرش مهم ترین بخش آن است، به این دلیل که اگر خوب این تارها روی دار قالی نصب نشود ، فرش آن ظرافت لازم را نخواهد داشت. هر چه چله فرش کشیده تر و محکم تر باشد نتیجه کار بهتر خواهد بود. چله ها دارای نمره و لا هستند. هر یک از این درجه و نمره ها با توجه به رج شمار یا مسیر رگ مانند فرش انتخاب می شود و مورد استفاده قرار می گیرد. چله معمولا از پشم، پنبه و ابریشم تهیه می شود که هر کدام از آنها دارای نمره و لای متفاوت است. اکنون نخ چله بیشتر از پنبه تهیه می شود در حالی که قبلا ابریشم و پشم بیشتر مورد استفاده بوده است.

 

آرقاچ یا پود
نخ های افقی که به صورت یکی در میان از زیر و روی تار قالی به صورت رگ یا همان رج قالیبافی رد می شود پود نام دارد. نخ های پود هم مانند تار اکنون از نخ پنبه تهیه می شود. این پود ها بعد از هر گره فرش به وسیله دفه کوبیده می شود تا جایی که یک رج به صورت کامل تمام شود و قالیباف سراغ رج بعدی برود.

 

کوجی، کاردک، قیچی
کوجی به میله کمکی پایه دار قالی گفته می شود و تا تمام شدن فرش روی دار باقی می ماند و بعد از بریدن چله برای درآوردن فرش آن را هم از کنار دار بر می دارند. قطر این میله بین چهار تا شش میلی متر است. دلیل استفاده از این وسیله محکم کردن تارهای قالی و همچنین انسجام بخشیدن به فرش است. کاردک یا کثر برای بریدن سر خامه های اضافی بعد از گره زدن مورد استفاده قرار می گیرد.

 

خامه همان اضافه نخ هایی است که روی قالی بعد از گره زدن باقی می ماند. دسته این وسیله ممکن است چوبی یا فلزی باشد. دسته های چوبی ظاهر شیک تری دارند، اما عمر دسته فلزی ها بیشتر از دسته های چوبی است. قیچی هم یکی از ملزومات قالیبافی است. قیچی قالیبافی با قیچی های دیگر از نظر شکل و شمایل کمی متفاوت است. دسته این قیچی ها با محل برش آن فاصله دارد. دلیل این فاصله سهولت در بریدن پرزهای اضافی فرش است.

 

شروع بافت فرش
بعد از این که همه این وسایل را تهیه کردیم تازه اول راه است. همان طور که در ابتدای گزارش گفته شد برای بافت قالی باید روی دار قالی چله کشیده شود. بعد از چله کشی باید نقشه را روبه روی خود قرار دهیم تا بدانیم به چه طریقی پیش برویم. به طور معمول فرش از یک گوشه بافته می شود و عرض آن تکمیل می شود که به اصطلاح رج نامیده می شود.

 

هر رج از تار و پود به صورت زیر و رو تشکیل می شود و یک نقش را می آفریند. بعد از اتمام هر رج روی هر کدام از تار و پود ها باید گره زده شود و با دفه روی آن می کوبند تا این گره محکم شود. این کار تا پایان بافت فرش ادامه خواهد داشت. زمانی که فرش به قول معروف به اندازه چهار انگشتی رسید باید قیچی شود و پرزهای اضافی آن گرفته شود تا این پرزها جلوی گره های جدیدتر را نگیرد و این کار را نیز با قیچی مخصوص انجام می دهند.

 

 قالی دستباف, بافت قالی, دار قالی

 

نقشه خوانی
نقشه خوانی فرش به این گونه است که افراد طرح شطرنجی فرش را رو به روی خود قرار می دهند و این طرح ها همیشه یک سانتی متر در یک سانتی متر در نظر گرفته می شود. نقشه خوان که معمولا کنار بافنده قرار می گیرد و نقشه را با صدای بلند می خواند به بافنده می گوید که در فاصله چند گره از رنگ خاصی استفاده کنده و چند گره بعد رنگ دیگری را به کار ببرد. بعد از بافت هر یک سانتی متر به این روش باید دوباره به نقشه مراجعه کرد و دوباره برای رج یا سانتی متر بعدی از آن بهره گرفت.

 

رنگ های طبیعی در فرش
برخی بافندگان فرش برای جلوه بهتر فرش خود از رنگ های طبیعی استفاده می کنند. اکنون قصد داریم چگونگی تهیه نخ طبیعی را شرح دهیم. رنگ های طبیعی از میوه هایی مانند انار و انجیر و میوه های دیگر به دست می آید. پوست گردو نیز یکی از میوه هایی است که برای تهیه رنگ از آن استفاده می کنند. پوست این میوه ها در دیگ های مخصوص رنگ دهی به نخ جوشانده می شود و بعد از پخته شدن مغز نخ، به آن تثبیت کننده می زنند تا بعد از مدتی رنگ فرش تغییر نکند.

 

البته برخی تولیدکنندگان نیز از رنگ های گیاهی استفاده می کنند. گیاه روناس برای تهیه رنگ نخ بیشترین استفاده را دارد و آن را در دیگ مخصوص با کرک یا ابریشم مخلوط می کنند. بعد از پخته شدن کامل آن بخشی از آن را از دیگ خارج می کنند تا مشاهده شود که مغز آن پخته است یا خیر. میزان رنگ به اندازه جوشیدن نخ در دیگ بستگی دارد و هر چه رنگ قرار است سیرتر باشد باید بیشتر جوشانده شود. در این میان رنگ هایی هم وجود دارد که به رنگ های آماده معروف است و اغلب از چین وارد کشور می شود. طریقه رنگرزی آنها نیز به همان روش جوشاندن در دیگ است، اما این کجا و آن کجا… .

 

دستگاه های قالی بافی

دار قالی, فرش و گلیم

دستگاه های قالی بافی که اصطلاحاً به آن ها دار نیز گفته می شود عبارتند از چهار چوبه هایی به شکل مستطیل از جنس چوب و یا فلز و سایر متعلقات آن از قبیل پایه، نیمکت و چرخ دندانه های مربوطه. از نظر شکل دستگاه و مکانیسم بافت آن ها را به دو نوع تقسیم می کنند.

دستگاه های قالی بافی که اصطلاحاً به آن ها دار نیز گفته می شود عبارتند از چهار چوبه هایی به شکل مستطیل از جنس چوب و یا فلز و سایر متعلقات آن از قبیل پایه – نیمکت و چرخ دندانه های مربوطه. از نظر شکل دستگاه و مکانیسم بافت آن ها را به دو نوع تقسیم می کنند.

 

الف) دستگاه های افقی
ب) دستگاه های عمودی

 

دارهای افقی
دستگاه های افقی بیشتر در میان عشایر رواج دارد. مشخصات این نوع دارها چنین است که دو تیره چوبی محکم و راست را در فاصله معینی نسبت به یکدیگر با چهار میخ چوبی و یا فلزی در زمین محکم می کنند و سپس تارهای فرش را متناسب با عرض و ظرافت فرش مورد نظر به صورت عمود در امداد تیرها به دور تیرهای افقی می پیچند.

 

رواج این نوع دارهای در میان عشایر بیشتر به علت سهولت جابجا شدن آن ها به هنگام کوچ است. با این دستگاه ها فرش هایی با اندازه های بزرگ نمی توان بافت و همچنین فرش هایی که با این نوع دستگاه ها بافته می شوند. گاهی در بالا و پائین اختلاف عرض پیدا می کنند. یکی دیگر از عیوب این دستگاه ها این است که کارگر بافنده بعد از مدتی کار به علت خم شدن مداوم روی دستگاه گوژپشت و نحیف اندام می شود.

دارهای عمودی
این نوع دار قالی مخصوص روستاها و مراکز قالی بافی شهری می باشد و ساختمان آن تا حدودی پیچیده تر از دستگاه های افقی می باشد. فرش هایی که با این دستگاه ها بافته می شوند از نظر ابعاد و نقشه از فرش هایی که با دارهای افقی بافته می شوند دقیق تر هستند.

 

دستگاه های عمودی شامل انواع مختلف زیر می باشند.
دار ثابت
این نوع دار به صورت چهار چوبی است که از اتصال دو تیره محکم و خدنگ به صورت افقی در بالا و پائین و همچنین دو تیر عمودی در طرفین تیرهای افقی تشکیل می شود. تارهای قالیچه و قالی به تناسب ظرافت و عرض فرش مورد نظر در بین تیر بالایی (سردار) و تیر پایینی (زیر دار) کشیده می شوند. کارگر بافنده روی تخته الوار مانندی مقابل دار فرش می نشیند و به تدریج که کار بافت پیشرفت می کند. محل این تخته را بالاتر می برند. در این نوع دار طول فرش اندکی کوچکتر از فاصله تیرهی بالایی و پایینی دستگاه می باشد.

 

دار قالی, فرش و گلیم

دار تبریزی
در این نوع دار نیز تارهای فرش تیرهای بالا و پایین دستگاه را دور می زنند. یکی از ویژگی های این نوع دار این است که به تناسب پیشرفت کار ضمامن بالایی دستگاه کشیده می شود و در نتیجه تارها شل شده و قسمت بافته شده به پشت دار منتقل می شود و بدین گونه جای بافنده تغییر نمی کند و همیشه در همان ارتفاع قبلی مقابل دار قالی می نشیند. از این نوع دارها در تبریز و سایر شهرهای آذربایجان و هم چنین در اراک و قم و همدان و پاره ای از نقاط مرکزی ایران استفاده می کنند.

دار کرمانی
از این نوع دستگاه اولین بار در کرمان استفاده شد و امروزه در برخی دیرگ از شهر های ایران مانند کاشان، نائین، اصفهان استفاده از آن معمول است. مکانیسم بافت در این نوع دار چنین است که قسمت های بافته شده به تدریج به دور تیر پایینی پیچیده می شود در نتیجه با آن می توان فرش هایی با اندازه های بزرگ را بافت. یکی دیگر از قابلیت های این قبیل دستگاه ها این سات که کشش تارها را با آن ها بهتر می توان کنترل کرد و در عوض به علت آن که قسمت های بافته شده به پشت دستگاه منتقل می شود امکان مقایسه نقشه قسمت های بافته شده با نقاط قرینه منتقل شده به پشت دار وجود ندارد.

 

به طور کلی در مشخصات و ساختمان دستگاه های قالی بافی از زمان های پیشین تاکنون تغییرات زیادی داده نشده است و پژوهش ها و تحولات انجام شده بر روی آن با توجه به سایر حرف وابسته به پیشه قالی بافی از زمان های پیشین تاکنون تغییرات زیادی داده نشده است و پژوهش ها و تحولات انجام شده بر روی آن ها با توجه به سایر حرف وابسته به پیشه قالی بافی مانند رنگرزی و طراحی بسیار ناچیز بوده. بافندگان فرش هنوز هم با همان دستگاه های قدیمی و ابتدائی بر اساس سنت ها و روش های آباء و اجدادی خود به کار بافت فرش اشتغال دارند.

 

مختصر تغییراتی که بر روی دارهای قالی به وجود آمده اند عبارتند از: جایگزین نمودن لوله های فلزی به جای سر دارها و زیر دارهای چوبی و کج و معوج و یا استفاده از چرخ دندانه هایی به منظور بالا بردن و پایین آوردن قالی بر روی دستگاه و چند اصلاح روش مختصر دیگر.

 

پیش از شروع به مطالعه چگونگی بافت فرش، یادآوری این نکته مهم است که میله های افقی (سردار-زیردار) و به طور کلی تمامی دستگاه باید در مقابل فشارهای ناشی از کشش هزاران تار چله و همچنین ضربات مداومی که به هنگام شانه کردن و کوبیدن گره ها بر روی دار وارد می شود مقاومت کافی داشته باشند و هر گونه سهل انگاری در عدم رعایت اصول فنی و بی دقتی در کنترل حالت قائمه میله های افقی و عمودی و محکم بودن پایه ها نتیجه ای جز فرش کج و کوله با کناره های جمع شده نخواهد داشت.

 

دار قالی, فرش و گلیم

ابزارهای بافندگی و رفوگری
ابزارهای بافندگی رفوگری فرش بسیار معدود و ساده می باشند. در بافنگی و رفوگری به طور معمول برای گره زدن از یک نوع چاقوی مخصوص استفاده می کنند که سر آن به شکل قلاب درآمده و به کمک این قلاب می توانند پود و پرز را از میان تارهای فرش بگذرانند. اختلاف چاقوی رفوگری با چاقوی بافت در این است که اندازه های چاقوی رفوگری تا حدودی کوچک تر می باشد.

 

برای کوبیدن گره ها در روی ردیف های افقی و اتصال آن ها به شبکه تار و پود از شانه مخصوصی استفاده می کنند که در هر شهری نامی مخصوص دارد چنانچه در یزد آن را دفتین و در کرمان کلوزار می گویند. یکی دیگر از وسایل موردنیاز در بافت و رفوگری فرش قیچی سربرگشته ای است که با آن سر پرزها را بریده و فرش را بعد از خاتمه بافت پرداخت می کنند.

 

در رفوگری ابزارهای دیگری به کار می برند که در بافت فرش مورد استعمال ندارند از جمله جوال دوز که در موقع سوزن کشی آن را به کار می برند و همچنین قاب کوچکی از جنس چوب که محدوده قسمت هایی که باید رفو شوند بر روی آن میخ کوبی کرده و از آن مانند دار قالی بافی استفاده می کنند. گاهی رفوگرها برای صرفه جویی در وقت و اجرت قسمت های رنگ و رو رفته فرش را با مداد ماژیکی رنگ آمیزی می کنند که قاعدتاً دوام چندانی نمی توانند داشته باشند

مهارت سنتی بافت فرش

 فرش فارس, فرش و گلیم

ایرانیان از شهرت جهانی بافت فرش لذت می برند و بافندگان فرش فارس که در جنوب غربی ایران ساکن هستند، از برجسته ترین بافندگان به شمار می آیند. پشمی که برای بافتن فرش استفاده می شود در پاییز و یا بهار توسط مردان چیده می شود.

 

پس از آن مردها دار قالی که قابی مسطح بر روی زمین است را بنا می کنند. زن ها نیز پشم ها را برای بافت فرش می ریسند. رنگ هایی که در فرش استفاده می شود عموماً طبیعی است: قرمز، آبی، قهوه ای و سفید که از مواد رنگرزی شامل دوناس، وسعه (پرطاووس)، برگ کاهو، پوست گردو، ساقه گیلاس و پوست انار تهیه می شوند.

 

زن ها مسئولیت طراحی، انتخاب رنگ و بافت را دارند، آن ها حس زندگی کوچ نشینی خود را در فرش می آورند. آنها بدون هیچ طرح قبلی فرش می بافند، هیچ بافنده ای نمی تواند ۲ فرش با یک طرح ببافد. نخ رنگ شده در تار فرش می افتد تا به فرش طرح و نقش دهد. در آخر اطراف فرش دوخته می شوند، پشم های اضافی را می سوزانند تا نقش ها روشن و واضح باشند و فرش برای آخرین بار شسته می شود.

 

همه این مهارت ها شفاهاً و با مثال منتقل شده است. مادرها به دخترانشان یاد می دهند که چگونه از این مواد، ابزار و مهارت ها استفاده نمایند. در حالی که پدران پسرانشان را برای چیدن پشم ها و ساختن دار آموزش میدهند.

 

 فرش فارس, فرش و گلیم

 

 فرش فارس, فرش و گلیم

 

 فرش فارس, فرش و گلیم

 

 فرش فارس, فرش و گلیم

 

 فرش فارس, فرش و گلیم

 

 فرش فارس, فرش و گلیم

 

000-017   000-080   000-089   000-104   000-105   000-106   070-461   100-101   100-105  , 100-105  , 101   101-400   102-400   1V0-601   1Y0-201   1Z0-051   1Z0-060   1Z0-061   1Z0-144   1z0-434   1Z0-803   1Z0-804   1z0-808   200-101   200-120   200-125  , 200-125  , 200-310   200-355   210-060   210-065   210-260   220-801   220-802   220-901   220-902   2V0-620   2V0-621   2V0-621D   300-070   300-075   300-101   300-115   300-135   3002   300-206   300-208   300-209   300-320   350-001   350-018   350-029   350-030   350-050   350-060   350-080   352-001   400-051   400-101   400-201   500-260   640-692   640-911   640-916   642-732   642-999   700-501   70-177   70-178   70-243   70-246   70-270   70-346   70-347   70-410   70-411   70-412   70-413   70-417   70-461   70-462   70-463   70-480   70-483   70-486   70-487   70-488   70-532   70-533   70-534   70-980   74-678   810-403   9A0-385   9L0-012   9L0-066   ADM-201   AWS-SYSOPS   C_TFIN52_66   c2010-652   c2010-657   CAP   CAS-002   CCA-500   CISM   CISSP   CRISC   EX200   EX300   HP0-S42   ICBB   ICGB   ITILFND   JK0-022   JN0-102   JN0-360   LX0-103   LX0-104   M70-101   MB2-704   MB2-707   MB5-705   MB6-703   N10-006   NS0-157   NSE4   OG0-091   OG0-093   PEGACPBA71V1   PMP   PR000041   SSCP   SY0-401   VCP550  

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است